وجوب ازدواج در دوران کنونی
وجوب ازدواج در دوران کنونی
برای فراهم شدن زمینه های یک ازدواج آسان و یا موفقیت، اولین مرحله، موضوع وجوب ازدواج است .قبل از اینکه به این بحث بپردازیم، ازدواج را از نظر احکام سالام مورد بررسی قرار می دهیم تا ببینیم براساس احکام پنج گانه واجب، مستحب، مباح، مکروه و حرام، ازدواج در زمره کدامیگ قرار می گیرد؟
با نگاه اولیه به ازدواج یک امر مستحب موکد جلوه می کند ولی با نگاه دقیق تری درمی یابیم که فقهی اسلام در هر پنج بخش احکام خمسه، به این مساله پرداخته اند. بیدن معنا که ازدواج گاهی واجب، گاهی مستحب، گاهی مباح، گاه مکروه و برخی موارد حرام گردیده است. زیرا در شرایط و افراد مختلف حکم متناقضی ییدا می کند. چنان چه ازدواج با محارم حرام است و در مقابل اگر کسی به دلیل عدم کنترل غریزه جنسی به معصیت افتاد، ازدواج بر او واجب می شود.
ازدواج واجب:
زمانی است که شخص بترسد به خاطر ترک ازدواج، مرتکب گناه شود یا ترک ازدواج بای او ضرر داشته باشد یا نذر کرده باشد که ازدواج کند.
ازدواج مستحب
در شرایط عادی و به نیت درک ثواب های آن، ازدواج امری مستحب است.
ازدواج مکروه
در صورتی است که شخص نیاز به ازدواج ندارد و می ترسد در صورت ازدواج از عهده ادای حقوق خانواده برنیاید.
ازدواج مباح
درصورتی است که منفعت و ضرر ازدواج برای شخص به یک اندازه باشد. و یا اینکه در شرایط عادی بدون نیت عبادی صورت گیرد.
ازدواج حرام
زمانی حرام می شود که منجر به ترک واجب یا ارتکاب معصیتی دیگر شود و یا شخص یقین بداند در صورت ازدواج، از ادای حقوق آن عاجز است.
ازدواج در اسلام
در اسلام ازدواج هموراه مورد تشویق و تاکیدقرار گرفته و دارای فواید فردی و اجتماعی مهمی می باشد. از آیات، احادیث و روایاتی که در کتب معتبر فقهی وجود دارد می توان به ضرورت ازدواجی برد. همچنین از آیات متعددی که در رابطه با زندگی زناشویی مطالبی دارند می توان صحبت به میان آورد.
قرآن مجید زندگی زناشویی را لازمه حیات انسانی قلمداد کرده است به طوریک ه در حدود 112 واژه مربوطه تکرار شده و حتی در دو موردی که از تجرد نام برده شده برای مذموم شدن بوده است.[1]
«وَأَنكِحُوا الْأَيَامَى مِنكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِن يَكُونُوا فُقَرَاء يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ»
باید وسیله ازدواج مردان بی زن و زنان بی شوهر و بردگان و کنیزان صالح را فراهم آورد. اگر تهیدست باشند خداوند آنها را از فضل خویش بی نیاز می کند.[2]
خداوند در آیه 189 سوره اعراف حضرت حوا را وسیله آرامش و مایه تسکین حضرت آدم (ع) معرفی می نماید.
«و جعل منها زوجها لیسکن الیها»
ازدواج کنید و مجردان را همسر دهید، نشان بخت بلند مسلمان است که زن بی شوهر را شوهر دهد.
پیامبر اکرم (ص): اگر درباره ازدواج دستروی از جانب خداوند و پیغمبر او صادر نشده بود نیز همان فوایدی که در آن نهفته است چون نیک با خویشان و پیوند با بیگانگان برای ترغیب خردمندان و صلاح اندیشان کفایت می کرد.
حضرت محمد (ص): هر کس در جوانی ازدواج کند، شیطان فریاد می زند وای بر من دوسم دین خود را از من حفظ کرد!»
