نقش خودباوری فرهنگی در ابتکار، نوآوری و تولید علم با تکیه بر آموزه های قرآنی ـ دینی

                                                                                 زهرا دشت لعلی[1]

چکیده

در هزاره سوم، تحولات و تغییرات شگرفی در دنیای کنونی، مانند پیشرفت در فناوری ها و تکنولوژی های اطلاعاتی و ارتباطی باعث شده است که جوامع بشری را تحت تاثیر خود قرار دهد. این تغییرات سریع و همه جانبه جهانی آنچنان محیط فعالیت جوامع را دگرگون کرده است که همه جوامع برای سازگاری و یا مقابله با این عوامل عدم اطمینان و حفظ موقعیت مجبورند راه های نویی را برای اقدامات خود بیابند. بالاخص کشورهای اسلامی برای جلوگیری از تهاجم فرهنگی می بایست بتوانند در صحنه رقابت داخلی و خارجی باقی بمانند تا فرهنگ غنی اسلام را اشاعه دهند. این امر میسر نخود بود مگر با داشتن یک هویت دینی ـ اسلامی.

لذا در مقاله حاضر سعی شده است با گذر از مبانی نظری، مفهومی و تعاریف فرهنگ، هویت و عزت نفس به نقش خودباوری فرهنگی در ایجاد علم، خلاقیت و نوآوری از طریق .... در آیات الهی و احادیث اسلامی پرداخته شود.

واژگان کلیدی:

قرآن، خلیفه الهی، انسان، هویت و عزت نفس، خلاقیت و نوآوری، فرهنگ

مقدمه

«فتبارک الله احسن الخالقین» (المومنون/14)

قرآن کتاب آفرینش است. از آنجا که قرآن کریم کاملترین و بی نقص ترین کتاب جهان هستی است خداوند رحمان رموز و علوم موردنیاز زندگی مادی و روحانی بشریت را از طریق این کتاب آسمانی نازل نموده است تا انسان ها آن را الگوی حیات خویش قرار دهند. پس پروردگار می خواهد که انسان را عاقل، متفکر و خلاق بار بیاورد.

امام سجاد (ع) می فرماید: آیات قرآن گنجهایی است که هرگاه باز شود سزاوار است که در آن نظر انداخته شود.

در کتاب آسمانی بارها از آفرینش، خلقت، خلاقیت سخن به میان آمده است. خداوند سبحانی که خود را با خلقت فرشتگان، آسمان ها و زمین و بالاخره انسان ها متجلی می سازد.

خالق خداست و همه چیز را آفریده است و انسان خلیفه الله است. چهار کار لازم است هر کسی در خودش انجام دهد. اولین کار این است که جهان را بسازد برای آنکه آن مستخلف دستور داد و فرمود: (هو انشاکم من الارض و استعموکم فیها) من جداً از شما می خواهم زمین را آباد کنید. کار دوم اصلاح جامعه بشری است. سومین کار انسان خلیفه الله است و غرف بینه را می سازد و بخش چهارم که البته مقدور انسان های کامل است و آن این است که ما همان طوری که موظف هستیم به دیگران علوم و معارف یاد بدهیم، حوزه رسالت ما فقط در حوزه بشری نیست، در سطح فرشته ها هم هست. انسان نه تنها می تواند بلکه باید معلم ملائکه هم باشد. «و علم آدم الاسماء.» (جوادی آملی، 1386)

بنابراین، خلاقیت و نوآوری و تولید علم برای بقای هر جامعه لازم است. زیرا در عصر حاضر برای بقاء و پیشرفت و جلوگیری از رکود و نابودی در عرصه های مختلف مانند تکنولوژیکی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی باید نیازهای فکری و معرفتی را بشناسیم.

