2. پیشینه تحقیق
2. پیشینه تحقیق
1. رسالت کارشناسی خانم شهلا کاظمی پور در خردادماه 1351 در گروه آموزشی علوم اجتماعی داشنگاه تهران تحت عنوان بررسی دموکراتیک تغییر سن ازدواج به راهنمایی آقای دکتر مهدی امانی انجام گرفته در ضمن این تحقیق آمده است: هرچه درجه تحصیل بالاتر گردد تعداد ازدواج ها کاهش می یابد و این به دو علت است: اولا اینکه تعداد تحصیل کرده ها نسبت به بیسوادها بسیار کم است و ثانیاً پایان تحصیلات عالی ازدواج را به تاخیر می اندازد.
2. رساله کارشناسی ارشد آقای حمید پوریوسفی در سال 1355 در دانشکده علوم اجتماعی و تعاون دانشگاه ترهان تحت عنوان سن ازدواج در ایران به راهنمایی آقای دکتر بهنام انجام گرفته است یافته های این تحقیق چنین است:
الف) با بالا بردن درجه تحصیلات سن ازدواج هم بالا می رود.
ب) با بالا رفتن تخصص و امکانات شغلی سن ازدواج هم بالا می رود.
ج) با افزایش دفعات ازدواج سن ازدواج بالا می رود.
3. رساله کارشناسی آقای ابوالقاسم بالی لاشک در سال 1356 در دانشکده علوم اجتماعی و تعاون دانشگاه تهران تحت عنوان عوامل اجتماعی ـ اقتصادی موثر در تغییر سن ازدواج زنان کارمند که به راهنمایی خانم دکتر ویدا ناصحی انجام گرفته است. یافته های این تحقیق چنین است:
الف) سطح سواد در تعیین سن ازدواج زنان موثر است
ب) اشتغال یکی از ملاک های تعیین سن ازدواج می باشد.
ج) درآمد یکی از شاخص های تعیین سن ازدواج است.
د) شدت و ضعف مذهب در خانواده در تعیین سن ازدواج نقش عمده ای دارد.
4. رساله کارشناسی آقای محمود شهابی در سال 1371 در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران تحت عنوان آرمان های زوجیت و همسرگزینی در شهروندان (پژوهشی درباره میزان توافق دختران دبیرستانی و مادران آنها و طرز تلقی های زناشویی) به راهنمایی دکتر باقر ساروخانی. یافته های این تحقیق چنین است
الف) مفهوم همسان همسری به عنوان یک قاعده در جامعه ایرانی مصداق ندارد. قاعده در این مورد برابری و همسانی نیست بلکه وجود فاصله سنی به نفع مرد است.
ب) میل به همسان گزینی طبقاتی منزلتی، در مادران تهرانی شدیدتر است تا در دختران آنها درحالیکه میل به همسان همسری تحصیلی در دختران قوی تر است تا در مادران آنها
ج) میل به همسانی همسری منزلتی بیشتر در دختران و مادران متعلق به خانواده های طبقاتی بالا و بسیار بالا و میل به همسان همسری تحصیلی بیشتر در خانواده های متعلق به طبقات متوسط و پایین وجود دارد.
د) توافق نظر دختران و مادران درخصوص همسرگزینی منزلتی بیشتر از میزان توافق نظر آنها در مودر همسان همسری تحصیلی و عامیت همسرگزینی است.
5. راسله کارشناسی خانم رویا بهینا در سال 1375 در گروه علوم اجتماعی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان تحت عنوان بررسی سن اولین ازدواج و طلاق و ارتباط آن با عوامل اقتصادی و اجتماعی شهرستان اصفهان به راهنمایی آقای دکتر علی اصغر مهاجرانی که یافته های تحقیق چنین است:
الف) ازدواج های درون گروهی و نیز ازدواجه های زودرس در ایران رو به تقلیل است
ب) استان تهران در بین استان های ایران همواره بالاترین نسبت طلاق به ازدواج را داست.
ج) عوامل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی (سواد، اشتغال، شهرنشینی، تعداد فرزندان) بر افزایش یا کاهش سن اولین ازدواج و طلاق تاثیر دارد.
د) میزان عمومیت ازدواج و زنان در شهرستان اصفهان در سال 1370 تقریبا و با اختلاف چهارصدم درصد با هم برابر است.
