تایپ میرباقری
فهرست مطالب
عنوان صفحه
1) منظور از معرفت دینی چیست و اعتبار خود را از کجا می یابد؟ 1
1. وحدت گرایی معرفت شناختی و بی معنایی علم دین. 1
الف) دیدگاه اثبات گرایی منطقی. 2
2. کثرت گرایی معرفت شناختی و معناداری و بی معنایی علم دینی. 6
الف) کثرت گرایی تباینی و بی معنایی علم دینی. 6
ب) کثرت گرایی تداخلی و معنا در علم دین. 8
1) منظور از معرفت دینی چیست و اعتبار خود را از کجا می یابد؟
براساس روایت ما 3 موضع درباره معرفت شناختی تعبیر علم دینی وجود دارد که نخست وحدت گرایی معرفت شناختی و 2 گثرت گرایی معرفت شناختی که کثرت گرایی دو موضع دارد: 1. کثرت گرایی تباینی، 2. کثرت گرایی تداخلی. که در موضع وحدت گرایی و کثرت گرایی تباینی تعبیر (علم دینی) بی معنا تلقی می شود ولی در کثرت گرایی تداخلی تعبیر (علم دینی) تعبیری با معنا می باشد. به شرح زیر می باشد:
1. وحدت گرایی معرفت شناختی و بی معنایی علم دین
مقصود از وحدت گرایی معرفت شناختی این است که دانش بشری، سنخیتی واحد و یکدست دارد و مشخصه آن نیز تجربی بودن آن است. براین اساس، دین اصولا از حوزه دانش بیرون است و خود نیز فاقد ماهیت دانش است. از این رو علم دینی بی معنایی آشکاریخ واهد شد همچنین آنها معتقدند که دانش بشری تقسیم پذیر به حوزه های مختلفی نیست که هر یک دارای اصول و روش های معرفتی و متمایز می باشد. بلکه ساختار دانش، یکدست و یکپارچه است و چنان نیست که هر یک به اصول و قواعد معرفت شناختی متفاوتی استوار باشد. این موضع از سوی اثبات گرایان منطقی و عمل گرایان اتخاذ شده است.
الف) دیدگاه اثبات گرایی منطقی
اثبات گرایان منطقی معتقدند که تنها قضایای تالیفی یا ترکیبی معرفت بشری را تشکیل می دهند. در این قضایا موضوع و محمول به عنوان دو مفهوم مستقل از یکدیگر با هم ترکیب می شود و به این ترتیب گزاره ای پدید می آید که صدق و کذب آن به وسیله تجربه و مشاهده مشخص می شو. نظر آنان این بود که قضایای علمی ......... ترکیبی اند. آنها قضایای تحلیلی را نیز منادار می دانستند اما نزد آنان این قضایا معرفت بخش نیستند. زیرا ساختار راستگو دارند معتبره معنا دارند اما معرفتی در مورد جهان به ما نمی دهند.
به اعتقاد آنها به جز قضایای ترکیبی و تحلیلی از قضیه معنادار دیگری نمی توان سخن گفت. قضایای تشکیل شده از مفاهیم دینی و فلسفی و اخلاقی یا بی معنایند یا صرفا بیانی از عواطف و احساس های درونی اند در هر حال این گزاره ها هارون درباره مفاهیم دینی اند نه درستند، نه غلط. به اقتضای این دیدگاه، تعبیر علم دینی بی معنا خواهد بود زیرا گزاره های دینی معنادار به شمار نمی روند.
رایشنباخ سخنی ملایم تر در این مورد دارد 1و 2 قلمرو برای عرصه کار علمی نام می برد:
1. قملرو کشف و یا گردآوری
2. قلمروی داوری
در قلمرو نخست هر امری می تواند بر فعالیت ذهنی دانشمند تاثیر بگذارد. اعم از اینکه معرفتی فلسفی، اسطوره ای یا دینی باشد. اما در قلمرو داوری تجربه و شواهد تجربی تعیین کننده آن است که فرضیه ای پذیرفته یا کنار گذاشته شود. بنابارین تعبیر علم دینی در مقام داوری بی معناست هرچند در مقام کشف و گردآوری عقاید دینی می تواند حضور داشته باشند و موثر واقع شوند.
اما در حال حاضر درباره اثبات گرایی و عقاید آن نقادی های فراوانی صورت گرفته است و آشکار شده است که این دیدگه اصولا در ترسیم مرزهای میان معرفت های بشری با شکست روبروست و آنچه به عنوان وحدت گرایی معرفت شناختی لحاظ شده. حاصل نادیده گرفتن نقش و اهمیت حوزه های دیگر معرفت و تلاش بشری بوده است. بی معنا انگاشتن گزاره های متمایز کلی و دینی داعیه نبود که پی بردن به سیستمی آن نیازمند زمان طولانی باشد. نه تنها ارزیابی اثبات گرایان از حوزه های معرفتی دیگر دقیق نبود بلکه تصویر آنان از خود معرفت علمی نیز محتاج دگرگونی های بنیادی بود اما در رابطه با موضع ملایم و رایشنباخ به تفکیک میان زمینه کشف و زمینه داوری می توان گفت که تردیدی نیست که حاکم قلمرو داوری تجربه است و همه فرضیه ها محکوم تجربه اند، نه محکوم پیش فرض های فلسفی و دینی و یا غیره معنای این سخن آن است که اعتبار این فرضیه ها را باید به یارای تجربه معلوم کرد اما چنین نیست که فرضیه ها در قلمرو داوری رنگ تعلق و وابستگی به پیش فرض های خود را نیز از دست بدهند. آنها با حفظ این رنگ تعلق مورد داوری قرار می گیرند. خواه در این داوری معتبر شناخته شوند خواه نامعتبر. نراقی با کنار گذاشتن قید دینی از ترکیب علم دینی در مقام داوری مقصود خود را چنین بیان می کند که علم نه محکوم این است و نه واسته یا متعلق به آن. اما با آنچه که گذشت معلوم می شود که در مقام داوری تجربی تنها می توان محکومیت علم نسبت به دین را نفی کرد اما تعلق و وابستگی چیزی نیست که به کمک داوری از میان برخیزد.
ب) دیدگاه عمل گرایی
از عمل گرایان متقدم، پیرس عمل گرایی را به منزله نظریه ای در باب معنا و معناداری لحاظ کرد و از این حیث، مشابهت قابل توجه ای با اثبات گرایان منطقی داشت. عمل گرایی مستلزم قائل شدن به تعاریف عملیاتی است. بنابراین، هر کلمه یا گزاره، هنگامی معنادار است که بتوان آن را در قالب تعریفی عملیاتی بیان کرد به نحوی که کلمه یا گزاره مورد نظر، قابل سنجش تجربی باشد. آنها در پی این هستند که هر گونه معرفت معتبر را با معیار تحویل پذیری به معرفت تجربی مورد ارزیابی کند و معرفت معتبر، معرفت تجربی است یا هر معرفتی که قابل تعریف عملیاتی باشد. دیویی نیز همچون پیرس، معرفت تجربی را معرفت معتبر بشری تلقی می کند و بر آن است که روش تحقیق تجربی، روشی است که می توان آن را «بدون اینکه با رخنه ای ناگهانی مواجه شود به کار بست
از عمل گرایان متاخر، کواین نیز در راستای همین طریق گام برداشته است. البته تجربه گرایی کواین و به تعبیر وی، تجربه گرایی عمل گرایان متقدم) با تجربه ورزی حس گرایانه اثبات گرایان منطقی متفاوت است. کواین این تجربه ورزی حس گرایانه را متهم به پیروی از دو اصل جزمی دانست:
اول) اصل جزمی (تمایز تحلیلی/ترکیبی)، مبنی بر این که تفکیک قاطعی میان گزاره های تحلیلی و ترکیبی وجود دارد و درنتیجه دو گونه حقیقت یا صدق تحلیلی و ترکیبی در دسترس معرفت بشری است
و دوم) اصل جزمی تحویل گرایی مبنی بر این که هر گزاره ای بر کنار از گزاره های دیگر و به تنهایی قابل تایید یا تکذیب تجربی است. کواین با نفی دو اصل جزمیازکل گرایی سخن می گوید که برپایه آن هرچند می توان پذیرفت که برخی از گزاره های ما صریح تر و مستقیم تر با تجربه و مشاهد در ارتباطند اما چنین نیست که از گزاره های دور از تجربه گسسته باشد. بلکه پیکره معرفت ما همچون توری است که پارگی ندارد و رشته های آن همه جا با هم در اتصال است هر چند برخی نقاط آن سست و رها و نقاط دیگر آن سفت و سخت و کشیده باشد.
با توجه به اینکه وحدت گرایی معرفت شناختی در عمل گرایی و اعتقاد به این که معرفت ما یکسره از سنخ معرفت تجربی است، تعبیر علم دینی، تعبیری موجه و معنادار نخواهد بود. دین به منزله محملی از نوعی معرفت الهی نمی تواند صفتی برای علم تجربی قرار گیرد; زیرا علم، یافته های خود را به تجربه استوار می کنند.
داوری در مورد حکم عمل گرایان بر بی معنایی علم دینی تا حد زیادی در گرو ارزیابی مبنای این حکم یعنی اعتقاد به وحدت گرایی معرفت شناختی اس. اعتقاد به این که معرفت ما یکسره تجربی است مانع از آن است که بتوان داد و ستدی معرفتی میان علم و منبع دیگری چون دین قائل شد، اما خود این اعتقاد که معرفت ما یکسره تجربی است، قابل قبول نمی باشد. منتقدان کواین به ویژه پاتنم با تمرکز بر بحث معرفت شناسی طبیعی وی، اعتقاد وی را زیر سؤال می برد. پاتنم نشان دهد که محدود کردن معرفت شناسی به ضوابط علمی یعنی فرو کاستن معرفت شناسی، اصولا معرفت شناسی را غیر ممکن می کند. معرفت شناسی مستلزم اتخاذ موضعی استعلایی یا درجه دوم است و این حاکی از آن است که معرفتی فلسفی وجود دارد که در حیطه معرفت تجربی نیست.
2. کثرت گرایی معرفت شناختی و معناداری و بی معنایی علم دینی
کثرت گرایی معرفت شناختی حاکی از آن است که قلمرو معرفت آدمی، قلمروی کاملا یکدست نیست، بلکه می توان در آن به تفکیک حوزه هایی پرداخت. بر حسب اینکه این تفکیک چگونه صورت گیرد، از دو نوع کثرت گرایی می توان سخن گفت: کثرت گرایی تباینی و کثرت گرایی تداخلی.
الف) کثرت گرایی تباینی و بی معنایی علم دینی
کثرت گرایی تباینی، قلمرو دانش و معرفت بشری را به حوزه های مختلف تقسیم می کند; حوزه هایی که سنخیت و یکدستی میان آنها برقرار نیست. مهم ترین نحله های فکری که بر چنین موضع معرفت شناختی عقیده داشتند عبارتنداز کلام نوارتد و کسی، فلسفه اگزیساسینالیسم و فلسفه تحلیلی آکسفوردی.
از متکلمان توارتدکسی کارل بارت معتقد بود که علم و دین راه و رسمی متمایز دارند و موضوع و روش و غایت این دو با یکدیگر ناسازگار است. موضوع دین الهیات درحالی که علم به مطالعه طبیعت می پردازد و روش دینی روش متعددی است اما در علم از روش هایی مبتنی بر عقل بشری بهره می گیرند. غایت دین آن است که آدمی را متوج خداوند کند درحالیکه علم در پی این است که طبیعت را به شیوه تجربی بشناسد. فیلسوفان خداگرای آلزیتسانسیالیزم نیز به تباین علم و دین از نظر موضوع، روش و غایت نظر داشته اند.
در میان فیلسوفان آکسفوردی ویتگنشتاین در آثار متاخر خود، میان قضایای تجربی و قضایای دستوری تفاوت قائل شده است; قضایای تجربی، توصیفی اند و ناظر به وضع امور واقع، در حالی که قضایای دستوری تابع قواعدند و بر حسب قواعد مربوط، می توان از معنادار بودن استعمال کلمات سخن گفت: دستور وام دار واقعیت نیست. قواعد دستوری، بدایتا معنا را تعیین می کنند و بنابراین [خود] در قبال هیچ معنایی، پاسخگو نیستند و تا این حد، دلبخواه اند.
دیدگاه تباینی تعبیری چون علم دینی را معنادار نمی یابد زیرا در اآن اقتزاج و التقاطی میان دو جلوه مختلف بشری یا دو صورت مختلف از زندگی، به ظهور پیوسته و به بیان وینگنشتاین، متضمن زیر پا گذاشتن قواعد بازی های زبان است. پل هرست در حیطه همین نوع از کثرت گرایی، مساله صورت های مختلف دانش را به میان آورده است. او به حوزه های مختلف معرفتی نظر دارد که در آنها می توان از گزاره های صادق یا کاذب خبر یافت. همچنین معیار تمایز دانش های مختلف، انواع مختلف دلایل و شواهد است که در قلمرو هر دانشی، متناسب با خود آن، برای تصدیق یا تکذیب گزاره های مربوط به کار می رود.
همچنین هر یک از این صورت ها، جلوه ای بی نظیر و یگانه است و بنابراین نوعی تباین میان آنها برقرار است. هرست معتقد است که سخن گفتن از علم دینی در حکم به کار گرفتن تعابیری بی معنا است; زیرا علم، اصول و قواعد معین و مستقلی برای بررسی گزاره های خود و تصمیم گیری درباره آنها دارد و هرگز این کار را با توسل به ایدئولوژی معینی انجام نمی دهد. دونالد مک کی دو دیدگاه در مورد رابطه علم و دین یعنی رابطه کمکی و رابطه تمایزی ما نقد می کند و رابطه تکمیلی را پیشنهاد می کند. مراد از رابطه کمکی این است که تبیین های دین را می توان برای پوشاندن رخنه های تبیین علمی به کار بست. در رابطه تمایزی مراد این است که هیچ گونه مراوده های میان علم و دین نیست و نباید باشد.
پیشنهاد مک کی این است که رابطه علم و دین به صورت رابطه تکمیلی درنظر گرفته می شود در این رابطه علم و دین ممکن است درباره پدیده های واحدی از جهان سخن بگویند اما این کار از منظرهای متفاوت صورت می پذیرد و بنابراین نوع مفاهیم و تبیین هایی که در مورد آنها به دست می دهند از یک سنخ نبوده و قابل جمع نیستند. هرچند مک کی تباین تمام عیار میان علم و دین را نفی می کند اما دیدگاه خود وی نیز مبنی بر رابطه تکمیلی حاکی از نوعی تباین میان آنهاست. کثرت گرایی معرفت شناختی در شکل تباینی آن، تصویری از معرفت های بشری به دست می دهد که پذیرفتنی نیست. در این تصویر، معرفت بشری به چنان پاره های مجزایی تقسیم می شود که گویی مرزهای قاطع و غیرقابل عبوری میان آنها کشیده شده است; مرزهایی که انواع مختلف دانش را همراه با موضوعات و روش های خاص آنها، از یکدیگر جدا می کند.
ب) کثرت گرایی تداخلی و معنا در علم دین
در کثرت گرایی تداخلی، نظر بر آن است که دانش بشری حوزه های مختلفی دارد، اما این حوزه ها در عین تفاوت و اختلاف، مرزها و مناطق مرزی مشترکی دارند. تنوع حوزه ها برحسب موضوع باعث می شود که دانش های بدست آمده از حوزه های مختلف با هم تفاوت داشته باشند. اما مرزهای مشترکی دارند و یافته ها و عناصر دانشی حوزه ها در هم نفوذ می کنند. همچنین دانش های علوم طبیعی در معرفت دینی حضور می یابد. این دانش در حوزه معرفت دینی حضور می یابد. اما هنگای به معرفت دینی تبدیل می شود که با معیار این معرفت یعنی حیثیت ارتباط با خدا مطابقت یابد. نمونه دیگری از نفوذ دانش یک حوزه در حوزه دیگر، در رابطه میان متافیزیک و علم آشکار می شود. چنین نیست که بتوان میان دانش متافیزیکی و علمی فردی قاطع کشید. بلکه در واقع دانش متافیزیکی در پیکره معرفت علمی نفوذ می یابد.
کثرت تداخلی، از حیث روش و شواهد نیز قابل ملاحظه است. براین اساس می توان گفت که حوزه های مختلف معرفت از روش ها و شواهد متفاوتی بهره می گیرند. کثرت روشی کثرت تباینی نیست بلکه کثرت تداخلی است و روش ها در حوزه های مختلف نفوذ می کنند. بنابراین نفوذ و تداخل روش شناختی میان حوزه های معرفتی برقرار است. با این حال از هر حوزه ای تنها برخی از روش ها و شواهد تعیین کننده و اساسی اند و می توان گفت که هویت متمایز هر حوزه نیز وابسته به همین نقش اساسی است. همچنین پیش فرض ها یا هستی شناسی های مربوط به یک نظریه در محتوای فرضیه های دانشمند رسوخ می کنند و این رسوخ حتی در مواجهه با شواهد تجربی و پس از تایید این گونه شواهد همچنان در پیکر فرضیه ها پایدار می ماند.
حال اگر این هستی شناسی دینی باشد از علم دینی سخن خواهیم گفت. بنابراین تاثیر معرفت دینی در عرصه نظریه و محتوای آن جلوه گر شده است. اما در حوزه روش اساسی و ویژه معرفت علمی علم همچنان علم است و با روش اساسی خود یعنی تجربه و گردآوری شواهد تجربی کار می کند. اگر کسی در به کارگیری مفهوم علم دینی مرادش این باشد که با روش معیار ویژه معرفت دینی یعنی ت فسیر متن به بررسی گزاره های علمی بپردازد حاصل کار او هرچه باشد به طور قطع از نوع معرفت تجربی نخواهد بود زیرا با روش و شواهد ویژه این نوع معرفت به دست نیاورده است.
بنابراین علم دینی معنایی موجه دارد که نا به وتی ناسازگار است و نه با هویت دین. در این معنا دین همچون معرفتی مقدم بر علم منبع الهامی برای مفاهیم، فرضیه ها، مدل ها و سبک تبیین خواهد بود. هنگامی که فرضیه هایی از این دست که رنگ تعلق آن ها به معرفت دینی آشکار است. از بوته تجربه بگذرند علمی دینی خواهیم داشت. علم دینی به هیچ وجه پدیده غریبی در علم نیست همه نظریه های موجود در علوم انسانی قیدی آشکار یا پنهان از منبع غیرعلمی به همراه دارند.
اولین منطقه استعداد محور ایران را بشناسید
اولین منطقه استعداد محور ایران را بشناسید
عطا آباد به عنوان بخشی از دهاقان اصفهان و مدفن یکی از ادبای بزرگ ایران حکیم میرزا مهدی خان است که صاحب آثار بزرگی چون "کلات نادری" و "دره نادره" و "لغت سنگلاخ" میباشد و تا کنون 5 پروفسور (استاد تمام دانشگاه) در رشتههای مختلف پزشکی، صنعتی، فرهنگی به جامعه علمی ایران و جهان تقدیم داشته است.
به گزارش خبرنگار "تابناک" دکتر حسین علیان بنیانگذار سامانه مدیریت استعدادها، هدف از استعداد محور کردن این منطقه از استان اصفهان را تعریف یک مقیاس کوچک برای اجرا در سطوح بالاتر و در نهایت سطح ملی عنوان کرد و افزود: با استعانت از خداوند متعال و با تلاش دست اندرکاران محترم، تاکنون موفق شدهایم ضمن استعدادیابی کلیه دانشآموزان و تدوین کارراهه تحصیلی ـ شغلی برای رشد آموزان، آموزشهایی همچون هدفشناسی، برنامهریزی، مدیریت زمان، خلاقیت و مهارت های زندگی را نیز برگزار کنیم؛ همچنین افزایش اعتماد به نفس، ایجاد روحیه، امید و خودانگیزشی و ایجاد شور و شوق در بین کودکان و نوجوانان عطاآبادی از شاخصترین نتایج این طرح به شمار میرود.
عطا آباد به عنوان بخشی از دهاقان اصفهان و مدفن یکی از ادبای بزرگ ایران حکیم میرزا مهدی خان است که صاحب آثار بزرگی چون "کلات نادری" و "دره نادره" و "لغت سنگلاخ" میباشد و تا کنون 5 پروفسور (استاد تمام دانشگاه) در رشتههای مختلف پزشکی، صنعتی، فرهنگی به جامعه علمی ایران و جهان تقدیم داشته است.
لازم به ذکر است در حال حاضر سایت www.ataabad.com اخبار مربوط به این طرح را انعکاس میدهد.
چگونه سیستم کامپیوتر دیگران را در دست بگیریم (Remote Assistance )
حتما تا به حال راجع به كنترل یك كامپیوتر از راه دور یا همان Remote Assistance چیزهایی شنیده اید. در این روش شما از طریق برنامه Windows Messenger این ارتباط و كنترل را برقرار خواهید كرد. شما از این طریق میتوانید كنترل سیستم دوست خود را كه در برنامه Windows Messenger با او در ارتباط هستید كنترل كنید و برای مثال به او در برطرف كردن مشكل احتمالی سیستمش كمك كنید و مشكل را برای او حل كنید و یا حتی برعكس عمل كنید. قابلیت Remote Assistance این امكان را برای شما فراهم می آورد كه فرد دیگری را كه اطلاعات بیشتری در مورد كامپیوتر دارد دعوت كنید كه به سیستم شما متصل شده و صفحه نمایش سیستم شما را مشاهده كند و پیشنهاداتی را برای رفع اشكالات موجود در سیستم شما ارائه دهد یا تصحیحاتی را روی سیستم شما انجام دهد و در صورت تمایل حتی میتوانید كنترل موقت سیستم خود را در اختیار او قرار دهید تا اشكالات موجود را برطرف كند. برای این منظور ادامه مقاله را دنبال كنید : روی آیكن My Computer راست كلیك كرده و گزینه Properties را انتخاب كنید. وارد شاخه Remote شده و در حالت انتخاب بودن تیك عبارت Allow Remote Assistance invitations to be send from this computer را بررسی كنید. اگر در حالت انتخاب شده نبود آن را فعال كنید. اگر میخواهید فردی كه از او برای برطرف كردن اشكالات سیستم خود كمك خواسته اید قادر باشد كه عملیات مختلف را از راه دور روی سیستم شما انجام دهد روی دكمه Advanced كلیك كرده و تیك كنار عبارت Allow this computer to be controlled remotely را در حالت انتخاب قرار دهید و روی دكمه OK كلیك كنید. مجددا روی دكمه OK در پنجره System Properties كلیك كنید تا این پنجره بسته شود. در ابتدا اطمینان حاصل كنید كه شما و فردی كه قرار است به شما كمك كند ( یا برعكس ) به اینترنت متصل بوده و از طریق Windows Messenger با یكدیگر در تماس باشید. در لیست Online واقع در پنجره برنامه Windows Messenger روی اسم فردی كه میخواهید به كمك شما بیاید راست كلیك كرده و بعد از لیستی كه ظاهر میشود روی عبارت Ask for Remote Assistance كلیك كنید. اگر فرد مورد نظر درخواست شما را بپذیرد پیامی ظاهر میشود و از شما سوال میكند كه آیا اجازه میدهید كه دوست شما صفحه مونیتور شما را مشاهده كند یا خیر؟ برای تأیید پیام و اجازه دادن به دوست خود روی Yes كلیك كنید. در پنجره Remote Assistance پیامی را در قسمت Message Entry تایپ كرده و روی Send كلیك كنید. این پیغام برای دوست شما نمایش داده میشود. اگر كامپیوترتان مجهز به میكروفن و بلندگو باشد میتوانید روی Start Talking كلیك كرده و یك ارتباط صوتی را با دوست خود ایجاد كنید. حالا فرض كنید فردی كه از او كمك میخواهید در Windows Messenger به صورت Online نباشد. در این حالت میتوانید با انجام مراحل زیر و با ارسال یك E-Mail از او درخواست كمك كنید : ابتدا از طریق منوی Start وارد برنامه Help and Support شوید. در فضای Or use e-mail area از پنجره Remote Assistance آدرس e-mail شخص مورد نظر را تایپ نموده و روی عبارت Invite this person كلیك كنید. در كادر Message واقع در پنجره Remote Assistance - E-Mail an Invitation متن درخواست كمك خود را تایپ كرده و اگر مایلید كمی درباره مشكل خود بنویسید. سپس روی Continue كلیك كنید. در صفحه بعدی مدت زمانی را برای از بین رفتن دعوت تایپ كنید و سپس یك رمز عبور نیز مشخص كنید تا شخص مورد نظر از آن برای ارتباط با شما استفاده كند. بعد روی Send Invitation كلیك كنید تا درخواست شما به صورت E-Mail برای شخص مورد نظر ارسال شود. اگر مراحل را صحیح انجام داده باشید پس از خاتمه كار پیامی ظاهر شده و شما را از صحت عملیات مطلع میكند. بعد از پذیرش دعوت توسط فرد مورد نظر شما ارتباط شما از طریق Remote Assistance با كامپیوتر شخص مورد نظر برقرار میشود و میتوانید از اطلاعات علمی او بهترین استفاده را ببرید. توجه داشته باشید كه در تمام این مراحل شما میتوانید خود فرد یاری رسان باشید.
حالا برای شروع عملیات مراحل زیر را دنبال كنید :
روی آیكن Windows Messenger در سمت راست نوار وظیفه دابل كلیك كنید تا برنامه Windows Messenger اجرا شود. ( برای اجرا كردن برنامه Windows Messenger میتوانید از طریق مسیر Start - All Programs - Windows Messenger نیز اقدام كنید )
از این به بعد دوست شما میتواند در هنگام ارتباط با شما تمامی عناصری را كه در صفحه نمایش شما ظاهر میشود مشاهده نموده و در صورت لزوم راهنماییهای لازم را با تایپ پیامهایی به شما ارائه دهد. همچنین دوست شما میتواند با كلیك روی دكمه Take Control سیستم شما را در اختیار بگیرد. برای اینكه بتوانید كنترل كامپیوتر خود را مجددا به دست بگیرید میتوانید روی كلید Esc در صفحه كیبورد و یا فشردن دكمه Stop Control واقع در پنجره Remote Assistance این كار را انجام دهید. برای پایان دادن به ارتباط نیز باید در پنجره Remote Assistance روی Disconnect كلیك كنید.
در پنجره Help and Support روی عبارت Invite a friend to connect to your computer with remote assistance در زیر مجموعه Ask for Assistance كلیك كنید.
در پنجره ای كه باز میشود روی عبارت Invite Someone to help you كلیك كنید ( در این لحظه باید حتما به اینترنت متصل باشید ).
اعیاد مبارک

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه امین
سلام بر شعبان و اعیادش ، سلام بر حسین و عباسش ،
سلام بر سجاد و سجده هایش ، سلام بر علی اکبر و جوانی اش
و سلام بر نیمه شعبان وظهور مولودش...
آغاز ماه رسول اعظم (ص)، ماه شادی آل الله مبارک باد.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ولادت سه نور ولایت بر شما مبارک
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ماه میلاد سه پرچم دار عشق
دلبر و دلداده و دلدار عشق
ماه میلاد سه ماه عالمین
سید سجاد و عباس و حسین(ع)
روش شناختن دروغگو
روش شناختن دروغگو
1- چشمان کسانی که دروغ می گویند یا بازتر از حد معمول است یا دائما چشمهای آنان به نقاط مختلف حرکت می کند. در عین حال آنها معمولا از نگاه مستقیم به شما احساس ناراحتی می کنند و سعی می کنند مستقیما به شما نگاه نکنند.
2- گاهی اوقات افراد دروغگو بخشی از صورت یا دهانشان را هنگام حرف زدن می پوشانند.
3- وقتی از آنها سوال می شود دماغ یا گوششان را به حالت عصبی می خارانند.
4- فرد دروغگو معمولا هنگام حرف زدن حرکت اضافی زیادی از خود بروز می دهد.
5- در هنگام حرف زدن زیاد تپق می زنند و اشتباهات فراوان گفتاری را سعی می کنند به گونه ای بپوشانند.
6- آنها همیشه کلی گویی می کنند و بارها این کلیات را تکرار می کنند و با این کار تلاش می کنند تا خودشان را قانع کنند.
7- آنها سعی می کنند به گونه ای گیج و مبهم سخن بگویند و با این کار به شما اجازه نمی دهند تا حرفهای آنان را تجزیه کنید.
8- هنگامی که سعی دارید در مورد موضوع مورد بحث از آنها سوال کنید بلافاصله موضوع بحث را عوض می کنند.
9- حتی اگر سوال شما را متوجه شوند چنین وانمود می کنند که سوال شما را نشنیده اند و با این کار به بحث خاتمه می دهند.
10- اگر می خواهید مطمئن شوید که او دروغ گفته است چند روز بعد راجع به موضوعی که در مورد آن دروغ گفته است ار او سوال کنید تا برایتان یک داستان با مطالب متفاوت تعریف کند.
11-اگر قدری به صحبت آنها شک دارید شما را متهم به بی اعتمادی می کند و خیلی سریع با این کار به بحث خاتمه می دهد.
12- آدم های دروغگو معمولا پر حر ف هستند و در مورد هر چیزی اظهار نظر می کنند.
13- افراد دروغگو معمولا کسانی هستند که در زندگی شخصی یا خانوادگی دچار مشکل هستند. پس در مورد حرفهای چنین افرادی بیشتر دقت نمایید.
14- تن صدای افراد دروغگو در هنگام دروغ گفتن معمولا بالاتر از حد طبیعی است.
15- خنده های بی دلیل و بی گاه در هنگام صحبت کردن یکی دیگر از علائم افراد دروغگو است
16- آدمهای دروغکو همیشه سعی می کنند حرفهای زیبا و جذاب به زبان بیاورند و با این کار می خواهند امکان کشف حقیقت را از ما سلب کنند.
نکته پایانی این که اگر چه که شاید افراد دروغگو در کوتاه مدت بتوانید حقیقت را از دیگران پنهان کنند اما زمان باعث خواهد شد که همیشه افراد دروغگو رسوا شوند و هیچ گاه حقیقت پنهان نخواهد ماند, اگرچه شاید مدت زمان طولانی پنهان بماند.
راه برگشتی نیست ...
| راه برگشتی نیست ... | |
|
حال برگرد و مرا نظاره کن میبینی؟ سرم را بالا گرفته ام که خوب ببینی موهایم را ببین سپید شده اند سپیدی موی من و تیرگی دل تو بی رحمی تو و شکستگی من خیره نگاه کن در فکر آزاد خود بگو که این عجب دیوانه ایست!!!! ولی راه برگشتی نیست!! خیره نگاه کن بی تفاوت! نمی دانی چه دردیست! تحمل این همه سختی! تحمل نگاه بی عشق! این همه شکستن و دم نزدن به چشمانت حقیر شدم، یادت هست؟؟؟!!! چشمانت از برق غرور لبریز تمام وجودم بزرگ در برابر دلم قد علم کردم و درشتی کردم برای عقل در برابر دل سربلند و و در برابر عقل شرمنده ام می رسد آن روزی که به دردم مبتلا می شوی گریه کنان می نگری، مات نگاهت می کند که برو ترا اینجا جایی نیست ای دنیای حسود پُرم از خالی می سوزد دلت که دلم سوخت.../ | |
ترفند هايي براي شاد زيستن
ترفند هايي براي شاد زيستن
آنجه در اينجا مشاهده مي كنيد راههايي براي افزايش ميزان شادي شماست فقط هر چند روز آنها را مرور كنيد يا آنها را به خاطر بسپاريد تا اثر بخشي آنها را دريابيد.
-
خوشحالي و غمگيني را مي توانيد خود انتخاب كنيد. پس خوشحالي را انتخاب كنيد.
-
هر روز سه انسان را ستايش كنيد.
-
در صورت امكان طلوع خورشيد را تماشا كنيد.
-
اولين نفري باشيد كه سلام مي كنيد.
-
اگر افرادي را دوست داريد، براي گفتن آن وقت را تلف نكنيد.
-
با همه به گونه اي رفتار كنيد، كه دوست داريد با شما رفتار كنند.
-
هيچگاه تسليم كسي نشويد و آنگاه است كه معجزه رخ مي دهد.
-
سعي كنيد هر روز اسم افرادي را به خاطر بياوريد.
-
از نطر فكري خشن و از نظر احساسي نازك دل باشيد.
-
از آنچه بايد مهربانتر باشيد.
-
بدانيد يكي از بزرگترين نيازهاي محيطي نياز به قدر داني است.
-
به قول خود وفا كنيد.
-
ياد بگيريد حتي زمانكه احساس خوبي نداريد، خود را بشاش نشان دهيد.
-
هر چيز بهتري را كه پيدا مي كنيد رها كنيد.
-
به خاطر داشته باشيد برنده ها كارهايي را انجام مي دهند كه بازنده ها مي خواهند آن كار را انجام دهند.
-
وقتي به سر كار خود مي رسيد، اجازه دهيد اولين چيزي كه به زبان مي آوريد باعث افزايش روحيه همكارانتان شود.
-
تحت تاثير اهدافتان زندگي كنيد.
-
كلنجار ررفتن با گذشته را متوقف كنيد.
-
خوب بزن بريم
برخورد با دیگران
ما با دیگران اون طوری برخورد می کنیم که خودشون هستن؟نه من با مردم اون طوری که هستن رفتار نمی کنم اگه بدی کردن من هم به اون ها بد نمی کنم.می دونی ما یا شاید بهتر باشه بگم من با دیگران اون طوری برخورد می کنم که شایسته اون هستن.
این ما نیستیم که چیزی رو به کسی می بخشیم این خود فرد که بخشنده اصلیه.چطوری؟؟وقتی که کسی به شما لبخند می زنه شما می تونید مقابل اون باستید و اخم کنید؟.نه من که فکر نمی کنم امکان داشته باشه.شاید با لبخند زدن به فرد مقابل خوشحال باشید و خودتون رو آدم بخشنده ای ببینید اما بخشنده واقعی فرد مقابل ماست.شخص مقابل به ما لبخند می زنه چون اون هم از ما انتظار لبخند رو داره.گاهی اوقات با بد رفتاری های مردم رو برو می شیم.راه کاری که خیلی از اون بدم می یاد و گاه و بی گاه به من پیشنهاد می شه اینه که من هم می تونم مثل اون بد باشم.نه نه نه این راه خوبی نیست.من شاید دیگه با اون فرد خوب نباشم اما نمی تونم مثل اون رفتار کنم.رفتار من مطابق شایستگی های اون فرد.دیگه نمی تونم به اون بخندم چون خنده ای به من نبخشیده. نمی تونم ببخشمش چون در مقابل من گذشت نداشته.
امیدوارم که همیشه بهترین افراد روی این کره خاکی باشیم و با دیگران اون طوری رفتار بکنیم که دوست داریم با ما رفتار بشه.سراسر دنیا رو با عشق پر بکنیم و به همه نشون بدیم که زندگی چقدر قشنگه دنیا چقدر قشنگه.
اگر شخصی باعث رنجش شما می شود، به این دلیل
است که خود در اعماق وجود خود رنج می کشد و رنج او
لبریز می شود. بنابراین او مستحق مجازات نیست بلکه
نیازمند کمک است. این همان پیام او برای شما است.
تیک نات هان
رنگها، لباسها و روابط اجتماعي
رنگها، لباسها و روابط اجتماعي
سبز نمادي از رشد و شكوفايي بوده و از آنجايي كه پرانرژيترين رنگ محسوب ميشود، با پوشيدن آن احساسي از تندرستي و خوشبختي را در فرد ايجاد ميكند...
از آنجايي كه رنگها در دنياي مد و لباس اهميت خاصي داشته و معاني گوناگوني را انتقال ميدهند، طراحان همواره در بهكار بردن آنها توجه ويژهاي نشان داده و به دنبال آن اثرات متفاوتي بر خلق و خوي افراد باقي ميگذارند.
به گفته نورما كامالي، يكي از طراحان مد: «بهطور كلي سياه رنگي برگزيده و ممتاز است، اما امروزه كاربرد كمتري داشته و بيشتر در مراسم عزاداري به كار برده ميشود. در صنعت مد، رنگ سياه رنگي است كه در بروز يا تشديد حالت افسردگي و غم دخالت دارد.» اين در حالي است كه دكتر جوديت واترز، استاد روانشناسي دانشگاه فرلي ديكنسون معتقد است: «رنگهاي روشن باعث افزايش روحيه و ايجاد حالت شادابي، به ويژه پس از روزهاي غمگين زمستان ميشود.»
از طرفي مردم بيش از آنكه به حرفهاي شما توجه داشته باشند به لباسي كه پوشيدهايد توجه دارند. بنابراين رنگها ميتوانند همچون مهماني ناخوانده بر روابط شما با ديگران تأثير بگذارند. به همين ترتيب شايد پوشيدن لباسهاي با رنگهاي اسپرت و نمايشي به كمي اعتماد به نفس نياز داشته باشد. به طوري كه به عقيده جون روچ، از مشاورين طراحي و مد: در صورتي كه نميخواهيد توجه و واكنش ناخودآگاه مردم را به سوي خويش جلب نماييد بهتر است اين رنگها را در لباسهاي خود بهكار نبريد چرا كه نميتوانيد خود را در آنها پنهان كنيد.» از طرف ديگر توصيه واترز اين است: «اگر ميخواهيد جدي گرفته شويد بهتر است به جاي رنگهاي تند و فسفري بيشتر از رنگهاي مات استفاده كنيد.»
كامالي نيز همانند روچ كه معتقد است رنگها به انسان انرژي ميدهند، ميگويد: «تنوع رنگي الهامبخش است. پوشيدن لباسهاي رنگي در افراد تجربهاي بسيار متفاوت از پوشيدن لباسهاي سياه را ايجاد ميكنند. رنگها مانند خورشيد مملو از نور و روشنايياند و حالتي خوشبينانه و زندگيبخش را به وجود ميآورند.» به نظر روچ؛ سبز نمادي از رشد و شكوفايي بوده و از آنجايي كه پرانرژيترين رنگ محسوب ميشود، با پوشيدن آن احساسي از تندرستي و خوشبختي را در فرد ايجاد ميكند. نارنجي نيز از انرژي زيادي برخوردار است و گرما، آتش و حاصلخيزي را القا ميكند. اين در حالي است كه زرد، يكي ديگر از رنگهاي پرانرژي، سرزندگي، حركت وجواني را به ارمغان ميآورد.
اما سرخ، مفهومي از حمايت، شجاعت، و علاقه و اشتياق شديد را با خود دارد. در اين ميان طيفهاي مختلف آبي هر يك معاني متفاوتي را انتقال ميدهند: آبي روشن نمادي از آب، آسمان و بهشت، آبي متوسط دوستي و صميميت خالصانه، و آبي كهربايي زورمندي، چالاكي و جنبش به همراه دارد. ارغواني نيز كه هميشه از رنگ هاي سلطنتي به شمار ميرفته از جمله رنگهايي است كه قدرت، بزرگي و فراواني را به نمايش ميگذارد. اما بنفش از آنجايي كه باعث برانگيختن هيجانات و عواطف ميگردد، به نظر روچ بهتر است در اطراف افراد بيمار بهكار برده نشود زيرا با تخليه هيجاني او، وي را ضعيفتر ميكند.
اكنون ورا وانگ، يكي ديگر از طراحان لباس به سراغ طراحي لباسهاي رنگي به جاي لباسهاي هميشه سفيد عروس رفته و ميگويد: «به همان اندازه كه عاشق سنت لباس سفيد براي عروس هستم، فكر ميكنم كمي تخطي از اين سنت هم ميتواند زيبا و جالب باشد. بهكار بردن رنگهاي آبي، صورتي، زرد و سبز روشن به جاي سفيد در لباس عروس غيرمنتظره و بسيار هيجانانگيز است.»
به عقيده كامالي رنگ در مدهاي لباس چيزي بيش از تمايلات آني و بيهدف بوده و تغييرات ناگهاني در آن بيشتر از ايجاد و تغييرات فاحش در مدل لباس تأثير ميگذارد. رنگ همچون خوني در رگهاي دنياي مد در جريان است.ترجمه: ريحانه سادات روحاني
منبع:www.shamisapsy.com
یادگیری
يادگيري
-
در ۱۶ سالگی آموختم که مادران از همه بهتر ميدانند و گاهی اوقات پدران هم از همه بهتر می دانند.
-
در ۲۰ سالگی ياد گرفتم که کار خلاف فايده ای ندارد حتی اگر با مهارت انجام شود.
-
در ۲۵ سالگی دانستم که يک کودک نوزاد مادر را از داشتن يک روز هشت ساعته و پدر را از داشتن يک شب هشت ساعته محروم می کند.
-
در ۳۰ سالگی پی بردم که قدرت ٫ جاذبه مرد است و جاذبه ٫ قدرت زن.
-
در ۳۵ سالگی متوجه شدم که آينده چيزی نيست که انسان به ارث ببرد بلکه چيزی است که خود می سازد.
-
در ۴۰ سالگی آموختم که رمز خوشبخت زيستن در آن نيست که کاری را که دوست داريم انجام دهيم٫ بلکه در اين است که کاری را که انجام می دهيم دوست داشته باشيم.
-
در ۴۵ سالگی يادگرفتم که ۱۰ درصد از زندگی چيزهايی است که برای انسان اتفاق می افتد و ۹۰ درصد آن است که چگونه به آن واکنش نشان می دهد.
-
در ۵۰ سالگی دانستم که سگ بهترين دوست انسان است و اصول اعتقادی او بدترين دشمن وی می باشد.
-
در ۵۵ سالگی پی بردم که تصميمات کوچک را بايد با مغز گرفت و تصميمات بزرگ را با قلب.
-
در ۶۰ سالگی متوجه شدم که بدون عشق می توان ايثار کرد ٫ اما هرگز بدون ايثار کردن نمی توان عشق داشت.
-
در ۶۵ سالگی آموختم که انسان برای لذت بردن از عمری دراز بايد بعد از خوردن آن چه لازم است ٫ آن چه را نيز که ميل دارد بخورد.
-
در ۷۰ سالگی ياد گرفتم که زندگی مسئله در اختيار داشتن کارت های خوب نيست بلکه خوب بازی کردن با کارتهای بد است.
-
در ۷۵ سالگی دانستم که انسان تا وقتی فکر می کند نارس است به رشد و تکامل خود ادامه می دهد ٫ به محض آنکه گمان کرد که رسيده شده ٫ دچار آفت می شود.
-
در ۸۰ سالگی پی بردم که دوست داشتن و مورد محبت قرار داشتن بزرگترين لذت جهان است.
سخنان بزرگان دربارهي زندگی
سخنان بزرگان دربارهي زندگی
موضوع [=جستار] هر گفتگو به گونهاي اجتنابناپذير [=گريزناپذير]، وضع زندگي و پول شده است: گفتگو، هيچگاه به نگراني و درد و رنج افراد نميكشد – اگر چنين ميشد، دستكم ميتوانستند به يكديگر كمك كنند – و نه به بيان كلّي اين وضعيت.((والتر بنيامين)) 
يك نفر هرچه بيشتر در برابر امور سنّتي جبههگيري كند، بيرحمانهتر [=نامهربانانهتر]، زندگي خصوصياش را تابع [=پيرو] آن معيارهايي [=سنجه] ميسازد كه آرزو ميكند قوانين جامعهي آينده گردند.((والتر بنيامين)) 
بدون استثنا، نويسندگان بزرگ، آثار خود را در جهاني ميپرورانند كه تازه پس از آنها فرا ميرسد.((والتر بنيامين)) 
امروزه ساختار زندگي، بيش از آنكه برآمده از باورها باشد، در ارادهي رخدادهاست؛ رخدادهايي كه هيچگاه بنيان آن باورها قرار نگرفتهاند.((والتر بنيامين)) 
اگه چيزي براي كشف كردن نبود، دنيا خيلي يهنواختُ خستهكننده ميشد.((مارك تواين)) 
بعضي [=برخي] چيزا رُ نميتوني بفهمي، ولي همين مسئله رُ هم با حدسُ گمون نميشه فهميد. بايد صبور [=شكيبا] باشي وُ به تجربه كردن ادامه بدي تا بفهمي كه نميتوني بفهمي! اينجوري زندگي كردن، دنيا رُ برات جذاب ميكنه.((مارك تواين)) 
با يكديگر زندگي كردن، بسيار فراتر از در كنار يكديگر زنده بودن است. با هم زندگي كردن به معني [=به چَم] با هم رشد كردن و با هم پيشرفت كردن است.((كيم وو چونگ)) 
مفهوم زندگي در از خودگذشتگي يافت ميشود، نه در خودخواهي و خودپسندي.((كيم وو چونگ)) 
زندگي پركارتر، بسياري از مردم را خوشبختتر ميكند.((كيم وو چونگ)) 
زندگي خانوادگي خوشبخت، كليد همهي دستاوردهاي پيروزمندانه است.((كيم وو چونگ)) 
زندگي لبريز از ناخرسندي و آزمندي، لذت نميشناسد.((كيم وو چونگ)) 
كسي كه فقط براي دارايي خود، زندگي ميكند، هرگز نميتواند لذت راستين زندگي را درك كند، چون طبيعتِ آزمندي مادي، حد و مرز نميشناسد.((كيم وو چونگ)) 
من احساس آسودگي بيشتري ميكنم، اگر دست كم يك پله پايينتر از حد توان خود زندگي كنم.((كيم وو چونگ)) 
از اينكه در زمانهاي ضرورت [=بايستگي]، مبلغ هنگفتي پول خرج كنيد، هراس نداشته باشيد.((كيم وو چونگ)) 
پايه و بنيان خوشبختي، يك زندگي خوب خانوادگيست.((كيم وو چونگ)) 
هرچه پرنده بيشتر اوج بگيرد، جهان گستردهتري در برابر ديدگان خود خواهد داشت.((كيم وو چونگ)) 
قورباغهاي كه در ته چاه زندگي ميكند، هيچ دركي از گسترش جهان پيرامون خود ندارد.((كيم وو چونگ)) 
به راستي، مردم به آناني كه با ظاهري آراسته، ولي بدون توانايي، زندگي ميكنند، باور ندارند.((كيم وو چونگ)) 
شرط زنده بودن، تكاپو و جنبش است و تكاپو، نشان دهندهي زنده بودن شماست.((كيم وو چونگ)) 
ما به گونهاي بيپايان، براي هر چيزي در زندگي به يكديگر وابستهايم.((كيم وو چونگ))
سخنان بزرگان - سخنان پند آموز - سخنان حکیمانه - 20
|
سخنان بزرگان - سخنان پند آموز - سخنان حکیمانه - 20 | ||
هیچ گلی عطر ،رنگ وزیبایی مادر را ندارد. همینگوی هنر خوراک روان و هنرمند آفریننده آن است . بارگاه هنر با هیچ جایگاهی درخور ارزیابی نیست . ارد بزرگ بر بالای در علم نوشته شده است که باید ایمان داشته باشی. ماکس پلانک انسان برای بر خورداری از شادی باید خودش را باور کند. توماس پاین ناراستی ها پیشاپیش رو به مرگ و نیستی اند مگر آنکه ما آنها را در اندیشه و روان خویش زنده نگاه داریم !. ارد بزرگ هفت بار روح خویش را تحقیر کردم: نخستین بار هنگامی بود که برای رسیدن به بلندمرتبگی، خود را فروتن نشان میداد. دومین بار آن هنگام که در مقابل فلجها میلنگید.سومین بار آن زمان که در انتخاب خویش بین آسان و سخت، آسان را برگزید. چهارمین بار وقتی که مرتکب گناهی شد و به خویشتن تسلی داد که دیگران هم گناه میکنند. پنجمین بار آنگاه که به علت ضعف و ناتوانی از کاری سر باز زدو صبر را حمل بر قدرت و تواناییاش دانست. ششمین باز زمانی که چهرهای زشت را تحقیر کرد در حالی که نمیدانست آن چهره یکی از نقابهای خویش است. و هفتمین بار وقتی که زبان به مدح و ستایش گشود و انگاشت که فضیلت است.» «شاید کسی را که با او خندیدهای فراموش کنی، اما هرگز کسی را که با او گریستهای از یاد نخواهی برد.» . جبران خلیل جبران همه عشق بورز، به تعداد کمی اعتماد کن، و به هیچکس بدی نکن. شکسپیر آزادی باجی به مردم نیست ! چرا که مال و داشته آنهاست. ارد بزرگ چنان باش که بتوانی به هر کس بگوئی مثل من رفتار کن. کانت برای پیشرفت و پیروزی سه چیز لازم است اول پشتکار دوم پشتکار، سوم پشتکار. لردآدیبوری ستیزه جویان ، کشته اندیشه های پلید خویش خواهند شد . ارد بزرگ برگ در هنگام زوال می افتدمیوه در هنگام کمال می افتدبنگر که چگونه می افتی چون برگی زرد و یا سیبی سرخ . کنفسیوس تجربه نامی است که تمام افراد بر روی اشتباهات خود می گذارند. اسکاروایلد با گذشت ، شما چیزی را از دست نمی دهید بلکه بدست می آورید . ارد بزرگ اگر هدف روح ما یک پارچه شدن باشد ، پیوسته شرایطی را فرا می خوانیم که برای دستیابی به این ویژگی بدان نیاز داریم. هرچه بخشهای بیشتری از وجود خود را پذیرا و مالک شویم ، افراد سالمتر و مناسب تری در زندگی ما پدیدار می گردند. دبی فورد سی شعاع به سوی میله چرخ تقرب می جویند اما تهی میان آنهاست که ارابه را به حرکت در می آورد کوزه های سفالی را با گل می سازند اما تهی درون آنهاست که کاربردشان را تعیین می کند خانه، در و پنجره های بسیار دارد اما تهی دورن آن است که سکونت را ممکن می سازد وجود امکانات بسیار می دهد اما از طریق نه- وجود است که از آنها استفاده می توان کرد. لائو تسه اگر غرورت را گم کرده ایی به کوهستان رو ، و اگر از جنگ خسته ایی به دریا . ارد بزرگ آن لحظه ای که درک کنیم خداوند حق بر افکار ما گواه است ، شاید رها و آزاد شویم. مهاتما گاندی دعا اتحاد آگاهانه با شعور کیهانی است. دعا التماس، زاری نیست، بلکه همدلی و یگانگی با خداست. جولیا ستن سیرز اگر بر ساماندهی نیروهای خود توانا نباشیم ، دیگران سرنوشتمان را می سازند . ارد بزرگ در این جهان عمل کنید و فقط شنونده باقی بمانید . رساله یعقوب چنان نماى که هستى یا چنان باش که مى نمایى. بایزید بسطامى رازها در هنگامه شادی و بازی آدمی است . نکته فراموش شده جهان اندیشه ، تعریف درست این حالت هاست . ارد بزرگ انسان هوشمندی که به هوشمندی اش می نازد، به زندانی می ماند که به بزرگی زندانش می بالد. سیمون دیل ذهن شما که آزاد باشد، همیشه برای هر چیزی آماده است و همه چیز را به گشادگی می پذیرد. در ذهن یک تازه کار امکانات بسیاری هست، اما در ذهن استاد کار، شدنی ها اندک اند. شونریو سوزوکی سرآمد این جهانی شما هر چه بزرگتر باشد سرنوشت زیباتری در برابر شماست . ارد بزرگ صوفی هیچ خواسته ای برای خود ندارد . خواسته او همان خواسته خدا است ، از این رو خواسته او به خواست خدا بر آورده می شود . جامی اگر فقط طلب عشق کنی آنوقت نابالغ باقی خواهی ماند ، بچه باقی خواهی ماند . تا موقعی که بالغ نشوی و نتوانی عشق را نثار کنی ، هنوز از بچه گی در نیامده ای ... آچاریا اگر شناخت زن و مرد نسبت به ویژگی های درونی و بیرونی یکدیگر بیشتر گردد کمتر دچار گسست می شوند . ارد بزرگ لحظه ای که به کمال رسیدم و منور شدم ، تمام هستی کامل و منور شد . بودا انسان عاقل همیشه از بدگوییهایی که از او میشود استفاده میکند . ژرژ بانه رهایی و آزادی ، برآیند پرستش خرد است و دانایی . ارد بزرگ اگر برای انجام کاری بزرگ ، زمان نداری .بهتر است بی درنگ آن را به دیگران بسپاری . فردوسی خردمند اگر به موفقیت خود واقعا ایمان داشته باشید حتما پیروز خواهید شد. داوید شوارتز سکوی پرش و گزینش بهتر می تواند در هر گاه و جایی یافت شود ، مهم آنست که تا آن زمان ، پاکی و شادابی خویش را نگاه داریم . ارد بزرگ اگر ما به معایب کوچک خود اعتراف می کنیم برای آن است که به طرف خود بفهمانیم که از معایب بزرگتری بری هستیم . فنلون آنچه ناگزیر و حتمی الوقوع است مرا خشمناک نمی کند. عشق به سرنوشت در اعماق دل من نهفته است . فردریش نیچه هر آرزویی بدون پژوهش و تلاش ، به سرانجام نخواهد رسید . ارد بزرگ هشدار ! تنها به عزم نیاز اگر به معبد درون شوید ، هرگز هیچ نیابید . جبران خلیل جبران شخص باید لایق ستایش باشد ولی از آن بگریزد . فنلون آنکه به خرد توانا شد ، ترس برایش نامفهوم است . ارد بزرگ |
انشتین بر سر سفره هفت سین دکتر حسابی!
در زمان تدریس در دانشگاه پرینستون دکتر حسابی تصمیم می گیرند سفره ی هفت سینی برای انیشتین و جمعی از بزرگترین دانشمندان دنیا از جمله “بور”، “فرمی”، “شوریندگر” و “دیراگ” و دیگر استادان دانشگاه بچینند و ایشان را برای سال نو دعوت کنند. آقای دکتر خودشان کارتهای دعوت را طراحی می کنند و حاشیه ی آن را با گل های نیلوفر که زیر ستون های تخت جمشید هست تزئین می کنند و منشا و مفهوم این گلها را هم توضیح می دهند. چون می دانستند وقتی ریشه مشخص شود برای طرف مقابل دلدادگی ایجاد می کند. دکتر می گفت: ” برای همه کارت دعوت فرستادم و چون می دانستم انیشتین بدون ویالونش جایی نمی رود تاکید کردم که سازش را هم با خود بیاورد. همه سر وقت آمدند اما انیشتین ۲۰دقیقه دیرتر آمد و گفت چون خواهرم را خیلی دوست دارم خواستم او هم جشن سال نو ایرانیان را ببیند. من فورا یک شمع به شمع های روشن اضافه کردم و برای انیشتین توضیح دادم که ما در آغاز سال نو به تعداد اعضای خانواده شمع روشن می کنیم و این شمع را هم برای خواهر شما اضافه کردم. به هر حال بعد از یک سری صحبت های عمومی ....
47 آیین زندگی برتر به زبان رایانه

47 آیین زندگی برتر به زبان رایانه
1- در زندگی و معاشرت با دیگران، نرم افزار باشیم نه سخت افزار.
2- در سایت زندگی، همیشه لینکِ (Mahabbat) داشته باشیم و هیچ گاه برای این سایت، فیلتر نگذاریم.
3- برای پسوند فایل زندگی اجتماعی و خانوادگی ، از سه کاراکتر « ع» ، « ش » و « ق » استفاده کنیم.
4- هیچگاه قفل سی دی قلب مردم را نشکنیم . که «تا توانی دلی به دست آور/ دل شکستن هنر نمیباشد».
5- چنانچه در کاری شکست خوردیم آن را « shut down » نکنیم بلکه آن را « restart » کنیم.
6- برای مانیتور زندگیمان .....
تعاریف افسردگی:
تعاریف افسردگی:
نوعی بیماری روحی وروانی که امروزه در جوامع حینی راحت دامن گیر اکثر افراد می شود. همانند بیماری سرماخوردگی به سادگی در وجود افراد رسوخ می کند که این بیماری افسردگی نام دارد.
افسردگی احساس وحشتناک و آزار دهنده ای است . پزشکان افسردگی را چنین تعریف می کنند: احساس دلتنگی وناخوشی که حد اقل برای دو هفته ادامه داشته باشد. البته این با احساس فشار روانی یا غمگین بودن درباره یک چیز یا یک چیز متفاوت است. افسردگی معمولا به نظر می رسد که بدون دلیل موجهی بروز می کند. شخص احساس غمگینی می کند بدون آن که به طور دقیق علت آن را بداند.
فعالیت هایی که در حالت عادی برای او خوشایند بودند، دیگر او را خوشحال نمی کنند. حتی بیرون آمدن از رختخواب نیز می تواند مشکل گردد.