از آنجا که خداوند سبحان از طریق قرآن مجید همواره رموز بسیار را برای انسان ها بازگو می کند پس خلاقیت و نوآوری و ایجاد علم از این قاعده مستثنی نیستند. پروردگار رحیم با کلمات بسیاری درخصوص خلاقیت صحبت می کند که از جمله آنها می توان به فاطر، بدیع، صنع، خلق، جعل و وجد و ... اشاره کرد. به قولی از قرآن کریم، مگر می شود انسان به زیور هستی آراستی (تین/4) و روح خدا در او دمیده شده (نجم/29) و در روی زمین جانشین خدا شده (بقره/28) و خداوند به او کرامت و بزرگی بخشیده باشد (اسراء/17) و شنوایی و بینایی و دانایی (بقره/29) و قدرت بیان نوشتن (رحمن/2و3) را داشته باشد ولی خلاق نباشد. (قاسمی، 1380)

پس موید آن است که بتوانیم این مواریث گرانبها را برای نسل های آتی بازشناسی کنیم. چون بی توجهی به گذشته سرعتی کار آینده ما را تقلیل می دهد و به عبارت دیگر گذشته چراغ راه آینده است.

 

 

 

 

اهمیت و ضرورت تحقیق

جامعه ای که خواهان بشریت همه جانبه است باید برای علم ارزش فراوانی قائل شود برای سمت و سو دادن به تاثیرات علم و فن «خلاقیت و نوآوری» مطرح است.

امرزوه جوامع بشری به نحو فزاینده ای با محیط پویا و متلاطم روبرو هستند و این یک واقعیت غیرقابل انکار است. مسلما در فرآیند تعامل سازنده با دنیا، فرهنگ ما هم از یکدیگر تاثیر می پذیرند. اگر در تعامل با دنیا بخواهیم هویت دینی و ملی خوش را حفظ کنیم به یک خودباوری فرهنگی نیاز داریم تا بتواند باورها، ارزش ها و ایده ها را در قالب متشکله خود به فرهنگ خود باور تبدیل کرده و نوآوری را در جامعه ایجاد نماید و موجب شکوفایی استعدادها در عرصه های گوناگون گردد. برای این حسب شناخت دقیق پیام ها و نکات قرآنی ـ دینی مفید و ضروری بوده و کلید تعامل سازنده می باشد.

 

روش تحقیق

روش مورد استفاده در این تحقیق روش توضیحی از نوع کتابخانه ای است.

برای دستبای به نقش خودباوری فرهنگی در ایجاد علم، خلاقیت و نوآوری و در پاسخ به این سوال که پژوش در آیات و احادیث قرآنی ـ دینی چقدر می تواند ما را به اهداف موردنظر سوق دهد؟ با بررسی تطبیقی و غور در آیات و احادیث الهی و همچنین با مطالعه ی مقالات و کتاب ها راجع به تحقیق حاضر و با تعمق به بررسی اندیشه صاحبنظران این حسب مورد بررسی قرار گرفت.

عزت نفس[2]

منظور از آن میزان ارزشی است که شخص برای خود قائل است. زمانی که خود حقیقی با خود آرمانی با هم همگرا باشند فرد از عزت نفس خوبی برخوردار خواهد بود ولی اگر فاصله بین این دو عامل وجود داشته باشد عزت نفس فرد پایین است. عزت نفس به عنوان شاخص برای سلامت روانی حائز اهمیت است و باعث ایجاد انگیزه در انجام کارها و فعالیت ها می شود. وقتی فرد ارزش و اهمیت خود را دریابد، در حقیقت می کوشد تا همان چیزی شود که استعداد آن را دارد.

مولانای بلخی در اشعار خود می گوید: ما بردن را ننگریم و قال را با درون را بنگریم و حال را که نشات گرفته از گفته رسول اکرم (ص) است. موتوا قبل ان تموتوا.

زمانی باخ مینیستر[3] گفت: 99% وجود شا نامرئی و غیرملموس است، آنچه قادر به تحول و جهش درون ما می شود ذهن ماست نه جسم فیزیکی.

در دنیای جسم خاکی ما، بسیاری در توجیه موفقیت ها و شکست ها، قضاوت منطقی ندارند، به گونه ای کنه نتایج رفتارهای خود را به عوامل بیرون از خود اسناد می دهند مثلا هنگامی که چرخ زندگی به مراد ما نمی چرخد، داد و فغان از نهادمان برمی آید و براحتی دیگران را مقصر می شناسیم و آنها را متهم می کنیم و در هر فرصت روزگار را مسئول ناملایمات می دانیم و در خویشتن کمتر تعقل کرده و کمتر نشانه هایی از ارزشمندی و توانای را می جوئیم.

