بین النهرین

بین النهرین یا میان رودان یعنی منطقه ی بین دو رود دجله و  فرات که از زمان های دیرین لایه های رسوبی خود را در مناطق ایران و عربستان برجای می گذاشت. از این سرزمین سه دین بزرگ جهانی یهود، مسیحیت، اسلام برخاسته اند. تمدندو فرهنگ کلده در جنوب و آشور در شمال بین النهرین بود. بناهای تاریخی کلده و آشور و به دنبال آن خط میخی کشف گردید که سرچشمه اصلی تمام خطوط غربی است . بر طبق اسناد ه دست آمده قدیمیترین دوره تاریخی یعنی سه هزاره قبل از میلاد کلده به دو ناحیه سومر و آکاد منقسم شده بود که گاه با هم متحد بودند و گاه هر یک سیری جداگانه داشتند و شهرهای عمده عبارت بوداز: لآلاش، اور، اروک.

 

معماری بین النهرین

در بین النهرین سنگ کمیاب و گل در همه جا به چشم می خورد. در ادوار اولیه سرپناه ها از توده های نخل روی هم انباشته شده و یا قطعات خشت بی قواره ساخته می شد. رفته رفته دریافتند که بهتر است گل را با مواد مختلف از قبیل کاه سفالینه های شکسته شده یا سنگریزه مخلوط کرده و قالب زنند و در آفتاب خشک کنند و نیز از ملاک گچ در ساختمان سازی استفاده نمایند. چنین بود که دیوارها ضخیم تر و محکم تر گردید. خشت پخته یا آجر را معمولاً برای بنای معابد و کاخ ها به کار می بردند.

مصالح مسقف عبارت بودند از تنه درختان که روی آن قطعات حصیر می انداختند و دیوارها را معمولا با لایه ای از گل یا گچ اندود می کردند و هرچند یک بار کف ها را بالا می بردند چون در دوران باستان خاکروبه ها را جمع آوری نمی کردند بلکه در کوچه ها می ریختند و بدین سان سطح کوچه ها رفته رفته مرتفع تر از سطح خانه های کنار آن می شد و موجب می شد آب باران به داخل خانه سرازیر گردد و باعث فرسایش شود.

ساکنین بین النهرین قیر طبیعی را نیز شناختن و آنرا به انواع مختلف نه تنها در ساختمان ها به عنوان ملات و آستر رطوبت ناپذیر جهت کف و دیوارهای مخازن آب و آب انبارها ـ بکه در مجسمه سازی و خاتم کاری نیز استفاده می کردند و برای مسدود کردن روزنه های کوچک و درزها در قایق ها و سوخت نیز به کار می رفت. در این ناحیه به دلیل کمبود سنگ ساختمانی، ساختمان سازی به شیوه اهرام، معبدها و مقبره های مصری به هیچ وجه امکان نداشت. ماده ی اصلی همه ساختمان های بین النهرین، همانند خانه های کم دوام مصریان، خشت خام بود که گاه با الوار تقویت می شد. اما پاره ای از بناهای آن ناحیه روکار آجری داشتند که از بیشتر این ساختمان ها، آن هم در مواردی که سنگ وارداتی ساخته شده بودند فقط کف ساختمان یا پی آن باقی مانده است.

 

هنر بین النهرین

 علی رغم فقدان سنگ این ناحیه یک از هنرهای عمده سومریان ساختن مهره های استوانه ای شکلی بود که اشکالی از زمینه آن کنده می شد. این مهره ها مانند حجاری گود مصریان به نظر می رسد که به جای امضا از آن استفاده می شد چنین مهرهای استوانه ای شکل که بر روی آن ها تصاویری از انسان و حیواات با ظرافتی خاص حک شده هنگامی که بر روی آن رس غلتانیده می شد اثر برجسته ای نمودار می گشت. مرحله تکاملی این مهرها فن مجسمه سازی است. مجسمه هایی از خدایان و از جنس سنگهای آهگی در هنر این دوره جلوگیری می نماید.

به طور کلی احساس پیکرتراشی از نشان دادن صورت و بدن مبتنی بر نمایشی استوانه و مخروط است و بازوها و ساق های پیکرده به صورت استوانه مجسمه شده اند. خصوصاً مفاصل و ناخن ها و انگستان پا و عضلات و ساختمان استخوانی سر جذبه ی رآلیستی پیدا می کند. با این وجود فرمول های قراردادی برخلاف جهت در رآلیستم در جزئیات پیش می رود و ابروهای ضخیم که از خصوصیات نژادی است به شاخ قوچ وحشی شباهت دارد. موهای سر به صورت یک طرح کلی و ساده نشان داده می شود و به طور کلی مجسمه های گو را چه نشسته و چه ایستاده بهترین نمونه آثار این دوره به شمار می آیند.