افسردگی می تواند تنها یک بار در زندگی فرد اتفاق بیفتد. به هر حال اغلب به صورت حملات تکراری در طول زندگی با دوره های بدون افسردگی در بین آن ها اتفاق می افتد یا می تواند وضعیتی مزمن باشد که نیازمند یک درمان پیوسته در طول زندگی می باشد.
افسردگی اختلالاتی است که بر تفکر، خلق، احساسات، رفتار وسلامت جسمی شما اثر می گذارد.
پیش از این عقیده بر این بود که «تمام آن در سر شماسـت » و اگر واقعا تلاش کنید می توانید خود را از آن رها کنید. امروزه پزشکان می دانند که افسردگی نوعی ضعف نیست و شما به تنهایی نمی توانید آن را درمان کنید. افسردگی یک اختلال پزشکی با زمینه شیمیایی یا زیست شناسی است. گاهی اوقات یک زندگی پر استرس محرکی برای افسردگی می باشد. در سایر موارد به نظر می رسد که افسردگی بدون یک علت تعیین شده و مشخص است وبه طورخود به خودی رخ می دهد.
افسردگی، بدون توجه به علت آن چیزی بیش از یک حالت محزون و یایک خمودگی در آماتیک است.
هیچ علت منفردی برای افسردگی وجود ندارد. این بیماری غالباً شکل خانوادگی دارد کارشناسان معتقدند که یک حساسیت ژنتیکی در ترکیب با عوامل محیطی مانند استرس یا بیماری جسمی می تواند باعث ایجاد یک عدم تعادل در مواد شیمیایی مغز با نام نور و ترانسیترها شود که موجب افسردگی می شود. به نظر می رسد عدم تعادل بین سه نوروترانسیتر سروتوئین، نورایی نفرین و دوپامین با افسردگی مرتبط باشد.
داانش مندان کاملاً نمی دانند که چگونه عدم تعادل در نور و ترانسیتر می تواند علائم و نشانه های افسردگی را ایجاد کند. وجود افسردگی در زنان بیشتر از مردان و به طور کلی در باسوادان بیشتر از بی سوادان است.
انواع اصلی افسردگی شامل موارد زیر هستند :
افسردگی اساسی
این نوع از اختلال خلق بیش از دو هفته پایدار می ماند . نشانه ها می تواند ، شامل : احساس عظیم غم و سوگ ، از دست دادن علاقه و خوشحالی در فعالیت هایی که معمولا برایتان لذت بخش است و احساس گناه و بی ارزشی باشد . این نوع افسردگیمی تواندباعث کم خوابی ،تغییر اشتها، خستگی شدید و مشکل شدن تمرکز می شود . افسردگی شدید می تواند خطرخود کشی را افزایش دهد.
دیستامی:
نوع خفیف تر اما مداوم تر افسردگی است . این نوع حداقل دو سال و اغلب بیش از 5سال دوام می آورد. علایم و نشانه ها معمولا" ناتوان کننده نیستند و دوره های دیس تایمی میتواند بادوره های کوتاه مدت احساس طبیعی بودن جابجا شود. ابتلا به دیس تایمی شمارا در خطر بیشتر برای افسردگی اساسی قرار می دهد.
چه وقت باید به دنبال توصیه پزشکی رفت؟
اگر علاقه کمی به فعالیت های لذت بخش در خود احساس می کنید، اگر احساس غم، ناامیدی، خستگی یا بی ارزشی می کنید و اگر عادات خواب و خوراک شما به میزان زیادی تغییر کرده، پزشک خود را ببینید تا مشخص کنید که آیا افسردگی دارید یا خیر. اگر کسی برای را می شناسید که مشخصات افسردگی را نشان می دهد او را تشویق به دریافت کمک کارشناسانه کنید.
غربالگری و تشخیص
برای تشخیص افسردگی، پزشک معاینه بالینی شامل آزمایشگاهی برای رد کردن وصعیت هایی که می تواند علائم تقلیدکننده افسردگی را ایجاد کنند انجام دهد.
اگر پزشک شما علائم افسردگی شدید را می بیند یا به احتمال خودکشی مشکوک است می تواند شما را به متخصص روانپزشک ارجاع کند یا حتی بستری فوری را توصیه کند.
پزشک یا روانپزشک تشخیص افسردگی را براساس علائم و نشانه های مشخص بیماری به علاوه حضور علائم و نشانه هایی که معمولا همراه با افسردگی ها هستند می گذراند.
مراقبت از خود
با آغاز درمان ضدافسردگی شما همچنان باید به طور روزانه کنترل شوید در اینجا چند رهنمود آورده شده است.
مرتبا پزشک خود را ببینید
پزشک پیشرفت شما را ارزیابی می کند، شما را حمایت و تشویق می کند، داروهای شما را در صورت لزوم تعدیل می کند.
داروهای خود را دریافت کنید
پیدا کردن دارویی که برای شما بهترین باشد، ممکن است نیاز به چندین بار امتحان داشته باشد. امکان دارد چند هفه طول بکشد تا نتیجه را ببنید. وقتی احساس بهتر بودن کردید هم به مصرف داروهایتان همانگونه که توصیه شده است ادامه دهید.
تنها نمانید:
سعی کنید در فعالیت های طبیعی شرکت کنید.
از خود مراقبت کنید
یک رژیم سالم داشته باشید و میزان مناسبی خواب و ورزش داشته باشید.
ورزش می تواند به درمان بعضی اشکال افسردگی، برطرف شدن استرس و آرام شدن شما کمک کند.
از الکل و داروهای تفریحی پرهیز کنید.
سوء استفاده از الکل و داروها از بهبود شما جلوگیری می کند یا سرعت آن را کند می نماید. آن رآن آنیی
رابطه ی مثبت اندیشی و سلامت روانی از دیدگاه اسلام و روان شناسان
ارتقای سلامت جسمی و روانی افراد جامعه یکی از مهم ترین مسائل اساسی هر کشور محسوب می شود رفتارهای مذهبی، در پرداختن به نکات معنی دار زندگی ارزشی مثبت دارند. رفتارهایی از قبیل عبادت، توکل به خدا، زیارت، مهرورزی و ... می توانند از طریق ایجاد امید و تشویق افراد به نگرش مثبت به موفقیت های استرس آمیز که منجر به فرسودگی می شود، باعث آرامش درونی آنان شوند. در رویکردهای شناختی، اعتقاد بر این است که باورهای نادرست موجب بروز اختلالات روانی می شود.
بک (1967) می گوید: ناراحتی های روانی معلول باورها و نوع تفسیر ما از حوادث است به عنوان مثال افراد افسرده دارای اعتقادات منفی از این قبیل اند: من دوست داشتنی نیستم، من بی عرضه ام و ... که طرح واره های شناختی منفی را تشکیل داده بهداشت روانی فرد را به خطر می اندازند.
فورستر (1992) براین باور است که اگر ارزیابی افراد از خودشان و ذهنیتی که نسبت به خود دارند مثبت باشد از سلامت و سازگاری بیشتری برخوردار خواهند بود. فرمایش پیامبر اکرم (ص) نیز در خور قید و توجه است که می فرمایند: گمان های خود را در حق برادران خود نیکو کنید تا دل بی آلایش و طبع پاک را به غنیمت برید.
امام علی علیه السلام می فرمایند: دارو و درمان تو در توست ولی احساس نمی کنی و درد تو از توست، ولی نمی بینی و می پنداری که شیء کوچکی هستی و حال آن که دنیای بزرگ تری در تو پیچیده است. پس بازتاب تفکرات ما به خودمان است از آن جا که رفتار ما محصول اندیشه و تفکر است. باید دیدگاه ما به جهان هستی و اطرافیان برانگیزاننده و نشاط آور باشد. اگر چنین دیدگاه مثبتی داشته باشیم زیبایی های پیرامون خود را درک کرده و در خود احساس فرسودگی و بی ارزشی نمی کنیم.
تحکیم روابط همسران در خانواده
ارتباط در فرهنگ لغت به معنای پیوستگی، رابطه و پیوند آمده است. و معادل آن در زبان انگلیسی (communication) می باشد اما در اصطلاح و در حوزه ی روابط انسانی، ارتباط، انگاره ای است که دو نفر با آن یکدیگر را می سنجند، اطلاعات را بین خود رد و بدل می کنند و تاثیری عمیق در کم و کیف زندگی یکدیگر می گذارند. در راه درک متقابل زن و شوهر و رسیدن به تفاهم، زوجین باید به این اطمینان برسند که محبوب یکدیگرند و در بینش آن ها پیوندی حقیقی وجود دارد.
زنی که بیرون از منزل با انواع مشکلات درگیر است و با ناملایمات زیادی برخورد می کند، دوست دارد هنگام برگشت به خانه کسی او را درک کند و از وی دلجویی نماید و چون همسرش شریک زندگی او است پس در کارهای خانه نیز با او مشارکت نماید. از مسائلی که در زندگی مشترک زن و شوهر مطرح است و در تحکیم روابط و خوشبختی خانواده تاثیر بسزایی دارد انجام کارهای مربوط به زندگی و تامین نیازها و انجام کارهای خانه است. این مسئله اگر به صورت عادلانه و صحیح حل شود و هر یک از زن و شوهر وظیفه ی خود را به خوبی انجام دهند بسیاری از مشکلات پیش نخواهد آمد.
از دیگر راه های استحکام روابط همسران گفتن کلمات محبت آمیز، برخورد منطقی، چشم پوشی از خطا، پذیرفتن همسر آن گونه که هست. خطاب زیبا، هدیه دادن به همسر نیز می تواند باشد با وجود این خصلت ها طیف گسترده ای از احساسات محبت آمیز مجال بروز می یابد. و صفا و صمیمیت در محیط خانواده جایگزین بیماری های جسمی و اختلافات روانی که منجر به افسردگی و در نهایت فرسودگی می گردد خواهد شد.
چند توصیه ی عمومی و عملی برای مقابله با افسردگی نوجوانان
1. افزایش دامنه ی برنامه ها و فعالیت های خوشایند و مطبوع
2. فراوان کردن زمینه ی بازدهی رفتار و تلاش های موفقیت آمیز
3. افزایش بستر مهارت های اجتماعی و روابط متقابل با دیگران
4. تقویت فعالیت های گروهی و مشارکت های جمعی
5. تدارک سفرهای جمعی و اردوهای گروهی
6. آموزش روش حل مسئله
7. تقویت اعتماد به نفس و افزایش احساس خودارزشمندی
و به طور کلی هر روش و اقدامی که بتواند انگیزه های حیاتی افراد افراد افسرده را توقیت نماید و در آنها میل به تلاش و هدفمندی و پویا ایجاد کند می تواند کاملاً مفید و موثر باشد.
عواملی که منجر به افسردگی می شوند عبارتنداز: ژنتیک (ارثی)، محیط، خانوادگی، افسردگی بعد از زایمان، اتفاق ناگذر مثل به از دست دادن عزیزترین کس انسان و ... به هر حال باید درصدد از بین بردن افسردگی برآمد و تاحدودی باعث کاهش آن شد.
ارث
محققین چند زن را که ممکن است با اختلافات دو قطبی مربوط باشند را مشخص کرده اند، آنان به دنبال ژنهایی می گردند که با سایر اشکال افسردگی مرتبط باشند. اما همه افرادی که سابقه فامیلی افسردگی را دارند به این اختلال دچار نمی شوند.
داروها
استفاده ی طولانی مدت از برخی داروها مانند داروهایی که جهت کنترل فشار خون استفاده می شوند، قرص های خواب یا قرص های جلوگیری از بارداری می توانند علائم افسردگی را در بعضی افراد ایجاد کنند.
بیماری ها
ابتلا به یک بیماری مزمن، مثل بیماری قلبی، سکته مغزی، دیابت، سرطان یا آلزایمر باعث می شود که شما در خطر بیشتری برای افسردگی قرار بگیرد. مطالعات یک ارتباط ثابت نشده بین افسردگی و بیماری قلبی را نشان می دهد. افسردگی در بسیاری افرادی که حمله قلبی داشته اند اتفاق می افتد. افسردگی درمان نشده می تواند باعث بروز افسردگی شود.
شخصیت
صفات شخصیتی خاصی مانند اعتماد به نفس پایین و وابستگی شدید، بدبینی و حساسیت در برابر استرس ها می تواند شما را مستعد افسردگی نماید.
افسردگی پس از زایمان
احساس خفیف ناراحتی که معمولا چند روز تا چند هفته پس از زایمان اتفاق می افتد در مادران مسئله شایعی است. در این زمان ممکن است احساس ناراحتی، عصبانیت، اضطراب، تحرک پذیری و کاهش ظرفیت کنید. فرم شدیدتری از babyblues افسردگی پس از زایمان نامیده می شود که آن هم تازه مادران را گرفتار می کند.
الکل
نیکوتین و سوء استفاده از موارد: کارشناسان تصور می کردند افراد افسرده الکل، نیکوتین و داروهای تغییردهنده خلق را به عنوان راهی برای کاهش افسردگی استفاده می کنند اما در واقع استفاده از این مواد می تواند با افسردگی و اختلال اضطرابی مرتبط باشد.
رژیم غذایی
کمبودهای اسیدفولیک و ویتامین B12 می توند باعث ایجاد نشانه های افسردگی شود. سطوح پایین هر دو ماده مغزی با پاسخ ضعیف تری به داروهای ضد افسردگی همراه هستند.
استرس و اضطراب
حالتی بیمارگونه است که با احساس غم و نگرانی همراه با نشانه های جسمی حاکی از وجود فعالیت های مفرط دستگاه اتونوم (خودکار) مشخص می شود. عوامل آن، وقایع پراسترس زدگی به ویژه از دست دادن یا تهدید به از دست دادن یک فرد محبوب یا شغل می تواند محرک افسردگی باشد یا کناره گیری از شغل به خاطر همسر و فرزندان یک استرس شغلی به حساب می آید. از عوامل مهم در ایجاد افسردگی است. علائم لرزش بدن و صدا و تند نفس کشیدن است. وجود طولانی مدت عوامل استرس زا مرحله ی فرسودگی را به همراه دارد و در این مرحله مقاومت در برابر بیماری، ارتباط با افراد و ... کاهش می یابد عواملی که باعث کاهش استرس می شود:
1. خواب در کاهش استرس نقش به سزایی دارد.
2. برای جلوگیری از خستگی و افسردگی: داشتن 3 تا 5 هفته و هر بار 20 تا 60 دقیقه پیاده روی، دویدن، توپ بازی، استفاده از پله به جای آسانسور نه تنها یک وسیله ی بدن سازی به حساب می آید بلکه اسبابی برای مقابله با استرس و اضطراب به حساب می آید.
3. شاد زیستن توام با عشق به خصوص عشق به خانواده
لوبیا، عدس، نخود سبز، آجیل، جوانه گندم، مرغ و ماهی حاوی ویتامین B هستند. جوانه ها از غذاهای مفید و طبیعی اند و چون ویتامین B و C در آنها زیاد است آرامش بخش به حساب می آیند. از بین نوشیدنی ها بهترین نوشیدنی آب است آب معجزه آفرین است. اگر در روز حدود 8 لیوان آب بنوشید احساس آرامش و سکون می کنید.
چای بابونه، چای گیاهی، آب کرفس، آب انگور، ر یشه قاصدک، شیر و چای هندی نیز از جمله آرامبخش ها هستند. در ضمن استفاده ی بوهایی از قبیل بوهای بی نظیر وانیل، شکوفه نارنج، گل سرخ و بابوبه تاثیر آرام کننده روی نحوه ی احساس دارند و تا حد زیادی از اضطراب و تشویق در انسان جلوگیری می کنند.
انگیزه های نیرومند
کار، یکی از عوامل بزرگ موفقیت و انگیزه، آفریننده کار است. باید دانست که تمایل داشتن به انجام کاری یا علاقه نداشتن به آن، تصمیمی درونی و شخصی و حاصل تجزیه و تحلیل اطلاعات در ذهن است. بنابراین فرد می تواند با یافتن انگیزه و اطلاعات بیشتر، راه حل های جدید و ارزش های متفاوت، با خود گفتگو کرده حاصل این نوع تصمیم گیری ها را تغییر دهد. از عوامل برانگیزنده مجسم کردن شکوه موفقیت است. همه ی مردم به پیشرفت و دستیابی به موفقیت علاقه نشان می دهند. انگیزه های دست یابی به پیروزی آن قدر در آنها نیرومند است که ایشان را به سخت ترین تلاش ها وا می دارد.
ما می توانیم هنگامی که به انجام دادن تکلیفی رغبت نداریم آن را به موفقیت نهایی مربوط سازیم و با مجسم کردن شکوه و ارزشی که در پایان کار و رسیدن به موفقیت نصیب مان می گردد، خود را به انجام آن تکلیف وادار سازیم. یادآوری موفقیت های گذشته در ایجاد انگیزه برای کار نیز از اهمیت خاصی برخوردار است. هرکسی در طول زندگی خود کارهای بسیاری انجام داده و با تحمل دشواری های فراوان، تجربیات و موفقیت های تازه ای به دست آورده است.
چنین فردی می تواند با یادآوری این موفقیت ها بر دشواری ها غلبه کرده و اعتماد به توانایی خویش را افزایش دهد تا در انجام کار موفق شود. این باور که او همواره فرد موفقی در جامعه محسوب می شود تا حد زیادی می تواند از خستگی، و افسردگی و در نتیجه فرسودگی فرد جلوگیری کند.
عوامل موثر در افسردگی نوجوانان
1. رفتارهای بزه کارانه در سطح خانواده وجامعه مانند پرخاشگری، فعالیت های ضداجتماعی، اعتراض و خودکشی، قشقرق راه انداختن، فرار از منزل، استفاده از سیگار و مواد مخدر، اختلالات و انحرافات جنسی
2. مشکلات مدرسه ای مثل مدرسه هراسی، عدم پیش رفت تحصیلی، مدرسه گریزی و اخراج از مدرسه
3. مشکلات مربوط به برقراری رابطه با گروه همسن و سال (مثل طرد شدن توسط آن ها).
بعضی دیگر از معادل های افسردگی که در منابع مختلف به آن ها اشاره شده است عبارت انداز:
پاسخ های حاکی از خود بیمارپنداری، ناآرامی، مقاومت در مقابل تنهایی و عکس العمل های نامناسب در مقابل محرک های خوشایند.
افسردگی نوجوانی، ممکن است قبل یا بعد از رخداد سایر مشکلات بروز کند و علائم آن نیز ممکن است در اظهارنظرهای فعلی نوجوانان آشکار یا پنهان باشد.
به نقل کروک و همکارانش (1981) نگرش هایی که افراد افسرده نسبت به خود دارند، ممکن است در اثر رابطه نامناسبی که وادلین در دوران کودکی با آن ها داشته اند ایجاد شود. این رابطه می تواند شامل طرد شدن توسط والدین، تنبیه شدن و ارزیابی های منفی گرایانه والدین نسبت به آن ها، محروم شدن از محبت والدین و ایجاد احساس گناه و اضطراب در کودک توسط والدین باشد.
البته ذکر این نکته لازم است که در ابتدای دوره نوجوانی، احتمال بروز علائم بارز افسردگی بزرگ سالی در نوجوان کم است و در صورت بروز آن در نوجوانان کم سن و سال تر، می توان علائم افسردگی را به صورت خود بیمارانگاری، چاقی و سستی و مشکلات تمرکز، در رفتارشان مشاهده کرد. الگوهای رفتاری آن ها ممکن است نشان دهنده تلاششان برای مهار کردن افسردگی یا طلب کمک از دیگران برای این کار باشد.
.....، تلاش های این قبیل نوجوانان ناراحتی، رابطه افراطی با دیگران یا دوری گزینی از مردم به خود می گیرد. احساس ناراحتی آن ها، به این صورت متبلور می شود که تمایل بسیار زیادی برای ایجاد تغییر در وضعیت موجود از خود نشان می دهند، ولی تلاشی برای تغییر نمی کنند.
مدل افسردگی بک
بک (1963) در بررسی خود به مقایسه نوجوانان مبتلا به افسردگی و نوجوانان غیرمبتلا پرداخت او در این تحقیق متوجه شد که ساختار ذهنی نوجوانان افسرده به گونه ای است که نوع استنباط آن ها از واقعیت، متفاوت با نوع استنباط نوجوانان عادی است. مهمترین خصوصیات ساخته دار ذهنی آن ها عبارتنداز: عزت نفس پایین، احساس گناه و غرق شدن در مسئولیت ها
کلارک و همکارانش در تحقیقات خود نشان داده اند 20% از نوجوانان 13 تا 19 ساله اقبل از 18 سالگی حداقل یکبار به افسردگی دچار می شوند.
علائم افسردگی در نوجوانان
1. روی آوردن به سیگار و مواد مخدر
2. اختلالات تغذیه در دختران
3. افت تحصیلی
4. فکر کردن در مورد خودکشی
علائم افسردگی
دو نشانه شاخص افسردگی که نشانه های کلیدی برای تشخیص محسوب می شوند در زیر آورده شده اند:
1. از دست دادن علاقه به امور مره طبیعی
2. شما علاقه و خوش حالی خود را در فعالیت هایی که قبلا از آنها لذت می بردید از دست می دهید. این مورد بی لذتی نامیده می شود.
اختلالات خواب
خواب زیاد یا مشکلات حین خواب می تواند علامتی باشد مبنی بر اینکه شما افسرده هستید. بیمار شدن در نیمه شب یا صبح زود و ناتوانی در به خواب رفتن دوباره معمول هستند.
اختلال در فکر کردن یا متمرکز شدن
ممکن است برای تمرکز کردن یا تصمیم گرفتن دچار زحمت شوید و مشکلاتی با حافظه داشته باشید.
کاهش وزن یا وزن گیری قابل توجه
کاهش یا افزایش وزن و وزنگیری یا کاهش وزن بدون توجیه می تواند نشاندهنده افسردگی باشد.
پرخاشگری یا کاهش حرکات بدن
ممکن است بی قرار، پرخاشگر، تحریک پذیر و زودرنج به نظر برسد. یا ممکن است این طور به نظر برسد که کارهایتان را با سرعت آهسته اناجم می دهید و به سوالات به آهستگی به صدای یکنواخت پاسخ می دهید.
خستگی:
ممکن است احساس کسالت و فقدان انرژی را تقریبا هر روز داشته باشید. ممکن است صبح هنگام به اندازه زمانی که در شب قبل به رختخواب می رفتید احساس خستگی کنید.
اعماد به نفس پایین
ممکن است احساس بی ارزشی کنید و احساس گناه شدید داشه باشید.
کاهش علاقه به فعالیت جسمی
اگر پیش از ظهور افسردگی از نظر جسمی فعال باشید، ممکن است کاهش قابل توجهی در سطح علاقه خود به داشتن ارتباط جسمی احساس کنید.
افکار مرگ
ممکن است دیدگاه منفی نسبت به خود، موقعیت خود و آینده داشته باشید. ممکن است افکار مرگ، مردن و خودکشی داشته باشید. افسردگی می تواند شکایات جسمی گسترده ای را نیز مانند خارش عمومی، تاری دید، افزایش تعریق، دهان خشک، مشکلات گوارشی و سوء هاضمه، یبوست و اسهال، سردرد و کمر درد ایجاد نماید.
کودکان، نوجوانان و بالغین ممکن است به طور متفاوتی به افسردگی واکنش دهند. در این گروه ها ممکن است نشانه ها اشکال مختلفی داشته باشد یا با دیگر وضعیت ها پوشانده شود.
افسردگی تمام سنین و تمام نژادها را مبتلا می کند میزان افسردگی در میان افراد متاهل، بخصوص مردان متاهل و افرادی که ارتباطات طولانی مدت دارند کمتر است. این میزان در بین افراد مطلقه و کسانی که تنها زندگی می کنند بیشتر است. احتمال عدم تشخیص افسردگی در افراد مسن بسیار بیشتر است.
زنان دوبرابر بیش از مردان افسردگی تجربه می کنند. گرچه مردان احتمال کمتری نسبت به زنان برای افسردگی دارند، این اختلال بین 3 تا 4 میلیون مرد آمریکایی را مبلا ساخته اس. تفاوت های جنسیتی تا حدی می تواند ناشی از علل بیولوژیک مثل هورمون ها و تغییرات متفاوت سطح و روتر اسنیترها باشد.
افسردگی درمان نشده میتواند منجر به مارپیچ نزولی ناتوانی، وابستگی و خودکشی می کنند. میزان خودکشی در مردان 4 برابر بیشتر از زنان است، گرچه زنان بیشتر اقدام به خودکشی می کنند. میزان خودکشی پس از 70 سالگی در مردان افزایش می یابد، و این میزان پس از 85 سالگی بیشتر است.
علایم هشدار خاصی می تواند نشاندهنده افسردگی شدید و احتمال خودکشی باشند. با جدیت هر درمانی را برای پیشگیری از خودکشی به کار گیرید حتی اگر فرد تحت درمان افسردگی است. اگر هر یک از علائم خطر زیر را مشاهده کردید با یک پزشک یا درمانگاه روانی تماس بگیرید:
• (pacing) آرامش، رفتار پرخاشگرانه، تغییرات خلقی زیاد و بیخوابی برای چند شب متوالی
• تهدید یا عمل به آسیب جسمی یا خشونت
• تهدید یا صحبت در مورد مرگ یا خودکشی
• افت فعالیت ها و ارتباطات
• کارهایی مانند خداحافظی با دوستان، نوشتن وصیت نامه یا ...
• بهبود ناگهانی خلق پس از یک دوره افسردگی
• رفتار خطرناک غطر طبیعی مانند خرید یا حمل اسلحه یا دارندگی.
معلمی و ضرورت رضامندی شغلی
احساس رضامندی شغلی از اساسی ترین مولفه های بهداشت روان، پویایی، کارامدی و خلاقیت شاغلین هر شغل و حرفه ای است.
داشتن انگیزه غنی برای تلاشی هدفمند، بهره مندی از امنیت روانی، احساس خودارزشمندی و منزلت مطلوب اجتماعی از اصلی ترین شاخص های رضامندی شغلی است.
پژوهش های انجام شده در قلمرو رضامندی شغلی صاحبان مشاغل و صرف مختلف بیانگر این حقیقت است که هر قدر متولیان مشاغل مختلف از احساس رضامندی شغلی بیشتری برخوردار باشند سلامت روان، نشاط درون، اندیشه ی تلاش و قابلیت خلاقیت، فزون تری بهره مند بوده و کمتر دچار فرسودگی می شوند. به همین دلیل و به لحاظ اهمیت و نقش فوق العاده یا حساس رضامندی شغلی در ایفای مطلوب مسئولیت های فردی و گروهی و بالطبع تحول و توسعه ی فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی، در اغلب جوامع با بینش عمیق و آینده نگری، توجه ویژه ای به رضامندی شغلی معلمان دارند چرا که معلمان علاوه بر دانش افزایی و انتقال علوم و فنون به شاگردان خود در فرایند تعلیم و تربیت مستقیم و غیرمستقیم به طور خواسته و ناخواسته همه ی نگرش ها، باورها و احساسات خود را به مخاطبان هوشمند خود انتقال می دهند.
لازمه ی عملی، پویایی نگری، خلاقیت ذهنی، صداقت، عطوفت، نشاط درون چهره ی متبسم و برخورداری از احساس رضامندی شغلی و امیدواری است نه فرسودگی جسمی و روانی. پس بایسته و شایسته آن است که همه ی تلاش کارگزاران و نظام بر حول این محور صورت گیرد که همواره زمینه ی حضور صاحبان برجسته ترین و مطلوب ترین خصیصه های شخصیتی را بیش از پیش در نظام تعلیم و تربیت کشور فراهم بسازند.
راهبردهایی برای غلبه بر افسردگی
1. برای خود اهداف قابل دسترس تعیین کنید.
2. تنها به میزان معقول و در حد توان خود مسئولیت به عهده بگیرید.
3. کارها، اهداف و وظایف بزرگ را به بخش های کوچک تقسیم کنید.
4. مدیریت زمان و اولویت بندی را فراموش نکنید.
5. مدتی از وقت خود را با دیگران و یک دوست صمیمی سپری کنید. سعنی کنید فردی را در زندگی بیابید که بتوانید به وی اعتماد کرده و با وی درد دل کنید.
6. به سرگرمی هایی که علاقه دارید بپردازید.
7. ورزش کنید و فعالیت بدنی منظم داشته باشید.
8. تا بر طرف شدن آثار افسردگی تصمیمات مهم و حیاتی خود را به تعویق اندازید.
9. به خاطر داشته باشید که بهبودی خلق افسرده زمانبر و تدریجی می باشد انتظار معجزه نداشته باشید.
10. از افراد غیرحامی و منتقد اجتناب کنید.
11. به دوستان و خانواده خود اجازه دهید در روند بهبودی شما کمک کنند.
12. افکار مثبت را جایگزین افکار منفی گردانید.
13. به خاطر داشته باشید که زندگی بطور ذاتی مبهم و نامشخص بوده و در بسیاری از شرایط تنها یک پاسخ واحد مشکل گشا نخواهد بود. زندگی مملو از احتمالات است
14. شما باید بیاموزید چگونه میان اموری که شما مسئول آنها می باشید و یا نمی باشید تناوب قائل گردید. معمولا افراد کنترلی که بر شرایط دارند را کمتر و یا بیشتر از آنچه هست برآورد می کند. اموری که شما مسئولیتی در قبال آن ندارید و یا خارج از کنترل شماست به حال خود بگذارید.
15. شما باید قادر باشید میان موقعیت هایی که ارزش شما باید براساس موفقیت های شما تعیین گردند و دیگر موقعیت ها تفاوت قائل گردید.
16. شما باید بیاموزید که چه زمان باید با احساسات خود ارتباط برقرار کرده و در زمان از آنها فاصله بگیرید.
17. شما باید بیاموزید که چه هنگام باید به بر زمان حال تمرکز کنید و چه هنگام به زمان آینده
18. خوشبختی و نیل به شادی در زندگی هدف نامعقولی نیست اما تنها باید ابتدا مفهوم خوشبختی را برای خود معنا کرده و سپس با برنامه ریزی و ایجاد سلسله مراتب و پیروی از آنها به خوشبختی مطلوب خود دست یابید.
19. شما باید قادر باشید که میان احساسات درونی خود و واقعیت های عینی تفاوت قائل گردید.
20. شما باید قادر باشید تا با دیگران رابطه برقرار کنید.
21. اعتماد به نفس خود را افزایش دهید.
22. وابستگی خود را به دنیای خارج کاهش دهید.
23. به خاطر داشته باشید هیچ فرد دیگری جز خود شما مسئول شادی شما نمی باشد.
درمان
ساخت داروهای ضد افسردگی و داروهای تثبیت کننده خلق درمان افسردگی را بهبود بخشیده است.
داروها می توانند علائم افسردگی را برطرف کنند و در بسیاری از انواع بیماری تبدیل به خط درمان شده اند. روان درمانی هم می تواند بخشی از درمان باشد که به شما کمک می کند با مشکلات دائمی خود که افسردگی را تحریک می کند یا به آن دامن می زند کنار بیایید. ترکیبی از داروها و یک دوره کوتاه روان درمانی در صورتیکه افسردگی خفیف یا متوسط باشد، معمولا با دارو یا درمان الکتروشوک آغاز می شود. به محض اینکه بهتر شدید روان درمانی می تواند موثرتر واقع شود.
پزشکان عموماً افسردگی را در دو مرحله درمان می کنند. درمان حاد دارویی به برطرف کردن علائم تا آنجا که شما احساس خوب بودن پیدا کنید کمک می کند. به محض اینکه علائمتان برطرف شود، زمان نگهدارنده مشخصاً با مدت 6 تا 12 ماه برای پیشگیری از عود ادامه داده می شود.
هدف درمانی
1. کاهش غمگینی و افسردگی شدید و درهم شکننده
2. کاهش عدم رضایت ناشی از پایین بودن میزان فعالیت های خوشایند
3. شیوه ی مقابله با اندیشه خودکشی یا اقدام آن
4. به حداقل رساندن بی انگیزگی (تنبلی)
5. کاهش علائم و نشانه های جسمانی افسردگی
مداخله درمانی
1. بازسازی شناختی
2. انتخاب فعالیت های خوشایند
3. تنظیم برنمه برای انجام فعالیت های خوشایند
4. بستری شدن در بیمارستان و استفاده از دارو و جمع آوری اطلاعات از نزدیکان
5. آموزش حل مسئله برای مواجه شدن با مشکلاتی که نوجوانان آن ها را لاینحل می دانند.
6. بازسازی شناختی گمان های غیرمنطقی که باعث تمایل نوجوانان به خودکشی می شوند.
7. تنظیم برنامه ی فعالیت به منظور مبارزه کردن با رخوت و رکوت
8. تنظیم برنامه ای برای شرکت در فعالیت ناخوشایند تا زمینه ای برای احساس لذت در فرد به وجود آید.
9. تشکیل جلسات خانواده درمانی به منظور شناسایی و اصلاح گمان ها، طرز فکرها، تعامل های خانوادگی
10. آموزش مهارت های طرح کردن خود به منظور کاهش میزان خواب و افزایش زمان حضور در مدرسه
11. آموزش های مهارت های تنظیم هدف
12. نظارت برخورد در زمینه ی خوردن و خوابیدن
13. تنظیم برنامه های روزانه به صورت منظم و هدفمند
14. آموزش آرام سازی (آرامش روانی ـ عضلانی)
میزان آسیب پذیری در نوجوانانی که دارای این شرایط اند بیشتر است:
1. نوجوانانی که به علت ضعف در مهارت های اجتماعی و برقراری ارتباط با دیگران احساس تنهایی می کنند.
2. نوجوانانی که نمی توانند با بحران های زندگی خود مقابله کنند
3. نوجوانان مبتلا به بیماری سایکوز که دارای هزیان و توهم اند.
4. نوجوانانی که مورد سوء استفاده ی جنسی قرار گرفته اند.
5. نوجوانانی که رفتارهای اجباری و خشک و بی انعطاف اند، توقعات بسیار بالایی از خود دارند
6. نوجوانانی که پرتنش و تیزهوش اند.
مفهوم شناسی هویت
مفهوم شناسی هویت
تاملی در معنا و مفهوم هویت حدود انتظارات ما را از این مبحث، مشخص می کند.
- در فرهنگ معین آمده است:
هویت یعنی:
1. ذات باری تعالی
2. هستی، وجود
3. آنچه موجب شناسایی شخص باشد.
4. حقیقت جزائیه یعنی هرگاه ماهیت با تشخیص، لحاظ و اعتبار شود هویت گویند و گاه هویت به معنی وجود خارجی است و مراد تشخص است و هویت گاه بالذات و گاه بالعرض است.
- در فرهنگ عميد، هويت چنين تعريف شده است:
هويت يعني حقيقت شيء يا شخص كه مشتمل بر صفات جوهري او باشد. هويت در لغت به معناي شخصيت ذات، هستي و وجود و منسب به «هو» ميباشد.
- و دهخدا نیز در لغت نامه اش هویت را عبارت از تشخص دانسته و می گوید همین معنی میان حکیمان و متکلمان مشهور است. (دکتر شرفی، ص 7)
ويژگي هاي يك نوجوان
به عنوان يک واقعيت، دوره نوجواني را بايد يک مرحله بسيار مهم از زندگي تلقي کرد. دوره اي که با ويژگي هايش از ساير دوران زندگي متمايز مي شود. برخی از خصوصیات مذکور عبارتنداز:
1. نوجواني،يک دوره انتقال (برزخي) است
انتقال به معني يک وقفه يا تغيير از آنچه که قبلا انجام شده نمي باشد، بلکه بيشتر عبور از مرحله اي از رشد به مرحله ديگر مي باشد. یعنی آنچه قبلا واقع شده، اثر خود را روي آنچه که در زمان حال و آينده اتفاق مي افتد، باقي مي گذارد. در طی هر مرحله انتقالی، وضع و جایگاه فرد مبهم است و نوعی سرگردانی درباره نقشهايي وجود داردکه فرد انتظار دارد آنها را ايفا نماید، وجود دارد. از سوی ديگر، موقعیت مبهم نوجوانان این نتیجه را برای آنها دربردارد که فرصتی را به منظور آزمودن شیوه های مختلف زندگي به آنها ياد مي دهد تا آنها تصميم بگيرند که چه الگوهاي رفتاري، ارزشي و نگرشي بهتر ميتوانند نيازهاي آنان را تامين نمايند.
2. نوجوانی دوره تحول همزمان فیزیکی و روانی است.
برخی از ادوار زندگی به دلیل تاثیرات فیزیکی با اهمیت تلقی می شوند و برخی دیگر از لحاظ تاثیرات روحی قابل اعتنا هستند لیکن نوجوانی از هر دو جهت مهم می باشد. توأم بودن این تحولات فیزیکی مهم و سریع بخصوص در طول اولین مرحله نوجوانی با تحولات پرشتاب ذهنی از خصایص این دوره می باشد. بدیهی است این تحولات، نیاز به سازگاری روانی را افزایش می دهد که این امر به جهت ایجاد دیدگاه ها، ارزش ها و علایق نوین ضروری به نظر می رسد.
3. نوجوانی سن مسأله آفرین است.
گرچه هر دوره ای مسائل خاص خود را دارد، با این حال غالب نوجوانان به سختی از عهده حل مسائل خویش برمی آیند، این امر به دو دلیل قابل توضیح است:
اول اینکه، در تمام دوران کودکی، مسائل آنها به وسیله والدین و معلمان حل می شود درحالی که در برهه نوجوانی بیشتر مسائلشان به خودشان واگذار می شود، با اینکه تجربه لازم را در این مورد کسب نکرده اند.
دوم اینکه، نوجوانان دوست دارند، احساس کنند که افرادی مستقل و آزاد هستند و بعضاً تلاش هایی را که از جانب والدین و معلمان برای کمک به آنها ارائه می شود نمی پذیرند. یادآوری این نکته مفید است که نوجوانان زمانی که درخواست استقلال دارند اغلب از مسئولیت هایی که همراه با استقلال و ارزیابی توانایی آنهاست، هراس دارند. یکی از صاحبنظران به نام تانر در این مورد می نویسد:
برای اکثریت اشخاص نوجوان سال های 12 تا 16 پرحادثه ترین سال های زندگی آنها می باشد تا آنجا که رشد و تحول آنها برای دیگران و خودشان با نگرانی آمیخته است.
4. نوجوانی، زمان جستجوی هویت است.
در سال های اولیه نوجوانی، انطباق با معیارهای گروه به مراتب بسیار مهمتر از فردگرایی است. در اواخر دوران کودکی، تلاش زیادی به عمل می آید که فرد از حیث گفتار، رفتار و حتی ظواهر نظیر لباس خود را در حد امکان شبیه افراد گروه نماید. هرگونه انحراف از معیار گروه به تهدید علیه تعلق به گروه نزدیک است. در سال های اولیه نوجوانی، تطابق با گروه هنوز برای دختران و پسران حائز اهمیت است، به تدریج آنها درصدد جستجوی هویت برمی آیند و تمایل چندنی به اینکه شبیه همسالان خود در گروه باشند ندارند.
لذا موقعیت مبهم نوجوان در فرهنگ و جامعه معاصر یک مساله غامض را به وجود می آورد و همین امر موجب می شود که اطرافیان و والدین با رویکرد مبتنی بر تعامل و نه تقابل با نوجوانان، ارتباط برقرار نمایند. (شرفی، 1387، صص 13-12)
بحران هويت
از ميان روانشناسان، اريكسون بر مفاهيم هويت (حس دروني اين هماني كه عليرغم تغييرات خارجي، ثابت ميماند)، بحران هويت و آشفتگي هويت تأكيد مينمايد.
بحران هويت واژهاي است كه به وسيله وي براي توصيف عدم توانايي نوجوان در قبول نقشي كه جامعه از او انتظار دارد به كار رفته است.
برخي ديگر از صاحبنظران در توصيف بحران هويت چنين اظهارنظر كردهاند:
«جديترين بحراني كه يك شخص با آن مواجه ميشود، در خلال شكلگيري هويت رخ ميدهد، اين بحران بدان جهت جدي است كه عدم موفقيت در رويارويي با آن پيامدهاي بسياري دارد. شخصي كه فاقد يك هويت متشكل است در خلال زندگي بزرگساليش با مشكلات متعددي مواجه خواهد شد.
اريكسون خاطرنشان ميسازد كه براي هر فردي امكان دارد بحران هويت روي دهد و منحصر به دوره نوجواني يا جواني نيست و از نگاهي ديگر بحران هويت اينگونه تعريف شده است: عدم موفقيت يك نوجوان در شكل دادن به هويت فردي خود، اعم از اينكه به علت تجارب نامطلوب كودكي و يا شرايط نامساعد فعلي باشد، بحراني ايجاد ميكند كه بحران هويت يا گمگشتگي نام دارد.»
آشفتگی هویت:
فرد درخلال مرحله شکل گیری هویت احتمال دارد شدیدتر از هر زمان دیگر چه در گذشته و چه در آینده از نوعی سردرگمی و آشفتگی نقشها یا همان چیزی که اریکسون آشفتگی هویت می نامد، رنج ببرد.
این حالت سبب می شود وی احساس کند منزوی، تهی، مضطرب و مردد شده است. احساس می کند که باید تصمیمهای مهمی بگیرد لیکن قادر به انجام دادن این کار نیست. احساس می کند که جامعه به او فشار می آورد تا تصمیمهایی اتخاذ کند اما او مقاومت می کند.
در طی آشفتگی هویت، فرد ممکن است احساس کند به جای آنکه در حال پیشرفت باشد دچار پسروی است.
اختلال هویت:
مشخصه اصلی این پدیده پریشانی درونی ( ذهنی ) شدیدی است که مشتمل بر ناتوانی فرد در تطبیق دادن وضعیت خویش با احساس شخصی قابل قبول و منطقی به طور نسبی می باشد. درباره تنوع مسایلی که به هویت مربوط می شود. تردیدهایی وجود دارد ولی عمدتا شامل مواردی از قبیل:
- هدفهای درازمدت.
- انتخاب خط مشی زندگی.
- الگوهای دوستی.
- رفتار و هدایت جنسی.
- تعیین هویت مذهبی.
- ارزش های اخلاقی.
- وفاداری های گروهی می باشد.
این آشفتگی نتیجه اختلال ذهنی دیگری همچون اختلال عاطفی اسکیزوفرنی یا نظیر آن نیست و اگر شخصی در حدود سن 18 سال یا بیشتر مبتلا به آن شود چنین اختلالی در معیار طبقه بندی این کتاب قرار نمی گیرد.
تردیدی که درباره اهداف درازمدت وجود دارد ممکن است به منزله ناتوانی در انتخاب یا تطبیق فرد با الگوی زندگی تلقی شود. به عنوان مثال، ممکن است کسی خود را وقف موفقیتهای مادی یا خدمت به اجتماع یا تریبی از هر دو نماید.
پیامدهای فقدان هویت
آثار و نتايج گسستگي هويت فراتر از آن است كه در اين مبحث بدان بپردازيم وليكن از باب توجه نسل جوان و اطرافيانشان، به برخي از مهمترين پيامدهاي آن مي پردازيم:
اريكسون معتقد است:
فردي كه قادر به يافتن ارزشهاي مثبت پايدار در فرهنگ مذهب يا ايدئولوژي خود نيست، ايده آلهايش به هم مي ريزد چنين فردي كه از درهم ريختگي هويت رنج مي برد نه مي تواند ارزشهاي گذشته خود را ارزيابي نمايد و نه صاحب ارزشهايي مي شود كه به كمك آنها بتواند آزادانه براي آينده طرح ريزي نمايد.
بسياري از افراد، هنگامي كه دچار بحران هويت مي شوند احساس پوچي، از خود بيگانگي، تنهايي و غربت مي كنند. حتي گاهي به دنبال «هويت منفي» مي گردند هويتي درست برخلاف آنچه كه اوليا و جامعه براي آنها در نظر گرفته است. بسياري از رفتارهاي ضد اجتماعي و ناسازگارانه نوجوان را مي توان از اين ديدگاه توجيه نمود.
ناتانيل براندن به عنوان يك روان درمانگر به اين موضوع عميقا توجه نموده و مي نويسد: «يكي از پيامدهاي از خود بيگانگي، احساس بيگانگي آدمي از ديگران است و اين احساس كه ديگر فردي از جامعه بشريت نيست و او غريب و تنهاست. انسان در جريان خيانت به مقام انساني خود، خويشتن را به يك موجود منفور و مطرود متافيزيكي بدل مي كند و علم او به اينكه انسانهاي ديگر بسياري مرتكب همين خيانت مي شوند وضع او را دگرگون نمي كند. چنين شخصي، احساس تنهايي و جدايي مي كند، جدايي به واسطه غير واقعي بودن هستي خويشتن و احساس ويراني دروني ناشي از فقر رواني. آثار و تبعات بعدي فقدان هويت را مي توان در پديده هايي هم چون: مسئوليت گريزي، دلزدگي، دل مشغولي هاي بي هدف، هيجاناتِ جانشين ناپذير، شخصيت منفعل و بي تفاوتي جستجو نمود. زیرا به طور طبیعی کسی که نتوانسته پاسخی برای سوالات اساسی خویش بیابد، در حقیقت انگیزه ای هم برای پرداختن به وظیفه خویش در قبال دیگران نخواهد داشت.
و چنانچه این روحیه در جامعه تعمیم یابد، وضع به مراتب دشوارتر از پیش خواهد شد. دلیل روشن آن هم، فاصله ای است که میان ارزش های فرد و جامعه به تدریج به وجود خواهد آمد. ارزش های فرد، متمایل به انزوا، دوری از جمع و ارزش های جامعه مبتنی بر مسئولیت در قبال جمع می باشد. از عوارض دیگر فقدان هویت، هرز رفتن انرژی است.
کارن هورنای در توضیح این پدیده می نویسد: «دوری و بیگانگی از خویش، شخص را از نیروی محرکه، یا به عبارت دیگر از موتور خودش جدا و منفصل می سازد. با وجود همه عوامل ترمز کننده و هرز رفتن مقدار زیادی از انرژی ها، شخص عصبی باز هم تحت فشار عوامل خارجی از قبیل عطش خودنمایی، عطش ثروت، جاه طلبی، احتیاج به امرار معاش و غیره، می تواند کار کند و حتی خلاقیت داشته باشد ولی همینکه او را به خودش واگذارند، یعنی هیچگونه فشار و اجبار خارجی در کار نباشد، بارومتر فعالیتش بسیار پایین می آید و عاطل و باطل می ماند
در هر صورت، شخص، مقدار زیادی از انرژی هایش را بیهود تلف می کند و مقدار زیادی هم به علت ترس ها و حساسیت هایش، ترمزهای قوی می بندد و آنها را از کار می اندازد. (شرفی، 1387، صص 21-18)
نیاز به هویت دینی
از نیازهای فطری آدمی، گرایش به عشق و پرستش است، به این معنا که فرد، مستقل از هرگونه یادگیری، در درونش تمایل به عبادت و بندگی خدا را احساس می کند، تجلی چنین احساس و تمایلی، در اعمال و رفتار دینی، آشکار می شود. ابن طفیل اندلسی، حکیم و فیلسوف نامدار مسلمان در اثر ارزنده و کلاسیک فلسفی اش به نام «زنده بیدار» این گرایش فطری را به زیبایی هر چه تمامتر، به تصویر می کشد.
رابطه آدمی و دین و نسبتی که با آن پیدا می کند، در مقوله «هویت دینی» قابل تبیین و توضیح است. به گفته یکی از روانشاسان، هدف ایدئولوژی، ایجاد تصویری در ذهن شخص است که احساس فردی و جمعی هویت را در او تقویت نماید. بدیهی است از پیامدهای تکوین هویت دینی، احساس تعهد و مسئولیت در قبال ارزشها و باورهای آن مکتب می باشد. برخی از صاحبنظران، تعهد را به عنوان سنگ بنای «هویت دینی» تلقی می نمایند. (شرفی، 1387، ص 95)
مفهوم شناسی هویت اجتماعی
چنانچه فرد را از جنبه نقش ها و وظایف اجتماعی اش، مورد مطالعه قرار داده و متقابلاً انتظارات جامعه از وی را بررسی کنیم، در حقیقت به درک مقوله هویت اجتماعی نزدیک شده ایم.
یکی از صاحبنظران شخصیت می نویسد: «عدم توانایی در انتخاب شغل و یا عدم ادامه تحصیل، غالباً نمودی از بحران هویت یا گم گشتگی در نقش اجتماعی است. بسیاری از رفتارهای ضداجتماعی و ناسازگارانه افراد را می توان از این دیدگاه توجیه نمود.»
وی در ادامه مطلب می افزاید: «تقریباً در تمام فرهنگ های ملل مختلف در مورد محول کردن وظایفی در حد بزرگسالان به جوانان و نوجوانان، وقفه ای حاصل می شود. نوع فعالیت در این دوره وقفه و در هر جامعه ای متفاوت است و به نوع فرهنگ هر جامعه بستگی دارد. در بعضی از فرهنگ ها، برخی از گروه ها این زمان را به امر تحصیل می گذرانند و بعضی از گروه های دیگر به کارهایی از قبیل عضویت در گروه ها، و نهادها، کلوپهای مختلف، جهانگردی و یا جستجو جهت یافتن همسر برای ازدواج و تشکیل زندگی خانوادگی می پردازند. (شرفی، 1387، ص 108)
نسبت هویت و فرهنگ
برخی از اندیشمندان این پرسش را مطرح ساخته اند که چرا وجوه اشتراک فرهنگی، همکاری و وحدت را تسهیل می کند و چرا تفاوتهای فرهنگی به اختلاف و تفرقه دامن می زند؟
آنها در پاسخ چنین اظهار نظر می کنند
اولا هر کسی دارای چند هویت است که ممکن است با هم رقابت داشته باشند یا یکدیگر را تقویت کنند. هویتهای ناشی از خویشاوندی، حرفه، فرهنگ و هویتهای نهادی، سرزمینی، آموزشی، اعتقادی، ایدئولوژیک و غیره. هویت در یک بعد ممکن است با هویت ناشی از یک بعد دیگر برخورد کند.
نمونه کلاسیک در این مورد مربوط به کارگران آلمانی می شود که در سال 1914 ناگزیر بودند که میان این دو نقش دست به انتخاب بزنند: هویت طبقاتی در هماهنگی با پرولتاریای بین المللی و هویت ملی در همراهی با ملت و امپراطوری آلمان.
هویت در هر بعدی که مطرح باشد، معمولا در سطح تقابل رویاروی است که معنا می یابد. اما هویت های خود لزوماً با هویت های کلان برخورد نمی کنند. یک افسر ارتش از لحاظ سازمانی با همقطاران، هنگ، لشکر، یا نیروی مسلحی که در آن خدمت می کند به تعریف هویت خویش می پردازد. آدم های عادی هم در نسبت با قبیله، گروه قومی، ملیت، دین و تمدن، احساس هویت فرهنگی می کنند. برجستگی فزاینده هویت فرهنگی در سطوح پایین، می تواند اهمیت این هویت را در سطوح بالاتر بیشتر کند، چنانکه برک گفته است: «عشق به کل، با این تقسیم بندی های فرعی خاموش نمی شود، گام اول، تعلق خاطر به جمع است.»
ثانیا، اهمیت فزاینده هویت فرهنگی تا حد زیادی معلول مدرنیزاسیون اجتماعی ـ اقتصادی در سطه فردی و اجتماعی است. در سطح فردی، آشفتگی و از خودبیگانگی، نیاز به یک هویت معنی دارتر را ایجاد می کند و در سطح اجتماعی قابلیتها و قدرت فزاینده جوامع غیر غربی باعث تجدید حیات فرهنگ و هویتهای بومی می شود.
ثالثا هویت در هر سطحی ـ شخصی، قبیله ای، نژادی، تمدنی ـ تنها در نسبت با غیر ـ شخص، قبیله، نژاد یا تمدن دیگر ـ تعریف می شود.
جایگاه هویت فرهنگی
منزلت هویت فرهنگی همانند فرهنگ، ارجمند و درخور تامل است، زیرا پیوند میان نسل جوان و مشی زندگی، آداب و رسوم، هنر و سایر تعلقات از طریق معرفت و شناخت آنها برقرار می شود. شناخت فرهنگ خودی (ملی) به معنای آگاهی از ویژگی های آن است. بررسی عمیقتر آن، نیازمند مطالعه تطبیقی فرهنگ خودی و سایر فرهنگهاست، به ویژه فرهنگهایی که از مشترکانی با فرهنگ خودی برخوردارند. چنین موقعیتی، زمینه ساز انس و الفت فرهنگی است، زیرا آدمی با پدیده ای مانوس می شود که با آن ارتباط شناختی داشته باشد و حاصل این امر، نوعی تعلق خاطر و دلبستیگ به فرهنگ ملی است. استمرار این دلبستگی، موجود شکل گرفتن بخشی از هویت فرهنگی است. (شرفی، 1387، صص 130 – 128)
هویت تمدنی
براساس رویکردی که تمدن را همان فرهنگ ولی در ابعادی بزرگتر تلقی می کند، می توان هویت تمدنی را دارای مفهومی گسترده تر و عمیقتر از مفهوم هویت فرهنگی دانست. زیرا غالبا هویت فرهنگی به مرزهای یک کشور یا ملیت، محدود می شود، در حالی که هویت تمدنی عمدتا از مرزهای کشور خاص فراتر رفته و چندین ملیت و یا حتی بیشتر را پوشش می دهد نظیر تمدن اسلامی یا تمدن غربی و نظایر آنها که در مواردی نیز گسترده تر از یک قاره، مطرح می شوند.
منظور از هویت تمدنی، معرفت و آگاهی عمیق آدمی به تمدنی است که منسوب به آن می باشد. درک چنین هویتی به فرد این امکان را می دهد که احساس نماید در سرزمینی زندگی می کند که ریشه های فرهنگی آن تا اعماق تاریخ کشیده شده است و این احساس، تعلق و ارتباط به آن تمدن و در نتیجه شکل گیری هویت تمدنی می شود. احساس تعلق به یک تمدن به معنای وابستگی به تمامی مظاهر آن تمدن و از جمله مشاهیر، افتخارات، میراث ها و ارزش های آن می باشد.
پیامد منطقی هویت تمدنی، برخورد تحلیلی، آگاهانه و نقدگونه با سایر تمدنهاست. هوست تمدنی در این رویارویی به سان داربستی است که تکیه گاه معرفتی فرد محسوب می شود و با اتکای به آن، می تواند موضعی مطلوب در قبال تمدن های دیگر اتخاذ نماید. بدیهی است فقدان هویت تمدنی، زمینه را برای تاثیرپذیری منفعلانه از تمدن های موجود فراهم نماید.
هانتینگتون معتقد است هویت در هر سطحی ـ شخصی، قبیله ای، نژادی، تمدنی، تنها در نسبت با غیر تعریف می شود. وی در ادامه می افزاید: مسطوح گسترده هویت تمدنی به معنای آگاهی عمیق تر نسبت به تفاوت های تمدنی و ضرورت حفظ چیزهایی است که ما را از غیر ما متمایز می کند. لذا هویت تمدنی زمانی به صورت شفاف و دقیق، قابل تبیین خواهد بود که فرد:
- اولاً بداند به کدامیک از تمدن های جهان تعلق دارد.
- ثانیاً بداند، این تمدن، در میان سایر تمدن ها از چه جایگاه، موقعیت و اولویتی برخوردار است.
- ثالثاً آگاه باشد که این تمدن، جزء تمدن های زنده و فعال جهان و یا تمدن های مرده و راکد محسوب می شود.
- رابعاً، افتخارات، مشاهیر، آثار و خصوصیات برجسته و منحصر به فرد تمدن خود را به درستی بشناسد.
- خامساً، از چگونگی و کیفیت داد و ستد تمدن خود با تمدن های دیگر آگاه باشد.
- سادساً، از توانایی و نقش تمدن خود در پاسخ به چالش ها و بحران های عصر جدید مطلع باشد. (اشرفی، 1387، صص 169- 167)
متون
پیش جلسه A1
ویژگی های فیزیکی و مکانیکی مصالح ساختمانی
مصالح
1. طبیعی: شن
2. پس از مقداری تعمیر استفاده می شود: گچ، آهک
3. مصنوعی
الف) ویژگی های فیزیکی
1. : وابسته
2. G: : وزن مخصوص نسبی specific grarity
3. درصد رطوبت و جذب آب
4. نرم شوندگی یا حساسیت به آب: این مشخصه مربوط به خاک رس، سنگ و ... و نشانگر کاهش مقاومت بر اثر جذب آب و اشباع شدن است. برای سیال این حساسیت از ضریب نرم شوندگی استفاده می شود. Coefficial of softening است:
|
مقاومت و حالت اشباع |
|
|
مقاومت و حالت خشک |
بین صفر تا 1 متغیر است. برخی مواد مثل شیشه و فلزات .... و برای آنها یک است ولی بررسی ها و ... بعضی ... کمتر است.