حضرت محمد (ص): زن بگیرید، ازدواج سنت پیامبر است.
حضتر علی (ع): بهترین میانجی گری، وساطت در امر ازدواج است.
حضرت علی (ع): هر کس مرد مجردی را زن دهد، خداوند در قیامت بر او به دیده لطف می نگرد.»[3]
فواید ازدواج از دیدگاه اسلام
ازدواج و تشکیل خانواده به عنوان نقطه عطفی در زندگی هر جوانی تلقی می گردد. می توان گفت که ازدواج یکی از بهترین رسوم اجتماعی انسانهاست که از فطرت آنان سرچشمه می گیرد. در واقع ازدواج جزء ضروریات زندگی انسانها می باشد و ترک آن عملی غیرمتعارف بوده و سنت شکنی محسوب می شود.
اگر ازدواج با اندیشه سالم و شناخت کامل و به دور از اجبارها و تحمیل ها صورت پذیرد دارای فواید مهمی برای فرد می باشد. در این بخش به برسی مهم ترین فواید ازدواج می پردازیم:
1. پیوند زناشویی آیت الهی برای تسکین انسان
«وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ؛[4]
و از نشانه های او این است که همسرانی (جفت هایی) از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش بگیرید و در بین شما (زن و شوهر) مودت و رحمت قرار داد در این نشانه هایی است برای گروهی که تفکر می کنند.»
این سنت الهی در نسل آدم و حوا تداوم دارد و همواره مرد در جستجوی همسر خو است و هیچ پیشرفت علمی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی جایگزین این نیاز فطری او نیست یک زن نیز همواره به دنبال همسر (جفت) خود است و همیشه منتظر است که عاشقی از راه برسد و آن نیاز مطلوب و معشوق بودن او را ارضا کند تا او هم با دستان پر عاطفه و محبت خود موجبات آرامش و شخصیت طلبی او را فراهم کند. همسرخواهی یک نیاز فطری انسان است از این رو در تمام ادوار تاریخ بشریت و تمام جوامع بشری ازدواج یک زن و مرد یک امر مقدس و مبارک به شمار می آید برای این پیوند جدید جشن می گیرند و شادی می کنند.
این آیه ظرایفی را در خود دارد از قبیل:
1. خلقت زوج (جفت) آیت و نشانه الهی است (من آیاته)
2. خلقت زوج به نفع آنهاست (لکم)
3. زوج (جفت) از جنس خودمان خلق کرده است (من انفسکم)
4. زوج (جفت) مکمل یکدیگرند (ازواجا)
5. علت خلقت زوج کسب آرامش و سکون در کنار یکدیگر است (لتسکنوا الیها)
6. خدای حکیم مودت (محت توام با عمل) و رحمت (رأفت و دلسوزی توام با احسان) بین زن و شوهر جعل کرده است (جعل بینکم موده و رحمه)
7. خلقت زوج (جفت) نشانه هایی برای اهل تفکر است (ان فی ذلک لآیات لقوم یتفکرون)
8. مودت و رحمت بین زن و شوهر نشان هایی برای اهل تفکر است (ان فی ذلک لایات لقوم یتفکرون)
2. ازدواج مکمل دیانت
ازدواج یقیناً ازج مله اموری است که آدمی را چه در بعد مادی و چه در بعد معنوی به سوی کمال سوق می دهد و مایه تکامل اوست. زن و مرد در سایه ازدواج، حس می کنند که کامل شده اند. زیرا دختر وارد جرگه زنان و پسر به دنیای مردان و پدران واد می شود. این امر به خصوص زمانی شکل می گیرد که پیوند زناشویی با معنویت همراه باشد و زن و شوهر در سایه آن احساسی آرامش کنند و به خدا نزدیکتر شوند. اما اگر ازدواج با هدف های پست مادی و حیوانی انجام گیرد چه بسا از همان روزهای اول، گرفتاری ها و ناراحتی ها و اضطراب ها آغاز گردد و بالاخره مایه بدبختی شود.