از دیگر هنرهای این سرزمین می توان به هنر معرق کاری ماکنده کاری، پیکره سازی نیز اشاره کرد که هرمدام مختص به دوره ای می باشد که توضیح آن را در دوره خود به طور کامل می باشد در اینجا فقط اشاره ای به آن می کنیم در پیکرده سازی که مصالح آن را ناگزیر از سرزمین های دوردست وارد می کردند در مقیاسی کم و بیش کوچک به اجرا درمی آورد. البته تزئیان باید پراوازانه ی کاخ های شاهان آشوری که سکونت گاه آنها در منطقه ی شمالی و به منابع سنگ نزدیکتر بود از این قاعده پیروی نمی کند.

تاثیر آب و هوا بر هنر بین النهرین

 آب و هوای متغیر بین النهرین پر از خشو نقش هیچ دیوارنگاه کم و بیش سالمی باقی نمانده است که با نقاشی های دیواری مصر در خور مقیاس باشد و در کل بین النهرین دستخوش شرایط اقلیمی یکسره متضادی چون سرما و گرمای شدید

اکر

در حدود 2300 سال پیش از میلاد ما گروه پراکنده شهرهایی که در نزد ما به سومر شهرت دارند تحت فرمانروایی یک حاکم بزرگ به نام سارگون اکری قرار گرفت. اکری ها با آنکه اصل سامی داشتند و به زبانی تماماً متفاوت با زبان سومری سخن می گفتند، فرهنگ سومری را حذف کرده بودند و در دوران حاکمیت سارگون و پیروانش مفهوم تازه ای به قدرت پادشاه دارند و وفاداری تزلزل ناپذیر به پادشاه را شالوده آن ساختند. اکریها مردمی، سامی تبار که از غرب بین النهرین به آنجا آمده بودند، سومریان را مقهور ساختند اما فرهنگ سومری را برگرفتند. سارگون 56 سال بر آن مملکت حکم راند. سارگون سلسله ای را بنیان نهاد که شمار شاهانش به 5 تن رسید که بر خاورمیانه، از دریای مدیترانه تا خلیج فارس سلطه داشت.

 

معماری آکر و دلایل تمایز آن با مصر: (زیگوارت ها)

معبد اصلی همواره بر سکویی که از شهر پیرامونش بالاتر بود، قرار داشت. معبدها بیشت متشکل از سلسله ساختار توپری بودند که روی یکدیگر قرار می گرفتند و به این ترتیب برجی با قاعده عریض یا کوهی مصنوعی مرسوم به زیگورات پدید می آمد و مراسم دلجویی از خدایان طبیعت برفراز آن برگزار می شد. این زیگوارتها که معروفترین آنها برج بابل است. زیگوارتها نشانگر تلاش انسان برای دستیابی به خدایان آسمان بودند. کاخ های سلطنتی همواره دارای یک زیگوارت بودند. این معبد عبارتست از چند حجم مکعب شکل که روی هم قرار داد به طوری که هرقدر بالا می رویم حجم مکعب های نماینده هر طبقه کاهش می یابد و گاهی تعداد این حجم ها به هفت طبقه می رسد. این مکان موردنظر محل ادای مراسم و نگهداری پیشکش های مذهبی مردم بود.

بنابراین نخستین بار در تاریخ معماری جهان معمارانی بین النهرین که با فقدان مصالح مرغوب ساختمانی روبرو بودند چنین دستاوردهای خیره کننده ای را که شاخص قدرتشان آن بود ارائه دادند و هویداست که با اتکاء به مصالح خود و حقیر پروژه ساختمانی بنای عظیم دشوار به نظر می رسید.

 

هنر

سرریش مفرعین فرمانروای اکری:

در این سرریس موها به شکلی بافته و دنباله آن در پشت سر به شکل تیسنیوز جمع شده است. نیمی از صورت را ریشی انبوه پنهان کرده. چین و شکن های ریش در دو بخش متمایز هر یک متشکل از ردیف های مارپیچ آرایش یافته و جهت حرکت مارپیچ های بخش بالایی خلاف جهت حرکت مارپیچ های بخش زیرین است. ابروهای پهن و کمانی سردیس بالای بین عقابیش به هم پیوسته اند. لب های شهوانی به شکل دو منحنی زیبا و بی نقص با وقار و آرامش به هم پیوسته اند سیب های سارگون بزرگ با این سرویس تفاوت چندانی نداشته است.

