روزنامه جام جم شاهین شهر متر ترجمه متون انگلیسی به صورت آن لاین بهترین ها ترفند میراث مهاجران اخبار علمی هنری فرهنگی موز میوه انگور پزشکی خواص درمانی روانشناسی بهداشتی بیماری خطوط ADSL اینترنت شبکه بهداشت امام رضا یا مهدی ادرکنی زرد آلو ازدواج فال طنز قهوه اس ام اس
دهاقان سیتی اینترنت کامپیوتر شبکه ترفند ویندوز ویروس نرم افزار سخت افزار ایران
ساده ایرونی آموزشی

در حالیکه این ضریب همبستگی برای «پروسه» برنامه ریزی و «حمایت از طرح ها» منفی است بنابراین این عامل را می توان به عنوان یک سیستم عملیات ویژه مربوط به بخش پشتیبانی در مقایسه با سیستم های عملیات ویژه وابسته به تولید در نظر گرفت.

جدو ل 1

در جدول 2 نمرات و اعداد مربوط  به این سه عامل بین شرکت های ژاپن و امریکایی مقایسه شده است. به طور کلی، شرکت های ژاپنی در زمینه های استفاده از IT رشد بیشتری نسبت به شرکتهای امریکایی داشته اند. اما از سوی دیگر میزان استفاده از سیستم های اطلاعاتی در شرکت های ژاپنی پایین تر است. در نهایت میزان استفاده از سیستم عملیات ویژه در بخش پشتیبانی در شرکت های ژاپنی بالاتر است.

جدول (2)

 

قسمت سوم: استفاده از IT، مدیریت IT و بهره وری

در این بخش، رابطه میان کاربرد و استفاده IT، مدیریت IT و میزان بهره وری با استفاده از تجزیه و تحلیل رگراسیون، بررسی می شود. برای متغیرهای مربوط به کاربرد IT، سه مؤلفه اصلی قسمت قبل را استفاده می کنیم: 1- میزان کلی استفاده و کرابرد IT. 2- میزان استفاده از سیستم اطلاعاتی (در مقابل سیستم عملیات ویژه). 3- میزان استفاده از سیستم های عملیات ویژه در بخش پشتیبانی (در مقابل سسیستم حساس ماموریتی وابسته به تولید)

در رابطه با عوامل و فاکتورهای مدیریت IT، ما با توجه به پیوند و  رابطه میان استراتژی IT و استراتژی شرکت از یک متغیر استفاده می کنیم.برای رسیدن به اجرا و عملکرد بهتر در زمینه IT، بسیار مهم می باشد که طراحی سیستم های IT با استراتژی تجاری شرکت هماهنگ باشد و نه اینکه یک سیستم IT که وابسته به نیازمندی های خاص و شخصی است را به روش عجیب و نامتعارف به کار بریم. بنابراین اگر یک استراتژی IT (استراتژی سرمایه گذاری IT در طول 3 تا 5  سال در یک شرکت)  مطابق با برنامه ریزی استراتژِیک شرکت توسعه یابد، نشانه خوبی از بهبود مدیریت IT  می باشد . در شکل 2 شرکتهای ژاپنی و امریکایی با توجه به ارتباط بین استراتژی IT و استراتژی شرکت بررسی می شود. اولین نکته این است که سهم شرکتهای استراتژی IT در ژاپن کمتر است هم چنین سهم شرکتهای که یک استراتژی IT شخص را برای استراتژی شرکت در نظر گرفته بودند در شرکتهای امریکایی بیشتر بود. بنابراین به طور کلی می توانیم بگوییم که ارتباط بین استراتژی IT و استراتژی شرکت در مورد شرکت های امریکایی بسیار قوی تر است. (شکل 2 مشاهده شود.)

به منظور بررسی تاثیر بهره وری متغیرهای IT ، ما از نماد TFP به صورت زیر استفاده کردیم برای شرکت از حرف i  و برای نشان دادن زمان از t استفاده کردیم.(فرمول در صفحه 5 نوشته شده)

در این فرمول VA نشان دهنده ارزش افزوده EMP نشان دهنده تعداد کارمندان و CAP نشان دهنده سهام و سرمایه شرکت است به جای شرکت از حرف i و به جای سال از t استفاده کردیم و  میانگین x به ازای مجموعه های صنعتی، کشوری و اندازه شرکت (j) می باشد.

Semp نشان دهنده سهم خسارت کاری است بدین معنا که بیانگر میانگین میزان کلی دستمزدها به ارزش افزوده می باشد. J نشان دهنده اندازه شرکت و i بیانگر شرکت است. نماد TFP نشان دهنده بهره وری نسبی و هر شرکت در صفت، کشور و اندازه بزرگی شرکت می باشد که به طور گسترده برای بیان رابطه میان پویایی بازار و بهره وری استفاده می شود. داده ها و اطلاعات مربوط به VA و EMP و CAP از روی صورت حسابهای مالی بانک توسعه ژاپن برای شرکتهای ژاپنی و از مرکز اطلاعات کمپوستات شمال امریکا برای شرکتهای امریکایی جمع آوری شده است.

در مطالعه مدیریت فناوری اطلاعات با نام RIETI  متغیر کاربرد IT از روی نمونه های سال 2003 و حتی جدیدتر موجود بود و اطلاعات مربوط به صورت حسابهای بانکی از سال 2003 تا 2005 هم جمع آوری شده است. نماد TFP برای دو سال به همراه متغیرهای زیر مورد رگراسیون قرار گرفته است.

سه مولفه اصلی در بخش سوم که عبارتند از 1) کاربرد کلی IT 2) میزان استفاده از سیستم های اطلاعاتی و 3) میزان استفاده از سیستم علمیاتی ویژه توسط بخش پشتیبانی

شرکتهای ژاپنی ساختگی (حالت بدل)

 

شرایط متضاد سه مولفه اصلی در یک شرکت ژاپنی ساختگی

استراتژی IT ساختگی: استراتژیی IT شماره 1. برای شرکتی که استراتژی های IT آن به طور شفاف و روشن در رابطه با استراتژی شرکت تعریف شده است از شماره 1 استفاده می کنیم. استراتژی IT شماره 2 برای شرکتی که استراتژی آن به طور واضح تعریف نشده اما متناسب با استراتژی شرکت است از شماره 2 استفاده می کنیم.

شرایط متضاد استراتژی ساختگی و مولفه های اصلی

شرایط متضاد استراتژی IT ساختگی و شرکتهای ژاپنی

همچنین از یک دوره یک ساله ساختگی استفاده شده است. باید خاطر نشان کرد که صنعت و بزگری شرکت ساتگی در اینجا مورد نیاز نیستند. به این علت که نماد TFP یک مقدار نسبی در صنعت، بزرگی شرکت و کشور می باشد. نتایج رگراسیون در جدول شماره 3 بیان دشه است. (جدول شماره 3)

نتایج جدول نشان می دهد که تفاوت میزان بهره وری در میان شرکتها به خاطر افزایش کلی کاربرد IT نمی باشد بلکه علت این امر در روشی است که شرکت، IT را به کار می برد. میزان استفاده از سیستم اطلاعاتی و میزان استفاده از سیستم عملیات ویژه بخش پشتیبانی هر دو رابطه مثبتی را با میزان بهره وری دارند. هنگامی که از یک  شرکت ژاپنی ساختگلی در مدل (2) استفاده می شود، ضرایب آماری قابل توجهی که در رابطه با مولفه ای اصلی وجود دارد، از بین می رود. با این توصیف مقدار ضرایب مولفه های اصلی تغییر زیادی نمی کند که بیانگر این موضوع است که تفاوت قانون مندی برای نتایج مدل 1 در بین کشورهای مختلف وجود ندارد.

در مدل شماره 3 رابطه بین متغیرهای استراتژی IT و میزان بهره وری بررسی شده است. یک شرکتی که استراتژی IT آن به طور شفاف در رابطه استراتژی شرکت تعریف شده باشد. (استراتژی شماره 1)، در ناتایج بدست آمده دارای میزان بهره وری بالاتری بوده است. در حالیکه شرکتی که استراتژی IT آن به طور شفاف تعریف نشده (استراتژی شماره 2) دارای افزایش بهره وری نبوده است مدل 4 یک نمونه پیشرفته از مدل 3 می باشد که در آن یک شرکت ساختگی گنجانده شده است نایج بیانگر هیچ تفاوت قابل توجهی در میان شرکتها نبوده است. در مدل شماره 5 متغیرهای استراتژی IT شماره 1 مثبت و از نظر آماری قابل توجه است. این بدان معناست که استفاده از سیستم های عملیاتی ویژه بخش پشتیبانی و هماهنگی بین استراتژی IT و استراتژی شرکت در کنار هم از نقطه نظر سطح بهره وری می تواند مکمل همدیگر باشد. در نهایت نتایج مدل کامل شماره 6 نشان می دهد که این یافته ها مربوط به یک کشور نمی شود بلکه توسط شرکتها در هر در کشور به کار رفته اند.

 

4- مدیریت IT و عملکرد همکاری با شرکتهای خارجی (روابط خارجی)

مدیریت روابط خارجی IT می تواند یکی از نتایج مدیریت کاربرد IT و یا خود مدیریت IT می باشد. شرکتی که شناخت بهتری از پرسه های تجاری دارد و اهداف استراتژیک مشخصی را برای سرمایه گذاری IT در نظر دارد، ممکن است در پروژه های خارجی IT ، دارای عملکرد بهتری باشد. در مقابل شرکتی که هیچ ایده مشخصی را بری طراحی IT در سطح شرکت ندارد، نمی تواند تصمیمات مناسبی را برای ساختن یا خرید خدمات IT بگیرد. در نتیجه پروژه های خارجی در چنین شرکتهای ممکن است نتایج نامطلوبی داشته باشد.

اطلاعات مربوط به روابط خارجی از مطالعه بین الملل استراتژی IT به نام RIEFI  بدست آمده است. ما از پروژه های خارجی به دو نوع اطلاعات یکی در مورد سیستم های گسترده عملیات ویژه و دیگری به سیستم های بخش ویژه نیاز داریم.

در یک پروژه همکاری با یک شرکت خارجی سه احتمال وجود دارد: 1- سفارش دادن بعد از تعیین دقیق تعهدها 2- سفارش قبل از تعیین تعهدات  و 3- تعیین مفاد همکاری و تعهد با توجه به مذاکره و مشورت با سایر شرکتها. در میان این سه راه ممکن، سفارش بعد از تعیین دقیق تعهدها و فعالیتها، بهترین روش برای مدیریت پروژه های خارجی است. در این مطالعه رگراسیون چند عددی برای مطالبه و تعیین مفاد همکاری و تعهدات براساس مذاکرده و مشورت، سایر شرکتها به عنوان متغیر اصلی طراحی شده است و میزان کاربرد IT و مدیریت IT به عنوان متغیرهای مستقل در نظر گرفته شده است. نایج در جدول شماره 4 نشان داده شده است.

در مدل های عرضی ژاپنی، تعیین اصول تعهد قبل از همکاری یا شرکتهای خارجی و تعیین اصول تعهد بعد از همکاری با شرکتهای خارجی در پروژه های خارجی هر دو منفی بودند. این بدان معناست که شرکتهای ژاپنی در مقایسه با شرکت های امریکایی، در مورد پروژه های همکاری خود با شرکتهای خارجی براساس مذاکره و مشورت با دیگر شرکتهای همتای خود، تصمیم گیری می کنند. این بدان معناست که شرکتهای نشان داده است که سیستم های تحویل گرفته شده، طبق تعهد عمل نمی کنند و باعث افزایش هزینه ها می شوند. علت این امر این است که سفارش دادن این سیستم ها قبل از تعیین دقیق تعهدات و نیازها صورت گرفته است و تعهدات مابین شرکت مبهم و نامشخص بوده اند. این امر در مورد شرکتهای ژاپنی که میزان استفاده و کاربرد آنها از سیستم IT و سیستم های اطلاعاتی بالا هست که مشاهده شده است. (ضریب همبستگی در مودر شرکتهای ژاپنی در رابطه با مولفه 1 و 2 به طور قابل توجهی مثبت است.)  این بدان معناست که در شرکتهای که استراتژی IT  آنها به طور شفاف و روشن در رابطه با استراتژی شرکت بیان شده است، تعهدات همکاری خود با شرکت های خارجی را قبل از همکاری تعیین و مشخص می نمایند. بنابراین به طور کلی می توان گفت که اگر چه مدیریت روابط خارجی در شرکت های ژاپنی نسبت به شرکت های امریکایی، بسیار ضعیف تر است اما از میان شرکتهای ژاپنی، کسانی که در زمینه سیستم های اطلاعاتی سرمایه گذاری می کنند و دارای استراتژی های IT و مشخص و روشنی هستند، در امور روابط و همکاری با شرکتهای خارجی تولید کننده، بهتر عمل می کنند.

 

5- نتیجه گیری

این مقاله کاربرد IT را در سطح شرکتها و فعالیتهای مدیریتی IT را بین شرکتهای ژاپنی و امریکایی مقایسه و بررسی می کند. تجزیه و تحلیل اطلاعات براساس داده هایی است که مطالعه تطبیقی بین المللی استراتژی های IT شرکتها به دست آمد. برطبق تجزیه و تحلیل مولفه های اصلی ما برای مشخص کردن الگوی محاسبات بازرگانی شرکتها سه عامل اصلی مشخص شد.

1.      میزان افزایش کلی کاربرد IT

2.       میزان استفاده از سیستم های اطلاعاتی

3.      میزان استفاده از سیستم های عملیات ویژه در بخش پشتیبانی

 

به طور کلی در شرکتهای ژاپنی افزایش کلی کاربرد IT در حد بالایی بود در حالیکه میزان استفاده از سیستم های اطلاعاتی در حد پاینی است. نتایج این مطالعه بیانگر تفاوت چشمگیری در روش مدیریت خدمات IT بین شرکتهای ژاپنی و امریکایی بود. باید خاطر نشان کرد که تفاوت چشمگیری در موقعیتهای اقتصادی (قوانین ضمنی که در رابطه با معاملات قانونی و تجاری وجود دارد) در این دو کشور وجود دارد. سیستم شرکتهای ژاپنی بیشتر براساس معاملاتی است که اطلاعات آن نامشخص و ضمنی است اما سیستم شرکتهای امریکایی براساس قوانین تصمیم گیری و قراردادهای مشخص و واضح است. برای مثال، مسئولیت بخش IT و بخش استفاده کنندگان از IT بسیار دشوار می باشد. در شرکتهای ژاپنی لازم است که روابط بین بخش های مختلف بیشتر و مستحکم باشد تا امر مدیریت خدمات IT را تسهیل کنید. در شرکت های ژاپنی به خاطر پایین بودن سرعت تصمیم گیری مانع از استافده حرفه ای از سیستم های IT می شود.

ایجاد ارتباط بسیار بخش های مختلف شرکتهای ژاپنی به علت تقلید از سیستم های اطلاعاتی شرکت های امریکای می باشد. بنابراین اگرچه توزیع و انتشار اطلاعات در شرکتهای ژاپنی فعال می باشد اما سرعت کاربرد آن در بخش های داخلی شرکتها، کند می باشد.

با این توصیف با توجه به افزایش شدت رقابتهای جهانی و پیچیدگی موضوعات تجاری، اجرای تصمیمات شرکتها بر پایه اطلاعات گسترده از اهمیت ویژه ای برخوردار است. بنابراین لازم است که شرکتهای ژاپنی بعضی از اصول سیستم های توزیع اطلاعات را در کاربرد IT استفاده کنند. تا به شناخت درستی از سیستم های اطلاعاتی برسند. از سوی دیگر شرکتهای امریکایی به ور روز افزون از IT به طور موثر به عنوان یک ابزار تبادل اطلاعات استفاده نموده اند.ممکن است علت موفقیت شرکتهای امریکایی در کاربرد موثر به خاطر تکنولوژی سریع و پیشرفته این کشور در این زمینه باشد.

علی رغم تفاوت زیاد کاربرد IT  بین این دو کشور، اما هیچ تفاوت شایانی در الگوی تاثیرات بهره وری بین دو کشور یافت شد. میزان استفاده از سیستم های اطلاعاتی و استفاده از سیستم های عملیات ویژه بخش پشتیبانی به جای استفاده از افزایش کاربرد IT  باعث بالا بردن میزان بهره وری کلی شرکت، طبق نتایج این تحقیق باشد. اما این یافته ها هیچ رابطه ای را با ملیت یک کشور نشان نداند. هم چنین در این تحقیق تاثیر مدیریت ITو همچنین کاربرد IT بر روی میزان بهره وری مورد بررسی قرار گرفت.

اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
+ نوشته شده     توسط ساده ایرونی آموزشی  | 

 

 

 

 

عنوان :

آشنایی با ریاضی دانان و اختر شناسان

 

 

 

 

نام دبیر مربوطه :

خانم حجازی

 

نام و نام خانوادگی :

افسانه عسگریان

سوم راهنمایی

 

تألیف گودرز نجفی

ناشر :عابد

جلد سوم


 

پروفسور محسن هشترودی،ریاضی دان نامدار ایرانی

پروفسور محسن هشترودی،فرزند آیت الله حاج شیخ اسماعیل مجتهد (همرزم ستارخان و باقر خان ) یکی از ریاضی دانان برجسته ایرانی که در 22 دی ماه 1268 ه ش ،در شهرستان تبریز دیده به جهان گشود .برخی از نویسندگان معاصر از او به عنوان فرزند زمان ،یگان دوران و انسان راستین یاد کرده اند. وی تحصیلات ابتدایی را در مدارس اقدسیه وسیروس،و  دوره متوسطه را در دارالفنون تهران با نمرات عالی و قابل تحسین گذرانیده و در سال 1306 وارد دانشکده پزشکی شد اما آن را موافق طبع و ذوق خود نیافت و پس از چهار سال آموختن علم طب،به تحصیل علم مکانیک و ریاضیات روی آورد. او سپس به اروپا سفر نمود و پس از مدتی به ایران بازگشت و در سفر دوم به فرانسه رفت و از دانشگاه تا اندوخته ها و تجربیات گرانقدر خود را در اختیار هموطنان خویش بویژه دانشجویان ایرانی قرار دهد . در همان سال بود که در سمت دانشیاری در دانشکده علوم و دانشسرای عالی به تدریس مشغول شد و در سال 1320 بر کرسی استادی نشست و یک سال بعد به ریاست فرهنگ تهران منصوب گشت .سپس در سال 1330 به ریاست دانشگاه تبریز رسید و بالاخره در سال 1336 به ریاست دانشکده علوم دانشگاه تهران برگزیده شد.

 

مقام علمی او

علاوه بر آنچه که ذکر شد،این دانشمند بزرگ یکی از دویست تن دانشمندان معاصر است که یکصد مدال علمی را از آن خود ساخته است و در کنفرانس ها و کنگره های متعدد بین المللی ریاضی شرکت کرده و با دانشمندان بزرگ جهان،از جمله دانشمندان مشهور فرانسه،هلند،مراوده داشته و در مجامع علمی آن نقاط به سخنرانی های علمی پرداخته است . مبالغه نیست اگر بگوییم او در زمان حیات خود همردیف ریاضی دانان و دانشمندان اروپا،آمرکا و شوروی قرار داشت و چنان که می گویند،او بود که ماهواره شوروی سابق را بعد از یک ماه سرگردانی در مدار زمین با محاسبات دقیق خود به سمت هدف سوق داد،که این امر موجب شگفتی دانشمندان فضایی شوروی گشت . با این همه ،او دوست داشت علم و تکنولوژی در خدمت رفاه و آسایش بشر باشد نه آلت دست قدرتمندان وزورگویان . چنان که در یکی از سخنرانی های اواخر عمر خود، به این نکته چنین اشارت نموده است :«اگر قرار است سررشته دانش و فن در دست زورمندانی باشد که آن را بر علیه انسان ها به کار گیرند،چه بهتر که تمدنی در کار نباشد و برهمان حالت انسان های اولیه زندگی کنیم .

 

اخلاق و منش او

پرفسور هشترودی،خوش مشرب و اجتماعی بود.در برخورد با دیگران عبوس و ترش روی نبود. در تمام عمر ساده زیست و خود را در قید و بند مادیات ننمود،چنان که به هنگام مرگ،از مال دنیا جز مقداری بدهی خانه که همسر و فرزندان او بعدها کار کردند و پرداختند ،چیزی باقی نگذارد . حتی  در موقع ازدواج نیز پولی برای خرج عروسی نداشت و آنچه به دست می آورد،صرف خرید کتاب می نمود و آن ها را تا به پایان نمی رسانید،و معمولاً یک کتاب چهارصد صفحه ای فارسی یا فرانسه را در یک شبانه روز مطالعه می کرد. استاد هشترودی به تدریس عشق می ورزید. بین او و شاگردانش رابطه خشک استاد و شاگردی وجود نداشت،بلکه بیشتر با آن ها دوست بود و آن ها را چون پدر و برادری مهربان دوست می داشت با آن ها تا جایی که گفته بود :«اگر سنت جاری اجازه می داد جسد من در دانشگاه دفن شود،آرزو می کردم که باز خاک نشین رهگذر قدم جوانان باشم» .بسیار دیده شده بود که او در کلاس به جای دو ساعت تدریس ،سه یا چهار ساعت بلکه بیشتر به تدریس ادامه داده و اشکالات دانش آموزان و دانشجویان را برطرف می ساخت چنان که هیچ گاه دیده نشد که دیر بر سر کلاس حاضر شود. هشترودی بسیا دل رحم و حساس بود .هرجا ستمی می دید بی درنگ واکنش نشان می داد. هرگاه پدر یا مادری کودک خود را تنبیه می نمود فریاد اعتراض بر می آورد . می گویند روزی در کلاس درس حین تدریس چشمش به کفش دانشجویی افتاد که کف نداشت. استاد با مشاهده ی آن منظره ،بسیار متأثر شد و درس را قطع کرده و کلاس را ترک گفت .سپس دانشجو را طلبید و از حال او جویا شد و چون از تهی دستی آن دانشجو آگاه گشت از حقوق خود برای او مستمری در نظر گرفت . آری همین ویژگی های ممتاز او سبب گشت تا برای همیشه در قلب دانشجویان جای گرفته و در نزد آنان از احترام خاصی برخوردار باشد. چرا که او خود نیز در ایام تحصیل برای معلمان و مربیان خویش ارزش و احترام خاصی قائل بود و درباره ی آنان می گفت :« من روحاً و اخلاقاً به همه ی معلمان و مربیان خود مدیون هستم » .

 

مهمترین تحقیقات علمی و فرهنگی او

از پرفسور هشترودی بیش از 33 تألیف و تصنیف و مقالات ارزشمند علمی به جای مانده است که بارها در مجلات داخلی و خارجی به چاپ رسیده است ،که مهمترین آن ها عبارتند از :

1-    نظریه علمی

2-    دانش و هنر

3-    تمرین های ریاضیات مقدماتی

4-    سیر اندیشه بشر

5-    تبدیل و تجزیه توابع آمونیاک

6-    دینامیک فضاهای پیچش دار

7-    فضای تصویری عنصر

8-    مکانیک تحلیلی و مسیرهای دینامیک

9-    واقعیت جهان از نظر فلاسفه  

10- مکتب دین

11- سایه ها (مجموعه اشعار او)

 

سرانجام ستاره عمر این ریاضی دان نامدار ایرانی در 13 شهریور سال 1355 افول و زندگی جاودان را آغاز نمود . یادش گرامی باد.

 

پایان

اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
+ نوشته شده     توسط ساده ایرونی آموزشی  | 

آسیا

جایگاه قاره آسیا در نقشه جهان

آسیا کهنترین و پهناورترین قاره جهان است که مساحت آن ۴۳،۴ میلیون کیلومتر مربع بوده و جمعیت این قاره حداقل ۳،۳ ملیارد نفر است. بزرگ‌ترین و پرشمارترین کشورهای جهان در این قاره اند. آسیا به همراه اروپا خشکی بزرگ اوراسیا را می‌سازند. این قاره از شمال به اقیانوس منجمد شمالی، از جنوب به اقیانوس هند، از شرق به اقیانوس آرام و از غرب به دریای مدیترانه و بخش میانی روسیه مرزبندی شده است.

 

جغرافیا

آسیا را از اروپا کوههای اورال و دریاچه‌های خزر، سیاه و ازوف جدا می‌نمایند، مرز بین آسیا و افریقا همانا کانال سوئز بوده، آمریکای شمالی را از آسیا تنگه برینگ جدا می‌سازد. آسیا در بین دو دریای بزرگ یخ بسته شمال و هند موقعیت دارد. بلندترین قلۀ جهان اورست به ارتفاع ۸٬۸۴۸ متر و گودترین دریاچه‌ای دنیا آمور به عمق ۱٬۶۲۰ متر نیز در قاره آسیا قرار دارند.

۴/۳ قاره آسیا را کوههای بلند و تپه‌ها تشکیل می‌دهند، بلندترین رشته‌کوه‌های این قاره عبارت اند از هیمالیا، قراقروم، پامیر، تیانشان، هندوکش، قفقاز بزرگ، و التای. همچنین سلسله کوههنسبتاً کمتر در این قاره واقع بوده که مهم‌ترین آنها را رشته‌کوههای تبت، ایران، ارمنستان، و آسیای صغیر تشکیل می‌دهند. قاره آسیا در کنار اروپا می باشد. بیشتر جمعیت آسیا را چین وهند تشکیل می دهد.فلات های اسیا از غرب به شرق عبارت‌اند از اناتولی ایران تبت و مغولستان ناهمواریهای اسیا 1 فلاتها:شامل فلاتهای بلند با ارتفاع زیاد و فلاتهای کم ارتفاع قدیمی 2 سرزمینهای پهناور و پست جلگه ای در شمال و جنوب اسیا 3 سرزمین های دارای کوه های اتش فشانی'''

 

اطلاعات آماری

مساحت: ۴۳،۴ میلیون کیلومتر مربع (همراه جزایر).