پیامبر اکرم (ص) فرمودند: هرگاه بنده ازدواج کند، نصف دین کامل کرده و است و برای (حفظ) نصف دیگر باید تقوای الهی پیشه کند.[5]
ازدواج مکمل و متمم امر دینداری است چرا که دو خطر بزرگ برای انسان وجود دارد: شهوت و غضب. با ازدواج جبهه شیطان شهوات تعطیل و جهت دار خواهد شد و از این رو برای مصونیت نیمه دوم دین در برابر غضب، به تقوی سفارش شده است.
در ازدواج و تشکیل خانواده، لذت و رشدی است که هیچ چیز دیگری جایگزین آن نمی شود. استاد شهید مرتضی مطرهی ـ رضوان الله علیه ـ در این باره می فرماید: «یک خصایص اخلاقی هست که انسان جز در مکتب تشکیل خانواده نمی تواند آنها را کسب کند. تشکیل خانواده یعنی یک نوع علاقمندشدن به سرنوشت دیگران، اخلاقیون و ریاضت کیش ها که این دوران را نگذرانده اند، تا آخر عمر یک نوع خاص و یک نوع بچگی در آن ها وجود داشته است و یکی از علل اینکه در اسلام ازدواج یک امر مقدس و یک عبادت تلقی می شود همین است. ازدواج اولین مرحله خروج از خود طبیعی فردی، و توسعه پیدا کردن شخصیت انسان است.[6]
همچنین می فرماید: «... یک پختی هست که این پختگی جز در پرتو ازدواج و تشکیل خانواده پیدا نمی شود، در مدرسه پیدا نمی شود، در جهاد نفس پیدا نمی شود در نمازشب پیدا نمی شود، با ارادت به نیکان پیدا نمی شود، این را فقط در همین جا (تشکیل خانواده و ازدواج) باید بدست آورد.»[7]
چه فراوانند کسانی که قبل از ازدواج، به اصول اخلاقی و دینی و اجتماعی چندان پایبند نبوده اند و نوعی سبکسری و بی مبالاتی و هرزگی بر رفتار و اخلاق آنها حاکم بوده است، اما پس از ازدواج، اخلاق و رفتارشان تغییر کرده و متین و باوقار شده اند و نوعی بزرگواری و متانت در رفتارشان پدیدار شده است.
3. انس و آرامش
یکی از طبیعی ترین نیازهای آدمی، انس و الفت و مهر و مودت است. هر انسانی در شاهراه زندگی به همراه مناسبی نیاز دارد که چتر آرامش بر سر او بگستراند و در سنگلاخها و پیچ و خم های زندگی، یار و مددکار او باشد. بهترین کسی که می تواند به این نیاز پاسخ دهد همسری متناسب و شایسته می باشد.
4. کسب استقلال
دختر و پسری که با قلب های آرزومند، کانون گرم خانواده را بنیان می نهند با این کار عملا استقلال خویش را نیز به اثبات می رسانند. چرا که قبل از ازدواج جز خانواده پدر و مادر محسوب گردیده و حقیقتاً فاید استقلال کامل می باشند.
5. حفظ عفت و مصونیت از گناه
یکی از نیرومندترین غرایز انسانی، غریزه جنسی می باشد که اگر از طریق ازدواج در مسیر طبیعی خود قرار گیرد بسیاری از انحرافات و معضلات اجتماعی از میان خواهد رفت. این غریزه طبیعتاً در وجود هر انسانی نهفته است و در سال های پرشور جوانی پدیدار شده و به اوج می رسد. که البته اگر درست هدایت شود نه تنها زیانی برای فرد و جامعه به دنبال ندارد بلکه دربرگیرنده فوایدی نیز می باشد ولی در صورت که در مجرایی صحیح قرار نگیرد به طرز نامطلوبی فوران کرده و گناه و انحراف را به وجود می آورد.
6. آرامش و تعادل اعصاب
به گفته دانشمندان، ارضاء صحیح و به موقع غریزه جنسی موجب شادابی و سلامت جسم و جان آدمی است و ترک آن باعث به وجود آمدن پاره ای از بیماری های روانی و گاه جسمانی می شود و حالات و امراضی از قبیل: اضطراب، ضعف اعصاب، افسردگی و یاس، دلهره، پژمردگی دلمردگی، انزوا و گوشه نشینی، تشنج و تندخویی و گاه زخم معده و سردرد و ... را ایجاد می کند.