اگر ماده ks آن کمتر از 8/ باشد نباید در معرض رطوبت قرار گیرد.
مقاومت یخ زدگی frost resistance
|
مقاومت پس از تحمل چرخه یخ زدگی |
|
|
مقاومت قبل از اشباع و چرخه یخ زدگی |
براین اساس نباید از 75 درصد کمتر باشد.
پیش جلسه A2
علاوه بر آزمایش یخ زدگی می توان ان را در محلول سولفات سدیم اشباع و ارزیابی نمود. (ماقومت برخی سنگدانه ها) در این روش ماده موردنظر در محلول خیسانده شود و سپس در دمای 110-100 ... خشک می شودو در اثر این فرایند بلورهای هیدراته سولفات سدیم در خلال و فرج شکل گرفته و رشد می کند و در واقع همانند فشار ناشی از یخ زدگی عمل می کند.
هدایت حرارتی (termol conductivity)
ضریب هدایت حرارتی برابر است با مقدار حرارتی که برحسب کیلو کالری طی یک ساعت از نمونه ای از ماده به سطح یک مترمربع و ضخامت یک متر، وقتی که اختلاف دمای دو سطح متقابل و موازی آن، یک درجه سیلیسوس باشد.
این ضریب تابع تراکم ماده است و برای فرمول تجربی زیر می توان نوشت:
|
ماده |
||
|
فولاد |
7850 |
50 |
|
گرانیت |
2700-2500 |
5/2 – 4/2 |
|
شیشه |
300 – 250 |
07/0 = 05/ |
ظرفیت حرارتی (termal capacity)
ظرفیت حرارتی پتانسیل، جذب انرژی گرمایی توسط مواد مختلف است.
در واقع حرارت مخصوص، مقدار گرمایی است که برحسب کیلوکالری که برای افزایش دمای یک کیلوگرم از ماده به میزان یک درجه سیلیسوس لازم است.
|
چوب |
65/ - 57/ |
|
فولاد |
11/ |
|
سنگ |
|
پیش جلسه A3
- انبساط حرارتی (coeflicat of termal export)
- هدایت الکتریکی
- دوام (Durability): دوام یا پایایی هر ماده ساختمانی در مقابل اثرها و شرایط اقلیمی است. که محاسبه آن برهر معنایی متفاوت است.
ب) ویژگی ها مکانیکی
|
نسبت کرنش جانی |
|
کرنس محوری |
- تنش و کرنس
ضریب پواسول
این ضریب برای اعداد همسانگر و 25% و برای مایعات 5% است.
- نرمی یا Ductifty
|
|
طول اولیه |
طول نهایی دو مرحله گسیختگی | |
|
درصد افزایش محلول | |||
سخنی:
1. نسبی ( ....)
2. مطلق: معیار راک ول: جسمی کوچک به شکل کره، مخروط یا منشور روی سطح مورد آزمایش قرار داده شده و تحت شرایط کنترلی شده و با نیرو و سرعت معین به سطح مذکور فشرده و عمق یا اندازه خراش یا گودی ایجاد می شود.
مثلا بخش راک ول
سنگ های ساختمانی (Building Stones)
از نظر زمین شناسی
1. رسوبی
2. آذرین
3. دگرگونی
طبقه بندی از نظر فیزیکی
1. لایه ای
2. غیرمنطبق
3. ورقه ای
طبقه بندی از نظر شیمایی
1. سیلیس (سیلیکاتی
2. رسی یا آرژیلی
3. آهکی
سنگ های سیلیس دارای ترکیب سیلیس بوده و عموما با دوام بوده و هوازگی کمتر بر روی آنها اثر دارد. گرانیت، کوارتزیت و ...
آرژیلی: سیل، اسلیت و ...
آهکی: مثل آهک، مرمر
ویژگی فیزیکی سنگ ها
1. چگالی
2. تخلخل
3. ضریب جذب آب
4. نفوذپذیری
چگالی
از بسیاری از سنگ ها از وزن سنگ به عنوان مانع استفاده می شود مثل بندرگاه ها، سنگ شکن ها، ریب رپ و .... اگر تخلخل وجود داشته باشد وزن آنها در مترمکعب کم است.
اگر جذب آب زیاد باشد یخ زدگی باعث کاهش دوام آن می شود.
تخلخل سنگ ها برحسب تخلخل .... به صورت زیر طبقه بندی می شود
1. خیلی زیاد
2. زیاد = 20 – 0
3. بسیار زیاد:
4. متوسط 5 – 5/2
5. کم: کمتر از 5/2
تخلخل ظاهری
N: درجه پوکی
77: حجم فضاهای خالی
7: حجم کل
Wsat: وزن اشباع
Wd: وزن خشک
Wsub: ....
باری مثال گرانیت ها میزان جذب آن و تخلخل آن کم ولی .... ها زیاد می باشد.
مشخصات مکانیکی
1. فشاری
2. خمشی
3. کششی
4. ساییشی
5. مقاومت به ضربه
کاربرد سنگ ها
1. باربر سازه ها
2. نماسازی
3. کف پوش
4. پوشش بام ها
5. پوشش حفاظتی سازه ها مجاور آب
6. زیرسازی و راه آهن: مخللوط شن و قلوه سنگ Bulast
7. سنگدانه
C1
سیمان و نالیز شیمیایی آن
طبقه بندی سیمان پرنلند براساس ASTM C150 به صورت زیر می باشد:
تیپ I: نشانه پ – Ordinary Portland COM (معمولی)
تیپ II: نشانه پ 2- Modifical p.c (اصلاح شده)
تیپ III: نشانه پ 3 – Rapid hardening p.c (زور سخت شوند)
تیپ IV: نشانه پ 4: Low hardaivy (با حرارت کم)
تیپ V: پ 5: Sulfate Restance (ضد سولفات)
سه تیپ :
1. I- 325: (8 روزه): 325 kg/m : در اکثر کارخانه ها تولید می شود
2. I- 425: (21 روزه): 425 kg/m: در بعضی کارخانه ها تولید می شود.
3. I- 525: (28 روزه): 425 kg/m: به صورت سفارشی تولید می شود.
نوعی سیمان III نباید فرم آن : یک گرم 3200 سانتی متر مربع می باشد.
کاربرد پایه توربین ها (پل ها): وقتی یخ زدگی است ـ قالب متحرک
تیپ IV:
با کاهش از حرارت هیروکسیون جلوگیری می شود.
کاربرد قالب بندی طولانی:
1. سدسازی
2. بسیار کم تولید می شود، مصرف کم است و تولید صرفه است.
تیپ V: SRPC:
1. در تولید خاک رس را کم کرده و جای آن آهک و سیلیس استفاده می کنند.
2. وقتی سولفات 2/ تا 2% باشد.
خواص شیمیایی سیمان ....، عناصر تشکیل دهنده سیمان CO,s,Fe.Al,S,K,No,Mg این عناصر در طبیعت به صورت اکسید هستند. مثل Fo2o , Aho3 , Sio2 , Cao.
برای نشان دادن این اکسیدها از علایم که فقط در شیمایی استفاده می شود استفاده می کند.
در دمای 1400، با ذوب شدن و ترکیب شدن این اکسیدها، اکسیدهای مرکب به وجود می آیند که عبارتنداز
هر اکسیدی تاثیر خاصی دارد.
اکسید ، 75% سیمان را تشکیل می دهد و ویژگی مفید سیمان از قبیل چسبندگی با مقاومت و ثبات حجمی را می سازند.
واکنش سیمان با آب را آبگیری می گویند (هیدراسیون)، آبگیری باعث ایجاد مقاومت کوتاه و باعث ایجاد مقاومت بلندمدت می شود. حرارت ایجاد شده در زمان آبگیری ناشی از واکنش سریع با آب است.
اکسید ناپایداری است که شدیدا تحت تاثیر واکنش های بخصوص کنش سولفات قرار می گیرد. از واکنش با سولفات ها ترکیبی به نام اثرنشریت حاصل می شود. این ترکیب در مجاور آب افازیش حجم می دهد و باعث تحرک خورد و فرو شدن ... می شود.
در مقاومت سیسمان نقش کمی بلند در عرض باعث گیرش سیمان می شود. گیرش آن به دلیل واکنش سریع با آب می شود. واکنش با آب بسیار سریع بوده و به سخت شدن فوری خمیر، که به گیرش آن معروف است منتهی می شود. برای جلوگیری از این امر در هنگام تولید سیمان سنگ گچ به گلیگز افزوده می شود. گیرش آن برگشت پذیر است.
III
کاربرد امولسیون قیری برای جلوگیری از روان شدن ماسه های کویری یا شفته قیری و امروزه برای عایق کاری سطوح
ورق های قیرانه یا الیاف مصنوعی (فایبرگلاس) ایزوگام
جلسه دوم آجر
آجر اول بار در بین النهرین و حدود 6000 سال قبل در هندوستان تولید شد. آجرهای ساسانی ابعاد 8 تا 7 ساخته می شد. آجر بستگی دگرگونی و مصنوعی است از نظر ترکیبی ماده اولیه آن سیلیکات آلومینیوم است.
.............
بنابراین رس ماده اولیه آن از فلدسپات می باشد.
..............
رس ها انواع مختلفی دارند که نوع مینونیت 7 تا 8 برابر خودش آب می گیرد. خاک رس خالص سفید است چون فلدسپات ها سفید هستند و رنگ آنها ناشی از ناخالصی هستند. چون همیشه رس از سنگ های آذرین به وجود می آیند بنابراین ... خرده های کوارتز می باشد.
اگر درخشش دانه های درشت سیلیسی بماند، چون حجم سیلیس با بالا رفتن درجه گرما پیوسته افزایش یابد با جمع شدن یکنواخت خشک هنگام پختن هماهنگی ندارد و در آخر، دور دانه های سنگ سیلیس ترک های مویی ایجاد می شود. برای جلوگیری، بهتر است بیش از ساختن گل، خاک آن آسیاب شود تا دانه درشت در خشت بماند.
رس باید دارای پلاسته باشد تا وقتی با آب مخلوط می شود قابلیت قالب گیری و شکل پذیری از خود نشان دهدو باید از استحکام کششی کافی برخوردار باشد.
خاک های رسی را می توان به دو گروه تقسیم می شوند
1. آهکی
2. غیرآهکی
IV
خاک های رسی آهگی در حدود 15% کربنات کلسیم داشته بعد از پخت زود رنگ می شود. خاک های رسی غیرآهکی از سیلیکات آلومینیوم و بین 2 تا 10 درصد اکسید آهن هستند. رنگ آنها بعد از پخت زرد نخودزی، قرمز و ... خواهد شد که بستگی به اکسید آهن دارند.
برای داشتن آجر مرغوب در صورتیکه ماسه آن کم باشد (Sio2 ) باید مدقار 10 تا 15 درصد به خاک رس اضافه شود. اگر میزان آن بیش از حد باشد، از چسبندگی آن کاسته شده و خاک را کم مایه می کند.
Fe203: رنگ آجر قرمز
لمونست: قهوه ای کم رنگ
گرافیت و مواد آلی: خاکستری
آجر به دو طریق دستی و ماشینی است و معمولا پخت آن در مای 900 تا 1200 می باشد.
مقدار آهک (گرد آهک) حدود 30 درصد وزنی حداکثر، اگر دو دانه کوهه ها، دارای سنگ آهک درشت دانه باشد هنگام پختن شکفته می شود و آجر را می تراکند. این پدیده را آلواک کردن آجر می نامند.
اگر آجر دارای گرد آهک باشد در کوره به Cao تبدیل شد، آجر را سفید رنگ می کند.
توجه!
اگر گرد آهک زیاد باشد در حرارت بالا در کوره نقش گداز آور دارد و باعث خمیر شدن و از شکل افتادن آجر می باشد. معمولا ماکزیمم مجاز 15%=cao است.
مقدار سولفات ها
اگر خاک رس برای آجر دارای گچ باشد در دمای 100 تا 300 و می شود. سپس Cao تولید شده و آجر مانند گرد آهک عمل می کند. یعنی در صورتی که در آجر بماند پس از نم کشیدن آچر به H2so4 تبدیل می شود و اگر آسیب می بیند علاوه بر آن سولفات زیاد باثع سفید شدن آن بعد از مصرف می شود.
مقدار سولفات های مجاز 8 درصد و حد مجاز So3 حداکثر 5/ درصد است.
مقدار آهنگ
سولفود آهن در چنین تبدیل به اکسیدآهن و So3 می شود درباره So3 گفته می شود اکسید آهن زیاد در آجر نقش گدازآور و باعث خمیر شدن و از شکل افتاد آجر می شد.
مقدار کلرودها
وجود کلرودها kd Nad در آجر به دلیل محلول بودن باعث سفید زدن آجر بعد از مصرف شده و مجاورت دائمی این گونه ها آجرها با آب باران باعث شده کم کم آجر پوک شده و مقاومت آن کم شود. حد مجاز کلرور سدیم Nacl در خاک ماکزیمم 06/ می باشد.
خواص فیزیکی خاک
1. دانه بندی و تعیین باقیمانده رولک الک 100/ No حداکثر 75/0
2. pl آب به عنوان استاندارد حداقل 20 درصد است.
3. درصد انقباض در اثر خشک شدن
4. نشانه خیری
5. رنگ بخشی آجر
6. درصد جذب آب
7. ..... مقاومت فشاری حداقل 80 کیلوگرم بر سانتیمتر مربع.
مشخصات ساختمانی آجر خوب
صدای زنگ می دهد (...)، تاب زیادی در برابر پایداری دارد (آجری که صدای خفه بدهد توخالی است)
آجر خوب باید گرما ریاش کند و کم باشد، در آتش سوزی ها خمیری و آب نشود جسم های شیمیایی در آن اثر نکند، به ملات خوب بچسبد.
سنگ شیت کوارتزی (توضیح)
در خوانسار، گلپایگان، اراک و ... برای پختن شیت کوارتزی باید آن را گرد کرد، به گرد آن 8% وزن .... زد و سپس آن را زیر فشار 100 تا 150 بار و حرارت 150 درجه ریخت (پختن این آجر ممتاز) این شیتها کمی زغال دارد و به پختن آن کمک می کند.
جلسه سوم
آجر جوش
آجر جوش را خاکی تا دمای 1000 درجه خمیری نشود تولید می کنند و بیشتر در کوره نگه می دارند تا دانه های خاک به همدیگر نچسبند و یکپارچه شوند (عرق کردن خاک باعث چسبیدگی می شود.) آجر جوش نباید در کوره خمیری شود بنابراین این دودها متفاوت است. برای آنکه آجر در گرمای کم عرق کند به آن گداز آور می زنند (اکسیدآهن)، این ماده علاوه بر گذارآوری رنگ آجر را قرمز تا سیاه می کند. رنگ به هی آجر جوش از کم بودن اکسیدآهن و زیادی قلیایی ها است.
آجر جوش باید
1. سفت باشد
2. ترد نباشد: 1. ......... نپرد، 2. جای ساییده نرم نماند
3. ترک نداشته باشد
4. در برابر ضربه پایدار باشد و ...
تاپ آجر جوش نباید کمتر از 35 nmn باشد. آجر جوش که در ساختمان مصرف می شود نباید جاذب آب بیشتر از 6% برای فرش کردن 4% باشد.
آجر نسوز از رس هایی استافده می شود که در 1550 درجه نسوز (آزمایش زگر). برای آجرهای نسوز علاوه بر رس ممکن است از مواد قلیایی یا اسیدی استفاده کرد مثل منزیت، دولویت، اوسیدنی، اسیدی ها و ... مانند آندالوزیت، سبلماتیم، کیانیت
همانطوریکه گفتیم آجر در دمای 1000 درجه می پزند در طول پخت مواد فرار ... آب، Co2، So3 از آجر خارج می شودند به دلیل ارج شدن مواد .... و نرم گرفتن ساختمان کریستال آجر، ابعاد آجر باز و یا جمع می شوند.
درجه حرارت پخت انواع آچرهای مخصوص
1. شادوتی 1250 – 1500
2. سیلیس 1450 – 1500
3. الومینومی 1500 – 1800
4. آجر منیزیتی 1500 – 1800
تکلیس: Calcination: عبارت است از جدا شدن Co2 از کربنات کلسیم و تبدیل سنگ آهک (aco3 ) و تبدیل سنگ آهک به آهک (Cao)
آجر شاموتی شامل Al2o3(10=%4g)، (50%80) است. ماده اولیه این آجرها مشتکیل از خاک نسوز، مواد آلی، عامل اصی سوزندگی متفاوت، وجود مولیت است.
.... مخصوص ظاهری 1/2 گرم بر سانتیمتر مکعب
آجرهای منیزمی
1. آجرهای دولومیتی
2. آجرهای منیزیتی: منظور وجود (Mgo) در آن است
3. آجرهای فورسترسی
گچ
یا …… دارای سختی 2 است به حالت دیده می شوند:
1. بلور شده
2. گچ بلوری به صورت لایه لایه
3. سنگ گچ آلاباستر (Alabaster)
سنگ گچ خاصل بی رنگ اگر زغال داشته باشد خاکستری و اگر اکسیدآهن داشته باشد رنگشان زرد و اگر Fe2o3 سرخ.
پختن گچ نیاز بهای بالا ندارد هرچه گرمای پختن سنگ گچ کمتر باشد ملات گچ زودتر می گیرد چونکه برای دوباره سنگ گچ شدن کمتر آب می خواهد.
الف) تا 107 درجه، آب شیمیایی سنگ گچ نمی پرد و نمی پزد
ب) از 107 تا 180 درجه کم کم آب گچ می رود و در 180 درجه Caso4, O5H2o دارد
ج) این گچ به .... آب ترکیب شده و در مقاومتش کمتر از سنگ گچ است. در دمای 200 درجه گچ به Caso4, O.3H2o می شود که میلش با آب زیاد است. اگر دمایش به 300 درجه رسید گچ خشک می شود در دما 320 – 300، گچ می سزود و با آب ترکیب نمی شود برای آنکه گرد گچ سوخته با آب ترکیب شود به آن C/o روی هیدروژن گچ، گرد زاج یا سولفات روی می زنند و یا 3 تا 5 درصد .... گرد سیمان پرنلند مخلوط می کنند.
د) در 800 درجه گچ خشک Caso4 کم کم تجزیه می شود. در 1400 درجه Cao و So3 تجزیه می شود و O, So2, So3 تبدیل می شود.
اگر Cao به شکل گرد در گچ بماند، گچ را کندگیر می کند و اگر دانه های آن درشت باشد، پس از ساختن ملات و سفیدکاری، آب ملات را می مکد و سطح گچ را آبله رو می کند.
برای آنکه ملات گچ کندگر شود به آن تا 10%، گرد آهک به آن اضافه می کنند. برای زودتر کردن ملات گچ، به آن کمی نک هالیت، Mgc2 و یا کلر و آبنه NH4,cl می زنند، اگر گچ با آب گرم ساخته شود، زودتر می گیرد.
زمان گیرش گچ نباید کمتر از 4 دقیقه و بیش از 10 دقیقه انجام گیرد. ملات گچ اندود ساختمان باید، آغاز گرفتنش 8 تا 20 دقیقه و پایان گرفتش 20 تا 60 دقیقه باشد.
چند نوع گچ
1. گچ مدل کمتر از 150 درجه می پزند و ریزدانه آسیاب می کند.
2. گچ ساختمان 150 تا 180 می پزند تا Caso4,o5H2 .... و برای ساختن ملات گچ و خاک، گچ و ماسه، آجر، گچ و ماسه و مواد گچی
3. گچ اندود تا دمای 180 تا 200 و فرمول O3H2o و CoSo4 و گند گیر می شوند که در .... کاری مصرف می شود
برای آنکه کندگیر شود به اندازه 10 درصد وزنش گرد آهک می افزایند.
گچ مرمر: گرد گچ را در محلول زاج خمیر می کنند، پس از آنکه خمیر گرفت و سخت شد آن را در دمای 500 درجه می پزند و آسیاب می کنند تا گرد گچ مرمر به دست آید. ملات گچ مرمری کندگیر است و گرفتنش 2 تا 6 ساعت به دارازا می شود رویه های اندود شده با گچ مرمری را می شود پرداخت کرد و نسبت گچ مرمر خوب رنگ برمی دارد، تاب ملات آن به 2/5 N/mn2 می رسد.
گچ گازی
ساختن ملات گچ، آب اکسیژنه و یا گرد سولفات آلومینیوم مصرف می کنند تا در ملات گاز پیدا شود و آن را پول کند.
جلسه چهارم
سنگ آهک
به فرمول Coe3 را وقتی می پزند تا Co2 آن بپزد و Cao برجای بماند.
دانسیته آن 08/3 تا 3/3 مترمکعب است. سنگ آهک معمولی در کوره ها در دمای بین 800 تا 1400 به Co2 تبدیل می شود.
آهک در دمای 2580 تا 2750 و فشار یک اتمسفر آب می شود.
اگر فشار 110 بار باشد در دمای 1289 درجه آب می شود.
سنگ آهک
1. بی شکل
2. آهک بر جای مثل کیش
3. آداگونیت
4. آهک چشمه ای تراوش
5. اولویت CaMg(Co3)2، از پختن آهک دولومیتی، آهک خاکستری تولید شده و از پختن کربنات منیزیم MgCo3، mgo می دهد.
6. سنگ مرمر: آهک دگرگون شده
سنگ آهک فیبری آن را فرد کرده و در روسازی استفاده می کند.
سگ آهک کوکونیتی از موجودات می باشد.
Chalk که روی تخته می نوشتند (سنگ آهک است)
از پختن یکصد کیلوگرم آهک خالص 59 کیلوگرم آهک زنده به دست می آید.
100, 12CaCo3 = 56,oxao + 44.05 Co2
آجر لعاب دار
سرامیک ممکن است تک پخت یا روپخت باشد.
باید ضریب انبساط و انقباض لعاب و آجر یکی باشد. وگرنه همین که آن را در آب می ریزند لعاب ها ممکن است شیشه ای، رنگی، .... می باشد برای آنکه لعاب کدر شود به آن اکسید قلع می زنند. لعاب های شیشه ای، سیلیکاتی هستند ممکن است لعاب ها .... دیگری نیز باشد.
لعاب های نمکی
اگر بر روی سفال هنگام پخت Nael بریزند و در کوره گاز Cl آزاد می شود و Na اکسید می شود و با سیلیکات آلومینیوم ترکیب شده و آلومی نات .... درست نمی شود لعاب ... ارزان است.
آلوک و سفیرک
آلوک
اگر کل آجر، سنگ آهک درشت ... داشته باشد هنگام پختن
Cao + Co2 CaCo3
پس از مصرف با مکیدن آب ، و آجر شکفته می شد و حجمش زیاد می شود. با افزایش حجم آجر می ترکد، این را آلوک کردن آجر می گویند.
سفیدک کربناتی
پس از مصرف اچر CaCo2، Co2 را از آب وا می گیرد و CaCo3 می شود و باعث ایجاد سفیدک می شود (یعنی ...........)
رگیری
قبل از مصرف آن را در آب فروبرند تا ..... آب شود و آب ملات را بمکد.
1. در بنایی آب سخت مصرف نشود
2. قبل از بارندگی سازه تازه ساخت را آبپاشی کرد تا آب Co2 دار باران را جذب کند.
سفیدک سولفاتی
اگر آجر کاری، گچ باشد و باران بخورد این اسید با گچ ترکیب شده سولفات حل شده و باعث ایجاد سفیدک سولفات می شود.
سفیدک .....
برای پاک کردن سفیدک کربناتی نمای دیوار، روی آن را جوهر نمک آبگرم مایه می پاشند و سپس آن را با آب می شویند.
جلسه پنجم
شیشه
سختی شیشه .... وزن مخصوص آن 5/2 است.
شیشه در برابر اثرهای شیمیایی پایدار است ولی در برابر Hf ناپایدار است.
شیشه در واقع Sio2 است. شیشه خالص در برابر عوامل جوی پایدار است. برای آنکه سنگ شیشه زودتر آب شود، آنرا به شکل ماسه آسیاب می کنند و برای آنکه در درجه حرارت پایین ذوب شود به آن گدازآور می زنند به جز گرد سنگ آهک، گدازآورهای دیگر به آنها می زنند که بستگی به جنس شیشه می سند.
در شیشه ناتریومی سولفات تاتربوم Na2So4 یا کربنات Na2Co3 مصرف می شود.
در شیشه آینه علاوه بر گرد آهک، اکسید سرب به رس می زنند.
شیشه ساختمانی Ngo=4, Cao=%12, Na2=%15, Sio=%74
برای رنگی کردن شیشه به مواد خام آن:
1. Mn برای رنگ بنفش و سرخ آن
2. Fe براس سرخ و سینه آلی
3. N…: بنفش و قهوه ای
4. کرم: سبز
5. ...: آبی
6. نقره: زرد
گرمای شعله کوره 1500 تا 1600 درجه است و در 1450 درجه به حالت خمیر درمی آید.
جام شیشه 2 میلی متری (9/1- 2/2): 160 cm تا 200 cm
شیشه جام تار
برای مات کردن شیشه آن را با فشار گرد سپلس می پاشند یا روی آن HF رد می کنند.
شیشه جام گلدار
در حالت خمیری با نوردهای آن جدار نورد می کنند.
شیشه جام کواتزی:
از شیشه هایی است که با گداز آور ذوب شده اند.
ازشیشه کواتزی اشعه ماورای بنفش می گذرند و بنابراین در بیمارستان ها و ... استفاده می شود.
آب شیشه (waterglon): شیشه ایست که آن را با سیلیس و Na2o و یا Na2so4 یا K2xo3 می سازند. این شیشه در آب حل می شوند. این شیشه را با فشار در بخار آب حل می کنند تا آب شیشه (سیلیکات ناتریوم Naesio3) یا آب شیشه سیلیکات کالی بوم (K2Sio3) بدست می آید. تنها این دو سیلیکات در آب حل می شوند.
کاربرد آن
روی دیوارها و پی های بتنی تازه ساخته شده و ملات سیمان تازه اندوده شده آب شیشه می پاشند، آب شیشه با آهک آزاد سیسمان بتن و ملات ترکیب شده و سیلیکات کلسیوم درست می شود. سیلیکات کلسیوم .... یا بتن را می پوشاند و جون در آب حل نمی شود، شسته شده و از نشت آب و نم در دیواره و پی جلوگیری نمی شود، برای اندود آب بندی ....
ساخته شیشه
سیلیس استاندارد شده باید:
1. So2 %97
2. Fe2o3 %8
3. Al2o3 %1/2
با تغلیط می توان Sio2 را بالا برد. بهترین دانه بندی مواد اولیه برای صنعت شیشه بین 100 میکرون الی یک میلی متر است.
کربنات سدیم = 14% این ماده در کوره تجزیه شده اکسید سدیم حاصل با سیلین ترکیب شده و فاز شیشه ای تشکیل می دهد. میدان افزایش اکسید سدیم در کوره با ویسکوزیه شیشه نسبت کمی دارد.
آهک وارد فرمول شیشه شده و به عنوان کمک ذوب Flux و پایین آمدن نقطه ذوب سیلیس می شود. آهک تجزیه شده Co2 خارج و Cao وارد فاز شیشه می شود.
فلدسپات، وجود آلوبین باعث استحکام و دوام شیشه می شود، فلزسپات در دمای 1100 – 1000 واحد فرمول شیشه شده
دولویت اگرچه به مقدار کم وارد شیشه می شود اما Mgo آن باعث جلوگیری از رشد کریستال ها و علاوه بر آن ویسکوریته شیشه را در تغییرات جزئی ثابت می گرداند.
نیترات سدیم
باعث تبدیل آهن دو ظرفیتی به سه ظرفیتی شدهف همچنین باعث شفافیت شیشه شده اگر از نیترات پتاسیم استفاده می کنیم شفافیت بیشتر می شود.
براکس Na2 B407, 10H2o: چون ملکول کوچکی است وارد شبکه شیشه شده و ضریب انبساط و انقباض شیشه را به شدت کاهش می دهد. در شیشه های معمولی ............. 5/1 – 6/0 درصد ولی در شیشه های آزمایشگاهی و پیرگسی بین 8% تا 25% است.
سولفات سدیم
با ورود So3 جدا شده و حباب های بزرگ می سازد و همراه خود حباب های کوچک را بیرون می کند .........
سلنیم و اکسید....: از نظر فیزیکی شیشه را بیرنگ می کند زیرا اکسید آهن به صورت ناخالص وارد شیشه می کند و رنگ آن را ..... می کند.
سرنج یا Pb3o4: بالا بردن ضریب شکست شیشه شدهف پس از تجزیه به Pbo تبدیل شده و جلای خاصی به شیشه می دهد.
غیر از کانی های فوق از مواد معدنی دیگری مثل AlF3 و 3NaF جهت تولید کربولیت یا شیشه های مات و شیشه ای
وجود نظین نسبت به علت داشتن اکسیدالومینیوم و اسید بالای قلیایی سدیم و پتاسیم، سبب افزایش مقاومت شیشه در برابر ضربه های فیزیکی می شود.
انواع شیشه ها
1. شیشه های سربی: این شیشه به علت دارا بودن اندیس رفراکسیون زیاد در صنعت اپتیک
2. شیشه های ... دار: بای کارهای اپتیکی یا مثل شیشه های پیرکس، شیشه بردای سختی شیشه را بالا برده و قریب انبساط کمتری دارد.
3. شیشه های باریت دار: به جای آهک از باریت استفاده می کنند، این شیشه ها درخشندگی مخصوص دارد و در تهیه ادوات فیزیکی به کار می روند.
4. شیشه های ضد گلوله: دست کم چهار جام را با همدیگر چسبانده کلفتی آنها بین 25 تا 60 میلی متر برای گلوله کمان می کند.
جلسه ششم
چوب
بافتی سلولزی است، 5% ونی کربن، 40% اکسیژن، 6% هیدروژن + 1% ازت و کانی ها. فصل برش چوب پاییز است که شیره آن کم است و در تابستان چون شیره زیاد است قارچها و انگل ها به درخت یورش برده و به چوب آسیب می زنند. پس از بریدن درخت باید پوست درخت را جدا کرد و از تجمع انگل جلوگیری شود. ترک خوردن چون از بیرون به دو دلیل است؟ وقتی یک سوی تنه اش خشک می شود از درون به بیرون که دیده نمی شود (دو سر درخت بریده شده .... یا پوشیده) با پلاستیک می پوشانند.
خشک کردن
چون درخت تا 200 را وزن چون خشکشان آب دارند. در تونل ها از چوب نیمه خشک مصرف می کنند تا کمی خم شوند.
امروزه چوب را در گرمخانه ها خشم می کنند.
وزن ویژه چوب می باشد.
افزودنی ها
1. شیمیایی قابل حل در آب
2. معدنی: ذرات بسیار ریز دارای خاصیت چسبندگی یا فاقد آن
مواد افزودنی را براساس مرحله یا زمان مصرف دسته بندی می کنند
الف() مواد افزودنی بر املاح بتن تازه
1. مواد اصلاح ظرفیت آب زایی
2. جلوگیری از جداشدگی اجزاء
3. تنظیم زمان گیرش
4. بهبود قابلیت پمپ شدن
ب) مواد افزودنی برای اصلاح خصوصیات
بتن سخت شده
1. افزایش سرعت کسب مقاومت
2. افزایش دوام بتن، نفوذپذیری
3. جلوگیری از .....
هم اکنون پراستفاده ترین مواد افزودنی
1. مواد افزودنی حباب ساز (AEA) Air Entraining Admixtures
2. مواد افزودنی کاهش دهنده آب مصرفی (WRA)Water Reducing Admixture
3. مواد کندگیرکننده
4. مواد تسریع گیرش
5. فوق روان کننده Plasticizers Super
مواد افزودنی کاهنده آب مصرفی
این مواد به عنوان ماده پراکنده ساز (Dispersing Agent) است، موجب رها شدن آب محبوس در بین ذرات می شود: لزجی .... سیمان کاهشیافته و باعث روان شدن بتن می شود.
مواد
1. اسیدهای لگینوسولفوتیک و نمک های آن
2. اسیدهای کربوکلسیلیک هیدروکسیل و نمک های آن
3. کربوهیدرات ها
این مواد کارایی را زیاد کرده، زمان گیرش تاخیر می افتد، افزایش مقاومت سیمان کاهش مقدار حرارت هیدراسیون
مواد حباب ساز
این مواد حباب های خیلی کوچک ایجاد می کند و در هوای بسیار سرد زمستان، در صورت یخ نزدن، فشار انبساط یخ را خنثی کرده موجب افزایش دوام بتن می شود.
مواد
1. ترکیبات آلی مثل رزین ها و تالو (Tallow)
2. صابون های سولفانه
3. روغن های سولفانه
حداقل مقدار حباب برای بهبود و .... نسبت به یخ زدگی 3% است. هرچه سنگدانه ها بیشتر شود حباب لازم بیشتر است مثلاً برای علامت های ماسه ای 10 تا 13%
الف) تولید حباب های هوا در بتن با استفاده از سیمان حاوی مواد حباب ساز (سیمان پرتلندها علامت A)
ب) افزودن مواد حباب ساز به مخلوط بتن در هنگام تهیه.
|
حداکثر اندازه سنگدانه برحسب اینچ |
درصد حجمی حباب های متوسط |
هوای موردنیاز حداقل |
|
5/ 75/ 1 5/1 |
8 7 6 5/5 |
7 6 6 5/4 |
قطر حباب ها حدود 10 تا 1000 میکرون هستند.
مواد تسریع کننده گیرش
این مواد با هدف تسریع گیرش سیمان و بتن علت
1. برداشتن زودتر قالب
2. کوتاه کردن دوران عمل آهک
3. جبران اثرهای سرمای محیط
4. جبران اثرهای کندکنندگ
5. یاستفاده زودتر از قالب
اما به جز این کار می توان برای تسریع گیرش
1. استفاده از تیپ II
2. کاهش .... آب به سیمان
3. عمل آوری در دماهای زیادتر
متداولترین مواد تسریع کننده
1. کلروکلسیم
2. تری اتانول آمین
3. تیوسانات سدیم
4. فورمات کلسیم
مقدار معروف کلروکلسیم
|
دما |
نسبت به وزن سیمان |
|
21 یا کمتر 21 تا 32 32 |
2 5/1 1 |
در هوای خیلی سرد تا حدود 4 درصد توجیه می شود
تاثیر مواد تسریع کننده گیرش کلرورکلسیم
1. افزایش حرارت اولیه ایجاد شده
2. کاهش نقطه انجماد
3. تسریع گیرش
4. افزایش متفاوت در مراحل اولیه
اثرات کلروکلسیم یا مواد تسریع کننده گیرش (اثرات جانبی)
1. کاهش پتانسیل آب زایی
2. کاهش مقاومت در مقابل سولفات ها
3. افزایش انبساط بتن در شرایط ......
4. اثرات نامطلوب روی میلگردها در بتن .........
کندگیرکننده ها
1. پیگنبن
2. بوراکس
3. قندها
4. اسید تار تاریک
در سازه هایی که گرمای زیاد ناشی از هیدراسیون به علت گرما می شود.
مواد افزونی برای بهبود کارایی بتن
این مواد منشاء متعددی دارند
1. پودر پومانیت
2. پودر آهک ...
3. خاک .....
4. بنتونیت
اگر اختلاط بتن ناقص باشد ناقص بودن ریز دانه را برطرف می کند.
مواد افزودنی تولید گازها
گاهی اوقات به علت جداشدگی مواد مشکله بتن و آب زایی فضاهای خالی در زیر دانه های سنگی درشت یا زیر میلگردها باقی می ماند که موجب غیریکنواختی و ضعف بتن می شود برای رفع نقیصه از مواد گازساز که اثر آن ها مثل مواد حباب ساز است استفاده می شود.
این مواد موجب پوک و سبک شدن نیز می شود.
1. پودر آلومینیوم حدود 2% تا 005/ وزن سیمان
2. پودر روی
3. H2O2
Expansive Admixture (مواد منبسط کننده)
این مواد منبسط کننده برای کاهش زیان آور حاصل از انقباض بتن می باشد.
1. سیمان سولفورآلومبنات
2. آهن گرانوله
فوق روان کننده
این مواد اثر شدیدی بر روان سازی مخلوط ها دارند این مواد اغلب منشاء آلی دارند باعث کاهش آب زایی و جداشدگی می شود و کاهش نسبت آب به سیمان
مثال
1. ملانین سولفوند
2. نفتالین خرمالیدئید
مواد افزودنی معدنی
هوش اخلاقی
انتشارات دانشگاه وارتون
دانیل گلمن
نویسنده کتاب «هوش هیجانی»
هوش اخلاقی
بالا بردن عملکرد تجاری و موفقیت رهبری (مدیریت)
داگ لننیک. دکتر فرد کیل
پیشگفتار توسط ریچارد دبویاتزیس
نویسنده مشترک کتاب «رهبری مقدماتی (مدیریت مقدماتی)
در مورد نویسندگان
داگ لنینگ
داگ لنینگ به عنوان مدیر اجرایی، فروش و پرورش دهنده انسان هایی افسانه ای فعالیت می کند. درک امروزه علاوه بر کارش به عنوان یک عضو موسس گروه لنینک ابرمن، به کار با کن خپالت مدیر ارشد اجرایی آمریکن اکسپرس و جیم کراچیلو مدیر ارشد اجرایی شرکت مشاوره مالی آمریکن اکسپرس ادامه می دهد. هرجند داگ برای مدت طولانی دارنده عنوان EVP آمریکن اکسپرس باقی بماند اما تمرکزش به عنوان مشاور ارشد کن و جیم بر روی نیروی کار، فرهنگ و عملکرد می باشد. داگ به عنوان یک رهبر، یک مدیر و یک مربی به هزاران نفر آموخت که چگونه هم در زندگی شخصی و هم در زندگی حرفه ای خود موفق باشند.
در اوایل دهه 1990 داگ یکی از دوو مدیر عالی رتبه (مدیر دیگر جیم میچل بود) آمریکن اکسپرس بود که مسئولیت پشتیبانی، توسعه و اجرای برنامه کارآموزی که توسط ائتلاب چند شرکت برای تحقیق در زمینه هوش هیجانی در سازمان ها به عنوان یک برنامه مدل طراحی شده بود را برعهده داشت. کار داگ و آمریکن اکسپرس برنامه توانایی هیجانی بود که در کتاب «کار با هوش هیجانی» از دانیل گلمن و مقاله ای با موضوع مشابه از توفی اسچوارد در مجله فورتن معریف شده است. ریچارد لیدر از داگ به عنوان رهبر معنوی شرکت نام می برد.
داگ در ادینا، مینه سوتا با همسرش بت آن و دختر کوچکش جوآن زندگی می کند. پسر داگ آلن یک بازیگر و رایزن (مشاور) مالی است که با همسرش ساری در نیویورک سیتی زندگی می کند. دختر بزرگ داگ، ماری در دانشگاه ترینتی در کانکتیکات هارتفورد مشغول است.
Lieenick aberman.com
612-333-8791
دکتر فرد کلل
یکی دیگر از پدران موسس حوزه آماده سازی اجرایی فرد است که در اواسط دهه 1970 شروع به ایجاد چالش های اجرایی عظیمی برای بهبود مهارت های رهبری (مدیریتی) خودشان کرد و عنوان دکترای روانشناس مشاوره ای را دریافت کرد. او دنیای فعالیت شخصی (خصوصی) را در اواسط دهه 1980 رها کرد و فعالیت تمام وقت خود را در زمینه ای که اکنون به آماده سازی اجرائی معروف شده است اختصاص داد.
او به عنوان آماده ساز برای چندین مدیر ارشد اجرایی خدمت کرد. وی هم اکنون بر روی کتاب بعدی (آینده) خود به عنوان عقاید مدیران ارشد اجرایی چیست و آن چگونه درآمد خالص را تحت تاثیر قرار می دهد، کار می کند.
در سال 1987، او با اریک ریمر در کشورهای juk (کشورهای شمال غربی اروپا شامل انگلستان، اسکاتلند، ویلزو ایرلند شمالی) مشارکتی را آغاز کرد. در سال 1991، او و اریک همراه با کاترین ویلیان نیروهایی را برای تشکیل شرکت بین المللی KRW جذب کردند که تا سطح کارگاه کوچکی از دکترای مربیگری رشد کرده است، که از لحاظ بین الملی تخصص و مهارت آنها در زمینه تقاضاها و خواسته های رهبری به c suite شناخته شده است.
نیرد در مزرعه اصلی خود در جنوب شرقی مینه سوتا در بیان باران های سرد و رزوهای پر از ماهی قزل آلا و مزارع آمیش خود، با همسرش سندی و دختر کوچکشان فردا زندگی می کند. سندی صاحب مسافرخانه این (Inn) در مزرعه ساکرد کلی می باشد. مسافرخانه ییلاقی آنها دارای اتاق خواب و صبحانه است و پنج اتاق لوکس و شیک و یک فضای (محل) ملاقات برای گروه های کوچک دارد.
Krwinternational.com
612-338-3020
تشکر و قدردانی
سپاسگزاری خاص از نویسنده همکار ما
دکتر کاتلین جردن
کتی در طول دو سال گذشته با ما کار می کرد و بدون کمک خاص او، ما قادر نبودیم این کتاب را کامل کنیم. کتی با تیزهوش، ایده ها و پیش نیوس های ما را گرفت و جادوی خود را به کار برد به گونه ای که ما یک صدا بودیم. او یک شخصی فوق العاده است.و به لحاظ شخصیتی از هوش اخلاقی بالایی برخوردار است. کتی دارای مدرک دکترای مشاوره و سیستم های انسانی از دانشگاه فلوریدا است.
بعد از کارکردن برای سازمان های بزرگ (آزمایشگاه های at8 ibel) و بعد از آن شرکت انتشاراتی دانشگاه بازرگانی هاروارد او به عنوان یک مشاور مستقل رشد نمود و شکوفا شد و اکنون یکی از شرکای گروه ابرمن و لیننک است. کتی در منطقه بوستون زندگیو قایقرانی می کند، دخترش ارین یکی از ارشدان واسار است.
جای دارد که تشکر ویژه ای از ارلو اتسن محقق اصلی خودمان که انسان بسیار خوبی است و بیش از چهار سال به ما کمک کرد تا با موفقیت از عهده کار کوه مانند بررسی ادبیات بسیار زیاد این موضوع برآئیم داشته باشیم.
ما از همه همکاران و دوستانی که کمک شایان توجهی در رابطه با بالا بردن تصورمان راجع به هوش اخلاقی کردند سپاسگزاریم. آنچه اهمیت دارد این است که آنها ما را تشویق کردند تا تلاش تحقیقاتی خود را در زمانی که اخلاق کلمه ای نبود که به آسانی در سخنان و مباحث عمومی به کار رود، ادامه دهیم.
این افراد همچنین با ارائه رفتار عملی روزانه خود به صورت آنچه زندگی در تعادل نامیده می شود الهام بخش ما بودند.
یک لیست جزئی از داگ
کی می، معاون من و دوستم برای یک ربع قرن و اکنون یکی از شرکای تجاری ام جان رایت، بهترین فرد در جشن عروسی ام و شریکم در راه اندازی شغل نویسندگی در بیست سال پیش با کتاب نابغه کوچک (شما)؛ مدیران ارشد اجرایی که من شانس آن را داشتم که با آنها کار کنم و از آنها یاد بگیرم.
با تشکر از حضور آنها، آنها شامل هاروی گلوب، جف استیفلر، دیوهابرس، جیم کراسیو و اکنون کن خپالت، شرکای من در شرکت ابرمن لینتک ـ ریک ابرمن، جیم چوت، کتی جردن، کی می، فردمندل، جودی اسکولند، بن اسمیت و چالک واچندوفر؛ با تیم با استعداد هیئت اجرایی عالی که باعث ارتقا من در شرکت مشاوره مالی آمریکن اکسپرس قبل از تفسیر قوانین در سپتامبر 2000 شدند ـ ترزا هانراقی، برین هیث، جیم جنسن، ماریتا جان، استیو کوماگائی، بکی رولف، سام سمسل، نورم ویور و مایک وود وارد استیولنینک پسرعمو، دوست و محرم اسرارم؛ کارول لنینک، خواهم باب دی و تام تورنر، دو مردی که هنگامی که من در سن بلوغ و بیست و یک سالگی بودم و مشتاق آغاز کار و زندگی تجاری بودم شانس این کار را به من دادند، آنها من را تعلیم دادند و تربیت کردند؛
روی دیگر، راو موریارتی، ریچارد لیدر، لاری ویلسن و داگ باکر ـ همه پنج نفر سال ها دوست و مربی من بودند و از همه مهم تر تمام کسای که این موقعیت را به من دادند تا به عنوان مدیر و رهبر یا پیرو آنان و یا به هر دو عنوان به آنها خدمت کنم.
یک لیست جزئی از فرد:
کاترین ویلیافر، اریک ریمر و گلی کارامون، شرکای بین در شرکت بین الملی krw و دیگر همکاران با ارزش من در KRW مگ آرمسترانگ، راندی بیرک، کاری بیکسل، لارون کلبرت، تام کریستال آن دیتا مارک ادواردز، والی اتریدج، جان فیکن، دنی کندی، ریتا فندنهال کیم مریل، تی سی مور، مارشاناتر، فیکی شافر، لیز شاملا، آلیسون شارپ، هیتر اسمالمن، اد استارین چاک، مارک توبین، و دون والتزکو و دوستان بسیار صمیمی و نزدیک من در طول سال های زیاد ـ فرانک و ارلی، تام مک مولن، جان مانز، دویت کومینز، پائول هریس، بروس مک مائس، میچل نیسون، پائول براون و دیو استروران.
در پایان امیدواریم از یکدیگر سپاسگزار باشیم الموند هارمورث و جیم بوید. این کتاب نتیجه یک کار عاشقانه است و ما عاشق کار کرده با هم هستیم.
پیشگفتار
ساختن یک فرهنگ بهتر
امروزه موضوعات محدودی در مورد تاثیر چشم گیر زندگی داخلی و خارج از سازمان ها نسبت به فعالیت های اخلاقی وجود دارد. جنگ های صلیبی و جهادها، نیکوکاری های اخلاقی هستند که در حوزه های مضر و حتی شریرانه اتفاق می افتد آسیب رساندن به دیگران و اذیت کردن آنان و تقاضای یکسانی منافع. نیکوکاری اخلاقی شامل تلاش برای تنبیه کردن، نگه داشتن و مجازات دیگران، منجر به برخی حوادث خوفناک در موجودیت بشر می شوند.
آن ماوراء از دست رفتن غم انگیز و تاسف بار زندگی، مطیع ساختن روح بشریت و انسانی است آرزوها، رویاها، فرصت ها و چیزهای ممکن از بین می رود و رح انسانی نیز نابود می شود. از روی طعنه این عبیر هجوآمیزانه امپریالیسم و استعمار اخلاقی که درست هنگامی که مردم در سرتاسر جهان در حال سر دادن فرید نیاز به معنویت بیشتر و مذهب هستند، ظاهر می گردد.
بیشتر ما حق را از باطل (درست را از نادرست) تشخیص می دهیم. در صدها مطالعه ویژگی ها و تفاوت برجسته برخی رهبران و همتایان کم ارتر خود را نشان می دهد (هم عملکرد متوسط و هم عملکرد ضعیف) یکپارچگی هرگز برای تشخیص مجریان بزرگ دیده نشده است. آیا این دلیل و مدرک شکست (ورشکستگی) یک سیستم اخلاقی می باشد؟ نه در حال حاضر عدم یکپارچگی است که آنچنان برجسته و شوک کننده است که ما از آن پریشان می شویم. در این فرایند، ما بسیاری از معیارهای اخلاقی و انسانی خود را که هر روز با آن ها مواجه هستیم را از دست می دهیم.
به عنوان مثال تصمیم گیری برای چگونگی بهبود و ارتقاء یک محصول یا یک سرویس خدماتی و نمایشی و عرضه آن در بافت و زمینه ای از ارزش های شخصی و فرهنگ سازمانی که سازگاری و ثبات آن با همکاری مجموعه ای از اعتقادات و هنجارهای مشترک تقویت شده پیش برود.
این چالش های ضروری هوش اخلاقی حق را از باطل تشخیص نمی دهد، اما در مقابل داشتن انجام می شود. افرادی وجود دارند که از بیماری های روانی رنج می برند و یک درصد اندکی از جمعیت (مردم) مبتلا به بیماری روانی یا جامعه ستیزی هستند. همه این افراد ممکن است نتوانند حق را از باطل تشخیص دهند اما بیشتر ما در این گروه نیستیم. بنابراین چرا ما تقریبا اغلب اوقات هیج کاری نمی کنیم؟ بیشتر ما اغلب این چنین می کنیم. از صدها تصمیمی که ما روزانه می گیریم، بیشتر که کدام یک درست است کدام یک بهتر خواهد بود و به اجتماع، سازمان و مردم اطراف ما کمک خواهد کرد. اما اغلب مواقع با آنچه که حق است موافق نیستیم.
ارزش ها و فلسفه عملیاتی
اینجا جایی است که ارزش ها و فلسفه به میدان می آیند. ارزش های ما بر مبنای اعتقادات ما هستند و نگرش های ما را تعیین می کنند. یک ارزش نوعاً شامل یک ارزشیابی (یعنی تعیین خوب یا بد) از یک فاعل یا مفعول است مجموعه ارزش ها از بایدها و نبایدها (یعنی احکام آنچه باید انجام دهیم و آنچه نباید انجام دهیم) که راهنمای زندگی روزانه ما است تشکیل شده است. ارزش ها همچنین بر چگونگی برداشت و درک ما از چیزها و حوادث اطرافمان تاثیر می گذارند. اما دهها تحقیق بر روی ارزش ها، روابط ناچیز آنها با رفتار ما را نشان می دهد. برای درک فعالیت ها و اعمال مردم، باید در پی ارزش های خاصی باشیم که چگونگی تعیین ارزش ها توسط افراد را آشکار نماید. (آشکار می کند که یک فرد چگونه ارزش ها را تعیین می کند) این می تواند یک فلسفه عملیاتی نامیده می شود. تراکنش
حقیق در مورد فلسفه های عملیاتی به ما اجازه می دهد که طی آزمونی تسلط نسبی انتخاب بین سه راه مختلف تعیین ارزش برای یک کار (عمل) یک پروژه و یک تصمیم و همچنین چگونگی صرف وقت و نیروی شماست را اندازه گیری می کنیم.
برای مثال یک مشاوره خانواده را به عنوان یک ارزش مسلط و برتر لیست کرده و در اولویت قرار می دهد، اما او همچنان پنج روز از هفته را دور از همسر و دو فرزند خود می گذراند و به خاطر شغلش مسافرت می کند.
او می گوید این ارزش را با تهیه پول کافی برای نیازهای خانواده اش نمایش می دهد. در مقابل یک مدیر تولید که او نیز خانواده را در اولویت ارزش ها می داند، ارتقاء درجه را درحالیکه وقتی پذیرد تا بتواند هر شب شام را با همسر و فرزندانش باشد. تفاوت بین این دو فرد ممکن است مربوط به چگونگی آگاهی آنها از ارزش های درستشان و اینکه چگونه فعالیت هایشان را با این ارزش ها مطابقت می دهند باشد یا در روشی که آنها این ارزش ها را تضمین و تعبیر می کنند.
بنابراین آنها تفاوت های عمیق در چگونگی ارزش های هر فرد، سازمان یا عملیات را آشکار می سازند. چنین تفاوت هایی ممکن است فلسفه های عملیاتی مختلف و ناهمخوان را منعکس کنند که رایج ترین آنها فلسفه عقل گرایی، واقع گرای و انسان گرایی است. اگرچه فلسفه هیچ کس بهتر از فلسفه شخص دیگری نیست، اما هر فلسه ای فعالیت ها، افکار و احساسات افراد را روش های مختلف هدایت می کند. درون مایه اصلی یک فلسفه واقع گرایی این اعتقاد است که مفید بودن ارزش یک ایده و تلاش شخص یا سازمان را تعیین می کند.
افرادی که این فلسفه را دارند اغلب چیزها را برای تعیین میزان ارزش آنها می سنجید و معتقدند که آنها در اتفاقاتی که در زندگی شان رخ می دهند شدیداً مسئول هستند. پس تعجبی ندارد که در بیان توانایی های هوش هیجانی، واقع گراها بیشتر خود ـ مدیریتی دارند. متاسفانه تمایل فرد گرای آنها اغلب و نه همیشه آنها را با استفاده از یک دستاورد فردی در مدیریت سوق می دهد.
درون مایه اصلی یک فلسفه عقل گرایی تمایل به درک مردم، چیزها و جهان به وسیله ایجاد و ساختن تصویری از چگونگی کار کردن آنها و در نتیجه به دست آوردن امنیت هیجانی برای آنها جهت پیش بینی آینده است. افراد دارای این فلسفه برای تصمیم گیری و ارزیابی چیزها به جای اینکه زیربار دستورالعمل ها یا مجموعه راهنمایی هائی که بر دلیل و علت تکیه دارند بروند، بر منطق تکیه می کنند. افراد دارای این دیدگاه قویاً بر توانایی ها و صلاحیت های شناختی تکیه می کنند و گاهی منکر توانایی های اجتماعی می شوند.
شاید شما شنیده باشید که شخصی با یک فلسفه عقلانی به عنوان مثال بگوید: اگر شما یک راه حل زیبا و بی نظیر دارید، دیگران آن را باور خواهند کرد و نیازی به سعی و تلاش برای متقاعد کردن آنها در مورد مزیت های آن وجود ندارد. اینگونه افراد می توانند از یک سبک رهبری خیالی استفاه کنند. اگر این خیال یک آینده خوش عاقبت را توصیف کند.
درون مایه و مضمون اصلی یک فلسفه انسان گرایی این است که روابط شخصی نزدیک و صمیمانه به زندگی معنا می دهند. افراد دارای این فلسفه خود را متعهد و ملزم به ارزش های انسانی می کنند، خانواده و دوستان نزدیک به عنوان مهمترین رابطه نسبت به دیگر روابط محسوب می شوند. آنها ارزش یک فعالیت را برحسب تاثیر آن بر روابط نزدیک خودشان تعیین می کنند.
به طور مشابه، وفاداری وراء سلطه یک شغل یا یک مهارت ارزش گذاری می شو. در جایی که یک فلسفه واقع گرایی ممکن است فرد را به قربانی کم برای زیاد هدایت می کند، یک رهبر انسان گرا زندگی هر شخص را دارای اهمیت می بیند و گسترش و رشد طبیعی آگاهی اجتماعی و توانایی مدیریت روابط برای او اهمیت دارد. بنابراین آنها جذب شیوه هایی می شوند که بر تعامل متقابل با دیگران تاکید دارند.
هر کدام از ما به این سه جهت گیری ارزش ها اعتقاد داریم (ارزش عملی واقعی، ارزش عقلانی و ارزش انسانی) اما بیشتر ما سه جهت گیری ارزش را به طور مختلفی در مراحل مختلف زندگی مان در اولویت قرار خواهیم داد اما نکته مهم این است که ما باید هم از ارزش های خودمان و هم از چگونگی ارزش گذاری (فلسفه خودمان) آگاه باشیم. اگر ما قصد زندگی با همدیگر را داریم و اگر قصد داریم دنیا را به بهترین مکان تبدیل کنیم لازم است که نسبت به آنهایی که ارزش ها و فلسفه های متفاوتی دارند حساس باشیم.
اگر قصد داشتن سازمان های انطباق پذیر، برگشت پذیر و مبتکر را داریم لازم است که نسبت به چنین اختلافاتی حساس باشیم. تنوع و گوناگونی برای ما نوآوری و ابتکار را به همراه می آورد اما تنها اگر پذیرای آن باشیم و به آن احترام بگذاریم.
در این کتاب داگ لنینک و فرد کیل هوش اخلاقی را به عنوان ظرفیت و استعداد ذهنی برای تعیین چگونگی اصول انسانی و عمومی که باید در ارزش ها، اهداف و عملکرد ما به کار گرفته شوند تعریف می کنند آنها بیان می کنند ما سخت افزاری هستیم تا اخلاقی باشیم اما اغلب از جاده و مسیر منحرف می شویم. درون هر یک از ما ارزش ها و اصولی برای محدوده اخلاقی ما وجود دارد. هر یک از ما باید به اغلب پیش از آنکه کاری را انجام دهیم محدوده اخلاقی خود توجه کنیم.
کاوش لنینک وکیل از این موضوع نمی تواند در یک زمان مهمتری به وجود آید.