تعداد کشورهای آسیا: ۴۸ کشور مستقل و همچنان مستعمره پرتغال و انگلیس نیز وجود دارند.

ارتفاع متوسط از سطح دریا: ۹۶۰ متر.

بلندترین نقطه: اورست ۸٬۸۴۸ متر.

گودترین نقطه جهان: دریاچه مرده (بحرالمیت) به عمق 200 متر پایینتر از سطح دریا.

متراکم‌ترین نقطه زمین از نظر جمعیت جزیره جاوه در کشور اندونزی است. جمعیت قاره آسیا حدود یک سوم جهان را در بر می گیرد.

ف


 

هرست کشورها بر اساس تراکم جمعیت

کشور

تراکم

منطقه

جمعیت

 

(ک.م-۲)

(ک.م۲)

(۲۰۰۲-۰۷-۰۱ تقریبی.)

ماکائو

۱۸,۰۰۰

۲۵

۴۶۱,۸۳۳

هنگ کنگ

۶,۶۸۸

۱,۰۹۲

۷,۳۰۳,۳۳۴

سنگاپور

۶,۴۳۰

۶۹۳

۴,۴۵۲,۷۳۲

مالدیو

۱,۰۷۰

۳۰۰

۳۲۰,۱۶۵

بحرین

۹۸۷

۶۶۵

۶۵۶,۳۹۷

بنگلادش

۹۲۶

۱۴۴,۰۰۰

۱۳۳,۳۷۶,۶۸۴

جمهوری‌های چین (تایوان, کوئموی, ماتسو)

۶۲۷

۳۵,۹۸۰

۲۲,۵۴۸,۰۰۹

سرزمین‌های فلسطینی

۶,۲۲۰

۳,۳۸۹,۵۷۸

 

کره جنوبی

۴۹۱

۹۸,۴۸۰

۴۸,۳۲۴,۰۰۰

لبنان

۳۵۴

۱۰,۴۰۰

۳,۶۷۷,۷۸۰

ژاپن

۳۳۶

۳۷۷,۸۳۵

۱۲۶,۹۷۴,۶۲۸

هند

۳۱۸

۳,۲۸۷,۵۹۰

۱,۰۴۵,۸۴۵,۲۲۶

سری‌لانکا

۲۹۸

۶۵,۶۱۰

۱۹,۵۷۶,۷۸۳

اسرائیل

۲۹۰

۲۰,۷۷۰

۶,۰۲۹,۵۲۹

فیلیپین

۲۸۲

۳۰۰,۰۰۰

۸۴,۵۲۵,۶۳۹

ویتنام

۲۴۶

۳۲۹,۵۶۰

۸۱,۰۹۸,۴۱۶

کره شمالی

۱۸۴

۱۲۰,۵۴۰

۲۲,۲۲۴,۱۹۵

نپال

۱۸۴

۱۴۰,۸۰۰

۲۵,۸۷۳,۹۱۷

پاکستان

۱۸۴

۸۰۳,۹۴۰

۱۴۷,۶۶۳,۴۲۹

جمهوری خلق چین (سرزمین چین)

۱۳۴

۹,۵۹۶,۹۶۰

۱,۲۸۴,۳۰۳,۷۰۵

تایلند

۱۲۱

۵۱۴,۰۰۰

۶۲,۳۵۴,۴۰۲

اندونزی

۱۲۱

۱,۹۱۹,۴۴۰

۲۳۱,۳۲۸,۰۹۲

کویت

۱۱۸

۱۷,۸۲۰

۲,۱۱۱,۵۶۱

ارمنستان

۱۱۲

۲۹,۸۰۰

۳,۳۳۰,۰۹۹

سوریه

۹۳

۱۸۵,۱۸۰

۱۷,۱۵۵,۸۱۴

آذربایجان

۹۰

۸۶,۶۰۰

۷,۷۹۸,۴۹۷

ترکیه

۸۶

۷۸۰,۵۸۰

۶۷,۳۰۸,۹۲۸

گرجستان

۷۱

۶۹,۷۰۰

۴,۹۶۰,۹۵۱

کامبوج

۷۱

۱۸۱,۰۴۰

۱۲,۷۷۵,۳۲۴

مصر

۷۱

۱,۰۰۱,۴۵۰

۷۰,۷۱۲,۳۴۵

قطر

۶۹

۱۱,۴۳۷

۷۹۳,۳۴۱

مالزی

۶۹

۳۲۹,۷۵۰

۲۲,۶۶۲,۳۶۵

تیمور شرقی

۶۳

۱۵,۰۰۷

۹۵۲,۶۱۸

میانمار

۶۲

۶۷۸,۵۰۰

۴۲,۲۳۸,۲۲۴

برونئی

۶۱

۵,۷۷۰

۳۵۰,۸۹۸

اردن

۵۸

۹۲,۳۰۰

۵,۳۰۷,۴۷۰

ازبکستان

۵۷

۴۴۷,۴۰۰

۲۵,۵۶۳,۴۴۱

عراق

۵۵

۴۳۷,۰۷۲

۲۴,۰۰۱,۸۱۶

تاجیکستان

۴۷

۱۴۳,۱۰۰

۶,۷۱۹,۵۶۷

بوتان

۴۵

۴۷,۰۰۰

۲,۰۹۴,۱۷۶

افغانستان

۴۳

۶۴۷,۵۰۰

۲۷,۷۵۵,۷۷۵

ایران

۴۰

۱,۶۴۸,۰۰۰

۶۸,۶۲۲,۷۰۴

یمن

۳۵

۵۲۷,۹۷۰

۱۸,۷۰۱,۲۵۷

امارات متحده عربی

۳۰

۸۲,,۸۸۰

۲,۴۴۵,۹۸۹

لائوس

۲۴

۲۳۶,۸۰۰

۵,۷۷۷,۱۸۰

قرقیزستان

۲۴

۱۹۸,۵۰۰

۴,۸۲۲,۱۶۶

عمان

۱۳

۲۱۲,۴۶۰

۲,۷۱۳,۴۶۲

عربستان سعودی

۱۲

۱,۹۶۰,۵۸۲

۲۳,۵۱۳,۳۳۰

ترکمنستان

۹,۶

۴۸۸,۱۰۰

۴,۶۸۸,۹۶۳

روسیه

۸,۵

۱۷,۰۷۵,۲۰۰

۱۴۴,۹۷۸,۵۷۳

قزاقستان

۶,۲

۲,۷۱۷,۳۰۰

۱۶,۷۴۱,۵۱۹

مغولستان

۱,۷

۱,۵۶۵,۰۰۰

۲,۶۹۴,۴۳۲

 

 

اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
+ نوشته شده     توسط ساده ایرونی آموزشی  | 

نواحی 28 و 29:

ناحیه 28 که شامل گاری حمل غلتک های کاری می باشد که هر یک از این گاری ها دارای دو موتور می باشد که یکی حرکت جلو و عقب گاری را انجام می دهد و یکی دیگر حرکت جانبی یعنی حرکت ساید شیفت را انجام می دهد زمانی که می خواهند غلتک کاری (work roll) را عوض کنند گاری به جلو می آید در روبروی قفسه قرار می گیرد و غلتک کاری کهنه یا آنکه در داخل قفسه می باشد به بیرون کشیده می شود (توسط سیلندر ریگ) که گاری داخل قفسه را به خارج از قفسه حل می دهد و وقتی که بیرون از قفسه آمد گاری با حرکت ساید شیفت غلتک کهنه را به کار می برد و غلتک جدید را در روبروی قفسه قرار می دهد و بدین صورت با درگیر کردن سرسیلندر ریگ که به در گاری غلاب مانند تهیه شده که سرسیلندر و موتورهای گاری تعویض غلتک از پانل های اگزولاری درایو (Aux Drive) تغذیه می شود و دور این موتورها قابل کنترل می باشد و سرعت آنها کم و زیاد می شود هر گاری دارای 4 عع سنسور (پروکسی مینی سوئیچ) در کنار گاری می باشد که حرکت کند (Slow Down) و ترمز گاری Stop را انجام می دهد و در حرکت گاری به طرف عقب نیز دو عدد سنسور (پروکسی مینی سوئیچ) وجود دارد که هم حرکت آهسته و هم ترمز آن را کنترل می کند و در حرکت ساید شیفت نیز دو عدد پروکسی در دو طرف گاری می باشد که حرکت های جانبی را کنترل می کند و دو عدد لیمیت سوئیچ نیز داریم که حرکت های جانبی ساید شیفت یعنی ابتدا و انتهای حرکت ساید شیفت را کنترا می کند.

ناحیه 29 که شامل سیلندر Sled یعنی سیلندری که وقتی می خواهند غلتک های پشتیبان را به بیرون بکشند یا وارد قفسه بکنند از این سیلندرها استفاده می کنند و این سیلندرها هم دارای سنسورهایی (پروکسی مینی سوئیچ) هستند که ابتدا و انتهای سیلندر را نشان می دهد یا بیرون و داخل بودن سیلندر را نشان می دهد و بالاخرع موقعیت این سیلندرها از طریق این سنسورها دانسته می شود و یک ناحیه دیگر نیز داریم که نوحی 32 و 33 می باشد که این ناحیه ها شامل تجهیز فیوم اگزوز می باشد (Fume euhaust) فیوم اگزوز کار اگزوز را در ماشی ها انجام می دهد. چون این عمل نورد شامل دود و بخاراتی می باشد که باید به طریقی از این محوطه خارج شود در روی این قفسه ها کانال هایی تعبیه شده است که این بخارات را به داخل از سایت هدایت می کند و در آنجا این بخارات از داخل آب می گذرد و ناخالصی های آن که مضر می باشند تصفیه شده و از طریق لوله هایی به نام اگزوز به هوا فرستاده می شود این فیوم اگزوزها داارای درب هایی است که بخارات را جمع می کند و به داخل این کانال ها هدایت می کند. این قسمت ها هم دارای سنسورهایی هستند. داخل سیلندری که موقعیت باز و بسته بودن درب فیوم اگزوز و همچنین قفل و قفل نبودن آن را نشان می دهد و در بیرون از سایت هم یک عدد موتور پمپ بزرگ می باشد که بخارات را مشک می کند و از طریق لوله فیوم اگزوز به بیرون هدایت می کند و دو عدد پمپ کوچک داریم که آب داخل این قسمت را به جریان در می آورد تا عمل تصفیه نهایی در این قسمت انجام شود.

 

آشنایی با تابلوهای پاور سنتر

تغذیه (Supply) تابلوهای پاورسنتر از سه ترانس  می باشد که تغذیه این ترانس ها نیز از تابلوهای متال کلاد kv 6/6 می باشد. این ترانس ها برق kv 6/6 را به v 380 تبدیل می کنند و به تغذیه تابلوهای پاورسنتر می رساند. یکی از این ترانس ها spare می باشد و دو عدد از آنها هم در داخل مدار می باشند که توسط شین های Bus Coupler (کوپلینگ) به کلید پانل های تابلوهای پاورسنتر می رسند و لازم به ذکر است که در بین سه ترانس دو عدد باس کوپلر داریم و کلیه تجهیزات زیر از این پانل ها (پاورسنتر) تغذیه می شوند.

کلید موتورهای سه فاز v 380 خط به غیر از موتورهایی که باید دور آنها کنترل شود مثل موتورهای گاری ساید شیفت گاری ـ شیپ متدرول ـ ساید گایدها و موتورهای ویج که یازده عدد موتور می باشند که اینها از اگزولاری درایو تغذیه می شوند. البته تغذیه تابلوهای Aux Drive نیز از Mcc1 می باشد. شامل جرثقیل ها (CRANES) و شامل جرثقیل های 38، 39 و 40 می باشد و موتور هواساز زیرزمین (Ventilation unit) و هواساز اتاق برق که ابتدا به تابلو (HVAC) می رود و بعد به سر موتور هواساز اتاق برق می رود و همچنین موتورهای  پمپ های لجن کش نیز از HVAC تغذیه می شود که تغذیه HVAC نیز از پاورسنتر          می باشد و تغذیه پانل های MCC ها شامل Mcc1 و Mcc2 و Mcc3 و Mcc4 نیز از پاورسنتر می باشد که برق MCC ها از پاورسنتر گرفته می شود و بر سر کلید موتورهای سه فاز خط  می رود. پانل FEEDER CRANES که برق هر سه جرثقیل را تغذیه می کند نیز از پاورسنتر گرفته می شود.

 

آشنایی با پانل های (تابولهای) اگزو لاری درایو AUX Drive

AUX Drive از Mcc1 تغذیه می شود و این تابلوها v 380 را از از تابولهای پاورسنتر یعنی ابتدا از Mcc1 و Mcc1 هم از Power Center تغذیه می شود و این v 380 توسط مبدل یعنی (رکتی فایو) به 560 ولت DC تبدیل می شود و بعد در داخل تابلوهای اگزولاری درایو یک درایو داریم که دوباره Dc تبدیل به VAC 380 قابل کنترل می شود و برای کنترل موتورهای گاری تعویض غلتک و موتورهای ساید شیفت متدرول و موتورهای Wedge و همچنین موتورهای Side guideها که چهار عدد می باشند که کلید این موتورها 11 عدد                      می باشد که کنترل دور این موتورها با درایو می باشد که در داخل تابلو اگزولاری درایو می باشد انجام می گیرد و دور این موتورهای ذکر شده قابل کنترل می باشند.

موتورهای ساید گایدها

سایدگایدها تجهیزاتی هستند که به اندازه عرض ورق باز یا بسته می شوند و در چهار نقطه از خط یعنی ورودی خط ورودی قفسه و بین قفسه ها و خروجی قفسه 2 اطراف ورق را گفته و از منحوف شدن ورق جلوگیری می کنند ورق را در یک مسیر مستقیم به جلو هدایت می کنند.

 

پانل های متال کلاد

دو لاین Kv AC 6/6 از CSM بر روی تابلوها متال کلاد می آید یعنی تابلوهای متال کلاد دو incoming دارند و این تابلوها پنج خروجی دارند. سه خروجی آن بر سر ترانس های  می ود و kv 6/6 به v 380 تبدیل می شوند و بر سر تابلوهای اورسنتر می آیند یعنی تغذیه تابلوهای پاورسنتر با این سه ترانس می باشد.

و دوسر خروجی آن به ترانس های  می روند و از آنجا به پانل های Lighting center می آیند یعنی تغذیه پانل های لایتینگ سنتر با این دو ترانس می باشد. V 380 بر سر تابلوهای لایتینگ سنتر می آید که جهت تغذیه کلیه روشنایی های اتاق برق و کل سایت و همچنین تغذیه پانل های Lighting Power و PS (Power Suaket) (پاور سوکت های کل سایت از این تابلوها می باشد.)

 

UPS

سیستم UPS از تابلو Lighting Center می اشد البته قبلاً UPS از Power Center تغذیه می شد به علت کمبود نول تغذیه آن تغییر یافت و در حال حاضر از لایتینگ سنتر تغذیه می شود. UPS برای مواقع اضطراری که برق کل سایت قطع شد برای اینکه برق سیستم های PLS و AMS و x-Ray ها و همچینین Level هایی که شامل  و همچنین  و  و x-Ray ها قطع نشود استفاده شده تا          حافظه ها از بین نرود و برنامه ها نشود می باشد.

 

تابلوهای باطری شارژر Battery Charger

باطری شارژر جهت تغذیه لامپ سیگنال های DC 110 و DC 100 کلیدهای تابلوهای متال کلاد و پاورسنتر و برای مدار لاجیک (Logec) (فرمان) تابلوهای ذکر شده مورد استفاده قرار می گیرد و در این تابلوها هم یکسری رله های حفاظتی نیز وجود دارد که DC 110 را کنترل می کند تا از این مقدار کمتر یا زیادتر نشود و در زمان کاهش و یا افزایش آنها را جبران کند و یا آلارم بدهد و در روی این پانل ها نیز صفحه نمایش آلارم هایی داریم که آلارم را نمایش می دهد. باطری شارژر نیز از Power Center تغذیه می شود.

شیپ مترژل از Lvs تغذیه می شود و Lvs هم برق آن ار Mcc1 گرفته شده است یعنی به طور کلی از Power Center تغذیه می شود.

 

سوپر وایزری

این سیستم که تازه در این واحد نصب می شود و هنوز هم راه اندازی نشده است جهت فرمان ریموت (ریموت: یعنی فرمان از راه دور) و برای سوئیچینگ کلید بریکرهای متال کلاد و پاورسنتر و GIS می باشد و انشااله در آینده ای نزدیک راه اندازی خواهد شد.

 

رله های حفاظتی متال کلاد (Metal Clad)

رله های کنترل ولتاژ شامل رله های آندر ولتاژ (Under Voltage) و آور ولتاژ (Over Voltage) که ولتاژ را کنترل می کند.

رله های Lock out relly و سوپر ویژه و هر فالتی که می آید و باعث تریپ یک قسمت شود روی لاک آت رله می ماند و تا دستی ریست (Reset) نشود فالت ماندگار می ماند. رله سوپر ویژن که یک رله سرپرستی می باشد مسیر بویین تریپ را چک می کند که سالم است یا مشکل دارد.

 

MCC ها

در این قسمت 4 مجموعه تابلوی MCC داریم که برق آنها از پاورسنتر تغذیه می شود و VAC 380 می باشد. برق VAC 380 از تابلو پاورسنتر وارد MCC می شود که در هر کدام از MCC ها یک بریکر اصلی داریم که آن را Main Circuit Breaker می نامیم و از این بریکر برق v 380 وارد کاست ها می شود و توسط این بریکر (کلیدها) برق MCC ها قطع و وصل می شود و در داخل کاست ها رله های حفاظتی ترمیک آن ها را کنترل می کند و بعد از کاست ها برق VAC 380 وارد تخته کلم موتورهای سه فاز می شود و در هر مجموعه پانل MCC ها یک لامپ سیگنال VAC 110 و یک عدد ولت متر برای کنترل ولتاژ و یک عدد آمپرمتر برای کنترل آمپر می باشد.

 

MCC1

کلیه تجهیزات زیر که آنها را ذکر می کنیم از پانل های MCC1 تغذیه می شوند.

کلیه ترمزهای Pay Off Reel و Entry tension Rell و Delivery tesion Reel (Clamp Motor BRake) موتورهای اصلی پی اف ریل و تن شن ورودی و تن شن خروجی سیستم سوپر وایزری و لولسوئیچ های eupan (Q10) و Air dryer و سیستم direct Applecation و Main Air dryer و سنترینگ دیوایس (Centeriny device) و Aux Drive و تنسیومتر و x-Ray ها و شیپ متدرول و دوربین ها و هیترهای موتورهای اصلی و Main Motor Blowers ها (اصلی) و Main Motor Jaking ها و Bearing Lubrication Centerala (LuBA) – Mo1 و Mo2 و بولورها و جلینگ اویل ها که برای روغنکاری بیرینگ موتورهای اصلی می باشند و همچنینی Lub ها A و B Mo1 و Mo2 هر دو Lub از Mcc1 تغذیه می شوند.

 

MCC2

تجهیزات زیر از MCC2 تغذیه می شوند.

فیوم اگزوز Mlo1 و Mlo2

Mill Fume exhaust system (watter.p)

سیر کویت پمپ ها

Hydraulic system THz Recir Culation Circuit Pumps

پمپ های سیرکوله THz

3,h 4204 Mol1 که سه عدد می باشند  Th2  پمپ های اصلی و Tm1 Mlo2 و Tm1 Mlo1 و Mlo3 و Mlo2

و پمپ های مورگویل

MorGoil Lub system Tm1 oil Tank1 , Tank 2

و Mlo1 went Fan  و Mlo2

 

MCC3

پمپ های سیرکوله Mlo3 , Mlo2, Mlo1

هیترهای TL1     EH 101 و EH102 و پمپ های اصلی TL1    Mlo1 و Mlo2 و پمپ های اصلی TH1 که 5 عدد می باشند. Mlo1 الی Mlo5

هیترهای تانک TH1 و فن تانک روغن TL1       Vent Fan TL1  از MCC3 تغذیه     می شوند.

 

MCC4

این MCC ها مثل MCCهای قبلی یک بریکر اصلی و دارای یک آمپر متر و یک ولتمتر و یک عدد لامپ سیگنال CAC 110 می باشد و تغذیه موتورهای ناحیه 50 سیستم امولشن همزمن های تانک تمیز (Agitator) و پمپ های Roll Collant system sump pumps و پمپ های تانک تمیز یا پمپ های امولشن Rolls coolant system Emulsion cooling pump

 Mlo1 و Mlo2 و Mlo3 سه عدد پمپ اصلی می باشند از این MCC تغذیه می شوند.

 

اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
+ نوشته شده     توسط ساده ایرونی آموزشی  | 

آخوند ملا اسماعيل فرزند محمد حسين (علاء الدين مازندرانی) مشهور به خواجوئی یکی از بزرگترين اعلام شيعه در قرن دوازدهم هجری است.

وی عالمی جامع، حکیم و از بزرگان فقها و متکلمین شیعه ی عهد افشاریه به شمار می رفت. ایشان علوم نقلي و عقلي  را در محضر فاضل هندي، مؤلف کتاب کم نظير کشف الثام در فقه فرا گرفته است. اين عالم زاهد، عابدي مستجاب الدعوه و در نهايت زهد و تقوي زندگي کرده و در تمام عمر خود تنها در راه ترويج علم و دانش و تأليف مي کوشيد. وی به دلیل قناعت و عدم توجه به دنیا، مورد توجه نادرشاه قرار گرفت.

ملا اسماعيل خواجوئی استاد فقها و حکمای عصر خويش در دارالعلم اصفهان بود. اکثر صاحب تراجم علما به وصف او شتافته اند و هر کدام به نوبه خود در توصيف وی قلمفرسائيها نموده اند مثلا علامه خوانساری صاحب روضات، که گوئی از نزديک با وی آشناست، و جملات او در قالب الفاظی زيباست، اينگونه نشانگر چنين عالمی داناست: معظم له عالمی بارع و حکيمی جامع و ناقدی بصير ومحققی نحرير بود. در علم کلام ید طولائی داشت، و از اجله متکلمان به شمار می آمد. در ادله احکام و براهين کلام، تتبعی به کمال داشت. و از فقهای با ذکاوت، و برجسته گان با حقيقت به حساب می آيد. فکری ظريف و فطرتی شريف داشت. عقلش به کمال و زهدش خالی از ريا و ملال بود اخلاقی پسنديده و رويه ای حميده داشت. تير دعايش به هدف اصابت می رسيد. و از هر گونه ادعا ميرهيد. بزرگ و کوچک، شاه و گدا او را احترام می کردند. تا به جائی که نادر... با آن سطوت و صولتی که داشت و با آنکه به سخن اعلام عصرش توجهی نداشت، وی را از هر جهت مورد عنايت داشت. گفتار او را می پذيرفت و فرمان او را امتثال می کرد و خواسته های او را بر می آورد. با اين موقعيت او اصلا چشم طمع به مال و جاه مردم نداشت و به اندکی از خوراک و پوشاک اکتفا کرده و از غير خدا چشم پوشيده...

خواجوئی را آثاری است و هم او را شاگردانی. شاگردانی فاضل که اغلب مجتهدانی کامل، از قبيل مرحوم ملا مهدی نراقی، ابو القاسم مدرس اصفهانی، ميرزا ابو القاسم خوانساری، آخوند ملا محراب و غيره و اما آثار او: یک دوره فقه در شرح مدارک،بشارات شيعه، جامع الشتات، ابطال، فوايد رجاليه، هدايت فوآد، کتاب امامت و شرح اربعين شيخ بهائی و شرح دعای صباح... خواجوئی در یازدهم ماه شعبان سال 1173 در اصفهان وفات نمود و جنب قبر فاضل هندی مدفون شد.

علامه خواجوئی را می توان آخرين دانشمند قرن دوازدهم در دار العلم اصفهان ناميد زيرا بعد از فتنه افغان علمای بزرگ ايران مانند: علامه مازندرانی، صدر الدين قمی و سپس صاحب حدائق و وحيد بهبهانی در عراق (عتبات) ساکن شدند. و اين بزرگواران از مجددين حوزه چند ساله نجف بعد از مقدس اردبيلی می باشند.

مهمترين دستاورد خواجويي، احیای حوزه علمیه ی منحل شده اصفهان پس از جنگ های محمود و اشرف افغان بود که با مساعي وی و تني چند از معاصرانش به آن حوزه، مرکزيت علمي بخشيد و آن را به يکي از فعال ترين حوزه هاي علوم عقلي و نقلي تبديل نمود.

پس از علامه خواجوئی کرسی درس و زعامت شيعيان جهان در عراق به صاحب حدائق، وحيد بهبهانی، سيد بحر العلوم، کاشف الغطاء، سيد صاحب رياض، سيد محمد مجاهد و سپس به مرحوم شريف العلمای مازندرانی منتهی شد.


 

گزیده ای از آراء ملا اسماعیل خواجویی

فصل اول: در مورد اینکه آیا بهشت و جهنم اکنون نیز وجود دارند.