خداوند در سوره اسراء آیه 20 می فرماید: «کلانمو هولاء و هولاء» ما همه را کمک می کنیم و میدان را برای همه باز گذاشته ایم تا هر کس به هر هدفی دارد برسد.

هویت[4]

یک مفهوم خویشتن است. این اولین قدم در راه آگاهی و پذیرش خود می باشد به این معنا که فرد در تلاش است تا احساس از هویت خوب کسب نموده و کیستی خود را دریابد. با وجود تنوع در نحوه تعریف هویت در نظریات مختلف اکثر دیدگاه ها پذیرفته اند که هویت با «خود» در ارتباط است، به طوریکه پولس و همکاران[5] (2004) معتقدند که در هر تعریف قابل قبول در مورد هویت باید به آگاهی ذهنی در مورد خود توجه شود.

شکل گیری هویت و موفقیت در کسب آن متضمن کشف «خود» است به همین دلیل نمی توان به آسانی آن را از مفاهیمی نظیرخودشناسی، مفهوم خود و عزت نفس جدا نمود. (هیون[6]، 1994) «خود» دامنه وسیعی از پدیده های روانشناختی را سازمان داده و هدایت می کند. «خود» رفتارهای ارادی را تنظیم کرده و به فرد اجازه می دهد تا به نحو موثر به دنیای اجتماعی خویش واکنش نشان دهد. 0

کراس[7] و مدسون[8]، 1997) مارکوس و کیتایاما[9] (1991) براین اعتقاند که مردم در فرهنگ های مختلف به طور چشمگیری برداشت های متفاوتی از «خود»، «دیگری» و ترکیب این دو با هم دارند. با توجه به تنوع در نحوه تعریف هویت در نظریات مختلف، اکثر دیدگاه ها پذیرفته اند که «هویت» با «خود» در ارتباط است. لذا در هر تعریف قابل قبول در مورد هویت باید به آگاهی ذهنی در مورد «خود» توجه شود. می توان گفت هویت مجموعه ای از معانی است که فرد برای تعریف «خود» به کار می گیرد.

بنابراین دیدگاه های مختلف همگی این فرض را پذیرفته اند که برای شکل گیری هویت، سطوح پیشرفته تر شناختی موردنیاز می باشد تا انسان را قادر سازد که هویت های آینده خود را تصور کرده و بیشتر به تفکر در ابعاد پیچیده پرداخته و بهتر چالش های هویتی خود را حل نماید.

در سوره اعلی آیه 3 می فرماید: «والذی قدر فهدی» و خدایی که برای هر آفریده ای، حد و اندازه ای قرار داد و راهنمایی اش کرد تا برای رسیدن به کمال آمادگی لازم را داشته باشد.

 

خلاقیت و نوآوری[10]

خلاقیت و نوآوری آن چنان مهم وابسته هستند که شاید تعریف مستقلی از هر کدام دشوار باشد. اما به طور کلی، خلاقیت عبارت است از بکارگیری توانایی های ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید. در حالیکه نوآری یعنی به کارگیری نظری و فکرهای حاصل از خلاقیت. همانگونه که از تعاریف استنباط می شود خلاقیت لازمه نوآوری است و تحقق جویی وابسته به خلاقیت است.

خداوند در سوره هود آیات 37 و 38 می فرماید: « وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا وَلاَ تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُواْ إِنَّهُم مُّغْرَقُونَ» و زیر نظر ما و به وحی ما کشتی را بساز و درباره کسانی که ستم کرده اند با من سخن مگوی. تفسیر این آیه اشاره دارد به اینکه به نوح امر شد که شروع به ساختی کشتی کند و جبرئیل به امر رب جلیل نازل شد و تعلیم داد که چگونه چوب درخت را بریده و طول و عرض و بلندی کشتی را تعیین کند. (بروجردی، ج4: 1341، 266)

خداوند متعال در آیه 30 سوره بقره می فرماید: « وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً» می خواهم در زمین خلیفه قرار دهم. حرف تاکید ان نشان می دهد که تصمیم درباره جهل خلیفه بسیار جدی است مقوصد از جهل خلیفه، قرار دادن جانشین و نماینده ای است که بتواند آن گونه که خداوند عالم و عادل و خلاق است او نیز در حدل امکان چنین باشد.