 

سومر

تقریبا در اوایل هزاره چهارم پیش از میلاد حادثه ای عظیم در بین النهرین به وقوع پیوست و آن مسکون شدن دره های بزرگ رودخانه ها بود. پس از این حادثه بود که نوشتن، هنر، معماری ساختمانی شکل های جدید سیاسی در این سرزمین اما با تفاوت های چشمگیری در کارکردشان به ظهور می رسند. سومریان مردمی کشاورز بودند که طرز مهار کردن سیل را آموختند و شهرهایی با دیوارهای حصین ساختند مانند اورک یا وارکای امروزی و لآلاش یاتلو امروزی.

پس از گذشت چند سده شبانان چادرنشین ساهی از صحرای غربی به این سو آمدند؛ کشاورزی را همراه با بسیاری از دیگر دستاوردهای فرهنگ سومری فرا گرفتند و شهرهای خود را در شمال این سرزمین تاسیس کردند کیش، اکد، ماری و بابل. در طی چند صدسال، حاکمیت بین این دو قوم دست دست می شد ولی سامیان توانستند دو پادشاه قدرتمند به نام های سارگون و حمورابی را از میان خود به قدرت برسانند.

 

دین

دین سومیران و کسانی که از ایشان پیروی می کردند بر محور خدایان طبیعت می چرخید. آنو: خدای آسمان، انلیل:خدای توفان، ائا: خدای آب ها، نانار: خدای ماه و ... این پس از غلبه بر زندگی و معنی بخشیدن به آن شکل جامعه و طرز بیان یا نمایش آن در معماری و هنر را نیز تعیین کرد. کشور ـ شهر بین النهرین در زیر حمایت خدای شهر بود؛ پادشاه نماینده او در روی زمین و مباشر دارایی های زمینی او بود.

 

تاثیر دین بر معماری بین النهرین

 نقشه شهر، مرکزیت خدا را در زندگی خود نشان می داد، زیرا معبد خدا هسته ی ساختمانی با عظمت آن را تشکیل می داد. این معبد نه فقط کانونی برای این شهر بلکه مرکز فعالیت های اداری و اقتصادی آن نیز بد. معبد، در واقع قلمرو خدایی بود که در نزد مردم زمیندار و رمه داری بزرگ و ثروتمند و نگهبان شهر به شمار می رفت.

وظیفه ی اصلی شهر، خدمت به خدا در مقام یک ارباب بود. همچنان که وظیفه

 

لوح شاه نرم سین

نوه ی سارگون در حالی نشان می دهد که در کنف حمایت اجرام سماوی، واپسین دشمنانش را به هلاکت می رساند. شاه گرزبه دست ، مغرورانه در کنار کوه مقدس ایستاده است. یکی از دشمنانش که به خاک افتاده، در حال نزع می کوشد نیزه ای را که به گلویش فرورفته است بیرون کشد دیگری ملتمسانه از او امان می طلبد. ماجرای مهیبی که این نقش برجسته بازنمایی می کند، پیش آمدگی با صلابت اندام های پیکرده وارش و آزادی حرکت شکل ها در سطوح های گوناگون منظر، این لوح نقشدار را به اثری ممتاز در هنر بین النهرین بدل کرده است.

در اصل شاید با انواع درختان و گیاهان تزیین شده بود، بی گمان محیطی با شکوه برای برگزاری مراسم دینی بوده است. ارتفاع آن 15 متر دو طبقه سوار بر روی هم قرار دارند. ساختمان زیگوارت کوه محکمی از مشت خام با نماسازی ضخیمی از آجر با ملات قیری است. در واقع اساس معماری این دوره از جزر و قوس و طاق گهواره ای بوده است.

 

معبد سنگ آهک «معبد ستون»

این ساختمان که هنوز به طوری کامل حفاری شده است بر سکویی آجری قرار داشت و از طریق یک دروازه یا ستون بندی به آن وارد می شدند که از دو ردیف ستون عظیم آزاد تشکیل می شد. هر ردیف دارای چهار ستون بود که قطر هر کدام به 6/2 متر می رسید. این ستون ها و دیوارهای محوطه کنارشان، که به صورت یک سلسله نیم ستون ساخته شده بودند و نیز سکوی ساختمانی همه با نوعی موزائیک متشکل از مخروط های گلی تزئین می شدند. به این صورت که طرح های منظمی را با کنار هم قرار دادن قاعده مخروط هایی از گل پخته به وجود می آوردند و این مخروط ها را که همیشه به رنگ سرخ، سیاه و سفید بود در گچ دیوارها فرو می کردند. به نظر می رسد که این تزئینات تقلیدی از نقش پارچه باشد.

 

هنر سومر

1.      کنده کاری به عنوان مثال گلدان رخام

2.      معرق کاری (کاسه چنگ، برنز و درخت و ..)