نسبیت گرایی فرهنگی و افق های اخلاقی معنادار
ما در معرض اختلافات وسیعی بر روی اینترنت، تلویزیون، فیلم ها و روزنامه ها قرار گرفته ایم. آن ها را در سازمان ها و مدارس خود شاهد هستیم و هنگام گردش در خیابان های بیشتر شهرهای جهان آنها می بینیم. آیا هر فرهنگ و زیرگروه آن مطمئن هستند که ارزش ها و فلسفه های آنها نسبت به ارزش ها و فلسفه های بقیه ما خوب و درست است؟ شاید نه.
چارلز تیلور استاد دانشگاه مک گبیل و پروفسور و فیلسوف برجسته در کتاب خود نظام های اخلاقی در سال 1991 ادعا کرد که نسبت گرایی اخلاقی و پست مدرنیزم هر دو استانداردهای اخلاقی اصلی را زیر پا گذاشته اند. او ادعا کرد که نسبت گرایی فرهنگی (هرکسی اخلاقیاتی براساس موقعیت فرهنگ خود دارد) منجر به هرج و مرج اخلاقی می شود. شکلی از خودمداری و خودخواهی را به همراه دارد. وی بیان می کند که هر کسی در دنیای خودش است.
شبیه مباحث هوش اخلاقی، تیلور پیشنهاد داد که در بین انسان ها و اجتماع افق های اخلاقی معنادار وجود دارد. این ها طرح های عمومی لنینک وکیل هستند که در موفقیت سازمان ها بسیار سرنوشت سازند. می دانیم که کشتن انسان های دیگر اشتباه است. اما ما می توانیم با پیشامدهائی به آن نقطه برسیم. پذیرفتنی است که کسی را برای دفاع از خانواده تان بکشید؟ برای بدست آوردن غذایمان برای گرفتن پیراهن یا کفش کتانی آنها بخاطر اینکه شما آن چیزها را دوست دارید ولی نمی توانید آنها را بخرید؟ بخاطر اینکه آنها شما را اذیت می کنند؟ بخاطر اینکه آنها به ایمان شما اهانت می کنند؟
مفهوم تیلور در به کار گرفتن ایده ها محور مرکزی و اصلی این کتاب است. چگونه ما تعیین می کنیم که اصول عمومی اخلاقی توجیه می شوند و اینکه چگونه عدم دارا بودن هوش اخلاقی را نشان می دهیم؟ اما این تردید ما را به اینکه کدام ارزش ها و فلسفه ها درست هستند و یا بیشتر از بقیه صحت دارند رهنمون می سازد. بدون درجه بالایی از هوش اخلاقی لنینک و کیل در کتاب خود با داستان های تکان دهنده و خارق العاده بیان می کنند که ما برای دفاع از نظرهای خود به بهترین نحو به جنگ و نزاع می پردازیم و آنها را به دیگران تحمیل می کنیم.
لینک و کیل طی یک ساختارشکنی اجزای هوش اخلاقی به ما نشان می دهند که چگونه چهار گروه از مهارت ها به صورت توانایی ادغام می شوند: وجدان کاری، مسئولیت پذیری، بخششش و احساسات آنها ایده های بسیاری پیشنهاد کردند برای اینکه چگونه بتوانیم هوش اخلاقی مان را برای فراخوانی هوش دیگران استفاده کنیم چرا؟ اولاً ما به محلی که مشغول کار هستیم و برای جایگاهی که داریم افتخار می کنیم. دوماً ما احساس تعلق و تعهد بیشتری به سازمان، فرهنگ آن و نگرش آن داریم. سوماً برای اینکه از تصور و شرمندگی رها شویم به بیشترین استعدادمان آنچه که اطراف ما دست می یابیم و از آن استفاده می کنیم و چهارم آنچه که انجام می دهیم درست است.
اعتقاد و اجزای آن
شغل تعیین کننده دیگری که از ارزش های فلسفه و هوش اخلاقی گروهی تاثیر می پذیرد و جود دارد آنها اصول نگرش، هدف و فرهنگ سازمانی ما را تشکیل می دهند. ما می خواهیم نسبت به آنچه انجام می دهیم اعتقاد داشته باشیم. می خواهیم احساس کنیم که ما سهیم هستیم و اینکه کار ما معنادار است اما جمعیت شناسی های مشترک کاری نیروی انسانی نمایان شده و کاهش مهارت پیشنهاد می کند که همان گونه که مک کنزی و کوپینی گفتند ما در یک جنگ و نزاع برای استعداد هستیم.
این مورد یک نبرد برای قلوب و اذهان (و حتی ارواج) افرادی که سازمان شما خودستار جذب، نگهداری و نزدیک آنها است، خواهد شد. در طول دهه ی آینده یک دید سازمانی درک و حس، هدف و فرهنگ حتی تفاوت گذاری بیشتر برای تشخیص کاربردهای شغلی پدید خواهد آمد.
هوش اخلاقی
در صفحات آینده تنها به انعکاس و تاثیرگذاری آن بر روی عقاید خود و روش استفاده از آن ها تحریک خواهید شد. شما با خواندن راجع به مدیران موثر با هوش اخلاقی بالا الهام خواهید گرفت. شما هنگامی که راجع به آنکه با آن زندگی کنند مطالعه می کنید شرمنده خواهید شد. سادگی بحث و همواری و نرمی روش نوشتن آنها نباید با عدم فهم و درک همواره باشد. این ابزاری عمیق و مهم می باشد. تاثیر هوش اخلاقی خیلی بیشتر از موفقیت بلندمدت سازمان شماست.و نوعی فعالیت برای تمدن و اقوام ماست.
فهرست مطالب
عنوان صفحه
یک داد و ستد خوب و پسندیده. 13
هوشی که ایجاد تفاوت می کند. 15
سیستم موقعیت یابی اخلاقی شما 24
هوش اخلاقی به چه چیزی شبیه است؟. 25
هوش اخلاقی و جنگ برای استعداد. 31
فصل 2: زاده شده ایم که اخلاقی باشیم. 37
زاده شده ایم که اخلاق باشیم.. 38
هنگامی که کارها اشتباه می شوند. 45
گستره و محدوده ی اخلاقی شما 62
یادداشت کار 1: اصول کلی پذیرفته شده. 68
ارزش های خودتان را کشف کنید. 71
گزارش کار 2: مشخص کردن ارزش های اصلی تان. 75
گزارش کار 3: ده عقیده ی مهم من.. 81
اهداف مقاصد، اهداف، خواسته ها 83
حالا پیش نویسی از هدف خود تهیه کنید. 85
چرا رهبران داشتن اهداف را دوست دارند. 87
رفتار: افکار، عواطف، کردارها 91
فصل 4: ثابت و پابرجا ماندن محدوده اخلاقی تان.. 95
صادق بودن در محدوده اخلاقی.. 96
برخورد با ویروس های اخلاقی.. 106
از کار انداختن یک ویروس اخلاقی.. 107
بخش 2: ایجاد مهارت های اخلاقی.. 116
رشد و گسترش مهارت های اخلاقی.. 117
رفتار مطابق ارزشها، اصول و عقاید. 121
چگونه حقیقت به عملکرد نیرو می دهد. 131
ایستادگی برای اینکه حقیقت چیست... 132
وفای به عهد علامت انسجام و یکپارچگی.. 134
کاربر روی اسرار بدون لو دادن آنها 137
مسئولیت پذیری برای انتخابات شخصی.. 141
اعتراف به اشتباهات و شکست... 144
پذیرش مسئولیت برای خدمت به دیگران. 148
فصل 7: دلسوزی، عفو و بخشش و بخشش (عفو، گذشت و بخشش). 152
ترحم و بخشش (عفو، گذشت و بخشش). 153
توجه و مراقبت فعالانه از دیگران. 153
نادیده گرفتن اشتباهات خودتان. 158
تصمیم گیری در مورد آنچه فکر می کنیم. 173
پرورش بهداشت عاطفی (هیجانی) 176
گوش دادن به منظور درک محتوای سه چهارچوب... 182
فصل 9: اخلاق رهبریاخلاق رهبری.. 194
افشای متقابل حدود و اهداف اخلاقی مربوط به مدیران و کارمندان. 212
فصل 10: مدیریت سازمان های بزرگ.. 218
سازمان هوشمند اخلاقی یک دیدگاه هوایی.. 222
اصولی که بیشترین اهمیت را دارند. 226
مسئولت برای افتی بهای شخصی.. 239
پذیرفتن اشتباهات و عیوب... 239
پذیرفتن مسئولیت برای خدمت دیگران. 239
گرفتن کارمند تازه برای ارزش ها 248
ارزش های نیروی تقویتی در اولویت... 249
ایده آل در برابر واقعیت... 254
فصل 11: هوش اخلاقی کارآفرین.. 256
هوش اخلاقی برای کارفرمای اقتصادی.. 257
عدم اصول اخلاقی در میناپولیس.... 258
ارزش های اخلاقی در سازمان های کوچک.... 265
پنج قاعده کلی در مورد کارآفرینی.. 275
1. تجارتی بسازید که به دیگران کمک کند. 275
2. شریک خود را عاقلانه انتخاب کنید. 277
در مورد ارزش های اصلی خود سخت گیر باشید. 281
4. اطراف خود را پر کنید از کارمندانی که در ارزش های شما سهیم هستند. 282
5. افراد ـ و سازمانتان ـ را در اولویت قرار دهید. 283
آخرین نکات در مورد بنیانگذاران تجارت... 285
سیر پشت سر خود را تماشا کنید. 289
تقویت مهارت های اخلاقی شما 297
یک بررسی در آیننه ـ نگاهی در آینه. 299
استفاده از MCI پرسشنامه صلاحیت اخلاقی.. 299
چهارچوب درست ذهن برای تکمیل MCI. 300
اولویت بندی تلاش برای توسعه اخلاقی شما 301
گام 1: خود آرمانی خودتان را توصیف کنید. 306
گام 2: اهداف خود را مستند کنید. 306
گام 3: توانایی ها و شایستگی های اخلاقی که شما بیشتر به آنها نیاز دارید را شناسایی کنید. 306
گام 4: قویترین توانایی های اخلاقی خود را اهرم بندی کنید. 307
گام 5: از شکاف های اخلاقی خود بکاهید. 307
گام 6: لیست کوتاه رشد اخلاقی شما 308
طرح و نقشه رشد اخلاقی خود را مورد تمرین قرار دهید. 308
برای تغییرات مثبت به خودتان پاداش بدهید. 310
خود را با اشخاص مثبت احاطه کنید. 310
آیا من واقعاً به تغییر احتیاج دارم؟. 311
کتاب ها رسانه های دیداری و شنیداری.. 313
کاربرگ توانای های اخلاقی.. 317
معنا و مفهوم نمره کلی MCI شما 318
بالاترین و پایین ترین نمرات توانایی.. 321
پیش جلسه A1
پیش جلسه A1
ویژگی های فیزیکی و مکانیکی مصالح ساختمانی
مصالح
1. طبیعی: شن
2. پس از مقداری تعمیر استفاده می شود: گچ، آهک
3. مصنوعی
الف) ویژگی های فیزیکی
1. : وابسته
2. G: : وزن مخصوص نسبی specific grarity
3. درصد رطوبت و جذب آب
4. نرم شوندگی یا حساسیت به آب: این مشخصه مربوط به خاک رس، سنگ و ... و نشانگر کاهش مقاومت بر اثر جذب آب و اشباع شدن است. برای سیال این حساسیت از ضریب نرم شوندگی استفاده می شود. Coefficial of softening است:
|
مقاومت و حالت اشباع |
|
|
مقاومت و حالت خشک |
بین صفر تا 1 متغیر است. برخی مواد مثل شیشه و فلزات .... و برای آنها یک است ولی بررسی ها و ... بعضی ... کمتر است.
اگر ماده ks آن کمتر از 8/ باشد نباید در معرض رطوبت قرار گیرد.
مقاومت یخ زدگی frost resistance
|
مقاومت پس از تحمل چرخه یخ زدگی |
|
|
مقاومت قبل از اشباع و چرخه یخ زدگی |
براین اساس نباید از 75 درصد کمتر باشد.
پیش جلسه A2
علاوه بر آزمایش یخ زدگی می توان ان را در محلول سولفات سدیم اشباع و ارزیابی نمود. (ماقومت برخی سنگدانه ها) در این روش ماده موردنظر در محلول خیسانده شود و سپس در دمای 110-100 ... خشک می شودو در اثر این فرایند بلورهای هیدراته سولفات سدیم در خلال و فرج شکل گرفته و رشد می کند و در واقع همانند فشار ناشی از یخ زدگی عمل می کند.
هدایت حرارتی (termol conductivity)
ضریب هدایت حرارتی برابر است با مقدار حرارتی که برحسب کیلو کالری طی یک ساعت از نمونه ای از ماده به سطح یک مترمربع و ضخامت یک متر، وقتی که اختلاف دمای دو سطح متقابل و موازی آن، یک درجه سیلیسوس باشد.
این ضریب تابع تراکم ماده است و برای فرمول تجربی زیر می توان نوشت:
|
ماده |
||
|
فولاد |
7850 |
50 |
|
گرانیت |
2700-2500 |
5/2 – 4/2 |
|
شیشه |
300 – 250 |
07/0 = 05/ |
ظرفیت حرارتی (termal capacity)
ظرفیت حرارتی پتانسیل، جذب انرژی گرمایی توسط مواد مختلف است.
در واقع حرارت مخصوص، مقدار گرمایی است که برحسب کیلوکالری که برای افزایش دمای یک کیلوگرم از ماده به میزان یک درجه سیلیسوس لازم است.
|
چوب |
65/ - 57/ |
|
فولاد |
11/ |
|
سنگ |
|
پیش جلسه A3
- انبساط حرارتی (coeflicat of termal export)
- هدایت الکتریکی
- دوام (Durability): دوام یا پایایی هر ماده ساختمانی در مقابل اثرها و شرایط اقلیمی است. که محاسبه آن برهر معنایی متفاوت است.
ب) ویژگی ها مکانیکی
|
نسبت کرنش جانی |
|
کرنس محوری |
- تنش و کرنس
ضریب پواسول
این ضریب برای اعداد همسانگر و 25% و برای مایعات 5% است.
- نرمی یا Ductifty
|
|
طول اولیه |
طول نهایی دو مرحله گسیختگی | |
|
درصد افزایش محلول | |||
سخنی:
1. نسبی ( ....)
2. مطلق: معیار راک ول: جسمی کوچک به شکل کره، مخروط یا منشور روی سطح مورد آزمایش قرار داده شده و تحت شرایط کنترلی شده و با نیرو و سرعت معین به سطح مذکور فشرده و عمق یا اندازه خراش یا گودی ایجاد می شود.
مثلا بخش راک ول
سنگ های ساختمانی (Building Stones)
از نظر زمین شناسی
1. رسوبی
2. آذرین
3. دگرگونی
طبقه بندی از نظر فیزیکی
1. لایه ای
2. غیرمنطبق
3. ورقه ای
طبقه بندی از نظر شیمایی
1. سیلیس (سیلیکاتی
2. رسی یا آرژیلی
3. آهکی
سنگ های سیلیس دارای ترکیب سیلیس بوده و عموما با دوام بوده و هوازگی کمتر بر روی آنها اثر دارد. گرانیت، کوارتزیت و ...
آرژیلی: سیل، اسلیت و ...
آهکی: مثل آهک، مرمر
ویژگی فیزیکی سنگ ها
1. چگالی
2. تخلخل
3. ضریب جذب آب
4. نفوذپذیری
چگالی
از بسیاری از سنگ ها از وزن سنگ به عنوان مانع استفاده می شود مثل بندرگاه ها، سنگ شکن ها، ریب رپ و .... اگر تخلخل وجود داشته باشد وزن آنها در مترمکعب کم است.
اگر جذب آب زیاد باشد یخ زدگی باعث کاهش دوام آن می شود.
تخلخل سنگ ها برحسب تخلخل .... به صورت زیر طبقه بندی می شود
1. خیلی زیاد
2. زیاد = 20 – 0
3. بسیار زیاد:
4. متوسط 5 – 5/2
5. کم: کمتر از 5/2
تخلخل ظاهری
N: درجه پوکی
77: حجم فضاهای خالی
7: حجم کل
Wsat: وزن اشباع
Wd: وزن خشک
Wsub: ....
باری مثال گرانیت ها میزان جذب آن و تخلخل آن کم ولی .... ها زیاد می باشد.
مشخصات مکانیکی
1. فشاری
2. خمشی
3. کششی
4. ساییشی
5. مقاومت به ضربه
کاربرد سنگ ها
1. باربر سازه ها
2. نماسازی
3. کف پوش
4. پوشش بام ها
5. پوشش حفاظتی سازه ها مجاور آب
6. زیرسازی و راه آهن: مخللوط شن و قلوه سنگ Bulast
7. سنگدانه
C1
سیمان و نالیز شیمیایی آن
طبقه بندی سیمان پرنلند براساس ASTM C150 به صورت زیر می باشد:
تیپ I: نشانه پ – Ordinary Portland COM (معمولی)
تیپ II: نشانه پ 2- Modifical p.c (اصلاح شده)
تیپ III: نشانه پ 3 – Rapid hardening p.c (زور سخت شوند)
تیپ IV: نشانه پ 4: Low hardaivy (با حرارت کم)
تیپ V: پ 5: Sulfate Restance (ضد سولفات)
سه تیپ :
1. I- 325: (8 روزه): 325 kg/m : در اکثر کارخانه ها تولید می شود
2. I- 425: (21 روزه): 425 kg/m: در بعضی کارخانه ها تولید می شود.
3. I- 525: (28 روزه): 425 kg/m: به صورت سفارشی تولید می شود.
نوعی سیمان III نباید فرم آن : یک گرم 3200 سانتی متر مربع می باشد.
کاربرد پایه توربین ها (پل ها): وقتی یخ زدگی است ـ قالب متحرک
تیپ IV: با کاهش از حرارت هیروکسیون جلوگیری می شود.
کاربرد قالب بندی طولانی:
1. سدسازی
2. بسیار کم تولید می شود، مصرف کم است و تولید صرفه است.
تیپ V: SRPC:
1. در تولید خاک رس را کم کرده و جای آن آهک و سیلیس استفاده می کنند.
2. وقتی سولفات 2/ تا 2% باشد.
خواص شیمیایی سیمان ....، عناصر تشکیل دهنده سیمان CO,s,Fe.Al,S,K,No,Mg این عناصر در طبیعت به صورت اکسید هستند. مثل Fo2o , Aho3 , Sio2 , Cao.
برای نشان دادن این اکسیدها از علایم که فقط در شیمایی استفاده می شود استفاده می کند.
در دمای 1400، با ذوب شدن و ترکیب شدن این اکسیدها، اکسیدهای مرکب به وجود می آیند که عبارتنداز
هر اکسیدی تاثیر خاصی دارد.
اکسید ، 75% سیمان را تشکیل می دهد و ویژگی مفید سیمان از قبیل چسبندگی با مقاومت و ثبات حجمی را می سازند.
واکنش سیمان با آب را آبگیری می گویند (هیدراسیون)، آبگیری باعث ایجاد مقاومت کوتاه و باعث ایجاد مقاومت بلندمدت می شود. حرارت ایجاد شده در زمان آبگیری ناشی از واکنش سریع با آب است.
اکسید ناپایداری است که شدیدا تحت تاثیر واکنش های بخصوص کنش سولفات قرار می گیرد. از واکنش با سولفات ها ترکیبی به نام اثرنشریت حاصل می شود. این ترکیب در مجاور آب افازیش حجم می دهد و باعث تحرک خورد و فرو شدن ... می شود.
در مقاومت سیسمان نقش کمی بلند در عرض باعث گیرش سیمان می شود. گیرش آن به دلیل واکنش سریع با آب می شود. واکنش با آب بسیار سریع بوده و به سخت شدن فوری خمیر، که به گیرش آن معروف است منتهی می شود. برای جلوگیری از این امر در هنگام تولید سیمان سنگ گچ به گلیگز افزوده می شود. گیرش آن برگشت پذیر است.
III
کاربرد امولسیون قیری برای جلوگیری از روان شدن ماسه های کویری یا شفته قیری و امروزه برای عایق کاری سطوح
ورق های قیرانه یا الیاف مصنوعی (فایبرگلاس) ایزوگام
جلسه دوم آجر
آجر اول بار در بین النهرین و حدود 6000 سال قبل در هندوستان تولید شد. آجرهای ساسانی ابعاد 8 تا 7 ساخته می شد. آجر بستگی دگرگونی و مصنوعی است از نظر ترکیبی ماده اولیه آن سیلیکات آلومینیوم است.
.............
بنابراین رس ماده اولیه آن از فلدسپات می باشد.
..............
رس ها انواع مختلفی دارند که نوع مینونیت 7 تا 8 برابر خودش آب می گیرد. خاک رس خالص سفید است چون فلدسپات ها سفید هستند و رنگ آنها ناشی از ناخالصی هستند. چون همیشه رس از سنگ های آذرین به وجود می آیند بنابراین ... خرده های کوارتز می باشد.
اگر درخشش دانه های درشت سیلیسی بماند، چون حجم سیلیس با بالا رفتن درجه گرما پیوسته افزایش یابد با جمع شدن یکنواخت خشک هنگام پختن هماهنگی ندارد و در آخر، دور دانه های سنگ سیلیس ترک های مویی ایجاد می شود. برای جلوگیری، بهتر است بیش از ساختن گل، خاک آن آسیاب شود تا دانه درشت در خشت بماند.
رس باید دارای پلاسته باشد تا وقتی با آب مخلوط می شود قابلیت قالب گیری و شکل پذیری از خود نشان دهدو باید از استحکام کششی کافی برخوردار باشد.
خاک های رسی را می توان به دو گروه تقسیم می شوند
1. آهکی
2. غیرآهکی
IV
خاک های رسی آهگی در حدود 15% کربنات کلسیم داشته بعد از پخت زود رنگ می شود. خاک های رسی غیرآهکی از سیلیکات آلومینیوم و بین 2 تا 10 درصد اکسید آهن هستند. رنگ آنها بعد از پخت زرد نخودزی، قرمز و ... خواهد شد که بستگی به اکسید آهن دارند.
برای داشتن آجر مرغوب در صورتیکه ماسه آن کم باشد (Sio2 ) باید مدقار 10 تا 15 درصد به خاک رس اضافه شود. اگر میزان آن بیش از حد باشد، از چسبندگی آن کاسته شده و خاک را کم مایه می کند.
Fe203: رنگ آجر قرمز
لمونست: قهوه ای کم رنگ
گرافیت و مواد آلی: خاکستری
آجر به دو طریق دستی و ماشینی است و معمولا پخت آن در مای 900 تا 1200 می باشد.
مقدار آهک (گرد آهک) حدود 30 درصد وزنی حداکثر، اگر دو دانه کوهه ها، دارای سنگ آهک درشت دانه باشد هنگام پختن شکفته می شود و آجر را می تراکند. این پدیده را آلواک کردن آجر می نامند.
اگر آجر دارای گرد آهک باشد در کوره به Cao تبدیل شد، آجر را سفید رنگ می کند.
توجه!
اگر گرد آهک زیاد باشد در حرارت بالا در کوره نقش گداز آور دارد و باعث خمیر شدن و از شکل افتادن آجر می باشد. معمولا ماکزیمم مجاز 15%=cao است.
مدقار سولفات ها
اگر خاک رس برای آجر دارای گچ باشد در دمای 100 تا 300 و می شود. سپس Cao تولید شده و آجر مانند گرد آهک عمل می کند. یعنی در صورتی که در آجر بماند پس از نم کشیدن آچر به H2so4 تبدیل می شود و اگر آسیب می بیند علاوه بر آن سولفات زیاد باثع سفید شدن آن بعد از مصرف می شود.
مقدار سولفات های مجاز 8 درصد و حد مجاز So3 حداکثر 5/ درصد است.
مقدار آهنگ
سولفود آهن در چنین تبدیل به اکسیدآهن و So3 می شود درباره So3 گفته می شود اکسید آهن زیاد در آجر نقش گدازآور و باعث خمیر شدن و از شکل افتاد آجر می شد.
مقدار کلرودها
وجود کلرودها kd Nad در آجر به دلیل محلول بودن باعث سفید زدن آجر بعد از مصرف شده و مجاورت دائمی این گونه ها آجرها با آب باران باعث شده کم کم آجر پوک شده و مقاومت آن کم شود. حد مجاز کلرور سدیم Nacl در خاک ماکزیمم 06/ می باشد.
خواص فیزیکی خاک
1. دانه بندی و تعیین باقیمانده رولک الک 100/ No حداکثر 75/0
2. pl آب به عنوان استاندارد حداقل 20 درصد است.
3. درصد انقباض در اثر خشک شدن
4. نشانه خیری
5. رنگ بخشی آجر
6. درصد جذب آب
7. ..... مقاومت فشاری حداقل 80 کیلوگرم بر سانتیمتر مربع.
مشخصات ساختمانی آجر خوب
صدای زنگ می دهد (...)، تاب زیادی در برابر پایداری دارد (آجری که صدای خفه بدهد توخالی است)
آجر خوب باید گرما ریاش کند و کم باشد، در آتش سوزی ها خمیری و آب نشود جسم های شیمیایی در آن اثر نکند، به ملات خوب بچسبد.
سنگ شیت کوارتزی (توضیح)
در خوانسار، گلپایگان، اراک و ... برای پختن شیت کوارتزی باید آن را گرد کرد، به گرد آن 8% وزن .... زد و سپس آن را زیر فشار 100 تا 150 بار و حرارت 150 درجه ریخت (پختن این آجر ممتاز) این شیتها کمی زغال دارد و به پختن آن کمک می کند.
جلسه سوم
آجر جوش
آجر جوش را خاکی تا دمای 1000 درجه خمیری نشود تولید می کنند و بیشتر در کوره نگه می دارند تا دانه های خاک به همدیگر نچسبند و یکپارچه شوند (عرق کردن خاک باعث چسبیدگی می شود.) آجر جوش نباید در کوره خمیری شود بنابراین این دودها متفاوت است. برای آنکه آجر در گرمای کم عرق کند به آن گداز آور می زنند (اکسیدآهن)، این ماده علاوه بر گذارآوری رنگ آجر را قرمز تا سیاه می کند. رنگ به هی آجر جوش از کم بودن اکسیدآهن و زیادی قلیایی ها است.
آجر جوش باید
1. سفت باشد
2. ترد نباشد: 1. ......... نپرد، 2. جای ساییده نرم نماند
3. ترک نداشته باشد
4. در برابر ضربه پایدار باشد و ...
تاپ آجر جوش نباید کمتر از 35 nmn باشد. آجر جوش که در ساختمان مصرف می شود نباید جاذب آب بیشتر از 6% برای فرش کردن 4% باشد.
آجر نسوز از رس هایی استافده می شود که در 1550 درجه نسوز (آزمایش زگر). برای آجرهای نسوز علاوه بر رس ممکن است از مواد قلیایی یا اسیدی استفاده کرد مثل منزیت، دولویت، اوسیدنی، اسیدی ها و ... مانند آندالوزیت، سبلماتیم، کیانیت
همانطوریکه گفتیم آجر در دمای 1000 درجه می پزند در طول پخت مواد فرار ... آب، Co2، So3 از آجر خارج می شودند به دلیل ارج شدن مواد .... و نرم گرفتن ساختمان کریستال آجر، ابعاد آجر باز و یا جمع می شوند.
درجه حرارت پخت انواع آچرهای مخصوص
1. شادوتی 1250 – 1500
2. سیلیس 1450 – 1500
3. الومینومی 1500 – 1800
4. آجر منیزیتی 1500 – 1800
تکلیس: Calcination: عبارت است از جدا شدن Co2 از کربنات کلسیم و تبدیل سنگ آهک (aco3 ) و تبدیل سنگ آهک به آهک (Cao)
آجر شاموتی شامل Al2o3(10=%4g)، (50%80) است. ماده اولیه این آجرها مشتکیل از خاک نسوز، مواد آلی، عامل اصی سوزندگی متفاوت، وجود مولیت است.
.... مخصوص ظاهری 1/2 گرم بر سانتیمتر مکعب
آجرهای منیزمی
1. آجرهای دولومیتی
2. آجرهای منیزیتی: منظور وجود (Mgo) در آن است
3. آجرهای فورسترسی
گچ
یا …… دارای سختی 2 است به حالت دیده می شوند:
1. بلور شده
2. گچ بلوری به صورت لایه لایه
3. سنگ گچ آلاباستر (Alabaster)
سنگ گچ خاصل بی رنگ اگر زغال داشته باشد خاکستری و اگر اکسیدآهن داشته باشد رنگشان زرد و اگر Fe2o3 سرخ.
پختن گچ نیاز بهای بالا ندارد هرچه گرمای پختن سنگ گچ کمتر باشد ملات گچ زودتر می گیرد چونکه برای دوباره سنگ گچ شدن کمتر آب می خواهد.
الف) تا 107 درجه، آب شیمیایی سنگ گچ نمی پرد و نمی پزد
ب) از 107 تا 180 درجه کم کم آب گچ می رود و در 180 درجه Caso4, O5H2o دارد
ج) این گچ به .... آب ترکیب شده و در مقاومتش کمتر از سنگ گچ است. در دمای 200 درجه گچ به Caso4, O.3H2o می شود که میلش با آب زیاد است. اگر دمایش به 300 درجه رسید گچ خشک می شود در دما 320 – 300، گچ می سزود و با آب ترکیب نمی شود برای آنکه گرد گچ سوخته با آب ترکیب شود به آن C/o روی هیدروژن گچ، گرد زاج یا سولفات روی می زنند و یا 3 تا 5 درصد .... گرد سیمان پرنلند مخلوط می کنند.
د) در 800 درجه گچ خشک Caso4 کم کم تجزیه می شود. در 1400 درجه Cao و So3 تجزیه می شود و O, So2, So3 تبدیل می شود.
اگر Cao به شکل گرد در گچ بماند، گچ را کندگیر می کند و اگر دانه های آن درشت باشد، پس از ساختن ملات و سفیدکاری، آب ملات را می مکد و سطح گچ را آبله رو می کند.
برای آنکه ملات گچ کندگر شود به آن تا 10%، گرد آهک به آن اضافه می کنند. برای زودتر کردن ملات گچ، به آن کمی نک هالیت، Mgc2 و یا کلر و آبنه NH4,cl می زنند، اگر گچ با آب گرم ساخته شود، زودتر می گیرد.
زمان گیرش گچ نباید کمتر از 4 دقیقه و بیش از 10 دقیقه انجام گیرد. ملات گچ اندود ساختمان باید، آغاز گرفتنش 8 تا 20 دقیقه و پایان گرفتش 20 تا 60 دقیقه باشد.
چند نوع گچ
1. گچ مدل کمتر از 150 درجه می پزند و ریزدانه آسیاب می کند.
2. گچ ساختمان 150 تا 180 می پزند تا Caso4,o5H2 .... و برای ساختن ملات گچ و خاک، گچ و ماسه، آجر، گچ و ماسه و مواد گچی
3. گچ اندود تا دمای 180 تا 200 و فرمول O3H2o و CoSo4 و گند گیر می شوند که در .... کاری مصرف می شود
برای آنکه کندگیر شود به اندازه 10 درصد وزنش گرد آهک می افزایند.
گچ مرمر: گرد گچ را در محلول زاج خمیر می کنند، پس از آنکه خمیر گرفت و سخت شد آن را در دمای 500 درجه می پزند و آسیاب می کنند تا گرد گچ مرمر به دست آید. ملات گچ مرمری کندگیر است و گرفتنش 2 تا 6 ساعت به دارازا می شود رویه های اندود شده با گچ مرمری را می شود پرداخت کرد و نسبت گچ مرمر خوب رنگ برمی دارد، تاب ملات آن به 2/5 N/mn2 می رسد.
گچ گازی
ساختن ملات گچ، آب اکسیژنه و یا گرد سولفات آلومینیوم مصرف می کنند تا در ملات گاز پیدا شود و آن را پول کند.
جلسه چهارم
سنگ آهک
به فرمول Coe3 را وقتی می پزند تا Co2 آن بپزد و Cao برجای بماند.
دانسیته آن 08/3 تا 3/3 مترمکعب است. سنگ آهک معمولی در کوره ها در دمای بین 800 تا 1400 به Co2 تبدیل می شود.
آهک در دمای 2580 تا 2750 و فشار یک اتمسفر آب می شود.
اگر فشار 110 بار باشد در دمای 1289 درجه آب می شود.
سنگ آهک
1. بی شکل
2. آهک بر جای مثل کیش
3. آداگونیت
4. آهک چشمه ای تراوش
5. اولویت CaMg(Co3)2، از پختن آهک دولومیتی، آهک خاکستری تولید شده و از پختن کربنات منیزیم MgCo3، mgo می دهد.
6. سنگ مرمر: آهک دگرگون شده
سنگ آهک فیبری آن را فرد کرده و در روسازی استفاده می کند.
سگ آهک کوکونیتی از موجودات می باشد.
Chalk که روی تخته می نوشتند (سنگ آهک است)
از پختن یکصد کیلوگرم آهک خالص 59 کیلوگرم آهک زنده به دست می آید.
100, 12CaCo3 = 56,oxao + 44.05 Co2
آجر لعاب دار
سرامیک ممکن است تک پخت یا روپخت باشد.
باید ضریب انبساط و انقباض لعاب و آجر یکی باشد. وگرنه همین که آن را در آب می ریزند لعاب ها ممکن است شیشه ای، رنگی، .... می باشد برای آنکه لعاب کدر شود به آن اکسید قلع می زنند. لعاب های شیشه ای، سیلیکاتی هستند ممکن است لعاب ها .... دیگری نیز باشد.
لعاب های نمکی
اگر بر روی سفال هنگام پخت Nael بریزند و در کوره گاز Cl آزاد می شود و Na اکسید می شود و با سیلیکات آلومینیوم ترکیب شده و آلومی نات .... درست نمی شود لعاب ... ارزان است.
آلوک و سفیرک
آلوک
اگر کل آجر، سنگ آهک درشت ... داشته باشد هنگام پختن
Cao + Co2 CaCo3
پس از مصرف با مکیدن آب ، و آجر شکفته می شد و حجمش زیاد می شود. با افزایش حجم آجر می ترکد، این را آلوک کردن آجر می گویند.
سفیدک کربناتی
پس از مصرف اچر CaCo2، Co2 را از آب وا می گیرد و CaCo3 می شود و باعث ایجاد سفیدک می شود (یعنی ...........)
رگیری
قبل از مصرف آن را در آب فروبرند تا ..... آب شود و آب ملات را بمکد.
1. در بنایی آب سخت مصرف نشود
2. قبل از بارندگی سازه تازه ساخت را آبپاشی کرد تا آب Co2 دار باران را جذب کند.
سفیدک سولفاتی
اگر آجر کاری، گچ باشد و باران بخورد این اسید با گچ ترکیب شده سولفات حل شده و باعث ایجاد سفیدک سولفات می شود.
سفیدک .....
برای پاک کردن سفیدک کربناتی نمای دیوار، روی آن را جوهر نمک آبگرم مایه می پاشند و سپس آن را با آب می شویند.
جلسه پنجم
شیشه
سختی شیشه .... وزن مخصوص آن 5/2 است.
شیشه در برابر اثرهای شیمیایی پایدار است ولی در برابر Hf ناپایدار است.
شیشه در واقع Sio2 است. شیشه خالص در برابر عوامل جوی پایدار است. برای آنکه سنگ شیشه زودتر آب شود، آنرا به شکل ماسه آسیاب می کنند و برای آنکه در درجه حرارت پایین ذوب شود به آن گدازآور می زنند به جز گرد سنگ آهک، گدازآورهای دیگر به آنها می زنند که بستگی به جنس شیشه می سند.
در شیشه ناتریومی سولفات تاتربوم Na2So4 یا کربنات Na2Co3 مصرف می شود.
در شیشه آینه علاوه بر گرد آهک، اکسید سرب به رس می زنند.
شیشه ساختمانی Ngo=4, Cao=%12, Na2=%15, Sio=%74
طبقه بندی مکانیزم های کنترل همروندی
طبقه بندی مکانیزم های کنترل همروندی
به چندین روش می توان الگوریتم های کنترل همروندی را دسته بندی کرد. نوع توزیع پایگاه داده مسلما یکی از عوامل دسته بندی خواهد بود. به عنوان مثال برخی از روش های کنترل همروندی نیاز به یک پایگاه داده کاملا تکرارپذیر دارند در حالی که برخی دیگر می توانند روی پایگاه داده های تقسیم شده هم کار کنند.
از دیدگاه دیگر الگوریتم های کنترل همروندی می توانند براساس توپولوژی شبکه ای که رویش کار می کنند دسته بندی شوند. به عنوان مثال الگوریتم هایی که به شبکه های پخش همگانی نیاز دارند یا الگوریتم هایی که روی شبکه هایی با مدل ستاره یا دوار کار می کنند.
اما دسته بندی اصلی که صورت می گیرد به صورت:
1. الگوریتم هایی که براساس دسترسی انحصاری به پایگاه داده بنا شده اند مثل قفل گزاری
-
الگوریتم هایی که تلاش می کنند به وسیله ی مجموعه قوانینی اجرای تراکنش ها را ترتیب گزاری کنند.
اگر بخواهیم از بالاتر به موضوع بنگریم می توانیم این الگوریتم را به دو گروه تقسیم کنیم:
1. دیدگاه بدبینانه: بین بسیاری از تراکنش ها تصادم ایجاد خواهد شد.
-
دیدگاه خوشبینانه: تعداد تراکنش هایی که با یکدیگر در تصادم خواهد بود آن قدر هم زیاد نیست.
در واقع الگوریتم های کنترل همروندی بدبینانه خیلی زود در مرحله اجرا به همزمان سازی تراکنش ها می اندیشند. در حالی که الگوریتم کنترل همروندی خوشبینانه تا مرحله پایانی تراکنش ها سعی می کنند این همزمان سازی را به تاخیر بیندازند. الگوریتم های خوشبینانه را می توانیم شامل الگوریتم های قفل گزاری، الگوریتم های بر پایه ترتیب گزاری و همچنین الگوریتم های ترکیبی درنظر بگیریم.
الگوریتم های بدبینانه هم باز می توانند شامل الگوریتم های قفل گزاری و ترتیب گزاری باشند.
مکانیزم های کنترل همروندی بر پایه قفل دو مرحله ای
قفل دو مرحله ای با تشخیص روشن تداخل بین عملیات های همروند و جلوگیری از آنها، بین عملیات های خواندن و نوشتن همزمانی به وجود می آورد. قبل از اینکه یک تراکنش X را بخواند باید یک قفل خواندن بر روی X قرار دهد و قبل از اینکه یک تراکنش روی داده X بنویسد، باید یک قفل نوشتن روی X قرار دهد. تصاحب قفل ها با توجه به دو قانون بدست می آید:
1. تراکنش های مختلف نمی توانند قفل هایی که باعث ایجاد تداخل می شوند بدست آورند.
-
زمانی که یک تراکنش شروع به آزاد کردن قفل های خود نمود، دیگر نمی تواند قفل دیگری بدست آورد.
قفل هایی که باعث تزاحم می شوند با توجه به نوع همزمان سازی مشخص و تعریف می شوند. برای حالت 1W دو قفل زمانی با هم تداخل دارند که دو شرط در آنها صدق کند:
1. هر دو قفل بر روی یک داده واحد باشند.
-
یکی قفل نوشتنی و دیگری قفل خواندنی باشد.
برای حالت WW دو قفل زمانی با هم تداخل دارند که دو شرط در آنها صدق می کند:
1. هر دو قفل بر روی یک داده واحد باشند.
-
هر دو قفل از نوع نوشتنی باشند.
قانون دوم ایجاب می کند که هر تراکنشی برای بدست آوردن قفل دو فاز را طی کند در فاز اول که فاز دستیابی به قفلهاست، تراکنش اقدام به بدست آوردن قفل های لازم می کند. در فاز دوم که فاز تخلیه است، تراکنش به مرور زمان قفل های خود را آزاد می کند. هنگامی که تراکنش خاتمه پیدا می کند که قفل ها رها می شوند.
روش های مختلفی برای الگوریتم های قفل دو مرحله ای پیشنهاد شده است. یکی از این روش ها این است که تراکنش قفل های موردنیاز را قبل از اجرای اصلی خود بدست آورد. این نسخه از قفل دو مرحله ای را پیش تعریف می نامند. برخی از سیستم های تراکنش ها را مجبور می کنند تا قفل های خود را تا پیش از خاتمه نگه دارند. قفل دو مرحله ای یک تکنیک صحیح ایجاد قابلیت توالی است. این امر با بررسی سیستم از لحاظ عدم وجود حلقه و دور در روابط rwr و ww مشخص است. ترتیب اجرای تراکنش ها با ترتیب بدست آوردن قفل ها مشخص می گردند. نقطه ای که در آن تراکنش تمامی قفل های موردنیاز خود را بدست آورده است را نقطه تصاحب قفل می نامند. روش های مختلفی برای ایجاد الگوریتم قفل دو مرحله ای در سیستم های توزیعی وجود دارد که در قسمت بعد مورد بررسی قرار می گیرد.
پیاده سازی پایه قفل دو مرحله ای
در پیاده سازی پایه الگوریتم قفل دو مرحله ای یک ماژول نرم افزاری ایجاد می شود که روند دریافت و آزادسازی قفل ها را براساس ویژگی های الگوریتم قفل دو مرحله ای کنترل می کند.
يك روش براي پياده سازي توزيعي اين الگوريتم اين است كه ماژولهاي نرم افزاري را بين اجزاي پايگاهداده توزيع نمائيم. براي اينكار هر ماژول را در DM يعني آنجائيكه x داده تحت كنترل است قرار دهيم. اگر يك قفل قابل تخصيص نباشد، درخواست براي قفل در يك صف انتظار قرار داده ميشود. قفلهاي نوشتن بطور خودكار با انجام عمل نوشتن آزاد ميشوند. در اينصورت براي آزاد نمودن قفلهاي خواندني بايستي عمليات اضافه تعريف نمود. آزاد نمودن قفلها با نوشتن اطلاعات و آغاز فاز تخليه آغاز ميشود. هرگاه يك قفل آزاد ميشود عملياتهاي موجود در صف شروع به ادامه ميكنند.
توجه داشته باشيد كه اين پياده سازي افزونگي داده را به درستي پوشش داده و مشكل افزونگي داده و صحت و مانايي اطلاعات را حل ميكند. اگر اين روش براي همزمان سازي هاي rw بكار رود، تراكنش ميتواند هر كپي داده اي را كه در دسترس بود بخواند و هر قفل خواندني كه مهيا بود را بدست آورد. در هر صورت اگر بخواهد داده را بروزآوري كند، يعني مقدار جديدي به داده اي نسبت دهد بايد بر روي تمام افزونههاي دادهاي مورد نظر، مقدار جديد را ثبت كند و داده را بروز كند كه مستلزم بدست آوردن قفل نوشتن بر روي تمامي نسخه هاي داده اي است.
قفل دو مرحلهاي با نسخه اوليه
قفل دو مرحلهاي با نسخه اوليه يك تكنيك از نوع قفله دو مرحلهاي است كه كه به افزونگي داده توجه خاصي دارد. يك كپي از هر داده منطقي به عنوان يك كپي يا نسخه اوليه از داده مزبور مطرح ميشود. قبل از دسترسي به هر گونه كپي از داده هاي منطقي، قفل صحيح بايد از كپي اوليه اخذ شود.
براي قفلهاي خواندني اين روش تعامل و ارتباطات بيشتري را نياز دارد.فرض كنيد كه T يك تراكنش باشد كه بخواهد داده x را بخواند. در اينصورت اگر X1 كپي اوليه از x باشد و xi براي خواندن توسط تراكنش در دسترس باشد، تراكنش بايستي با x1 كه كپي اوليه داده است تعامل داشته و قفل خود را بدست آورد و پس از آن نيز با تعامل با xi داده مورد نظر خود را از Xi بخواند.
براي قفلهاي نوشتني بر عكس پياده سازي پايه قفل دو مرحله اي تراكنش احتياجي به تعامل بيشتر با ساير dm ها ندارد. در پياده سازي پايه قفل دو مرحله اي، اگر يك تراكنش ميخواست داده x را بروز كند، لازم بود تا بر تمامي نسخه هاي x قفل نوشتني بزند و سپس عمل نوشتن را بر روي تمامي نسخه هاي x انجام دهد اما در اينجا فقط لازم است كه تراكنش قفل نوشتن را بر روي كپي اوليه قرار دهد و در صورت بدست آوردن قفل، بايد عمليات نوشتن را مانند روش قبل بر روي تمامي نسخه هاي x انجام دهد.
قفل دو مرحلهاي با راي گيري
قفل دو مرحله اي با راي گيري پيادهسازي ديگري از روشهاي قفل دو مرحله اي است كه در آن افزونگي داده بيشتر مد نظر قرار گرفته است. اين روش شكل تغيير يافته الگوريتم توافق اكثريت توماس است و تنها براي همزمان سازيهاي ww مناسب است.
براي فهم بهتر اين روش بهتر است آنرا در داخل روش 2pc توصيف كنيم. فرض كنيد يك تراكنش بخواهد بر روي داده x مقدار جديدي را بنويسد، در اينصورت درخواست قفل به تمامي نسخه هاي داده x ارسال شود.
در صورتيكه قفل قابل تخصيص باشد، DM دريافت كننده قفل بايستي يك پيام تخصيص قفل صادر نمايد. در صورتيكه قفل قابل تخصيص نباشد نيز يك پيام بلوكه شدن در خواست قفل ارسال ميگردد. در صورتيكه پيامها از dm هاي مختلف برگشت داده شد، حال tm ارسال كننده درخواست قفل اقدام به تصميمگيري مينمايد.
در صورتيكه تعداد قفلهاي اخذ شده داراي اكثريت باشند، آنگاه tm دقيقا مانند حالتي عمل ميكند كه قفلهاي لازم را بر روي نسخه داده اي مزبور بدست آورده است. در اين حالت tm باقي عمليات يعني نوشتن بر روي داده مزبور را انجام ميدهد. در صورتيكه قفلهاي لازم بر روي داده مورد نظر به تعداد اكثريت نباشد، Tm منتظر دريافت پاسخ تخصيص قفل از dm هايي كه پاسخ بلوكه شدن قفل را ارسال نمودند، ميشود. در اين حالت با دريافت پاسخ جديد از dm هايي كه قبلا درخواست را بلوكه كردند، tm تعداد قفلهاي لازم را بررسي ميكند. در صورت اخذ اكثريت آرا، اجراي خود را ادامه ميدهد.
از آنجائيكه فقط يك تراكنش ميتواند در هر لحظه اكثريت قفلهاي نوشتن را بدست آورد در نتيجه فقط در هر لحظه فقط بك تراكنش ميتواند بر روي اطلاعات تغييرات اعمال نمايد. در هر لحظه فقط يك تراكنش ميتواند در فاز نوشتن خود قرار داشته باشد. در نتيجه تمامي نسخه هاي x داراي يك ترتيب مشخص و مشترك از مقادير ميباشند. نقطه قفل يك تراگنش جايي است كه يك تراكنش توانسته است اكثريت قفلهاي لازم را براي نوشتن براي هر آيتم دادهاي در مجموعه نوشتاري خود بدست آورد. براي بروز آوري هاي با حجم بالا ، تراكنش بايستي اكثريت قفلهاي نوشتن را بر روي تمامي آيتمهاي داده اي نوشتني خود قبل از ارسال دستورات نوشتن بدست آورد.
در حقيقت، قفل دو مرحله اي با راي گيري ميتواند براي همزمان سازي عمليات هاي rw سازگار شود. براي اينكار براي خواندن يك نسخه دادهاي بايستي قفل خواندن از تمامي نسخه هاي داده اي درخواست شود. در صورتيكه اكثريت قفل خواندن از dm ها بدست آيد ميتواند اطلاعات مورد نظر را بخواند. اين روش روش بسيار خوب و قدرتمندي است ولي در اين روش براي خواندن يك آيتم داده اي بايستي از تمامي سايتهايي كه داراي يك نسخه از آيتم دادهاي مذكور هستند قفل خواندن اخذ شود كه عملا سيستم را بسيار كند ميكند.
قفل دو مرحلهاي متمركز
بجاي توزيع نمودن زمانبندها بر روي سايتهاي مختلف، همه زمانبندها را بر روي يك سايت متمركز خواهيم نمود. در اين خالت اگر يك تراكنش بخواهد به يك داده x دسترسي پيدا كند بايد از سايت مذكور درخواست قفل مناسب بر روي داده مذكور نمايد. در اين وضعيت داده ممكن است بر روي يك سايت غير از سايت زمانبند مركزي قرار داشته باشد.
فرض كنيد تراكنشt بخواهد داده x را بخواند در اينصورت بايستي t يك قفل خواندن را از سايت مركزي درخواست نمايد. در اين حالت اگر قفل تخصيص داده شود تراكنش ميتواند اطلاعات را از يكي از سايتهايي كه داراي x هستند درخواست نمايد. در غير اينصورت بايد منتظر دريافت مجوز تخصيص ثقفل خواندن از سوي سايت زمانبند مركزي باشد.
در حالتي كه داده x بر روي سايت مركزي زمانبند نيز باشد، درخواست قفل و داده بطور مشترك به سايت مركزي ارسال ميشود، در صورتيكه قفل قابل تخصيص باشد، عمليات خواندن به همراه تخصيص قفل انجام ميشود. براي عمليات بروز آوري و نوشتن نيز فرآيند تخصيص قفل به همين نحو است با اين تفاوت كه بعد از تخصيص قفل و اعلام به درخواست كننده از سوي سايت مركزي زمانبندي، سايت درخواست كننده موظف است تمامي كپي هاي نسخه هاي اطلاعاتي را بروز نمايد. اين روش نيز مانند قفل دو مرحلهاي كپي اوليه مستلزم نقل و انتقال مضاعف پيام ميباشد.
الگوریتم های کنترل همروندی مبتنی بر مهر زمانی
برخلاف الگوریتم های مبتنی بر قفل گذاری، الگوریتم های کنترل همروندی مبتنی بر مهر زمانی تلاشی برای نگه داری قابلیت توالی به وسیله انحصار متقابل نمی کنند. در عوض آن ها از روش قیاس یک ترتیب متوالی را انتخاب می کنند و مطابق آن تراکنش ها را اجرا می کنند. برای پیاده سازی این روش مدیر تراکنش برای هر تراکنش Ti در شروع کارش یک مهر زمانی انحصاری مانند (Ti)ts تعیین می کند.
یک مهر زمانی در واقع یک شناسه ساده برای شناسایی هر تراکنش به صورت یکتاست و همچنین برای اجازه ترتیب بندی.
یکتایی تنها یکی از ویژگی های های تولیدات بر پایه مهر زمانی است. ویژگی دیگر یکنواختی است. دو مهر زمانی تولید شده به ویسله یک مدیر تراکنش باید به صورت یکنواختی افزایشی باشند. اگرچه مهرهای زمانی از یک تراکنش مشخص می کند.
راه های متعددی باری تعیین کردنی مهرهای زمانی وجود دارد. یکی از روش ها استفاده از یک شمارنده افزایشی یکنواخت عمومی است. ولی خوب نگه داری یک شمارنده عمومی در سیستم های توزیع شده یک مشکل اساسی خواهد بود. بنابراین بهتر این است که هر سایت به طور خودمختار مهرهای زمانی خود را براساس یک شمارنده محلی واگذار کند. برای حفظ خاصیت یکتایی هم هر سایت شناسه خودش را به مقدار شمارنده محلی اضافه می کند.
اگرچه مهر زمانی یک فرم دو بخشی دارد (مقدار شمارنده ملحی و شناسه سایت)، شایان ذکر است که شناسه سایت در محل کم ارزش تر قرار می گیرد. بنابراین برای دو تراکنشی که مقدار شمارنده محلی یکسانی داشته باشند می توان از شناسه های سایت به تنهایی استفاده کنیم.
شایان ذکر است که اگر هر سیستمی بتواند به ساعت سیستمش دسترسی داشته باشد می توان از آن به جای مقدارهای شمارنده استفاده کرد. با توجه به معلومات بالا ترتیب بندی اجرای تراکنش ها براساس مهر زمانیشان کار چندان دشواری به نظر نمی رسد.
قانون ترتیب مهر زمانی (TO)
برای دو عملیات Oij و Okl متعلق به تراکنش های Ti، Tk و Oij تنها و فقط تنها زمانی قبل از Oki اجرا می شود که . در این وضعیت Ti تراکنش پیرتر و Tk تراکنش جوانتر است.
یک زمانبند که قانون TO را به اجرا در بیاورد هر عملیات جدید را در مقابل عملیات های تصادم دار که اخیرا زمانبندی شده اند چک می کند. اگر عملیات جدید متعلق به تراکنشی باشد که جوانتر از همه استنتاج تصادم دارهای قبلی که (اخیرا زمانبندی شده اند) باشد، عملیات پذیرفته می شود. در غیراین صورت پذیرفته نمی شود.
که عدم پذیرش آن سبب می شود که تراکنش ورودی با یک مهر زمانی جدید وباره از نو شروع به کار کند. یک زمانبند ترتیبی مهر زمانی که در این مد کار می کند، ضمانت می کند که زمانبندی های متوالی را تولید کند.
در هر صورت باید به این نکته هم توجه داشت که مقایسه بین مهرهای زمانی تراکنش ها تنها زمانی می تواند انجام شود که زمانبند همه ی عملیات هایی که باید زمانبندی شوند را دریافت کرده باشد.
اما در شرایط واقعی هر کدام از عملیات در زمان خاصی به زمانبر می رسند در چنین شرایطی لازم است که بتوان چک کرد که آیا عملیاتی خارج از ترتیبش رسیده است یا خیر. برای آسان کردن این چک کردن به هر قلم داده X دو مهر زمانی اختصاص داده می شود.
مهر زمانی خواندن
که بزرگترین مهر زمانی عملیات هایی است که x را می خوانند.
مهر زمانی نوشتن
که بزرگترین مهر زمانی عملیات هایی است که روی x نوشته اند.
حالا مقایسه ی مهر زمانی یک عملیات با مهرهای زمانی نوشتن و خواندن قلم داده ای (که برای دسترسی برای مشخص کردن این که آیا هیچ تراکنشی با مهر زمانی بزرگتر که اخیرا به همان قلم داده دسترسی پیدا کرده است یا نه) خیلی راحت تر به نظر می رسد.
از نظر معماری مسئولیت تخصیص یک مهر زمانی به هر تراکنش جدید و پیوست کردن این مهرهای زمانی به هر عملیات پایگاه داده ای که به زمانبند واگذار می شود بر عهده مدیر تراکنش است.
پايگاه داده توزيع شده
پايگاه داده توزيع شده
چکيده:
داده ها در پايگاه داده هاي توزيع شده در سايت هاي مختلف ذخيره مي شود. و هر سايت توسط يک DBMS مديريت مي شود و اين سايت مستقل از سايت هاي ديگر به عمليات روي داده ها مي پردازد.اين شيوه نگهداري داده ، داراي خصوصيات خاص خود مي باشد. از جمله مساله به روز رساني داده ها به طوري که سازگاري آنها در سايتهاي مختلف حفظ شود . در کل حفظ خصوصيات ACID در اين نوع پايگاه داده،بسيار مهم است و توجه ويژه اي مي طلبد. براي حل مشکلات و مديريت درست اين پايگاه داده ها ، پروتکلهايي طراحي شده که در ادامه به آنها مي پردازيم.
1- مقدمه
به طور کلي مي توان گفت داده ها در پايگاه داده هاي توزيع شده در سايت هاي مختلف ذخيره مي شود. و هر سايت توسط يک DBMS مديريت مي شود و اين سايت مستقل از سايت هاي ديگر به عمليات روي داده ها مي پردازد. به طور کل در تعريف سيستم هاي پايگاه داده توزيع شده مي توان گفت که اين سيستم ها بايد توزيع داده ها بر روي سايت هاي transparent بکنند. به طور کل اين سيستم ها بايد داراي دو خصوصيت زير باشند.
- استقلال داده هاي توزيع شده[1] : کاربران بايد قابليت اجراي query بدون مشخص کردن محل رابطه و کپي يا Fragment هايي از رابطه را داشته باشند. در واقع اين اصل بيانگر استقلال منطقي و فيزيکي مي باشد.
- Distributed Transaction atomicity : کاربران بايد قادر باشند که تراکنش هاي خود را بر روي سايت هاي مختلف همانند تراکنش بر روي داده هاي محلي توليد کنند و مسئله atomicity تراکنش ها بر روي سايت هاي مختلف بايد حفظ شود.
يك distributed database متشكل از سايتهاي با اتصال سست است (loosely coupled)كه هيچ component فيزيكي را به اشتراك نمي گذارند.هر سايت مي تواند سهمي در اجراي تراكنش ها براي دسترسي به داده هاي يك يا چندين سايت داشته باشد. مهمترين تفاوت پايگاه داده هاي توزيعي و مجتمع(centralize) دراين است كه در اولي داده ها در چندين مكان قرارگرفته اند حال آنكه دردومي اين طور نيست و همه داده ها در يك مكان قرار دارند.