همچنین در سوره غافر آیه 67 می فرماید: « هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ يُخْرِجُكُمْ طِفْلًا» «خداوند ابتدا شما را از خاک خلق کرد، بعد از نطقه بعد از علقه و بعد به صورت کودکی برمی آورد.» (جوادی آملی، ج6، 1372: 209) بنابراین انسان ها خصوصیات ویژه ای دارند که سایر موجودات از داشتن آن ها عاجز می باشند.

 

فرهنگ

فرهنگ به عنوان یك اصطلاح فنی در نوشته‌های انسان‌شناسان در اواسط قرن نوزدهم وارد شده است فرهنگ مجموعه‌ای از باورها، اندیشه‌ها و توانایی های ذهنی بشر در طول تاریخ است كه زمینه‌ساز و تداوم بخش رشد و تعالی انسان و شكل‌گیری هویتی خاص برای او بوده است.

یونسکو نیز فرهنگ را چنین تعریف می نماید: فرهنگ عبارتست از مجموعه کاملی ازمشخصه های ممیزه روحی، مادی، فکری و عاطفی که یک جامعه یا گروه اجتماعی را مشخص می نماید و نه تنها هنرها، بلکه شامل اشکال زندگی، حقوق اساسی انسان ها، نظام های ارزشی، سنت ها، اعتقادات و مسائل ارزشی و بومی هر منطقه است. به تعریفی دیگر فرهنگ یعنی ارزش های مشترک که به وسیله نهادها مانند داستان ها، اسطوره ها، افسانه ها، شعارها، امثال و حکم و حکایات از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود و چگونگی کنش یا رفتار در قلمرو شخص که ریشه در باورها، اعتقادات، دانش و معلومات و در مجموعه پذیرفته شده های مشترک اعضای یک جامعه دارد. فرهنگ به معنای شناخت و نوآوری، بنیان نگرشها، برخورداری از بینش و رفتارهای علمی نوآورانه در مسیر زندگی است.

هر تغییری نیازمند وجود فرهنگ و پذیرش آن از سوی جامعه است. در فرهنگف توسعه، دانش، پیشرفت و نوآوری اصل هستند. با این تعاریف، فرهنگ دربرگیرنده ارزش های زیربنایی جامعه است و نه تنها برای توسعه بعد فرعی نخواهد بود بلکه عنصر ضروری جامعه است. هر جامعه ای برای رسیدن به توسعه در هر یک از ساختارها نیاز به توجه به ارزش های زیربنایی یعنی فرهنگ و اخلاق که ارزش های بومی را پوشش می دهد، خواهد بود.

نتیجه گیری

همه ما از اعماق قلب می دانیم که انسان چیزی فراتر از یک جسم مادی است و اینکه جوهر و خمیره بشری، توانایی تفکر و احساس است و در برگیرنده آگاهی والا که انوار آن بر جهانیان ساطع می شود. پس بشر قادر است به بخش نامرئی وجود خود دست یابد و آن را افسار زده به هر طرف که اراده می کند هدایت نماید و این همان آدمیت است که در قالب جسم مادی خلاصه نمی شود، بلکه چیزی روحانی و مقدس است که یگانه مدبر کائیان آن را هدایت می کند.

پابلوپیکاسو، نقاش و پیکرتراش معروف می گوید: من هنگام شروع به کار، جسم خود را پشت در اطاقم می گذارم.

خداوند برای همه موجودات پس از آفرینش سیری برای رشد و تکامل تعیین نموده است و تربیت الهی همان میر هدایت اوست. «ربنا الذی اعطی کل شیء خلقه و ثم هدی» پروردگار ما کسی است که به همه موجودات نعمت و سود بخشیده و پس آن ها را به سوی کمال هدایت نموده است. اوستی که به زنبور یاد داده از چه گیاهی بمکد و به مورچه آموخته چگونه قوت زمستانی خود را ذخیره کند.