آیات و روایات و اجماع عمومی بر آن دلالت داردکه آنها پس از به وجود آمدن هنوز پابرجا هستند و متون بسیاری شاهد بر دوام ثمره و سایه بهشت می باشد. بنابراین بهشت بدون جهنم نیز نمی تواند دوام باشد همان طور که جهنم نیز همین گونه است. پس وجود و دوام آنها وابسته به یکدیگر می باشد. همان طوری که ثبات آنها وابسته به هم می باشد و از آنجایی که معدوم قابل بازگشت نمی باشد پس آن دو برای همیشه وجود دارند و وجود آنها تداوم دارد.

در مجمع البیان از انس از پیامبر(ص) روایت شده که فرمودند: در شب معراج از مقابل نهری که گنبدهایی مرجانی آن را در برگرفته بود عبور کردم که از آن صدایی شنیده شد که می گفت: ای رسول خدا (ص) سلام بر تو به جبرئیل گفتم: اینها چه کسانی هستند؟ گفت: اینها همنشینانی از حورالعین هستند که ازخدای خود اجازه خواستند که بر تو سلام کنند.پس گفتند ما همیشه جاودان هستیم و هرگزنمی میریم و ما و همیشه خوب و نیکو هستیم و هیچگاه پژمرده، و خشک نمی شویم. ما همسران مردان نیک می باشم. پس پیامبر این آیه را قرائت فرمودند (حور مقصورات فی الخیامه) اینها به طور صریح به وجود بهشت دلالت دارد و همچنین دلالت می کند که اهل بهشت هم همیشه جاودان می باشند پس خلود همان ثابت بودن به شکل متمادی است پس موارد فوق دلالت بر وجود و بقاء بهشت می باشد.

و همچنین در حدیث معراج از پیامبر(ص) نقل شده که فرمودند:

او در آسمان حضرت آدم را مشاهده کرد که از طرف راست او دری بودکه از آن بوی خوشی         می آمد و از سمت چپ آن بوی بسیار بدی می آمد پس جبرئیل به او خبر داد که یکی از آنها بهشت است و دیگری همان جهنم است.

در تفسیر علی بن ابراهیم آمده که گفت: پیامبر فرمودند هنگامی که وارد بهشت شدم درخت طوبی را دیدم که رودی از کنار آن می گذشت که از آن رود چهار رود دیگر سرچشمه می گرفت. رودی از آب که رنگ و طعم آن هرگز تغییر نمی کرد و رودی از شیر که طعم آن تغییر نمی کرد و رودی از شراب که برای نوشندگان آن بسیار لذیذ بود و رودی از عسل بسیار مصفا و پاک در صحیفه رضوی از پیامبر نقل شده که فرمودند: هنگامیکه به آسمان عروج کردم جبرئیل دست مرا گرفت و مرا در منطقه ای سرسبز از بهشت نشاند(یا بر روی حصیری زیبا) سپس یک به (میوه به) به من داد من آن را بوسیدم. پس ناگهان آن شکافته شد و حوری بسیار زیبایی که من زیباتر از او را تا به حال ندیده بودم از آن خارج شد. سپس به من سلام کرد. گفتم تو چه کسی هستی گفت من راضیه مرضیه هستم که خداوند که خداوند مرا از سه قسمت خلق کرده قسمت سفلی مرا از مشک و قسمت وسطی مرا ازکافور و قسمت بالای مرا ازعنبر آفریده است خمیر مایه من از آب زندگانی است. سپس خداوند به من فرمودند (باش) پس من نیز به وجود آمدم. من برای برادر تو و پسرعموی تو علی بن ابی طالب(ع) خلق شده ام.

در خطبه ای از حضرت علی(ع) در نهج البلاغه این چنین نقل شده: ای خدا تو خالق و معبود بودن خویش و به واسطه آزمایش های نیک خود نزد بندگانت، پاک و منزهی. خانه ای را آفریدی و در آن سفره و طعام و شراب قرار دادی همچنین در آن ازواج و خدم و قصر و نهر و زراعت و میوه های بسیار قرار دادی سپس دعوت کننده ای را فرستادی که به سوی آنها فرا می خواند آنها نه به دعوت کننده تو توجه کردند و نه به آنچه که تو مشتاق بودی اشتیاق پیدا کردند و نه به آنچه که تو مایل بودی مشتاق شدند به سوی مرداری روی آوردند که با خوردن آن رسوا و در دوستی آن با هم مدارا کردند.

در اصول کافی از مفضل بن عمر ازابن عبدالله امام صادق (ع) نقل شده که فرمودند: شنیدم که می گفت آیا می دانی که پیراهن حضرت یوسف(ع) چه بود؟ گفتم: نه گفت حضرت ابراهیم (ع) هنگامی که آتش برای او افروخته شد، جبرئیل نزد او آمد در حالی که لباس از لباس های بهشت را همراه داشت پس آن را به او پوشاند. پس به خاطر آن هیچ گرما و سرمایی به او آزاری نرساند هنگامی که مرگ ابراهیم فرا رسید آن را به عنوان دفع کننده چشم زخم در بسته ای گذاشت به اسحاق داد و اسحاق هم آن را به یعقوب داد و هنگامی که یوسف متولد شد یعقوب آن را به او داد و در نزد او بود پس هنگامی که یوسف در مصر آن را از بسته خود بیرون آورد یعقوب بوی آن را شنید در حالی که این آیه را می خواند «انی لا جد ریح یوسف لولا تفندون» و این همان پیراهنی است که خدا آن را  از بهشت فرستاده است گفتم فدایت شوم آن پیراهن اکنون به چه کسی رسیده است گفت: به  اهل آن. سپس گفت: هرپیامبری به عنوان نشانه آن را به ارث می برد تا به حضرت محمد (ص) برسد.

اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
+ نوشته شده     توسط ساده ایرونی آموزشی  | 

آثار و برکات نماز

 

در آیات 19تا 23 سوره ی معارج آمده است: ان الانسان خلق هلوعا (19) اذا مسه الشر خروعا (20) و اذا مسه الخیر منوعا (21) الا المصیلین (22) الذین هم علی صلاتهم دائمون (23)

 

انسان حریص و کم طاقت آفریده شده هنگامی که بدی به او رسد بی تابی می کند و هنگامی که خوبی به او رسد مانع دیگران می شود مگر نماز گزاران آنهایی که نمازها را مرتبا بجا می آورند

در آیات فوق به 3خصوصیت از انسان اشاره شده است که نمازگزاران از این خصوصیات مستثنی هستند البته در این سوره به 9 ویژگی از مومنان راستین اشاره شده است که نخستین ویژگی آنها مداومت بر نماز است .بدیهی است منظور از مداومت بر نماز این نیست که همیشه در حال نماز هستند بلکه منظور این است در اوقات همین نماز انجام می دهند .

طبق روایات این آیه اشاره به نمازهای نافله دارد .(به نقل از کتاب تفسیر نمونه( ص31)

در آیه ی34همین سوره آمده است : والذین هم علی صلاتهم یحافظون

 

و در این آیه به آخرین وصف که در واقع نهمین وصف از اوصاف مومنان راستین است بار دیگر به مساله ی نماز باز می گردد و همانگونه که آغاز آن نیز از نماز بود می فرماید (کسانی که نماز خود را محافظت می کند با توجه به بعضی از قرائن به نظر می رسد که (نماز)در اینجا اشاره به نماز واجب است .

البته در نخستین وصف (آیه )اشاره به (تداوم) نماز بود .اما در اینجا سخن از حفظ آداب و شرایط و ارکان و خصوصیات آن است آدابی که هم ظاهر نماز را از آنچه مایه فساد است حفظ می کند وهم روح نماز را که حضور قلب است تقویت می نماید وهم موانع اخلاقی را که سد راه قبول آن است از بین می برد ،بنابراین هرگز تکرار محسوب نمی شود .

این آغاز و پایان نشان می دهد که در بیان تمام این اوصاف توجه به نماز برترین و مهمترین آنهاست ،چرا چنین نباشد در حالی که نماز مکتب عالی تربیت و مهمترین وسیله تهذیب نفوس و پاکسازی جامعه است .

 

آثار و برکات نماز

1-خداوند می فرماید (فاذکرنی اذکرکم ..........(بقره 152) مرا یاد کنید من هم شما را یاد می کنم .

یاد ما سودی برای خدا ندارد .ولی یاد او از ما ،لطفش را تصبب ما می فرماید، بفرش ما را می بخشد ،دعای ما را می پذیرد ،مشکل ما را حل می کند لطف او برای ما بی نهایت ارزش دارد .

پس در نماز که یاد خدا می کنیم کالای پر ارزش را گرفته ایم

2-نماز درمان مشکلات

قرآن می فرماید (واستعینوا بالصبر والصلوه...........(بقره ،45) از شکیبایی ونماز کمک بگیرید .

3-نماز ،سدی محکم در برابر گناه

قرآن می فرماید (ان الطلوه تنهی عن الفحشاءوالمنکر ) عنکبوت ،45

قطعا نماز از فحشا و منکر جلوگیری می کند

انسان نماز گزار بخاطر صحیح بودن نمازش مجبور است یک سری مراقبت هائی از خود داشته باشد.

4-نماز وسیله ی محو گناهان

(ان الحسنات یذهبن السیات ) (هود ،114)هما نا کارهای نیک گناهان را محو می کند وار بین می  برد .

5-نماز ،اصلاح فرد و جامعه است

قرآن کریم در کنار اقامه نماز می فرماید :(والذین یمسکون بالکتاب واقاموالصلوه  انا لا نضیع اجر المصلحین ( اعراف ،170)

و آنان که متوسل به کتاب آسمانی شدند و نماز به پا داشتند ما پاداش اصلاح طلبان را ضایع نمی کنیم

معلوم می شود نماز اگر درست برگزار شود و احکام و شرایط طاهری و باطنی آن مراعات شود جامعه به طرف صلا ح می رود ،نماز گزار در واقع یک نفر مصلح است .

 

6-نماز سبب جلب محبت دیگران می شود .

حضرت ابراهیم می فرماید : ربنا لیقیموالصلوه فاجعل افئده من الناس تهوی الیهم (ابراهیم 37)

پروردگارا ! ذریه ام را در این منطقه کوهستانی بی آب و گیاه سکونت داده ام برای نماز ،پس قلوب مردم را به سوی آنها سوق بده .

 

7-حمایت الهی از نماز گزاران

اشراف قریش به رسول اکرم پیشنهاد کردند که مسلمانان پا برهنه را از دور خود بران تا ما دور تو جمع شویم آیه نازل شد (واصبر نفسک مع الذین یدعون ربهم بالغدوه والعشی )

ای پیامبر با کسانی باش که صبح و عصر خدا را می خوانند .

 

8-نماز و پاکی

یا ایها الذین امنوا اذا اقمتم الی الصلوه فاغسلوا وحوهکم وایدیکم الی المرافق وامسحوا بروسکم وارجلکم الی الکعبین ..................ما یرید الله لیجعل علیکم من حرج ولکن یرید لیطهرکم ولیتم نعمته علیکم لعلکم تشکرون ( مائده 6)

ای اهل ایمان چون خواهید برای نماز برخیزید صورت و دستهایتان را تا آرنج بشویید و سر و پاها را تا برآمدگی مسح کنید ...............خدا هیچ گونه سختی برای شما قرار نخواهد داد و لکن می خواهد تا شما را پاکیزه نگهدار و نعمت را برای شما تمام کند که شکر او به جای آورید.

 

8-نماز و رستگاری

یا ایها الذین امنوا ارکعوا واسجدوا واعبدوا ربکم وافعلوا الخیر لعلکم تفلحون ( حج77)

ای کسانی که ایمان آورده اید رکوع کنید و سجود بجا آورید و پروردگارتان را عبادت کنید و کار نیک انجام دهید تا رستگار شوید .

در تفسیر نمونه آمده است: در این آیه به 4دستور مهم اشاره کرده است:

1-رکوع کنید

2-سجده بجا آورید

3-پروردگارتان را عبادت کنید

4-کار نیک انجام دهید تا رستگار شوید .

 

بیان دو رکن رکوع و سجود از میان تمام ارکان نماز به خاطر اهمیت فوق العاده آنها در این عبادت بزرگ است امر به رکوع و سجود امر به نماز است

طبق این آیه راه رسیدن به رستگاری نماز است .

 

نماز تجارتی پر سود

ان الذین یتلون کتاب الله واقاموالصلوه وانفقوا مما رزقناهم سرا وعلانیه یرجون تجاره لن تبور (فاطر 29)

 

کسانی که کتاب الهی را تلاوت می کنند و نماز بر پا می دارند و از آنچه به آنها روزی داده ایم پنهان و آشکار انفاق می کنند تجارت (پر سودی )را می دارند که نا بودی و کساد در آن نیست

 

نماز و رحمت پروردگار

والمومنون والمومنات بعضهم اولیه بعض یامرون بالمعروف وینهون عن المنکر ویقیمون للصلوه ویوتون الزکوه ویطیعون الله ورسوله اولئک سیر حمهم الله ان الله عزیز حکیم (توبه 71)

مردان و زنان با ایمان ولی (یار و یاور) یکدیگرند امر به معروف و نهی از منکر می کنند و نماز را بر پا می دادند و زکات را می پردازند و خدا و رسولش را اطاعت می نمایند خداوند به زودی آنها را مورد رحمت خویش قرار می دهد

در این آیه علائم و نشانه های مردان و زنان با ایمان بیان می شود .

 

5-فضیلت نیکو از اعمال حسنه آنها را می شمرد 1-آنها مردم را به نیکیها دعوت می کنند

2-مردم را از زشتیها و بدیها  و منکرات باز می دارند 3-نماز را بر پا می دارند 4-در راه خدا انفاق می کنند 5-اطاعت از خدا و پیامبر او می کنند .

 

برپائی نماز سومین صفت مومنین

صلوه و زکاه پس از ایمان دور کنند نماز پیوند با خالق است و ذکوه پیوند با خلق است .

 

پیام آیه

1-نماز گزاران چه از قشر مرد وزن باشند 2-نمازگزاران باید تمام این اوصاف را در خود جمع کنند 3-خداوند پاداش نمازگزاران را چه بهشت مادی ومعنوی باشد می دهد .4-آیه نشان می دهد نماز گزاران جایگاهشان بهشت است .5-نماز گزاران مورد رحمت پروردگار قرار می گیرند .

 

نماز و آرامش دلها

 

الا بذکر الله تطمئن القلوب

آگاه باشید که با یاد خدا دلها آرامش می یابد .

آرامش و اطمینان دل نیز نتیجه اش همان است که در آیات 27-30فجر آمده است .

یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی وادخلی جنتی .

ای نفس مطمئن و آرام ! به سوی پروردگارت با ز گرد .در حالی که هم تو از او خشنود هستی وهم او از تو خشنود است سپس در زمره ی بندگانم در آی و در بهشتم وارد شو .

هنگامی که خدا یاد می شود یک عظمت ،قدرت ،علم و حکمت در قلب انسان متجلی می گردد .چرا که او دارای اسماء حسنی و صفات علیا و صاحب تمام کمالات و منزه از هرگونه عیب و نقص است .

 

نماز از علائم ایمان ،درجات آمرزش و روزی نقص

انها المومنون الذین اذا ذکرالله وجلت قلوبهم واذا اتلیت علیهم ایاته زادتهم ایمانا وعلی ربهم یتوکلون الذین یقیمون الصلوه ومما رزقناهم ینفقون اولئک هم المومنوحقا لهم در جات عند ربهم ومغفره ورزق کریم (انفال 2-3-4)

مومنان کسانی هستند که هرگاه خدا نزد آنها یاد شود دلهای آنها می ترسد و هرگاه آیات خدا بر آنها تلاوت شود ایمانشان بیشتر می گردد و بر پروردگار توکل می کنند و مومنان حقیقی آنها هستند برای آنان در جات (فوق العاده نزد پروردگارشان است و برای آنها آمرزش و روزی بی نقص و عیب است

در این آیات خداوند به 5قسمت از صفات بر جسته ی مومنان اشاره کرده که سه قسمت آن جنبه ی روحانی و معنوی و باطنی دارد و دو قسمت آن جنبه ی عملی و خارجی سه قسمت اول عبارتند از احساس مسئولیت و(کامل ایمان و (توکل) دو قسمت دیگر عبارتند از (ارتباط با خدا ) و( پیوند با خلق خدا ).

آری مومنان در پرتو احساس مسئولیت و درک عظمت پروردگار و همچنین ایمان فزاینده و بلند نظری توکل از نظر عمل دارای دو پیوند محکمند .

1-پیوند و رابطه ی نیرومندی با خدا و پیوند و رابطه ی نیرومندی با بندگان خدا ،آنها کسانی هستند که نماز را (که مظهر رابطه با خداست )بر پا می دارند و از آنچه به آنها روزی داده ایم در راه بندگان خدا انفاق می کنند .

همچنین برای این گروه درجات (فوق العاده ای )نزد پروردگارشان است و برای آنها آمرزش و روزی بی نقص و عیب است .

 

انبیاء و نماز

1-خداوند در قرآن از زبان حضرت عیسی می فرماید: (و اوصانی با لصلوه و الزکاه ما دمت حیاء (مریم 31)

و سفارش شده ام به نماز و زکات  مادامی که زنده هستم

البته آیه فوق بیانگر این مطلب نیز هست که نماز تعطیلی ندارد .

2-خداوند خطاب به پیامبر اکرم (ص)می فرماید: ومن الیل فتهجد به نافله لک عسی ان یبعتک ربک مقاما محمودا (اسرا 79)وبعضی از شب بیدار ومتهجد باش ونماز شب خاص تو است باشد که خدایت به مقام محمود مبعوث گرداند .

3-در سوره ی انبیاءآیه ی 173 آمده است .وجعلنا هم ائمه یهدون بامرنا واوحینا الیهم فعل الخیرات واقام الصلوه وایتاء الزکوه وکانو لنا عابدین

وآنان را پیشوایانی قرار دادیم که به دستور ما هدایت می کنند وبه آنان وحی فرستادیم تا کارهای نیک انجام دهند ونماز را برپا دارند .وزکوه بدهند وآنان همگی عبادت کننده ما بودند .

 

در تفسیر نمونه آمده است سومین وچهارمین ویژگی این است که ما به آنها انجام کار خیر را وحی کردیم وهمچنین بر پا داشتن نماز وزکات

ذکر اقامه صلوه واداءزکات بعد از فعل خیر است :به خاطر اهمیت این دو برنامه است که نخست به طور عام در جمله ( اوحینا الیهم فعل الخیرات ) بعد به طور خاص بیان شده است .این آیه نشان می دهد :

1-آیین ابراهیم همراه با نماز بود.

 2-تمام پیامبران از نسل او دارای نماز بوده وهیچ یک از انبیاء وامت انبیا از اجرای این حکم با عظمت الهی استثنا نشدند .

3-نماز حقیقت جامعی است که دین الهی بدون آن ناقص وبندگی بندگان منهای این اصل عالی الهی نا تمام است .

4-نماز یکی از برنامه های انبیاء است .

5-خداوند به انبیاء کارهای خوب وبرپا داشتن نماز را وحی نمود .

6-با اینکه نماز جزءکارهای خوب است ا ما نام آن جداگانه در کنار خیرات برده شده است واین توجه قرآن به خاطر اهمیت نماز است .

وادکر اسم ربک وتبتل الیه تبتیلا ( مزمل 8)

نام پروردگارت را یاد کن وتنها به او دل ببند .

در تفسیر نمونه آمده

بعد از دستور قیام عبادت شبانه واشاره اجمالی به آثار عمیق آن به ذکر 5 دستور که مکمل آن است پرداخته می فرماید (نام پروردگارت را یاد کن )( واذکراسم ربک .) مسلم است منظورتنها ذکر نام نیست .بلکه توجه به معنی است چرا که یاد لفظی مقدمه ی یاد قلبی است وذکر قلبی روح وجان را صفا می بخشد ونهال معرفت وتقوا را در دل آبیاری می کند .

تعبیر ( رب) اشاره به این است که هر گاه نام مقدس او را می بری توجه به نعمتهای بی پایان وتربیت مستمر او نسبت به خویش داشته باش .

 

 

 

اسرار نماز

1-یکی از اسرار نماز تشکر از ولی نعمت است قرآن می فرماید :یا ایها الناس واعبدوا ربکم الذی خلقکم والذین من قبلکملعلکم تتقون )(بقره21)

ای مردم عبادت کنید پروردگاری را که شما ونیاکان شما را آفریده باشد که پارسا وپرهیز کار شوید .

در سوره کوثر می خوانیم :( انا اعطیناک تاکوثر فصل لربک وانحر ) ما به تو کوثر دادیم خیر زیاد عطا کردیم سپس نماز بخوان وقربانی کن یعنی به شکرانه ی عطای ما نماز به پا دارد نماز بهترین نوع شکر گزاری است که شیوه ی آن را خداوند بیان فرموده وتمام انبیاءواولیا هم آن شیوه را به کار بسته اند .نماز تشکری است عملی ،زبانی ،ودائمی سازنده

2-همچنین نماز جنگ با شیطان است .همه ی ما با کلمه محراب آشنا هستیم .این کلمه در قرآن نیز در باره ی محل نماز زکریا (ع) آمده است (........هو قائم یصلی فی المحراب .............)آل عمران38) محراب در لغت یعنی محل حرب وجنگ پس نماز وحضور در محراب عبادت قیام برای جنگ با ابلیس جنگ با هوس ها وطاغوت تهاست .

3-رابطه ی نماز وتوحید

(اننی انا الله لا اله الا انا فاعبدنی واقم الصلوه لذکری (طه14)منم خدای یکتا جز من نیست ،پس مرا عبادت کن ونماز را به یاد من بپادار.

رابطه ی نماز وتوحید بسیار نزدیک است ،توحید ما را به سوی نماز می کشاند ونماز روح توحید ما را زنده می کند نماز با تکبیر آغاز می سود ودر هر رکعت بعد از پایان سوره ،قبل وبعد از رکوع وهر سجده ودر پایان هر نماز مستحب است الله اکبر بگوئیم در ذکر رکوع وسجود وسبحان الله می گوییم ودر رکعت سوم وچهارم لا اله الا الله می گوییم که همه مایه ی صیقل دادن روح توحید وجلوه دادن روح ایمان است .

 

4-نماز یعنی ایمان

در قسمتی از آیه ی 143سوره بقره می خوانیم (وما کان الله لیضیع ایمانکم )خداوند ایمان شما را ضایع نمی کند حال به شان نزول این آیه توجه می کنیم :بعد از حدود 15سال که مسلمانان به سوی بیت المقدس نماز می خواندند وقتی به دلایلی قبله به سوی کعبه تغییر کرد .سوالی برای مسلمانان پیش آمد که نمازهای قبلی ما چه حکمی دارد این مسئله را از پیامبر پرسیدند .

آیه نازل شد که نمازهای قبلی شما صحیح است وخداوند پاداش نمازهای شما را ضایع نمی کند لکن آیه ای نازل شد این بود :( وما کان الله لیضیع ایمانکم )خداوند ایمان شما را ضایع نمی کند .یعنی به جای اینکه بگوید نماز هایتان از بین نرفته است وصحیح است می فرماید ایمانتان ضایع نشده که این تعبیر نشان دهنده آن است که نماز یعنی ایمان وترک نماز یعنی ترک ایمان

-5 نماز واخلاص ما در نماز با گفتن (ایاک نعبد وایاک نستعین )به عبودیت وبندگی خالصانه اعتراف می کنیم واین اخلاص را از خدایی خواهیم .

 

6-نماز ومشورت :

خداوند در قرآن می فرماید :( والذین استجابوا لربهم واقامو الصلوه وا مرهم شوری بینهم ومما رزقنهم ینفقون ) ( شوری 38)وکسانی که امر خدا را اجابت کردند ونماز به پا داشتند وکارشان به مشورت یکدیگر انجام دهند واز آنچه روزی آنها کردیم به فقیران انفاق می کنند .

در این آیه به برخی از صفات مومنین اشاره شده است ودر کنار اقمه ی نماز به مشورت نیز اشاره شده است .

7-نماز عصاره وچهره دین است :

قرآن می فرماید :( یا ایها الذین امنوا الا تتخذو الذین اتخذو ادینکم هزوا ولعبا من الذین اوتوالکتب من قبلکم والکفار اولیاء واتقوا الله ان کنتم مومنین (مائده 57)

ای کسانی که ایمان آوردید  با آن گروه از اهل کتاب وکافران که دین شما را فوس وبازیچه گرفتند دوستی مکنید واز خدا بترسید اگر به او ایمان آورده اید .

ودر آیه ی بعد می فرماید :واذا نادیتم الی الصلوه اتخذوها هزوا ولعبادلک بانهم قوم لا یعقلون (مائده 58)

وچون شما ندای نماز بلند کنید آن را مسخره وبازی فرض کنید زیرا آن قوم مردمی بی خرد ونادانند

در این دو آیه ،ابتدا می فرماید :آنان دین شما را به بازی می گیرند ،سپس می فرماید : آنان اذان را به بازی می گیرند پس معلوم می شود که اذان ونماز عصاره وچهره ی دین است .

 

8-نماز همتای رهبری است

در قرآن دو بار کلمه ( ومن ذریتی ) بکار رفته است که هر دو از زبان مبارک حضرت ابراهیم است یک زمانی که بعد از آزمایشات بسیار سنگین از طرف خداوند به مقام رهبری است .