3.      پیکره سازی (سردیس زن)

4.      ابداع خط

 

گلدان رخام

بلندی این گلدان 91 سانتی متر و چه بسا پاره ای را که به اِ ـ آننا الهه باروری و عشق پیشکش می شد در آن می ریختند. سطح استوان های گلدان که در بالا اندکی پهنتر است، به چهار ردیف نقش برجسته تقسیم شده است که آیین پرستش این الهه را بازنمایی می کنند و در ردیف چهارم الهه تارج بر سر پرستشگری را که سبدی پر میوه در دست دارد به حضور پذیرفته است و بالاتنه به حالت سه رخ و سر و پاها به صورت نیم رخ نقش زده شد.

همه شهروندان به طور کلی خدمت به خدایان بود. مجتمع گسترده و بزرگ معبد که در نوع خود شهری در دل شهری دیگر بود، وظایف و نقش های بیشمار داشت. کارمندان معبد شامل کاهنان و کاتبان، امور داد و ستد شهر را می چرخاندند و از دارایی های خدا و پادشاه مراقبت می کردند. برجسته ترین بخش مجتمع معبد و در واقع شناخته شده ترین ساختمان در دره بین النهرین زیگورات نامیده می شد.

 

زیگورات اوروک (uruk)

قدیمی ترین زیگوراتی که بر جامانده است میان سال های 3500 و 3000 ق. م. در سرزمین سومر در شهر اوروک بر ساحل فراق در جنوب بین النهرین بنا و وقف انو خدای اسمان شد. علت آن که بخشی از این ساختمان باقی مانده است این است که در یک حرم بسیار متاخر تر یونانی ماک (هلشیستی) محصور بوده است. جهت این پشته طوری معین شده بود که چهار گوشه آن رو به چهار جهت اصلی داشتند و با دیوارهای شیبدار آجری روکش شده بود به نحوی که پشته به سکویی عظیم و مستطیلی می مانست که حدود 12 متر از دشت پیرامونش بالاتر بود.

 

معبد سفید

که در زیگوارت اوراک می بود بر روی این تختان معبدی کوچک و آجری قرار داشت که بدنه ی آن سراسر گچ اندود بود و تنها بخش های پایینی آن برجامانده است. عجیب است که ورودی های معبد رو به پلکان شیبداری که از پشته بالا می رود ندارند و محراب، چه بسا برای آن که در معرض با انباشت در کنج معبدها داده شده است. دیوارهای شیبدار با الوار تقویت شده بودند، اما معلوم نیست که سقف ساختمان چگونه بوده است. چون نمی که در زبان سومری به این گونه معبدها اطلاق می شود اتاق انتظار معنی می دهد، به احمال زیاد این محوطه جایگاه انتظار جماعت نیایشگران برای هیوط خدایان بوده است.

 

زیگورات اور

زیگورات اور که از زیگورات اوروک سالم تر مانده و بزرگ تر نیز هست، در نزدیکی محل تلاقی رودهای دجله و فرات واقع شده است. این زیگورات سه راه پله، هریک با صد پله، در بالای نخستین صفحه به یکدیگر می پیوندند پلکان های دیگر تا صفحه روم و سوم که مجلد روی آن قرار داشت ادامه داشتند. تلنهای آجری برجا مانده که وشیری که سبو و جا باده را می برد پشت سر او است در صحنه ی دیگر الاغی چنگ نواز با چنگی به شکل گاونو دیده می شود، خرسی دست می زند و شغالی جغجغه تکان می دهد و طبل می کوبد.

 

بز نزورخت

در میان آثار کشف ررگورهای شاهان اور بزچدبی زیبایی هست که یا طلا روکش و پالاژورد توضیح شده با توجه به تصاویر این مجسمه بر روی مهره های سنگی که برای نقش انداختن روی لوح های رسی به کار می رفتند، می دانیم که این نوعی پایه برای آویختن نذورات است که چه بسا در برابر تمثال تهوز خدای نرینه ی باروری قرار داده می شد. یزنر که مظهر مردانگی است، سرافراز و مغرور در برابر درخت زرین ایستاده، دستهایش را خم کرده و نگاهی پر هیبت به روبرو دارد.

 

سرریس زن

شاید سرریس زیبای یک زن، که از مرمر سفید تراشیده شده، اِ ـ آنارا تجسم بخشیده است. شاید قرار بوده که این سرریس بر مجسمه ای چوبی سوار شود. حفره چشم های سرریس در اصل با اجسام رنگین به احتمال زیاد صرف ولاژورد توضیح شده بود. این اجسام که با قیر در جای خود ثابت شده بودند بی گمان بر جاذبه ی نگاه جادویی آن می افزودند. گودی ابروهایش شاید با قیر پر شده بود و کلاه گیسش زراندو ربود.