2- انواع پايگاه داده توزيع شده
در صورتي که داده ها توزيع شده باشند ولي همگي تحت کنترل يک نوع DBMS باشند پايگاه داده هاي همگن[2] مي باشد . در اين پايگاه داده ها ، تمام سايتها از همديگر مطلعند و در همكاري در پردازش درخواست هاي كاربر با همديگر مطابقت دارند همچنين سايتهاي محلي ،بخشي از استقلالشان را بر حسب حقشان در تغيير شماها يا نرم افزار سيستم مديريت پايگاه داده [3] تسليم مي كنند.
در مقابل در يك پايگاه داده توزيع شده غير همگن، DBMS ها و شماها متفاوت هستند و هر سايت ممكن است از سايت ديگر آگاهي نداشته باشد و ممكن است امكانات محدودي را براي همكاري در پردازش تراكنش ها فراهم كند. شماهاي متفاوت اغلب يك مشكل بزرگ براي پردازش query است.
نکته اصلي در ساخت سيستم هاي غيرهمگن اينست که استانداردهاي مشخصي براي پروتکل gateway ها داشته باشيم. ODBC و JDBC از انواع اين gate way ها هستند.
در صورتي که از طريق gateway ها به Data Base Server ها وصل شويم. تفاوتهاي دو Data Base Server از ديد هم پنهان مي شود. از جمله اين تفاوتها مي توان فرمت داده ها و قابليتهاي DBMS ها نام برده البته gateway ها به يک مرحله به پردازش ها اضافه مي کنند. به طور کلي مي توان گفت مديريت داده هاي توزيع شده و مسائلي از قبيل کارايي و پيچيدگي نرم افزاري هزينه زاست.
3- ذخيره داده ها در يک سيستم توزيع شده
در يک سيستم توزيع شده ذخيره رابطه ها بين چندين سايت مختلف پخش مي شود، دستيابي به يک رابطه که در سايت ديگري قرار دارد از طريق رد و بدل کردن پيغام صورت مي گيرد و اين تبادل پيغام هزينه دارد.
فرض كنيد رابطه R در DB ذخيره شده است. دو approach براي ذخيره اين رابطه در پايگاه داده توزيعي وجود دارد:
Replication - : سيتم چندين كپي يكسان از رابطه را نگهداري مي كند و هر نسخه را در يك سايت جداگانه قرار مي دهد.
Fragmentation - : سيستم، رابطه را به چندين بخش تقسيم كرده و هر بخش را در يك سايت جداگانه ذخيره مي كند.
Fragmentation و replication را مي توان با هم تركيب كرد: يك رابطه مي تواند به چندين بخش تقسيم شده و از هر بخش چندين نسخه ايجاد شود.
1. 3- FRagmentation
FRagmentation به معناي شکستن يک رابطه به رابطه هاي کوچکتر و ذخيره سازي FRagmentهايي از يک رابطه به جاي کل رابطه مي باشد.مثلا رابطه R به بخشهاي Rn,…,R2,R1 تقسيم مي شود. دو نوع Fragmentation وجود دارد Fragmentation افقي و يا عمودي.
به طور کلي Fragmentation افقي از طريق يک Select query توليد مي شود. در حاليکه Fragmentation عمودي از طريق يک Projection اعمال مي شود.
لازم به ذکر است که رابطه اوليه بايد بتوان از Fragment ها استخراج کرد.
در Fragmentation افقي اجتماع تاپل ها بايد رابطه اوليه را نتيجه دهد در Fragmentation عمودي Projection بايد به گونه اي باشد که پس از Join، Fragment ها تا پلي حذف و يا اضافه نشود. براي اينکه سيستم مطمئن شود که Fragment Join هاي عمودي بدون حشوو حذف بوده است به هر تاپل يک شناسه يکتا نسبت مي دهدو اين شناسه يکتا را در تاپل ها تمامي Fragment ها اضافه مي کند اين سياست تضمين مي کند که Join ، Fragment ها بدون حشوو حذف باشد.
2. 3- Replication
Replication به اين معني است که ما کپي هاي متعددي از يک رابطه و يا يک Fragment از يک رابطه را ذخيره کنيم. به طور مثال اگر R1 و R2 و R3 ، Fragment هاي رابطه R باشند، ما ممکن است يک کپي از R1 داشته باشيم ولي مثلاً R2 در دو سايت موجود است و R3 در تمامي سايت ها.
مزاياي اين روش عبارتند از :
-
افزايش دسترس پذيري[4] داده : اگر يک سايت که شامل يک کپي از يک رابطه است خراب شود ما همان داده را مي توانيم در سايت ديگري پيدا کنيم همچنين اگر يک کپي محلي از رابطه هايي که در سايت هاي ديگر هستند را داشته باشيم کمتر در معرض تهديد از بين رفتن کانال ارتباطي خواهيم بود. Replication داراي دو نوع مختلف همگام[5] و غير همگام [6] مي باشد، تفاوت اين دو نوع در روش به روز رساني کپي هاي يک رابطه است در زماني که يک رابطه تغيير مي کند.
-
query ها با سرعت بيشتري قابل اجرا هستند زيرا يک کپي محلي از داده هاي ذخيره شده درپايگاه داده موجود است.
در بيشتر موارد، با full replication رو بروئيم، به اين منظور كه هر نسخه بر روي تمامي سايتها ذخيره مي شود.
مزايا و معايب اين روش:
· Avalibility: اگر يك سايت كه شامل رابطه R است fail شود، رابطه R را مي توان از سايتهاي ديگر به دست آورد بنابراين سيستم به فعاليت خود ادامه خواهد داد.
· Increased parallelism: در موردي كه بيشتر دسترسي هاي به رابطه r براي خواندن از رابطه r مي باشد، چندين سايت مي توانند query را به صورت موازي پردازش كنند، نسخه هاي بيشترr شانس اينكه داده مورد نياز در سايتي كه تراكنش در حال اجراست، يافته شود را بالا مي برد از اين رو data replication انتقال داده بين سايتها را مينيمم مي كند.
· Increased overhead update: سيستم بايستي مطمئن شود كه تمام نسخه هاي رابطه R سازگار هستند. بنابراين هرگاه R، update شود اين update بايستي در تمامي سايتهايي كه حاوي نسخه ها هستند منتشر شود. در نتيجه overhead زياد مي شود.
كنترل update هاي همزمان توسط چندين تراكنش روي داده هاي نسخه برداري شده مشكلتر از سيستمهاي متمركز است. ما مي توانيم مديريت نسخه هاي رابطه R را با انتخاب يكي از آنها به عنوان كپي اصلي R ساده كنيم.
4- Transparency:
كاربر يك پايگاه داده توزيعي نبايد نياز به دانستن اين داشته باشد كه داده ها به صورت فيزيكي در كجا واقع شده اند يا اينكه در يك سايت محلي خاص داده ها چگونه دستيابي مي شوند. به اين خاصيت data transparency گفته مي شود و مي تواند چند فرم داشته باشد:
· Fragmentation transparency: كاربر نيازي به دانستن اينكه يك رابطه چگونه بخش بندي شده است ندارد.
· Replication transparency: كاربر هر شي داده را منطقا يكتا مي بيند. سيستم توزيعي ممكن است يك شي را replicate كند تا performance يا data availability را افزايش دهد. كاربر نگران اين موضوع نيست كه كدام اشياء داده اي replicate شده اند يا در كجا اين نسخه ها قرارگرفته اند.
· Location transparency: كاربران نياز به دانستن مكان فيزيكي داده ها ندارند. پايگاه داده توزيعي بايستي قادر به يافتن هر داده اي توسط اعمال شناسه داده در تراكنش كاربر باشد.
Data item ها – مثل رابطه ها، بخشها، و نسخه ها- بايستي نامهاي يكتا داشته باشند. اعمال اين خاصيت در پايگاه داده هاي متمركز آسان است. در يك پايگاه داده توزيعي ما بايد مراقب باشيم كه دو سايت از يك نام مشابه براي data item هاي مجزا استفاده نكنند.
يك راه براي اين مشكل اين است كه تمامي نامها در يك name server مركزي ذخيره شوند. Name server كمك مي كند تا مطمئن شويم كه يك نام مشابه براي data item هاي مختلف استفاده نمي شود. ما همچنين مي توانيم از name server براي پيداكردن يك data item، طبق نام Item استفاده كنيم.
اين approach دو مشكل بزرگ دارد:
1- name server مي تواند bottleneck كارايي سيستم ما شود اگر محل data item طبق نامهايشان پيدا شود.
2- اگر name server،crash كند سيستم از كار مي افتد.
رويکردهاي ديگر كه بيشتر استفاده مي شوند اين است كه هر سايت به هر نام كه توليد مي كند id خودش را به صورت پيشوند (prefix) اضافه كند. از اين جهت هيج كنترل مركزي نياز نيست .اما اين روش location transparency را نقض مي كند .(برخي پايگاه داده ها آدرس اينترنتي خود را به عنوان id سايت استفاده مي كنند.)
براي غلبه بر اين مشكل سيستم پايگاه داده مي تواند مجموعه از نامهاي مستعار(aliases) براي data item ها ايجاد كند.كاربر مي تواند به data item توسط نامهاي ساده كه توسط سيستم به نامهاي كامل ترجمه مي شوند مراجعه كند.mapping نامهاي مستعار به نامهاي واقعي مي تواند در هر سايت ذخيره شود.با نامهاي مستعار كاربر مي تواند از محل فيزيكي data item،ناآگاه بماند . همچنين چنانچه database administrator تصميم به انتقال data item از سايتي به سايت ديگر رفت كاربر دچار مشكل نشود.
5- نام گذاري اشياء
در صورتي که يک رابطه Fragment و Replicate مي شود ما بايد قادر باشيم هر کپي از يک Fragment را به صورت يکتا مشخص کنيم. يک راه حل اينست که يک global unique ID توسط يک name server توليد شود.
مشکلي که اين راه حل دارد اينست که اشياء محل بايد بتوانند بدون در نظر گرفتن اسامي سراسري نام گذاري شوند.
راه حلي کلي اينست که هر نام چندين فيلد داشته باشد. يک فيلد نام محلي که هر سايت مسئول نام گذاري آن است و يک فيلد Birth Site که سايتي که رابطه را توليد کرده و اطلاعات تمامي Fragment ها و کپي هاي رابطه را دارد، را مشخص مي کند.
توسط اين دو فيلد يک رابطه به صورت يکتا نام گذاري مي شود که ما به آن global relation name مي گوئيم. براي مشخص کردن يک replica ما از ترکيب global relation name و replica ID استفاده مي کنيم و به آن global replica name مي گوئيم.
6- ساختار کاتالوگ
کاتالوگ مي تواند بر روي يک سايت مرکزي باشد ولي درصورتي که آن سايت خراب شود کاتالوگ سيستم از بين مي رود روش ديگر اينست که در هر سايت يک کپي از کاتالوگ سيستم نگهداري شود. ولي اشکال اين روش هم اينست که هر تغيير در کاتالوگ سيستم بايد به تمامي سايته هاي ديگر broad cost شود.
روش ديگر اينست که در هر سايت يک کاتالوگ محلي که شامل اطلاعات کپي داده ها در آن سايت مي باشد، موجود باشد همچنين کاتالوگ در سايت مادر (birth site) مسئول اينست که محل replica هاي آن رابطه را ذخيره کند هنگامي که يک replica جديد توليد مي شود و يا يک replica از يک سايت به سايت ديگري منتقل مي شود اطلاعات سايت مادر بايد به روز رسانده شود. هنگامي که يک رابطه توليد مي شود اطلاعات کاتالوگ سايت مادر بررسي مي شود.
7- استقلال داده توزيع شده[7]
استقلال داده توزيع شده به اين معناست کاربران بدون اينکه اطلاعي از replica ها و Fragment هاي يک رابطه باشند قادر به نوشتن query هاي خود باشند. بازسازي رابطه ها وظيفه DBMS مي باشد. به عبارت ديگر کاربران هنگام اجراي يک query نبايد نام کامل اشياء داده اي را مشخص کنند.
در کاتالوگ سيستم نام محلي هر رابطه ترکيبي از نام کاربر و نام تعريف شده توسط کاربر براي آن رابطه است. هنگامي که کاربر query خود نام يک رابطه را مي آورد، DBMS نام کاربر را به اين نام اضافه مي کند تا نام محلي رابطه را بدست آورد و سپس site-id کاربر را به آن اضافه مي کند تا global relation name را بسازد. با جستجو براساس global name درون سايت مادر DBMS مي تواند محل replica هاي آن رابطه را پيدا کند.
8- تراکنش هاي توزيع شده
هنگامي که يک تراکنش در يک سايت ثبت مي شود، مدير تراکنش ها در آن سايت، آن تراکنش را به چند زير تراکنش تقسيم مي کند به طوري که هر زير تراکنش در سايت خاصي اجرا مي شود.
1. 8 ساختار سيستم
هر سايت داراي دو زير سيستم است:
1- Transaction manager: كه تراكنشهايي را كه به داده هايي كه در سايت محلي ذخيره شده اند، دسترسي دارند را مديريت مي كند. توجه داشته باشيد كه چنين تراكنشي ممكن است يك تراكنش محلي باشد يا اينكه بخشي از يك تراكنش سراسري باشد.
2- Transaction coordinator: اجراي تراكنشهاي مختلف (هم local و هم global) را كه در آن سايت آغاز شده اند، هماهنگ مي كند.
هر Transaction manager مسئوليت
· نگهداري يك log براي اهداف recovery؛
· شركت در cocurrency_control scheme مناسب براي هماهنگ كردن اجراي همزمان تراكنشهايي كه در آن سايت اجرا مي شوند.
را برعهده دارد.
Coordinator مسئوليت
· آغاز اجراي تراكنش
· شكستن تراكنش به تعدادي از زيرتراكنش ها و توزيع اين زيرتراكنش ها به سايتهاي مناسب براي اجرا
· هماهنگ كردن پايان هر تراكنش، كه در آن سايت آغاز شده كه مي تواند منجر به commit ( انجام موفقيت آميز ) شدن در همه سايت ها يا abort (انجام ناموفق) شدن در همه سايتها شود.
2. 8: انواع failure
يك distributed system ممكن است دچار failure هايي كه براي يك سيستم متمركز پيش مي آيد شود مثل خطاهاي نرم افزار، خطاهاي سخت افزار يا crash كردن ديسك اما علاوه بر آن پتانسيل يك سري failure هاي اضافي را نيز دارد:
· Failure يك سايت
· گم شدن پيامها (كه توسط پروتكلهاي انتقال شبكه مثل handle , TCP/IP مي شود)
· Failure خط ارتباطي ( كه توسط پروتكلهاي شبكه و با مسيريابي پيامها از طريق ساير لينك ها handle مي شود)
· Network partition: زماني مي گوييم يك شبكه partition شده است كه به دو يا بيش از دو زيرسيستم كه بينشان هيچ اتصالي وجود ندارد تقسيم شود. توجه داشته باشيد كه يك زيرسيستم مي تواند شامل يك node باشد.
Network partitioning و site failure عموما از همديگر قابل تشخيص نمي باشند.
9- Commit protocolها
Commit protocol ها براي تامين كردن atomicity در سرتاسر سايتها استفاده مي شوند.
* يك تراكنش كه در چندين سايت اجرا مي شود بايد در همه اين سايتها انجام شود (commit) يا در همه آنها abort شود.
* داشتن يك تراكنش كه در يك سايت commit شده و در سايت ديگر abort شود قابل قبول نيست.
Two_phase commit protocol(2pc) به طور گسترده اي مورد استفاده قرار گرفته است.
Three_phase commit (3pc) protocol داراي پيچيدگي و هزينه بيشتر است اما از برخي مشکلات 2pc اجتناب مي كند.
1. 9- Two phase commit protocol(2pc)
مدل را fail – stop فرض مي كنيم. يعني سايت fail شده عمليات قطع مي شود و باعث خطرات ديگر از قبيل ارسال پيامهاي غير صحيح به ساير سايتها نمي شود اجراي پروتكل توسط coordinator آغاز مي شود.
پروتكل تمامي سايتهايي كه تراكنش در آن ها اجرا مي شود را دربرمي گيرد.
T تراكنشي است كه در سايت Si آغاز شده و coordinator تراكنش در Si هم Ci مي باشد.
· فاز1: تصميم گيري
Coordinator از تمامي شركا مي خواهد كه براي انجام تراكنش T آماده باشند. براي اين كار Ci ركوردهاي
*اگر نتواند
*اگر بتواند ركورد
· فاز2:ثبت تصميم
درصورتي كه Ci پيام ready T را از همه سايتهاي همكار دريافت كند T مي تواند اجرا شود.
Coordinator يك ركورد تصميم
10- اجراي نرمال Commit Protocol ها
در حين اجرا اعمال زير تراکنش ها در آن سايت log مي شود. و نهايتاً Commit protocol بررسي مي کند که آيا تمامي زير تراکنش هاي آن تراکنش Commit شده اند يا خير.
به مدير تراکنش هاي سايتي که تراکنش به آن تعلق داد Coordinator مي گويند و به مدير تراکنش هاي سايتهايي که در آنها زير تراکنش ها اجرا مي شوند Subordinator مي گويند هنگامي که کاربر تصميم مي گيرد که تراکنش را Commit بکند دستور Commit به Coordinator تراکنش فرستاده مي شود و پروتکل two phase commit به صورت زير اجرا مي شود.
1- Coordinator يک پيغام Prepare به تمامي Subordinate ها مي فرستد.
2- هنگامي که Subordinate پيغام prepare را دريافت مي کند تصميم مي گيرد که آيا تراکنش را abort کند و يا commit کند. سپس در prepare log خود وضعيت را ثبت مي کند و يک پيغام بله و يا خير به Coordinator مي فرستد.
3- اگر Coordinator از تمامي Subordinate ها پيغام بله را دريافت کند يک Commit را در فايل log ثبت مي کند و پيغام Commit را به تمامي Subordinate ها مي فرستد. ولي در صورتي که حتي از يک Subordinate پيغام خير دريافت کند و يا اينکه اصلاً پيغامي دريافت نکند پيغام abort را به تمامي Subordinate ها مي فرستد. و آن را نيز log مي کند.
4- هنگامي که يک Subordinate پيغام abort را دريافت مي کند abort را در فايل log ثبت مي کند و يک پيغام ack به coordinator مي فرستد و زير تراکنش خود را abort مي کند. در صورتي که Subordinator پيغام commit دريافت کند نيز آن را log مي کند و يک ack به coordinator مي فرستد و زير تراکنش را commit مي کند.
5- هنگامي که coordinator از تمامي Subordinator ها پيغام ack را دريافت مي کند براي تراکنش end را در فايل log ثبت مي کند.
دليل اينکه به اين پروتکل two phase commit مي گويند اينست که دو دسته پيغام رد و بدل مي شود يک دسته پيغام هاي نظرسنجي[8] و دسته دوم پيغام هاي termination.
1. 10- Handling Of Failures
- Site failure
وقتي سايت Sk از حالت failure درآمد و recover شد،log خود را امتحان مي كند تا سرانجام تراكنشهاي فعال در لحظه failure را بررسي كنند:
اگر log شامل ركورد
اگر log شامل ركورد
اگر log شامل ركورد
اگر هيچ ركورد كنترلي درباره T در log وجود نداشته باشد نشان دهنده اين است كه Sk قبل از پاسخ به پيام prepare T از طرف Ci، fail شده است بنابراين :
· آن جا كه از كار افتادن Sk از ارسال پاسخ به Ci جلوگيري كرده Ci بايستي T را abort كند.
· Sk بايستي undo(T) را اجرا كند.
- Coordinator failure
اگر coordinator هنگامي كه commit protocol براي T در حال اجراست fail شود سايتهاي همكار بايستي براي سرانجام T تصميم بگيرند:
1- اگر يك سايت فعال شامل يك ركورد
2- اگر يك سايت فعال شامل يك ركورد
3- اگر چند سايت همكار فعال شامل ركورد
4- اگر هيچكدام از موارد بالا رخ نداد تمام سايتهاي فعال بايستي يك ركورد
Network partition-
اگر coordinator و تمام همكارانش در يك بخش قرار بگيرند failure تاثيري بر commit protocol نمي گذارد اما اگر در چند بخش متفاوت قرار بگيرند سايتهايي كه در بخش مربوط به coordinator نيستند فكر مي كنند كه coordinator، fail شده است و پروتكل را براي رويارويي با coordinator failure اجرا مي كنند. همچنين coordinator فكر مي كند كه سايتهايي كه در بخشهاي ديگر واقع شده اند fail شده اند و commit protocol عادي را دنبال مي كند.
Recovery and concurrency control-
زماني كه يك سايت fail شده، restart مي شود مي توان recovery را با استفاده از روشهاي معمول انجام داد. در رويارويي با پروتكلهاي commit توزيع شده (مثل 2pc و 3pc) رويه recovery بايستي تراكنشهاي in-dobt را تحت عمل قرار دهد تراكنشهاي in-dobt تراكنشهايي هستند كه يك
11- Three_Phase commit
فرضيات:
Network partitioning وجود ندارد.
در هر نقطه اي حداقل يك سايت بايستي up باشد.
حداكثر K سايت (شركا و coordinator فرقي نمي كند) مي تواند fail شود.
فاز1: مثل فاز 1 در 2pc
فاز 2: coordinator مثل 2pc تصميم مي گيرد( كه تصميم pre-commit ناميده مي شود) و در چندين سايت ذخيره مي شود( حداقل K سايت).
فاز3: coordinator پيامهاي commit/abort را براي همه سايتهاي شركا مي فرستد در 3pc دانستن تصميم pre-commit مي تواند عليرغم failure شدن coordinator براي commit استفاده شود. در اين روش به اندازه fail شدن K سايت از مشكل blocking جلوگيري مي شود.
مشكلات اين روش عبارتند از: سربار بالاتر نسبت به 2pc و فرضياتي كه روش برايخود دارد كه ممكن است هميشه برآورده نشود.
12- کاهش مشکل blocking با استفاده از 2pc
در سيستمهاي پايگاه داده توزيعي پديده blocking در 2pc رخ مي دهد اگر سايت coordinator، fail شود و در همان زمان چند سايت همكار( شريك) خودشان را آماده براي انجام يك تراكنش معرفي كنند در اين حالت شركا بايستي صبركنند تا coordinator، recover شود و تراكنشهاي بلوكه را پايان دهد.
تراكنشهاي بلوكه شده تمام منابع را نگه مي دارند تا زماني كه شركا دستور نهايي را از coordinator تنها بعد از اينكه recovery شد دريافت كنند.
بنابراين پديده blocking، avalibility سيستم را كاهش مي دهد. پروتكل 3pc براي رفع مشكل blocking ارائه شد. ولي 3pc نسبت به 2pc نيازمند يك دور اضافي ارسال پيام است كه كارايي را پايين مي آورد.
براي حل اين مشکل پروتكل پشتيبان commit(BC) ارائه شده تا مشكل blocking را با attach كردن multiple backup sites به سايت coordinator كاهش دهد. در اين پروتکل فرض شده حداقل يك سايت پشتيبان خيلي نزديك به coordinator است بنابراين network latency بين آنها در مقايسه با آنچه در محيط WAN وجود دارد ناچيز است. در BC پس از دريافت پاسخها از جانب شركا، coordinator سريعا آخرين تصميم را با سايتهاي پشتيبان مبادله مي كند. قبل از اينكه تصميم نهايي را به شركا بفرستد. هرگاه blocking رخ مي دهد،سايتهاي شريك به سايتهاي پشتيبان مراجعه مي كنندتا blocking را رفع كنند.هرچند اين روش داراي كمي سربار بيشتر از 2pc است ولي در بيشتر coordinator failure ها ، مساله blocking را حل مي كند.درمقايسه با 3pc ،هم تعداد پيامها و هم latency كه در طول فاز دوم روي مي دهد را كاهش مي دهداز اين روthroughput performance بيشتري را ارائه مي دهد . در بدترين حالت -زماني كه هم coordinator و هم تمام سايتهاي پشتيبان در يك آن fail شوند- blocking در BC رخ مي دهد. اگر چنين مورد نادري روي دهد ،شركا بايستي تا زماني كه يكي از اين سايتها recover شود صبر كنند.پروتكل BC براي محيطهاي اينترنت بسيار مناسب است.همچنين مي تواند با پياده سازي هاي موجود 2PC با اندك تلاشي integrate شود.
-
BC protocol
فرض كنيد n سايت در DDBS وجود دارد. BS( i, j) ، j امين سايت پشتيبان مربوط به Si را نشان مي دهد. در اين روش K سايت پشتيبان BS( i, j) (j = 1,..,K) به هر سايت Si، attach شده اند يك سايت پشتيبان به صورت مستقل failure مي شود و به coordinator در يك
shared nothing mode وصل شده اند. Backup – seti را يك مجموعه موجوديت از تمام سايتهاي backup مربوط به Si در نظر بگيريد. فاز اول و سوم پروتكل BC شبيه به فاز اول و دوم 2pc است. شرح BC در زير آمده است:
- فاز اول
Ø coordinator:
coordinator يك ركورد begin-commit را در log مي نويسد و يك پيام prepare همراه با اطلاعات backup-seti و شركا به تمام شركا مي فرستد و وارد wait state مي شود.
Ø participant
زماني كه يك شريك يك پيام prepare را دريافت مي كند، اطلاعات backup-set را ذخيره كرده، بررسي مي كند آيا او مي تواند تراكنش را commit كند يا خير. اگر بتواند ركورد ready را در log مي نويسد و پيام VOTE-COMMIT را براي coordinator ارسال مي كند و وارد ready state مي شود. در غير اينصورت ركورد abort را نوشته و پيام VOTE-ABORT را براي coordinator مي فرستد.
- فاز دوم
Ø coordinator
اگر coordinator(Si) پيامهاي VOTE-COMMIT را از تمامي شركا دريافت كند يك پيام DECIDED-TO-COMMIT به همه BS ( i,j ) (j = 1 TO k) ارسال مي كند بعد از نوشتن ركورد decided-to-commit در غير اينصورت اگر حتي از يك شريك پيام VOTE-ABORT را دريافت كند يك پيام GLOBAL-ABORT به همه BS(i,j) (j = 1,..,K) فرستاده شود و شركا سپس مجبور به نوشتن ركورد abort مي شوند.
Ø سايت پشتيبان
BS(i,j) (1≤ j ≤ K) اگر BS(i,j) يك پيام DECIDED-TO-COMMIT دريافت كند و يك ركورد recorded-commit را برروي (stable storage) ذخيره مي كند و سپس يك پيام RECORDED-COMMIT را به Si برمي گرداند در غير اينصورت اگر يك پيام GLOBAL-ABORT دريافت كند، BS(i,j) يك ركورد abort روي stable storage مي نويسد.
- فاز سوم
Ø coordinator
اگر پيام RECORDED-COMMIT از همه BS(i,j) ها دريافت شد كه 1≤ j ≤ K، coordinator يك ركورد commit روي stable storage مي نويسد و پيام GLOBAL-COMMIT را به همه شركا مي فرستد. در غير اينصورت اگر پاسخي از سايتهاي پشتيبان دريافت نكند:
اگر coordinator بتواند اين حقيقت را تاييد كند كه هيچ سايت پشتيباني پيام RECORDED COMMIT را دريافت نكرده است مي تواند با اطمينان تراكنش را abort كند، بعد از نوشتن ركورد abort بر روي stable storage در غير اينصورت اگر coordinator قادر به تاييد دريافت RECORDED-COMMIT توسط يك سايت پشتيبان نباشد پروتكل recovery را براي آن تراكنش دنبال مي كند.
Ø Participant (شريك)
شريك، دستورات coordinator را پيروي مي كند و يك پيام Acknowledgement به coordinator برمي گرداند.
Ø coordinator
بعد از دريافت پيامهاي Ack از همه شركا coordinator ركورد end-of-transaction را روي stable storage مي نويسد.
13- خطرات replication و يک راه حل
Replication اساسا بر دو نوع است، Eager Replication و Lazy Replication در روش Eager Replication در يک تراکنش تمامي Replica ها به روز رسانيده مي شوند در نتيجه همگي آنها دائماً با هم سنکرون مي باشند. از آنجائيکه در اين روش پيغام هاي متعددي و دو بدل مي شود و تعداد به روزرساني ها زياد است، کارآيي به روزرساني کاهش مي يابد و همچنين زمان پاسخ تراکنش ها افزايش مييابددرروش Replica Lazy replication به روزرساني شده به صورت آسنکرون پس از Commit شدن تراکنش بين سايت ها پخش مي شود. البته مي توان گفت که در اين روش مسئله استقلال داده هاي توزيع شده تهديد مي شود ولي مي توان گفت به صورت کارتر اين روش قابل پياده سازي است. در ادامه مقاله اين روش ها به تفصيل توضيح داده شده اند و کارايي آنها اندازه گيري شده اند.
1. 13- روش Eager replication
به طور کل دور روش براي اينکه تراکنش ها مستقل از اينکه به چه کپي از رابطه يا شيء دسترسي دارند داده يکساني را بخوانند وجود دارد.
روش اول که نظرسنجي نام دارد، در اين روش تراکنش براي اينکه يک شيئي را تغيير بدهد بايد برروي اکثر کپي هاي آن شيء تغيير را اعمال کند و بايد تعداد کافي از کپي خوانده شود تا ثابت شود که حداقل يکي از کپي ها به روز مي باشد. به طور مثال اگر 10 کپي از يک شيئي وجود دارد و 7 کپي توسط تراکنش update نوشته شده اند، حداقل 4 کپي بايد خوانده شود. هر کپي يک شماره version دارد و کپي با بالاترين شماره version، کپي نهايي ناميده مي شود. البته اين روش بسيار مناسب نمي باشد زيرا خواندن يک شيئي منجربه خواندن چندين کپي از آن شيئي مي شود. از آنجا که در اغلب برنامه هاي کابردي مکرراً داده ها خوانده مي شوند، کارايي خواندن داده ها بسيار مهم است که در اين روش اين مسئله تامين نمي شود. در روش دوم که read-any، write-all ناميده مي شود. براي اينکه يک شيئي را بخوانيم تراکنش هر کپي دلخواهي را مي خواند ولي براي نوشتن آن شيئي که بايد بر روي تمام کپي ها بنويسد.
2. 13 - روش Lazy Replication
روش سنکرون Replication بسيار هزينه بر است قبل از اينکه يک تراکنش update، commit شود بايد بر روي تمامي کپي ها سياست قفل کردن را در پيش بگيرد. تراکنش بايد تقاضاي قفل کردن را به سايت ديگري بفرستد و بايد صبر کند تا قفل ها تخصيص داده شوند در اين ميان اگر کانال ارتباطي يا يکي از سايت ها fail شود تراکنش بايد معلق بماند تا دوباره آن سايت يا ککانال احيا شود.
به دليل اين مسائل رويکردي آسنکرون مناسب تر به نظر مي رسد، به همين دليل Lazy Replication با اينکه در يک دوره زماني کوتاه ناسازگاري داده وجود خواهد داشت، بسيار عموميت پيدا کردن است. و کاربران بايد از اينکه به چه کپي از شيئي دسترس دارند اطلاع داشته باشند
14- مقدمه اي بر DataWarehouse
DataWarehouse ها اطلاعات را از پايگاههاي غير همگن جمع آوري مي کنند و آنها را به داده هاي چند بعدي تبديل مي کند تا از آنها در سيستمهاي تصميم گيري استفاده مي نمايند.WareHouse ها از ديگر پايگاههاي داده حجم بسيار بزرگتري دارند (در حدود ترا بايت).مسئله مهم در اين زمينه اينست که بتوانند query هاي پيچيده را در زمان کمي پاسخ دهند به هين دليل DBMS هاي آنها بايد طراحي متفاوتي از DBMS هاي رابطه اي داشته باشند براي WareHouse هاي بزرگ DBMS هاي بزرگ توزيع شده با دسترس پذيري و Scalability بالا مورد نياز است روزانه داده هاي زيادي بايد از پايگاههاي داده متفاوت وهمچنين منابع ديگر جمع آوري شود وبه يک فرمت کلي که مورد نياز سيستمهاي تصميم گيري هستند در WareHouse ذخيره شوند در اصطلاح به اين متا داده ها داده هاي چند بعدي مي گويند .
از مهمترين مسائل مطرح در پياده سازي WareHouseها طراحي شمايي با کارايي بالا براي پايگاه داده هاست ، به گونه اي که بتواندداده هاي متفاوت از منابع مختلف را نگهداري بکند .به طور مثال اين پايگاه داده ممکن است داده هايي از قسمت پرسنلي و انبارو دفتر مرکزي که هر کدام در کشور متفاوتي هستند ذخيره کند در حاليکه هر کدام از اينها از نظر مفهوم با هم متفاوت هستند. به طور مثال براي صفات يکساني ممکن است اسامي متفاوتي وجود داشته باشد .براي ذخيره کردن اين داده ها در WareHouse اين تفاوتها بايد يکسان سازي شوند .براي اينکار داده ها از پايگاه اصلي استخراج مي شوند ، براي اينکه تفاوتها پوشيده شوند بر روي آنها تبديل انجام ميشود اين تبديل اغلب از طريق تعريف يک view بر روي جداول در پايگاه داده اصلي اعمال ميشود . view به عنوان Materialized View در Ware House ذخيره ميشود.
از ديگر مباحث اشاره شده در مقالات اينست که بتوانيم رد داده هايي که به تازگي در WareHouse ذخيره شدند را بگيريم اينکار توسط Metadata Repository که يک کاتالوگ سيستم است انجام مي شود در ادامه هر دو مقاله به جزئيات روشهاي طراحي DataWarehouse ها
مي پردازندکه شامل مراحل تحليل نياز ، طراحي مفهومي ، طراحي شماي Dimentional وغيره مي باشد
به طور کلي مباحث مطرح در زمينه DataWareHouse ها عبارتند از:
1- MultiDimentional data models
2- Materialization of views
3- Index Selection
4- Design Issues
15- نتيجه گيري
در اين گزارش به بررسي پايگاه داده هاي توزيع شده و پروتکلها و مزايا و مشکلات آنها پرداختيم. پروتكل BC براي DDBS پيشنهاد شده تا blocking را كاهش دهد. در اين پروتكل blocking بوسيله tach كردن چندين سايت پشتيبان به سايت coordinator كاهش مي يابد. اين پروتکل بسيار شبيه به 2PC مي باشد البته با کمي سربار بيشتر،چرا كه BC نيازمند پيامهاي اضافي است و مدت زماني براي تكميل يك تراكنش است. با انتخاب نزديكترين سايت به coordinator به عنوان يك سايت پشتيبان سربار مي تواند خنثي شود.
بنابراين BC پديده blocking را با كمي سربار بيشتر نسبت به 2pc كاهش داده و براي پردازش commit مناسب است.
همچنين به برسي خطرات ناشي از replication داده ها پرداخته و راه حلي براي آن ارائه داديم. در آخر هم سري به مفهوم Data Warehouse زديم و بحثهاي مطرح در اين زمينه را برشمرديم.
References:
[1] Silberschatz, database system concept
[2] Ramakrishna and Gehrke, Database Management Systems
[3] P.Krishna Reddy,Mesaru Kitsuregawa, “Reducing the blocking in two-phase commit with backup sites, 24 December 2002 .
[4] Panos Vassiliadis, Christoph Quix, Yannis Vassiliou, Matthias Jarke,"DATA WAREHOUSE PROCESS MANAGEMENT”, 2001
[5] Matteo Golfarelli , Stefano Rizzi," Designing the Data Warehouse: Key Steps and Crucial Issues"
[6] Jim Gray , Pat Helland ,Patrick O'Neil (UMB) ,Dennis Shasha (NYU)
" The Dangers of Replication and a Solution" May 1996
.
[1] Distributed Data Independence
[2] Homogeneous
[3] database management system
[4] availability
[5] Synchronous
[6] Asynchronous
[7] Distributed Data Independence
[8] Voting phase
الفبای زندگی
الفبای موفقیت
الف: اشتياق براي رسيدن به نهايت آرزوها
ب: بخشش براي تجلي روح و صيقل جسم
پ: پوياپي براي پيوستن به خروش حيات
ت: تدبير براي ديدن افق فرداها
ث: ثبات براي ايستادن در برابر باز دارند ه ها
ج: جسارت براي ادامه زيستن
چ: چاره انديشي براي يافتن راهي در گرداب اشتباه
ح: حق شناسي براي تزكيه نفس
خ: خودداري براي تمرين استقامت
د: دور انديشي براي تحول تاريخ
ذ: ذكر گوپي براي اخلاص عمل
ر: رضايت مندي براي احساس شعف
ز: زيركي براي مغتنم شمردن دم ها
ژ: ژرف بيني براي شكافتن عمق درد ها
س: سخاوت براي گشايش كار ها
ش: شايستگي براي لبريز شدن در اوج
ص: صداقت براي بقاي دوستي
ض: ضمانت براي پايبندي به عهد
ط: طا قت براي تحمل شكست
ظ: ظرافت براي ديدن حقيقت پوشيده در صدف
ع: عطوفت براي غنچه نشكفته باورها
غ: غيرت براي بقاي انسانيت
ف: فداكاري براي قلب هاي درد مند
ق: قدر شناسي براي گفتن ناگفته هاي دل
ك: كرامت براي نگاهي از سر عشق
گ: گذشت براي پالايش احساس
ل: لياقت براي تحقق اميد ها
م: محبت براي نگاه معصوم يك كودك
ن: نكته بيني براي ديدن ناديده ها
و: واقع گرايي براي دستيابي به كنه هستي
ه: هدفمندي براي تبلور خواسته ها
ي: يك رنگي براي گريز از تجربه دردهاي مشترك
اهمیت مشاوره
اهمیت مشاوره
در زندگی نقاط تعیین کننده ای وجود دارد که سرنوشت ساز است. با اینکه در مواجهه با هر مشکل، مراجعه به مشاور ضروری دارد ولی مهمترین آن تصمیم گیری در امر انتخاب همسر است. مشورت در لغت از شار العمل گرفته شده و به معنای بیرون آوردن و به دست آوردن عسل ناب و در اصطلاح به معنای «ضمیمه و محکم کردن رای خود و دیگران» است.
مشاوره در آستانه ازدواج از اهمیت ویژه ای برخوردار است و گاه غفلت از این امر و انتخاب نامناسب با وجود بررسی ها و تحقیقات قبلی ممکن است منجر به شرایطی شود که نشاط و زندگی شاد و سعادتمند را از انسان بگیرد و برعکس یک مشاوره به موقع و گزینش مناسب، نشاط و سعادت و استحکام زندگی را در طول عمر موجب می گردد.
ازدواج یکی از مراحل مهم زندگی و اساس تشکیل خانواده محسوب می شود و تاثیرگذاری آن نه تنها برای زن و شوهر بلکه برای نسل های بعدی و خانواده های طرفین مطرح است.
از این رو با توجه به اهمیت ازدواج و تشکیل خانواده و تاثیرگذاری آن بر ابعاد گواگون زندگی، ضروری به نظر می رسد که پسران و دختران قبل از ازدواج از خدمات مشاوره ازدواج بهره مند شوند و از این طریق ضمن بهره مندی از علوم کاربردی مشاوره، با اهداف وظایف و حقوق خود نیز آشنا شوند که این امر می تواند از تزلزل خانواده ها تاحدی جلوگیری کند.
مطالعات نشان می دهد که مشاوره ازدواج نقش بارزی در کاهش آسیب های اجتماعی و روانی افراد ایفا می کند و همچنین از آن جایی که ملاک های انتخاب همسر ایده آل، ایمان، اخلاق، اعتقادات مذهبی، زیبایی، مسئولیت پذیری و ... می باشد مشاوره ازدواج بر انتخاب ملاک های شایسته همسر تاثیرگذار است و باعث سلامت روانی زوجین و کاهش آسیب های اجتماعی از قبیل طلاق و ... می شود. امروزه ارزش خدمات مشاوره و خدمات درمانی نه فقط در درمان کارکردهای غلط و نامطلوب زن و شوهر، بلکه در پیشگیری از بروز بسیاری از نابسامانی ها و حفظ زندگی زناشویی و حفظ و ابقاء یا انتقال ویژگی های رفتاری مطلوب و شرایط و موقعیت های پویا و موفق در زندگی خانوادگی است.
یکی از عواملی که در بحث مشاوره قبل از ازدواج به آن توجه می شود بحث ژنتیک می باشد. اسلام در چهارده قرن قبل به بشر دستور داده که برای بهبود نسل و برقراری افراد شایسته به این نکته توجه شود که صفات پدر و مادر به اولاد منتقل می شود.
رسول اکرم (ص) فرمود: «انظر فی ای شیء تضع و لدک فان العرق دساس؛ بنگر فرزند خود را در کجا قرار می دهی که خون (ژن) تاثیر خود را باقی می گذارد»
علی (ع) می فرماید: «حسن الاخلاق برهان کرم الاعراق؛ ملکات پسندیه و اخلاق خوب دلیل وراثت های (ژنها) پسندیده انسان است.
باز رسول اکرم (ص) می فرمایند: «تخیروا لنطفتکم فانحکوا الاکفاء و انکحوا الیهم؛ برای نطفه های خود جای مناسب انتخاب کنید زیرا زنان نظیر برادران و خواهران خود فرزند می آورند.»
این احادیث حاکی از اهمیت شناخت شریک آینده زندگی است که اگرچه مخاطب آن مردان هستند لیکن عکس آن هم قطعا صادق است. رسول گرامی اسلام (ص) می فرماید: «الشقی من شقی فی بطن امه و السعید سعید فی بطن امه؛ ریشه سعادت و شقاوت مردم را باید در رحم مادر جستجو کرد.»
پزشکان امراض روحی عقیده دارند که بسیاری از کودکان مبتلا به امراض روحی، بیماری را از والدین به ارث برده اند اگر کسی دوست دارد درآینده صاحب فرزندی شاداب و سالم از نظر قوای جسمانی و عقلی باشد باید زمان ازدواج برای تحقق این امر بیندیشد که اغلب از راه مشاوره قبل از ازدواج امکان پذیر است.
و باز هم سخن پیامبر (ص) که وابستگان خونی را با هم ازدواج ندهید که سبب تولد فرزندان بیمار خواهد شد تاکیدی براهمیت مشاوره ژنتیک را نشان می دهد. در اینکه به ذکر دو نکته می پردازیم:
الف) تحریم زناشویی با محارم از نظر اسلام
حرمت ازدواج با محارم را کافی است که از آیه 23 سوره نسا متذکر می شویم که در آن جا هم خونی و بهداشت نسل به طور کلی رعایت دشه است.
«حرام شد بر شما ازدواج با مادران، دختران، عمه ها، خاله ها، دختران برادر و دختران خواهرتان و مادران رضاعی و خواهران رضاعی و مادران و دختران زن که در دامن شما تربیت شده اند. اگر با زن معاشرت کرده باشید و اگر دخول با زن نکرده طلاق دهید باکی نیست که با دختر او ازدواج کنید.»
اسلام چون به نسل صحیح و سالم بشری اهمیت زیادی می دهد و به موضوع ژن سالم که پایه قانون تنازع و بقاء حقیقی است نظر دانشمندانه ای دارد. در جمله زیر عمل زنای با محارم را شدیدا منع کرده و از حضرت صادق (ع) است که فرمود:
«من زنا بذات محرم حتی یواقعها ضرب ضربه بالسیف اخذت منه ما اخذت و ان کانت تابعته ضربت ضربه بالسیف اخذت منها ما اخذت؛[1]
کسی که زنا کند با محارم خود یک ضربت شمشیر به او زده می شود تا هرچه از او کنده شود وچنان چه زن در این معاشرت با رغبت رضایت داشته باشد او هم شمشیری بخورد تا هر چه از او کنده شود.»
نکته علمی اینجاست که اشاره شده است هنگامی که عمل نزدیکی انجام گرفت مقصود آن است که اسپرم در رحم ریخته شد زیرا در این هنگام است که اگر مولودی به وجود آید، ناشایست خواهد بود.
این امر خصوصاً برای مسلمانان به قدری واضح و روشن است که فقط به آن اشاره کردیم و نیاز به تفسیر و توضیح بیشتری ندارد و همچنین این مسئله از واضحات است و چیزی نیست که نیاز به مشاوره ژنتیک داشته باشد چرا که عمل، عمل مقبوح و حرامی است.
ب) منع ازدواج با خویشاوندان
ازدواج بین فامیل های نزدیک مثل پسرعمو، دخترعمو یا پسرعمه و دختردایی یا پسرخاله و دخترخاله و ... اگر سلامتی طرفین تا چندین نسل خوب باشد و صفت بیماری زایی در بین آنها نباشد البته باعث تقویت صفات خانوادگی خواهد شد اما اگر یک بیماری به طور پنهان یا آشکار وجود داشته باشد، اگر ازدواج بین آنها صورت گیرد موجب تشدید مرض و آشکار شدن آن بیماری خواهد شد مثلا اگر یک پسرعموی سالم با دخترعموی که دارای بیماری ارثی پنهانی است ازدواج کند، آن بیماری آشکار می شود و این آشکار شدن ژن معیوب در ازدواج های غیرخویشاوندی هم ممکن است دیده شود ولی در ازدواج های فامیلی بیشتر است.[2]
پیامبر اکرم (ص) فرموده اند: «لاتنحکوا القرابه القریبه فان الولد یخلق ضاویا؛
با بستگان نزدیک ازدواج نکنید که فرزند ضعیف به وجود می آید.[3]
از آنجایی که ما در برابر نسل آینده مسئولیم باید قبل از ازدواج این مشاوره ریسک را انجام دهیم تا از به وجود آمدن نسل معیوب چه از نظر جسمی و چه از نظر روحی جلوگیری کنیم.
پس از روشن شدن اهمیت مشاوره که از جمله صفات اخلاقی موردقبول اسلام است و پیامبر اسلام (ص) و امامان معصوم به منظور نهادینه کردن این امر بین مردم، با سیره و کلام خود روش صحیح مشورت و وظایف اخلاقی مشاوران مانند تقوی، تجربه، خرد، خداترسی و امانت داری، ورع و بردباری را به آنها آموزش می دادند. مسلما بهترین مشاوران، خداوند متعال پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع) هستند. در اسلام به مشورت با مادون خود و حتی دشمن برای شناختن مقاصدش سفارش شده است. استخاره به عنوان یک مشاور اگر به موقع و پس از خردورزی و رعایت تمامی آداب و شرایط پیش فرض انجام گیرد، خود مرحله نهایی عقل داوری است.
مشاوره باید از ویژگی هایی چون تقوا، مهربانی، تجربه، خداترسی، امین بودن، ورع، علم، دانش و شکیبایی برخوردار باشد و افراد دروغگو، بخیل، ترسو، حریص، ناتوان، منافق، احمق صلاحیت مشورت ندارند. مشاوره باید با احترام به مراجع خود به او کمک کند و از مرک نسنجیده و خودرایی و خشونت بپرهیزد. مشورت کننده نیز ابتدا از خداوند طلب یاری کند و سپس به گزینش مشاوره بپردازد و در حق او کوتاهی نکند.
علت مشورت پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع) با مردم تحلیل و شخصیت دادن به مردم، آزمایش و رشد فکر آنها، استفاده از تایید مردم، آگاهی بخشی و پرهیز از حکومت استبدادی، احترام به عرف، عقلا و ترویج این سنت صالحه در میان اقوام بوده است. و با این کار به آنان می آموختند این کار ننگ و عار نیست و می تواند جلوی انتقاد مردم را پس از عمل بگیرد.
مشاوره و نظرخواهی از افراد صالح دارای فوایدی چون کشف راهکار برای عمل، ایجاد پشتوانه محکم در تمام امور، عدم پشیمانی فرد، برخورداری از آرامش خیال، دوراندیشی و ارزشمندشدن انسان است.
دوران نامزدی
یکی از اموری که در زندگی مشترک نقش حساس و تعیین کننده ای دارد، دوران نامزدی است. که بیشتر افراد این دوران را یکی از شیرین ترین و پربارترین و لذت بخش ترین مراحل زندگی می دانند.[4]
اگر با این دوران، ماهرانه و از روی ظرافت و دقت عمل، برخورد شود و دو طرف به وظایف مخصوص خود عمل کنند، می تواند در پویایی، بالندگی و استحکام دوران های بعدی بسیار تاثیرگذار باشد.
منظور از این دوران، فاصله بین عقد و عروسی است که پسر و دختر به یکدیگر محرم می باشند نه قبل از عقد که در این دوران مرد حق هرگونه تمتع مشروع را از همسرش دارد لیکن رسم چنین است که تمتع مخصوص زناشویی تا شب زفاف به تاخیر می اندازند و بهتر هم همین است.[5]
ضرورت دوران نامزدی
1. از نظر عاطفی صحیح نیست ناگهان دختر را از افراد خانواده اش جدا کرد زیرا اینکار به او لطمه وارد می کند پس لازم است این کار به تدریج صورت پذیرد.
2. فرصت مناسبی است که دختر و پسر که تاکنون مسئولیت زندگی شان برعهده پدر و مادرشان بوده و به همین دلیل نمی توانند یک دفعه مسئولیت زندگی را قبول کنند، از این دوران برای آماده کردن خود جهت پذیرش بار مسئولیت زندگی استفاده می کنند.
3. دختر و پسری که قبلا یکدیگر را نمی شناخته اند با یکدیگر بیگانه بودند و نمی توانند یک دفعه در کنار هم قرار گیرند و زندگی مستقل خودرا شروع کنند این دوران این فرصت را به آنها می دهد که به یکدیگر انس بگیرند و آماده زندگی شوند.
4. دوران نامزدی، فرصتی برای والدین نیز می باشد که بتوانند آمادگی لازم برای عروسی عزیزانشان را فراهم کنند.
وظایف دختر و پسر در دوران نامزدی یا عقد
1. بیشتر شدن شناخت طرفین ازدواج نسبت به یکدیگر برای تفاهم بیشتر.
اگرچه که در مرحله گزینش باید دو طرف نسبت به هم شناخت کافی پیدا کرده باشند ولی در دوران نامزدی، شناخت و آشنایی بیشتری با اخلاق، دیدگاهها و ... با یکدیگر پیدا می کنند که این شناخت تکمیل کننده شناخت مرحله گزینش است. سپس با توجه به این شناخت از یکدیگر، خود را برای تفاهم و سازگاری در زندگی مشترک آماده می کنند. آن شناخت برای انتاب بود و این شناخت برای تفاهم و سازگاری، چرا که هرچه میزان شناخت و توافق قبلی بیشتر باشد امکان سازگاری بعدی بالاتر می رود.[6]
محورهای شناخت همسر
محورهای شناخت همسر به این ترتیب می باشد.
الف) شناخت جنبه های مثبت (استعدادها و توانایی های آدمی)
زن و مرد باید در روابط متقابل خود به جنبه های مثبت یکدیگر را تقویت کنند و به یکدیگر در زمینه این جنبه ها اعتماد به نفس بدهند.
اگر زن و مرد توانستند به جایی برسند که بگویند: خدا را شکر اگر فلان فضیلات در من نیست در همسرم هست، توانسته اند، توانسته اند جایی را در زندگی بدست آورند چرا که در این اوضاع، آنها حاضر به یکی شدن هستند.
ب) شناخت جنبه های منفی
این عبارت که «هیچ کس کامل نیست» نوعی آرام بخش و تسکین دهنده است و به ما یاد می دهد که توقعات و خواسته های خود را از دیگران محدود کنیم و انتظار نداشته باشیم طرف مقابل ما فردی کامل و بی عیب و نقص باشد. پس وظیفه ما در مقابل افراد خصوصاً همسر، این است که: به جای اینکه در جهت تحریک جنبه های منفی او برآییم و ایرادهای او را به رخش بکشیم، عزت نفس را پایین بیاوریم و ... درصدد برخورد منطقی در جهت رفع عیوب او باشیم. و این نکته را درنظر داشته باشیم که چشم پوشی از پاره ای رفتارهای ناسالم همسر و فرصت دادن به او برای رفع نواقص، اعتماد او را به زندگی و شریک زندگی اش برمی انگیزد.
توصیه اسلام این است که حتی اگر به جهاتی از همسر خود رضایت کامل نداشتید، فورا تصمیم به جدایی و بدرفتاری نگیرید و تا حدامکان با او مدارا کنید چرا که حضرت علی (ع) فرمودند: «سلامه العیش فی المداراه؛ زندگی در مدارا کردن است.»[7]
و از طرفی عفو و بخشش، عزت و بزرگی صاحبش را بیشتر می کند. «وَلْيَعْفُوا وَلْيَصْفَحُوا أَلَا تُحِبُّونَ أَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ؛[8]
عفو داشته باشید تا خداوند شما را عزیز گرداند»[9]
رهبر معظم انقلاب در این زمینه می فرماید:
سعی شما این باشد که در تمام دوران زندگی، به خصوص سال های اول، این چهار پنج سال اول، با هم سازگاری داشته باشید اینطور نباشد که یکی اندک ناسازگاری نشان داد، آن دیگری هم حتما در مقابل او ناسازگاری نشان بدهد. نه هردو با هم سازگاری نشان دهید و اگر دیدید همسرتان ناسازگاری کرد شما سازگاری نشان دهید . این جا از آن جاهایی است که سازش و کوتاه آمدن خوب است.[10]
معنای سازگار چیست؟
معنایش این است که زن ببیند این مرد درست ایده آل اوست تا با او سازگار باشد؟ یا مرد ببیند که این زن کاملا ایده آل اوست و همان فرد مطلوب عالی است تا با او سازگاری داشته باشد. اگر یک ذره این گوشه یا آن گوشه اش کج بود قبول نیست. معنای سازگاری این است؟ نه اگر سازگاری این باشد که این خودش به طور طبیعی انجام می گیرد و اراده شما را نمی خواهد. اینکه می گوئید شما سازگار باشید یعنی شما با هر وضعیتی که هست و پیش آمده، بسازید. معنای سازگاری این است یعنی چیزهایی در زندگی پیش می آید خب دو نفرند با هم تا حالا آشنایی نداشته اند، زندگی نکردند، ممکن است فرهنگشان دو تا باشد، ممکن است عاداتشان دو تا باشد اول ممکن است یک ناسازگاری هایی ببینند. حالا اول ازدواج که نه آدم هیچ متوجه نیست. بعد از یک خرده که گذشت ممکن است یک ناسازگاری هایی حس کند آیا باید این جا از هم سرد شوند و بگویند: این مرد یا این زن دیگر به درد من نمی خورد؟ نه شما باید خودتان را با این مساله تطبیق دهید اگر چنان چه قابل اصلاح است اصلاحش کنید و اگر دیدید نه، کاریش نمی شود کرد، خوب با او بسازید.[11]
اگر دیدید که همسرتان یک نقطه عیبی دارد ـ هیچ انسانی بی عیب نیست ـ و مجبورید او را تحمل کنید، تحمل کنید که او هم همزمان دارد یک عیبی از شما را تحمل می کند، آدم عیب خودش را نمی فهمد عیب دیگری را می فهمد، پس بنا را بگذارید بر تحمل.[12]
در قدیم بیشتر می گفتند دختر باید سازگار باشد، برای پسر کأنه وظیفه سازگاری را قائل نبودند، نه! اسلام این را نمی گوید اسلام می گوید که دختر و پسر هر دو باید سازگار باشند هر دو باید بسازند. باید بنا را بر این بگذارند که زندگی خانوادگی را سالم و کامل و آرام و همراه با محبت و عشق متقابل اداره کنند و این را ادامه بدهند و حفظ کنند. اگر چنان چه انشاءالله این فراهم شد که فراهم کردنش هم با تربیت های اسلامی مشکل نیست، این خانواده همان خانواده سالمی خواهد بود که اسلام به آن معتقد است.[13]
ج) شناخت نقاط روشن و برجسته زندگی همسر (به ویژه در گذشته)
اگر همسرمان در برابر شرایط دشوار احساس عجز و ناتوانی کرد می توانیم با یادآوری موفقیت ها و جنبه های مثبت زندگی اش، او را امیدوار و شخصیتش را استحکام بخشیم و به او می باورانیم که همان طور که در گذشته موفق شده است اکنون هم می تواند موفق شود. حضرت علی (ع) فرموده اند: «العیش یحلو و یمر؛ زندگانی گاه شیرین و گاه تلخ است.»[14]
د) شناخت علایق و تمایلات و گرایش های همسر
باید فهرستی از خصوصیات مورد علاقه همسر را بدانیدو با آگاهی کامل علایق، گرایش ها و تمایلات او زمینه جلب اعتماد او را فراهم نمائید.[15]
2. بها دادن به احساسات و عواطف همدیگر
اشتباه بزرگی که بعضی از نامردها می کنند این است که به عواطف و احساسات نامزدشان، بها نمی دهند و به او بی اعتنایی می کنند و فکر می کنند این کار باعث عزیزتر شدن آنها می شود ولی تنها اینکار به عزیز شدنشان کمک نمی کند بلکه عواطف طرف مقابل را جریحه دار کرده و در زندگی اثرات نامطلوبی برجای می گذارد. در حالیکه ملاقات های صمیمانه و همراه ابراز عشق و محبت باعث دلگرمی، عفت و امید به زندگی می شود.[16]
3. برنامه ریزی برای آینده و پایه ریزی استقلال زندگی آینده
با توجه به امکانات و توانایی های موجود باید طراحی برنامه های قابل اجرا با هم فکری دو نفر (زن و شوهر) برای زندگی آینده تنظیم شود این برنامه ها باید در مسیر تبدیل دلبستگی دوران تجرد به استقلاب زمان تاهل باشد.[17]
4. اصلاح و تربیت خویشتن
در این دوران به واسطه وجود احترام و محبت خاصی که طرفیت به هم دارند فرصت بیشتری برای اصلاح خویش دارند. لذا صفات و خصوصیاتی که در طول زندگی ممکن است موجب پیدایش مشکل شده و توافق آن را به خطر بیندازد باید در این دوران اصلاح شود. بالا بردن و تقویت قدرت سازش و از خودگذشتگی و کنار گذاشتن خودخواهی ها در این دوره ضروری است.[18]
5. هدیه دادن
این امر در جلب محبت و الفت بین قلوب نقش بسزایی دارد. هدیه دادن یک رفتار دو طرفه است و اینطور نیست که فقط پسر به دختر هدیه بدهد البته پسر باید بیشتر به این کار بپردازد لازم نیست که هدیه گرانقیمت باشد. بلکه فقط باید زیبا و موردعلاقه طرف باشد و مهمتر آنکه ظریفانه داده شود.