واذا بتلی ابراهیم ربه بکلمت فاتمهن قال انی جاعک للناس اما ما قال ومن ذریتی قال لا نیال عهدی الظالمین (بقره 124)

به یاد آر هنگا میکه خداوند ابراهیم را به اموری چند امتحان فرمود واو همه را به جای آورد خداوند گفت من ترا به پیشوایی خلق بر گزیدم عرض کرد پیشوایی را به فرزندان من نیز عطا فرمائی فرمود که عهد من هرگز به مردم ستمکار ونخواهد رسید

بار دیگر در دعائی که برای اقمه نماز داشت در آیه ی 40سوره ی ابراهیم  (رب اجعلنی مقیم الصلوه ومن ذریتی بنا وتقبل دعا .

پروردگارا من وذریه ی مرا نماز گزار گردان و بار الها دعای ما را به اجابت فرما .بنابراین مقام نماز در نزد ابراهیم مثل رهبری وهمتای آن است

 

نماز وجایگاه آن در میان عبادات

در آیه 162سوره نساءخداوند رای دانشمندان واقعی سه ویژگی نماز ،زکات وایمان به خدا را مطرح می کند .اما هنگام نام بردن از این عناوین عنوان نماز گزار را در قالب مخصوص بیان م یکند ومی فرماید :( الراسخون فی العلم ............المقیمین الصلوه ........الموتون الزکاه )(المومنون با لله ) اگر به این 4 کلمه نگاه کنیم می بینیم بیان نماز تفاوت دارد باید بگوید ( والمقمون ) تا با ( راسخون ،ومومنون ، وموتون )همان باشد ولی (مقتمین ) گفته یعنی قصد محصوص برای نماز دارم .

همچنین حضرت ابراهیم می گوید ( ان صلاتی ونسکی ...........)(انعام 162)با اینکه     به معنای عبادت است وشامل نماز هم می شود ولی نام نماز را مخصوصا جداگانه می برد تا اهمیتش را برساند .

در آیه 73 سوره انعام می خوانیم :

(اوحینا الیهم فعل الخیرات واقام الصلوه ) ما به انبیاء کار های خوب وبرپاداشتن نماز را وحی کردیم وبا اینکه نماز نیز جزءکارهای خوب است اما نام آن جداگانه در کنار خیرات برده شده واین توجه به خاطر اهمیت نماز است .

 

نماز در ادیان

قبل از حضرت محمد در آئین حضرت عیسی هم نماز بوده است که قرآن از زبان او نقل می کند که خداوند مرا به نماز سفارش کرده است (واوصانی بالصلوه )قسمتی از آیه ی 31 سوره ی مریم

 

وقبل از او موسی بوده که خداوند به او خطالب می کند نماز را برای یاد من به پادار .(اقم الصلوه لذکری )

وقبل از موسی پدر زن او حضرت شعیب بوده که نماز داشته است .گفتند ای شعیب آیا این نمازت به تو دستور می دهد که ما آنچه را پدرانمان می پرستیدند ترک کنیم (یا شعیب اصلوتک تامرک ان تترک ما تعبد ءابا ءنا ..........(.سوره هود آیه 87)

 

وقبل از همه آنها ابراهیم بوده که از خداوند برای خود وذریه اش توفیق اقامه نماز را می خواهد (رب اجعلنی مقیم الصلوه ومن ذریتی .(سوره ابراهیم آیه 40 )

واین لقمان است که به فرزندش می گوید ( یا بنی اقم الصلوه وامر بالمعروف وانه عن المنکر )(لقمان 17)

پسرم نماز را به پا دار وامر به معروف ونهی از منکر کن

جالب آن است که معمولا در کنار نماز سفارش به زکات می شود ولی از آنجا که نوجوان معمولا پول ندارد .در این آیه در کنار نماز به جای زکات به امر به معروف ونهی از منکر سفرش شده است .

همچنین در جای دیگر حضرت ابراهیم می گوید :( ربنا انی اسکنت من ذریتی بوا دغیر ذی زرع ربنا لیقیموالصلوه) (ابراهیم 37)

خداوند ذریه خودم را در منطقه خشک وبی آب و گیاه قراردادم ، پروردگارا برای اقامه ی نماز

 

خداوند در قرآن می فرماید :وما تفرق الذین اوتو الکتب الا من بعد ما جائتهم البینه ( بینه 4) (وما امروا الا لیعبدوالله مخلصین )

 

خانواده ونماز

1-قرآن دعاهای بسیاری را از حضرت ابراهیم نقل نموده است اما تنها در دو مورد آن حضرت برای نسل وذریه اش دعا نموده است .یکی رهبری امت و دیگری اقامه نماز که می فرماید .

(رب اجعلنی مقیم الصلوه ومن ذریتی )(ابراهیم 40)پروردگار من وذریه ام را به پا دارندگان نماز قرار ده

2-خداوند خطاب به حضرت محمد می فرماید:(وامراهلک با الصلوه واصطبر علیها ) (طه 132)تواهل بیت خود را به نماز امر کن وخود نیز بر نماز وذکر حق صبور باش

3-خداوند در ستایش حضرت ابراهیم می فرماید :( وکان یا مر اهله با الصلوه ) ( مریم 55) او اهل خود را به نماز فرمان می داد .

اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
+ نوشته شده     توسط ساده ایرونی آموزشی  | 

اهمیت آب

آب مهم ترین ماده حیات و آبادانی است. این ماده سرآغاز حیات و جز اصلی تمام موجودات زنده است. براساس نظریه تکامل آب، متان و آمونیاک ترکیبات اصلی اولیه موجود در جو زمین هستند که عامل تولید نخستین آمینواسید می باشند. این جسم به عنوان نقطه آغازین حیات جانوری شناخته می شود. درصد بالایی از جرم هر سلول زنده را آب تشکیل می دهد. آب بخش عمده ای از شبکه وسیع سلولی بدن انسان را تشکیل می دهد و بدن وجود آب حیاتی نخواهد بود.

در تمدن بشری آب اهمیت ویژه ای دارد. در ایران باستان آب را یکی از چهار رکن اساسی (آب، خاک، باد و آتش) می دانستند.

در قرآن کریم پنجاه و شش آیه در مورد پیدایش و اهمیت آبا و وابستگی حیات به این ماده ارزشمند آورده شده است.

آب یکی از فراوان ترین مواد موجود در کره ی زمین است و یگانه ماده ای است که به عنوان صورت طبیعی در شکل های جامد (یخ)، مایع و گاز (بخار آب) وجود دارد. آشامیدن و رفع نیازهای فردی نخستین نگرش بشر به آب بوده است.

تاریخچه ی استفاده از آب و مهندسی آب به زمان باستان و ایجاد نخستین زندگی گروهی بشر باز می گردد. نخستین شهرها در تمدن باستان در کنار رودخانه ها و دریاچه ها تشکیل شد و روش های آب رسانی و آبیاری به وجود آمد که در این میان دسترسی به منابع آب اهمیت ویژه ای برای حیات بشر از دو دیدگاه کمی و کیفی داشته است.

انسان ها در ابتدا به کیفیت آب توجه داشتند، هرچند که در آن عنصر آب های موجود از کیفیت نسبی بالایی برخوردار بودند و آلودگی های آب ناشی از رشد و صنعت و غیره وجود نداشت.

با توجه به کمبود منابع آب، ارزش این ماده حیاتی در ایران زمین شناخته شده بود.

 

منابع آب

منابع گوناگونی برای تأمین آب وجود دارد. از نظر مقدار و حجم 2/97 درصد از آب های موجود در سیاره زمین در اقیانوس ها و دریاها انباشته شده اند و فقط 8/2 درصد از آب ها به شکل رودخانه ها، یخچال ها، دریاچه ها، آب موجود در اتمسفر، آب موجود در خاک ها و سفره های زیرزمینی می باشند.

 

آب های جوی

این آب ها به صورت ابر در محیط وجود دارند و به صورت باران و برف و تگرگ بارش خورده و سطح زمین می رسند. این آب توسط انرژی خورشیدی از تبخیر منابع سطح آب مانند اقیانوس ها به وجود می آید. بخارهای به وجود آمده به صورت توده های ابر فشرده می شوند و در اثر باد جابه جا می شوند. آب تشکیل دهنده ی آب های جوی تقریباً خالص است و در اثر بارش آلودگی ها و گرد و غبار هوا را حذف می کند. باران و برف باریده شده منابع تازه ای از آب را به وجود می آورند.

 

آب اقیانوس ها

آب ابتدا در کره ی زمین را پوشیانیده بود. با ظاهر شدن خشکی ها آب های سطح زمین شکیل اقیانوس ها را دادند. بخشی از آب اقیانوس ها در دو قطب به صورت انبوهی از یخ می باشد و بخشی از آب اقیانوس ها در اثر تبخیرتبدیل به آب های جوی می شوند. آب اقیانوس ها و دریاها دارای ناخالصی های زیادی است و برای مصرف آشامیدن کشاورزی و صنعتی مناسب نیست.

 

آب های سطحی

بخشی از بارش های برف و باران آب های سطح را تشکیل می دهند. آب های سطحی به صورت نهر، رودخانه و دریاچه های می باشند. لذا این آب برای موارد شرب، کشاورزی و صنعتی استفاده می شود. بخشی از این آب توسط کانال های آب به محل ذخیره مانند سرها و آبگیرها هدایت می شود.

نوع و میزان مواد موجود در آب های سطحی بستگی به مسیر عبور آب دارد. علاوه بر این آب های مورد استفاده قرار گرفته و به صورت پساب های صنعتی و فاضلاب های خانگی می توانند سبب آلودگی بیشتر آب های سطحی شدند. کیفیت آب های سطحی از لحاظ مقدار مواد محلول و معلق به دلایل سیلابی و طوفان شدن و تغییر دما در طی فعل های مختلف سال متغییر است ولی به طور کلی کدر بدون آلودگی های آب های سطحی بیشتر از آب های زیرزمینی است.

آب های زیرزمینی

بشر از دیرباز به وجود منابع آب های زیرزمینی پی برده است و از آن استفاده می نمایید. منبع اصلی تأمین آب بارش های وجود است که از میان ذرات خاک و سنگ عبور می کند. بخشی از آب این منبع مانند چشمه ها و چاه های آرتزین به طور طبیعی در سطح زمین در اختیار قرار می گیرد و بخش دیگری از آب این منبع در اثر حفاری و تأمین مسیر عبور آب مانند قنات ها و چاه ها در اختیار قرار می گیرد.

آب های زیر زمینی نیز مانند آب های سطحی در جریان اند و حرکت آن با توجه به وضع زمین شناسی منطقه است. در آب های زیرزمینی مقدار مواد آلی و مواد معلق آن کمتر است.

 

آب های اصلاح شده

افزایش مصرف آب به دلیل گسترش جوامع بشری سبب کاهش منبع آب گردیده است و در نتیجه فاضلاب ها و پساب ها نیز به همان میزان افزایش یافته است. آب های مورد استفاده قرار گرفته شده در بسیاری از مناطق صبحانه به عنوان یک منبع آب به مراتب مورد استفاده قرار می گیرد. مصادف مختلفی را برای این گونه آب ها می توان متصور شد و با توجه به نوع مصرف، نوع و میزان تصفیه مختلف است. موارد زیر برخی از کاربردهای این گونه آب را مشخص می سازد:

الف)  مصارف آبیاری پارک ها، کشتزارها، باغات و مناظر طبیعی.

ب) استفاده مجدد صنعتی

ج) تزریق به آب های زیرزمینی

د) افزایش باتلاق ها و مرداب ها به منظور مرطوب نگه داشتن سطح زمین و حفظ مناظر طبیعی

هم اکنون در بسیاری از نقاط جهان از پساب برای آبیاری استفاده می شود.

 

مقدمه

قبل از پرداختن به موضوع آلودگی بهتر است تعریفی از واژه آلودگی و ماده آلوده کننده ارائه شود. با مراجعه به لغت نامه مترادف واژه آلودگی لغاتی از قبیل ناخالصی، ناپاکی، کثیفی و مضر به چشم می خورد اگرچه این معنای از نظر لغوی صحیح هستند لیکن یک تعریف کاربردی زیست محیطی به دست نمی دهد.

تغییر در ویژگی های هوا، خاک، آب و مواد غذایی که اثر نامطلوبی بر سلامت محیط زیست فعالیت های بشر و سایر جانداران داشته باشد آلودگی نامیده می شود. واژه هایی مانند زباله سمی و زباله خطرناک از جمله کلماتی هستند که امروزه در منابع مختلف به کار می روند.

 

آلودگی آب

 

              

مسئله آلودگی آب را از جنبه های متفاوتی می توان مورد بررسی قرار داد. مشکلات ناشی از تخلیه مواد آلااینده و طرق و در آب های زیزمینی، رودخانه ها و دریاچه ها خواهیم پرداخت. در اثر رعایت موازین بهداشتی و آلودگی آب، بیماری های آب زاد به آن دسته از بیماری ها اطلاق می شود که عوامل بیماری زا از طریق آب آشامیدنی و حتی آبی که برای شست و شوی دهان، دست ها و ظروف استفاده می شود وارد بدن شخص سالم می گردد.

 

نمک ها

رواناب ناشی از بارندگی نیز با شست و شوی نمک های موجود بر سطح جاده ها و مزارع، حجم عظیمی از نمک را وارد آب های سطحی و زیرزمینی می کنند. کشاورزی آبی به خصوص در منطاق خشک و نیمه خشک به دلیل تبخیر زیاد آب از سطح خاک باعث تجمع نمک در خاک می شود. یکی از راه های رهایی از مسئله شوری خاک نک زدایی آن است با این حال برای رفع مشکل وجود نمک های اضافی در خاک می توان از روش مرسوم آبشویی استفاده کرد.

 

آلودگی حرارتی

یک نیروگاه بزرگ حرارتی تولید برق جهت نسیم های خنک کننده خود نیاز به مقادیر زیادی آب دارد. تغییرات از نظر زیست محیطی باعث بروز مشکلات منطقه ای می شوند. با افزایش درجه حرارت آب دو عامل به همراه هم باعث بروز مشکلاتی در سیستم های حیاتی آبزیان از نظر جذی اکسیژن می گردند. همزمان با افزایش درجه حرارت آب از مقدار اکسیژن محلول در آب کاسته می شود.

 

آفت کش ها

آفت کش به طیفی از مواد شیمیایی اطلاق می شود که برای موجودات زنده که از نظر انسان مزاحم هستند کشنده است. حشره کش ها به 3 گروه اصلی تقسیم بندی می شوند:

1.      اورگانوکلرین ها

2.      اورگانو فسفات ها

3.      کاربامیت ها

علاوه بر این ترکیبات تعدادی از علف کش ها از جمله 5/4 کلرو فتوکسی (حاوی دی اکسین که یکی از سمی ترین مواد است) و D 2040 از عمده آلاینده های آب به شمار   می روند.

 

کیفیت آب های سطحی، روخانه ها و نهرها

آب های سطحی پتانسیل زیادی بر آلوده شدن دارند. این آب ها از دیرباز به طور جدی از سوی جوامع شهری و مراکز صنعتی مورد تهیدی بوده اند. با توجه به اینکه منابع آب سطحی به عنوان عمده ترین منابع تأمین آب آشامیدندی مورد استفاده انسان قرار گرفته اند. حفاظت آنها از آلوده شدن سهم عمده ای در توسعه بهداشت ملی و منطقه ای دارد. بنابراین اتخاذ شیوه صحیح دفع فاضلاب که از عمده ترین آلاینده ای آب های سطحی هستند از آلودگی بیشتر این آب ها جلوگیری می کند.

گندزدایی

کلزدایی آب یکی از رایج ترین روش های گندزدایی آب آشامیدندی است. کلرین یک اکسید کننده بسیار قوی است که به دلیل ارزانی، راحتی استفاده و اثر کامل به طور گسترده در اغلب نقاط جهان از آن برای ضدعفونی کردن آب آشامیدنی استفاده می شود. یکی از مزایای اصلی کلرزنی نسبت به سایر روش های ضدعفونی آب، پایداری و دوام اثر کلر پس از ضدعفونی آب در مخازن ضد عفونی است. به طوری که حتی در لوله های انتقال آب این اثر باقی خواهد ماند. این ویژگی از آلودگی احتمالی آب در روند انتقال تا محل مصرف جلوگیری می کند.

از معایب کلرزنی آب می توان به تولید تری کلرومتان ها که ترکیبی سرطانزاست اشاره کرد. بنابراین با حذف کامل مواد آلی موجود در آب قبل از عمل کلزنی می توان از تولید THMS جلوگیری کرد.

 

تصفیه فاضلاب

فاضلاب شهری از نظر ساختاری از 99 درصد آب و یک درصد سایر مواد که عمده آن مواد آلی است تشکیل شده است. ترکیب شیمیایی فاضلاب شهری به عوامل مختلف بسیاری بستگی دارد. بر همین اساس شناسایی آن و فهرست کردن عناصر موجود در آن بسیار مشکل است.


 

تصفیه پیشرفت فاضلاب

هر نوع عملیات تصفیه که پس از تصفیه اولیه و ثانویه انجام گیرد به عنوان تصفیه پیشرفته شناخته می شود. هدف اصلی این نوع تصفیه کاهش غلظت عناصر غذایی گیاهی است. ولی امروزه علاوه بر موارد ذکر شده پالایش عناصر سمی و خطناک نظیر فلزات سنگین از دیگر اهداف تصفیه پیشرفته فاضلاب به شمار می رود.

 

 

آلودگی هوا

تاریخچه آلودگی هوا و بحث در مورد آن به قرون وسطی و حتی سال های قبل از آن باز  می گردد. آلودگی بسیار شدید هوا به وسیله غلظت های بسیار زیاد اکسیدهای گوگرد و ذرات معلق (دود کارخانجات صنعتی و دودهای گوگردی) بود. امروزه نیز مه دودهای گوگردی در اثر احتراق سوخت های فسیلی به ویژه نفت و زغال سنگ در منابع ثابت آلاینده هوا (مانند نیروگاه های برق و کارخانجات ذوب فلزات) به وجود می آید. علاوه بر این در اکثر شهرها منواکسید کربن، اکسیدهای نیتروژن و نیتروژن و هیدروکربن های مختلف در حضور نور خورشید با یک دیگر ترکیب شده و مه دود فتوشیمیایی را به وجود می آورند. اگرچه نقش منابع ثابت آلاینده در تولید مه دود بسیار مؤثرتر از وسایل نقلیه موتوری و خودروهاست، ولی سهم خودروها در آلودگی هوای شهرهای بزرگ بیشتر است.

 

وارونگی دما

وارونگی دما یکی از حادترین شرایط جو پایدار است که به صورت یک مانع از حرکت عمودی هوا و آلاینده ها جلوگیری می کند. عوامل مختلفی که باعث بروز وارونگی هوا           می گردند که از نظر کیفیت هوا و ایستایی آن تنها دو عامل حائز اهمیت هستند. اولین عامل بازتاب انرژی گرمایی سطح زمین در شب است (خنک شدن شبانه زمین) که از آن تحت عنوان وارونگی تابشی نام برده می شود. این رویداد در شب های صاف به خصوص در زمستان اتفاق می افتد. وارونگی جبهه ای در هنگام عبور یک توده هوای سرد به سطح بالاتر جو رانده                می شود. این نوع وارونگی هوا زودگذر است و از عمر کوتاهی برخوردار است. علاوه بر است وقوع وارونگی جبهه ای اغلب با بارندگی همراه است و از این لحاظ باعث پاک شدن هوا از مواد آلایندگی گردد.

استخراج زغال سنگ، تصفیه فاضلاب شهری و صنعتی و تخلیه  لجن تولید شده بر روی خاک، کادمیوم موجود در مواد روان کننده ماشین آلات، کادمیوم و روی حاصل از فرسایش لاستیک ها، مولیبدن، وانادیوم، کرم و تنکستن حاصل از خوردگی فلزات و سرب شناسی از احتراق بنزین هر کدام به نحوی باعث آلودگی خاک می شوند. بقایای سوخت های فسیلی که در  کشاورزی و بیابان زدایی (مایع نفتی) به عنوان مجاز در سطح خاک اسپری می شوند و از دیگر منابع آلوده کننده خاک به شمار می روند. هدف عناصر کم مصرف در جیره غذایی دام ها، باعث افزایش غلظت این عناصر در گرودامی مربوط و در نهایت آلودگی خاک  می شود. تولید مواد شیمیایی آلی از اوایل قرن 20 با رشد صنعتی کشورها به شدت افزایش یافت. با تولید بهره برداری از این ترکیبات بر تعداد مواد آلاینده خاک، آب و هوا نیز افزوده شد. بدین ترتیب سهم این ترکیبات در آلودگی محیط زیست افزایش یافت.

 

ناخالصی های موجود در آب

آب خالص در طبیعت به دلیل ویژگی حلالیت بالای آن وجود ندارد و دارای ناخالصی های گوناگون می باشد. ناخالصی آب را به سه دسته ی کلی مواد جامد محلول، مواد جامد معلق و کلوئیدی و گازها دسته بندی می نماید.

 

مواد غیرمحلول و معلق

ذرات ریز و درشت مواد غیرمحلول و معلق در آب دارای اهمیت بسیار متنوع می باشند. این مواد معلق سبب کدورت آب می شود. برخی از این ذرات که درشت تر هستند دارای قابلیت ته نشینی می باشند و با حذف آنها آب شفاف تر می گردد. برخی دیگر از این ذرات معلق قابلیت ته نشینی بسیار کمی دارند و برای ته نشینی نیاز به زمان طولانی و یا اینکه به طور کلی غیرقابل ته نشینی هستند. برخی از این مواد معلق عبارتند از:

1.      ذرات ریز خاک سنگ و مواد تشکیل دهنده بستر رودخانه ها که در اثر فرسایش زمین ایجاد شده اند.

2.      موجودات ریز زنده (میکرو ارگانیسم ها) مانند باکتری ها

3.      ذرات خزه ها و آلک ها

4.      رنگ ها و ..............

5.      سیلیس کلوئیدی، کلوئیدها، سوسپانسیون ها و امولسیون ها.

در اینجا به دلیل امیت موضوع اشاره ای به محلول های حقیقیريال سوسپانسیون ها، امولسیون و کلوئیدی می گردد.

هرگاه ذرات بسیار ریز یک جسم در بین ذرات جسم یا اجسام دیگر پراکنده گردد مجموعه سیستم پراکنده نامیده می شود.

 

کدورت

کدری یا کمبود شفافیت به دلیل وجود مواد معلق یا کلوئیدی در آب است. کدورت آب موجب پراکنده شدن یا جذب نور تابیده به آن می شود. برای اندازه گیری میزان کدورت آب از محلول شاهد استفاده می شود که به صورا واحد استاندارد اندازه گیری کدری مطرح است و هر واحد آن برابر کدری آب است که شامل یک قسمت در میلیون سیلیس است. کدورت آب آشامیدنی باید از 5 واحد کمتر باشد.

بو و مزه

آب خالص بدون بو و مزه است. وجود مواد مختلف در آب می تواند به آب بو و مزه  های ویژه ای بدهد که برخی از آنها نامطبوع هستند. به عنوان مثال آب دریاچه های راکد بوی لجن می گیرد و یا در اثر وجود ین های سدیم کلرید، شور مزه می شود و در اثر وجود نمک های منیزم و پتاسیم تلخ مزه می شود. هم چنین آبی با PH بالا دارای مزه ناخوشایند صابونی می باشد و در اثر وجود پروتون که به دلیل وجود اسید است ترش مزه می گردد. آبی که محتوی مقداری گاز اکسیژن است دارای مزه مطلوب تری می باشد. وجود برخی از گازها مانند هیدروژه سولفاید ( ) موجب تغییر بوی آب می شود.

 

فرآیند نرم سازی به شیوه ته نشینی

فرآیند نرم سازی به منظور کاهشسختی آب به کار می روند. با استفاده از مواد شیمیایی سختی آب علت واکنش های شیمیایی قرار می گیرد و رسوب می نماید که در نتیجه سختی آب کاهش می یابد. سختی آب به دلیل وجود کربنات ها، بی کربنات ها، سولفات ها، کلریدها و آلومینیوم به مقدار کم در آب وجود دارد.

قسمت عمده سختی آب مربوط به یون های کلسیم و منیزیم است. میزان سختی آب های خام تا حد زیادی به شرایط زمینی که آب در آن جاری است بستگی دارد و به همین دلیل مقدار  یون ها در آب ها متفاوت است.