بنابراین کلماتی که در قرآن به ایجاد خلاقیت توسط انسان اشاره می کنند ریشه در صنع دارند (با چند استثناء) این ریشه بیشتر به صورت کلمات یصنع، اصنع، صنع، صنعرا، صنعه، در قرآن دیده می شود و سوره هایی همچون اعراف، هود، نحل، طه، انبیا و مومنون به چشم می خورد. کلمه صنع به معنی کارهای جالب و یا معماری های زیبا و چشمگیر (مکارم شیرازی، ج6، 1366: 7)

پس ساختن و خلق کردن به دست بشر ولو اینکه از پیامبران الهی باشد به امر خداوند صورت می پذیرد و انسان ها فقط می توانند مواردی را که دیده اند بسازند و در مواردی که چیزی ندیده یا نمی دانند از سوی خداوند به آنها الهام می شود.

«الرحمن/ علم القرآن» (الرحمن/2)

خدای مهربان قرآن را به بشر تعلیم کرد. چون اصولا هستی جلوه رحمت پروردگار است و هرچه از جانب او به هر موجودی برسد لطف و رحمت است

و در سوره ابراهیم آیه 1 می فرماید: این کتابی است که بر تو نازل کردیم تا مردم را از تاریکی به نور بیرون بری.

مکتب نورانی اسلام به عنوان هدف خلقت را معرفی می کند و عبارت است از تربیت کامل و مقدراتی که در تربیت انسان و رساندن او به نقطه کمال طراحی نموده، برگرفته از دو عنصر اصلی و اساسی علم و اخلاقی است. البته از دیدگاه اسلام، علم و اهداف آن منحصر به انباشت اطلاعات نیست بلکه ایجاد و خلق قوه ابتکار و خلاقیت و قدرت تفکر و تحلیل از اهدافی است که در این مکتب مقدس دنبال می شود قرآن مجید علمی را تاکید می کند که به تفکر منتهی شود و اثر تفکر را رسیدن به حقیقت می داند و انسان هایی که از علم به تفکر رسیده اند و از آن به هدایت راه یافته اند، صاحبان لب و عقل و اندیشه و عبد واقعی (انسان کامل) معرفی می کند و می فرماید:

« فَبَشِّرْ عِبَادِ، الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ» (زمر/17-18) « پس بشارت ده به آن بندگان من که به سخن گوش فرا می دهند و بهترین آن را پیروی می کنند، اینانند که خدایشان راه نموده و اینانند همان خردمندان»

بنابراین با واکاوی آیات، احادیث و پیام های دینی ـ قرآنی و تمدن چندهزار ساله ایران می توانیم آنها را به نسل  کنونی و جدید معرفی کرده و باور کنیم که جوانان ایرانی می توانند مولد و موسس باشند و به سرعت مسیر قله های تولید فکر را طی کنند تا کشور به رشد و بالندگی دست یابد. اگر جوانان شاهد این باور و توسعه باشند، احساس تعلق، خودباوری و هویت دینی و ملی در آنان زنده می شود. به راستی اگر بخواهیم، آری! اگر بخواهم به کشف کهکشان ها نیز قادریم، کما اینکه دیگران این کارها را کرده و موفق هم شده اند.

پیشنهادات

انسان ها توانایی بیکران در هر زمینه دارند و با کنترل مکان وجود می توانند به مقاصد خود دست یابند. اسلام عملی را صالح می داند که چند عنصر را در کنار هم دارا باشد: عمل نیک، انگیزه نیک، ..... نیک و شیوه نیک که هر یک از چهار عنصر نیک نباشد کار بی ارزشی می شود. نه تنها در ابتدای کار قصد قربت لازم است بلکه در طول انجام کار باید قصد قربت دوام داشته باشد و الا کل عمل باطل است. اسلام به چگونگی کار و هدف و انگیزه آن توجه بسیار کرده است. قرآن از عمل بهتر ستایش می کند نه عمل بشتر و در سوره هود آیه 7 می فرماید: « أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً» شما را در بوته امتحان قرار می دهد تا کدامیک از شما بهترین عمل را به جای آورد.