12-1 تعاریف و مفاهیم کلیدی
نکاح
به ازدواج درآوردن. صیغه عقد نکاح با ایجاب «تو را به عقد خود درآوردم و تو را به همسری خود درآوردم و قبول: ازدواج یا نکاح را پذیرفتم صورت می گیرد.
خانواده
عبارت است از یک واحد اجتماعی که از ازدواج و همبستگی یک زن و مرد به وجود می آید و فرزندان حاصل از آن ازدواج، آن را تکمیل می کند[1] و به عبارتی دیگر خانواده گروهی است که به دلیل قرابت یا زوجیت، همبستگی حقوقی و اجتماعی یافته و تحت رهبری و ریاست مقام واحد قرار گرفته است.[2]
طلاق:
فسخ قرارداد ازدواج، جدا شدن قانونی و قطعی زن و مرد از هم[3]
وضعیت اقتصادی مناسب
داشتن توانایی پرداخت هزینه خانواده و عیالات خود
توافق زوجین
یعنی هماهنگی زن و شوهر از لحاظ خصوصیات اخلاقی و سلیقه ای و فکری و اعتقادی و داشتن اختلاف در طرز فکر و اندیشه و مسائل زناشویی و خانوادگی
استقلال در ازدواج
طبق نظر اسلام حق انتخاب همسر آینده با خود شخص است نه با خویشاوندان او از قبیل پدرو مادر و ...
عشق
محبت و ابراز علاقه ای است که خداوند در قلب زن و شوهر نسبت به یکدیگر قرار داده است و این حقیق نمایشگر عظمت و بزرگی محبت زن و شوهر و به خصوص عشق و علاقه مرد به زن است.
خشم و غضب
عصبانیت و از کوره در رفتن و عامل نابودکننده و نشانه سبک مغزی و آتشی از سوی شیطان و منشا تمام شرور
رفتار
حرکات و عکس العمل زن و شوهر نسبت به یکدیگر و در مقابل یکدیگر که باید محصول ادب و وقار و دوستی و رفاقت، تعاون و عشق و علاقه و تواضع و فروتنی باشد.
گفتار
زن و شوهر سخن و کلامشان با یکدیگر آمیخته با عشق و محبت و بیان عاطفه و احساس و وجدان و انصاف باشد.
تفاهم
درک دو طرفه از زبان یکدیگر، مرد و زن باید دل یکدیگر را درک و طبق میل و خواسته همدیگر عمل کنند.
مدیریت
علم به راهکارهای هماهنگ سازی و هدایت فعالیت های دسته جمعی، یا اینکه مدیریت یعنی مهارت داشتن درخصوص سازماندهی منابع انسانی و مادی برای تحقق اهداف جمعی.
13-1 قلمرو تحقیق
محقق در این رساله، موضوع را از چند زاویه مورد مطالعه قرار می دهد تا هم برای خواننده و هم برای محقق آینده و هم در راستای دفاع از موضوع، به بهترین وجه این اقدام صورت پذیرد. اصولا قلمرو و زاویه به شرح زیر است
1. قلمرو موضوعی
همان گونه که در مباحث قبل اشاره شده علیرغم توجه خاص اسلام به خانواده امروزه شاهدیم که خانواده ها دچار نابسامانی ها و درگیریها بوده و در رابطه با خود و فرزندانشان مسائل و دشواری هایی دارند از قبیل اینکه: روابطشان سست و متزلزل است و از صفا و صمیمیت و در نتیجه از آرامش و سکون خبری نیست.
· زن و شوهر ظاهراً در کنار یکدیگرند ولی وضعیت زندگی آنان را چون دو بیگانه در کنار هم قرار داده است.
· زن و مرد با اندک بهانه ای رشته حیات خانوادگی را از هم می گسلند.
· فرزندان مهر و عطوفت لازم را از خانواده ها بدست نیاورده و در نتیجه اکثرشان زودرنج، زودشکن و بی عاطفه اند و همچنین روز به روز شاهد ا فزایش بزهکاری کودکان، به دلیل عدم تربیت صحیح می باشیم.
اینها و امثال اینها نابسامانی هایی است که دامنگیر نهاد خانواده گردید، لذا انسان های آگاه و دلسوز به جامعه انسانی، هر کدام به نوبه خود و به اندازه توان خویش اقدام به رفع این نابسامانی ها و خطراتی که استحکام خانواده را به خطر می اندازد نموده اند و با نوشتن کتاب ها و مقاله و بیان راه صحیح اسلامی درصدد اصلاح این نهاد مقدس برآمده اند.