 

ریشه های آلودگی در آب

امروزه دانشمندان محیط زیست دو نوع آلودگی آب را می شناسند: 1- آلودگی کانونی که شامل تخلیه ی مستقیم مواد زاید کارخانه ها یا فاضلاب ها در رودها می شود و آلودگی غیرکانونی که ازآلودگی منابعی مثل معادن، مزارع، دشت ها، خیابان، سیلاب، مرغزارها زمین آهای، و شبکه های فاضلاب محلی ناشی می گردد. بنابرگزارش اخیر سازمان حفظ محیط زیست در مورد کیفیت آب که شامل برلی 33 درصد آب ها در آمریکا بوده است. تقریبا 40% رواناب ها و 45% دریاچه ها و 50% مصب ها به آن اندازه پاک نیست که بتوان در آن شنا کرد یا ماهی گرفت. بیشتر این آلودگی ها از نوع غیرکانونی است که عمدتا به وسیله ی فعالیت های کشاورزی اقدامات عمرانی ماتولایروب و ساختن سد و آب های سطحی شهری ایجاد شده اند. کم شدن آلودگی کانونی نشانه ای است برای بالا بردن آگاهی زیست محیطی قانون آب سالم سال 1970 به آلودگی از نوع کانونی توجه کرده بود. در اصلاحیه ی سال 1987 این قانون آلودگی غیرکانونی هم مطرح شد. سازمان حفظ محیط زیست و دیگر مرتکز ذی ربط تغییر برنامه ها و اضافه کردن تبصره هایی به این قانون را عملی ساختند. به دنبال حادثه ی تروریستی 11 سپتامبر 2001 دولت به امنیت زیرساخت های آب توجه بسیاری کرده است. یکی دیگر از پیامدهای مثبت آگاهی درباره محیط زیست مشارکت بسیاری مردم در حفاظت از آب های سطحی است. این مسئله تا حدی به دلایل زیباشناسی ـ ............. تجربه ی آب پاک و تا حدی هم به واسطه ی درک نقش مهم آب پاک در سلامت تمامی موجودات زنده در محیط زیست است. در پاک سازی بسیاری از آب های قبلاً آلوده مانند دریاچه اری در شمال آمریکا پیشرفت صورت گرفته است این دریاچه در دهه ی 1960 به قدری آلوده بود که در بیشتر قسمت های هیچ موجود قابل مشاهده ای به جز جلبک ها وجود نداشت. امروز هرچند هنوز این مشکل در بسیاری از رواناب هایی که به این دریاچه می ریزند، باقی است شرایط کلی دریاچه بسیار بهبود یافته است و اکنون به عنوان منبعی برای آب آشامیدنی مورد استفاده قرار می گیرد. آب آنقدر پاکیزه شده که کف آن پیداست. جلبک ها و دیگرگیاهان آبزی کاهش یافته و گیاهان بومی آن دوباره شروع به رشد کرده اند. در هلند هم، رودخانه ی راین که روزی فاضلاب اروپا لقب گرفته بود. در حال بهبودی است. سطح آلودگی ها کاهش یافته و ماهی قزل آلا که روزی از آن مالامال بود، دوباره در آن شروع به تکثیر کرده است. هرچند با روزهای آغاز .......... بسیار می کند و تمیز می شود. خرد زیست مندان در آب مواد آلی را تجزیه و مواد غیر آلی را آزاد می کند این مواد یعنی جلبک ها سازنده ی زیست بوم رودخانه ها را تغذیه می کنند در حالت تعادل جلبک ها می توانند عامل بهداشتی این زیست بوم باشند. اما زمانی که مواد غذایی زیادی وارد آب شوند در جلبک ها انفجار جمعیتی صورت می گیرد و فاجعه کمبود اکسیژن روی           می دهد.

 

فشار آمدن بر دریاچه ها و رودها

فرایند غنی شدن آب از مواد غذایی فرآیندی طبیعی است که در تمامی رودها و دریاچه ها صورت می گیرد. برای مثال دریاچه ای جوان تقریباً تمیز و از نظر مواد غذایی ضعیف است. طی دریاچه ای جوان هزارساله، لجن در کف دریاچه از نظر گیاهان و جانوران غنی می گردد. با افزایش یافتن لجن، دریاچه عملاً که عمیق تر می شود و گیاهان بیشتر بستر را می پوشانند. در این حالن مواد غذایی به قدری فراوان می شود که جلبک های سبز آبی و سبز انبوه و باعث کاهش اکسیژن در دریاچه می گردد. فساد گیاهان و جانوران آبی نیز مقدار اکسیژن را کاهش می دهد. بیشتر ماهی و سایر حیوانات آبزی تلف می شوند و فقط مقداری از گونه های گیاهان ریشه دار و شناور باقی مانند و دریاچه عملاً به صورت باتلاق در می آید.

انسان با وارد کردن مقدار زیادی مواد غذایی به شکل فاضلاب این فرایند را تسریع می کند. زمانی که شهری کوچک به شهری بزرگ تبدیل می شود یا در اطراف رودخانه ای شهرهای کوچک و بزرگ ساخته می شوند رودخانه با حجم زیاد فاضلاب می تواند اضافه بار بگیرد در این موارد تصفیه کردن فاضلاب ها ضروری است در فن آوری جدید تصفیه کردن فاضلاب نشانه هایی از درک و بکارگیری عنصرهای زیست بومی آبی مشاهده می شود. برای مثال کارخانه ی تصفیه فاضلاب از خرد زیستمندانی که در آب های طبیعی عمل می کنند، استفاده می نمایند اما با رشد شهرها و افزایش جمعیت مشخص شده که فن آوری تصفیه فاضلاب تا کی با اندازه زیست بوم هماهنگی دارد. فرایند تصفیه فاضلاب مستقیماً مانع با زیادی برای تجزیه کنندگان می شود. به هر حال نیترات، فسفات و سایر مواد غذایی که به کمک خردزیستمندان آزاد می شود. به هر حال نیترات، فسفات و سایر مواد غذایی که به کمک خرد زیستمندان آزاد می شوند با وارد شدن به محیط رشد جلبک ها را تشدید می کنند و نتیجه ی نهایی آن افزایش بیش از حد مواد غذایی است. رشد جلبک ها عامل مهمی در نابودی زیست بوم دریاچه اری بود. ترکیب اخلال زیست محیطی و مسمومیت ایجاد شده به وسیله ی مواد زاید صنعتی خیلی بیشتر از توان طبیعی دریاچه برای جذب آنها بود و این سبب شد که افزایش مواد غذایی سرعت بالایی یابد.


 

منابع:

1.      اهمیت آب

2.      محیط زیست

3.      محیط زیست آلودگی آب، هوا و خاک

 

اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
+ نوشته شده     توسط ساده ایرونی آموزشی  | 

1-  وضعیت بدنی نشسته هنگام کار

بسیاری از عناصر مهم ایستگاه پایانه های تصویری ، در شکل 44 نمایش داده شده اند . برخی از این عناصر ، با استفاده از استانده های کلی ارگونومیک (انجمن عوامل انسانی ، 1988) و استانده های جهانی (ایزو ، مجموعه های 9241،1995) ، استانده شده اند . در زیر ، درباره ی برخی از مفاهیم مهم طراحی ، به گفت و گو می پردازیم .

 

1-1        زاویه ی دیدن

کانون صفحه ی نمایش باید در جایی واقع شود شود که زاویه ی دید ، یعنی زاویه ای که میان چشم ، خط افقی که از چشم می گذرد و کانون صفحه ی نمایش تشکیل می شود ، برابر با 25 تا 35 درجه باشد . (هیل و کرومر[1] ، 1989). هنگامی که انسان در وضعیت بدنی قائم می نشیند ، ترجیح می دهد که به سمت پایین نگاه کند . تا به سمت بالا یا روبه رو[2] . به ویژه نگاه کردن به سمت بالا با سر خم شده به عقب ، یکی از دلایل شایع خستگی ماهیچه های گردن است .

 

2-1- فضای خالی مورد نیاز ران ها و صفحه کلیدهای کم ارتفاع

فردی که در پشت میز تحریر نشسته ، فضایی محدود برای صفحه کلید و سطح رویی میز در اختیار دارد (شکل 44) . در سال 1981 ، استانده اولیه ی DIN ، استفاده از صفحه کلیدی با ارتفاع اندک و سطح رویی نازک برای میز را اجباری کرد . فرضی که در فراسوی این استانده وجود داشت ، این بود که کاروها ترجیح می دهند در وضعیتی که ساعد آنها افقی بوده و زاویه ی آرنج نیز 90 درجه باشد، کار ماشین نویسی یا وارد کردن داده ها را انجام دهند . در چنین وضعیتی می توان فضای عمودی موجود میان دست ها و ران ها را ، با استفاده از جدول های آنتروپومتری ، به ترتیب زیر محاسبه کرد : ارتفاع آرنج در حالت نشسته منهای فضای خالی مورد نیاز ران (جدول 8 در فصل سوم) . برای کارور زن ریز نقش ، که ابعاد بدنی وی برابر با صدک پنجم است ، این فضا برابر با 5/7 سانتی متر می باشد ، که برای جا دادن صفحه کلیدی با ارتفاع سه سانتیمتر و سطح میزی به ضخامت سه سانتی متر ، با توجه به دیگر جوانب ، بسنده نمی نماید .

استانده 66234 DIN اثری فراگیر داشت ، زیرا همه ی تولید کنندگان رایانه ، آن را به کار بسته و صفحه کلیدهای تولیدی خود را با ارتفاع اندک ، طراحی و ارایه کردن (هلاندرو راپ[3]، 1984) . اما اعتراض های زیادی بر ضد این استانده وجود داشت ، زیرا موارد مطرح شده در آن بیستر از اندازه و غیر ضروری تشخیص داده شد . در پژوهشی که پس از انتشار این استانده انجام گرفت ، ثابت شد که زاویه ی 90 درجه برای تاریخ ، بسیار زیاد است . در این پژوهش ، فعالیت ماهیچه های شانه و گردن در کاروان پایانه های تصویری ، با استفاده از الکترومیوگرافی [4] اندازه گیری شد (زیپ و همکاران[5] ، 1981) . پژوهشگران در اینب ررسی نشان دادند که هرگاه زاویه ی آرنج 70 تا 90 درجه باشد ، فعالیت ماهیچه ، در اندازه ی کمیته و الکترومیوگرام ، صاف و دارای کمترین مقدار خود می باشد . بنابراین ، اگر کارور ساعد خود را به سمت بالا حرکت دهد ؛ به گونه ای که زاویه ی آرنج برابر با 70 درجه شود ، به نظر نمی رسد مشکلی برای او ایجاد شود . به هر حال ، طراحی ها دگرگونی یافت و صفحه کلیدهایی با ارتفاع اندک تولید شدند . یکی از برتری های صفحه کلید با ارتفاع اندک افزایش انعطاف پذیری در تنظیم ایستگاه پایانه های تصویری در ارتفاعی مناسب است .

3-1- طراحی صندلی ها

در صندلی های نوین که در دفاتر اداری استفاده می شوند ، بسیاری از ابعاد و اندازه ها قابل تنظیم هستند . استانده آمریکایی 100 ANST/HFS ، قابل تنظیم بودن ارتفاع صندلی در گستره ی 6/40 تا 52 سانتی متر(16 تا 5/20 اینچ) را اجباری کرده است (انجمن عوامل انسانی ، 1989). قابلیت تنظیم ارتفاع صندلی ، از اهمیت به سزایی برخوردار می باشد و در استانده ANSI ، تنها بعدی که قابل تنظیم بودن آن اجباری است . همین ارتفاع صندلی می باشد .

قابل تنظیم بودن زاویه ی پشتی صندلی نیز در درجه ی دوم اهمیت قرار دارد . اگر زاویه ی پشتی صندلی ، بیشتر از 110 درجه باشد ، فشار وارده بر ستون فقرات کاهش می یابد ( میشل و هلاندر ، 1994) . هنگامی که فرد از حالت ایستاده ی قائم ، به حالت نشسته ی قائم تغییر وضع می دهد ، زاویه ی مفصل لگن وی ، از 180 به 90 درجه کاهش می یابد . 30 درجه ی آخر تغییر وضعیت ، یعنی از زاویه ی 120 تا 90 درجه ، به وسیله ی لگن ، که به سمت جلو چرخش می کند ، جذب می شود . این تغییر بیومکانیک ، سبب کاهش بلندی بازوی اهرمی از ماهیچه های راست کننده ی ستون فقرات (ماهیچه های پشت) تا ستون فقرات می شود . نتیجه ی این تغییر بیومکانیک آن است که فشار وارده بر صفحه ی میان مهره ای در حالت نشسته ، در مقایسه با حالت ایستاده ، 30 درصد بیشتر باشد (اندرسون و اورتنگرن[6]، 1974).

سومین عاملی که قابل تنظیم بودن آن مهم است ، تکیه گاه ناحیه ی کمر [7] می باشد . معمولا تکیه گاه ناحیه ی کمر مورد استفاده قرار نمی گیرد ، زیرا استفاده کنندگان ، در وضعیت مستقیم و قائم بر صندلی نمی نشیند و اغلب پشت خود را به پشتی صندلی نمی فشارند (گراند جان ، 1986). اگر تکیه گاه ناحیه کمر ، به ناحیه ای دیگر به جز ناحیه ی کمر فشار وارد آورد ، می تواند بسیار ناراحت کننده باشد ؛ از این رو ، تکیه گاه ناحیه ی کمر باید قابل تنظیم باشد (برانتون [8]، 1984).

 

4-1- تکیه گاه های دست ، ساعد و پا

برای کاروان کوتاه قد ، تکیه گاه پا می تواند بسیار سودمند باشد ؛ به گونه ای که آن ها می توانند پاهای خود را بر روی آن گذاشته و از آویزان بودن آنها جلوگیری کنند . در شکل 44 ، بودن تکیه گاه پا ضروری نیست ، زیرا کارور می تواند پاهای خود را بدون استفاده از آن بر روی زمین گذارد .

تکیه گاه ساعد صندلی نباید با میزکار تداخل ایجاد کند . برای کار با صفحه کلید ، هنگامی که کارور ناچار است صندلی خود را تا آنجا که می شود به میز نزدیک کند ، تکیه گاه ساعد ( تکیه گاه آرنج ) بایستی کوتاه باشد . اغلب در این گونه شرایط ، تکیه گاه های کوتاه ، بر تکیه گاه های بلند برتری دارند.

بودن تکیه گاه مچ دست [9] اجباری نیست ، زیرا عادت های کار با صفحه کلید و ماشین نویسی در میان افراد ، متفاوت است ؛ به گونه ای که برخی کاروان ترجیح می دهند که از تکیه گاه مچ دست استفاده کنند و برخی دیگر مایل هستند که کار را بدون استفاده از تکیه گاه مچ دست انجام دهند . باور این است که استفاده از تکیه گاه نرم (و نه تکیه گاه های سفت) موجب می شود که هنگام کار با صفحه کلید ، فشاری کمتر به مچ دست وارد آید و خطر پیشرفت نشانگان تونل کارپال کاهش یابد . البته هنوز پژوهش ها، به اثبات هر گونه برتری شایان توجه استفاده از تکیه گاه های مچ دست و این نکته توانا نیستند ، که آیا استفاده از انواع نرم آنها ، تغییری را در جهت تندرستی هر چه بیشتر کارور ایجاد می کند یا خیر . تکیه گاه های پا ، آرنج و مچ دست ، گران قیمت نیستند ؛ بنابراین ، فراهم آوردن و واگذاری آنها به کاروانی که خواهان استفاده از آنها هستند ، اقدامی بسیار مؤثر و مناسب است (ساتر و همکاران [10]، 1985)

 

5-1- فاصله ی دیدن[11]

برخی از پژوهشگران ادعا می کنند که فاصله های دیدن صفحه ی نمایش ، گیره ی اوراق و صفحه کلید باید یکسان باشند ؛ به گونه ای که هنگام انجام کار ، کانونی شدن پیاپی عدسی چشم ها بر روی فاصله های گوناگون ، ضروری نشود . کانونی شدن عدسی چشم بر روی جسمی که در فاصله ای مشخص قرار داد، به زمان نیازمند است و کانونی شدن پیاپی آن بر روی اشیایی که در فاصله های گوناگون قرار دارند ، کاری است که به بهره وری و بازده ی کار آسیب می رساند (کاکیر و همکاران [12] ، 1980). افزون بر آن ، برای کارور سالمند که پیر چشمی (وجود عدسی انعطاف پذیر در چشم) مبتلاست ، اگر عناصر ایستگاه کار، نسبت به چشم ، دارای فاصله های یکسانی باشند ، بسیار بهتر است ، زیرا کانونی شدن آنها مشکلی را برا کاور ایجاد نمی کند . برخی دیگر از پژوهشگران بر این باور هستند که تمرین پی در پی چشم برای کانونی کردن (تطابق) اشیایی که در فاصله های گوناگونی هستند ، اهمیتی زیاد دارد . به این ترتیب ، می توان از بروز خستگی بینایی و نزدیک بینی موقت [13] جلوگیری کرد (شورای پژوهش های ملی [14] ، 1983) . منظور از نزدیک بینی موقت این است که تطابق یا کانونی شدن عدسی چشم ها بر روی اشیایی که در فاصله ای نزدیک تر قرار دارند ، آسان تر و بهتر انجام گیرد (استبرگ [15] ، 1980) . به این ترتیب ، گستره ی بینایی واضح ، به فاصله ای نزدیک تر نسبت به چشم ها انتقال یافته و فرآیند تطابق بر اشیایی که در فاصله ی دور قرار دارند ، دشوار می شود . این پدیده ، تنها ویژه ی کار با پایانه های تصویری نیست ، بلکه هر گونه فعالیتی که در فاصله ای نزدیک به چشم ها انجام شود ، می تواند نزدیک بینی موقت را سبب شود . این پیامد ، ساعتی پس از پایان کار از میان خواهد رفت . البته ، بسیاری از افراد به این اثرات توجه کرده و درباره ی پیامدهای آنها ابراز نگرانی می کنند . برای نمونه ، شب هنگام ، پس از پایان کار ، هنگام رانندگی به سمت منزل ، نزدیک بینی موقت همراه با گشادگی مردمک چشم ، دیدن و خواندن علایم راهنمایی و رانندگی را دشوار می سازد . برخی افراد ، بروز این پدیده را به نقص بینایی تعبیر کرده و برای تصحیح بینایی خود ، از عینک استفاده می کنند ؛ در حالی که که چنین وضعیتی ، به ندرت به هر گونه اقدام تصحیحی نیازمند است .

 

2- خستگی بینایی[16]

بسیاری از کاروان پایانه های تصویری ، از خستگی بینایی شکیایت دارند . البته شواهدی وجود دارند که نشان می دهد خستگی بینایی در میان آنها ، چندان زیان آور نیست و تنها ویژه ی کار با پایانه های تصویری نیز نمی باشد (هلاندر ، 1984) . کار با پایانه های تصویری ، گاهی بسیار شدید و خسته کننده است . برای نمونه ، کاروری که وظیفه ی وارد سازی داده ها را به رایانه دارد ، در مدت هشت ساعت کار ، تقریبا 20000 نویسه را به رایانه وارد می کند . اغلب ، کارور به ورق ها و برگه ها نگاه می کند و گهگاهی نیز برای بازبینی داده های وارده ، نگاهی کوتاه به صفحه ی نمایش می افکند . پس از پایان چنین کار شدید و خسته کننده ای ، شگفت زده نباید شد که کارور در سراپای بدن خود احساس خستگی کند ؛ البته در این وضعیت خستگی بینایی ، تنها یکی از رویکردهای خستگی عمومی است . با این که در وارد سازی داده ها به رایانه ، کارور به نردت و تنها گاهی به صفحه ی نمایش نگاه می کند ، اما در چندین مطالعه ثابت شده که بیشترین شکایت در چنین وظیفه ای ، مربوط به خستگی بینایی است (هلاندر ، 1984).

در چندین پژوهش ، اثرات دراز مدت کار با پایانه های تصویری بر روی بینایی ، بررسی شده است . به طور کلی ، پژوهشگران هم آوایی دارند که در این زمینه ، هیچگونه اثر سویی وجود ندارد (برگ کویست [17]، 1986). کار با پایانه ی تصویری در دارز مدت ، سبب تشدید نزدیک بینی ، دوربینی و یا پیرچشمی نمی شود و نیز ، پیشرفت این گونه ناراحتی ها را در پی ندارد . بیشتر تغییراتی که در توان بینایی کاروان پایانه ی تصویری دیده می شود ، طبیعی است و علتی جز افزایش سن ندارد و در هر گونه فعالیتی که در فاصله ای نزدیک نسبت به چشم ها انجام می گیرد ، روی خواهند داد .

افزون بر آن ، نگاه کردن به صفحه ی نمایش پایانه ی تصویری ، از نظر بینایی ، دقیق تر از هر گونه فعالیت چشمی دیگر است . نویسه های صفحه نمایش ، در مقایسه با نویسه های چاپ شده بر روی صفحه ی کاغذ ، نامشخص تر و تارتر است و تباینی کمتر میان نویسه ها و زمنیه ی صفحه ی نمایش وجود دارد . چنین ثابت شده که این مسئله ، سبب کاهش سرعت خواندن نویسه ها و مطالب صفحه ی نمایش می شود ( در مقایسه با مطالبی که بر روی صفحه ی کاغذ چاپ شده است) (گلد و گریشکوفسکی[18] ، 1984). البته ، صفحه نمایش هایی که درای توان جداپذیری [19] زیاد هستند ، از تصویری با کیفیت بهتر برخوردار بوده و خواندن نویسه ها را آسان تر می سازند .

رویکردی دیگر و حادتر که در زمینه ی استفاده از صفحه ی نمایش وجود دارد ، این است که بسیاری از افراد ، عینک طبی با تصحیح مناسبی ندارند (ساتر و همکاران، 1985). این موضوع ، به .یژه درباره ی کاروان سالمندتری دیده می شود ، که از عدسی های دو کانونی استفاده می کنند . بخش زیرین عدسی های دو کانونی ، برای دیدن فاصله های نزدیک 30 سانتی متری و بخش بالایی آنها ، برای دیدن فاصله های دور 400 سانتی متری می باشد . فاصله ی چشمان کارور از صفحه نمایش ، نزدیک به 40 تا 50 سانتی متر است . چنانچه کارور از عدسی دو کانونی استفاده کند ، نمایان ترین تصویر هنگامی به دست می آید که او سر خود را به صفحه نزدیک تر سازد . این حالت ، سبب تنش  ماهیچه های گردن شده و سبب می شود که کارور اغلب از درد گردن و شانه شکایت داشته باشد (ساتر و همکاران ، 1985).

امروزه بسیاری از شرکت ها عینک های ویژه ای را برای کاروان خود فراهم کرده و در اختیار آنان گذاشته اند که عینک پایانه [20] نامیده می شود . متخصصان بینایی سنجی می توانند فاصله ی دیدن در ایستگاه کار را اندازه گیری و سپس عدس هایی را تجویز کنند ، که دقیقا مطابق با فاصله ی دیدن باشند .

 

3-  آثار پرتو

مسئله ی تابش صفحه ی نمایش ، هنوز موضوع گفت و گوی داغ روزنامه ها و نشست های گوناگون است . امروزه ، شواهد و قراین قاطعی وجود دارد که تابش هر گونه پرتو خطرناک به وسیله ی پایانه های تصویری را رد می کند (شورای پژوهش های ملی 1983، برگ کویست 1986). در واقع ، میزان پرتوایکس، پرتوفرابنفش و پرتو مادون قرمزی که از صفحه ی نمایش تابیده می شود ، به اندازه ای ناچیز است که اندازه گیری آنها را بسیار دشوار می سازد و به طور کلی ، به عنوان خطر بهداشتی دانسته نمی شوند . با این همه ، بسیاری از کاروان پایانه های تصویری ، نگرانی خود را درباره ی رویارویی با پرتوهای تابش شده از صفحه ی نمایش ابراز داشته اند ، که ممکن است به بروز آب مروارید منجر شود . داده های موجود بیانگر این است که میزان آستانه ی پرتوایکس ، که می تواند در چشم انسان سبب بروز آب مروارید شود ، برابر با 200 تا 500 راد [21] در روبه رویی منفرد و برابر با 10000 راد در روبه رویی دراز مدت است (شورای پژوهش های ملی ، 1983). در مقایسه ، کارور پایانه ی تصویری که با پرتوایکس ، به میزان 01/0 میلی راد در ساعت mrad/h روبه رویی دارد ، در مدت 40 سال ، کمتر از یک راد پرتوایکس جذب خواهد کرد . همچنین ، باور این است که میزان پرتو یون ساز [22] که خطر آسیب زایمانی [23] را به میزانی چشمگیر افزایش می دهد ، بیشتر از یک راد در رویارویی شدید است . در برابر ، کارور پایانه تصویری در مدت چندین ماه ، تنها 14 میلی راد جذب خواهد کرد . در زندگی روزمره ی ما ، مواد و ابزاری وجود دارند ، که بیشتر از پایانه های تصویری ، از خود پرتوایکس تابش می کنند ؛ مانند دیوارهای آجری و ساعت های مچی با علایم و شماره های شب نما.

نگرانی باقیمانده ، اثر پرتوهای الکترو مغناطیس بر کاروان پایانه های تصویری است . یکی از مشکلاتی که در انجام پژوهش بر روی اثر پرتوهای الکترومغناطیسی خود نمایی می کند ، نبود پژوهش های پایه برای اثبات اثرات ناگوار پرتوهای الکترو مغناطیس بر روی حیوانات آزمایشگاهی است . البته ، برخی پژوهش های کنونی نشان می دهند که در مهندسان راه آهن که در زیر خطوط فشار قوی ، در نزدیکی موتورهای قطار برقی کار می کنند و در برابر میدان های الکترومغناطیسی شدید قرار دارند ، خطر ابتلا به لوسمی (سرطان خون) و سرطان غده ی هیپوفیز ، زیاد است (فلودروس و همکاران [24]، 1993). به نظر نمی رسید که کاروان پایانه های تصویری که با میدان های ضعیف تری روبه رو هستند ، در برابر خطر باشند .

 

4-  کاهش خیرگی چشم و بازتابش ها از روی صفحه ی نمایش

صفحه ی نمایش پایانه ی تصویری ، مشکلاتی ویژه را به وجود می آورد . خیرگی و باز تابش نور از روی صفحه می تواند سبب دشوار شدن خواندن مطالب شود . این مسئله ، در چندین استانده ی ملی و جهانی ارگونومیک مورد توجه قرار گرفته است و در آنها ، دستور کارهایی برای طراحی محیط کار به گونه ای پیشنهاد شده که نمایانی مطالب صفحه ی نمایش ، به بیشترین میزان خود برسد (انجمن عوامل انسانی، 1988)

محیط مطلوب برای کار با صفحه ی نمایش پایانه ی تصویری ، اتاق بسیار تاریک قیرگون است . نبود هر گونه نوری در اتاق ، سبب افزایش تباین و نمایان تر شدن نویسه ها می شود . البته این کار ، در بسیاری از موارد ، شدنی نیست ، زیرا فعالیت های دیگری نیز وجود دارند ، که به نور محیطی نیازمند هستند (مانند ارتباطات با دیگر همکاران).