6. نامه نگاری محبت آمیز
این کار تاثیر نیکویی روی افزایش محبت و استحکام روابط بین نامزدها دارد. که البته با پیشرفت علم و تکنولوژی امروزه این کار توسط پیام SMS بسیار راحت و در دسترس شده است.
7. ملاقات های صمیمانه
اغلب خاطرات این دوران تا آخر عمر در خاطر انسان می ماند پس باید دو نامزد در این دوران، دیدارهای دوستانه و عاشقانه داشته باشند و با یکدیگر صحبت های محبت آمیز داشته باشند و به این ترتیب به تقویت بیش از پیش روابط خود بپردازند.[19]
یکی از موضوعات مهم که دو نامزد با آن در این دوران روبرو می شود این استکه بعضی والیدن دختران، غیرت و تعصب بیجا به خرج می دهند که باید به چنین مادران و پدران گفت: اگر شما این داماد را پسندیده اید و به او اعتماد دارید او را همسری شایسته برای دخترتان می دانید دگیر جایی برای ممانعت از ملاقات آنان وجود ندارد و اگر از او شناخت کافی ندارید و به او اعتماد ندارید چرا دخترتان را به عقدش درآورده اید؟
این دو هم اکنون همسر شرعی و قانونی یکدیگر هستند و از این نظر هیچ فرقی بین دوران نامزدی و بعد از عروسی وجود ندارد. البته عروس و داماد باید حرمت و احترام و رضایت والدین را رعایت کنند که بی توجهی به آن لطمه هایی سنگین را به دنبال دارد.[20]
مداخلات ناشیانه
بسیاری اختلافاتی که در زندگی در اثر مداخله ناشیانه زن و شوهر در کار یکدیگر است اصولاً در نظام حیات اسلام حدود وظایف و اختیارات زن و شوهر در حیات خانوادگی معین شده است هر کس در چهارچوبی مشخص فعالیت می کند ضمن اینکه تعاون و همکاری در این راه به حد کافی وجود دارد و دخالت در کار دیگری باید براساس خواست طرف مقابل باشد این کمتر مشکل ساز است ولی گاهی این مداخله توسط کسان و بستگان طرفین صورت می گیرد که به عنوان راهنمایی را در زندگی آنان می شود و دخلات ناشیانه ای را آغاز می کند این راهنمایی هایی ناشیانه سبب درگیری بین زن و شوهر می شود که همه شما به نمونه هایی از ان برخورد کرده اید.
اختلافات و درگیری هایی که در اثر مداخله دیگران در زندگی به وجود می آید دوام بیشتری دارد پس باید از ورود این دخالت های نابجا در زندگی جلوگیری کنیم و اجازه اینکه کسی با این کار وضع زندگی را در هم و برهم کند را ندهیم مداخله در زندگی دیگران دلایلی دارد.
1. اظهارنظر
مداخله می تواد به صورت اظهارنظر در زندگی زن و شوهر جوان باشد که والدین آنها برای بهتر شدن زندگی آنها نظراتی می دهند که باعث درگیری می شود و شاید خود آنان هم قصد چنین کاری نداشته اند و نیت آنها خیر بوده (راهنمایی زوجین) ولی به این جا ختم شد
پس پدر و مادران، خواهران و برادران هر چقدر سخن و رأیشان صادقان اند و خیر آنان را می خواهند ولی باید بگذارند آنان خودشان تصمیم بگیرند. با زیرگوشی گفتن ها، هرچند به صورت خیرخواهانه همسر را علیه دیگری تحریک نکنند و به بهانه محبت زندگی آنان را متزلزل نکنند. آنان پس از ازدواج، باید نصیحت کننده باشند ولی با ظرافت هایی که مجال پرداختن به آن نیست پس اگر ناشیانه به این کار پردازند ذهن طرفین مشرب شده و موجبات بدبینی و ناراحتی فراهم می شود.
[1] وسائل الشیعه، باب 11، از ابواب نکاح محرم روایت 1
[2] بهداشت ازدواج از نظر اسلام، خلاصه صفحات 62و20و 19
[3] محجه البیضا بهداشت در اسلام، ص 216 به نقل از وسال مهروندان، ص 78
[4] وصال مهرورزان، ص 74
[5] نیازها و روابط عروس و داماد، ص 119
[6] جوانان و انتخاب همسر، ص 232
[7] غررالحکم، ص 512
[8] نور/22
[9] زن اگر این گونه می بود، ص 117-114
[10] خطبه عقد، مورخ 31/4/76
[11] خطبه عقد مورخ 16/1/79
[12] خطبه عقد، مورخ 9/4/78
[13] خطبقه عقد، 11/5/74
[14] میزان الحکمه، ج9، ص 4242
[15] زن اگر اینگونه می بود، ص 114-120
[16] جوانان و انتخاب همسر، ص 233
[17] همان، ص 233
[18] همان ص 232 و وصال مهرورزان، ص 81
[19] همان، ص 236-235
[20] نیازها و روابط عروس و داماد، محسن ماجراجو، ص 125
3- عدم تعادل در پیوندهای جنسی و عاطفی:
3- عدم تعادل در پیوندهای جنسی و عاطفی:
امروزه، به دلیل ناآشنایی با تأثیر روابط جنسی سالم در تقویت پیوندهای عاطفی و نشاط روحی، اشتغالات خسته كننده زوجین، به ویژه در مورد زنان كه بار سنگین فعالیت خانگی را نیز بر دوش می كشند؛ فقدان آموزش های موثر و صحیح، و حاكمیت نگاه منفی و زهد گرایانه به روابط جنسی، زوجین در ایجاد روابط جنسی سالم و ایجاد رابطه كلامی و برقراری ارتباط موثر با یكدیگر ناتوانند و این خود در كاهش رضایت مندی از زندگی تأثیر گذار است.
رشد 46 درصدی طلاق در سال 81 نسبت به سال 76 و رشد 13 درصدی آن در سال 81 نسبت به یكسال قبل نشان گر ازدواج های ناهمگون، تغییر سطح انتظارات از زندگی، عدم موفقیت زوجین در برقراری پیوندهای عاطفی، ناآشنایی آنها با چگونگی مواجه شدن با مشكلات و بحران های زندگی، تنهایی و عدم برخورداری از حمایت خویشاوندان در موقعیت های خطیر است. گرچه مهم ترین عامل افزایش طلاق را اعتیاد شمرده اند، اما فراموش نكنیم كه اعتیاد نیز می تواند معلول شرایط نابسامان در خانواده ها و حس تنهایی و شكست در زندگی باشد. آمار 80-85 درصد درخواست های طلاق از سوی بانوان علاوه بر آن كه نمایان گر سنگینی مشكلات زناشویی بر دوش آنان است، نشان از ناآگاهی آنان از پیامدهای طلاق دارد. در جوامع پیشین، زن پس از طلاق، غالباً به خانه خویشان باز می گشت. تحت حمایت آنان قرار می گرفت و زمینه ازدواج مجدد، به سهولت برای وی مهیا بود، اما امروزه چنین سیستم های حمایتی چون گذشته موجود نیست و زنان سرپرست خانوار با مشكلات بسیاری از جمله فقر و بی سوادی اعضای خانواده دست به گریبانند و حمایت های دولتی تنها بخش كمی از نیازهای آنان را پاسخ می دهد.
4- ضعف بنیان های پرورشی و تربیتی:
خانواده هایی را مشاهده می كنیم كه فاقد مدیریت منسجم و عنصر هماهنگ كننده، نظارت و هدایت صحیح است و والدینی را می یابیم كه رسیدگی به معیشت و سپردن فرزندان به مراكز رسمی آموزشی، تنها دغدغه آنان است. آموزش «چگونه زیستن»، «چگونه آموختن»، «چگونه ساختن» و «چگونه شكیبا بودن» كم كم از صورت ذهنی والدین محو می شود. دستگاه های فرهنگ ساز نیز به جای آشنا كردن والدین با مسئولیت های خود و ایجاد پیوند میان دو نسل، بی تفاوتی و تك روی را به نسل جوان می آموزند.از سوی دیگر عدم حضور كافی والدین در كنار فرزندان، به كاهش بعد نظارتی و هدایتی و ضعف پیوندهای عاطفی می انجامد.
تغییر الگوی اقتصادی خانواده، بالا رفتن سطح توقعات، به فراموشی سپردن فرهنگ ساده زیستی و تمایل به حضور در عرصه های اقتصادی، زمان حضور پدر و مادر را در خانه كاهش داده است. اما رشد 15 درصدی فرار دختران از خانه كه بیشتر آنها در سنین 14-17 سالگی اند و به 70 درصد آنان تعرض جنسی می شود و بسیاری از آنان در خانواده های آسیب دیده (به ویژه خانواده هایی كه مادر به حضور در كنار فرزندان و ارتباط با آنان اهتمام نمی ورزد) پرورش یافته اند، زنگ خطری در گوش خانواده ها و سیاستگذاران نظام است.
آن چه بر نگرانی ها و بار مسئولیت نظام اسلامی می افزاید آن است كه گروه زیادی از پدران و مادران به دلیل اعتماد به رسانه ها و نهادهای فرهنگی نظام، بخشی از مسئولیت تربیتی خود را به آنها واگذار كرده اند، حال آن كه برخی نهادها در انجام وظایف خود موفق عمل نمی كنند و برخی نیز خود از عوامل انحطاط خانواده اند. نتیجه ضعف عملكرد والدین و نهادها: شخصیت شكننده و آسیب پذیر نسل جوان، بالا رفتن سطح انتظارات و توقعات آنان، و كاهش رضایت مندی از زندگی است.
کارکردهای خانواده
1. تولید نسل و بقای نسل انسانی
وظیفه تولید نسل به عهده خانواده است که می تواند جایگاهی مناسب برای تولید و تولد فرزندانی صالح و شایسته باشد.
2. ارضای غرایز جنسی
یکی از نهادهای مهمی که کارکرد ارضا نیازهای جنسی انسان ها را برعهده می گیرد خانواده است.
3. ارضای نیازهای عاطفی
هر انسانی در هر سنی و موقعیتی که باشد به مهر و محبت نیازمند است و روی این حساب می توان گفت که همه افراد چه کودک، چه پیر و چه جوان تشنه محبت هستند سرچشمه نوشاب زندگی بخش حیات نیز خانواده است.
4. جامعه چذیری
خانواده ارزش ها و هنجارهای اجتماعی را به نسل های جدید می آموزد و آنان را به آداب و رسوم و سنن پذیرفته شده در جامعه آشنا می کند.
5. کارکرد اقتصادی
تامین مخارج زندگی افراد و برطرف کردن نیازهای مختلف آنان ازجمله خوراک، پوشاک و مسکن به عهده خانواده است.
فصل سوم
بررسی عوامل موثر در استحکام خانواده
بخش اول: قبل از ازدواج
بخش دوم
دوران نامزدی (عقد)
بخش سوم: پس از ازدواج
معیارهای داشتن خانواده مستحکم (قبل از ازدواج)
ازدواج آگاهانه و با برنامه برج مراقبت زندگی است و صورت آن به ویژه در این دوران که زندگی بشر از پیچیدگی خاصی برخوردار است پوشیده نیست.
ازدواج اهداف و نیازهای بیشماری را برآورده می سازد که مهمترین آنها آرامش و سکون است. همانطور که در قرآن کریم می فرماید: «و از نشانه او این است که از نوع خودتان همسرانی برای شما آفرید تا بدان ها آرام گیرید و میان شما دوستی و رحمت نهاد.»
مواردی چون نیل به آرامش و سکون، تامین نیازهای جنسی و حیاتی، بقای نسل، تکمیل شخصیت و تکامل اجتماعی، سلامت و امنیت اجتماعی و تامین نیازهای روانی ـ اجتماعی در شمار مهمترین اهداف ازدواج جای دارد. رسیدن به همه این اهداف به تامل و تفکر و نیل به چنین ازدواجی به برنامه ریزی نیازمند است.
رسول اکرم (ص) در حدیثی می فرمایند: «انما شاب تزوج فی حداثه سنه عج شیطانه یا ویله عصیم منی دینه؛[1]
هر جوانی که در سنین جوانی ازدواج کند، شیطوان (موکل بر) او فریاد می زند: واویلا! دین! و از دسترس من حفظ شد.»
انسان اجتماعی ترین موجود زمین است و هیچ انسان سالمی نمی تواند بدون ارتباط با دیگران زندگی کند. آدمی ترکیبی از جسم و روان است. برخی چنان می پندارند که وجودشان به این جسم خاکی محدود است. درصورتی که این جسم، استراحتگاه موقتی روح شمرده می شود و روان آدمی به مونس و همدم و همراه نیاز دارد.
اریک فردم روان شناس آلمانی می گوید: «انسان از لحظه ای که به دنیا می آید تا آن دمی که از دنیا می رود، هر کاری می کند برای رفع احساس تنهایی خویش است.»[2]
وقتی این تهایی بیشتر می شود، تکاپوی بشر برای جست و جوی یار و همراه فزونی می یابد. کاملترین و جامعترین نمود این جست و جو که قاعدتاً تمام زندگی فرد را تحت الشعاع قرار می دهد، ازدواج است.
البته ازدواج امری سهل و ساده نیست. برای این امر مهم باید بسیار اندیشید و به فکر فرو رفت، نقشه ها کشید و مهمتر از همه مشورت کرد. خلاصه همه این موارد محتاج برنامه ریزی است.
ضرورت برنامه ریزی در ازدواج
صاحب نظران معتقدند به همان اندازه که نباید از ازدواج دچار ترس و توهم شد، به همان اندازه نیز نباید این اتفاق مهم و حیاتی را ساده پنداشت؛ زیرا ازدواج های بدون برنامه و بدون مطالعه، کارنامه خوبی نداشته است.
به همین خاطر برای یک ازدواج موفق شروع و یک زندگی مستحکم باید برنامه داشت. این امر به ویژه در دنیای پست مدرن امروز که از پیچیدگی خاصی برخوردار است، اهمیت دو چندان پیدا می کند؛ ادیان الهی از مشوقان عمده ازدواج که یک سنت دیرینه اجتماعی است؛ بوده اند و حتی آن را میثاق مقدس خوانده اند.
دین مبین اسلام براین سنت پاک و ارزشمند که سعادت جامعه را رقم می زند و موجب بقای نسل می گردد، بسیار تاکید ورزیده است. پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: هیچ بنایی نزد خداوند محبوبتر از ازدواج نیست.[3]
این بنا به مهندسی فکری و روحی و به عبارتی به برنامه نیاز دارد. ازدواج و تشکیل خانواده حرکت از من به سوی ما است.
نیازی مقدس و طبیعی است که از فطرت و آفرینش انسان ها سرچشمه می گیرد و نباید آن را یک قرارداد متعارف اجتماعی تلقی کرد؛ زیرا اگر این بنیان مقدس آسیب دید، پیامدهای جبران ناپذیری به دنبال دارد.
مهارت ها و عوامل اساسی در ازدواج
در برنامه ریزی ازدواج از چند عامل نام برده می شود که در توفیق و استحکام این امر مهم تاثیر بسیار دارد این عوامل عبارتنداز:
1. نیت و اراده آگاهانه
برای ایجاد خانواده و ساختن زندگی مشترک نیت تنها یک امر ذهنی نیست. این پدیده مجموعه ای از طراحی های ذهنی و عملی است که سخت کوشی و تلاش بهینه و کارآمد بخشی از آن به شمار می آید. کسی که برنامه ای شفاف و روشن برای این امر مهم داشته باشد، استحکام و بقای این پیوند مقدس را رقم زده است. البته این نکته باید توجه شود که هرگاه انسان به کاری مقدس و ارزشمند، به ویژه ازدواج دست بزند، دست های نامرئی از آبستن رحمت الهی خارج شده و یاری اش می دهند. که این امر را بسیاری از ازدواج های موفق و زوج های کامیاب، تاکید کرده اند. پس وقتی از برنامه در ازدواج سخن می گوییم، هدف آن است که این امر مهم را به زمان مبهم موکول نکرده و در زمان های مناسب و نزدیک به آن، به وسیله مشاوره و رایزنی و مطالعه و کسب اطلاعات و مهمتر از همه تجارب دیگران، به برنمه ریزی روی آوریم به این صورت:
حصول اطلاعات اولیه:
1. روش های حصول: مطالعات مقالات و کتاب، CD و مشاوره
2. نوع اطلاعات: تفاوت زن و مرد (شناخت شخصیت زن و مرد)، وظایف و تکالیف زن و مرد، کتاب و رسوم ازدواج
2. سلامت روح و جسم
انسان سالم به وجود آورنده خانواده سالم است چون اجتماع مجموعه خانواده هاست. اگر پایه و اساس زندگی های مشترک، سلامت روان باشدف بالندگی اجتماعی را به ارمغان می آورد. سلامت جسم در مرحله بعد است. گروهی از مردم در اثر سوانح و جنگ ها، مشکل جسمی پیدا می کنند ولی می توانند زندگی زناشویی عالی ای را تشکیل دهند. در مسئله ازدواج سلامت اندیشه و روان و خلقیات از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
3. داشتن منبع درآمد مناسب
بحث تامین برای یک زندگی موفق و زندگی پر خیر و برکت بسیار ضرورت دارد مسئله اشتغال و تامین خانواده، نوعی امنیت روانی ایجاد می کند که لازمه زندگی مشترک است.
طلاب و دانشجویانی که به ازدواج تمایل دارند، در کنار درس با جد و جهت، حرفه ای می یابند و مسئله تامین را تا حدود زیادی حل می کنند. یاری خانواده در این زمینه نیز از عوامل آسان کننده ازدواج است. البته در این مراحل صبر، قناعت، پذیرش وضع موجود و تلاش برای تامین هرچه بیشتر ضرورت دارد.
این نکته حائز اهمیت است که امروزه حتی بسیاری از افراد توانگر جامعه که شکل تحصیل و تامین نداشته اند، در آغاز راه سال ها صبر و تلاش کرده اند تا توانسته اند به مرحله توانگری برسند. تامین راهارو سالها اندیشه و عمل و جد و جهد است.
روانشناسان می گویند: «هر حرکت انسان با یک فکر یا تصویر ذهنی شروع می شود و پس از آن جا به صورت مادی تجسم پیدا می کند. پس می توانیم با افکارمان و ایده های عملی مان زندگی مان را بسازیم. چرا که جایگاه اصلی قدرت و توانگری درون ماست.[4]»
همان گونه که حضرت علی (ع) نیز می فرمایند: «مواظب افکارت باش که گفتارت می شود، مواظف گفتارت باش که رفتارت می شود، مواظف رفتارت باش که عادتت می شود و مواظب عادتت باش که شخصیتت می شود و مواظب شخصیتت باشد که سرنوشتت می شود.»[5]
خلقت آدمی به گونه ای است که اگر بخواهد و از جمود خارج شود و منتظر نشود همیشه برای تصمیم بگیرند، می تواند به مرحله تصمیم سازی برسد و مهمتر از آن در بحث تامین، به مرحله کارآفرینی دست یابد.
جوان امروزه در مقایسه با جوان دهه های پیشین، از خلاقیت، مهارت، استعداد و توانگری بیشتر برخرودار می باشد. از طرف دیگر جوامع امروز از فرصتها و امکانات اشتغال و تولید و فعالیت آکنده اند. این ماییم که باید به سمت کار برویم یا موقعیت آن را خلق کنیم. چه بسا لازم آید این موقعیت را در کنار تحصیل و با نیت تشکیل زندگی مشترک فراهم کنیم. نکته مهمی که در اینجا وجود دارد، بحث ازدواج و رزق است.
حضرت محمد (ص) می فرمایند: «من ترک التزویج مخافه الفقر فقد اساء الظن بالله عزوجل ان الله عزوجل یقول: و این یکونوا فقراء یغنیهم الله من فضله؛
کسی که به خاطر ترس از فقر (و مشکلات مالی) ازدواج را ترک کند، به خداوند سوء ظن پیدا کرده است. چون خدا می فرماید: و اگر فقیر باشند و (ازدواج کنند) خدا از فضل خود آنها را بی نیاز می کند.[6]
4. سن مناسب (بلوغ اشد)
زوج مناسب باید از جهت جسمی به بلوغ کامل رسیده باشند و از جهت روحی و روانی برای پذیرش مسئولیت ازدواج آمادگی داشته باشد. امروزه با توجه به بحث تحصیل و کار و امکانات، تعریفی خاص از سن مناسب وجود ندارد یعنی با لحاظ کردن بلوغ جسمی و روحی و تطبیق با شرایط زمانه، از جهت تحصیل و اشتغال و تامین می توان درخصوص ازدواج تصمیم گرفت. البته نباید فراموش کنیم که بیش از سن تقویعی، سن عقلی ضامن بقای زندگی مشترک خواهد بود. در قرآن کریم در مبحث ازدواج از اصطلاح «بلوغ أشد» استفاده شده است.
هنگامی که از واژه بلوغ سخن به میان می آید، آن چه بیشتر به ذهن خطور می کند بلوغ جنسی است. که در دروان ما در پسران در حدود سنین 12 سالگی و بلوغ دختران نیز در حدود سنین یازده سالگی رخ می دهد. لازم به توضیح است که مقصود از سن بلوغ سن تکلیف نیست البته هر کس به بلوغ برسد حتماً به تکالیف هم رسیده است ولی هر کس به تکالیف برسد معلوم نیست به بلوغ جنسی رسیده باشد. اغلب دختران در سن نه سالگی به تکلیف می رسند ولی سن بلوغ جنسی آنان هنوز شروع نشده است. برای این گروه از نظر شرعی انجام واجبات واجب است هرچند هنوز به بلوغ جنسی در آنان رخ نداده است. پسران هم در دوران ما خیلی زودتر از سن پانزده سالگی قمری به بلوغ جنسی می رسند درحالیکه یکی از اشتباهات خانواده ها این است که تکلیف پسران خود را در همان سن پانزده سالگی می دانند؛ در صورتی که اغلب پسران دو سال زودتر به تکلیف رسیده اند زیرا به بلوغ رسیده اند.
بلوغ اشد صرفاً بلوغ جنسی نیست؛ هرچند بلوغ جنسی شرط لازم برای بلوغ اشد است و هنگامی بلوغ، به تعبیر قرآن کریم بلوغ اشد می شود که فرد به حدی از بلوغ روانی و عقلی نیز رسیده باشد.
البته هر کسی به بلوغ جنسی رسید همان لحظه هم به بلوغ روانی و اجتماعی و عقلی نمی رسد. دختران به طور متوسط در سن هفده، هیجده سالگی به این بلوغ اشد می رسند. و پسران ما معمولا در سن 22-21 سالگی به این بلوغ می رسند و گاه بعضی تا سن 26 سالگی هم به این بلوغ نخواهند رسید.
بلوغ اشد مجموعه ای از بلوغ های جنسی، روانی، اجتماعی و عقلی است که هر یک شاخص مخصوص به خود را دارد. به طور مثال شاخص بلوغ جنسی، رشد قوه غریزه جنسی است. بسیار واضح است که این حس در پسران و دختران براثر عوامل فیزیولوژی بروز می کند و در این مسئله تردیدی وجود ندارد.
از مشکلاتی که در خصوص شناسایی این نشانه ها در جوانان در جامعه کنونی ما وجود دارد، این است که محرک های بلوغ جنسی در جامعه زیاد شده است. این محرک ها اعم از محرک های غذایی، ارتباطی تصویری و ... روبه افزایش است و از این رو متاسفانه شاهد بلوغ زودرسی جنسی جوانان در سنین پایین شده ایم. درحالیکه متاسفانه سن و بلوغ عقلی و اجتماعی آنان کاهش نیافته است و به عبارتی دیگر، باید گفت میان بلوغ جنسی جوانان با بلوغ عقلی و اجتماعی فاصله زیادی افتاده است. بطور مثال نوجوانی در دوازده سالگی در جامعه امروزی به بلوغ جنسی می رسد ولی تا 22 سالگی هنوز به بلوغ فکری و عقلی راه نمی یابد و بدیهی است جوان تا به بلوغ عقلی نرسد، مینه ازدواج در او فراهم نمی شود. این بلوغ جنسی زودرسی عواقب خطرناکی را برای جوانان ما بوجود می آورد که از جمله آن ها بحران های روانی و اختلالات رفتاری این جوانان است.
متاسفانه بعضی در همین حالات بحرانی توصیه ای غیرمنطقی و جاهلانه برای بهبود ارضا روانی آنها می نمایند که به او زن بدهید تا حالش بهبود یابد، یا اینکه زود شوهرش دهید تا حاش خوب شود، درحالیکه این دختر یا پسر در حال حاضر اصلا در وضعیت عادی و طبیعی از نظر فکری قرار ندارد و گاهی شرایط را با تصمیم نابه جا برای او سخت تر و شدیدتر می کنند.
از جمله اینکه: گاه دیده می شود که متاسفانه برخی افراد جاهلانه یا عمداً بیماری فرزند خویش را از خانواده طرف مقابل مخفی می کنند تا ازدواج صورت گیرد و دلیل این کار را این می دانند که این بیماری هیجانات ناشی از غرایز جنسی است که با ازدواج برطرف می شود. بطور مسلم چنین ازدواجی آینده روشنی نخواهد داشت و به عبارت دیگر چنین خانواده ای نمی تواند یک خانواده مستحکم باشد و پدر و مادرانی که مبادرت به چنین کاری می کنند خیانت بزرگی را نسبت به طرف مقابل روا می داند.
از این رو اولین یناز ضروری وشرایط ورود به مرحله ازدواج به ویژه برای جوانان پسر بلوغ عقلانی است. تا جوانی به این حد بلوغ نرسد، شرایط ازدواج موفق را ندارد و چنین ازدواجی از استحکام نمی تواند برخوردار باشد و بلوغ عقلی، توانمندی جسمی نیست. بلوغ عقلی با توامندی روحی و فکری و احساس مسئولیت کردن و بزرگ منشی سرو کار دارد. همان چیزی که روحیات یک فرد بزرگ را از بچه جدا می کند به این معنی که بچه ها در خانواده هیچ احساس مسئولیت نمی کنند.
شما بهتر است ازدواج نکنید!
جوانی که نسبت به مسائل خانوادگی احساس مسئولیت ندارد، هرچند از نظر جسمی، رشد فیزیکی، سن و سال و حتی تمکن مالی امکان ازدواج داشته باشد، به طور طبیعی وقت ازدواج این جوان نیست زیرا روحیات کودکانه اش برای او مشکل می تراشند بنابراین از مهمترین نکاتی که متولیان امر تربیت و تعلیم و خود جوانان نیز باید به آن توجه داشته باشند، رشد عقلی، روانی و اجتماعی است.
گاه در محیط های دانشگاهی شاهد دانشجویانی هستیم که روح مسئولیت پذیری و اجتماعی آنها همگام با توانمندی علمی و متناسب با سن و سال و رشد فیزیکی آنها پرورش نیافته است. بنابراین جوانی با این ویژگی ها رشد لازم برای ازدواج را پیدا نکرده و تا ازدواج فاصله دارد.
این گروه از جوانان برای رشد اجتماعی و روانی خود، باید در عرصه های فعالیت های اجتماعی وارد شوند و در خلال ارتباط های توام با مسئولیت این حس را در خود تقویت نمایند. این گروه از جوانان که هنوز به احساس مسئولیت نرسیده اند و ذوقی در عرصه های اجتماعی از خود بروز نمی دهند، در ارتباط با خانواده خویش بی مسئولیتی خود را به نمایش می گذارند و لذا یک خانواده متزلزل را پایه ریزی می کنند.
دانشجویانی که 4-3 ماه در خوابگاه به سر می برد و حتی یک تلفن به مادر خویش و خانواده اش نزده است، چگونه می تواند در تشکیل خانواده از خود احساس مسئولیت نشان دهد؟ او هنوز به توانمندی عاطفی نرسیده است. جوانی که از خانواده خویش غافل است و به فکر نگرانی مادر خود نیست و نمی توان دیگران را درک کند، چگونه توانایی درک احساسات دختری را به عنوان همسرش خواهد داشت؟
هرچند چنین جوانی می تواند عواطف ناشی از غریزه جنسی خود را تحت عنوان عاشق شدن به مخاطب خود نشان دهد اما خواستگاه این احساس عواطف و عاشق شدن از غلیان شهوت و غریزه جنسی اوست. و هیچ خواستگاه مسئولیتی در آن دیده نمی شود، لذا به این عشق ورزیدن او نمی توان اعتماد کرد.
جوانی که وارد دانشگاه گردیده و هنوز برای خرید کتاب های درسی و خرید لباس و ملزومات زندگی وابسته به پدر و مادر است و با توجه به تمکن مالی پدر، هنوز بر خود عیب نمی داند که دست به سوی پدر دراز کند و پول تو جیبی بگیرد و توانایی کسب اندک درآمدی را ندارد، چگونه می تواند مسئولیت یک خانواده را به عهده بگیرد؟ این جوان اصلا برای ازدواج آمادگی ندارد هر چند پدرش کریمانه هزینه های اولیه زندگی او را تامین کند و برخوردش بدون توقع و خالصانه شد. اما جوانی که جسارت تقاضا کردن از پدر در وجودش هست و احساس مسئولیتی در اینکه بر پای خود بایستد نمی کند، شرایط ازدواج را ندارد. هرچند این مطالب رنگ و لعاب اقتصادی دارد، ولی مقصود ما جنبه های روانی و اجتماعی شرایط ازدواج است و مباحث اقتصادی بحثی جداگانه می طلبد.
مقصود از بیان این مطلب، احساس مسئولیت زندگی است وگرنه چه بسا جوانانی باشند که به لحاظ وضعیت اقتصادی در شرایط بسیار مطلوبی باشند و اصلاً نیاز اقتصادی نیز نداشته باشند و پدر خارج او را تامین می کند اما اینکه دغدغه ای برای تامین آینده خود ندارد، به مراتب بدتر از جوانی است که وضعیت اقتصادیش مناسب نیست.
نباید علت تاخیر در ازدواج را با فرافکنی به دیگران نسبت دهیم و عیوب خود را فراموش کنیمو هر دختری باید ببیند برای ازدواج خود فعالیت کرده است و زمینه های ازدواج را در خود فراهم نموده است؟ مقصود از این سخن، پیدا کردن همسر نیست بلکه فراهم کردن شرایط ازدواج از نظر روانی و توانمندی در اداره کانون یک خانواده است، زیرا مفهوم ازدواج، تشکیل خانواده ای مستقل است. ازدواج صرفاً اطفای غریزه جنسی نیست و وجود این غریزه در انسان برای ترغیب اولیه در انسان نهاده شده است. ازدواج یعنی: ما توانایی اداره یک خانواده مستقل را بدون تکیه به دیگران داریم.
خواهر و برادری که در یک خانواده نمی توانند با هم ارتباط عاطفی و روح سازش داشته باشند، چگونه می توانند پس از ازدواج با همسران خود ارتباط عاطفی برقرار نمایند. بنابراین از دیگر شرایط ازدواج، بلوغ عاطفی جوانان است. دختر و پسر جوانی که توانایی تحمل دیگران را ندارند، توانایی برقراری ارتباط با خواهر و برادر و دوستان خود را ندارند، در تداوم زندگی با همسر خویش درمانده می شوند متاسفانه در ازدواج هایی که بین جوانان ما صورت می پذیرد، به خاطر همین مسائل، خاطر جمعی وجود ندارد که ازدواج و زندگی آنها دارای استحکام باشد و با موفقیت ادامه یابد.
وقتی دختر و پسر به بلوغ عاطفی نرسیده باشند و در خانه، دانشگاه و اجتماع نسبت به دیگران گذشت نداشته باشند و در محیط کار از خود گذشت نشان نمی دهند، روحیه تعاون، همکاری و همدلی ندارند. و نمی توانند در امور اجتماعی تفاهم داشته باشند چگونه می توانند با همسر خویش از خود این رفتارها: عاطفه، گذشت و ... را نشان دهند؟ بنابراین به مساله ازدواج صرفا نباید به عنوان یک ابزار کنترل غریزه جنسی نگریست.
بنابراین جوانان باید این بلوغ ها را در خود ایجاد کرده تا بتوانند ازدوج موفق داشته و به دنبال آن خانواده آنان از استحکام برخوردار باشند. چه بسا کسانی که از نظر علمی رشد کرده اند ولی عقلانیت آنها رشد نکرده! چنانکه در روایت آمده: «رب عالم قد قتله جهله؛[7] چه بسا عالمی که جهلش او را کشته است.»
در فرهنگ دینی ما جهل در برابر علم قرار ندارد درحالیکه در فرهنگ یونانی جهل در برابر علم قرار می گیرد. در فرهنگ اسلامی و قرآن کریم و روایات حضرات ائمه (ع) عقل و جهل در مقابل هم واقع می شوند چه بسا کسی که عالم باشد ولی در زمره جاهلان قرار دارد نه عاقلان.
امام بزرگوار مادر خصوص شهید رجایی فرمودند: آقای رجایی عقلش از علمش بیشتر بود.
عاقل کسی است که سنجیده رفتار کند. بنابراین اصلی ترین عوامل ازدواج موفق، عقلانیت است. نه ایمان بدون عقلانیت.
پس کسانی که می گویند اصلی ترین عامل ازدواج موفق، ایمان است، اشتباه می کنند.
منظور از عاقل نبودن فرد، دیوانه بودن فرد نیست بلکه به معنای اصطلاحی اگر در رفتارها و سخن گفتن کمی استنباط عاقل بودن نکردیم، هرچند او شخص مومنی باشد، ولی با او ازدواج نباید کرد زیرا اغلب اختلافاتی که پس از ازدواج ها پیش می آید برخی منجر به طلاق می شود، از همین عامل سرچشمه می گیرد. البته ایمان حقیقی همیشه با عقلانیت توام خواهد بود و اگر کسی عاقل نبود، هرچند ظاهر متدینی داشته باشد، متدین حقیقی نیست.
خلاصه اینکه اگر جوانی بلوغ عقلانی داشته باشد. به محص بروز اختلاف با همسرش آن تفاوت و اختلاف دیدگاه و مشکلی که برایشان پیش آمده را به اطلاع مادر و پدرش می رساند. به سرعت نمی آید درد و دلش را با هر کسی در میان بگذارد و در چنین شرایطی از توسعه پیدا کردن این اختلاف، جلوگیری می کند.
لذا در روایت داریم که: «لسان العاقل وراء قلبه و قلب الاحمق وراء لسانه؛[8] عاقل زبانش پشت تفکرش است یعنی اول فکر می کند بعد سخن می گوید و جاهل اول سخن می گوید و بعد راجعه به آن فکر می کند که آیا این سخنم خوب بود یا نه؟»
لذا توصیه به جوانان این است که در جلسات خواستگاری و در تحقیق پیرامون ازدواج، این نکته را درنظر داشته باشید که آیا این فرد که قصد ازدواج با او را دارم عاقل است یا نه؟ اگر عاقل باشد هر نقطه ضعف دیگر او قابل اغماض است. خود نیز سعی کنید روز به روز عقل خودرا افزایش دهید و عاقلانه تر از قبل عمل کنید و در این زمینه به این نکات توجه کنید:
1. سعی کنید از کوچکترین و ابتدایی ترین امور، تصمیم گیری صحیح، بدون تزلزل و وابستگی داشته باشید تا در تصمیم های کلان زندگی مثل ازدواج، موفق باشید.
2. در کارها با افراد آگاه و با تجربه مشورت کنید تا تصمیم منطقی و عقلانی ای بگیرید
3. در همه امور با شجاعت تصمیم عاقلانه بیگرید و از سرزنش دیگران، ضررهای احتمالی و پشیمانی نترسید.
4. اهداف زندگی خود را مشخص کنید و برای رسیدن به آنها راهبردهای مناسبی پیش بگیرید که لازمه آن، داشتن یک برنامه ریزی است که فرد را از سردرگمی نجات می دهد. پس اگر خواهان آرامش هستید، برنامه ریزی صحیح و اصولی داشته باشید.
5. اگر دیدید دیگران قادر به برآوردن انتظارات شما نیستند، احتمال بدهید شاید انتظارات شما نامعقول است پس آنها را متعادل و منطقی کنید. همچنین بهتر است به تجزیه و تحلیل عقلانی و منطقی انتظاراتی که از خود و دیگران دارید بپردازید تا درگیری ها و سوء تفاهم های ناشی از انتظارات نامعقول را کاهش دهید.
6. پافشاری بر افکار و اجازه شنیدن نظریات دیگران را به خود ندادن، می توان نشانگر و بیانگر عدم رشد عقلانی باشد.
7. با شناختن توانایی ها و استعدادهای خود هدف های دور از دسترس، انتظارات نامعقول و آرزوها را به حداقل برسانید.
8. در برخورد با مشکلات زندگی همه جوانب کار را بسنجید، شرایط را خوب درک کنید و بدانید با تجزیه و تحلیل خوب و موضع گیری صحیح و اصولی، انتخابی خواهید داشت که از نتیجه آن راضی خواهید بود. انتخاب درست نیز حمایت و تشویق دیگران را به دنبال دارد که باعث دلگرم شدن هرچه بیشتر می شود.
9. هر شخصی باید این را یاد بگیرد که در قبال پیامد رفتارها و کردارهایش، مسئولیت پذیر باشد دیگران از یک فرد عاقل و بالغ انتظار دارند پاسخ قابل قبول و قانع کننده ای در قبال رفتارها و کردارهایش داشته باشد.
10. هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد. سنجیده و با توجه به اقتضای شرایط رفتار کنید و سخن بگویید یعنی یاد بگیرید هر حرفی راکجا بزنید و با هر فردی چگونه رفتار کنید. بهتر است قبل از به زبان آوردن هر سختی کمی راجع به آن فکر کنید و با درایت بیشتری صحبت کنید که با کنترل زبان خود از پشیمانی های احتمالی جلوگیری می کنید.
11. عاقلانه این به نظر می رسد که در شادی های زندگی خیلی مغرور و در مصائب زندگی خیلی غمگین و ناامید نشوی، بلکه حد اعتدال را رعایت کنی
12. برای بالا بردن توان سازگاری خود را جای دیگران بگذارید و ببینید در چنین موقعیتی چه می کردید آنگاه است که آنها را درک می کنید می توانید با آنها کنار بیایید.
13. سازگاری را با ساز شکاری اشتباه نگیرید چرا که سازگاری کنار آمدن با اطرافیان است و سازشکاری کنار آمدن با دشمن
14. عاقل بودن نباید با بعضی زرنگی ها و زد و بندها و حیله گری ها اشتباه گرفته شود.
15. از راه های افزایش عقل: شرکت در جلسات و نشست و برخاست با افرادی است که بلوغ فکری و علمی لازم را دارند و به اصطلاح فهیم و رشد یافته هستند یا لااقل آشنایی پیدا کردن با سیره و زندگی آنها می تواند موثر باشد.
امام حسین (ع) فرمودند: عقل جدا از راه پیروی حق به کمال نمی رسد.
بلوغ:
1. بلوغ جسمی و جنسی
2. بلوغ عقلی
3. بلوغ اجتماعی
4. بلوغ عاطفی
5. بلوغ فرهنگی که شامل آشنایی با فرهنگ خانواده و آشنایی با فرهنگ جامعه می باشد.
6. بلوغ اقتصادی که شامل: داشتن برنامه اقتصادی برای آینده، کم شدن وابستگی اقتصادی فرد از خانواده و درآمد حداقلی می باشد.
7. بلوغ أشد
گفتیم که برای ازدواج یک سن مشخص نمی توان تعیی نرکد چرا که تفاوت هایی بین افراد در رسیدن به بلوغ عقلی و ... وجود دارد ولی بعضی صاحبنظران با این حال دامنه سنی ویژه ای برای ازدواج ذکر کرده اند برای نمونه سن مناسب آقایان برای این امر را با لحاظ شرایط فوق بین 28-22 سال و سن مناسب خانم ها را 25-19 سال دانسته اند.
البته امروزه شاهد بالا رفتن سن ازدواج هستیم به طوری که مرز 35-30 سال برای آقایان و 25-30 سال برای خانم های امری عادی شده است ولی نباید گذاشت که به یک فرهنگ تبدیل شود چرا که اصطلاح سنین طلایی زندگی که بسیار شنیده می شود، برای آقایان همان سنین 28-22 سال و در خانم ها 25-20 سال است. همچنین 18-6 سالگی را سنین طلایی یادگیری و حفظ و تکرار و 258-18 سالگی را سنین طلایی تجربه اندوزی شمرده اند که باید غنیمت شمرده و از آن کمال استفاده شود.
5. آشنایی با قوانین ازدواج
ازدواج دارای وظایف، حقوق و تکالیف است. ضرورت آشنایی جوانان با قوانین و مقررات ازدواج برهیچ کس پوشیده نیست. این مسئله بخشی از برنامه ازدواج است قانون می گوید وقتی زوجین به سن تکلیف می رسند جسمی به بلوغ کامل و از جهات روانی به تعال رسیده اند، آماده ازدواج، حفظ شرایط جانبی هستند به منظور تعظیم سنت نبوی در امر ازدواج و زندگی سعادتمندانه در دنیای امروز و تشکیل خانواده در ایام جوانی، زوجین باید دقیقا با حقوق و تکالیف زناشویی از نظر شرعی، اجتماعی، قانونی و انتظارات و تعهدات و مسئولیت های خود آشنا شوند.
آشنایی مقدماتی با حقوق و قوانین تشکیل خانواده، در پایداری ازدواج و شیرینی و لذت زندگی بسیار موثر است. از جمله این حقوق، حقوق قانونی و شرعی، مهریه و حدود و اختیارات زوجین در برابر یکدیگر، تقسیم کار، حقوق زن، تعهدات اصلی و فرعی، شروط و تربیت فرزند است.
6. بهداشت، مدیریت تحکیم خانواده
از لوازم یک ازدواج موفق و برنامه ریزی شده، آشنایی زوجین با بهداشت و تلاش برای حفظ و نگهداری سلامت خانواده است. کسب اطلاعات درخصوص تنظیم خانواده و توجه به برنامه های جمعیتی کشور، به عنوان یک خانواده بزرگ ضرورت دارد. تعامل های زوجین، بهترین سن بچه دار شدن زن که بین 30-20 سالگی است و رعایت فاصله حداقل 3 سال بین زایمان و رفتار مسئولانه و آگاهانه در زندگی زناشویی بخشی از این اصول به شمار می آید. دنیای امروز دنیای تغییر است و زوج های جوان باید هر روز طریقی جدید برای بهتر شدن روابط خود بیابند.
نتیجه اینکه از عوامل بازدارنده بسیار مهم ازدواج، در سنین واقعی و درست، نیازهای تصنعی و غیرضروری مانند لوکس گرایی، تنوع های بیش از اندازه در خوراک و پوشاک و توهمات خیالی است. البته عوامل بازدارنده واقعی نیز وجود دارند که قابل اغماض نیستند ولی قابل حل و رفع هستند مثل بحث اشتغال، منبع درآمد و مسکن که برای از میان برداشتن این موانع، افزون بر همت فرد، تلاش بستگان و والدین نیز موثر می باشد، امروزه اموری مانند مسکن، وسایل زندگی و حرفه و درآمد در زندگی نقش اساسی دارند و عدم یا کمبود آنها می تواند به استحکام خانواده ضربه وارد آورد و عامل اختلافات و ناخشنودی و فروپاشی زندگی شود. پس:
لوازم اصلی یک زندگی پایدار:
لوازم اصلی یک زندگی پایدار را می توان در 4 مودر خلاصه کرد:
1. توکل: داشتن نیت و اراده راسخ و واقع بینانه و حساب شده جهت تشکیل زندگی
2. تامین: برآورده ساختن حداقل نیازهای ارضاکننده که استقلال زوجین را به همراه داشته باشد.
3. تجهیز: امکانات لازم برای یک زندگی نسبتاً متعادل و حتی ساده
4. تضمین: ضمانت روحی، روانی و عاطفی و برآورده کردن حداقل های معیشتی برای یک زندگی تعاملی و دور از مداخله و وابستگی مفرط به دیگران.
ازدواج فرصتی است که فرد باید در آن به سمت موفقیت ها شتاب گیرد؛ زیرا ازدواج های موفق و با برنامه و توکل به خداوند، زوجی در کناب فرد قرار می گیرد که زمینه های رشد را فراهم می کند. هرچه سنین ازدواج به جوانی نزدیکتر باشد این توفیقات فزون تر و سریع تر است. علی محمدعلی الدخیل می گوید: «هر کس که تاریخ را مطالعه کند خواهد دید که: ان خلف کل رجل موثر امراه[9]. همانا پست هر مرد موثر و ماندگار یک زن وجود دارد. برتولت برشت نویسنده نامدار و تحلیل گر، توفیقات سقراط حکیم در دوران جوانی را مدیون همسرش اکسانتیپه می داند.[10]
سخن را با کلام امام صادق (ع) زینت می دهیم که فرمودند: دو رکعت نمازی که انسان ازدواج کرده بخواند بهتر از آن است که انسان شبهایش با عبادت و روزهایش با روزه بگذرد، اما ازدواج نکرده باشد.[11]
در تاریخ نگاشته اند که بشرین حدیث ازدواج نکرده بود به او گفتند مردم درباره تو حرف می زنند می گویند سنت رسول خدا (ص) را ترک کرده ای! گفت: به آنها بگویید من مستحب را ترک کرده ام، و به واجب مشغولم و عبادت می کنم. وقتی بشر درگذشت، او را در خواب دیدند و پرسیدند: خداوند با تو چه کرد؟ گفت منازل مرا در بهشت بلند قرار داد و مقامات بسیار عالی به من عطا کرد، ولی هنوز به مقام و منزلت متاهلان نرسیده ام.[12]
[1] کنزالاعمال، حدیث شماره 44441
[2] جوانان و ازدواج، کیهان نیا، ص 15
[3] حجه الاسلام ناصری، فصل ازدواج، یادداشت های موضوعی، بی تا؟، ص 40، 1379
[4] دانش روزمره، دین دایر ترجمه بهارک کاظمی، ص 78
[6] قصص/14
[7] نهج ابلاغه، حکمت 107
[8] همان، حکمت40
[9] زهیربن القین، علی محمدعلی دخیل، ص 3 مقدمه
[10] نقد و بررسی سقراط مجروح، برتولت برشت، ص 18
[11] بحارالانوار، ج103، ص 217
[12] ازدواج و تربیت، سیدمهدی شمس الدین، ص 26-25
وجوب ازدواج در دوران کنونی
وجوب ازدواج در دوران کنونی
برای فراهم شدن زمینه های یک ازدواج آسان و یا موفقیت، اولین مرحله، موضوع وجوب ازدواج است .قبل از اینکه به این بحث بپردازیم، ازدواج را از نظر احکام سالام مورد بررسی قرار می دهیم تا ببینیم براساس احکام پنج گانه واجب، مستحب، مباح، مکروه و حرام، ازدواج در زمره کدامیگ قرار می گیرد؟
با نگاه اولیه به ازدواج یک امر مستحب موکد جلوه می کند ولی با نگاه دقیق تری درمی یابیم که فقهی اسلام در هر پنج بخش احکام خمسه، به این مساله پرداخته اند. بیدن معنا که ازدواج گاهی واجب، گاهی مستحب، گاهی مباح، گاه مکروه و برخی موارد حرام گردیده است. زیرا در شرایط و افراد مختلف حکم متناقضی ییدا می کند. چنان چه ازدواج با محارم حرام است و در مقابل اگر کسی به دلیل عدم کنترل غریزه جنسی به معصیت افتاد، ازدواج بر او واجب می شود.
ازدواج واجب:
زمانی است که شخص بترسد به خاطر ترک ازدواج، مرتکب گناه شود یا ترک ازدواج بای او ضرر داشته باشد یا نذر کرده باشد که ازدواج کند.
ازدواج مستحب
در شرایط عادی و به نیت درک ثواب های آن، ازدواج امری مستحب است.
ازدواج مکروه
در صورتی است که شخص نیاز به ازدواج ندارد و می ترسد در صورت ازدواج از عهده ادای حقوق خانواده برنیاید.
ازدواج مباح
درصورتی است که منفعت و ضرر ازدواج برای شخص به یک اندازه باشد. و یا اینکه در شرایط عادی بدون نیت عبادی صورت گیرد.
ازدواج حرام
زمانی حرام می شود که منجر به ترک واجب یا ارتکاب معصیتی دیگر شود و یا شخص یقین بداند در صورت ازدواج، از ادای حقوق آن عاجز است.
ازدواج در اسلام
در اسلام ازدواج هموراه مورد تشویق و تاکیدقرار گرفته و دارای فواید فردی و اجتماعی مهمی می باشد. از آیات، احادیث و روایاتی که در کتب معتبر فقهی وجود دارد می توان به ضرورت ازدواجی برد. همچنین از آیات متعددی که در رابطه با زندگی زناشویی مطالبی دارند می توان صحبت به میان آورد.
قرآن مجید زندگی زناشویی را لازمه حیات انسانی قلمداد کرده است به طوریک ه در حدود 112 واژه مربوطه تکرار شده و حتی در دو موردی که از تجرد نام برده شده برای مذموم شدن بوده است.[1]
«وَأَنكِحُوا الْأَيَامَى مِنكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِن يَكُونُوا فُقَرَاء يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ»
باید وسیله ازدواج مردان بی زن و زنان بی شوهر و بردگان و کنیزان صالح را فراهم آورد. اگر تهیدست باشند خداوند آنها را از فضل خویش بی نیاز می کند.[2]
خداوند در آیه 189 سوره اعراف حضرت حوا را وسیله آرامش و مایه تسکین حضرت آدم (ع) معرفی می نماید.
«و جعل منها زوجها لیسکن الیها»
ازدواج کنید و مجردان را همسر دهید، نشان بخت بلند مسلمان است که زن بی شوهر را شوهر دهد.
پیامبر اکرم (ص): اگر درباره ازدواج دستروی از جانب خداوند و پیغمبر او صادر نشده بود نیز همان فوایدی که در آن نهفته است چون نیک با خویشان و پیوند با بیگانگان برای ترغیب خردمندان و صلاح اندیشان کفایت می کرد.
حضرت محمد (ص): هر کس در جوانی ازدواج کند، شیطان فریاد می زند وای بر من دوسم دین خود را از من حفظ کرد!»
حضرت محمد (ص): زن بگیرید، ازدواج سنت پیامبر است.
حضتر علی (ع): بهترین میانجی گری، وساطت در امر ازدواج است.
حضرت علی (ع): هر کس مرد مجردی را زن دهد، خداوند در قیامت بر او به دیده لطف می نگرد.»[3]
فواید ازدواج از دیدگاه اسلام
ازدواج و تشکیل خانواده به عنوان نقطه عطفی در زندگی هر جوانی تلقی می گردد. می توان گفت که ازدواج یکی از بهترین رسوم اجتماعی انسانهاست که از فطرت آنان سرچشمه می گیرد. در واقع ازدواج جزء ضروریات زندگی انسانها می باشد و ترک آن عملی غیرمتعارف بوده و سنت شکنی محسوب می شود.
اگر ازدواج با اندیشه سالم و شناخت کامل و به دور از اجبارها و تحمیل ها صورت پذیرد دارای فواید مهمی برای فرد می باشد. در این بخش به برسی مهم ترین فواید ازدواج می پردازیم:
1. پیوند زناشویی آیت الهی برای تسکین انسان
«وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ؛[4]
و از نشانه های او این است که همسرانی (جفت هایی) از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش بگیرید و در بین شما (زن و شوهر) مودت و رحمت قرار داد در این نشانه هایی است برای گروهی که تفکر می کنند.»
این سنت الهی در نسل آدم و حوا تداوم دارد و همواره مرد در جستجوی همسر خو است و هیچ پیشرفت علمی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی جایگزین این نیاز فطری او نیست یک زن نیز همواره به دنبال همسر (جفت) خود است و همیشه منتظر است که عاشقی از راه برسد و آن نیاز مطلوب و معشوق بودن او را ارضا کند تا او هم با دستان پر عاطفه و محبت خود موجبات آرامش و شخصیت طلبی او را فراهم کند. همسرخواهی یک نیاز فطری انسان است از این رو در تمام ادوار تاریخ بشریت و تمام جوامع بشری ازدواج یک زن و مرد یک امر مقدس و مبارک به شمار می آید برای این پیوند جدید جشن می گیرند و شادی می کنند.
این آیه ظرایفی را در خود دارد از قبیل:
1. خلقت زوج (جفت) آیت و نشانه الهی است (من آیاته)
2. خلقت زوج به نفع آنهاست (لکم)
3. زوج (جفت) از جنس خودمان خلق کرده است (من انفسکم)
4. زوج (جفت) مکمل یکدیگرند (ازواجا)
5. علت خلقت زوج کسب آرامش و سکون در کنار یکدیگر است (لتسکنوا الیها)
6. خدای حکیم مودت (محت توام با عمل) و رحمت (رأفت و دلسوزی توام با احسان) بین زن و شوهر جعل کرده است (جعل بینکم موده و رحمه)
7. خلقت زوج (جفت) نشانه هایی برای اهل تفکر است (ان فی ذلک لآیات لقوم یتفکرون)
8. مودت و رحمت بین زن و شوهر نشان هایی برای اهل تفکر است (ان فی ذلک لایات لقوم یتفکرون)
2. ازدواج مکمل دیانت
ازدواج یقیناً ازج مله اموری است که آدمی را چه در بعد مادی و چه در بعد معنوی به سوی کمال سوق می دهد و مایه تکامل اوست. زن و مرد در سایه ازدواج، حس می کنند که کامل شده اند. زیرا دختر وارد جرگه زنان و پسر به دنیای مردان و پدران واد می شود. این امر به خصوص زمانی شکل می گیرد که پیوند زناشویی با معنویت همراه باشد و زن و شوهر در سایه آن احساسی آرامش کنند و به خدا نزدیکتر شوند. اما اگر ازدواج با هدف های پست مادی و حیوانی انجام گیرد چه بسا از همان روزهای اول، گرفتاری ها و ناراحتی ها و اضطراب ها آغاز گردد و بالاخره مایه بدبختی شود.
پیامبر اکرم (ص) فرمودند: هرگاه بنده ازدواج کند، نصف دین کامل کرده و است و برای (حفظ) نصف دیگر باید تقوای الهی پیشه کند.[5]
ازدواج مکمل و متمم امر دینداری است چرا که دو خطر بزرگ برای انسان وجود دارد: شهوت و غضب. با ازدواج جبهه شیطان شهوات تعطیل و جهت دار خواهد شد و از این رو برای مصونیت نیمه دوم دین در برابر غضب، به تقوی سفارش شده است.