این نوشتار ناچیز به نوبه خود اقدامی است در این راستا تا شاید قدمی در این راستا برداشته شود و اصلاحی هرچند ناچیز انجام گیرد. در این نوشتار کوشش شده است که مطالبی ارزنده و مفید براساس دستورات اسلام آورده شود و نظرات اسلام در رابطه با تشکیل خانواده و حقوق مترتبه بر آن وظیفه تربیت کودکان در خانه و ... بررسی می گردد به امید آنکه در نفوس مستعده موثر افتد. ان شاء الله.
2. قلمرو مکانی
نظر به اینکه حوزه علمیه در راستای تکامل انسان و کاهش نقش های خانواده و به تبع آن اجتماع، وظیفه و تکالیف ویژه و خاص را برعهده دارد. لذا محقق با توجه به اینکه در این مجموعه تحصیل نموده است و نظربه تکالیفی که از این ناحیه برعهده دارد، اقدام به انتخاب موضوع فوق نموده است.
3. قلمرو زمانی
آمار و ارقام موجود در قرائن و شواهد گویای این واقعیت تلخ و ناگوارست که با دستیابی انسان به فن آوری و تکنولوژی و پیشرت در امور مختلف، اصولاً بنیاد خانواده به عنوان مهمترین و اساسی ترین مجموعه ای که قادر به تربیت نسل آینده رقبای نسل بشری باشد، دچار آسیب جدی شود است.
انقلاب صنعتی را در واقع می توان یکی از رخدادهای مهم تاریخ حیات بشر به حساب آورد از آن جهت که کمتر رویدادی را در جهان می توان ذکر کرد که تا بدین حد دو جوانب و ابعاد حیات انسان اثر گذارده باشد. شیوه زندگی و اصولاً طرز فکرها در پی آن دگرگون گردید و اندیشه های جدید در رابطه با حیات نوین پدید آمد. از جمله موسسات و نهادهای که در سایه این تحول بزرگ، دگرگون گردید، خانواده، ارزش و قداست آن بود در اوایل قرن بیستم، شاهد عملکردها و طرز فکرهایی بودیم که در آن سعی به فسخ بنیاد خانواده و طرد آن داشت. و خدا می داند این اندیشه زهرآگین چه فاجعه ای برای بشر آفریده است.
نهضت صنعتی عاملی بود که در آن سرمایه داران کوشیدند برای دستیابی به کار بیشتر و مزد کمتر، زنان را از خانه های خود بیرون کشند و به کار خانه گسیل دارند و این امر با فریب و حقه و تحت عنوان دادن «حق آزادی به زنان» و «تساوی حقوق» آنها چنان بیچارگی و فلاکتی برای این طبقه به وجود آورد که وصف ناپذیر است.
در مجموع بایک نگاه می توان دریافت چه بلایی سر خانواده آمده و چگونه از مسیر صحیحش منحرف شده است.
لذا محقق بر خود فرض دیده در این مقطع زمانی موضوع فوق ار انتخاب و مورد مطالعه قرار دهد.
14-1 مشکلات و موانع تحقیق
از جمله محدودیت های که در انجام این پژوهش وجود داشت عبارتست از:
ـ عدم دسترسی به بعضی منابع و اسناد موردنیاز
ـ ازدواج من همزمان با نوشتن پایان نامه شده بود و از طرفی چون ازدواجم با چالش هایی روبه رو شد و ناراحتی هایی در این زمینه برای من پیش آمد این خود مشکل و مانعی برای نوشتن پایان نامه ام بود.
15-1 مراحل تحقیق
2. انتخاب و تصویب موضوع
3. طرح تحقیق و انتخاب استاد راهنما
4. تهیه اطلاعات پیرامون موضوع با توجه به اهداف و سوالات و متغیرهای موضوع
5. انتخاب روش تحقیق
6. جمع آوری داده ها و یافته های تحقیق
7. جمع آوری معیارهایی که به مستحکم بودن خانواده کمک می کند
8. نتیجه گیری
9. ارائه راهکار
10. تایپ و صحافی
فصل دوم
ادبیات موضوع
مقدمه
هدف ازدواج تشکیل خانواده می باشد که خانواده عبارتست از: « کوچکترین گروه اجتماعی در جامعه که شامل پدر و مادر و فرزندان و گاه خویشان نزدیکی از قبیل پدربزرگ، مادربزرگ، عروس یا داماد است یا مجموعه افرادی که از طریق رابطه زناشویی و رابطه آبا و اجدادی با هم پیوند مشترک دارند.[4]»
انسان ها بدون اینکه اختیاری از خود داشته باشند براساس تجهیزات درونی و طبیعی، دختر و پسر به سوی یکدیگر جذب می شوند گویی دختر بدون پسر و پسر بدون دختر وجودشان ناقص است.