7. تولید و تکثیر نسل
یکی از بزرگترین ثمرات ازدواج، تولید نسل می باشد که هدفی است بس بزرگ به این دلیل که خداوند سبحان هدف آفرینش جهان را وجود انسان و پرورش و تکامل او قلمداد می نماید. از دیدگاه اسلام، فرزند صالح گلی از گل های بهشت است.
رسول خدا (ص) در این رابطه می فرماید: ازدواج کنید تا صاحب فرزند شوید و بر تعداد شما افزوده شود زیرا من در قیامت با امت های دیگر به وسیله کثرت شما مباهات می کنم حتی به وسیله فرزندی که سقط شده است.
8. سلامت و امنیت اجتماعی
ازدواج و تشیکل خانواده علاوه بر فواید و مزایای فردی برای سلامت و امنیت جامعه نیز ضروری تشخیص داده می شود. هر چقدر که کانون خانواده گرمتر، روابط خانوادگی مستحکمتر، قلب ها هم هم نزدیکتر و یکدلی و یکرنگی بیشتر باشد به طور محسوس از میزان فساد و دلگرمی و بی بند و باری و قتل و سرکشی، جنایت و ناامنی، انحراف و تجاوزگری و اعتیاد و خودکشی کاسته خواهد شد زیرا چنانچه مطالعات آماری نشان می دهد اکثر این نابهنجاری ها از افرادی سرمی زند که از وجود کانون گرمی چون خانواده محروم می باشد.
9. ازدواج قلعه ای در برابر وسوسه های شیطان
ازدواج، قلعه ای برای خویشتن داری، شکستن طغیان، رفع غائله شهوت و قوت گرفتن برای کنترل چشم و گوش و جوارح است.
پیامبر اکرم (ص) فرموده اند: «مامن شاب تزوج فی جداثه سنه الا عج شیطانه: یا ویله یا ویله! اعصم منی ثلثی دینه فلیتق الله فی الثلث الباقی؛[8]
هیچ جوانی نیست که در دوره جوانی خود ازدواج کند مگر آنکه شیطان او فریاد برآورد که: وای براو، وای براو، دو سوم دینش را از گزند من حفظ کرد.»
بنابراین بنده باید برای حفظ یک سوم دیگر، تقوای خدا را پیش گیرد.
به راستی که برای داشتن یک خانه سالم بر زنان و شوهران واجب الهی است که آراسته به تقوا باشند و لازم و ضروری است که تقوا این خواسته با منفعت الهی را به فرزندان خود سرایت دهند و از ابتدای کار زمینه تحقق تقوا را در فرزندان خود فراهم آورند.
بررسی ازدواج از نقطه نظرهای گوناگون
1. ازدواج از نظر علمی و روانی
در ساختار انسان غرایز گرچه نه به عنوان حاکمان مطلق اما به مثابه نیروهای ویژه ای که در بسیرای از اوقات باعث به حرکت درآوردن انسان و به کوشش واداشتن او یا بالعکس به قهقرا سیر کردن او سازماندهی می شوند وجود دارد. هر یک از این غرایز باید به صورتی طبیعی ارضا شده تا انسان بتواند در جهت درست سیر کند و از راه اصلی منحرف شود. بدیهی است در صورتی که این غرایز از طریق کانال ها و مجراهای صحیح و درستی (همچون ازدواج) ارضا نگردد باعث پویا شده هرچه بیشتر انسان می شوند ضمن اینکه آرامش روحی و روان انسان را تضمین می نمایند اما درصورتی که به این نیازهای طبیعی پاسخ مثبت و مساعد داده شود چه بسا این نیروهای خاص در جهتی نادرست سیر کرده و باعث سقوط فرد و محو خصوصیات انسانی او می گردند و در درجه اول نیز سامان روحی او را به مخاطره می افکند ازدواج پاسخی بسیار مناسب به غریزه جنسی می باشد در جامعه ای ازدواج ها در سنین مناسب با معیارهای صحیح و اصول درست و اسلامی صورت پذیرد پدیده هایی همچون «جنون جنسی» یا به طور کلی محو می گردد یا به ندرت دیده می شود.