بنابراین اگر کسی مسئولیتی را می پذیرد و خوب انجام ندهد، سرمایه ، شخصیت، آبرو دو جوان خود را در معرض خطر قرار داده و زیانکار خواهد بود. هر کس ارزش چیزی را نداند، آن را ارزان از دست می هد. امید، بهترین سرمایه برای ادامه زندگی است. از علم خود باید برای بهره رساندن به دیگران استفاده کنیم. انسان در برابر هم نشنیان خود مسئول است.

در سوره یوسف آیه 45 خداوند می فرماید:

ـ جهل و نادانی، زمینه ساز پیدایش شرکت است. (لایعلمون)

ـ آگاهان را به جامعه معرفی کنیم، تا مردم از آنان بهره مند شوند. (فارسلون)

ـ بعضی از کارشناسان در انزوا به سر می برند از آنان غافل نشو. (فارسلون)

ـ به هنگام مناسب بودن شرایط حداکثر بهره برداری را باید نمود. (تزرعون ...)

و در سوره یوسف آیه 47 می فرماید:

ـ طرح و برنامه های سازنده خود را بدون .... و جشم داشت عرضه کنند. (قال تزرعون)

ـ برای نجات جامعه بایستی از مشکلات شخصی چشم پوشید. (یوسف از زندانی بودن خود که مسئله ی شخصی است، سخنی نگفت، بلکه به فکر حل مشکل مردم بود (قال تزرعون )

ـ مردان خدا باید برای رفاه مردم فکر کنند و طرح درازمدت و کوتاه مدت داشته باشند. (قال تزرعون سبع سنین)

زمان، عنصر بسیار مهمی برای انجام کارها و فعالیت ها می باشد. (سبع سنین)

ـ فقط تشریح وضعیت کافی نیست، باید طرح و برنامه داد. (تزرعون سبع سنین دابا ...)

ـ طرح ها باید قابلیت علمی داشته باشند (فذروه فی سنبله) بهترین شیوه عملی در آن زمان بدون سیلو و تکنولوژی واگذاردن گندم در خوشه بود.

ـ هر تلخی بد نیست، همین قحطی مقدمه ای حاکمیت یوسف شد و همچنین مقدمه صرفه جویی و کار بیشتر د میان مردم گشت (تزروعن، فذروه الا قلیلا)

به تعبیر دیگر هر مشکل، مانع و سد در زندگی می تواند یک فرصت باشد

امروزه باید برای فردای بهتر کوشش کرد. (تزرعون ... ثم یأتی من بعد ذلک)

و در آیه 49 سوره یوسف می فرماید:

ـ مردم را نسبت به شدائد و سختی های آینده آگاه کنیم تا آمادگی مقابله با آن را داشته باشند. (ثم یاتی من بعد ذلک سبع شداد)

ـ آینده نگری و برنامه ریزی می تواند ملتی را از طوفان های سخت حوادث عبور دهد (یا فلقی ما قدمتم)

ـ مردم را به آینده امیدوار کنیم تا بتوانند سختی ها را تحمل کنند (ثم یاتی من بعد ذلک عام فیه نیات)

ـ رویاها می تواند بازگو کننده ی رخدادهای آینده و رموز راهگشا برای انسان باشد (یغاث الناس و منه یعصرون)

ـ برای دفع مشکل مردم اقدام کین، هرچند مردم منطقه و کشور ما نباشند. ( طرح حضرت یوسف برای وطن خودش نبود)

ـ علم و دانش، رمز پیشرفت و بقای حکومت ها و امنیت رفاه جامعه است (مانند طرح و برنامه مبارزه با قحطی و خشکسالی، که از دانش و ابتکار او حکایت دارد)

ـ برای استفاده از مغزهای متفکر (به ویژه در شرایط جوانی) درنگ جایز نیست. (قال الملک ائتونی به)

و در آیه 62 سوره یوسف اشاره دارد به:

ـ مدیر و رهبر لایق باید طرح هایش ابتکاری باشد (اجعلوا)