اسلام براساس همین کشش های طبیعی آن دو را برای زناشویی و ازدواج ترغیب کرده است.
دختران و پسران مجرد به منزله کبوترانی بی آشیان هستد که به وسیله ازدواج خانه و آشیانه و پناهگاه می یابند. شریک زندگی و مونس و غمخوار و محرم راز و مدافع و کمک بسدت می آورند.
رسول گرامی اسلام در این مورد می فرمایند: هیچ بنایی در اسلام برتر از ازدواج برپا نشده است.[5]
تشکیل خانواده و تعلق داشتن به کسی یا کسانی که نیاز به تعلق خاطر و امنیت و محبت را تامین نمایند، سلامت روح و جسم را تامین می کند گرچه زندگی ماشینی و پیشرفت های صنعتی و پیامدهای حاصل از آن مشکلات عدیده ای را باعث می شود که امر ازدواج را تشکیل و یا با فراز و فرودهایی روبرو می کند. هرچند روز به روز تسلط ماشین بر زندگی بیشتر می شود و ارتباط افراد با یکدیگر کمتر می شود، امکان زندگی به صورت دسته جمعی و باهم بودن، کمتر میسر می شود ولی توجه به احساسات و عواطف و نیازهای معنوی انسان، چیزی نیست که نادیده گرفته و از آن چشم پوشیده شود به خصوص در جامعه ما که رنگ و بوی انسانی و احساس و مذهبی در آن بیشتر است.
پس بهترین راه رسیدن به یک زندگی سالم، تشکیل خانواده و پایه ریزی آن براساس معیارها و اصول اسلامی است. متاسفانه آمار طلاق و ازدواج های بدون مطالعه و نامناسب، که دیر یا زود منجر به از هم پاشیده شدن نهاد مقدس خانواده می شود هر روز تعداد بچه های طلاق را بیشتر می کند. در این راستا چراه ای نیست که افراد، دید بازتر و فکر روشن به مساله ازدواج و سرنوشت خود و فرزندان بیندیشند و در آگاهی هایی که به جواان اعم دختر و پسر قبل ازازدواج می شود، برایشان تفهیم شود که زندگی مشترک و رسیدن به تفاهم و داشتن بنای خانوادگی مسستحکم، لازمه اش گذشت و اقع بینی و سعه صدر، کنار گذاشتن بسیاری خلقیات دوران تجرد و پذیرفتن بسیاری از تعهدات و مسئولیت هاست.
کسی در این میدان پیروزی است که بتواند خواستنی ها و نخواستنی هایش را مطابق واقعیات و امکات بروز دهد و از خود محوری و «من بودن» فراتر رود و به دیگران که به او وابسته اند بها دهد و به خود یادآوری کند که این میدان بگرد تا بگردیم نیست بلکه هر کس به نوبه خود باید بتواند گذشت، ایثار، مهربانی و محبت و .. را به دیگرای هدیه کند و در سایه این بذر، نیکویی که می کارد محصولی نیکو درو کند.
در این رساله از جنبه های مختلف به معیارهای یک خانواده مستحکم پرداخته شده و این معیارها چه آنهایی که قبل از ازدواج باید درنظر گرفته شود و چه بعد از ازدواج و تشکیل خانواده به طور مختصر بیان شده، البته این مارد به عنوان مشتی نمونه خروار ذهن خواننده را در این جهت سوق داده و او را در رسیدن به دید گسترده تر یاری می کند.
امید است مطالب این رساله، هم جرقه ای باشد برای جوانانی که خارج از گود هستند و هنوز ازدواج نکرده اند تا بدانند که قبل از هر اقدامی برای ازدواج باید:
1. آگاهانه بیندیشند
2. عاقلانه تصمیم بگیرند.
و هم راهنمای باشد برای افردی که ازدواج کرده اند تا رفتار و کردار صحیح و اصولی را در هر کجا و هر زمان بتوانند برآورد کنند که چگونه و چطور باید باشد.