دانشمند معروف ویل دروان درباه ترغیب جوانان به ازدواج در سال های اول جوانی می گوید:
«اگر راهی پیدا شود که ازادواج در سال های طبیعی انجام گیرد، فحشا و امراض روانی و تنهایی بی ثمر و عزلت ناپسند و انحرافات جنسی که زندگی را لکه دار کرده است تا نصف تقلیل پیدا خواهد کرد. عشق جنسی جوانان، زودتر از توانایی اقتصادی شان فرامی رسد، ما نباید از این پیشامد کنیم و بگذاریم آن عشق افسرده شود و بمیرد ازدواجی که بر پایه عشق تازه و نمرده دختر و پسر انجام می شود در طی سالیان درازی زندگی آنها را معطر و خوشبو می کند و گرنه عمیق و نرمال و ایده آل نخواهد بود.»[9]
2. ازدواج از نظر اخلاقی
هنگامی که جوانان به زیر ازدواج آراسته گردند و در زیر چتر حمایت خانواده قرار گیرند بسیاری از انحرافات اخلاقی از جامعه رخت برمی بندد و محو می شود. پیامبر (ص) در این رابطه در حدیثی می فرمایند:
«بی همسران را همسر دهید، زیرا خداوند اخلاق آنها را در پرتو ازدواج نیک گرداند و بر وزی و معاش آنان وسعت بخشد و بر مروت و ارزش های عالی انسانی می افزاید»[10]
3. ازدواج از نظر اجتماعی
ازدواج نه تنها ضامن سلامت روانی و اخلافی فرد می باشد بلکه انجام یک ازدواج صحیح و مبتنی بر ارزش های عالی انسان و اسلامی سلامت جامعه را نیز تضمین می نماید از این نظر که هم مفاسد اجتماعی را تقلیل می دهد و کمبودهای عاطفی را که زمینه ساز بسیاری از معضلات اجتماعی هستند از بین می برد و هم با تولید و تولد فرزندان صالح و سالم نسلی مزکی نیروی انسانی موردنیاز برای پذیرفتن ارزش ها و هنجارهای اجتماعی را فراهم نموده و افرادی شایسته برای به گردش درآوردن چرخ های جامعه تربیت و تحویل اجتماعی می نماید.
4. ازدواج از نظر اقتصادی و تولیدی
در یک ازدواج سالم ، زن و مرد مؤمن ، با عقدی آگاهانه ، و اعتقادی مستدل ، و مذهبی واحد ، و معشوقی مشترک برای تقرب به آن مقصد و معشوق واحد، سعی می کنند با هم همدل، همسفر، همسو و هماهنگ در یک مأموریت مشترک و در یک کار، شریک و مکمل و حریف یکدیگر باشند.
زن علاوه بر این که برآورنده نیازهای عاطفی و معنوی و درونی خانواده است، با نگاه و کلام و رفتار جذاب و نافذش، انواع تنبلی ، افسردگی ، بی توجهی و غفلت را از همسرش به زیبایی می زداید و او را با تشویق خود در انجام وظایف اجتماعی و پرهیز از انواع انحراف و اطاعت از رهبری الهی و بندگی خدا به وجد می آورد.
تلاش خردمندانه و بیرونی مرد، تأمین کننده هزینه ها و نیازهای مادی و بیرونی خانواده است و نشاط هنرمندانه و نـَفـَس مسیحایی زن، انگیزه مرد را برای سازندگی اجتماعی و صبر در ناملایمات و امید و نشاط در عبادات تقویت می کند و جهت گیری مخلصانه او را در زندگی، مراقبت می نماید.