 

پیکره هایی از معبد ابو

مجموعه ای بسیار متاخرتر از تندیس های کوچک مرمرین که از معبد ابوخدای گیاهان، در تل اسمر به دست آمده تاثیر هیپنوتیسم کننده چشمان فراخ و خیره پیکره های مذهبی سومر را نشان می دهد، زیرا اجسام رنگین نشانده شده در حفره چشمان این تندیس ها که در اینجا صدف و سنگ آهک سیاه است، هنوز برجا مانده است. این پیکره ها که در برابر محراب صف بسته اند گویی در انتظار یکی از خدایانند. شاید بزرگترین پیکره تمثال خدایی باشد که نمادش برپا پیکرده محراب حک شده و یکی دیگر از پیکره های بزرگتر شاید تندیس همسر او است. اما به احتمال بیشتر این دو مجسمه تمثال شاه و ملکه اند زیرا این ها نیز، همچون برخی از پیکره های کوچک تر در راست های خود شیئی برای پیشکش کردن دارند. شکل استوانه ای این تندیس ها که ویژگی پیکره های بین النهرین است، با توده مکعبی مجسمه ای مصری که شکل قالبسنگ اصلی را حفظ کرده اند بسیار تفاوت دارد.

چنگ

.... و بخش های چوبی این چنگ بازسازی شده است. اما تیرک های آن، که با طلا روکش شده اند و یکی از آذین های ساز که به شکل سر گاو نر است و ریشی چون ریش انسان از جنس لاژورد دارد به همان شکل اولیه اند؛ همچنین چهار صحنه ی روایی روی کاسه چنگ که با طلا، لاژورد، صدف معرقکاری شده اند در صحنه بالایی مردی برهنه را می بینیم که با دو گاو نر ریشدار کشتی می گیرد و جملگی با چشم های ماتریالیست به بیننده خیره اند، و صحنه پایینی مردی گژدم گونه را همراه با بزی نشان می دهد که حاصل ساغرهای می پیشکشی است. ردیابی دو صحنه ی میان آنها آسان نیست. در یکی از آنها گرگی که کاردی به کمر بسته است میزی را که رویش کله ی یک گرازند و کله و پاچه ی گوسفندی قرار دارد، حمل می کند و

 

نمونه معماری این دوره

ـ کاخ سارگون روم

ـ کاخ نمرود و نینوا

ـ کاخ سارگون روم

ارگ ناتمام سارگون پادشاه آشور که در فرساباد ساخته شده است. این کاخ مساحتی نزدیک به 400 هزارمترمربع و بیش از 200 حیات و اتاق داشت. شهری که این ارگ ـ کاخ مشرف بر آن ساخته شده بود روی تپه ای به ارتفاع تقریباً 15 متر قرار داشت و نزدیک یک و نیم کیلومتر مربع مساحتش بود. با آنکه سازندگان کاخ درصد ایجاد تقارن بوده اند ولی خود کاخ نقشه ای آشفته و پرت دارد و مجموعه ای از اتاق ها و تالارهای چهارگوش را دربرمی گیرد که خوشه وار به گرد حیاط های چهارگوش ساخته شده اند.

شکل اتاق ها دراز و باریک می باشد که اتاق ها با طاق های گهواره ای خشتی پوشانده شده بوده اند. این روش مفیدترین و علمی ترین روش سقل زنی در منطقه ای بود که نه الوار کافی داشت نه سنگ های مناسب. در پشت حیاط اصلی که هر ضلعتش به 900 متر می رسد، اقامتگاه پادشاه قرار داشت.

علاوه بر مجموعه حیاط ها، اتاق تاجگذاری، اتاق های دولتی، حرم، آبریزگاه ها و حمام ها و اتاق های نگهبانان کل کاخ را تشکیل می دادند. معبد اصلی و زیگورات نیر در این ارگ وجود داشتند ـ خوشبخنانه آشوب ها برای پیکره سازی به سنگ دسترسی داشتند و از به همین سبب می توانستند تندیس های نگهبان عظیمی از سنگ آهک، شبیه شیرهای هیبتی بسازند و آن ها را در طرفین ورودی های تالاریز نقش و نگار تاجگذاری قرار دهند. نمای کاخ از یک دیوار جسیم کنگره دار تشکیل شده بودودر دو طرف دروازه طاقدارش رو برج چهارگوش دیده می شد. دور تا دور طاق و روی برج ها را با کتیبه هایی از کاشی های لعابدار با رنگ های درخشان پوشانده بودند.

زیگورات فرساباد

احتمالاً هفت طبقه داشته است، که چهارتای آنها تا به امروز حفظ شده اند، ارتفاع هر طبقه پنج و نیم متر است و هر یک رنگی متفاوت با دیگری دارد. برای دستیابی به این زیگورات، خرپشته ی حلزونی پیوسته ای دورتا دور ساختمان از کف پایین ترین طبقه تا نوکیشی بالاترین طبق ساخته شده بود.