مفهوم ازدواج
ازدواجی از مفاهیمی است که فهم آن در میان جوامع از بدیهیات می باشد و چیزی نیست که نیاز به تفهیم و تفهم و تبیین داشته باشد، سیره عملی مردم دنیا از آن فهم رسیدن دو نفر مرد و زن به یکدیگر طبق ضوابط و قوانین خاص هر قومی را بیانگر است و در بخش حقوق خانواده آن را از مقدار احوال شخصیه دانسته اند و تعاریفی نیز برای آن بیان داشته اند از قبیل:
1. نکاح عبارت است از تراضی زن و مرد برای تشکیل خانواده
2. نکاح عبارت است از تراضی زن و مرد برای تشکیل زندگی مشترک
3. نکاح عبارت است از توافق زن و مرد برای تمتع جنسی[6]
تعاریف قسمت اول و دوم شامل ازدواج دائم است و نمی تواند دربرگیرنده ازدواج موقت باشد ولی تعریف قسمت سوم می تواند هم شامل ازدواج دائم باشد و هم شامل ازدواج موقت که با این تعریف لطمه ای به تعریف های اول و دوم نمی رسد. چه اینکه می تواند تمتع جنسی لازمه اش تشکیل خانواده و تشکیل زندگی مشترک و امتیازدهی باشد و هیچ منافاتی با هم ندارد و معنی نکاح هم غیر از تمتع جنسی نیست.
البته موضوع موردبحث ما فقط ازدواج دائم می باشد.
ازدواج یک امر طبیعی و فطری
یک نگاه به اعماق درون عامل خلقت و به عالم طبیعت، به ما نشان می دهد که هر موجودی که در بستر هستی آرمیده با جفت موردنظر است. سنگی که در بستر خاک و کوه خوابیده در کنارش بوته ای روئیده، گل که در بستر چمن بشکفته با بلبلی و یا با پروانه ای هم آغوش و حیوانی که در پهن دشت هستی می پرد با جفت خود، و ... خلاصه عالم، عالم جفت ها و زوجهاست. تنهایی برای هیچ موجودی زیبنده نیست و آن چه تنهاست افسرده است و با غم و اندوه گریبانگیر. اینجاست که مفهوم طبیعی زوجیت و ازدواج، مشخص و روشن می گردد. معنی عمیق فطرت گل می کند. آیا دیده شده است انسان تنها بخندد و بشاش و شاداب زندگی کند مگر دیوانه. آیا دیده شده است موجودی در جهان به چیزی مانوس نباشد. انس گرایی در ذات طبیعت نهفته است.
بیانی که خداوند متعالی در قرآن مجید دارند غیر از این نیست و اسنان هم در میان موجودات، اشرف آنهاست. پس چگونه می تواند از این انس بی بهره باشد مگر او جز این عالم نیست؟ مگر او جز این طبیعت که به سوی کمال آرمانی خود در حرکت است نیست؟ که سهم بزرگی از عالم طبیعت دارد، مگر او برای رهایی از دست دیو غریزه برای آسایش خود نیاز به مانوس از نوع خود ندارد؟ جفت طالبی و زوج خواهی که در فطرت و ذات طبیعی او نهفته است او را به دنبال یافتن رفیق خویش سوق خواهد داد و تا او را نیابد و خود را آسوده نکند آرام نخواهد شد و زوج او همان نوع اوست و از جنس او است. به نام زن و خداوند چه تعبیر زیبایی دارد: «وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَيْهَا؛[7] از نشانه های خداوند است که برای شما از جنس خودتان زوج هایی آفرید که به وسیله آنها آرام گیرید.»
خداوند رسیدن مشروع دو نفر زن و مرد را به هم از نشانه های خود معرفی کرد و آن را بری هر دو نفر موجب آرامش دانست. آرامش و فروکش شدن موج طبیعی غریزه در انسان جز از طریق مشروع نیسر نیست. طبیعت را طبیعت آرام می کند. حکمت خداوندی در این تعلق گرفته است که طبیعت را در آغوش طبیعت بپرورد. و ازدواج که در قانون اسلام تعیین شده است، مهار معقول طبیعت در چارچوب شریعت است. و این است پاسخ به ندای فطرت که انسان در طی کردن مسیر انسانیت، باید به خواست غریزه، پاسخ مثبت بدهد و نباید آن را سرکوب کند و پاسخ صحیح و درست آن هم جز با ازدواج مشروع میسر نیست.
اسلام برای انسانی که تحت فشار غریزه جنسی است، راه رهایی درست و صحیح آن را طبق اصول و ضوابط مشخص کرد. و ارضای غریزه را بیرون از آن اصول و ضوابط، انحراف از مسیر طبیعت و فطرت دانسته است.