برای این زوج عاشق «خانه» جلوه ای از بیت خدا و مدرسه عشق ورزی ، و « خانواده » محل بازسازی روح و روان و نشاط جسمی برای مبارزه در جهاد اصغر و اکبر در هر روز زندگی و محل ذکر، عبادت و بیتوته است.
چنین ازدواجی می تواند بیشترین نیازهای خانواده و جامعه را برآورد و بیشترین استعداد آنها را شکوفا سازد و سلامت و نشاط دنیایی و سعادت و لذت جاودانه آخرتی هر یک از آن دو و خانواده و جامعه را تأمین نماید.
زنان بیدار و مردان خردمند، امروز به روشنی می فهمند که «خانواده» ، تنها نهاد شایسته برای انسان سازی و انسان پروری است. بنابراین هر قدر خانواده بنیان محکم تری داشته باشد، به خاطر انگیزه و تعهد و نشاط افرادش، نقش اقتصادی و تولیدی و اجتماعی بیشتری دارد.
فراموش نکنیم موفقیت خانواده در گرو سازمان پذیری و تقسیم نقش و تکلیف و کار زن و شوهر است.
تشکیل خانواده
خانواده با اینکه به عنوان کوچکترین سلول اجتماعی شناخته شده است ولی می تواند با تاثیراتی که بر روی فرد و جامعه باقی می گذارد به عنوان بزرگترین مبنا و پایه جامعه نیز به شمار آید.
خانواده عملی است که فرهنگ جامعه در آن شکل می گیرد و به نسل های مختلف سپرده می شود.
می توان گفت که خانواده مهمترین پرورشگاه نیروی انسانی به شمار می رود و ماوا و مامن مناسبی برای اعضای خود می باشد.
ارسطو می گوید: انسانی که جدا و منزوی است ... باید یا حیوانی فرودست و یا از خدایان باشد چون انسان نمی تواند هیچ کدام از اینها باشد پس لاجرم بایستی عضوی از جامعه باشد.[11]
زن و شوهری که با ازدواج به همسری یکدیگر درمی آیند نسبت به یکدیگر احساس مسئولیت پیدا کرده و به خاطر مسائل اقتصادی و اجتماعی با جامعه خویش هرچند بیشتر مرتبط خواهند شد و به موجودیت جامعه ایمان آورده و حتی ایمان خویش را نیز از او فتور نجات خواهند داد.
دورکیم در کتاب صور ابتدایی زندگی مذهبی می نویسد: انسانی که ایمان و عقیده ای واقعی دارد، نیازی غلبه ناپذیر به نشر آن احساس می کند بنابراین انزوای خود را ترک می گوید و به دیگران نزدیک می شود، درصدد قانع کردن آنها برمی آید و شور آن اقناعاتی که برمی انگیزد چیزی است که یقین خودش را نیز تقویت می کند.[12]
بنابراین خانواده نه تنها باعث تکامل می گردد بلکه برای تکمیل و تکامل جامعه نیز ضروری است شخصیت انسانی درخانواده شکل می گیرد و غرایز و نیازهای جنسی و عاطفی در آن به بهترین وجه ارضاء می شود و استقلال فرد نیز در آن به رسمیت شناخته می شود. با تشکیل خانواده است که کانونی گرم و پر محبت به وجود می آید و هر عضوی از اعضا به سهم خود از این انس و محبت و عشق و مودت بهره می برد. زن و شوهر در محیط پرمهر و محبت خانواده خستگی و ناآرامی ها و تلاطم های روزمره را به فراموشی سپرده و با عزمی راسخ تر و توانی استوارتر به فکر ساختن فردای بهتر برای خود و جامعه می باشند.
علل ناکارآمدی خانواده
امروزه به جرئت می توان ادعا كرد كه منشأ بسیاری از مشكلات اجتماعی، ناكارآمدی خانواده است.