آشور

آشوریان ساکنان بین النهرین شمالی بودند. آنها برخلاف بابلیان که مردمانی آرام و معتقد به آخرت بودند مردمانی جسور، جنگجو و متوجه دنیای مادی بودند. این تفاوت اعتقادی حتی در هنر معماری و سایر هنرهای این دو قوم تاثیر گذاشته است. از سوی دیگر شمال بین النهرین دارای رشته کوهستانی است که پیوسته بر آن سایه می افکند و سنگی که به آسانی در دسترس بود در کار معماری این منطقه اثر گذاشت. گذشته از تقویت بناها به وسیله مصالح سنگی، آشوراین که از لحاظ هنر به پایه ی معلم خود بابل رسیده بودند در ساختن نقوش برجسته بر بابلیان پیشی گرفتند.

 

شهرسازی آشور

شهرسازی آن زمان، شهرها مناسب با روح معماری نظامی ساخته می شده لذا اطراف آنها دیوارهای محکم برقرار بود که شهرها را از گزند دشمنان در امان نگه می داشت معماران آشوری برای اشراف و پادشاهان کاخ های شاهی عظیم و با شکوه و برای کاهنان، معابد گوناگون برپا داشتند که طرح اینگونه ساختمان ها از بناهای بابل پیچیده تر است و از نظر اصول فنی کاملتر به نظر می رسد.

 

معماری آشور

معماری آشوری ها قصد به صورت یک مجموعه متشکل از خانه های مسکونی و معابد و مقر سلطان درمی آمد که در اطراف چند حیاط یا محوطه اصلی جمع می شد. معماران بناها را از آجر می ساختند و در تزئینات روکار به نقاشی و حجاری می پرداختند. با وجودیکه خسارت زیادی توسط فاتحان به آن سرزمین تحمیل شد ولی باز هم قصرها و پیکره های باقیمانده با زبان بی زبانی قدرت هنر آشوری را نمایان می سازند. معماران و مدخل کاخ ها مجسمه حیوانی افسانه ای موسوم به اسفنکس را به عنوان پاسبان قرار می دادند و تالارا با نقوش برجسته تاریخی مزین می ساختند که جنگ ها و فتوحات آنان را به نمایش گذاشت. نکته قابل توجه اهمیت وافری است که آشوریان به ساختن گنبد داده اند. گنبدسازی سرچشمه الهام هنرمندان رو می شد.

 

بابل نوین

امپراطوری آشور هیچگاه شاهد امنیت و آرامش کامل نبود و بیشتر پادشاهان آن مجبور بودند با یاغیانی که در بخش های بزرگی از خاور نزدیک سر به شورش برمی داشتند به مقابله بپرهیزند. سده هفتم پیش از میلاد روزگار اوجگیری پیوسته ی مخالفت با حاکمیت آشور بود و در آخرین سالهای پادشاه آشور بانیپال، امپراتوری آشور در راه از هم پاشیدگی و زوال گام نهاد. امپراتوری آشور در اثر یورش های هنرمان مادها از شرق و بابلیان برخاسته از جنوب سقوط کرد. بابل یکبار دیگر به پاخاست ورریک دوره ی احیای کوتاه مدت فرهنگ کهن بین النهرین جنوبی، علی الخصوص در دوره حکومت پادشاه افسانه ای آن سرزمین یعنی بخت النصر رونق گرفت بخت النصر یکبار دیگر به شهری افسانه ای و باغ های معلق مشهور آن را به یکی از عجایب هفتگانه ی جهان باستان تبدیل کرد.

 

معماری این دوره: دروازه ایشتار

آثار معماری این دوره می توان به دروازه ایشتار اشاره کرد که توسط معبری به معبد مردوک ـ مربوط می شد و متعلق به 575 قبل از میلاد است. آچرهای لعابدار به بهترین و مهمی در تزئینات این دروازه بکار رفته اند آجرهای مذبور دارای زمینه آبی با نقوش ازشیران و گوساله های زرد و سفید و قرمز است و حاشیه نیز با گل های سرخ تزئین شده است. این دروازه با گردآوری قطعه آجرهای بدست آمده در موزه برلن به یکدیگر پیوند شدند و یک دروازه کامل به وجود آمد.

 

حمورایی

حمورابی که احتمالاً نامدارترین پادشاه در تاریخ بین النهرین بود، شهرتش را مدیون تنظیم قوانین آشفته تناقض آمیز و غالباً نامدون شهرهای بین النهرین  است. گرچه حمورابی نخستین انسانی نیست که کوشید اوضاع آشفته را سر و سامان دهد ولی نخستین کسی بود که در این کار به پیروزی رسید.