با افزایش روشنایی محیط کار ، میزان و شدت خیرگی ناشی از صفحه ی نمایش بیشتر می شود . چندین شیوه ی گوناگون برای کاهش بازتابش صفحه ی نمایش وجود دارند ، که عبارت هستند از (جدول 31):

1)   پنجره را بااستفاده از پرده ی پارچه ای ، پرده ی افقی یا عمودی و یا پوسته ی نازک تیره ، به طور کامل یا جزیی بپوشانید . این وسایل را می توان در جایی نصب کرد که پوشاننده ی نور خورشید بوده و در عین حال کاروان چشم انداز بیرونی نیز داشته باشند . در بیشتر موارد ، پرده های افقی ، چشم انداز بیرون را از میان می برند . برای کاهش گذر نور از خلال پنجره ها ، می توان آنها را با استفاده از پوسته های نازک تیره (معمولا ورقه هایی از جنس پلاستیک) پوشاند .

2)   منابع روشنایی را در جای مناسب نصب کنید . شکل 45 ، نمای پهلو و نمای پشت کاور را نشان می دهد ، که در ایستگاه کار پایانه ی تصویری به انجام وظیفه شمغول است . در این شکل ، فرض بر این است که قاب های بازتابنده ی منابع روشنایی ، دارای زاویه ی تابش محدود a برابر با 100 درجه هستند . در شکل 45 (الف) ، کارور در خط مرزی پرتوهای نورانی ناشی از چراغ های A و C نشسته است ؛ جایی که هیچ گونه خیرگی مستقیم ناشی از چراغ C و خیرگی غیر مستقیم ناشی از چراغ A وجود ندارد . در شکل 45 (ب) ، چراغ B2 که به کارور نزدیکتر از دیگر چراغ هاست ، بازتاب شدید را ایجاد کرده و سبب کاهش تباین صفحه ی نمایش می شود . چراغ های B1 و B3 مناسب تر هستند . روی هم رفته ، می توان نکته های مطرح شده در شکل 45 را چنین خلاصه کرد : چراغ ها باید در دو سوی کارور استقرار یابند ، نه در جلو یا پشت سر او ، زیرا در چنین جاهایی ، چراغ ها سبب خیرگی مستقیم ، خیرگی غیر مستقیم و بازتاب شدید نور می شوند .

3)      از روشنایی هدایت شده استفاده کنید . نمونه های شکل 45 ، استفاده از روشنایی هدایت شده را نشان می دهند .

4)   محل ایستگاه کار را تغییر دهید . کارور پایانه ی تصویری نباید روبه روی پنجره ی درخشان قرار گیرد . زیرا اختلاف درخشندگی بسیار شدید ، که میان صفحه ی نمایش و پنجره به وجود می آید ، سبب ناراحتی از خیرگی می شود . همچنین ، ایستگاه کار نباید به گونه ای باشد که کارور پشت به پنجره قرار گیرد ، زیرا باز تابش نوری که از پنجره به صفحه ی نمایش می رسد ، پرهیز ناپذیر است . صفحه ی نمایش ، باید نسبت به پنجره ، در زاویه ی 90درجه قرار می رسد، پرهیزناپذیر است . صفحه ی نمایش ،باید نسبت به پنجره ، در زاویه ی 90 درجه قرار گیرد . همچنین می توان ایستگاه کار را از ناحیه ی روشن دفتر کار ، به ناحیه ی تاریک تر آن منتقل کرد . این کار ، تباین زمینه و نویسه ها را بهبود می بخشد .

5)   صفحه ی نمایش را بچرخانید . ساز و کار چرخشی که در استانده های پایانه ی تصویری الزامی شده ، این امکان را فراهم می سازد که صفحه ی نمایش در زاویه ای قرار گیرد که باز تابش نور چراغ های سقفی و دیگر منابع روشنایی از روی صفحه ، کنترل شود . دقیقا مانند آیینه های چرخشی ، شخص می تواند تصمیم بگیرد که به چه چیزی نگاه کند و به چه چیزی نگاه نکند !

 

جدول 31 هشت شیوه ی کاهش بازتابش نور از روی صفحه ی نمایش (برگرفته از هلاندر . 1986)

موقعیت

اقدام ها

در منبع روشنایی

 

 

 

 

 

در ایستگاه کار

 

 

 

 

میان منبع روشنایی و ایستگاه کار

1-     پوشاندن جزیی پنجره ها

2-     قرار دادن منابع روشنایی در جای مناسب

3-     استفاده از روشنایی هدایت شده

 


4-     تغییر محل ایستگاه کار

5-     چرخاندن صفحه ی نمایش

6-     استفاده از پالایه یا پوشش بر روی صفحه نمایش

7-     استفاده از تصویر معکوس

 


8- ایستانیدن یا آویزان کردن دیواره های جدا کننده

 

6- صفحه ی نمایش را با استفاده از پالایه [25] یا پوشش های دیگر بپوشانید . در جدول 32 ، راه های گوناگون پوشاندن صفحه ی نمایش و استفاده از پالایه ارایه شده است . پالایه هایی مانند پالایه ی چگالی خنثی(تیره)، پالایه ی رنگی و پالایه ی پلاریزه کننده ، تباین میان نویسه ها و زمینه را بهبود می بخشند . نوری که به سطح صفحه ی نمایش رسیده و از آن بازتابیده می شود ، در دو گامه پالایش می شود : نخستین گامه ، در مسیر تابش خود به صفحه و دومین گامه ، پس از بازتابش از روی صفحه البته روشنایی نویسه ها تنها یک بار پالایش می شود (شکل 46).

به کارگیری شیشه های زیر یا برفکی در تهیه ی صفحه ی نمایش ، سبب کاهش بازتابش آیینه ای می شود . با استفاده از این گونه صفحه ی نمایش ،  امکان دیدن هر گونه باز تابش ناشی از پوشاک ، چهره و یا چراغ بالای سر ، از میان می رود ، زیرا بازتابش ها بسیار مات و تار می شوند . متأسفانه ، این گونه صفحه ی نمایش ، نویسه را نیز تا اندازه ای مات و ناروشن می کنند .

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول 32- مروری بر روش های ضد بازتابی کنترل بازتابش صفحه ی نمایش

(برگرفته از هلاندر ، 1986)

روش

برتری ها

معایب

زبری یا برفکی بودن شیشه ی صفحه ی نمایش

پوسته ی نازک با ضخامت برابر با 4/1 طول موج

پالایه ی خنثی

پالایه ی رنگی

 

پلاریزه کننده ی دوار

 

پالایه های توری با سوراخ های بسیار ریز

کاهش بازتابش های آیینه ای

 

کاهش بازتابش های آیینه ای

 

افزایش تباین*

افزایش تباین*

 

افزایش تباین*

 

افزایش تباین*

افزایش ماتی نویسه

 

به راحتی خراشیده شده و آسیب می بیند

کاهش درخشندگی نویسه

اندک کاهشی در درخشندگی نویسه

کاهش درخشندگی نویسه ، بسیار بازتاب کننده

محدود کردن زاویه ی دید و انباشتگی گرد و غبار بر روی آن

·       اگر این روش ها ، همراه شیشه ی زیر یا برفکی و پوسته ی نازک با ضخامت  

طول موج به کار روند ، می توانند بازتابش آیینه ای را نیز کاهش دهند .

پوشش «پوسته ی نازک با ضخامت برابر با    طول موج»[26]، همانند پوششی است که  بر روی عدسی دوربین های عکاسی به کار گرفته می شود . از آنجا که ضخامت پوسته برابر با   طول موج است ، اختلاف مسافتی که بازتابش نخست و بازتابش دوم می پیمایند ، برابر با  طول موج است ؛ در نتیجه ، نور باز تابیده حذف می شود[27] . این روش ، یکی از مؤثرترین روش های ضد بازتابی به شمار می آید ، اما متأسفانه نگهداری پوشش ، دشوار است ، زیرا نسبت به خراشیدگی و اثر انگشت ، بسیار حساس می باشد .پالایه های توری با سوراخ های بسیار ریز [28]، میزان تباین را افزایش می دهند ، زیرا با استفاده از آنها ، روشنایی محیطی کمتری به صفحه ی نمایش می رسد . از عیب های اصلی این گونه پالایه ها این است که 1) زاویه ی دید صفحه نمایش را محدود می سازند و 2) به علت انباشتگی بارهای الکتروستانیک در سطح پالایه ، گرد و غبار و ذره های شناور در هوا به سمت آن جذب شده و بر روی آن انباشته می شوند . بنابراین ، بایستی در فاصله های زمانی مشخص ، پی در پی آنها را تمیز کرد ؛ مسئله ای که کاروان ، پایانه های تصویری کمتر به آن توجه می کنند .

7) از تصویر معکوس [29] استفاده کنید . تصویر معکوس ، به معنای نویسه های تیره بر روی زمینه ی روشن می باشد . امروزه این روش ، چون وضعی مانند چاپ حروف بر روی صفحه ی کاغذ را ایجاد می کند ، کاربردی زیاد یافته است . تصویر معکوس می تواند مشکل بازتابش را کاهش دهد ، زیرا در برابر زمینه ی روشن ، بازتابش ها دیدنی نیستند . البته در برابر نویسه های سیاه هنوز مشکل بازتابش وجود دارد و خوانایی بهبود چندانی نیافته است .

8) از دیواره های جدا کننده استفاده کنید . در اتاق های باز و بزرگ ، با آویزان کردن دیواره های جدا کننده  از سقف یا ایستانیدن آنها بر روی زمین ، امکان جلوگیری از تابش منابع روشنایی به صفحه ی نمایش را فراهم آورید .

* نمونه : محاسبه ی اثر پالایه ی چگالی خنثی بر روی نسبت تباین صفحه ی نمایش

هدف از حل این تمرین ، درک بیشتر روشنایی ، درخشندگی و نسبت تباین و ارتباط آنها با یکدیگر و چگونگی اثر پالایه هاست . در این نمونه ، با استفاده از شکل 46 ، میزان اثر این پالایه در افزایش نسبت تباین میان درخشندگی نویسه ها و زمینه محاسبه می شود . نور محیطی ، به وسیله ی پوشش فسفر اندود صفحه ی نمایش بازتابیده می شود (به همین دلیل است که سطح صفحه ، روشن تر دیده می شود ). فرض می کنیم که لایه ی فسفر اندود صفحه ی نمایش ، ضریب بازتابی برابر با 60 درصد داشته و میزان ترافرستی [30] پالایه ، برابر با 50 درصد باشد .

(1)    نسبت تباین را بدون پالایه محاسبه کنید .

اگر شدت روشنایی محیطی برابر با 200 لوکس باشد ، درخشندگی بازتابی صفحه ی نمایش چنین محاسبه می شود :

Cd 2/38 = 6/0 * 200 = درخشندگی بازتابی صفحه ی نمایش

                                          m2              ה            

با فرض اين كه درخشندگی لایه ی فسفر اندود cd 300 باشد ، درخشندگی نویسه

                                                           m2

برابر است با :

Cd 2/338 = 2/38 + 300= درخشندگی نویسه

                                                m2

بنابراين، نسبت تباين برابر مي شود با :

9/8 = 2/338 = Cr

                                                                                          2/38 

(2)    نسبت تباین را با پالایه ی 50 درصد محاسبه کنید .

Cd 6/9 = 5/0 * 6/0 * 5/0 * 200 = درخشندگی بازتابی صفحه ی نمایش

               m2                      ח

بنابراين ، نسبت تباین برابر خواهد بود با :

7/16 = 6/159 = 6/9 + (5/0 * 300) = Cr

     6/9                      6/9                      

همان گونه که دیده می شود ، نسبت تباین در حالت دوم ، تقریبا دو برابر حالت نخست است ، که سبب بهبود نمایانی نویسه ها می شود . تنها عیب استفاده از پالایه این است که درخشندگی

 

نویسه ، از cd 2/338 به cd 9/159 کاهش یافته است . در این نمونه

 

          m2            m2          

 

، کاهش درخشندگی نویسه ، مشکلی جدی نیست ، زیرا درخشندگی cd 9.159 ،

                                                                           m2

نمایانی بسیار خوبی را فراهم می آورد .



[1] Hill and Kroemer

[2] منظور از نگاه کردن به سمت پایین ، این است که زاویه دید در زیر خط افقی ، که از چشم می گذرد تشکیل شود . منظور از نگاه کردن به سمت بالا این است که زاویه ی دید در بالای خط افقی که از چشم می گذرد تشکیل شود .

[3] Helander and Rupp

[4] Electromyography(EMG)

[5] Zipp et al.

[6] Andersson and Ortengren

[7](منظور ، تکیه گاهی است که مهره های ناحیه ی کمر ار حمایت می کند.) Lumber support

[8] Branton

[9] Wrist rest

[10] Sauter et al

[11] Viewing distance

[12] Kakir et al

[13] Temporary myopia

[14] Natioal Resarch Council

[15] Ostberg

[16] Visual fatigue

[17] Bergqvist

[18]Resolutiony

[19] Gould and Grischkowsky

[20] Terminal glasses

[21] ((RAD) Radiation Abosorbed Dose) واحد میزان جذب شده می باشد . آسیب های زیست شناختی ناشی از پرتوگیری ، به میزان انرژی جذب شده در نسوج بدن بستگی دارد . هر چه میزان جذب انرژی بیشتر باشد ، میزان یون سازی و در نتیجه ، آسیب های وارده به نسوج بیشتر خواهد بود . واحدی که برای اندازه گیری میزان انرژی جذب شده در نظام C.G.S گزینش شده ، راد (RAD ) می باشد که بنا به تعریف ، عبارت است از جذب 100 ارگ انرژی در هر گرم از جسم پرتو گرفته ، یعنی : (100* گرم/ارگ = RAD1 )  . واحد میزان انرژی جذب شده در نظام MKS ، گری (Gray) می باشد : Kg / J = 1Gy و 1Gy=100 RAD

[22] Lonizing radiation

[23] Brith defect

[24] Floderus et al

[25] Filter

[26] Quarter-wave length or thin coating

[27] منظور از بازتابش نخست ، بازتاب نور از سطح پوشش و منظور از بازتابش دوم ، بازتاب نور از صفحه ی نمایش است ، که در زیر پوشش یاد شده قرار دارد . مسافتی که بازتابش نخست می پیماید ، 2/1 طول موج کوتاه تر از مسافت پیموده شده به وسیله ی بازتابش دوم است ، زیرا در بازتابش نخست ، نور از خلال پوشش که ضخامتی برابر با 4/1 طول موج دارد ، نمی گذارد ، اما بازتابش دوم ، دو بار از خلال آن می گذرد .

[28] Micro-mesh filter

[29] Reversed video

[30] Transmittance

اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
+ نوشته شده     توسط ساده ایرونی آموزشی  | 

نقش دفاع

در طول تاريخ همواره دشمن هنگام حمله و يا پيروزي مي كوشد تا فرهنگ و نمادهاي فرهنگي را مورد تعرض قرار دهد تا هويت جمعي امت و ملتي را از ميان بردارد. با ازميان بردن فرهنگ ها و نمادهاي فرهنگي مي توان هويت جمعي ملتي را از ميان برداشت و بر آنان مسلط شد و فرهنگ و نمادهاي ديگر را تحميل كرد و ملتي را اين گونه از ميان برداشت.

يكي از امور طبيعي در انسان، واكنش دفاع است. به اين معنا كه اگر انسان سرگرم كاري باشد و متوجه پيرامون خود نباشد هنگامي كه چيزي به سوي صورت و چهره اش حركت كند به طور طبيعي دست ها براي محافظت و دفاع از چهره بالا مي آيد و در مقابل آن قرار مي گيرد. اين امري است كه بارها شما آن را تجربه كرده اند.

انسان به طور طبيعي و فطري در برابر هر متجاوز و يا احساس و گمان تجاوز واكنش نشان مي دهند. از اين روست كه قرآن نيز دفاع از خود را امري طبيعي شمرده و در آياتي چون 246 و 251 سوره بقره و آيه 40 سوره حج بدان اشاره كرده است. اما دامنه دفاع اختصاص به حوزه فردي ندارد و در حوزه عمل اجتماعي نيز به عنوان حق طبيعي كه عقل محض و مستقل نيز آن را درك مي كند گسترده شده است. از اين رو در حوزه هاي علمي چون حوزه امور اخلاقي و قانوني از حق طبيعي دفاع سخن گفته مي شود و به انسان اجازه داده شده تا براي حفظ خود و اموري كه حق وي شمرده شده به دفاع پرداخته و هرگونه تجاوزي را دفع كند. در اين نوشتار تلاش بر آن است تا ديدگاه قرآن نسبت به مسئله دفاع و محدوده، فلسفه، آثار و احكام دفاع و مانند آن تبيين شود.

 

 

 

فلسفه دفاع

دفاع كه از واژه عربي دفع گرفته شده است به معناي دور نمودن چيزي است. اين واژه به دو شكل متعدي و فعل گذرا مي شود. گاه با حرف الي به كار مي رود و گفته مي شود كه دفع فلان الي امر؛ فلاني به چيزي پرداخت و بدان توجه كرد و گاه ديگر با حرف عن متعدي مي شودو گفته مي شود دفع عن فلان؛ يعني از فلاني دفاع و حمايت شد. (مفردات راغب ص 316)

دفاع در اصطلاحات علمي در دو علم به معاني خاصي به كار رفته است. در اصطلاح فقهي، تكليف و حقوقي است كه از سوي خداوند به عنوان مالك و قانونگذار مطرح شده است. شخص از اين حق برخوردار است كه براي پيش گيري از آسيب هايي كه اعتقاد و مال و جان و آبروي وي را تهديد مي كند دفاع و حمايت كند و از يك نظر تكليفي است كه نمي تواند از آن عدول نمايد. بنابراين همواره سخن از حق دفاع از جان، مال و عرض به ميان مي آيد و به عنوان تكليف از وي خواسته شده تا آن ها را از هرگونه آسيب در امان نگه دارد و محافظت نمايد و در برابر متجاوز بايستد و از آن ها حمايت كند. (نگاه كنيد تحرير الوسيله؛ امام خميني ج1 ص 485)

البته در علم حقوق هرگاه از دفاع سخن به ميان مي آيد منظور آن است كه شخص در برابر اتهامات و ايراداتي كه از سوي اصحاب دعوا طرح مي شود از خود دفاع كند و لايحه دفاعي از خود تهيه كند. (ترمينولوژي حقوق؛ جعفري لنگرودي ص 303)

از تعريف هايي كه از واژه در زبان شناسي و اصطلاح شناسي و گستره معنايي آن به دست داده شد تا اندازه اي فلسفه دفاع و تشريع آن به عنوان حق طبيعي، فطري و واجب و تكليف ديني دانسته شده است. به اين معنا كه كاربردهاي واژه و اصطلاح بيان مي كند كه هدف از ايجاد چنين حقي چيزي جز محافظت بر حق طبيعي بشر كه حفظ جان و مال است نيست و از آن جايي كه آبرو و شخصيت افراد همانند جان آدمي عزيز و گرامي است و هتك آن همانند نيستي و نابودي وي شمرده مي شود، از اين روست كه در عرض جان و مال مطرح شده است. مسئله مال نيز اين گونه است؛ زيرا مال به معناي مجموعه دستاوردهاي مادي بشر است كه براي آن تلاش كرده است و براي بقا و حفظ جان خود به آن نياز دارد. اگر كسي مال و سرمايه ديگري را به غارت ببرد و ره توشه وي را بربايد در حقيقت ادامه بقا را از وي سلب نموده است. به هر حال در گام نخست دفاع از جان مطرح مي شود كه امري از حقوق طبيعي و فطري و اولي بشر است و مساله مال به بقاي همان جان بستگي دارد و عرض و آبرو نيز بخشي از جان آدمي و كرامت بشري است كه سلب آن همانند گرفتن جان است.

 

علل تشريع قانون دفاع

مساله اي ديگر كه در فلسفه دفاع مطرح مي شود، مساله علل تشريع حكم و قانون دفاع است. به اين معنا كه علل تشريع اين قانون چيست؟

قرآن در پاسخ به اين پرسش امور چندي را به عنوان علل تشريعي و يا فلسفه حكم بر شمرده است كه از آن جمله مي توان به جلوگيري از فساد و تباهي در زمين اشاره كرد كه در آيه 251 سوره بقره به آن اشاره شده است. دفع ظلم و ستم از شخص و يا جامعه علت ديگري است كه در آيه 40 سوره حج به آن توجه داده شده و بيان گرديده كه با دفاع از خود و جامعه مي توان ظلم و ستمي كه از سوي ديگران به صورت فردي و يا جمعي اعمال مي شود جلوگيري كرد و عدالت را در جامعه گسترش داد.

از ديگر عللي كه براي تشريع قانون و حق دفاع بيان شده مي توان به مساله حفظ دين و آيين ها و سنت هاي پسنديده و هنجارها اشاره كرد كه در آيه 40 سوره حج به شكل ديگري بيان شده است. به اين معنا كه بخش مهمي از انسانيت انسان را اعتقاد و باورهاي وي شكل مي دهد كه به شكل دين و آيين و رسوم مطرح است. تعرض به نمادهاي ديني و سنت هاي فرهنگي در حقيقت تعرض به شخصيت انساني مي باشد كه آسيب هاي جدي به انسان و جامعه بشري وارد مي سازد. از اين رو حفظ دين و نمادهاي ديني در برابر تهاجمات فرهنگي اصلي است كه در اين آيه به آن اشاره شده است.

مساله تهاجمات فرهنگي كه به اشكال مختلف انجام مي شود هويت فردي و جمعي را در معرض خطر قرار مي دهد از اين روست كه مورد توجه و اهتمام خاص و ويژه قرآن قرار گرفته است. خداوند در بيان تشريع قانون دفاع از دين و آيين و فرهنگ هاي بشري و نمادهاي ديني كه در آيه 40 سوره حج بيان مي كند مي كوشد تا نقش فرهنگ را به خوبي در زندگي بشري نشان دهد. شگفت اين كه اين قانون دفاع از فرهنگ و آيين در سوره حج بيان شده است كه خود يكي از مهم ترين آيين ها و فرهنگ هاي بشري و ديني است.

در طول تاريخ همواره دشمن هنگام حمله و يا پيروزي مي كوشد تا فرهنگ و نمادهاي فرهنگي را مورد تعرض قرار دهد تا هويت جمعي امت و ملتي را از ميان بردارد. با ازميان بردن فرهنگ ها و نمادهاي فرهنگي مي توان هويت جمعي ملتي را از ميان برداشت و بر آنان مسلط شد و فرهنگ و نمادهاي ديگر را تحميل كرد و ملتي را اين گونه از ميان برداشت. در حقيقت نسل كشي نژادي اگر بتواند تاثيري داشته باشد بسيار كم و سست بنياد است ولي هويت زدايي فرهنگي مي تواند بسيار خطرساز باشد.

 

آثار دفاع

قرآن براي مسئله دفاع نظامي آثاري بيان مي كند كه مي توان به آن ها به عنوان اصول كلي توجه داشت. در حقيقت آثاري كه براي دفاع بيان مي شود ارزش و اهميت دفاع و نيز چرايي و چگونگي دفاع را نيز بيان مي دارد و به عنوان اصل راهبردي مي تواند در برنامه ريزي مورد توجه و اهتمام خاص قرار گيرد.

از جمله مهم ترين آثاري كه براي دفاع نظامي برشمرده شده است حفظ جامعه از فساد و تباهي است؛ زيرا هر متجاوزي مي كوشد تا جان ديگري را بستاند و يا بر او حكومت كرده و چيره شود؛ در حالي كه از چنين حقي برخوردار نيست و شمشير و قدرت مجوزي بر ولايت نمي باشد. متجاوزان حقوق طبيعي و قانوني را زير پا مي گذارند و عدالت را تباه مي سازند و نسل و حرث و كشت و زرع را به تباهي و نابودي مي كشانند. (بقره آيه 251)

با دفاع مشروع است كه جلوي تباهي و فساد در جامعه و زمين و محيط زيست گرفته مي شود و ظلم و بيداد نمي تواند خود را بر جامعه اي مسلط كند.

از ديگر آثار دفاع مشروع آن است كه نمادهاي فرهنگي و علل و عوامل انسجام ملي هر جامعه حفظ مي شود و مساجد و كليسا و كنيسه و ديگر نمادهاي فرهنگي و آييني تباه نمي شود. (حج آيه 40)

تأمين آزادي عقيده از ديگر دستاوردهاي دفاع مشروع در برابر متجاوزان است، زيرا متجاوزان مي كوشند تا عقايد و فرهنگ هاي خويش را تحميل كنند و با دگرگوني فرهنگي گفتمان و فرهنگ خاص ديگري را بر جامعه به زور شمشير و سرنيزه تحميل نمايند. اين گونه است كه قرآن در آيات 39 و 40 دفاع مشروع را عاملي مهم براي حفظ عقيده و تأمين آزادي هاي عقيدتي برمي شمارد.