این كه در ادبیات دینی ما از تشكیل خانواده با عنوان دوست داشتنی ترین و گرامی ترین بنیان ها و زمینه ساز حفظ شخصیت دینی، یاد می شود و مقدمه سازی برای ازدواج، از وظایف اولیای خانواده و اجتماع، شمرده می شود، از آن روست كه خانواده زمینه ساز شكل گیری بنیان های شخصیت فرزندان، عامل مؤثر در ایجاد تعادل روانی و نشاط روحی، مهم ترین عامل توسعه انسانی جوامع به دلیل پرورش انسان های كارآمد و مقاوم، مهم ترین محل بازپروری عاطفی و ایجاد كننده تعادل در روابط جنسی، زمینه ساز پویایی اقتصادی و عامل انتقال فرهنگ و ارزش ها به نسل بعدی است. خانواده سالم و كارآمد، همواره مهم ترین عامل حفظ هنجارها و مقاوم ترین سد در مقابل تهاجم فرهنگ بیگانه بوده و هست و صد البته زن در نقش خطیر «همسری» و «مادری» مهم ترین ركن حیات و بالندگی خانواده است.
آن چه خانواده را در نگاه دین از جایگاهی رفیع برخوردار كرده، كاركردهای منحصر به فردی است كه از خانواده، بنیانی مقدس و از ازدواج، پیمان الهی می سازد. در این نگرش، خانواده از یك سو اعتبار همیشگی خویش را از خداوند می گیرد و از سوی دیگر، حلقه اتصال میان حیات جسمانی و معنوی و تعادل بخش به زندگی بشری است و به همین دلیل نه صرفاً سرپناهی برای هم سفرگی كه پایگاهی برای امنیت، آرامش و رشد است و باید آن را مهم ترین پایگاه فرهنگی هر جامعه دانست.
خانواده كارآمد، خانواده ای است كه كانون محبت، انعطاف و رحمت باشد. از این رو آرامش روانی و كاهش اضطرابات، مهم ترین كاركرد خانواده سالم است. در ادبیات دینی زمینه های پیوند عاطفی از سوی خداوند در زن و مرد نهاده شده است.
اقناع نیازهای جنسی زوجین، وجهی دیگر از كارآمدی خانواده و نیز مؤثر در افزایش پیوندهای عاطفی است. از آن جا كه آموزه های دینی و اخلاقی ارتباط جنسی را تنها در چارچوب خانواده مجاز دانسته و برای روابط آزاد جنسی، محدودیت های جدی مقرر كرده اند، توجه به ارتباط جنسی سالم میان زوجین اهمیت بیشتری می یابد.
كاركرد زیستی خانواده ضامن بقای جامعه انسانی است و كاركرد پرورشی آن، زمینه ساز تربیت فرزندانی است كه برای ساختن جامعه فردا آماده می شوند. تعادل روانی، استحكام شخصیتی و قوت اراده، دیگرگرایی، قدرت رویارویی با مشكلات و صبر بر ناملایمات، میل به تلاش و تمایل به سازندگی و ابتكار، ارتباط با خداوند و میل به عبودیت، همگی صفاتی اند كه در شكل گیری و تقویت آنها، خانواده مهم ترین نقش را ایفا می كند و در یك كلام می توان خانواده سالم را بهترین بستر رشد فرهنگی و سلامت جسم و روان و مهم ترین عامل انتقال ارزش ها و پرورش عاطفی و مهم ترین عامل كاهش آسیب های اجتماعی و ارتقای امنیت هر جامعه دانست و زن به عنوان عنصری پرورش دهنده و فرهنگ ساز مهم ترین عامل در تحقق این آثار شگرف است. اگر توسعه انسانی مهم ترین عامل توسعه جوامع شمرده می شود، خانواده به دلیل موقعیت منحصر به فرد آن كه كانون پرورش و آموزش با محوریت عاطفه و نظارت است، بهترین زمینه ساز توسعه انسانی است و زن می تواند در این فرآیند، نقش آفرین ترین عامل باشد.