 

کاخ نمرود و نینوا

فرستادگان فرمانروایان روست برای دیدار شاه آشور می باید از تالارهای پیاپی می گذشتند که دیوارهایش پوشیده از نقش های برجسته ای بود که نه فقط روابط صمیمانه ی شاه را با خدایان به رخ میهمانان می کشید، بلکه با نمایش پیروزی ها و تهورشاه آنان را مرغوب می کرد. این نقش برجسته های تاریخی، شکل ابتدایی روایت های سیاسی دور و درازی به شمار می آیند که در قالب سنگ تراشی های دوران امپراطوری روم بیان شده اند.

 

نمونه نقش برجسته های این دوره

ـ فراریان عیلامی از رود می گذرند

در کاخ آشور نصیریان روم کشف شده است. دو کماندار آشوری از ساحل رود به سه عیلامی که جامه بر تن از رود می گذرند تیراندازی می کنند؛ عیلامیان شناکنان به سوی بازوهای شهرک خود می گریزند و جنگجویان عیلام بر فراز برج ها از شهر دفاع می کنند.

 

ماده شیر محضر

اثری بزرگ که از کاخ آشور بانیپان در نینوا کشف شد، بسیار گیرا و رقت انگیز است. شیر که سه تیر بر بدنش نشسته و از زخم هایش خون جاری است، مقهور و درمانده می نمود و نومیدانه پیکر نیمه جانش را بر زمین می کشد.

رمه غزالان گریز پا

نقش های رعب انگیز، نقش برجسته ی رمه غزالان از همان کاخ با زیبایی و ظرافت سبک با لانه اش بیننده را غافلگیر می کند. غزالی از غزال های ترسیده به عقب نگاه می کند، دیگران به راهشان ادامه می دهند و همچنان که رمه از بیم دشمن بزرگش یعنی انسان می گریزد، غزالکان نمی خواهند از گله عقب بمانند. در این اثر نقش های جانوران بر لوح پراکنده شده تا فضایی باز و گسترده پدید آید و این نیز تمهیدی در خور توجه و شگفت انگیز است.

قوانین حمورابی به طرزی زیبا روی لوح بلند و ناهمواری از سنگ بازالت سیاه حکاکی شده و بر بالای آن پیکره برجسته او در حالی که الهام تدوین آن ها را ازشمش خدای شعله بر دوش خورشید می گیرد کنده شده است.

 

معماری بابل کهن

سلسله بابل قدیم که به وسیله شخصی به نام سومو ـ آبوم تاسیس یافته بود، از لحاظ سیاسی و گسترش تمدن در دوران سلطنت حامورابی به اوج خود رسید.

تمدن بابل، اختلاف زیادی با تمدن سومری ها نداشت. زبان بابلی غیر از زبان سومری بود ولی با همان خط نوشته می شد، در هنر و مذهب آنها تفاوتی نبود و چنین به نظر می رسد که  فقط خدایان را به نام های تازه ای می خواندند. مردوک که خدای بابل بود بزرگترین خدایان به شمار می رفت و پس از خدایان متعدد دیگری از قبیل بعل خدای زمین و شاماش خدای ایشتار به الهه جنگ و عشق و تعدادی زیادی فرشتگان خوبی و بدی قرار داشتند.

معماری بناهای بازمانده از دوره بابل کهن به دو دسته عمده تقسیم می شوند:

 

الف) معابد

از این دوره تنها تعداد کمی از بناهای مذهبی شناخته شده است. معبد آشور یکی از این بناهاست که به خدای بزرگ ملی آشوری ها «آشور» تعلق دارد و به دست «شمشی ـ ادد» اول بنا گردیده است. اگرچه این معبد کاملاً از بین رفته است. اما از روی پی بنا می توان پلان آن را تهیه نمود. این معبد برفراز بلندترین نقطه شهر قرار دارد. و نقشه آن عبارتست از یک حیاط مرکزی و سه حیاط کوچکتر که اتاق هایی آنها را دربرگرفته است. هر یک از حیاط ها یا اتاق های مربوط به آن یک واحد ساختمانی را به وجود آورده است.

معبد ایشچالی که پس از سقوط سلسله سوم «اور» به وسیله «اپیق ـ ادد» دوم بنا گردیده است، متعلق به دوران حکومت مستقل «اشنونا» است. این معبد به یک نوع الهه مادر به نام «ایشتارکی کی توم» هدیه شده است. با این که ساختمان معبد بر روی یک مصطبه قرار گرفته اما محراب اصلی که در انتهای بخش غربی آن قرار دارد، بر روی سکویی بلندتر استوار شده است.