دفع متجاوزان موجب مي شود تا كساني كه از سرزمين و موطن خود از ترس مرگ و يا فشارهاي روحي و رواني گريخته اند به سرزمين مألوف خويش بازگردند. از اين روست كه در آيه 246 و 251 سوره بقره دفاع متجاوزان را عامل مهمي براي بازگشت به وطن و سرزمين هاي اشغال شده پيشين بر  مي شمارد.

احقاق حقوق مظلومان و تأمين آزادي آنان براي ابراز عقيده خود از مهم ترين آثاري است كه بر دفاع مشروع مترتب مي شود. اين مسئله ارتباط ميان آزادي و دفاع مشروع را به خوبي بيان مي كند.

 

 و اين كه در نظر اسلام مسئله آزادي و حقوق ديگران تا چه اندازه از اهميت و اعتبار برخوردار مي باشد كه حتي از وظايف افراد جامعه است كه براي حقوق ديگران و دست يابي آنان به حقوق خويش همگان وارد شده و به دفاع از آن بپردازند. (حج آيه 39و40)

دفاع از مظلومان و يا زنان و ناتوانان و ميهمان (حجر آيه 68 و 69 و شعرا آيه 227 و اسراء آيه 32 و بقره آيه 226 و 229) از جمله توجه و اهتمامات قرآن به مسئله ديگري است كه مي بايست همواره از سوي مؤمنان نيز مورد توجه قرار گيرد. در حقيقت دفاع از خود تنها مسئله اسلام و قرآن نيست بلكه دفاع از ديگران و جامعه نيز مسئله اي است كه آثار و كاركردهاي مهمي دارد.

به هر حال مسئله دفاع در آيات قرآني بيانگر اين نكته است كه دشمن همواره به اشكال مختلف مي كوشد تا مردم را بشكند و آنان را خوار و ذليل گرداند. بنابراين لازم است كه همواره با بيداري به مقابله با روش ها و سازوكارهاي دشمنان پرداخت و از تهاجمات فرهنگي آنان كه به نمادهاي انسجام ملي صورت مي گيرد غافل نبود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تغيير فرهنگي نيز دراين ميان از راه تصاوير ماهواره اي و گوگل و ياهو انجام مي شود و همه سنگرهاي فرهنگي يك به يك فتح مي گردد و كار براي بنياد عظيم سورس باز مي شود.

 

از اين روست كه قرآن در آيه 40 سوره حج مساله هدم و از ميان بردن كليسا و كنيسه و مساجد را كه نمادهاي ديني و آييني فرهنگ هاي توحيدي است را مساله مهمي مي داند كه در دستور كار فرهنگ زدايان قرار دارد تا به اين وسيله هويت زدايي كنند و به تباهي و فساد در زمين بپردازند و عدالت را كالاي بي ارزش كنند. از اين روست كه در تهاجم فرهنگي غرب همواره از آزادي به عنوان كالا مطلوب سخن به ميان مي آيد كه به معناي هرزگي و بي بند وباري فرهنگي و هويت زدايي است و هرگز از عدالت سخني به ميان نمي آيد كه مخالف صريح هويت زدايي مي باشد.

فلسفه و علت تشريع ديگري كه قرآن براي دفاع بيان مي كند مساله دفاع از مظلومان است. به اين معنا كه در تشريع قانون دفاع تنها مساله خود مطرح نيست بلكه ديگران و نيز جامعه نيز مطرح مي باشد. از اين روست كه درآيه 39 سور حج مسئله دفع ظلم براي دفاع از ديگران و مظلومان فردي و اجتماعي جامعه به عنوان فرض و واجب مطرح مي شود.

در اين آيه سخن از دفع تجاوز به جامعه و ملت است. به اين معنا كه تنها دفاع از خود فردي مطرح نيست بلكه دفاع از خود جمعي كه به شكل ملت و جامعه مطرح مي شود نيز امري است كه مي بايست در حوزه دفاع از خود بيان شود. ارتباط تنگاتنگي كه قرآن براي جامعه و فرد مي يابد اين مسئله را تأكيد مي كند كه دفاع از جامعه به معناي دفاع از خود مي باشد.

اين دفاع مي تواند در برابر تهاجمات فرهنگي و يا نظامي باشد. از اين روست كه در آيات 39 و 40 سوره حج به مشروعيت دفاع از فرهنگ و نمادهاي فرهنگي و شريعت ها و آيين هاي توحيدي اشاره شده است و دفع تجاوز نظامي دشمن را خواستار شده است. به اين معنا كه دشمن گاه نخست به قصد از ميان بردن فرهنگ ها هجوم مي آورد و حملات اصلي را متوجه نمادهاي ديني مي كند و گاه ديگر به قصد تباهي مردمان و ملت ها و يا استعمار آنان انجام مي دهد و در ادامه براي بقاي خود به تحليل فرهنگ ها و نمادهاي فرهنگي براي از ميان بردن انسجام ملي عمل مي كند. در هر حال دفاع امري مشروع و بلكه واجب و تكليفي عيني است كه مي بايست همگان بدان قيام كنند.

 

آثار دفاع

قرآن براي مسئله دفاع نظامي آثاري بيان مي كند كه مي توان به آن ها به عنوان اصول كلي توجه داشت. در حقيقت آثاري كه براي دفاع بيان مي شود ارزش و اهميت دفاع و نيز چرايي و چگونگي دفاع را نيز بيان مي دارد و به عنوان اصل راهبردي مي تواند در برنامه ريزي مورد توجه و اهتمام خاص قرار گيرد.

از جمله مهم ترين آثاري كه براي دفاع نظامي برشمرده شده است حفظ جامعه از فساد و تباهي است؛ زيرا هر متجاوزي مي كوشد تا جان ديگري را بستاند و يا بر او حكومت كرده و چيره شود؛ در حالي كه از چنين حقي برخوردار نيست و شمشير و قدرت مجوزي بر ولايت نمي باشد. متجاوزان حقوق طبيعي و قانوني را زير پا مي گذارند و عدالت را تباه مي سازند و نسل و حرث و كشت و زرع را به تباهي و نابودي مي كشانند. (بقره آيه 251)

با دفاع مشروع است كه جلوي تباهي و فساد در جامعه و زمين و محيط زيست گرفته مي شود و ظلم و بيداد نمي تواند خود را بر جامعه اي مسلط كند.

از ديگر آثار دفاع مشروع آن است كه نمادهاي فرهنگي و علل و عوامل انسجام ملي هر جامعه حفظ مي شود و مساجد و كليسا و كنيسه و ديگر نمادهاي فرهنگي و آييني تباه نمي شود. (حج آيه 40)

تأمين آزادي عقيده از ديگر دستاوردهاي دفاع مشروع در برابر متجاوزان است، زيرا متجاوزان مي كوشند تا عقايد و فرهنگ هاي خويش را تحميل كنند و با دگرگوني فرهنگي گفتمان و فرهنگ خاص ديگري را بر جامعه به زور شمشير و سرنيزه تحميل نمايند. اين گونه است كه قرآن در آيات 39 و 40 دفاع مشروع را عاملي مهم براي حفظ عقيده و تأمين آزادي هاي عقيدتي برمي شمارد.

دفع متجاوزان موجب مي شود تا كساني كه از سرزمين و موطن خود از ترس مرگ و يا فشارهاي روحي و رواني گريخته اند به سرزمين مألوف خويش بازگردند. از اين روست كه در آيه 246 و 251 سوره بقره دفاع متجاوزان را عامل مهمي براي بازگشت به وطن و سرزمين هاي اشغال شده پيشين برمي شمارد.

احقاق حقوق مظلومان و تأمين آزادي آنان براي ابراز عقيده خود از مهم ترين آثاري است كه بر دفاع مشروع مترتب مي شود. اين مسئله ارتباط ميان آزادي و دفاع مشروع را به خوبي بيان مي كند و اين كه در نظر اسلام مسئله آزادي و حقوق ديگران تا چه اندازه از اهميت و اعتبار برخوردار مي باشد كه حتي از وظايف افراد جامعه است كه براي حقوق ديگران و دست يابي آنان به حقوق خويش همگان وارد شده و به دفاع از آن بپردازند. (حج آيه 39و40)

دفاع از مظلومان و يا زنان و ناتوانان و ميهمان (حجر آيه 68 و 69 و شعرا آيه 227 و اسراء آيه 32 و بقره آيه 226 و 229) از جمله توجه و اهتمامات قرآن به مسئله ديگري است كه مي بايست همواره از سوي مؤمنان نيز مورد توجه قرار گيرد. در حقيقت دفاع از خود تنها مسئله اسلام و قرآن نيست بلكه دفاع از ديگران و جامعه نيز مسئله اي است كه آثار و كاركردهاي مهمي دارد.

به هر حال مسئله دفاع در آيات قرآني بيانگر اين نكته است كه دشمن همواره به اشكال مختلف مي كوشد تا مردم را بشكند و آنان را خوار و ذليل گرداند. بنابراين لازم است كه همواره با بيداري به مقابله با روش ها و سازوكارهاي دشمنان پرداخت و از تهاجمات فرهنگي آنان كه به نمادهاي انسجام ملي صورت مي گيرد غافل نبود.

اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
+ نوشته شده     توسط ساده ایرونی آموزشی  | 

ب) مسئولیت بکارگیری منابع دولتی به گونه ای کارا، اقتصادی، اثربخش و در راستای هدفهایی که این منابع برای آن تجهیز شده با مقامات دولتی و سایر اشخاصی است که مدیریت منابع مزبور را بر عهده دارند

ج) مسئولیت رعایت قوانین و مقررات مربطو با مدیران دولتی و آنانی است که منابع دولتی را برعهده دارند.

د) مقام های دولتی و اشخاصی که عهده دار منابع دولتی در استقرار و نگهداری سامانه های اثربخش نظام کنترل های داخلی، مسئولیت دارند تا از دستیابی به هدف ه و مقاصد مناسب، حفاظت از دارایی ها، رعایت قوانین و مقررات و جمع آوری، نگهداری و افشای اطلاعات قابل اتکا اطمینان یابند.

هـ) مقامات دولتی و اشخاصی عهده دار منابع دولتی، هم در برابر مردم و هم در برابر سطوح و شعبات دولتی مسئولیت داشته و باید گزارش های مناسبی به آنها ارائه کنند.

ی) حسابرسی و اظهارنظر نسبت به گزارش های دولتی، بخش اساسی فرایند کنترل و پاسخگویی است. از راه جمع آوری و ارزیابی بی طرفانه ی شواهد و مدارک سبب می شود تا اطلعات گزارش شده توسط مدیریت یا دریافت شده از مدیریت، قابلیت اتکا داشته باشد.

به ترتیب حسابرسی بخش دولتی شامل حسابرسی مالی و حسابرسی عملیاتی است و حسابرسان موارد خلاف قانون را در گزارش خود به مراجع ذی صلاح ارائه می کنند پس حسابرس در بخش عمومی در دو مورد ذیل اظهار نظر می نمایند:

1.   آیا عملیات مالی دستگاه اجرایی تحت رسیدگی، به روش مطلوب براساس موازین حسابداری و حسابرسی دولتی ارائه شده است؟

2.   آیا دستگاه اجرایی تحت رسیدگی، قوانین و مقررات مربوط را رعایت کرده است؟ (دانش حسابرسی شماره 27، ص 7-8)

 

که مورد اول در طی حسابرسی مالی و مورد دوم نتیجه حسابرسی عملیات است. کلیه حسابرسان لازم است اصول حسابرسی را رعایت نمایند اصول حسابداری بررسی عمومی که توسط انجمن حسابرسی عمومی چنین عنوان شده است.

1.      استقلال حسابرسان بخش عمومی از سازمان بازرسی شده.

2.      حوزه و دامنه ی وسیعی از حسابرسی های عمومی

3.      توانایی حسابرسان عمومی در تهیه نتایج ممیزهای عمومی موجود. (the principles of pubic audit)

همچنین عنوان می دارد که جهت حسابرسی عمومی کارآ، گزارشات مرتب و مقتضی مورد نیاز است. گزارش حسابرسان عمومی نتایج حاصله از حسابرسی شان را به نمایندگن مسئول بودجه عمومی جهت یافتن فعالیت های مربوط یا مستقیما به عامه مردم در جائیکه منافع عمومی ایجاد کند، ارائه می نمیند. بدین ترتیب چرخه پاسخگویی کامل می شود. ممیزی عمومی باید بتواد فرمول زیر را پوشش دهد.

 

inputs

putputs

outcomes

 

            Effectiveness                             efficiency                 economy  

 

 


 

با عنایت به وجود سیستم اداره امور سنتی در کشورمان وجود مشکلات در شرایط بوروکراسی حسابداری و حسابرسی بخش دولتی به تنهایی حل کننده مشکلات نمی باشد. چرا که حسابرسی و حسابداری موسوم بخش دولتی معمولا دو جز است.

1.   تدارک صورت های مالی مربوط به یک دوره خاص (معمولا یک سال مالی) و حسابرسی آن صورت ها جهت تعیین نظر حسابرسی مبنی براینکه آیا ای هزینه به صورت قانونی اعمال گردیده یا خیر و اینکه آیا یک دیدگاه حقیقی و منصفانه در مورد معامله ثبت شده، دارند یا خیر؟

2.   ارائه نظر بر قانون مند بودن و تناسب هزینه ها که ممکن است قانونی اجرا شده باشند اما با برخی قواعد اجرایی یا اخلاقیات یا سایر استانداردها مغایرت دارد. در حالیکه لزوما این قوانین ممکن است در جایی قید نشده باشند به نظر حسابرسی ممکن است معمولا مفید بیایند. (جون بورن، ص 36)

 

در نهایت ذکر انتظارات در استانداردهای حسابرسی اینتوسای جهت توجه بیشتر حسابرسان می تواند مفید واقع گردد. استانداردهای عمومی حسابرسی دولتی در پاراگراف 41-2-2 چنین می گوید:

لازم است حسابرسان از موقعیت ها، صف های کنرتلی، کاستیها در پشت سوابق، اشتباهات و مبادلات غیرمتعارف یا نتایجی که می تواند حاکی از تقلب، هزینه های غیرقانونیف عملیات غیرمجاز، اتلاف، ناکارآمدی یا فقدان صلاحیت باشد غفلت ننموده و نسبت به آنها هشیار باشند.(ناوچی/مترجم: ماری، ص 2)

 

بررسی تطبیقی سیستم نظارت مالی در کشورهای جهان

نظارت هاي مالي در آمريكا و ديگر كشورهاي توسعه يافته دنيا به دو گروه عمده تقسيم مي شوند:

1.      نظارت هاي مرتبط با امنيت و صحت (safety-and-soundness regulation)

2.      نظارت هاي مربوط به رعايت مقررات ( regulation compliance).

ـ هدف اساسي نظارت هاي مرتبط با امنيت و صحت عبارت است از حمايت از «سپرده گذاران وجوه مشخص» (fixed-amount creditors) در مقابل خسارات ناشي از ورشكستگي موسسات مالي كه اين مبالغ را بدهكارند، طوري كه ثبات دروني سيستم مالي تضمين شود.

ـ نظارت هاي مالي در آمريكا توسط تركيبي از اداره هاي فدرال و ايالتي صورت مي گيرد. (روزنامه اقتصاد، شماره 1927)

در کشور اوگاندا، دفتر حسابرسی عمومی، حسابرسی عمومی را برعهده دارد. حسابرسی کل به صورت کاملا مستقل و تحت ماده 163 قانون اساسی اوگاندار منصوب شده است. حدود اختیارات، وظایف و مسئولیت های طبق قانون اساسی 1995 جمهوری اوگاندا و قانون 2008 حسابرسی ملی مشخص گردیده است. این دفتر به عنوان یک حسابرسی خرجی مستقل از دولت بوده و نقش حسابرسی کل، ارائه نظارت (مستقل) و فعالیت های دولتی می باشند. هدف از ممیزی های صورت گرفته توسط حسابرسی عمومی چنین است:

1.      تبیین اینکه آیا کمک های دولتی کارآ، موثر و مطابق با قوانین اعمال شده اند.

2.      ارزیابی کنترل های داخی و کمک به بهبود امور دولت و در سازمان های دولتی

3.      انجام تحقیقات لازم جهت ارزیابی اینکه آیا فعالیت های غیرقانونی یا نامناسب رخ می دهد.

4.      تبیین اینکه آیا سازمان های بخش دولتی قواعد و مراحل انطباق با قوانین و مقررات را اعمال می نمایند؟

5.      ارائه کمک به مجلس و دادن گزارش عمومی در حمایت از کمیته نظارت (برگرفته از سایت oay)

 

در استرالیا نیز دفتر حسابرسی عمومی جهت بخش دولتی وجود دارد که توسط استانداری منصوب می گردد. گزارشات حسابرسی مستقیما به مجلس و در نهایت به مردم ارائه می شود.

 

سیستم نظارت و بازرسی در کشور چین

وسعت سرزميني و جمعيت بالا‌ي چين باعث شده كه نظام اداري اين كشور تشكيلا‌ت وسيعي را شامل شود. بديهي است كه اين نظام به منظور جلوگيري از بروز فساد و تخلف در دستگاه‌هاي دولتي نياز به كنترل و نظارت دايم و مستمر دارد. مضافا اينكه نظام تك‌حزبي در چين و كنترل مطلق تمام دستگاه‌ها و رسانه‌ها و... امكان انعكاس اخبار و تحولا‌ت داخلي دولت، به منظور گسترش نظارت عمومي‌را كاهش مي‌دهد. به همين دليل دولتمردان چين چنين ادعا مي‌كنند كه روند توسعه و رشد اقتصادي در چين مرهون نظام دقيق كنترل دولتي می دانند.

در كشور چين وظيفه مهم نظارت بر عملكرد دستگاه‌ها بر عهده وزارت نظارت می باشد که در اكتبر سال 1949 كميسيون نظارت تحت كنترل دولت مركزي تشكيل گردید. و در سپتامبر 1954 اين كميسيون به وزارت نظارت تغيير نام داد. در نهم مي‌1997 قانون جمهوري خلق چين در مورد نظارت دولتي به تصويب رسيد. براساس قانون اساسي چين، وزارت نظارت حق بازرسي، رسيدگي، توصيه و در نهايت تنبيه را دارد.

در مرحله اول، وزارت نظارت مي‌تواند نحوه اجراي قوانين، مقررات و سياست‌هاي دولت را توسط ارگان‌هاي اجرايي و اداري و كاركنان آن مورد رسيدگي قرار دهد.

در مرحله دوم، مي‌تواند به موارد نقض قانون، مقررات و سياست‌ها و نظم اداري را كه توسط ارگان‌هاي اداري يا كاركنان آنها صورت گرفته است، رسيدگي كند.

در مرحله سوم مي‌تواند به بخش‌هاي مربوط براي رفع مشكل توصيه‌هايي ارايه نماید و آنها  مكلف به اجراي توصيه‌هاي ارايه شده، هستند.

در مرحله آخر نيز وزارت نظارت مي‌تواند براساس بررسي‌هايي كه به عمل آورده است، اقدام به صدور نماید

گستره فعاليت‌هاي وزارت نظارت خيلي وسيع است. كاركنان وزارت نظارت از نيروهاي متخصص هستند و در يك فرآيند طولا‌ني انتخاب و استخدام می گردند.

از ديگر وظايف وزارت نظارت چین، کنترل نحوه گزينش نيروهای پرسنلی، كنترل نحوه خريد اقلا‌م دولتي و همچنين نظارت بر مناقصه‌ها و مالكيت‌هاي عمومي‌و جمعي است. (برگرفته از سایت سازمان بازرسی)

نظام کنترلی کشور ژاپن

دولت ملی ژاپن دارای تعامل های گوناگون بازرسی، حسابرسی و کنترل است. در سازمان و تشکیلات عمده بدین شرح کنترل مالی و اداری این کشور را برعهده دارند.

هیات حسابرسی

این هیئت مستقل از قوای سه گانه وظیفه کنترل خود را اعمال می نماید. براساس اصل 90 قانون اساسی ژاپن گزارش نهایی هزینه ها و درآمدهای دولت باید بطور سالانه به وسیله هیئت حسابرسی مورد رسیدگی قرار گرفته و در پایان سال مالی به مجلس تقدیم گردد.

در ژاپن کابینه مسئولیت تدوین و تنظیم بودجه و ارائه آن به مجلس را برعهده دارد. بنابراین پیش بینی درآمدها و هزینه های هیئت حسابرسی بایستی توسط وزارت دارایی مورد رسیدگی قرار گیرد. با این وجود دولت (وزارت دارایی) قبل از اخذ هرگونه تصمیم در مورد هزینه های تضمینی از سوی مجلس باید پاسخگوی مجلس، دیوان عالی و هیات حسابرسی باشد.

هیات حسابرسی که عالی ترین سازمان تصمیم گیرنده به شمار می اید دارای یک کمیسیون به نام کمیسیون نظارت است که صرفاً درباره موضوعات مهمی نظیر وضع یا لغو مقررات هیات حسابرسی گزارشهای حسابرسان، داوری درباره مسئولیت های ماموران عالی و تصمیمات مربوط به شکایات واصله اتخاذ تصمیم می نمید.

دفتر کل امور اجرایی تحت نظارت کمیسیون بازرسی قرار داشته و مسئولیت امور عمومی و فعالیت های ممیزی را برعهده دارد.



 

نظام کنترل در کشور مالزی

در قانون اساسی فدرال مالزی برای کنترل هزینه های عمومی مقررات خاصی وضع شده است. به موجب ماده 76 این قانون ختصار تصویب قانون مالی برعهده پارلمن است. علاوه بر قانون اساسی دو قانون خاص هم در مورد مالیه عمومی و اداره و حسابرسی به تصویب رسیده است. کنترلهزینه های عمومی در سطح زیر صورت می گیرد:

الف) در سطح پارلمان:

طبق ماده 104 قانون اساسی برداشت هیچ وجهی از حساب متمرکز مجاز نخواهد بود مگر آنکه مصرف آن در همان حساب پیش بینی شده و پارلمان طبق ماده 102 با آن موافقت کرده باشد.

طی مده 106 قانون اساسی یک نظارت در مرحله بعد از انجام هزینه نیز به پارلمان واگذار شده است. به موجب این ماده حسابرسی کل باید حساب های حکومت مرکزی و حکومت های ایالتی را حسابرسی و درباره آن ها گزارش و صورت حساب عمومی سالانه تهیه کند.

 

ب) در سطح اجرایی دولت مرکزی

به موجب ماده 6 قانون ترتیبات مالی، نظارت، کنترل و مدیریت امور مالی حکومت مرکزی و حساب متمرکز برعده وازرت دارایی است. هر پیشنهادی که موجب خرج یا متضمن آثار مالی در مورد وجوه دولت مرکزی باشد، باید پیش از آنکه به تایید دولت برسد به خزانه داری تسلیم گردد.

 

ج) در سطح دستگاه خرج کننده

در هر وزارتخانه یا داره کل که پارلمان در هر سال مبالغی از وجوه عمومی را به آن جا تخصیص می دهد، تضمین این که وجود مزبور به ترتیب شایسته ای اداره و خرج می شود برعهده ناظر هزینه ای است که به وسیله وزیر دارایی منصوب می گردد.

وظایف و مسئولیت های ناظر خر ج از لحاظ تضمین این که همه امور مالی حوزه ماموریت او با رعایت صرفه و دوراندیشی اداره می شود در دستورالعمل ها، بخش نامه ها و نامه های خزانه داری مشخص شده است. گذشت از این به موجب قانون حسابرسی مصوب 1957 ناظر هزینه باید اطمینان یابد که اداره امور مالی حوزه ماموریت او طبق مقررات و رویه ها است و با کارآیی، بهره وری، رعایت صرفه و پرهیز از اسراف اداره می شود.

جهت کمک به ناظر خرج در انجام تکالیفی که طبق مقررات قانونی به عهده دارد، خزانه داری ترتیب ایجاد یک واحد حسابرسی را زیر نظر او در داخل وزارتخانه داده و پشتیبانی از آن را پذیرفته است.

وظایف و مسئولیت های ناظر هزینه بسیار گسترده بوده و دست کم حدود چهل نوع وظیفه برای او مشخص گردیده است.

نظار هزینه نیز در سطح ادارات وظایف مشابهی دارند.

 

 

 

اجرا و کنترل بودجه

الف) در سطح پارلمان

پارلمان پس از رسدگی به برآوردهای بودجه با تصویب قانون اعتباری وجوه لازم را برای هزینه ها در برنامه ها و فعالیت های مختلف و موضع های کلی تخصیص می دهد. این وجوه را نمی توان بدون موافقت وزیر دارایی برای مصارف دیگر انتقال داده اختیار او هم برای جابه جایی وجوه میان برنامه ها، فعالیت ها و موضع های کلی از پارلمان سرچشمه گرفته است.

 

در سطح دستگاه مرکزی

فرایند کنترل هزینه های عمومی از ابتدای فرایند بودجه آغاز می شود. در مرحله اجرای بودجه خزانه داری از ناظر هزینه صورتحساب ماهانه می خواهد تا کارآیی در اداره منابع، الگوهای هزینه های ماهانه از لحاظ میزان مصرف میزان موجودی اعتبار و ... و صحت هزینه ها را مشخص نماید.

 

ج) در سطح دستگاه های خرج کننده

هزینه های ادارات نه تنها با قوانین و مقررات بلکه به وسیله سیاست گذاری دولت نیز محدود می شود. پس از آنکه بودجه درخواستی ناظر هزینه به تصویب پارلمان رسید نظارت بر اجرای آن جز مسئولیت وی درمی آید.

مکانیسم های نظام کنترل مالی در مالزی برعهده پارلمان، کمیته محاسبات عمومی، دفتر حسابرسی کل و کمیته هیات وزیران برای مدیریت دولتی می باشد.