آسان سازی تشكیل خانواده، متعادل ساختن انتظارات از یكدیگر، رابطه مسئولانه والدین نسبت به یكدیگر، رابطه مسئولانه والدین نسبت به یكدیگر و فرزندان، به ویژه ایفای نقش مدیریت فعال و شایسته توسط پدر و ایفای نقش سازنده عاطفی و تربیتی توسط مادر، تلطیف روابط حقوق با حسن خلق، ارتباط خویشاوندی مسئولانه به منظور برخورداری از حمایت ها و هدایت ها و تقویت نشاط در زندگی، توجه به شرایط اجتماعی و انعطاف در فعالیت ها و نقش ها به منظور حل مشكلات اجتماعی، توجه به پرورش دینی و اخلاق و آداب اجتماعی، و هماهنگی با نهادهای آموزشی و پرورشی از مواردی است كه خانواده ها را برای انجام رسالت تاریخی خود توانمند می سازد.
اما نقش عوامل بیرونی را در استحكام و كارآمدی یا تزلزل و ناكارایی خانواده، هم به عنوان مانع یا تقویت كننده عملكرد والدین و هم به عنوان عامل تأثیر گذار در شخصیت و كاركرد آنان، نمی توان از نظر دور داشت. آن چه امروزه برای نظام اسلامی حائز اهمیت است، اتخاذ سیاست ها و روش هایی است كه فعالیت كلیه نهادها را در جهت ارتقای جایگاه خانواده ، هماهنگ و تقویت كند و موانع كارآمدی را تا حد امكان از میان بر دارد.
ناكارآمدی خانواده و نمودها
نتایج نگران كننده انجام شده در مجامع علمی و آمارهای مختلف، نشان از آسیب پذیری خانواده ایرانی دارد.
نمودهای ناكارآمدی را می توان در موارد زیر مشاهده كرد:
1- كم شدن تمایل به تشكیل خانواده:
آمارها نشان می دهد كه سن ازدواج دختران به مرز 24 سالگی و پسران به مرز 27 سالگی رسیده است. مهم ترین عوامل افزایش سن ازدواج، تغییر فرهنگ اقتصادی، افزایش سطح انتظارات از ازدواج، نظام تحصیلی موجود، بیكاری مردان و اشتغال زنان، ترویج فرهنگ بیگانه، به ویژه در رسانه های جمعی مبنی بر لزوم حفظ استقلال و آزادی های فردی و فرار از محدودیت های ازدواج است.
2- عدم تناسب در ازدواج:
طبق آمار ارائه شده از سوی برخی نهادهای دولتی زنان، در سال 1380، 41 درصد از دختران روستایی زمینه ازدواج را از دست داده اند. به نظر می رسد مهم ترین عامل آن، مهاجرت پسران به شهرها برای تحصیل، اشتغال و میل به همسر گزینی از جامعه شهری است. از سوی دیگر، استقلال پسر و دختر در تصمیم گیری و كم شدن نقش سازنده و هدایت گر والدین در ازدواج آنان كه هم در كم شدن نقش حمایتی والدین از فرزندان مؤثر است و هم در رعایت نشدن تناسب خانوادگی، از جمله عوامل بروز ناسازگاری و آسیب پذیری خانواده هاست. امروزه یكی از عوامل رشد آمار طلاق، كاهش یافتن نقش والدین در ازدواج ها و در ایجاد روابط فرهنگی و خانوادگی است.
[1] جهان فر، محمد، تاریخ نظریه های جمعیتی، ص 15
[2] طاهری، حبیب اله سیری در مسائل خانواده، مرکز حماسه نشر سازمان تبلیغات اسلامی، ص 16
[3] احاادیث برگرفته از کتاب های آیین همسرداری، ابراهیم امینی و انتخبی همسر علی اکبر مطلومی و ازدواج در اسلام علی مشکینی می باشد.
[4] روم/21
[5] میزان الحکمه، ج 7807
[6] تعلیم و ت ربیت در اسلام، ص 252-251
[7] همان، ص 398
[8] مزان الحکمه، ج 7806
[9] اشتهاردی، محمدمهدی، ازدواج آسان و شیوه همسرداری، چاپ اول، موسسه انتشارات نبوی، پاییز 72، ص 25
[10] همان، ص 26
[11] رسول، پاتولوژی فردی و اجتماعی، چاپ دوم، 1372، ص 49
[12] همان، ص 50