راه صحیح اطفای آتش شهوت به طریق ازدواج مشروع است و لا غیر و ارضای غریزه به دیگر طرق انحراف و محکوم است. مثل قدیمی است «آهن را آهن از کوره بیرون می کند» کنترل نامشروع غریزه اسکان و آرامش نیست، افتادن در گرداب نفس متموج و اسیر شدن در دام کشنده عنکبوت حیوانیت است. فر سوده نمودن روحیه و تن است و خواباندن روح بیدار انسانیت و لنگ کردن پای کمال جویی است.
منحرف کردن میل جنسی به قیمت از دست دادن استعدادها و توانائی های مغزی و فرسوده شدن جسم تمام خواهد شد که حیران آن در اندک زمان امکان نخواهد داشت و به اعتدال درآوردن آن، به سادگی و آسانی و زدودن زنگار انحراف از چهره جان انسانی با هیچ مایعی میسر نخواهد شد. هر لحظه که انسان، به سوی گرداب انحراف نزدیک شود به همان مقدار از قافله کمال جویان عقب خواهد افتاد. کیفیت ارضای امیال نفسانی به احسن وجه در اسلام بیان شده که اگر انسان به آن توجه کند، هیچ وقت به خود اجازه نخوهد داد، نیروی غریزه خود را هدر داده و از کانال اصلی و مجرای صحیح خود آن را منحرف کند و انسان به خود اجازه نخواهد داد که خود را با اوهام و خیال ارضا کند وا گر قرآن، زن را وسیله آرامش معرفی کرد جز این نبود که انسان به روش اصولی، میل نفسانی خود را پاسخ دهد. اسلام براساس فطرت و طبیعت آرمانگرای انسانی، مجردزیستی را مورد نکوهش قرار داده است و آن را منبوض دانسته و پیروان خود را از آن برحذر نموده و از آن به عنوان عزوبت تعبیر کرده و مجرد زیستی را دور از شان انسان دانسته. در این زمینه احادیثی از حضرات معصومین (ع) وارد شده که قابل توجه است که به چند حدیث در این زمینه اشاره می کنیم.
امام صادق (ع) می فرماید: دو رکعت نماز متزوج برتر از هفتاد رکعت نماز انسان عزب است.[8]
باز ایشان از پیامبر خدا (ص) نقل کرده و می فرمایند: دو رکعت نماز متزوج بهتر از نماز مرد عزبی است که شب خود را با نماز سپری کند و روز خود را به روزه.[9]
باز ایشان با استناد به رسول خدا (ص) می فرماید: رسول خدا (ص) فرمود: پست ترین مردگان شما زعب ها هستند.[10]
روایات و احادیث در این باب افزون است و همگی بیانگر این است که عزوبت در اسلام پذیرفته نیست.
آن چه مسلم است این است که اسلام نه رهبانیت را پذیرفته، نه نفس کشی را. بلکه همان طور که از فرمایشات پیشوایان اسلام برداشت می شود، پرهیز از تجرد و رهبانیت است و ترغیب به ازدواج. پیامبر اکرم (ص) می فرماید: در دین من جایگاهی برای رهبانیت نیست و رهبانیت است من جهاد در راه خداست.[11]
در نظام خلقت، مرد نیاز به زن دارد و زن به مرد. چه از لحاظ نسی و چه از لحاظ عاطفی و محبت و عشق ورزی هر دو بی هم ناقص اند. اسلام مقصودش حفظ اعتدال در تمامی شئون زندگی و قرار دادن انسان در صراط مستقیم، هدایت و رنگ بخشیدن به زندگی انسان، و رونق دادن به جامعه و تشکیل یک جامعه برین در سایه زیست مشترک و در سایه تناسیل و تناکح است.
[1] حقوق خانواده، باقر عاملی، فصل 2 به نقل از سیری در مسائل خانواده، ص 14
[2] حقوق خانواده، دکتر حسین صفایی به نقل از سیری در مسائل خانواده، ص 14
[3] تحریر الروضه فی شرح الهه، ج2، ص 147
[4] فرهنگ فشرده سخن، دکتر حسین انوری، ص 898.
[5] وسائل الشیعه، ج14، ص 138
[6] حقوق خانواده، جعفر لنگرودی، 2و3
[7] روم/21
[8] وسائل الشیعه، ج14، ص 6
[9] همان، ص 6
[10] همان، ص 7
[11] مستدرک الوسائل، ج14، ص 155