در تفسیر این آیه آمده است که یوسف به غلامان خود گفت: آنچه را به عنوان قیمت پرداخته اند در بارهایشان بگذارید، تا چون به خانواده خود بازگردند آن را بازشناسند، به امید آنکه برگردند. مسئولین و کارگزاران باید خود را نسبت به طرح ها و برنامه ها کاملا توجیه کنند. تا مدیران موفقی باشند. یوسف به همه فهماند که هدف این کار، بازگشت این کاروان است (لعلهم یرجعون)

ـ در طرحها و برنامه یقین صددرصد به عملی شدن آن لازم نیست. (لعلهم یرجعون)

 

 

 

 

 

 

 


 

منابع:

1.   اخوی راد، بتول، بررسی شویه های بومی سازی علوم انسانی و تاثیر آن بر آموزش عالی، ماهنمه مهندسی فرهنگی، شماره 36-35، آذرودی، 1388

2.      بروجردی، سیدابراهیم، تفسیر جامع، تهران، صدر، 1341

3.      برومند، سیدمهدی، شیوه های تعلیم در قرآن و سنت، تهران، کتاب مبین، 1380

4.   بیگی، محمد، قاسمی، شاهرخ، سیمای خلاقیت در گستره آیات الهی، ماهنامه مهندسی فرهنگی، شماره 36-35، آذرودی، 1388

5.      جوادی آملی، عبدالله، تفسیر موضوعی قرآن مجید، تهران، مرکز نشر فرهنگی رجاء، 1373

6.      حسینی، افضل السادات، ماهیت خلاقیت و شیوه های پرورش آن، انتشارت آستان قدس رضوی، 1378

7.      دایر. وین، عرفان داروی دردهای بی درمان، ترجمه محمدحسن نعیمی، چاپ دوم، کتاب آیین، 1385

8.      رضائیان، علی، مبانی سازمان و مدیریت، چاپ هفتم، انتشارات سمت، پاییز 1382

9.   رهنما، اکبر، عبدالملکی، صابر، درآمدی بر مبنای نظری هویت، ماهنامه مهندسی فرهنگی، شماره 22-21، مهر و آبان 1387

10. زلفی گل، محمدعلی ـ قدسی، علی محمد ـ شیری. مرتضی ـ کیانی بختیاری. ابوالفضلی، نوآوری فرهنگی و فرهنگ نوآوری، ماهنامه مهندسی فرهنگی، شماره 20/19، مهر و آبان 1387

11. فدایی، علیرضا، خسروجودی، محمود ـ رضوی صوفیانی، عظیم، بررسی نقش حجاب بر عزت نفس و پیشرفت تحصیلی دانشجویان دختر دوره کارشناسی دانشگاه تهران در سال تحصیلی 85-86، ماهنامه مهندسی فرهنگی، شماره 20-19، مرداد و شهریور 1387

12.  قاسمی، خورشید، راهبردهایی برای پرورش خلاقیت در معلمان و دانش آموزان، تهران، آزمون نوین، 1380

13.  قرائتی، محسن، نماز، مرکز فعالیت ها و پژوهش های قرآن و عترت، زمستان 1383

14.  قرائتی، محسن، یوسف قرآن، تهران، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، 1375

15.  مکارم شیرازی، ناصر، تفسیرنمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1366

16.  مکارم شیرازی، ناصر، قرآن مجید، قم، دارالقرآن الکریم، دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامی، 1373

17. cross.se. ev madson. L. Models of the selt: selt – constru
Land gender, psycholoyical Balletin. 1997

18. Dauw, D.C. Creativity and innovation in organization, Dubgye, 20wa, Kendull hunt, 1976

19. Heaven. P.c.L. Contemporaly Adalescence a social pyschalogical approach, south Melbaurne, Macmillan Educatianal, 1994.



[1] عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد دهاقان. Email: Dashtalih9@yahoo.com

[2] Self esteem

[3] Buck ministem

[4] Identity

[5] pulos

[6] Heaven

[7] cross

[8] Madson

[9] Markus. H.R. & Kitayama

[10]  Creativity & Innovation