در ازدواج و تشکیل خانواده، لذت و رشدی است که هیچ چیز دیگری جایگزین آن نمی شود. استاد شهید مرتضی مطرهی ـ رضوان الله علیه ـ در این باره می فرماید: «یک خصایص اخلاقی هست که انسان جز در مکتب تشکیل خانواده نمی تواند آنها را کسب کند. تشکیل خانواده یعنی یک نوع علاقمندشدن به سرنوشت دیگران، اخلاقیون و ریاضت کیش ها که این دوران را نگذرانده اند، تا آخر عمر یک نوع خاص و یک نوع بچگی در آن ها وجود داشته است و یکی از علل اینکه در اسلام ازدواج یک امر مقدس و یک عبادت تلقی می شود همین است. ازدواج اولین مرحله خروج از خود طبیعی فردی، و توسعه پیدا کردن شخصیت انسان است.[6]
همچنین می فرماید: «... یک پختی هست که این پختگی جز در پرتو ازدواج و تشکیل خانواده پیدا نمی شود، در مدرسه پیدا نمی شود، در جهاد نفس پیدا نمی شود در نمازشب پیدا نمی شود، با ارادت به نیکان پیدا نمی شود، این را فقط در همین جا (تشکیل خانواده و ازدواج) باید بدست آورد.»[7]
چه فراوانند کسانی که قبل از ازدواج، به اصول اخلاقی و دینی و اجتماعی چندان پایبند نبوده اند و نوعی سبکسری و بی مبالاتی و هرزگی بر رفتار و اخلاق آنها حاکم بوده است، اما پس از ازدواج، اخلاق و رفتارشان تغییر کرده و متین و باوقار شده اند و نوعی بزرگواری و متانت در رفتارشان پدیدار شده است.
3. انس و آرامش
یکی از طبیعی ترین نیازهای آدمی، انس و الفت و مهر و مودت است. هر انسانی در شاهراه زندگی به همراه مناسبی نیاز دارد که چتر آرامش بر سر او بگستراند و در سنگلاخها و پیچ و خم های زندگی، یار و مددکار او باشد. بهترین کسی که می تواند به این نیاز پاسخ دهد همسری متناسب و شایسته می باشد.
4. کسب استقلال
دختر و پسری که با قلب های آرزومند، کانون گرم خانواده را بنیان می نهند با این کار عملا استقلال خویش را نیز به اثبات می رسانند. چرا که قبل از ازدواج جز خانواده پدر و مادر محسوب گردیده و حقیقتاً فاید استقلال کامل می باشند.
5. حفظ عفت و مصونیت از گناه
یکی از نیرومندترین غرایز انسانی، غریزه جنسی می باشد که اگر از طریق ازدواج در مسیر طبیعی خود قرار گیرد بسیاری از انحرافات و معضلات اجتماعی از میان خواهد رفت. این غریزه طبیعتاً در وجود هر انسانی نهفته است و در سال های پرشور جوانی پدیدار شده و به اوج می رسد. که البته اگر درست هدایت شود نه تنها زیانی برای فرد و جامعه به دنبال ندارد بلکه دربرگیرنده فوایدی نیز می باشد ولی در صورت که در مجرایی صحیح قرار نگیرد به طرز نامطلوبی فوران کرده و گناه و انحراف را به وجود می آورد.
6. آرامش و تعادل اعصاب
به گفته دانشمندان، ارضاء صحیح و به موقع غریزه جنسی موجب شادابی و سلامت جسم و جان آدمی است و ترک آن باعث به وجود آمدن پاره ای از بیماری های روانی و گاه جسمانی می شود و حالات و امراضی از قبیل: اضطراب، ضعف اعصاب، افسردگی و یاس، دلهره، پژمردگی دلمردگی، انزوا و گوشه نشینی، تشنج و تندخویی و گاه زخم معده و سردرد و ... را ایجاد می کند.
7. تولید و تکثیر نسل
یکی از بزرگترین ثمرات ازدواج، تولید نسل می باشد که هدفی است بس بزرگ به این دلیل که خداوند سبحان هدف آفرینش جهان را وجود انسان و پرورش و تکامل او قلمداد می نماید. از دیدگاه اسلام، فرزند صالح گلی از گل های بهشت است.
رسول خدا (ص) در این رابطه می فرماید: ازدواج کنید تا صاحب فرزند شوید و بر تعداد شما افزوده شود زیرا من در قیامت با امت های دیگر به وسیله کثرت شما مباهات می کنم حتی به وسیله فرزندی که سقط شده است.
8. سلامت و امنیت اجتماعی
ازدواج و تشیکل خانواده علاوه بر فواید و مزایای فردی برای سلامت و امنیت جامعه نیز ضروری تشخیص داده می شود. هر چقدر که کانون خانواده گرمتر، روابط خانوادگی مستحکمتر، قلب ها هم هم نزدیکتر و یکدلی و یکرنگی بیشتر باشد به طور محسوس از میزان فساد و دلگرمی و بی بند و باری و قتل و سرکشی، جنایت و ناامنی، انحراف و تجاوزگری و اعتیاد و خودکشی کاسته خواهد شد زیرا چنانچه مطالعات آماری نشان می دهد اکثر این نابهنجاری ها از افرادی سرمی زند که از وجود کانون گرمی چون خانواده محروم می باشد.
9. ازدواج قلعه ای در برابر وسوسه های شیطان
ازدواج، قلعه ای برای خویشتن داری، شکستن طغیان، رفع غائله شهوت و قوت گرفتن برای کنترل چشم و گوش و جوارح است.
پیامبر اکرم (ص) فرموده اند: «مامن شاب تزوج فی جداثه سنه الا عج شیطانه: یا ویله یا ویله! اعصم منی ثلثی دینه فلیتق الله فی الثلث الباقی؛[8]
هیچ جوانی نیست که در دوره جوانی خود ازدواج کند مگر آنکه شیطان او فریاد برآورد که: وای براو، وای براو، دو سوم دینش را از گزند من حفظ کرد.»
بنابراین بنده باید برای حفظ یک سوم دیگر، تقوای خدا را پیش گیرد.
به راستی که برای داشتن یک خانه سالم بر زنان و شوهران واجب الهی است که آراسته به تقوا باشند و لازم و ضروری است که تقوا این خواسته با منفعت الهی را به فرزندان خود سرایت دهند و از ابتدای کار زمینه تحقق تقوا را در فرزندان خود فراهم آورند.
بررسی ازدواج از نقطه نظرهای گوناگون
1. ازدواج از نظر علمی و روانی
در ساختار انسان غرایز گرچه نه به عنوان حاکمان مطلق اما به مثابه نیروهای ویژه ای که در بسیرای از اوقات باعث به حرکت درآوردن انسان و به کوشش واداشتن او یا بالعکس به قهقرا سیر کردن او سازماندهی می شوند وجود دارد. هر یک از این غرایز باید به صورتی طبیعی ارضا شده تا انسان بتواند در جهت درست سیر کند و از راه اصلی منحرف شود. بدیهی است در صورتی که این غرایز از طریق کانال ها و مجراهای صحیح و درستی (همچون ازدواج) ارضا نگردد باعث پویا شده هرچه بیشتر انسان می شوند ضمن اینکه آرامش روحی و روان انسان را تضمین می نمایند اما درصورتی که به این نیازهای طبیعی پاسخ مثبت و مساعد داده شود چه بسا این نیروهای خاص در جهتی نادرست سیر کرده و باعث سقوط فرد و محو خصوصیات انسانی او می گردند و در درجه اول نیز سامان روحی او را به مخاطره می افکند ازدواج پاسخی بسیار مناسب به غریزه جنسی می باشد در جامعه ای ازدواج ها در سنین مناسب با معیارهای صحیح و اصول درست و اسلامی صورت پذیرد پدیده هایی همچون «جنون جنسی» یا به طور کلی محو می گردد یا به ندرت دیده می شود.
دانشمند معروف ویل دروان درباه ترغیب جوانان به ازدواج در سال های اول جوانی می گوید:
«اگر راهی پیدا شود که ازادواج در سال های طبیعی انجام گیرد، فحشا و امراض روانی و تنهایی بی ثمر و عزلت ناپسند و انحرافات جنسی که زندگی را لکه دار کرده است تا نصف تقلیل پیدا خواهد کرد. عشق جنسی جوانان، زودتر از توانایی اقتصادی شان فرامی رسد، ما نباید از این پیشامد کنیم و بگذاریم آن عشق افسرده شود و بمیرد ازدواجی که بر پایه عشق تازه و نمرده دختر و پسر انجام می شود در طی سالیان درازی زندگی آنها را معطر و خوشبو می کند و گرنه عمیق و نرمال و ایده آل نخواهد بود.»[9]
2. ازدواج از نظر اخلاقی
هنگامی که جوانان به زیر ازدواج آراسته گردند و در زیر چتر حمایت خانواده قرار گیرند بسیاری از انحرافات اخلاقی از جامعه رخت برمی بندد و محو می شود. پیامبر (ص) در این رابطه در حدیثی می فرمایند:
«بی همسران را همسر دهید، زیرا خداوند اخلاق آنها را در پرتو ازدواج نیک گرداند و بر وزی و معاش آنان وسعت بخشد و بر مروت و ارزش های عالی انسانی می افزاید»[10]
3. ازدواج از نظر اجتماعی
ازدواج نه تنها ضامن سلامت روانی و اخلافی فرد می باشد بلکه انجام یک ازدواج صحیح و مبتنی بر ارزش های عالی انسان و اسلامی سلامت جامعه را نیز تضمین می نماید از این نظر که هم مفاسد اجتماعی را تقلیل می دهد و کمبودهای عاطفی را که زمینه ساز بسیاری از معضلات اجتماعی هستند از بین می برد و هم با تولید و تولد فرزندان صالح و سالم نسلی مزکی نیروی انسانی موردنیاز برای پذیرفتن ارزش ها و هنجارهای اجتماعی را فراهم نموده و افرادی شایسته برای به گردش درآوردن چرخ های جامعه تربیت و تحویل اجتماعی می نماید.
4. ازدواج از نظر اقتصادی و تولیدی
در یک ازدواج سالم ، زن و مرد مؤمن ، با عقدی آگاهانه ، و اعتقادی مستدل ، و مذهبی واحد ، و معشوقی مشترک برای تقرب به آن مقصد و معشوق واحد، سعی می کنند با هم همدل، همسفر، همسو و هماهنگ در یک مأموریت مشترک و در یک کار، شریک و مکمل و حریف یکدیگر باشند.
زن علاوه بر این که برآورنده نیازهای عاطفی و معنوی و درونی خانواده است، با نگاه و کلام و رفتار جذاب و نافذش، انواع تنبلی ، افسردگی ، بی توجهی و غفلت را از همسرش به زیبایی می زداید و او را با تشویق خود در انجام وظایف اجتماعی و پرهیز از انواع انحراف و اطاعت از رهبری الهی و بندگی خدا به وجد می آورد.
تلاش خردمندانه و بیرونی مرد، تأمین کننده هزینه ها و نیازهای مادی و بیرونی خانواده است و نشاط هنرمندانه و نـَفـَس مسیحایی زن، انگیزه مرد را برای سازندگی اجتماعی و صبر در ناملایمات و امید و نشاط در عبادات تقویت می کند و جهت گیری مخلصانه او را در زندگی، مراقبت می نماید.
برای این زوج عاشق «خانه» جلوه ای از بیت خدا و مدرسه عشق ورزی ، و « خانواده » محل بازسازی روح و روان و نشاط جسمی برای مبارزه در جهاد اصغر و اکبر در هر روز زندگی و محل ذکر، عبادت و بیتوته است.
چنین ازدواجی می تواند بیشترین نیازهای خانواده و جامعه را برآورد و بیشترین استعداد آنها را شکوفا سازد و سلامت و نشاط دنیایی و سعادت و لذت جاودانه آخرتی هر یک از آن دو و خانواده و جامعه را تأمین نماید.
زنان بیدار و مردان خردمند، امروز به روشنی می فهمند که «خانواده» ، تنها نهاد شایسته برای انسان سازی و انسان پروری است. بنابراین هر قدر خانواده بنیان محکم تری داشته باشد، به خاطر انگیزه و تعهد و نشاط افرادش، نقش اقتصادی و تولیدی و اجتماعی بیشتری دارد.
فراموش نکنیم موفقیت خانواده در گرو سازمان پذیری و تقسیم نقش و تکلیف و کار زن و شوهر است.
تشکیل خانواده
خانواده با اینکه به عنوان کوچکترین سلول اجتماعی شناخته شده است ولی می تواند با تاثیراتی که بر روی فرد و جامعه باقی می گذارد به عنوان بزرگترین مبنا و پایه جامعه نیز به شمار آید.
خانواده عملی است که فرهنگ جامعه در آن شکل می گیرد و به نسل های مختلف سپرده می شود.
می توان گفت که خانواده مهمترین پرورشگاه نیروی انسانی به شمار می رود و ماوا و مامن مناسبی برای اعضای خود می باشد.
ارسطو می گوید: انسانی که جدا و منزوی است ... باید یا حیوانی فرودست و یا از خدایان باشد چون انسان نمی تواند هیچ کدام از اینها باشد پس لاجرم بایستی عضوی از جامعه باشد.[11]
زن و شوهری که با ازدواج به همسری یکدیگر درمی آیند نسبت به یکدیگر احساس مسئولیت پیدا کرده و به خاطر مسائل اقتصادی و اجتماعی با جامعه خویش هرچند بیشتر مرتبط خواهند شد و به موجودیت جامعه ایمان آورده و حتی ایمان خویش را نیز از او فتور نجات خواهند داد.
دورکیم در کتاب صور ابتدایی زندگی مذهبی می نویسد: انسانی که ایمان و عقیده ای واقعی دارد، نیازی غلبه ناپذیر به نشر آن احساس می کند بنابراین انزوای خود را ترک می گوید و به دیگران نزدیک می شود، درصدد قانع کردن آنها برمی آید و شور آن اقناعاتی که برمی انگیزد چیزی است که یقین خودش را نیز تقویت می کند.[12]
بنابراین خانواده نه تنها باعث تکامل می گردد بلکه برای تکمیل و تکامل جامعه نیز ضروری است شخصیت انسانی درخانواده شکل می گیرد و غرایز و نیازهای جنسی و عاطفی در آن به بهترین وجه ارضاء می شود و استقلال فرد نیز در آن به رسمیت شناخته می شود. با تشکیل خانواده است که کانونی گرم و پر محبت به وجود می آید و هر عضوی از اعضا به سهم خود از این انس و محبت و عشق و مودت بهره می برد. زن و شوهر در محیط پرمهر و محبت خانواده خستگی و ناآرامی ها و تلاطم های روزمره را به فراموشی سپرده و با عزمی راسخ تر و توانی استوارتر به فکر ساختن فردای بهتر برای خود و جامعه می باشند.
علل ناکارآمدی خانواده
امروزه به جرئت می توان ادعا كرد كه منشأ بسیاری از مشكلات اجتماعی، ناكارآمدی خانواده است.
این كه در ادبیات دینی ما از تشكیل خانواده با عنوان دوست داشتنی ترین و گرامی ترین بنیان ها و زمینه ساز حفظ شخصیت دینی، یاد می شود و مقدمه سازی برای ازدواج، از وظایف اولیای خانواده و اجتماع، شمرده می شود، از آن روست كه خانواده زمینه ساز شكل گیری بنیان های شخصیت فرزندان، عامل مؤثر در ایجاد تعادل روانی و نشاط روحی، مهم ترین عامل توسعه انسانی جوامع به دلیل پرورش انسان های كارآمد و مقاوم، مهم ترین محل بازپروری عاطفی و ایجاد كننده تعادل در روابط جنسی، زمینه ساز پویایی اقتصادی و عامل انتقال فرهنگ و ارزش ها به نسل بعدی است. خانواده سالم و كارآمد، همواره مهم ترین عامل حفظ هنجارها و مقاوم ترین سد در مقابل تهاجم فرهنگ بیگانه بوده و هست و صد البته زن در نقش خطیر «همسری» و «مادری» مهم ترین ركن حیات و بالندگی خانواده است.
آن چه خانواده را در نگاه دین از جایگاهی رفیع برخوردار كرده، كاركردهای منحصر به فردی است كه از خانواده، بنیانی مقدس و از ازدواج، پیمان الهی می سازد. در این نگرش، خانواده از یك سو اعتبار همیشگی خویش را از خداوند می گیرد و از سوی دیگر، حلقه اتصال میان حیات جسمانی و معنوی و تعادل بخش به زندگی بشری است و به همین دلیل نه صرفاً سرپناهی برای هم سفرگی كه پایگاهی برای امنیت، آرامش و رشد است و باید آن را مهم ترین پایگاه فرهنگی هر جامعه دانست.
خانواده كارآمد، خانواده ای است كه كانون محبت، انعطاف و رحمت باشد. از این رو آرامش روانی و كاهش اضطرابات، مهم ترین كاركرد خانواده سالم است. در ادبیات دینی زمینه های پیوند عاطفی از سوی خداوند در زن و مرد نهاده شده است.
اقناع نیازهای جنسی زوجین، وجهی دیگر از كارآمدی خانواده و نیز مؤثر در افزایش پیوندهای عاطفی است. از آن جا كه آموزه های دینی و اخلاقی ارتباط جنسی را تنها در چارچوب خانواده مجاز دانسته و برای روابط آزاد جنسی، محدودیت های جدی مقرر كرده اند، توجه به ارتباط جنسی سالم میان زوجین اهمیت بیشتری می یابد.
كاركرد زیستی خانواده ضامن بقای جامعه انسانی است و كاركرد پرورشی آن، زمینه ساز تربیت فرزندانی است كه برای ساختن جامعه فردا آماده می شوند. تعادل روانی، استحكام شخصیتی و قوت اراده، دیگرگرایی، قدرت رویارویی با مشكلات و صبر بر ناملایمات، میل به تلاش و تمایل به سازندگی و ابتكار، ارتباط با خداوند و میل به عبودیت، همگی صفاتی اند كه در شكل گیری و تقویت آنها، خانواده مهم ترین نقش را ایفا می كند و در یك كلام می توان خانواده سالم را بهترین بستر رشد فرهنگی و سلامت جسم و روان و مهم ترین عامل انتقال ارزش ها و پرورش عاطفی و مهم ترین عامل كاهش آسیب های اجتماعی و ارتقای امنیت هر جامعه دانست و زن به عنوان عنصری پرورش دهنده و فرهنگ ساز مهم ترین عامل در تحقق این آثار شگرف است. اگر توسعه انسانی مهم ترین عامل توسعه جوامع شمرده می شود، خانواده به دلیل موقعیت منحصر به فرد آن كه كانون پرورش و آموزش با محوریت عاطفه و نظارت است، بهترین زمینه ساز توسعه انسانی است و زن می تواند در این فرآیند، نقش آفرین ترین عامل باشد.
آسان سازی تشكیل خانواده، متعادل ساختن انتظارات از یكدیگر، رابطه مسئولانه والدین نسبت به یكدیگر، رابطه مسئولانه والدین نسبت به یكدیگر و فرزندان، به ویژه ایفای نقش مدیریت فعال و شایسته توسط پدر و ایفای نقش سازنده عاطفی و تربیتی توسط مادر، تلطیف روابط حقوق با حسن خلق، ارتباط خویشاوندی مسئولانه به منظور برخورداری از حمایت ها و هدایت ها و تقویت نشاط در زندگی، توجه به شرایط اجتماعی و انعطاف در فعالیت ها و نقش ها به منظور حل مشكلات اجتماعی، توجه به پرورش دینی و اخلاق و آداب اجتماعی، و هماهنگی با نهادهای آموزشی و پرورشی از مواردی است كه خانواده ها را برای انجام رسالت تاریخی خود توانمند می سازد.
اما نقش عوامل بیرونی را در استحكام و كارآمدی یا تزلزل و ناكارایی خانواده، هم به عنوان مانع یا تقویت كننده عملكرد والدین و هم به عنوان عامل تأثیر گذار در شخصیت و كاركرد آنان، نمی توان از نظر دور داشت. آن چه امروزه برای نظام اسلامی حائز اهمیت است، اتخاذ سیاست ها و روش هایی است كه فعالیت كلیه نهادها را در جهت ارتقای جایگاه خانواده ، هماهنگ و تقویت كند و موانع كارآمدی را تا حد امكان از میان بر دارد.
ناكارآمدی خانواده و نمودها
نتایج نگران كننده انجام شده در مجامع علمی و آمارهای مختلف، نشان از آسیب پذیری خانواده ایرانی دارد.
نمودهای ناكارآمدی را می توان در موارد زیر مشاهده كرد:
1- كم شدن تمایل به تشكیل خانواده:
آمارها نشان می دهد كه سن ازدواج دختران به مرز 24 سالگی و پسران به مرز 27 سالگی رسیده است. مهم ترین عوامل افزایش سن ازدواج، تغییر فرهنگ اقتصادی، افزایش سطح انتظارات از ازدواج، نظام تحصیلی موجود، بیكاری مردان و اشتغال زنان، ترویج فرهنگ بیگانه، به ویژه در رسانه های جمعی مبنی بر لزوم حفظ استقلال و آزادی های فردی و فرار از محدودیت های ازدواج است.
2- عدم تناسب در ازدواج:
طبق آمار ارائه شده از سوی برخی نهادهای دولتی زنان، در سال 1380، 41 درصد از دختران روستایی زمینه ازدواج را از دست داده اند. به نظر می رسد مهم ترین عامل آن، مهاجرت پسران به شهرها برای تحصیل، اشتغال و میل به همسر گزینی از جامعه شهری است. از سوی دیگر، استقلال پسر و دختر در تصمیم گیری و كم شدن نقش سازنده و هدایت گر والدین در ازدواج آنان كه هم در كم شدن نقش حمایتی والدین از فرزندان مؤثر است و هم در رعایت نشدن تناسب خانوادگی، از جمله عوامل بروز ناسازگاری و آسیب پذیری خانواده هاست. امروزه یكی از عوامل رشد آمار طلاق، كاهش یافتن نقش والدین در ازدواج ها و در ایجاد روابط فرهنگی و خانوادگی است.
[1] جهان فر، محمد، تاریخ نظریه های جمعیتی، ص 15
[2] طاهری، حبیب اله سیری در مسائل خانواده، مرکز حماسه نشر سازمان تبلیغات اسلامی، ص 16
[3] احاادیث برگرفته از کتاب های آیین همسرداری، ابراهیم امینی و انتخبی همسر علی اکبر مطلومی و ازدواج در اسلام علی مشکینی می باشد.
[4] روم/21
[5] میزان الحکمه، ج 7807
[6] تعلیم و ت ربیت در اسلام، ص 252-251
[7] همان، ص 398
[8] مزان الحکمه، ج 7806
[9] اشتهاردی، محمدمهدی، ازدواج آسان و شیوه همسرداری، چاپ اول، موسسه انتشارات نبوی، پاییز 72، ص 25
[10] همان، ص 26
[11] رسول، پاتولوژی فردی و اجتماعی، چاپ دوم، 1372، ص 49
[12] همان، ص 50
ازدواج از دیدگاه اسلام
ازدواج از دیدگاه اسلام
مفهوم بلند و معنی زیبای ازدواج در فرهنگ عالی و آسمانی اسلام متجلی است و در کتاب تکوین و تشریع برای آن صفحات زرینی مختص که در هیچ فرهنگ و مکتبی نمی توان برای آن مدلی یافت. اسلام برای معنای ازدواج سنگ تمام گذاشته و آن را با بهترین وجه تفسیر و تبین کرده و نقش رنگین و زیبای آن را در رشد و تعالی انسان تفهیم کرده است که برتر از قیاس و وهم و گمان می باشد.
با نگرشی به دو منبع بزرگ اسلامی یعنی قرآن و سنت، جایی برای هیچ گونه توهم و شک باقی نیست. اندیشه های منحرف از این دو منبع، محکوم به ابطال و فنا است. و کناره گیری و دوری از آن دو موجب گمراهی و ضلال است. چنان که رسول گرامی اسلام در آن سفارش جاودان خود را بیان داشت: من دو چیز گرانبها در میان شما به امانت می گذارم، یکی کتاب خدا و دیگری اهل بیت من که مفسران واقعی و حقیقی کتاب خدا می باشند که پیروی از آن دو موجب نجات شماست و کناره گیری موجب ضلال.
ما مفهوم عالی ازدواج را به طور اجمال و در خور این نوشته از این دو منبع بیان می کنیم و رد می شویم و سپس به سراغل اصل موضوع می رویم
در نگاه قرآن
خداوند که مصدر خلقت و آفرینش است و آخرین کتاب او ـ قرآن ـ تمامی دستورها و فرامین خود را در یک منشور کلی بیان داشته که به عنوان کتاب زندگی باید از آن نام برد که هدفش معرفی جهت کلی حیات بشری است و خداوند تمامی دستورالعمل های خود را برای انسان در این کتاب بیان داشته «لارطب و لایابس الا فی کتاب مبین» از جمله آن دستورها، راهنمایی انسان به سوی ازدواج است که با یک جمله زیبا، چهره زیبای آن را در یک آیه بیان داشته می فرماید:
«وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَيْهَا؛ از نشانه های خداوند است که آفرید برای شما از خود شما زوجهایی، تا آرامش بیابید به وسیله آنها.»[1]
خداوند ازدواج و خلقت ازدواج را از نشانه های خود معرفی نموده است و حکمت آن را نیز بیان داشته است.
فکر و اندیشه انسان های گریخته از مرکز وحی و مصدر خلقت به عمق این معنی نتواند رسید. سوء استفاده او برداشت های غلط و افکار مشوش و اسیر شهوت، ناگزیر از سوء تعابیر است و سوء برداشت. کسانی که تمامی کرامت های انسانی و تمامی مسائل انسانی را بازیچه هوست های خود قرار داده اند و از آنها سوء استفاده کرده اند، در این یک امر مهم و مسئله بزرگ انسانی نیز بیشترین سوء استفاده ها را کرده اند و آن را به لجن کشیده اند و کلمات را از مواضع خویش منحرف کرده اند.
قرآن با تعبیری که در آیه دارد، جلوی این گونه برداشت های غلط را گرفته و به ازدواج، یک معنی و مفهوم آرمانی داده است.
گذشته از آیات دیگر قرآن که دستور به ازدواج داده و تعدادشان هم کم نیست، آیه مذکور از یک مقام بلندی برخوردار است که مبین و مفسر آیات دیگر در زمینه ازدواج است و آیاتی که دراین زمینه وارد شده اجمالاً به شرح ذیل است:
1. «وَأَنكِحُوا الْأَيَامَى مِنكُمْ؛[2] همسر گیرید زنان بی شوهر را از میان خودتان»
2. «وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلاً مِّن قَبْلِكَ وَجَعَلْنَا لَهُمْ أَزْوَاجًا وَذُرِّيَّةً؛[3] ما رسولانی را پیش از تو ـ ای رسول ـ فرستادیم و قرار دادیم برای آنها همسرانی و نسلی.»
3. «وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ؛[4] و کسانی که می گویند پروردگارا ببخش برای ما از همسران ما و نسل های ما نور چشمان»
آیه اولی در مقام امر به ازدواج است و آیه دومی در معرض امتنان و اظهار فضل و مدح اولیاء خداست. در سوالی که در دعا است که در آیه سوم است طبق بیان مرحوم فیض کاشانی[5]، مخاطب کلام خداوند کسانی هستند که ایمان و ایقان به او دارند و آنهایی که از جرگه موحدین بیرون اند؛ یعنی سخنان باری تعالی را درک نمی کنند. کلام دلنشین حق به دل خدامداران می نشیند و اینها موظف اند در شعاع افق وحی و فرامین خدا گام بردارند که «ما خلا الله» باطل است. طبیعی است آنهایی که در خلاف مسیر حق رهسپارند، از مسائل انسانی نیز انتظار و برداشت خلاف دارند و آن کسی که خود را با قوانین حقه آسمانی تطبیق نکند، در پریشانی است که خداوند فرمود: «من اعرض من ذکری فان له معیشته ضنکا؛ هر کس که از یاد خدا غافل شد زندگی دشواری درپیش راه او است.»
همه چپ رویها و راست رویها در امور مربوط به انسان محکوم به بن بست است که «الیمین و الشمال مضله و الطریق الوسطی هی الجاده» که منظور از طریق وسطی و راه صحیح همان راه قرآن و خداوند است که انسان باید خود را با آن وفق دهد. خداوند نه مجردزیستی را قبول دارد و نه عیاشی و روابط نامشروع را. آنچه که موافق فرامین الهی است ازدواج مشروع است که علاوه بر آیات گذشته، مورد سفارش پیامبران و صالحان نیز می باشد.
در نگاه سنت
دو بعد ازدواج از معصومین سلام الله علیهم مطالب زیادی به دست ما رسیده است که اجمالاً چند حدیث را نقل می کنیم.
قال رسول الله (ص): «النکاح سنتی فمن احب فطرتی فلیستن سنتی؛[6] نکاح سنت من است پس هر کس که فطرت مرا دوست می دارد، از سنت من پیروی کند.»
باز حضرت می فرمایند: «من نکح لله و انحک لله استحق و لایه الله؛[7] کسی که نکاح کند برای خدا و زنی را شوهر دهد استحقاق ولایت خدا را دارد.»
چیزی که قابل توجه است، این است که در این احادیث و امثال آنها پیامبر اکرم (ص) به این امر حیاتی و به این مسئله مهم عنایت ویژه ای دارند.
هرچند فقها ازدواج را یک امر مستحبی ذکر کرده اند، ولی رسول خدا به هیچ یک از فرائض نفرموده سنت من و به هیچ کدام از مستحبات نفرموده است سنت من و حال آنکه فرائض به عنوان یک دستور لازم الاتباع است و مستحباتی مثل روزه های غیر ماه رمضان و نماز شب و سایر مسائلی که خود رسول خدا در انجام آنها کوتاهی نفرمده اند، می بینیم به هیچ کدام از آنها نفرموده سنت من ولی درباره ازدواج بارها و بارها با تعابیر گوناگون می فرماید آن سنت من است. تا جایی که می فرماید کسی که ازدواج نکند از من نیست. یعنی مسلمان نیست، یعنی پیرو خدا و قرآن نیست. همه اینها دلالت بر این دارد که حضرت یک عنایت خاص به این امر داشته اند و مسلمان را نیز بدان ترغیب فرموده اند.
تعبیر زیبایی از امام خمینی
حکما و عرفا و بزرگان علم و دانش که همیشه در مسائل انسانی بهترین و عالی ترین برداشت ها و تعابیر را داشته اند و هیچ گاه چون جاهلان و فرو رفتگان در غرقاب جهل و نادانی و اسیران در بند رسومات باطل فکر نمی کنند و نکرده اند و همیشه تلاششان این بوده که از مس طلایی بسازند. امام راحل نیز از آن فرزانگان بوده و از طایفه های قافله که اعماق مسائل، نظر می کرد و از کلام خداوند و سخنان معصومین، بهترین برداشت ها را داشت. در زمینه ازدواج نیز با همان اندیشه اسلامی و متکی به وحی تعبیر عالی دارد می فرماید:
سالک چون طبیب حاذق باشد زمام نفس خود را در ایام سلوک بگیرد و از روی اقتضائات احوال و ایام سلوک با نفس رفتار کند و در ایام اشتغال شهوت که غرور جوانی است طبیعت را به کلی منع از حظوظش ننماید و یا طریق مشروع آتش هشوت را فرونشاند که نشاندن شهوت به طریق امر الهی اعانت کامل در سلوک راه حق کند.
آنگاه می فرماید: «پس نکاح و ازدواج کند که از سنن بزرگ الهی است که علاوه بر آنکه مبدا بقا نوع انسانی است در سلوک راه آخرت نیز مدخلیت بسزا دارد.»[8]
این اندیشه و برداشت صحیح یک انسان کامل و یک شاگرد پرورش یافته مکتب اسلام است، کسی که چنین اندیشه ای را دارا باشد و همه مسائل را امری بداند که تعالی انسان با آن بارور می شود، چگونه می تواند در تسهیل چنین کاری خود را به مشقات بیندازد و گرفتار تکلفهای ناپسند کند و مسائل انسانی را دچار بندهای وای مرسومات و فرهنگ غلط ساختگی نماید و باعث گردد بندگان خدا در یک امرساده دچار و گرفتار و گریبانگیر یک سلسه امور بشوند که آنها را از راه باز می دارد.
اگر رسول خدا می فرماید: نکاح سنت من است و اگر می فرماید هر کسی از سنت من اعراض کند از من نیست، در چارچوب یک مسئله انسانی است و درباره مسئله ای حرف می زند که بشریت باید برای احیای آن سنگ اندازی نکنند. بلکه باید راه را برای آنان هموار نمایند.
امروز ازدواج به عنوان یک مشکل مطرح است و از مسائلی است که بسیاری از سایر مسائل را تحت الشعاع قرار داده و شاید علت آن این باشد که ازدواج از آن چیزی که مدنظر اسلام است دور شده و به سختی دیگر رفته. چرا که وقتی بر گذشته نگاه می کنیم وقتی که تاریخ حیات اسلام و مسلیمن را ورق می زنیم وقتی که به سیره پیشوایان معصوم نظر می کنیم، مشکلی به عنوان ازدواج نمی یابیم و این مسئله ای که به عنوان یک چیز حاد امروزه مطرح است و گریبان گیر جامعه اسلامی، مشکلی است برخود مسلمان ها، که به وجود آورده اند و مادامی که آن روح پاک و مقدس اسلامی در جامعه حاکم نشده است این مشکل همچنان باقی است.
شاید گفته شود که در گذشته مسائل زندگی این قدر پیچیده و بغرنج نبوده و مسئله ای به نام اقتصاد به این مهمی که امروز هست وجود نداشته و بافت جامعه آن روز اینقدر که امروز نمود دارد نداشته و مشکلی به نام مشکل کار و مسکن نبود، اینها مسائلی است که تشکیل خانواده و ازدواج را دشوار کرد.
پاسخ این است که در آن روز نیز همین مسائل به اندازه خود مسئله دشواری بوده و هیچ کس همه چیز زندگی اش مهیا نبوده، مشکل درآمد، مسکن، کار و ... نیز همان وقت ها وجود داشته ولی با این همه هیچ کس خود را از ازدواج، بی نصیب نمی گذاشت و به اندک وسایل زندگی و درآمد قناعت می ورزید.
دلهره هایی که از جانب کسب و کار و روزی که امروز وجود دارد، آن روز نیز بوده و از اینکه کسی بیکار بوده و درآمد کافی نداشته، از رفتن زیر بار ازدواج و تشکیل خانواده دریغ می کرده و احادیثی که در سرزنش و نکوهش اینگونه افراد در منابع اسلامی وجود دارد، حاکی از این مسئله است.
خداوند به کسانی که دلهره روزی عیال را دارند و از ترس اینکه آنها نتوانند مخارج لازم خانواده را درنیاورند ازدواج نمی کنند، بشارت می دهد که از جهت مخارج نگران نباشید و می فرماید: «وَأَنكِحُوا الْأَيَامَى مِنكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِن يَكُونُوا فُقَرَاء يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ؛[9] زنان بی شوهر را به نکاح درآورید و شایسته گان از بندگان و کنیزان خویش را، اگر ناتوان باشید خداوند با فضل خویش بی نیازشان کند و خداست گشایش مند دانا.»
امام صادق (ع) در حدیثی بیان می دارد که: «من ترک التزویج مخافه العیله فقدأ ساء بالله الظن؛[10] کسی که از ترس مخارج خانواده ازدواج را ترک کند به خدا گمان بد برده.»
و در حدیث دیگری می فرماید: مردی حدیث پیامبر اکرم (ص) آمد و از ف قر به ایشان شکایت کرد، حضرت فرمود: ازدواج بکن سپس ازدواج کرد و فقرش از بین رفت.[11]
در رابطه با هیمن حدیث، فردی از حضرت صادق (ع) سوال کرد که آیا این حدیثی که مردم از رسول خدا (ص) نقل می کنند، درست است؟ فرمود: بلی درست است آنگاه فرمود: روزی به همراه زن و عیال است.[12]
مسائل فوق چیزی است که از مصدر حق و از جانب رسول خدا و فرزند صالح ایشان یعنی امام صادق بیان شده و هیچ کس نمی تواند در آنها شک به خود راه دهد و تجربه نیز ثابت کرده است که کسانی که ازدواج کرده اند، زودتر از دیگران سرو سامان یافته و رزقشان بیش از غربها بوده است. کسی که در مدار سالم زندگی می کند، آسایش او بیشتر از دیگران می باشد و ترس و نگرانی مخارج بیهوده است و خداوند آن را تضمین نموده است و هر کس هم که بخواهد زودتر از دست فقر و تنگنایی درآمده، رهایی یابد به سفارش رسول خدا (ص) عمل کند و کسانی هم که دچار تگنایی معیشت هستند از جانب عیالمندی نیست. بلکه خلل در عقیده و در عمل است که خداوند نیز فرموده که: «من اعرض عن ذکری فان له معیشه ضنکا؛ کسی که از یاد خدا اعراض کند، دچار تنگنای معیشت می شود.»
پس مسئله مشکل درآمد اختصاص به زمان خاص نداشته و ندارد، بلکه درگذشته نیز مسلمانان بدان مبتلا بوده اند و خداوند نیز فرموده از این جهت نگران نباشید، منتهی باید در آغاز بار را سبک برداشت. بهانه ها و نگرانی ها از جانب ناتوانی در اداره زندگی و غفلت از فضل خداوند تولید می شود و این نگرانی ها و بهانه جویی ها را خداوند از وساوس شیطانی بیان داشته می فرماید: «الشیطان یعدکم الفقر؛ این شیطان است که اینگونه بهانه ها و وعده ها را به شما می دهد پس اینگونه افراد که طرز تفکر این چنین دارند، اسیران وساوس شیطان اند و عنان زندگی و تفکرات آنها در دست شیطان است.
تعاریف ازدواج
تعریف اول
ازدواج پایه گذار خانواده زناشویی است که همانا رابطه قانونی عرفی یا مذهبی است و مرد و زن را برای شرکت دائم یا موقت در زندگی به هم پیوند می دهد.[13]
تعریف دوم
ازدواج عبارت است از پیوستگی مرد و زن به عنوان زن و شوهر تحت مقررات اجتماعی مخصوص[14]
تعریف سوم
روبرت لوی، قوم شناس آمریکای اتریشی تبار در کتاب فرهنگ و قوم شناسی، زناشویی را یک بستگی تقریبا پایدار میان یک زوج مجاز تعریف کرده است.
تعریف چهارم
از سنت گر ازدواج را به منزله اعتراف علنی و ثبت رسمی مزاوجت می داند.[15]
تعریف پنجم
دکتر باقر ساروخانی با جمع بندی چند تعریف از ازدواج، تعریف کاملتری از زناشویی را ائه می دهد:
«ازدواج عملی است که پیوند دو جنس مخالف را بر پایه روابط پایای جنسی موجب می شود. در تعریف ازدواج روابط جسمانی بین دو انسان از دو جنس مخالف خود کافی نیست چرا که ازدواج مستلزم انعقاد قرارداد اجتماعی است که مشروعیت روابط جسمانی را موجب گردد. به بیان دیگر دوره تحقق ازدواج باید شاهد تصویب جامعه نیز باشیم.»[16]
ازدواج در ادیان
ادیان و آیین های مختلف هریک براساس اخلاقیات، ارزش ها و یا برداشت ها و مبانی اعتقادی خویش به نوعی ازدواج را مورد بررسی و مطالعه قرار داده و اکثر آنان نظر مساعدی نسبت به این امر داشته و آن را امری نیکو و مستحسن قلمداد کرده و پیروان خود را به ازدواج و تشکیل خانواده تشویق نموده اند. البته برخی از ادیان مانند مسیحیت نظری دوگاه نسبت به ازدواج ارائه می دهد. هر یک از شاخه های آن به شکلی این پدیده را مورد .... قرار می دهد و برخی از آیین ها مانند تصوف تا حد زیادی با ازدواج به مخالفت برمی خیزد.
هرچند بسیاری از اهل آن بالاخره ردای ازدواج را به تن کرده اند در این قسمت ابدا دین زرتشت را ذکر و سپس به سایر ادیان در این رابطه می پردازیم:
دین زرتشت
در دین زرتشت ازدواج امری نیکو تلقی شده و به تشکیل خانواده سفارش شده است، همچنین داشتن فرزندان فرازنده از ثوابها محسوب گردیده است و در یکی از کتیبه های داریوش هخامنشی آمده است: «اگر تو این کتبیه ها را زیان مرسانی و آن را حفظ نمایی اهو را مزدا تور ا یاری می کند و به تو فرزندان متعدد بخشد و به تو زندگی دراز عطا کند.»[17]
روشن است که داشتن فرزندان متعدد در سایه ازدواج و تشکیل خانواده سبب می گردد و این مطلب موافقت دین زرتشت را با ازدواج نشان مید هد.
درارت یشت ـ یشت شانزدهم (از مجموعه یشتها) نیز نکاتی درباره ازدواج و زاد و ولد وجود دارد، از آن جمله است:
«تقبیح سقط جنین و برحذر داشتن خانواده ها از دید شوهران دختران خود، نکته اخیر در یسنا نیز مورد توجه قرار گرفته است و این زشت ترین کاری است که دشمنان دین اهورایی انجام می دهند و دوشیزگان را از زناشویی باز می دارند و در خانه نگه می دارند.»[18]
در پندنامه زرتشت آمده است:
« ... و خورشید به سه دلیل هر روز سه مرتبه مردم گیتی را فرمان دهد، بامداد این گوید که اورامزدا (اهورا مزدا) به شما که مردمان زمین هستید می گوید در کار نیک کوشا باشد تا من حیات دنیایی را برای شما مهیا سازم. نیروز این گوید: که بر زن خواستن و فرزند بارآوردن و سایر وظایف کوشا باشید. این مطالب نشان دهنده آن است که زن خواستن و فرزند بار آوردن جزء وظایف مردم می باشد یعنی مردم موظف به انجام چنین اموری هستند.»
در همین پندنامه در جایی دیگر چنین آمده است:
« در گیتی نخست باید به دین استوار بودن، دوم زن گرفتن، پیوند در گیتی روان ساختن، بدان کوشا بودن و از آن روگردان بودند.»[19]
در اوستا نیز آمده است:
«به درستی به تو گویم ای سپنتمان زرتشت، من (اهورامزدا) برتری دهم مرد زن برگزیده را به آن کسی که زن نگرفته است، برتری دهم مرد خانماندار را به آن کسی که بی خانمان است، برتری دهم کسی را که فرزنددار است به آن کسی که بی فرزند است ...[20]»
به طور کلی می توان که در دین زرتشت، ازدواج امری اجباری است، پدر و مادر وظیفه دارند که زمینه ازدواج فرزندان خود را فراهم نمایند و هدف غایی از ازدواج نیز تولید نسل می باشد و به همین علت بود که اگر مردی بدون فرزند از دنیا می رفت به هر شکلی که بود برای او فرزند خوانده انتخاب می کردند.
کیش مانی
اجتناب از ازدواج و تولید نسل یکی از مهمترین احکام کیش مانی است وظیفه یک مانوی آن بود که از لذت های دنیوی، همچون ازدواج، خوردن گوشت و نوشیدن شراب و ثروت اندوزی و تملک و حتی زراعت و برداشتن محصول خودداری کند اما چون همگان یارای این خویشتن داری ها را ندارند تنها خواص و برگزیدگان با چنین محدودیت هایی روبرو هستند. عامه پیروان (نیوشامگان) مسامحتا از این معافیت ها و محدودیت ها ندراند.
مذهب هند
مذهب هندو یکی از مذاهبی است که ازدواج را به تمام پسران خویش توصیه می کنند این مذهب که یک از ادیان قدیمی به شمار می رود و بیش از 4500 سال قدمت دارد بر رشد جمعیت و باروری آن تاثیر به سزایی داشته است.
حدود 5/1 میلیارد جمعیت دنیا چیروان چنین مذهبی هستند، از نظر این مذهب بدون داشتن یک پسر راه یافتن به بهشت امکان پذیرنیست و براین اساس ازدواج برای پیروان این مذهب فریضه ای مهم می باشد و همه افراد باید ازدواج کنند تا بتوانند به تکالیف دینی خود عمل نمایند.
«لذا ازدواج در سنین پایین موردتوجه قرار گرفته در جامعه هندو عمده ترین هدف ازدواج برآورده کردن نیازهای درونی و تجدید نسل می باشد در بین پیروان این مذهب ضرب المثلی متداول است: بچه ای بیاور، درختی بکار و کتابی بنویس»[21]
آیین بودا
آیین بودا نسبت به ازدواج و تشکیل خانواده نظری نامساعد دارد برای تایید این موضوع لازم است که به یکی از قدیمی ترین متون بودایی استناد شود.
آنان (راهبان) از فرزند و دارایی و پیشرفت در این جهان قطع علاقه می کنند. دوستی این امور را از دل می رانند زیرا علاقه به فرزندان علاقه به دارایی، علاقه به ترقی و پیشرفت در این جهان است و در هر حال و در هر حال در هر یک از آنان نوعی علاقه وجود دارد.
با توجه به مطالب مذکور، یک راهب بودایی، خود را از هرگونه وابستگی به اموال و اشخاص باز می دارد و برای پرداختن به زندگی بی سامان باعث می شود که حق مالکیت و روابط زناشویی و عواطف خانوادگی منتفی گردد.
رابعه عدویه یکی از مشهورتین عرفای قرن دوم هجری است که در طی زندگی خود هرگز ازدواج نکرده و غالب اوقات خویش را به ذکر و عبادت خداوند منان می گذرانید. منقول است که روزی عارف شهیر، حسن بصری از او خواستگاری کرد رابعه که در حق فانی شده بود گفت: «عقد نکاح به موجود تعلق می گیرد و اینجا دیگر موجودی نیست من از خود نیست شده ام و به او هست شده ام. از آن او هستم و در حکم او اجازه خواستگاری از او یاد خواست نه از من.[22]»
البته برخی از صوفیان نیز همانند ابوسعید ابوالحیر نیز ازدواج و زاد و ولد را عملی پسندیده و یا حداقل ضرورتی انکارناپذیر تلقی کرده و مردم را بدان امور تشویق کرده اند. مولوی نیز مردم را از گرایش به رهبانیت و ترک امور دنیوی بازداشته است.
دین یهود
در دین یهود نیز ازدواج مورد تشویق قرار گرفته است. قدیمی ترین نوشته در این مورد مربوط به عهد عتیق (تورات) می باشد. آن جا که می گوید: «پس خدا آدم را به صورت خود آفرید او را به صورت خدا آفرید و ایشان را نر و ماده آفرید و ایشان را خدا برکت داد و خدا به ایشان گفت: بارور و کثیر شوید و زمین را پر سازید و بر آن تسلط نمایید بر ماهیان دریا و پرندگان آسمان و همه حیوانات که بر زمین می خزند حکومت کنید.»[23]
« یکی از سنت های دین یهود براین دلالت دارد که زن پیر به مرد جوان شوهر نکند و مرد سالخورده با زن جوان پیمان زناشویی ننهد. سن شرعی ازدواج برای دختران 13 سال به بالا و برای پسران 18 سال به بالا می باشد. معمولا برای دختران تا سن پانزده سالگی از دادگاه معافی شرط سن گرفته می شود ولی این امر به هیچ وجه در مورد پسران صادق نیست و حتی اگر پسری از این معافیت برخوردار باشد دفاتر ازدواج یهودی ها ازدواج او را شرعا ثبت نمی کنند. چرا که در دین یهود تاکید گردیده که مرد باید عاقل و رشید باشد.»[24]
مسیحیت
دین مسیح نظری دوگانه نسبت به ازدواج دارد. بسیرای از رهبران مسیحی دید خوشی نسبت به ازدواج نداشته و خود نیز ازدواج نکرده اند. اما همین افراد در مواردی ازدواج رابرای جلوگیری از فساد اجتماع لازم دانسته اند و آن را بلای مردم عادی در مواردی ضروری تلقی کرده اند. کشیشان مسیحی اولیه اگرچه نسبت به چنین امری گذشت و خوش بینی لازم را نداشتند اما در مواردی آن را یک بلای لازم می دانستند.
پل که از رهبران بزرگ مسیحی بود نسبت به ازدواج اصلا خوش بین نبود و فقط از این نظرکه به قول خودش« ازدواج بهتر از سوزانیدن» است با ازدواج موافقت می کرد.
این روحانی بزرگ در تمام عمر خود ازدواج نکرد و روش مخالفت آمیز او اثرات عمیقی در طرز رفتار و طرز فکر کلیسا و سایر رهبارن مسیحی پس از او باقی گذاشت.
روش مخالفت آمیز کشیشان نسبت به ازدواج به مرور زمان نضج بیشتری یافت. با ریاضت عجین شده به طوریکه مجرد بودن به منزله بهترین وضع مطلوب قلمداد شد و ازدواج به مثابه امری مکروه نمایان شد که اجتناب از آن بهتر بود و تنها به آن دلیل از طرف کلیسا مباح اعلام شد که تاحدود زیادی به هرزگی و فحشا نداشتن توجه داشت و همچنین از زنا ممانعت به عمل می آورد. به طور کلی می توان گفت که نر دین مسیح درباره ازدواج تا حدودی در هاله ای از ابهام قرار دارد. به این دلیل که حضرت عیسی (ه) با ازدواج یکی از دوستان فقیر و تنگدستش مخالفت نکرد و در مجلس عروسی او نیز شرکت کرد او هرگز به دوستش نگفت که راه غلطی را در زندگی در پیش گرفته است.
همچنین عشق حضرت عیسی (ع) به کودکان نیز نشانگر علاقه او به فرزندانی بود که حاصل ازدواج بودند. از بین حواریون مسیح تنها «ژان» که جوان و در سن بلوغ بود ازدواج نکرد و بقیه دارای زن و فرزند بودند.
راهبه ای به نام هلوئین از آبلار فیلسوف فرانسوی در مورد روابط زن و مرد از دیدگاه دین مسیح سوال می کند و آن اندیشمند معروف این چنین پاسخ او را می دهد:
حضرت مسیح (ع) عقیم بودن را نفرین کرده و زناشویی امری نیکو بده است زیرا برای خداوند امت می سازد. رابطه جنسی به صورت زناشویی مانع بروز تمایلات غیرمشروع است. بنابراین روابط جنسی زناشویی علاه بر گناه نبودن قابل تحسین می باشد.»[25]
به عنوان نتیجه کلی می توان گفت که در دین مسیح در زمینه ازدواج و توالد و تناسل بین عوام و خواص فرق می باشد. در مورد عامه مردم دستورالعمل جمعیتی براساس اصل معرف توالد و تناسل نمائید و زمین را از بشر پر کنید، قرار دارد ولی در موارد خاص (رهبران روحانی) تمایل بیشتری نسبت به رهبانیت و تارک دنیا شدن وجود دارد که البته در مورد پروتستان ها این قید برداشته شده زیرا کشیش های پروتستان برخلاف کشیش های کاتولید حق ازدواج دارند. در سال های اخیر کلیسای ازتودوکس نیز ممنوعیت ازدواج را تاحدودی زیاد برای مقامات روحانی لغو کرده است ولی با این وجود سعی می کند که اسقف های خود را بین کشیش های مجرد انتخاب کند.[26]
چارچوب های نظری تحقیق
فلاسفه، روان شناسان، جامعه شناسان، مردم شناسان و سایر اندیشمندان در طول اعصار تاریخی، هر یک از زاویه ای خاص به ازدواج و خانواده نگریسته اند. در اکثر نظریات به ازدواج به عنوان پدیده ای مثبت نگریسته شده که باعث مشروعیت یافتن روابط جنسی بین افراد می گردد و به موجب آن افراد حق دارند که از یکدیگر تمتع جنسی برده و نسل خویش را امتداد بخشند.
از نقطه نظر برخی از روان شناسان، غریزه جنسی از غرایز دیگر، قوی ت می باشد و همین غریزه است که باعث شکل گیری خانواده می شود. همچنین بعضی از روان شناسان، غریزه پدر و مادری را سنگ بنای خانواده دانسته اند که به نظر من تلفیقی از همه این نظریات می تواند نظریه کاملتری ارائه دهد. چون هر یک از این دیدگاه ها از یک منظر به قضیه ای واحد نگریسته اند. بنابراین می توان گفت که سخنان آنان تکمیل کننده کلیتی واحد در موردازدواج و خانواده است.
همانطور که اگر فردی دچار احساس تشنگی و گرسنگی گردید برای رفع چنین نیازهایی، به دنبال آب و غذا می گردد و در صورت عدم دستیابی به آب و غذا تازه به ناگزیر از آب های آلوده و غذاهای فاسد استفاده می کند غرایز جنسی نیز هنگامی که در وجود فرد بیدار شوند که معمولا در سنین جوانی این صاعقه ها در اوج خود قرار می گیرند، فرد را به یافتن جفت و همراه مناسب رهنمون می سازد. و به همین دلیل است که جامعه از دیرباز کانال های قانونی خاصی را برای رفع این جوامع طبیعی درنظرگرفته است و سعی می کند از راه های سالم و مشروع (مانند ازدواج) این غرایز را ارضاء و اشباع نماید و به همین دلیل نهادها به وجود می آیند.
البته بعد از ازدواج و تشکیل خانواده با تولد فرزندان، وظایف این نهاد سنگین تر می گردد و خانواده باید کارکردهای تازه ای از جمله مراقبت از فرزندان و تربیت آنان را برعهده گیرد تا اینکه جریان اجتماع پذیری به بهترین شکل صورت پذیرد و نسل تازه با ارزش ها و هنجارها و آداب و رسوم نسل های گذشته آشنا گردد و برای پذیرش نقش هایی که در آینده به او محول می شود آماده گردد. اما در جامعه ما در مقابل این مسیر طبیعی، موانعی ایجاد گردیده است. موانعی مانند طولانی شدن دوران تحصیل که باعث شده است که خانواده های جدید با تاخیر زمانی زیادتری تشیکل گردند و در مواردی نیز اصلا به وجود نیایند. یا عوامل اقتصادی، مانند افزایش میزان شیربها و مهریه و جهیزیه و ندشاتن شغل و درآمد و مسکن و ... که همه اینها سدهای بزرگی را در مقابل ازدواج و تشکیل خانواده به وجود آورده اند. پس در واقع شرایط جدید زندگی بر راه حل های پذیرفته شده اجتماعی در طول تاریخ همچون ازدواج قفل محکمی زده است که همگان کلید گشودن آن را ندارند و تنها کسانی که ازنظر موقعیت اقتصادی در شرایط مطلوب به سر می برند، توان راه یافتن به محیط گرم و پرمحبت خانواده را دارند و می توانند از عطر و بوی گیاه زندگی سعادتمندانه برخوردار گردند. و با این حساب دیگران باید در وادی تجرد و در مسیر پر سنگلاخ آن بدون یارگیری همراهی شفیق به ادامه طریق بپردازند.
تعبیر ساده این نظریه همان ضرب المثل معروف است که «فقر باعث جرم می شود» به موجب این ضرب المثل وجود فقر در ساختار اجتماعی، باعث بروز انحرافات می گردد. فرد در اثر فقر خانواده یا بیکاری و یا نداشتن شغل مطمئن، موفق به ازدواج نمی شود. به علت اینکه نمی تواند خانواده ای تشکیل دهد، دچار آوارگی و سرگردانی شده و در مواردی به انحرافات مختلف دست می زند. این مسائل را می توان به عنوان فشارهای ساختاری درنظر گرفت که به او تحمیل شده و موجبات انحراف او را فراهم ساخته است.[27]
[1] روم/21
[2] نور/32
[3] رعد/38
[4] فرقان/74
[5] مهجه البیضاء، ج3، ص 53
[6] مهجه البیضاء، ج3، ص 53
[7] همان، ص 54
[8] آداب الصلاه امام خمینی، ص 32
[9] نور/32.
[10] مههجه البیضاء، ج3، ص 55
[11] همان، ص 56
[12] همان ص56
[13] معزی، اسداله، مبانی جمعیت شناسی، موسسه انتشارات آوای نور، تهران، 1371، ص 61
[14] آتشفته تهرانی، امیر، جامعه شناسی جمعیت (نمونه ایران)، چاپ دوم، موسسه انتشارات جهاد دانشگاهی اصفهان، زمستان 1372، ص 267-266.
[15] کنیک ساموئل، جامعه شناس، ترجمه مشفق همدانی، چاپ پنجم، کتاب های سیمرغ، 1353، ص 150.
[16] ساروخانی، باقر، مقدمه ای بر جامعه شناسی خانواده، ص 23.
[17] کتابی، احمد، نظریات جمعیت شناسی، انتشارات اقبال، ص 20.
[18] همان، ص21
[19] همان، ص 20
[20] همان، ص 20
[21] شیخی، محمدتقی، جامعه شناسی جمعیت و تنظیم خانواده، زمستان 73، ص 167
[22] کتابی، احمد، نظریات جمعیت شناسی، ص 207.