معبد دارای ورودی های متعدد، یک حیاط بزرگ و سه حیاط کوچک است که زوار طی مراحل خاصی به محراب اصلی دسترسی می یافتند.

 

ب) کاخ ها

بابلیها در زمان زمامداری خویش کاخ های بزرگی برپا کردند، یکی از بزرگترین آثار معماری که در بین النهرین باستان به انجام رسیده، کاخی است در شهر باستانی «ماری» این بنا یکی از معتبرترین آثاری است که اطلاعات جامعی از کاخ های دوران حامورابی در اختیار ما می گذارد.

کاخ ماری مجموعه ای از تالارهای پذیرایی و بارعام است، که بر روی مصطبه ای ساخته شده است، و دسترسی به تالار بارعام آن از طریق یک پله نیم دایره ای شکل امکان پذیر است و تزئینات آن عبارت است از: نقاشی های دیواری در شرح وقایعی که در دوران حکام بین النهرین رخ داده است.

 

معماری بابل جدید

«ناپولازار» حاکم بابل جدید که علیه آشوری ها سر به مخالفت برداشته بود، پس از سقوط نینوا، دومین امپراطوری بابل را تشکیل داد و این دولت متحد و یا به تعبیر دیگر دست نشانده مادها به شمار می رفت، پسر وی «نبوکدنزار» (بخت النصر) در نتیجه فتوحاتی که در جنگ با مصریان، اقوام یهود و فنیقی ها داشت موجب شد که در دوره سلطنت او تمدن کلده شهرت و اعتبار خاصی بدست آورد.

تا آنجا که بابل جانشین نینوا شد و از بزرگترین و زیباترین شهرهای دنیا محسوب گردید. حصار عظیمی این شهر را از خطر هجوم خارجیان حفظ می کرد، و معابد و کاخ های مجلل و باشکوهی در آن ایجاد گردید. حتی در علوم مختلف نیز بخصوص در پزشکی و نجوم پیشرفت های چشمگیری حاصل شد.

آثار معماری دوران بابل جدید (کلدانی) نه تنها از نظر عظمت و زیبایی بسیار با ارزش و بی نظیرند، بلکه از نظر رابطه آنها با هنر قدیم بین النهرین و بازگشت به هنر اصیل اهمیت داشت. مثلاً آشوری ها نقشه زمین محراب را از سیستم عوضی که مشخصه معبدسازی دوران قدم بین النهرین بوده، به فرم طولی تغییر دادند. اما در این دوره با ساختن معابد جدید از فرم معابد عرضی قدیم دوران سومر و آکاد پیروی کردند، و مهمترین اثر این دوران معبد «نین ماه» در بابل است.

از آثار مهم دیگر این دوره کاخی است که نبوکدنزار با آجر در شهر بابل ایجاد کرد. اتاق های کوچک این کاخ به طرز پیچ در پیچ با هم ارتباط داشته اند، و طول و عرض بنای تمامی کاخ 600*900 پا بوده است. دیوار بیرونی کاخ با کاشی لعابدار رنگارنگ و نقش هایی از حیوانات و گل ها و گیاهان و نخل خرما پوشیده شده بوده است.

در نزدیکی کاخ فوق الذکر زیگورات معروف بابل که بعدها در کتاب مقدس به برج بابل معروف گردید، ساخته شده و از آن زیگورات عظیم مردوک که با خدای حامی شهر بابل تعلق داشته نام برده اند. این زیگورات دارای سه ردیف پله بوده که به طبقات بالا دسترسی داشته است.

دروازه ایشتار نیز یکی از آثار برجسته معماری شهر بابل در دوران جدید است. بیرون نمای این بنا با کاشی لعابدار به رنگ آبی تیره پوشیده شده است و نقوش تزئینی آن عبارتند از جانورانی مانند گاو و اژدها.

هنرمندان بابل نوین که از معادن تخته سنگ های ناحیه شمال سخت دور افتاده بودند به جای برجهای منقوش آشوریان آجرهای پخته و لعابدار به کار بردند. آجر لعابدار ابتدا در آشور به وجود آمد، اما اینک استفاده آنچه در تزئینات سطحی و چه در ایجاد نقش های برجسته ساختمان ها مرسوم شده بود.

خاصیت متمایز این شیوه معماری در نزد بابلی ها در دروازه ایشتار با دروازه ارگ سارگون قابل مقایسه است. دروازه ایشتار با جمع آوری هزاران قطعه آجرهای لعابدار روی سطح دیوار با ردیف های گاوان واژدهایان و جانوران با وقار تمام در حرکت دسته جمعی هستند. حالت لطیف و سرورآفرین مجموعه تزئینی با سردی قیافه عبوس هیولاهای نگهبان آشوری اختلاف کلی دارد.