[23] کاظمی پور، شهلا، بررسی دموگرافیک تغییر سن ازدواج، خرداد 1351، ص 9-8
[24] گنیک، ساموئل، جامعه شناسی، ص 161
[25] کتابی، احمد، نظریات جمعیت شناسی، ص 41
[26] کتابی، احمد، نظریات جمعیت شناسی، ص 41
[27] ستوده، هدایت اله، آُیب شناسی جمعیت اجتماعی، ص 119
2. پیشینه تحقیق
2. پیشینه تحقیق
1. رسالت کارشناسی خانم شهلا کاظمی پور در خردادماه 1351 در گروه آموزشی علوم اجتماعی داشنگاه تهران تحت عنوان بررسی دموکراتیک تغییر سن ازدواج به راهنمایی آقای دکتر مهدی امانی انجام گرفته در ضمن این تحقیق آمده است: هرچه درجه تحصیل بالاتر گردد تعداد ازدواج ها کاهش می یابد و این به دو علت است: اولا اینکه تعداد تحصیل کرده ها نسبت به بیسوادها بسیار کم است و ثانیاً پایان تحصیلات عالی ازدواج را به تاخیر می اندازد.
2. رساله کارشناسی ارشد آقای حمید پوریوسفی در سال 1355 در دانشکده علوم اجتماعی و تعاون دانشگاه ترهان تحت عنوان سن ازدواج در ایران به راهنمایی آقای دکتر بهنام انجام گرفته است یافته های این تحقیق چنین است:
الف) با بالا بردن درجه تحصیلات سن ازدواج هم بالا می رود.
ب) با بالا رفتن تخصص و امکانات شغلی سن ازدواج هم بالا می رود.
ج) با افزایش دفعات ازدواج سن ازدواج بالا می رود.
3. رساله کارشناسی آقای ابوالقاسم بالی لاشک در سال 1356 در دانشکده علوم اجتماعی و تعاون دانشگاه تهران تحت عنوان عوامل اجتماعی ـ اقتصادی موثر در تغییر سن ازدواج زنان کارمند که به راهنمایی خانم دکتر ویدا ناصحی انجام گرفته است. یافته های این تحقیق چنین است:
الف) سطح سواد در تعیین سن ازدواج زنان موثر است
ب) اشتغال یکی از ملاک های تعیین سن ازدواج می باشد.
ج) درآمد یکی از شاخص های تعیین سن ازدواج است.
د) شدت و ضعف مذهب در خانواده در تعیین سن ازدواج نقش عمده ای دارد.
4. رساله کارشناسی آقای محمود شهابی در سال 1371 در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران تحت عنوان آرمان های زوجیت و همسرگزینی در شهروندان (پژوهشی درباره میزان توافق دختران دبیرستانی و مادران آنها و طرز تلقی های زناشویی) به راهنمایی دکتر باقر ساروخانی. یافته های این تحقیق چنین است
الف) مفهوم همسان همسری به عنوان یک قاعده در جامعه ایرانی مصداق ندارد. قاعده در این مورد برابری و همسانی نیست بلکه وجود فاصله سنی به نفع مرد است.
ب) میل به همسان گزینی طبقاتی منزلتی، در مادران تهرانی شدیدتر است تا در دختران آنها درحالیکه میل به همسان همسری تحصیلی در دختران قوی تر است تا در مادران آنها
ج) میل به همسانی همسری منزلتی بیشتر در دختران و مادران متعلق به خانواده های طبقاتی بالا و بسیار بالا و میل به همسان همسری تحصیلی بیشتر در خانواده های متعلق به طبقات متوسط و پایین وجود دارد.
د) توافق نظر دختران و مادران درخصوص همسرگزینی منزلتی بیشتر از میزان توافق نظر آنها در مودر همسان همسری تحصیلی و عامیت همسرگزینی است.
5. راسله کارشناسی خانم رویا بهینا در سال 1375 در گروه علوم اجتماعی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان تحت عنوان بررسی سن اولین ازدواج و طلاق و ارتباط آن با عوامل اقتصادی و اجتماعی شهرستان اصفهان به راهنمایی آقای دکتر علی اصغر مهاجرانی که یافته های تحقیق چنین است:
الف) ازدواج های درون گروهی و نیز ازدواجه های زودرس در ایران رو به تقلیل است
ب) استان تهران در بین استان های ایران همواره بالاترین نسبت طلاق به ازدواج را داست.
ج) عوامل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی (سواد، اشتغال، شهرنشینی، تعداد فرزندان) بر افزایش یا کاهش سن اولین ازدواج و طلاق تاثیر دارد.
د) میزان عمومیت ازدواج و زنان در شهرستان اصفهان در سال 1370 تقریبا و با اختلاف چهارصدم درصد با هم برابر است.
12-1 تعاریف و مفاهیم کلیدی
نکاح
به ازدواج درآوردن. صیغه عقد نکاح با ایجاب «تو را به عقد خود درآوردم و تو را به همسری خود درآوردم و قبول: ازدواج یا نکاح را پذیرفتم صورت می گیرد.
خانواده
عبارت است از یک واحد اجتماعی که از ازدواج و همبستگی یک زن و مرد به وجود می آید و فرزندان حاصل از آن ازدواج، آن را تکمیل می کند[1] و به عبارتی دیگر خانواده گروهی است که به دلیل قرابت یا زوجیت، همبستگی حقوقی و اجتماعی یافته و تحت رهبری و ریاست مقام واحد قرار گرفته است.[2]
طلاق:
فسخ قرارداد ازدواج، جدا شدن قانونی و قطعی زن و مرد از هم[3]
وضعیت اقتصادی مناسب
داشتن توانایی پرداخت هزینه خانواده و عیالات خود
توافق زوجین
یعنی هماهنگی زن و شوهر از لحاظ خصوصیات اخلاقی و سلیقه ای و فکری و اعتقادی و داشتن اختلاف در طرز فکر و اندیشه و مسائل زناشویی و خانوادگی
استقلال در ازدواج
طبق نظر اسلام حق انتخاب همسر آینده با خود شخص است نه با خویشاوندان او از قبیل پدرو مادر و ...
عشق
محبت و ابراز علاقه ای است که خداوند در قلب زن و شوهر نسبت به یکدیگر قرار داده است و این حقیق نمایشگر عظمت و بزرگی محبت زن و شوهر و به خصوص عشق و علاقه مرد به زن است.
خشم و غضب
عصبانیت و از کوره در رفتن و عامل نابودکننده و نشانه سبک مغزی و آتشی از سوی شیطان و منشا تمام شرور
رفتار
حرکات و عکس العمل زن و شوهر نسبت به یکدیگر و در مقابل یکدیگر که باید محصول ادب و وقار و دوستی و رفاقت، تعاون و عشق و علاقه و تواضع و فروتنی باشد.
گفتار
زن و شوهر سخن و کلامشان با یکدیگر آمیخته با عشق و محبت و بیان عاطفه و احساس و وجدان و انصاف باشد.
تفاهم
درک دو طرفه از زبان یکدیگر، مرد و زن باید دل یکدیگر را درک و طبق میل و خواسته همدیگر عمل کنند.
مدیریت
علم به راهکارهای هماهنگ سازی و هدایت فعالیت های دسته جمعی، یا اینکه مدیریت یعنی مهارت داشتن درخصوص سازماندهی منابع انسانی و مادی برای تحقق اهداف جمعی.
13-1 قلمرو تحقیق
محقق در این رساله، موضوع را از چند زاویه مورد مطالعه قرار می دهد تا هم برای خواننده و هم برای محقق آینده و هم در راستای دفاع از موضوع، به بهترین وجه این اقدام صورت پذیرد. اصولا قلمرو و زاویه به شرح زیر است
1. قلمرو موضوعی
همان گونه که در مباحث قبل اشاره شده علیرغم توجه خاص اسلام به خانواده امروزه شاهدیم که خانواده ها دچار نابسامانی ها و درگیریها بوده و در رابطه با خود و فرزندانشان مسائل و دشواری هایی دارند از قبیل اینکه: روابطشان سست و متزلزل است و از صفا و صمیمیت و در نتیجه از آرامش و سکون خبری نیست.
· زن و شوهر ظاهراً در کنار یکدیگرند ولی وضعیت زندگی آنان را چون دو بیگانه در کنار هم قرار داده است.
· زن و مرد با اندک بهانه ای رشته حیات خانوادگی را از هم می گسلند.
· فرزندان مهر و عطوفت لازم را از خانواده ها بدست نیاورده و در نتیجه اکثرشان زودرنج، زودشکن و بی عاطفه اند و همچنین روز به روز شاهد ا فزایش بزهکاری کودکان، به دلیل عدم تربیت صحیح می باشیم.
اینها و امثال اینها نابسامانی هایی است که دامنگیر نهاد خانواده گردید، لذا انسان های آگاه و دلسوز به جامعه انسانی، هر کدام به نوبه خود و به اندازه توان خویش اقدام به رفع این نابسامانی ها و خطراتی که استحکام خانواده را به خطر می اندازد نموده اند و با نوشتن کتاب ها و مقاله و بیان راه صحیح اسلامی درصدد اصلاح این نهاد مقدس برآمده اند.
این نوشتار ناچیز به نوبه خود اقدامی است در این راستا تا شاید قدمی در این راستا برداشته شود و اصلاحی هرچند ناچیز انجام گیرد. در این نوشتار کوشش شده است که مطالبی ارزنده و مفید براساس دستورات اسلام آورده شود و نظرات اسلام در رابطه با تشکیل خانواده و حقوق مترتبه بر آن وظیفه تربیت کودکان در خانه و ... بررسی می گردد به امید آنکه در نفوس مستعده موثر افتد. ان شاء الله.
2. قلمرو مکانی
نظر به اینکه حوزه علمیه در راستای تکامل انسان و کاهش نقش های خانواده و به تبع آن اجتماع، وظیفه و تکالیف ویژه و خاص را برعهده دارد. لذا محقق با توجه به اینکه در این مجموعه تحصیل نموده است و نظربه تکالیفی که از این ناحیه برعهده دارد، اقدام به انتخاب موضوع فوق نموده است.
3. قلمرو زمانی
آمار و ارقام موجود در قرائن و شواهد گویای این واقعیت تلخ و ناگوارست که با دستیابی انسان به فن آوری و تکنولوژی و پیشرت در امور مختلف، اصولاً بنیاد خانواده به عنوان مهمترین و اساسی ترین مجموعه ای که قادر به تربیت نسل آینده رقبای نسل بشری باشد، دچار آسیب جدی شود است.
انقلاب صنعتی را در واقع می توان یکی از رخدادهای مهم تاریخ حیات بشر به حساب آورد از آن جهت که کمتر رویدادی را در جهان می توان ذکر کرد که تا بدین حد دو جوانب و ابعاد حیات انسان اثر گذارده باشد. شیوه زندگی و اصولاً طرز فکرها در پی آن دگرگون گردید و اندیشه های جدید در رابطه با حیات نوین پدید آمد. از جمله موسسات و نهادهای که در سایه این تحول بزرگ، دگرگون گردید، خانواده، ارزش و قداست آن بود در اوایل قرن بیستم، شاهد عملکردها و طرز فکرهایی بودیم که در آن سعی به فسخ بنیاد خانواده و طرد آن داشت. و خدا می داند این اندیشه زهرآگین چه فاجعه ای برای بشر آفریده است.
نهضت صنعتی عاملی بود که در آن سرمایه داران کوشیدند برای دستیابی به کار بیشتر و مزد کمتر، زنان را از خانه های خود بیرون کشند و به کار خانه گسیل دارند و این امر با فریب و حقه و تحت عنوان دادن «حق آزادی به زنان» و «تساوی حقوق» آنها چنان بیچارگی و فلاکتی برای این طبقه به وجود آورد که وصف ناپذیر است.
در مجموع بایک نگاه می توان دریافت چه بلایی سر خانواده آمده و چگونه از مسیر صحیحش منحرف شده است.
لذا محقق بر خود فرض دیده در این مقطع زمانی موضوع فوق ار انتخاب و مورد مطالعه قرار دهد.
14-1 مشکلات و موانع تحقیق
از جمله محدودیت های که در انجام این پژوهش وجود داشت عبارتست از:
ـ عدم دسترسی به بعضی منابع و اسناد موردنیاز
ـ ازدواج من همزمان با نوشتن پایان نامه شده بود و از طرفی چون ازدواجم با چالش هایی روبه رو شد و ناراحتی هایی در این زمینه برای من پیش آمد این خود مشکل و مانعی برای نوشتن پایان نامه ام بود.
15-1 مراحل تحقیق
2. انتخاب و تصویب موضوع
3. طرح تحقیق و انتخاب استاد راهنما
4. تهیه اطلاعات پیرامون موضوع با توجه به اهداف و سوالات و متغیرهای موضوع
5. انتخاب روش تحقیق
6. جمع آوری داده ها و یافته های تحقیق
7. جمع آوری معیارهایی که به مستحکم بودن خانواده کمک می کند
8. نتیجه گیری
9. ارائه راهکار
10. تایپ و صحافی
فصل دوم
ادبیات موضوع
مقدمه
هدف ازدواج تشکیل خانواده می باشد که خانواده عبارتست از: « کوچکترین گروه اجتماعی در جامعه که شامل پدر و مادر و فرزندان و گاه خویشان نزدیکی از قبیل پدربزرگ، مادربزرگ، عروس یا داماد است یا مجموعه افرادی که از طریق رابطه زناشویی و رابطه آبا و اجدادی با هم پیوند مشترک دارند.[4]»
انسان ها بدون اینکه اختیاری از خود داشته باشند براساس تجهیزات درونی و طبیعی، دختر و پسر به سوی یکدیگر جذب می شوند گویی دختر بدون پسر و پسر بدون دختر وجودشان ناقص است.
اسلام براساس همین کشش های طبیعی آن دو را برای زناشویی و ازدواج ترغیب کرده است.
دختران و پسران مجرد به منزله کبوترانی بی آشیان هستد که به وسیله ازدواج خانه و آشیانه و پناهگاه می یابند. شریک زندگی و مونس و غمخوار و محرم راز و مدافع و کمک بسدت می آورند.
رسول گرامی اسلام در این مورد می فرمایند: هیچ بنایی در اسلام برتر از ازدواج برپا نشده است.[5]
تشکیل خانواده و تعلق داشتن به کسی یا کسانی که نیاز به تعلق خاطر و امنیت و محبت را تامین نمایند، سلامت روح و جسم را تامین می کند گرچه زندگی ماشینی و پیشرفت های صنعتی و پیامدهای حاصل از آن مشکلات عدیده ای را باعث می شود که امر ازدواج را تشکیل و یا با فراز و فرودهایی روبرو می کند. هرچند روز به روز تسلط ماشین بر زندگی بیشتر می شود و ارتباط افراد با یکدیگر کمتر می شود، امکان زندگی به صورت دسته جمعی و باهم بودن، کمتر میسر می شود ولی توجه به احساسات و عواطف و نیازهای معنوی انسان، چیزی نیست که نادیده گرفته و از آن چشم پوشیده شود به خصوص در جامعه ما که رنگ و بوی انسانی و احساس و مذهبی در آن بیشتر است.
پس بهترین راه رسیدن به یک زندگی سالم، تشکیل خانواده و پایه ریزی آن براساس معیارها و اصول اسلامی است. متاسفانه آمار طلاق و ازدواج های بدون مطالعه و نامناسب، که دیر یا زود منجر به از هم پاشیده شدن نهاد مقدس خانواده می شود هر روز تعداد بچه های طلاق را بیشتر می کند. در این راستا چراه ای نیست که افراد، دید بازتر و فکر روشن به مساله ازدواج و سرنوشت خود و فرزندان بیندیشند و در آگاهی هایی که به جواان اعم دختر و پسر قبل ازازدواج می شود، برایشان تفهیم شود که زندگی مشترک و رسیدن به تفاهم و داشتن بنای خانوادگی مسستحکم، لازمه اش گذشت و اقع بینی و سعه صدر، کنار گذاشتن بسیاری خلقیات دوران تجرد و پذیرفتن بسیاری از تعهدات و مسئولیت هاست.
کسی در این میدان پیروزی است که بتواند خواستنی ها و نخواستنی هایش را مطابق واقعیات و امکات بروز دهد و از خود محوری و «من بودن» فراتر رود و به دیگران که به او وابسته اند بها دهد و به خود یادآوری کند که این میدان بگرد تا بگردیم نیست بلکه هر کس به نوبه خود باید بتواند گذشت، ایثار، مهربانی و محبت و .. را به دیگرای هدیه کند و در سایه این بذر، نیکویی که می کارد محصولی نیکو درو کند.
در این رساله از جنبه های مختلف به معیارهای یک خانواده مستحکم پرداخته شده و این معیارها چه آنهایی که قبل از ازدواج باید درنظر گرفته شود و چه بعد از ازدواج و تشکیل خانواده به طور مختصر بیان شده، البته این مارد به عنوان مشتی نمونه خروار ذهن خواننده را در این جهت سوق داده و او را در رسیدن به دید گسترده تر یاری می کند.
امید است مطالب این رساله، هم جرقه ای باشد برای جوانانی که خارج از گود هستند و هنوز ازدواج نکرده اند تا بدانند که قبل از هر اقدامی برای ازدواج باید:
1. آگاهانه بیندیشند
2. عاقلانه تصمیم بگیرند.
و هم راهنمای باشد برای افردی که ازدواج کرده اند تا رفتار و کردار صحیح و اصولی را در هر کجا و هر زمان بتوانند برآورد کنند که چگونه و چطور باید باشد.
مفهوم ازدواج
ازدواجی از مفاهیمی است که فهم آن در میان جوامع از بدیهیات می باشد و چیزی نیست که نیاز به تفهیم و تفهم و تبیین داشته باشد، سیره عملی مردم دنیا از آن فهم رسیدن دو نفر مرد و زن به یکدیگر طبق ضوابط و قوانین خاص هر قومی را بیانگر است و در بخش حقوق خانواده آن را از مقدار احوال شخصیه دانسته اند و تعاریفی نیز برای آن بیان داشته اند از قبیل:
1. نکاح عبارت است از تراضی زن و مرد برای تشکیل خانواده
2. نکاح عبارت است از تراضی زن و مرد برای تشکیل زندگی مشترک
3. نکاح عبارت است از توافق زن و مرد برای تمتع جنسی[6]
تعاریف قسمت اول و دوم شامل ازدواج دائم است و نمی تواند دربرگیرنده ازدواج موقت باشد ولی تعریف قسمت سوم می تواند هم شامل ازدواج دائم باشد و هم شامل ازدواج موقت که با این تعریف لطمه ای به تعریف های اول و دوم نمی رسد. چه اینکه می تواند تمتع جنسی لازمه اش تشکیل خانواده و تشکیل زندگی مشترک و امتیازدهی باشد و هیچ منافاتی با هم ندارد و معنی نکاح هم غیر از تمتع جنسی نیست.
البته موضوع موردبحث ما فقط ازدواج دائم می باشد.
ازدواج یک امر طبیعی و فطری
یک نگاه به اعماق درون عامل خلقت و به عالم طبیعت، به ما نشان می دهد که هر موجودی که در بستر هستی آرمیده با جفت موردنظر است. سنگی که در بستر خاک و کوه خوابیده در کنارش بوته ای روئیده، گل که در بستر چمن بشکفته با بلبلی و یا با پروانه ای هم آغوش و حیوانی که در پهن دشت هستی می پرد با جفت خود، و ... خلاصه عالم، عالم جفت ها و زوجهاست. تنهایی برای هیچ موجودی زیبنده نیست و آن چه تنهاست افسرده است و با غم و اندوه گریبانگیر. اینجاست که مفهوم طبیعی زوجیت و ازدواج، مشخص و روشن می گردد. معنی عمیق فطرت گل می کند. آیا دیده شده است انسان تنها بخندد و بشاش و شاداب زندگی کند مگر دیوانه. آیا دیده شده است موجودی در جهان به چیزی مانوس نباشد. انس گرایی در ذات طبیعت نهفته است.
بیانی که خداوند متعالی در قرآن مجید دارند غیر از این نیست و اسنان هم در میان موجودات، اشرف آنهاست. پس چگونه می تواند از این انس بی بهره باشد مگر او جز این عالم نیست؟ مگر او جز این طبیعت که به سوی کمال آرمانی خود در حرکت است نیست؟ که سهم بزرگی از عالم طبیعت دارد، مگر او برای رهایی از دست دیو غریزه برای آسایش خود نیاز به مانوس از نوع خود ندارد؟ جفت طالبی و زوج خواهی که در فطرت و ذات طبیعی او نهفته است او را به دنبال یافتن رفیق خویش سوق خواهد داد و تا او را نیابد و خود را آسوده نکند آرام نخواهد شد و زوج او همان نوع اوست و از جنس او است. به نام زن و خداوند چه تعبیر زیبایی دارد: «وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَيْهَا؛[7] از نشانه های خداوند است که برای شما از جنس خودتان زوج هایی آفرید که به وسیله آنها آرام گیرید.»
خداوند رسیدن مشروع دو نفر زن و مرد را به هم از نشانه های خود معرفی کرد و آن را بری هر دو نفر موجب آرامش دانست. آرامش و فروکش شدن موج طبیعی غریزه در انسان جز از طریق مشروع نیسر نیست. طبیعت را طبیعت آرام می کند. حکمت خداوندی در این تعلق گرفته است که طبیعت را در آغوش طبیعت بپرورد. و ازدواج که در قانون اسلام تعیین شده است، مهار معقول طبیعت در چارچوب شریعت است. و این است پاسخ به ندای فطرت که انسان در طی کردن مسیر انسانیت، باید به خواست غریزه، پاسخ مثبت بدهد و نباید آن را سرکوب کند و پاسخ صحیح و درست آن هم جز با ازدواج مشروع میسر نیست.
اسلام برای انسانی که تحت فشار غریزه جنسی است، راه رهایی درست و صحیح آن را طبق اصول و ضوابط مشخص کرد. و ارضای غریزه را بیرون از آن اصول و ضوابط، انحراف از مسیر طبیعت و فطرت دانسته است.
راه صحیح اطفای آتش شهوت به طریق ازدواج مشروع است و لا غیر و ارضای غریزه به دیگر طرق انحراف و محکوم است. مثل قدیمی است «آهن را آهن از کوره بیرون می کند» کنترل نامشروع غریزه اسکان و آرامش نیست، افتادن در گرداب نفس متموج و اسیر شدن در دام کشنده عنکبوت حیوانیت است. فر سوده نمودن روحیه و تن است و خواباندن روح بیدار انسانیت و لنگ کردن پای کمال جویی است.
منحرف کردن میل جنسی به قیمت از دست دادن استعدادها و توانائی های مغزی و فرسوده شدن جسم تمام خواهد شد که حیران آن در اندک زمان امکان نخواهد داشت و به اعتدال درآوردن آن، به سادگی و آسانی و زدودن زنگار انحراف از چهره جان انسانی با هیچ مایعی میسر نخواهد شد. هر لحظه که انسان، به سوی گرداب انحراف نزدیک شود به همان مقدار از قافله کمال جویان عقب خواهد افتاد. کیفیت ارضای امیال نفسانی به احسن وجه در اسلام بیان شده که اگر انسان به آن توجه کند، هیچ وقت به خود اجازه نخوهد داد، نیروی غریزه خود را هدر داده و از کانال اصلی و مجرای صحیح خود آن را منحرف کند و انسان به خود اجازه نخواهد داد که خود را با اوهام و خیال ارضا کند وا گر قرآن، زن را وسیله آرامش معرفی کرد جز این نبود که انسان به روش اصولی، میل نفسانی خود را پاسخ دهد. اسلام براساس فطرت و طبیعت آرمانگرای انسانی، مجردزیستی را مورد نکوهش قرار داده است و آن را منبوض دانسته و پیروان خود را از آن برحذر نموده و از آن به عنوان عزوبت تعبیر کرده و مجرد زیستی را دور از شان انسان دانسته. در این زمینه احادیثی از حضرات معصومین (ع) وارد شده که قابل توجه است که به چند حدیث در این زمینه اشاره می کنیم.
امام صادق (ع) می فرماید: دو رکعت نماز متزوج برتر از هفتاد رکعت نماز انسان عزب است.[8]
باز ایشان از پیامبر خدا (ص) نقل کرده و می فرمایند: دو رکعت نماز متزوج بهتر از نماز مرد عزبی است که شب خود را با نماز سپری کند و روز خود را به روزه.[9]
باز ایشان با استناد به رسول خدا (ص) می فرماید: رسول خدا (ص) فرمود: پست ترین مردگان شما زعب ها هستند.[10]
روایات و احادیث در این باب افزون است و همگی بیانگر این است که عزوبت در اسلام پذیرفته نیست.
آن چه مسلم است این است که اسلام نه رهبانیت را پذیرفته، نه نفس کشی را. بلکه همان طور که از فرمایشات پیشوایان اسلام برداشت می شود، پرهیز از تجرد و رهبانیت است و ترغیب به ازدواج. پیامبر اکرم (ص) می فرماید: در دین من جایگاهی برای رهبانیت نیست و رهبانیت است من جهاد در راه خداست.[11]
در نظام خلقت، مرد نیاز به زن دارد و زن به مرد. چه از لحاظ نسی و چه از لحاظ عاطفی و محبت و عشق ورزی هر دو بی هم ناقص اند. اسلام مقصودش حفظ اعتدال در تمامی شئون زندگی و قرار دادن انسان در صراط مستقیم، هدایت و رنگ بخشیدن به زندگی انسان، و رونق دادن به جامعه و تشکیل یک جامعه برین در سایه زیست مشترک و در سایه تناسیل و تناکح است.
[1] حقوق خانواده، باقر عاملی، فصل 2 به نقل از سیری در مسائل خانواده، ص 14
[2] حقوق خانواده، دکتر حسین صفایی به نقل از سیری در مسائل خانواده، ص 14
[3] تحریر الروضه فی شرح الهه، ج2، ص 147
[4] فرهنگ فشرده سخن، دکتر حسین انوری، ص 898.
[5] وسائل الشیعه، ج14، ص 138
[6] حقوق خانواده، جعفر لنگرودی، 2و3
[7] روم/21
[8] وسائل الشیعه، ج14، ص 6
[9] همان، ص 6
[10] همان، ص 7
[11] مستدرک الوسائل، ج14، ص 155
فهرست
11-1- تاریخچه و پیشینه موضوع.. 15
12-1 تعاریف و مفاهیم کلیدی.. 19
14-1 مشکلات و موانع تحقیق.. 26
ازدواج یک امر طبیعی و فطری.. 34
تعبیر زیبایی از امام خمینی.. 42
وجوب ازدواج در دوران کنونی.. 58
فواید ازدواج از دیدگاه اسلام. 61
1. پیوند زناشویی آیت الهی برای تسکین انسان.. 62
5. حفظ عفت و مصونیت از گناه. 66
9. ازدواج قلعه ای در برابر وسوسه های شیطان.. 68
بررسی ازدواج از نقطه نظرهای گوناگون.. 68
1. ازدواج از نظر علمی و روانی.. 68
4. ازدواج از نظر اقتصادی و تولیدی.. 71
1- كم شدن تمایل به تشكیل خانواده: 78
3- عدم تعادل در پیوندهای جنسی و عاطفی: 79
4- ضعف بنیان های پرورشی و تربیتی: 80
1. تولید نسل و بقای نسل انسانی.. 81
معیارهای داشتن خانواده مستحکم (قبل از ازدواج). 83
ضرورت برنامه ریزی در ازدواج.. 85
مهارت ها و عوامل اساسی در ازدواج.. 86
3. داشتن منبع درآمد مناسب... 87
وظایف دختر و پسر در دوران نامزدی یا عقد.. 112
1. بیشتر شدن شناخت طرفین ازدواج نسبت به یکدیگر برای تفاهم بیشتر. 112
الف) شناخت جنبه های مثبت (استعدادها و توانایی های آدمی). 113
ج) شناخت نقاط روشن و برجسته زندگی همسر (به ویژه در گذشته). 116
د) شناخت علایق و تمایلات و گرایش های همسر. 116
9. شرکت مشترک در محفل های معنوی.. 125
10. فراگیری علوم و فنون اداره زندگی و همسرداری و مطالعه کتاب هایی در این زمینه. 125
عوامل کاهش محبت در زندگی.. 148
عوامل کاهش محبت در زندگی.. 150
سختگیری و خرده گیری و سوء ظن.. 157
مقایسه نکردن همسر خویش با دیگران.. 164
برآورده نکردن نیازهای جنسی.. 168
اهمیت لذت بردن از آمیزش... 170
اثر ثانوی عمل نزدیکی در بدن.. 171
ج) دست یابی به آرامش در توجه به تفاوت های فردی و جنسیتی.. 176
رازهایی در رابطه با زندگی.. 179
2. عیب پوشی و محرم راز هم بودن.. 182
3. آرام جان بودن و جلوگیری از ناهنجاری های روحی و روانی.. 182
4. آراستگی و زینت و تنوع بخشیدن به زندگی.. 182
5. پیوستگی و همبستگی و نزدیکترین همراه بودن.. 183
الف) رعایت حقوق و وظایف متقابل در خانواده. 192
3. حفظ عفت خود و اجازه در بیرون رفتن از خانه. 203
4. پرهیز از آزار شوهر و تندخویی و بدزبانی.. 206
5. بدون اجازه شوهر در اموال او تصرف نکند.. 208
6. صداقت و آگاه کردن شوهر از حال خود. 209
حقوق زن بر شوهر (تکالیف شوهر). 209
3. مباشرت، حق قسمت و ارضای جنسی.. 211
حقوق در رابطه با فرزندان.. 216
حقوق فرزندان بر پدر و مادر. 217
1. متدها و سبک های گوناگون حاکم بر خانواده ها 223
2. مسئولیت عظیم سرپرست خانواده. 230
مقدمه
خداوند آفرینش انسان را با پیوند زن و مرد آغاز کرد و آدم و حوا را در کانون خانواده سکنی داد و با این تدبیر همه فرزندان آدم را به سوی زوجیت، دعوت کرد و کمال انسانی را در همراهی و همدلی زوجین در کانون خانواده ترسیم نمود. تدبیر حکیمانه الهی، در قالب کشش و تجاذب میان زن و مرد تجلی یافته و همه انبیا بشر را در طول تاریخ، در کانون خانواده گردهم آمده است و بدین سان، نسل بشر به زندگی خود ادامه می دهد.
خانواده به عنوان کهن ترین نظام در جوامع بشری، مناسب ترین سازمان برای تامین نیازهای جسمی و روان شناختی اعضا و بهترین بستر برای پرورش نسلی کارآمد و معتقد به ارزش های دینی و اجتماعی، زمینه ساز تامین نیازهای اقتصادی، حقوق و روانی افراد بشر بوده است. در سال های اخیر نظام خانواده به دلیل تحولات فرهنگی، اجتماعی، صنعتی، علمی و ارزشی، با مشکلات متعدد روبه رو شده است.
تزلزل بسیاری از سنت ها، اخلاقیات، آداب و رسوم و اعتقاداتی که عامل استحکام و تقویت خانواده بوده است به صورت جدی، کارآمدی خانواده را تهدید کرده است.
منابع دینی ما ـ یعنی قرآن و سنت ـ سرشار از توصیه های عاطفی، شناختی و رفتاری برای تامین کارآمدی و استحکام خانواده می باشد. مجموعه تعالیم اسلام در مورد خانواده، ما را بر نظامی رهنمون می کند که شاخص های کارآمدی را در بردارد و پاسخگوی نیازهای مادی و معنوی خانواده است.
امام صادق (ع) با اشاره به برخی از اهداف و شاخص های خانواده مطلوب و کارآمد، می فرماید: کسی که قصد ازدواج و تشکیل خانواده دارد، لازم است خود را در پناه خدا قرار دهد، دو رکعت نماز بگزارد و حمد ثنای خدا بگوید و این چنین دعا کند:
«خداوندا من تصمیم به ازدواج و تشکیل خانواده گرفته ام. همسری نصیبم کن که از لحاظ جسم و اخلاق (کارآمدی اخلاقی) نیکوترین باشد، دامنی پاک و بی آلایش داشته و حیثیت وجود خود و مال و دارایی (کارآمدی حقوقی) من را نگه دار باشد. از نظر رزق، وسعت روزی و از نظر برکت فزاینده تر باشد. خداوندا، از او برای من فرزندی پاک سرشت مقدم فرما؛ فرزندی که برای من در طول حیات و پس از مرگ، خلفی شایسته باشد.[1]
شاخص بینشی خانواده کارآمد، به بینش های دینی اشاره دارد که برای رشد و کارآیی خانواده ضروری است. ایمان و باورهای دینی به عنوان یک نگرش اصلی و محوری به طور مستقیم و غیرمستقیم بر ابعاد شخصیت فرد، مانند هدف زندگی، ابعاد زندگی، ابعاد اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی زندگی و دیدگاه های فرد نسبت به شغل، ازدواج، تحصیل و حتی جنبه های جزئی تر مثل تفریحات، علایق و ترجیحات رفتاری در زندگی اثرگذار است.
برخورداری والیدن از باورهای دینی مستحکم، در تحکیم روابط خانواده تاثیر فراوانی دارد و بی بهره ماندن خانواده از این باورها، مشکلات متعددی را در پی دارد و قرآن از آن به زندگی تنگ و سخت یاد می کند: « وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى؛[2] هر کس که از یاد من اعراض کند زندگی اش تنگ شود و در روز قیامت نابینا محشورش سازیم.»
خانواده ای که به دلیل نداشتن اعتقادات دینی، دارای آرامش نباشد و اعضای آن از زندگی لذت نبردند، نمی تواند کارامد و مستحکم و پایدار باشد. یکی از اهداف مهم ازدواج، تکامل اخلاقی زوجین و پرورش فرزندانی دارای اخلاق اسلامی است. پرورش فرزند تامین کننده یکی از نیازهای مهم روانی یعنی تعلق و پیوستگی به فرزند است.
پرورش به جریان یا فرایندی مستمر و منظم گفته می شود که هدف آن، هدایت رشد اخلاقی، معنوی، جسمانی و روانی، یا به طور کلی رشد همه جانبه شخصیت پرورش یابندگان در جهت کسب و درک معارف بشری و هنجارهای مورد پذیرش جامعه و نیز کمک به شکوفا شدن استعدادهای آنان است.[3] با توجه به چنین تعریفی از پرورش، تربیت و رشد جنبه های فردی و اجتماعی تمامی اعضای خانواده، از عوامل کارآمدی و پویایی خانواده به حساب می آید و برای دستیابی به چنین خانواده ای باید برای رشد جنبه های گوناگون تلاش کرد.
بخش قابل توجهی از تبلور استعدادها و شکفته شدن توانمندی ها، مسئولیت ها و تعالی اسنان، در نتیجه حیات اجتماعی، پیوندهای خانوادگی و تجارب زندگی جمعی به ظهور می رسد به طوری که هرگونه محرومیت از روابط مطلوب و منطقی با دیگران و دورماندن از زندگی پویای اجتماعی، زمینه بروز ناهنجاری هایی را در فرد فراهم می کند.
اولین جوانه های ارتباط بین انسان ها در حریم خانواده پدیدار می گردد و در سایر بخش های جامعه توسعه می یابد، روابط خوش آیند و آرامش اعضای خانواده، با یکدیگر، با بستگان، با اعضای جامعه و مهمتر از همه با خدای متعال مناسب ترین بستر رشد و شکوفایی و کارآمدی و استحکام خانواه را فراهم می کند در این زمینه نیز در اسلام دستوراتی دارد که افراد خانواده را به حسب روابط با یکدیگر دعوت می کند. تلاش برای برقراری روابط محبت آمیز، همراه با عاطفه بین والدین و فرزندان و نیز فرزندان با والدین، از دیگر آینده های دین اسلام است.
اسلام برای ازدواج، اهداف و آثاری بیان کرده و برای تحقق این اهداف برای همه اعضای خانواده، وظایف و مسئولیت هایی مشترک و ویژه ای را معین کرده است. در مقابل رعایت وظایف و انجام مسئولیت ها، حقوقی را نیز برای آنها درنظر گرفته است. رعایت این حقوق یکی از شاخص های خانواده کارآمد و کمک به استحکام خانواده است و زیر پا گذاشتن آنها، سازمان خانواده را متزلزل می کند. رعایت مرزهای درون خانوادگی مانند رازداری و برون خانوادگی مانند رعایت پوشش شرعی و حدود روابط زن و مرد و چگونگی مدیریت منزل، از مباحثی هستند که جزء شاخص های حقوقی خانواده است.
بحث های اقتصادی که بر کارآمدی خانواده تاثیرگذار است و به عنوان حقوق اعضای خانواده مطرح می شود.
پس زمانی یک خانواده کارآمد است و می تواند از استحکام برخوردار باشد که با پای بندی اعضای آن بر اعتقادات دینی و رعایت حقوق و اخلاق اسلامی، زمینه کشف و پرورش قابلیت ها و توانایی های آنان را در ابعاد شناختی، عاطفی و رفتاری فراهم کند.
فصل اول
طرح تحقیق (کلیات تحقیق)
1-1 موضوع تحقیق
معیارهای داشتن خانواده مستحکم از نظر اسلام
2-1 تعریف و تبیین موضوع
ازدواج از مفاهیمی است که فهم آن در میان جوامع از بدیهیات می باشد و چیزی نیست که نیاز به تبیین تفهیم داشته باشد. سیره عملی مردم دنیا از آن فهم رسیدن دو نفر مرد و زن به یکدیگر طبق ضوابط و قوانین خاص هر قومی را بیانگر است و در بخش حقوق خانواده آن را از مقوله احوال شخصیه دانسته اند و تعاریفی برای آن بیان داشته اند از قبیل:
1. نکاح عبارتست از تراضی زن و مرد برای تشکیل خانواده
2. نکاح عبارتست از تراضی زن و مرد برای تشکیل زندگی مشترک[4] و تعریف هایی از این قبیل
از طرفی والاترین هدف ازدواج، به عنوان یک نیاز، برخوردار شدن از آرامش روان و آسودگی خاطر می باشد که خود لازمه اعتلای وجود، شکفتن همه قابلیت ها، همگامی و همراهی در مسیر رشد و کمال و نیل به اخلاص و فلاح است و همه اندیشه ها و برداشت های دیگر در قلمرو ازدواج و تشکیل خانواده، فروغی است برای اصل. بنابراین توجه به این اصل بنیادی، یعنی آرامش روان و آرامش بخشیدن و آرامش گرفتن زن و مرد باید دو انتخاب همسر و ازدواج مدنظر قرار گیرد.
و از دیگر سوسیالیستی، می دانیم که همگی ما در زندگی روزمره نیازمند ارتباط با دیگران هستیم چون زندگی بردن ارتباط، برای انسان، خسته کننده و ملال آور و گاهی غیرممکن است. ارتباط به معنای انتقال و سرایت اطلاعات و اندیشه هاست و به عنوان تفاهم، اشتراک نظر و بیان نیز آمده است که در ارتباطات غیرکلامی، حرکات و سکنات و رفتارها مهم هستند برای برقراری ارتباط موثر، توجه به رضایتمندی طرفین بسیار مهم است. در ارتباط موثر و رضایتمند اصل مبتنی بر احترام متقابل می باشد در اینجا طرفین به یکدیگر اجازه می دهند که باورها و احساسات خود را صادقانه بیان کنند، از پذیرش یکدیگر ترسی نداشته باشند و حتی در صورت عدم توافق با آهنگ صدا و کلمات زیبا به هم نشان می دهند که احساسات یکدیگر را می پذیرند و همدیگر را درک می کنند. در ارتباط موثر افراد شنونده خوبی هستند و برخود مسلط اند و تمرکز آنان نیز بالاست و .. . پس از آن جایی که ازدواج موفق و محکم و پایدار حاصل یک ارتباط اصولی و موفق و پایدار بین زن و مرد می باشد، مرد و زن مکمل یکدیگر، علاوه بر مساله بقای نسل تشکیل خانواده از نظر سلامتی جسم و روان و بهره برداری صحیحی از مزایای زندگی، برای هر مرد و زنی ضرورت دارد. زنان و مردان مجرد بیشتر در معرض ناراحتی های عصبی و روانی قرار دارند زیرا اگر غریزه جنسی را سرکوب کنند عوارض وحشتناکی به بار می آورد و اگر بی بند و باری پیشه کنند و از طریق نامشروع آن را اطفاء کنند، مخاطراتی وحشتناک در پی خواهد داشت.
پس دیدیم که ازدواج موفق حاصل یک ارتباط سالم می باشد و به دنبال ازدواج موفق و آگاهانه، خانواده پویا و محکمی تشکیل می گردد که خانواده از نظر اسلام تعریف ویژه ای ندارد بلکه در مورد سایر مسائل و موضوعات جانبی نیز نظر خاصی نداشته و تنها در پی عفت و عرف عام مردم است و هرچه را عرف بیان می کند اسلام آن را نظر می دهد بنابراین نظریه، خانواده شامل زوجین و فرزندان و خویشاوندان است و با این معنی که شمولیت دارد، اسلام قوانین و سنت هایی را برای استحکام خانواده و رشد و پویایی افراد خانواده وضع کرده و ایشان را ملزم به رعایت آن کرده (که محقق در این رساله به توضیح ان می پردازد.)
3-1 اهمیت موضوع
خانواده یکی از پیچیده ترین و قدیمی ترین ارکان حیات بشر می باشد که قدمت و سابقه این نهاد مقدس به قدمت زندگی و حیات بشر بر روی این کره خاکی برمی گردد و انسان قبل از اینکه مامور به تشکیل حکومت جهت هدایت و کنترل جامعه باشد مامور به تشکیل بنیاد و اساس حیات و باقء و تداوم زندگی خود گردید. لذا به همین جهت خداوند انسان و سایر موجودات که دارای حیات می باشد را از دو جنس مذکر و مونث خلق کرد و جهت ادامه و بقاء حیات آنها خصوصاً انسان، قوانین و مقررات لازم را بر پیامبران خود نازل و در کتب الهی ثبت و ضبط نمود تا از متلاشی شدن این نهاد مقس جلوگیری شود و در مقابل روز به روز بر استحکام و بقای آن افزوده شود.
لذا از ابتدای خلقت انسان و شروع زندگی او در این کره خاکی که با آدم و حوا شروع شد تا پیامبر خاتم (ص) تمام کتب آسمانی به صورت ویژه به این موضوع تاکید کرده اند.
ولی متاسفانه امروزه به دلیل جهالت، بعضی افراد متاسفانه پایه های زندگی خود را با رفتار غلط با یکدیگر و یا انتظارات بیجا از یکدیگر و ... سست می کنند در صورتی که آن چه که مدنظر اسلام است محکم تر کردن اساس و پایه این نهاد مقدس می باشد لذا پرداختن به این موضوع که چه عواملی سبب محکم تر شدن پایه های زندگی مشترک می شود امری لازم و ضروری می باشد که محق در این تحقیق این رسالت را تا حدامکان انجام داده است.
4-1 علل انتخاب موضوع
از آنجایی که تبلیغات دینی ما حتی تبلیغات حوزوی، خانواده، محور نیست و نتوانسته است نظام روابط زناشویی از نگاه اسلام را به درستی ترویج کند.[5]با نظر به تکلیفی که کار شناسان علوم اسلامی از جمله طلاب حوزه های علمیه و در راستای کمک به محکم تر شدن پیوندهای خانوادگی و کاهش نوسانات جامعه دارند و نظر به حساسیتی که این نهاد مقدس در اجتماع دارد و همچنین با توجه به اینکه در خطر افتادن این نهاد مقدس و تزلزل پایه های آن، می تواند خطرات جبران ناپذیری بر زندگی اجتماعی و فردی بشر بگذارد محقق اقدام به انتخاب این موضوع نمود.
5-1 فواید و نتایج تحقیق
اصول هر پژوهش و تحقیقی که صورت می گیرد را محقق درنظر دارد ازجمله:
1. به محکم تر شدن و اصولی شدن پیوندهای خانوادگی و زناشویی کمک می کند.
2. از به وجود آمدن یک معضل در جامعه (طلاق) تا حدی جلوگیری می کند.
3. راهکارهای لازم جهت سرعت بخشیدن به یک حرکت را پیشنهاد می کند.
4. طرح و اندیشه ای را در راستای تعالی و تکامل جامعه و خانواده ارائه می کند.
5. سطح معرفت و آگاهی و دانش خود و جامعه را ارتقا می بخشد.
محقق امیدوار است در پایان این پژوهش:
اولاً، معیارها و راه های تحکیم خانواده را بشناسد و به علاقمندان تا حدامکان بشناساند
ثانیاً، راهکارهای لازم جهت رفع مشکلات دوران عقد و پس از ازدواج را بشناساند.
ثالثاً، جهت پژوهشگران و محققان و علاقمندی که می خواهند در این زمینه تحقیق کنند، مبنا و اطلاعاتی را ارائه کند.
رابعاً، آیات و روایات و سوابق وقایع را در قالب یک پروژه در اختیار خانواده قرار دهد تا بکار بستن آنها در زندگی یار و مددکار آنها باشد.
6-1 اهداف تحقیق
با توجه به شرایط زمانی و مکانی موضوع اقدام به تعیین و تدوین اهداف تحقیق نموده تا با توجه به اهداف تحقیق، اقدام به جمع آوری مطالب نمایم. و در پایان تحقیق قادر به ارائه راهکار و پیشنهادات لازم باشد. در این تحقیق دو هدف عمده وجود دارد:
الف) هدف اصلی: بررسی علل و عوامل استحکام خانواده از نظر دین مبین اسلام
ب) اهداف فرعی: جهت جلوگیری از انحراف فرایند تحقیق و برای رسیدن به هدف اصلی اقدام به تعیین و تبیین اهداف فرعی نموده که عبارتنداز:
1-6 معیارها و ملاک های موردتوجه در قبل از ازدواج برای داشتن یک خانواده مستحکم
2-6 بررسی میزان داشتن برنامه ریزی برای ازدواج در بوجود آمدن یک خانواده پویا و مستحکم
3-6 تعیین میزان سن مناسب برای ازدواج در بوجود آمدن یک خانواده پویا و مستحکم
4-6 تعیین میزان عوامل موثر در بهبود روابط در دوران عقد
5-6 تعیین میزان تاثیر فرهنگ و عوامل اقتصادی در بوجود آمدن یک خانواده پویا و مستحکم
6-6 تعیین میزان تاثیر مسئولیت پذیری افراد در بوجود آمدن یک خانواده پویا و مستحکم
7-6 تعیین میزان تاثیر بهداشت، مدیریت خانواده بر روابط سالم و خانواده مستحکم
8-6 تعیین میزان تاثیر مشاوره در ازدواج موفق و داشتن خانواده مستحکم
9-6 تعیین میزان تاثیر توجه به بعد عاطفی از قبیل: محبت، نشاط، شادی و ... در زندگی محکم و پویا
10-6 تعیین میزان تاثیر توجه به بعد اجتماعی ازدواج در داشتن زندگی و روابط مستحکم
11-6 تعیین میزان تاثیر توجه به بعد اخلاقی ازدواج در داشتن زندگی مستحکم.
7-1 سوالات تحقیق
محقق در این پژوهش به منظور دستیابی به هدف نهایی تحقی و دستیابی به پاسخ علمی و جامع و کاربردی اقدام به طرح سوالات تحقیق نموده است در این تحقیق دو نمونه سوال زیر را طراحی می نمود و در طول تحقیق، پاسخی منطقی و معقول به این سوالات داده می شود.
1. سوال اصلی تحقیق: معیارهایی که می تواند به نسل کنونی در تحکیم خانواده کمک کند چیست؟
2. سوالات فرعی تحقیق
1-2 آیا انسان برای داشتن زندگی مستحکم، قبل از ازدواج نیز باید به نکاتی توجه کند؟ یا نه بعد از ازدواج به فکر بیفتد؟
2-2 آیا برنامه ریزی در امر ازدواج در استحکام خانواده نقش دارد؟
3-2 آیا توجه به فرهنگ مشترک و کفویت در استحکام خانواده نقشی دارد؟
4-2 آیا توجه به تفاوت های فردی زن و مرد در استحکام خانواده نقشی دارد؟
5-2 آیا محبت بین زن و مرد و در خانواده (توجه به بعد عاطفی) در استحکام خانواده نقشی دارد؟
6-2 آیا داشتن خانواده مستحکم تاثیری بر اجتماع دارد؟
7-2 آیا رعایت حقوق خانواده و اعضای آن تاثیری در استحکام خانواده دارد؟
8-2 آیا مشاوره در استحکام خانواده نقش دارد؟
9-2 آیا توجه به مسائل بهداشتی ازدواج نقش در استحکام خانواده دارد؟
10-2 آیا خانواده پویا تا چه حد در رشد و تعالی انسان ها تاثیرگذار است؟
8-1 فرضیه های تحقیق
1. متغیر وابسته: متغیری است که تحت تاثیر چند متغیر مستقل قرار گرفته و توضیح و تشریح می گردد. (عوامل موثر در استحکام خانواده)
2. متغیر مستقل: متغیرهای ه می توان به وسیله آنها به شرح و توصیف متغیر وابسته اقدام نمود.
الف) عوامل اجتماعی، ب) عوامل اقتصادی، پ) عوامل فرهنگی، ت) عوامل پزشکی، ث) عوامل اخلاقی، ج) عوامل عاطفی
9-1 فرضیه ها
· آیا سن خاصی برای ازدواج گفته شده تا با رعایت آن دارای خانواده مستحکمی باشیم؟
· آیا توجه به مسائلی همچون هم کفو بودن، نقش عامل فرهنگی، اجتماعی و ... در استحکام خانواده می تواند موثر باشد؟
· مشاوره قبل از ازدواج تا چه حد می تواند در استحکام خانواده موثر باشد؟
· آیا عامل عاطفی و توجه به نشاط و شادابی و رفع نیازمندی های جنسی می تواند در استحکام خانواده موثر باشد؟
· نقش والدین زوجین در تحکیم خانواده به چه میزان است؟
· توجه به عوامل ژنتیک تا چه حد تضمین کننده تحکیم خانواده است؟
10-1- روش تحقیق
در همه تحقیقات علمی، پژوهشگران کمابیش ناگزیر به استفاده از کتابخانه و مطالعه اسناد و مدارک می باشند از این رو یکی از مهارت های اولیه پژوهشگری آشنایی با کتابخانه و شناخت انواع منابع آن و نحوه استفاده از آنهاست.
در برخی تحقیقات (انوع تحقیق های تجربی، عقلی و فلسفی) تنها در مرحله شناسایی مسئله پژوهشی یعنی آشنایی با ادبیات و سوابق مساله محقق نیازمند کتابخانه و مطالعه منابع است ولی در پژوهش های اسناد و مدارکی، اعم از پژوهش های دینی و تاریخی محقق از آغاز تا انتها نیزامند کتابخانه و مطالعه منابع است. پژوهشگر در راستای جمع آوری اطلاعات در فرایند پژوهش به دلایل زیر از روش تحقیق کتابخانه ای بهره برده است.
1. دین مبین اسلام به عنوان جامعترین دین دارای احکام و دستورات و تدابیری برای سعادت انسان می باشد که این احکام در کتاب قرآن کریم و تفاسیر مربوطه می باشد.
2. دین مبین اسلام علاوه بر آنکه دستورات احکام و تدابیر خود را در قرآن آورده است، بخشی از دستورات و احکام خود را در قالب روایات و احادیث مطرح نموده است که این بخش از احکام را باید به کتب و اسناد مراجعه کرد.
3. دین مبین اسلام توجه فراوانی به خانواده و تشکیل خانوده دارد و اقوال و افعال معصومین به عنوان اصول الگو و راهنمایی برای هرچه بهتر شدن روابط خانوادگی مورد نیاز افراد بشر است که این اصول در اسناد و کتب اسلامی تدوین گردیده است که از طریق کتابخانه ای قابل استخراج و بهره برداری می باشد.
11-1- تاریخچه و پیشینه موضوع
1. تاریخچه موضوع
خانواده و بررسی مسائل مربوط به آن موضوعی است که قدمت آن همزمان با قدمت ازدواج و به وجود آمدن بشر بر روی کره خاکی می بادش. در راستای اثبات این موضوع می توان به آیات خداوند در کتاب تورات و انجیل و قرآن کریم استناد نمود پس از آیات کتب آسمانی و روایات ائمه معصومین در کتب و اسناد دینی از جمله کتبی که در زمینه نظام خانواده تالیف گردیده است می توان این موضوع را مشاهده نمود. همچنین در کتب اخلاقی ـ تربیتی و روانشناسی خانواده و ... مباحث گسترده ای در مورد ازدواج، خانواده و استحکام آن موجود است.
با ورود نظریه نظام به حوزه خانواده و طرح نظریه نظام های خانواده توسط ناتان آکرسن، زمینه مساعدی برای رواج نگرش نظام مند به خانواده و تحقیقات مبتنی بر مفاهیم نظری تفکر نظام مند فراهم گردید و ساختار، کارآیی و الگوهای تعامل اعضای خانواده، موردتوجه قرار گرفت.[6] با توجه به پیچیدگی سنجش مفاهیم نظام ها، برخی محققان بر ساخت و طراحی ابزارهایی برای سنجش عملکرد خانواده اصرار ورزیدند. برای نمونه تولیا توس پول موتر، و استرداس در سال 1990 کتابی را منتشر کردند که در آن حدود 1000 ابزار معرفی شده است و در حال حاضر برخی از این ابزارها برای ارزیابی عملکرد خانواده و زناشویی به کار گرفته می شود.[7]
در سال های اخیر نیز ساخت آزمون های سنجش جنبه های گوناگون خانواده براساس مدل های متفاوت و از زاویه های گوناگون ادامه داشته است. همچنین در کشور جمهوری اسلامی ایران به ویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی و رشد روزافزون دانش در زمینه های علوم انسانی، پژوهش هایی در زمینه خانواده انجام شده است.
پژوهش هایی که در زمینه خانواده و ساخت آزمون سنجش آن انجام شده است به جنبه دینی خانواده کمتر توجه شده است ولی پژوهش حاضر سعی بر این داشته بیشتر معیارهای مدنظر اسلام را معرفی نماید.
[1] مستدرک الوسایل و مستنبط السمائل، حسین نوری طبرسی، ج6، ص 326، ح 6916.
[2] طه/124
[3] روان شناسی پرورشی، روانشناسی یادگیری و آموزشی، علی اکبر سیف، ص 28.
[4] حقوق خانواده، جعفر لنگرودی، ص 2و 3
[5] مجله حورا، ص 16
[6] جی هی لی، روان درمانی خانواده، ترجمه باقر ثنایی، ص 28
[7] راهنمایی سنجش خانواده، تامیلسون باربارا، ترجمه اسمایعل مهدوی و فرشاد بهاری، ص 12.
11-1- تاریخچه و پیشینه موضوع.. 15
12-1 تعاریف و مفاهیم کلیدی.. 19
14-1 مشکلات و موانع تحقیق.. 26
ازدواج یک امر طبیعی و فطری.. 34
تعبیر زیبایی از امام خمینی.. 42
وجوب ازدواج در دوران کنونی.. 58
فواید ازدواج از دیدگاه اسلام. 61
1. پیوند زناشویی آیت الهی برای تسکین انسان.. 62
5. حفظ عفت و مصونیت از گناه. 66
9. ازدواج قلعه ای در برابر وسوسه های شیطان.. 68
بررسی ازدواج از نقطه نظرهای گوناگون.. 68
1. ازدواج از نظر علمی و روانی.. 68
4. ازدواج از نظر اقتصادی و تولیدی.. 71
1- كم شدن تمایل به تشكیل خانواده: 78
3- عدم تعادل در پیوندهای جنسی و عاطفی: 79
4- ضعف بنیان های پرورشی و تربیتی: 80
1. تولید نسل و بقای نسل انسانی.. 81
معیارهای داشتن خانواده مستحکم (قبل از ازدواج). 83
ضرورت برنامه ریزی در ازدواج.. 85
مهارت ها و عوامل اساسی در ازدواج.. 86
3. داشتن منبع درآمد مناسب... 87
وظایف دختر و پسر در دوران نامزدی یا عقد.. 112
1. بیشتر شدن شناخت طرفین ازدواج نسبت به یکدیگر برای تفاهم بیشتر. 112
الف) شناخت جنبه های مثبت (استعدادها و توانایی های آدمی). 113
ج) شناخت نقاط روشن و برجسته زندگی همسر (به ویژه در گذشته). 116
د) شناخت علایق و تمایلات و گرایش های همسر. 116
9. شرکت مشترک در محفل های معنوی.. 125
10. فراگیری علوم و فنون اداره زندگی و همسرداری و مطالعه کتاب هایی در این زمینه. 125
عوامل کاهش محبت در زندگی.. 148
عوامل کاهش محبت در زندگی.. 150
2. ترشرویی 151