 

نظام کنترل مالی بخش عمومی در جمهوری فدرال آلمان

1. کنترل قوه مقننه:

کنترل های قوه مقننه به وسیله کمسیون هایی که در مجلس ملی این کشور تشکیل می گردند اعمال می شود.

الف) کمیسیون درخواست و شکایت

ب) کمسیون های تحقیق

ج) کمسیون های بررسی

علاوه بر آن، کنرل های دیگری نیز قوه مقننه دارد مانند:

1.      نماینده مجلس در ارتش که وکیل دوم است و از حقوق شهروندان در مقابل این نهاد صیانت می کند.

2.      قانون بودجه که ابزار کلاسیک اعمال نظارت مجلس به شمار می آید.

3.   دیوان محاسبات که نه تنها به بررسی این رو می پردازد که آیا هزینه ها طبق مقررات بوده یا نه بلکه بر مصرف بهینه بودجه نیز نظارت دارد.

 

2. کنترل قوه قضائیه

الف) دادگاههای اداری: اختلاف بین شهروندن و قوه مجریه در صلاحیت رسیدگی این دادگاه ها می باشد.

ب) دادگاه های مالیاتی: اختلاف های مالیاتی بین شهروندان و اداره های دارایی رسیدگی می نمایند.

ج) دادگاه های کار: برطرف کننده و رسیدگی کننده به اختلافات ناشی از قرارداد بین کارفرمایان و کارگران

 

در کشور جمهوری اسلامی ایران نهادها و سازمان هایی که هر یک به طریقی امر نظارت، حسابرسی و بازرسی را برعهده دارند عبارتنداز:

1.      دیوان محاسبات کشور

2.      سازمان بازرسی کل کشور

3.      سازمان حسابرسی

4.      سازمان مدیریت و برنامه ریزی

5.      وزارت امور اقتصادی و دارایی

 

1. دیوان محاسبات کشور

دیوان محاسبات کشور بازوی کنترل و نظارت قوه مقننه محسوب می شود. این دیوان طبق اصل 54 قانون اساسی تشکیل و زیر نظر مستقیم مجلس شورای سالامی بوده تا اصل استقلال حسابرسی تحقق یابد. دیوان محاسبات متولی امر نظارت بر اجرای بودجه پس از انجام خرج می باشد. وظایف دیوان محاسبات و محدوده اختیارات آن در اصل 55 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مشخص گردیده است. این دیوان علاوه بر کنترل عمیات و فعالیت های مالی کلیه وزارتخانه ها و موسسات و شرکت های دولتی که به نحوی ....... از بودجه کل کشور استفاده می نمایند، تهیه و تدوین گزارش ... بودجه به انضمام نظرات خود و ارائه آن به مجلس شورای اسلامی را برعهده دارند.

 

2. سازمان بازرسی کل کشور

این سازمان طبق اصل 174 قانون اساسی، وظیفه نظارت بر اجرای صحیح قوانین و مق ررات دولتی و نظارت قضایی بر امور مالی را بعهده دارد. سازمان بازرسی کل کشور، امر بازرسی مستمر از کلیه وزارتخانه ها، موسسات دولتی، نهادهای عمومی غیردولتی و ... را برعهده دارند. همچنین انجام بازرسی های فوق العاده حسب الامر مقام معظم رهبری و با ریاست قوه قضائیه یا درخواست رئیس جمهوری و یا کمسیون های اصول 88 و 90 قانون اساسی مجلس شورای اسلامی یا به تقاضای وزیر و مسئول دستگاه اجرایی که به نظر رئیس سازمان ضروری تشخیص داده شود و در صورت انجام تخلف در دستگاه های یاد شده، سازمان بازرسی ان را به رئیس جمهور و در صورت که سود جریان مالی یا اداری روی داده باشد گزارش آن را به مقامات قضائی صالح منعکس می نماید.

 

 

 

3. سازمان حسابرسی

سازمان حسابرسی که از مجموعه وزارتخانه امور اقتصادی و دارایی م یباشد عمدتا گزارش های خود را برای هیات مدیره و مجامع عمومی شرکت ها تهیه می نماید و وظایف سازمان حسابرسی ملی اصول 44 و 45 قانون اساسی تعیین گردیده است.

 

4. سازمان مدیریت و برنامه ریزی

به استناد ماده 34 قانون برنامه و بودجه و تبصره ماده 90 قانون محاسبات نظارت عملیاتی بر طرح های تملک دارایی های سرمایه داری به سازمان مدیریت و برنامه ریزی واگذار شده است امر ارزشیابی و مطابقت عملیات و نتایج حاصله با هدف ها و سیاست های تبیین شده در قوانین بودجه کل کشور و دستورالعمل های مربوطه برعهده این سازمان است.

 

5. وزارت امور اقتصادی و دارایی

مطابق ماده 53  قانون محاسبات عمومی یکی از وظایف مهم این وزارتخانه اعمال نظات مالی بر دستگاه های اجرایی است. ماده 90 قانون محاسبات عمومی، انطباق پرداخت ها با مقررات و قوانین مالی محاسبات را برعهده این وزارتخانه نهاده است. این وزارتخانه نیز ذیحسابان را مسئول تطبیق پرداخت ها با قوانین دانسته است. (قدیری مقدم و بقایی داور)

 

 

 

تاریخچه بودجه و تعریف آن

در نظام هایی که قبل از پیدایش نظام سرمایه داری بر جوامع انسانی مسلط بودند به دلائل برخاسته از درون آن نظام ها و به سبب درک متفاوت افراد این جوامع از نظام های حاکم، مفهوم حکومت، دولت و بودجه به شکل امروزی مطرح نبود.

از اواخر قرن چهارم میلادیف نظام فئودالی به عنوان یک نظام مسلط جهانی شکل گرفته و تکامل یافت و سرانجام در اواخر قرن پانزدهم میلادی تجزیه ردیده و به نابودی گرائید.

در این نظام، فئودال ها و خان ها به صورت سلسله مراتب در تمامی هرم قدرت پراکنده بودند. در راس هرم خان بزرگ و در سطوح پایین تر خان های کوچک قرار داشتند. در حالیکه در قاعده این هرم، انبوه انسان هایی قرار داشتند که رعیت یا سرف خوانده می شدند.

در چنین نظام های بودجه مفهوم جز انعکاسی از خواسته ها و امیال فئودال بزرگ چیز دیگری نبود. در حقیقت بودجه ابزاری بود در قلمرو کشش ها و واکنش ها و گرایش های روانی و تمایلات گاه ابلهانه و بازی گوشه ورزی که هدفی نداشت جز آنکه خواسته های خود را به مرحله اجرا در آورد. شاید این جمله بسیار معروف لویی چهاردهم شاه فرانسه که بالصراحه می گفت: دولت منم بهترنی و کامل ترین بیان وضع در یک مقام حکومتی فئودال باشد. در چنین نظام هایی جایی برای بودجه و بودجه ریزی باقی نمی ماند، و سررشته امور مالی دولت در دست مستوفیانی که (مانند کشور ایران در دوره قاجاریه) نقش آنها در حقیقت نگهداری حساب های شخصی و فردی حاکم و فئودال بزرگ بود قرار داشت.

اما با پیدایش طبقه جدیدی به نام طبقه شهرنشینی (بورژوا)، با تلاشی محتاطانه اما سخت لجوجانه و با گردآوری سرمایه و دیگر ابزار قدرت خود را به سطح بالاتری رسانده و به صورت رقیبی تازه برای مقام فئودالی درآمد. در نتیجه دگرگونی زیادی در همه ابعاد زندگی من جمله نظام دخل و خرج حاکم بر نظام کهنه به وجود آمد و در نهایت به تحقیق نظام پارلمانی منتهی شد.

 

سیر تحول بودجه در انگلستان

در اوایل قرن سیزدهم انگلستان به صورت ملوک الطوایفی اداره می شد و هزینه های حکومت مرکزی از محل مالیات و عوارض که روسای طوایف پادشگاه می پرداختند تامین می گردید. اعتراض اعیان و اشراف در مورد حق تعیین مالیات، پادشاه انگلستان را ملزم به صدور منشور ماگنا کارتا (MAGNA CARTA) منشور کبیر یا فرمان آزادی کرد. تا اینکه در زمان ویلیان اورانج قانون لایحه حقوق (BILL,OF, RIGHT) از تصویب مجلس گذشت و پذیرفته شد که هیچگونه مالیات و عوارضی و هدیه از طرف پادشاه بدون تصویب مجلس از مردن نباید گرفته شود.

بالاخره در اوایل قرن 18 با افزایش هزینه های دولتی بر اهمیت بودجه افزوده شد و برای کنترل قدرت پادشاه از لحاظ اخذ مالیات و مخارج دولتی از بودجه استفاده شد و پیش بینی درآمدها و هزینه ها به تصویب مجلس رسید.

اما مسئله نظات بر اجرای بودجه توسط نمایندگان مجلس، سالها مورد اختلاف  بود تا اینکه در سال 1861 نخست وزیر انگلستان گلادستون نظارت بر بودجه را بسیار جدی تعقیب نمود و برای اولین بار در انگلستان دیوان محاسبات تشکیل و اداره رسیدگی به حاسب ها دایر گردید. تصویب و نظارت بر بودجه برعهده پارلمان گذاشته شد بنابراین دوره زمانی تکامل بودجه و نیروی انگلستان از سال 1215 تا 1861 می باشد.

در قرن بیستم با آغاز جنبش مدیریت علی توسط فردریک تیلور، علاقه به بودجه ریزی در موسسات تولیدی و بازرگانی افزایش یافت.

 

تحول بودجه ریزی در آمریکا

مهاجرین انگلیس فکر بودجه ریزی دولتی را به مستعمرات از مجمله ایالات متحده آمریکا و کانادا بره و آن را مورد عمل قرار دادند. مراحل تکمیل بودجه ریزی دولتی تقریبا در تمام کشورها شبیه هم بوده است.

از اوایل 1940 به بعد در اکثر کشورهای صنعتی برنامه ریزی و نظارت به عنوان دو وظیفه مهم مدیریتی مورد توجه مدیران بخش دولتی قرار گرفت.

در نتیجه در سال 1947 در آمریکا به کمسیون هوور ماموریت داده شد که در خصوص اصلاح مدیریت سازمان های دولتی تحقیق و بررسی نماید. در کمسیون اول هورا. ای باک (A.E.BUCH) روش تنظیم بودجه عملیاتی را پیشنهاد نمود.

او معتقد بود که بودجه برنامه ای یا بودجه عملیاتی باید جانشین بودجه قبلی (بودجه متداول) شود.

 

 

 

تاریخ تحول بودجه ریزی در ایران

عواید و مخارج در دوره ایران باستان در دوره هخامنشیان

در دوره هخامنشيان فكر ماليه عمومي و تامين مخارج حكومتي در مراحل اوليه بوده است. در زمان داریوش کبیر برای وصول مالیات هم، مملکت را به 20 قسمت تقسیم کرده بود که به هر یک از آنها ساتراب گفته می شد و در راس هر یک از آنها یک نفر آریایی نژاد به عنوان حاکم گمارده بود و برای وصول مالیات از آنها تحقیق می کرد تا به کسی تعدی نشود.

 

دخل و خرج در زمان اشكانيان

در زمان اشكانيان دو نوع ماليات بنام اوزباري و پاتي‌باژ وجود داشته است. پاتي‌باژ خراجي بوده بسود پادشاه كه به شكل جنسي جمع‌آوري مي‌شده.اوزباري در واقع مميز كل املاك دولتي در زمين‌هاي شاهي بوده و ماليات‌هاي جمع‌آوري شده را ثبت مي‌كرده است.

 

دوره ساسانيان:

در این دوره چندين نوع ماليات وصول مي‌شد و مخارج دولت از ماليات اراضي که  تا  محصول وصول می شد تامین می گردید. از اواخر دوره ساسانیان قار بار مالیاتی بر مردم زیاد شد.

 

دوره سلجوقيان:

در دوره سلجوقيان عبدالملك كندري، وزير طغرل دستور داد تا بودجه يكساله براي كشور تنظيم شود. اما اصلاحات بزرگ مالي و اقتصادي سلجوقيان در زمان وزارت خواجه نظام الملك به عمل آمد و برنامه‌هايي براي كشور نوشته شد. در زمان سلطنت سلطان سنجر چند دفتر ديگر بر دفاتر ديواني افزوده شد و شرح وظايف نيز براي مديران دولتي تدوين گرديد. در اين دوران دفتر خرج از دفتر مداخل جدا شد و در نتيجه دو 2 ديوان جدا با دو 2 دفتر و بودجه ريزي براي هزينه‌ها و درآمدها بوجود آمد.

 

دخل و خرج در دوره اسلام

درآمدها و هزینه ها در دوره اسلام از زمان استیلی اسلام در ایران نظام مالیاتی همان نظام مقرر در دوره ساسانیان بود و ایرانیان مسلمان شده اصول دفترداری، حسابداری و تنظیم بودجه را به دیگر ممالک مسلمانان آموختند و ایرانیان وزیرد ارایی و خزانه درا شدند. در این زمان علاوه بر عوارض راهداری و گمرک، عارض بر تجارت داخلی و خارجی نیز وجود داشته است و همچنین خمس، زکات، انفال و جزیه ارقام لیاق در همین دوران توسط ایرانیان اختراع شد و 11 قرن بعد همچنان رایح بود و بودجه ریزی و حسابداری به زبان پهلوی و فارس نوشته می شد. در دوره اسلام علی (ع) اولین کسی بود که امور بیت المال را به صورت قانونی در آورد.

 

 

دوره مغول

اولین اثر نفیس و ارزنده ای که راجع به مالیات و وصول عواید و مصرف آن در دست است تالیف بی نظیر خواجه نصیرالدین طوسی در زمان هلاکو اس.

 

دخل و خرج در دوره صفویه

در دوره صفويه وصول درآمدها و اجازه خرج آنها بعهده وزير اعظم يا اعتماد الدوله بود. در اين زمان نظام مالي منظم ايجاد شد. شاه عباس نخستين پادشاهي بود كه عمران را بعنوان وظيفه‌اي براي حكومت قرارداد و دفاتر مركزي ماليه را مرتب كرد و از هر ولايت نيز دفتري مشابه ايجاد كرد. او بودجه متمركز را وضع كرد و از خود مختاري ولايات مختلف در زمينه امور مالي جلوگيري كرد.

 

درآمدها و هزینه در دوره قاجاریه

در دوره قاجاریه مالیه ایران به صورت غیرمتمرکز اداره می شد. به این ترتتیب که برای هر یک از ایالات و ولایات کتابچه یا دستورالعملی (بودجه جمع و خرج) توسط مستوفی مربوط (وزیر دارایی کنونی) در مرکز تهیه و پس از تصویب مقامات دولتی و امضا شاه به صورت مقطوع به حاکم محل ابلاغ می گردید.

نخستین تلاش د جهت سامان دادن به مالیه عمومی در دوره صدارت امیر کبیر صورت گرفت که آن هم به علت ناپاکی اطرافیان شاه و سرسپردگان سیاست خارجی ناکام ماند.

در این دوران امیر کبیر، نظام مالیاتی مثبتی بر ضابطه را برقرار کرد. او سازمان جدیدی را برای امور مالی کشور را تمرکز حساب ها و وصول مالیات ها در سال 1266 قمری به وجود آورد. امیرکبیر، ... را محدود ساخت. مستمری ها را قطع نمود. گمرک را از اجاره اشخاص خارج ساخت و تحت نظر مستقیم دولت درآورد. شیلات دریای خزر را از اجاره دولت ها خارج و به ایرانیان سپرد. او بودجه متوازن، قانون استیفا و قانون کسب 10% درآمد اصناف را به دولت اختصاص داد.

 

تاریخچه بودجه ریزی بعد از مشروطیت

بکارگیری کلمه بودجه در ایران بعد از مشروطیت معمول و مصطلاح گردید. پس از مشروطیت (1290 شمسی) در دوره دوم تقنینیه در سال 1328 هجری قمری برای اولین رتبه در ایران بودجه ای از طرف دولت تهیه و تقدیم مجلس شد. از آن سال به بعد بودجه ریزی در ایران هر سال نسبت به سال قبل کامل تر شده است. از سال 1328 خورشیدی اجرای برنامه های تملک دارایی های سرمایه ای در ایران محول گردید که تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی به ترتیب در برنامه ی ساله و سه برنامه 5 ساله به مرحله اجرا درآمد.

از ابتدای شروع برنامه های تملک دارایی های سرمایه ای، منابع مالی، مرجع تهیه و تنظیم و اجرای بودجه در شکور دوگانه بود. اعتبار تلک دارایی های سرمیه ای توسط سازمان مدیریت و برنامه ریزی و به تصویب مجلس شورای ملی می رسید.

وزارت دارایی نیز عهده دار تهیه و تنظیم و پیشنهاد اعتبارات هزینه کشور بود و منابع مالی این بودجه را عمدتا درآمدهای مالیاتی تشکیل می داد.

در هشتم مهرماه 1320 ماده ..... به مجلس شورای ملی تقدیم شد و مقرر گردید که وزارت دارایی پرداخت های شرکت نفت و حسابهای اندوخته کشور را به در بودجه سال 1320 منظور نماید. بدین ترتیب گام بزرگی در جهت اصل جامعیت بودجه برداشته شد.

 

تحول بودجه ریزی بعد از سال 1343

از سال 1343 تحولی در نحوه تهیه بودجه در ایران به وجود آمد و روش تنظیم بودجه از وزارت دارایی منتزع و به سازمان مدیریت و برنامه ریزی منتقل گردید. دفتر مرکزی بودجه زیر نظر نخست وزیر در سازمان مدیرت و برنامه ریزی تشکیل شد و دستگاه های اجرایی نیز ملزم گردیدند واحدهایی در سطح اداره کل و .... با واحدهای ستادی خود به منظور تنظیم بودجه دستگاه اجرایی تشکیل دهند.

از اواخر سال 1351 قانون برنامه و بودجه از تصویب مجلس گذشت. با به اجرا گذاردن این قانون کلیه امور مربوط به برنامه ریزی و تهیه و تنظیم بودجه، نظارت بر اعتبارات هزینه ای و تملک دارایی های سرمایه ای توسط سازمان مدیریت و برنامه ریزی انجام می گیرد.

 

تحولات بودجه ریزی بعد از انقلاب اسلامی

در سال 1358 بودجه کل کشور 7/6 درصد کاهش می یابد اما از سال 1359 مجددا در بودجه های سالانه رشد نسبتا چشمگیری ایجاد می شود.

کشور در سال های 1358 تا 1360 در گیر تثبیت وضعیت سیاسی و ایدئولوژی خود می باشد. و فرصت زیادی برای ظرفیت سازی تولیدی باقی نمی ماند. از سال 1359 جنگ ایران و عراق باعث خروج قسمتی از ظرفیت های تولیدی از کشور می گردد.

نقطه عطف تهیه و تنظیم بودجه از سال 1363 شروع می شود و دولت به دلیل محدودیت های درآمدی و ضرورت کنترل حجم تئوریکی، محدودیت های ویژه ای را در بودجه اعمال می نماید.

پیرو این خط مشی در سال 1363 اعتبارات تملک دارایی های سرمایه ای کاهش می یابد و در سال 1364 دولت ملزم می شود همراه با بودجه ریالی، بودجه ارزی نیز تهیه نماید. در سال 1365 بودجه ارزی ریالی تهیه و به مجلس ارائه می گردد ولی از سال 1366 به بعد تنها بودجه ریالی تهیه و تصویب می شود. پس از جنگ، برنمه پنج ساله توسعه اقتصادی تهیه و بسط گردیده و برنامه چهارم نیز در حال اجرا می باشد. (انصاری، شاهرخ، ص 13-11)

 

منشا اصطلاح بودجه

بودجه از نظر لغوی در اصل از کلمه بوژت فرانسوی (Boujette) که به معنی کیف یا کیسه چرمی کوچک بوده، گرفته شده است. این کلمه برای اولین بار در انگلستان بکار گرفته شد که به روایتی کیف کوچک، حوی مهر وزارت دارایی انگلستان بوده بعدا نام کیفی شد که صورت دریافت ها و پرداختهای کشور را در آن می گذاشتند.

در سال 1733 زمانی که وزیر دارای انگلستان صورت دریافت ها و پرداخت ها و گزارش های سالانه کشور ر برای مایندگان مردم مطرح ساخت، نویسنده ناشناسی در جزوه ای با عنوان کیسه اش باز شد. (The Budjet, opened)

به سیاست وزیر دارایی که ........ شعبده بازی تشبیه کرد که کیسه حقه ها و ک لک های خود را گشوده است و به طعنه کلمه بوژت در آن مورد استفاده قرار گرفت که با تلفظ انگلیسی به صورت budget در آمد. سپس با تلفظ باجت (بودجه) وارد دایره المعارف فرانسه شد و از آنجا هب زبان های دیگر وارد گردید.

 

تعریف های علمی بودجه

1.      بودجه سند دخل و خرج دولت است.

2.   بودجه یک طرح مالی است در این طرح نیازمندی های پولی دولت به طور کامل برای مدت محدودی پیش از وقت تعیین می گردد، در برابر نیازمندی های هزینه اقلام درآمد پیش بینی می شود.

3.      بودجه برنامه مالی است برای عملیات آتی

4.      بودجه یک سند مالی مربوط به درآمدها و هزینه های دولت است.

 

و تعاریف علمی فراوانی دیگر که در مبحث ما جایی ندارند.

 

تعاریف قانونی بودجه

اولین تعریف قانونی به موجب ماده یک قانون محاسبات عمومی ایران مصوب 21 صفر سال 1329 هـ. ق به این شرح است. بودجه دولت سندی است که معاملات دخل و خرج مملکتی برای مدتی معین در ان پیش بینی و تصویب می گردد. مدت مزبور را سنه مالی می گویند که عبارت از یک سال شمسی است.

دومین قانون محاسبات عمومی که در دهم اسفند ماه سال 1312 شمسی به تصویب رسیده بودجه را چنین تعریف نموده است: «بودجه لایحه پیش بینی کلیه عواید و مخارج مملکتی است برای مدت یک سال شمسی (سنه مالی) که به تصویب مجلس شورای ملی رسیده باشد. »

سومین قانون محاسبات عمومی که در 15 دی ماه سال 1349 به تصویب مجلس شورای ملی رسیده بودجه چنین بیان کرده است.

بودجه کل کشور برنامه مالی دولت است که برای یکسال مالی تهیه و حاوی پیش بینی درآمدها و سایر منابع تامین اعتبار و برآورد هزینه ه برای انجام عملیاتی که منجر به وصول هدف های دولت می شود بوده، و از سه قسمت تشکیل می شود:

1. بودجه عمومی دولت که شامل اجزا زیر است:

الف) اعتبارات هزینه برای وزارتخانه ها و موسسات دولتی، این بودجه شامل اعتباراتی نیز خواهد بود که مستقیما مربوط به وظایف یک وزارتخانه یا موسسه دولتی نیست و تحت عوان خاص منظور می گردد.

ب) اعتبارات تملک دارایی های سرمایه ای برای اجرای برنامه های زیربنایی.

 

2. بودجه شرکت های دولتی و بانک ها

بودجه موسساتی که تحت عنوان غیر از عناوین فوق در بودجه کل کشور منظور می شود.

چهارمین قانون محاسبات عمومی بعد از انقلاب اسلامی در اول شهریور ماه سال 1366 به تصویب مجلس شورای اسلامی رسیده و در ماده اول این قانون بودجه کل کشور چنین تعریف شده است:

بودجه کل کشور برنامه مالی دولت است که برای یک سال مالی تهیه و حاوی پیش بینی درآمدها، واگذاری دارائی های مالی و برآورد هزینه ها، برای انجام عملیاتی که منجر به نیل سیاست ها و هدف های قانونی می شود و از سه قسمت به شرح زیر تشکیل می شود:

1. بودجه عمومی دولت که شامل:

الف) پیش بینی دریافت ها و واگذاری دارائی های مالی که به طور مستقیم و غیر مستقیم در سال مالی قانون بودجه به وسیله دستگاه ها و از طریق حساب های خزانه داری.

ب) پیش بینی پرداخت هایی که از محل درآمد عمومی یا اختصاصی برای اعتبارات تملک دارایی ها سرمایه ای و اختصاصی دستگاه های اجرایی می تواند در سال مالی مربوط انجام دهد.

2. بودجه شرکت های دولتی و بانک ها شامل پیش بینی درآمدها و واگذاری دارایی های مالی

3. بودجه موسسات که تحت عنوانی غیر از عناوین فق در بودجه کل کشور منظور می شود. (غریزی، ص 28و 29*

نقش اساسی بودجه در اداره امور عمومی جامعه باعث شده که دیدگاه و کاربرد برای آن به شرح زیر قائل شوند:

الف) بودجه به عنوان ابزار سیاستگذاری و برنامه ریزی اقتصادی

ب)بودجه به عنوان ابزار مسئولیت قانونی، مالی و محاسباتی

ج) بودجه به عنوان ابزار مدیریت مالی

بودجه ریزی دولتی روشی است برای تبیین آنکه چه کارهایی باید انجام شود و وسیله ای است برای حصول ثمربخش ترین و بارورترین روش استفاده از نتایج محدود جامعه برای نیل به آرزوها و آرمان های اقشار مردم و ایجاد عدالت اجتماعی در مصرف منابع موجود. (انصاری، ص 16)

 

ماهیت حقوقی بودجه

از نظر حقوقی بودجه قانون نیست بلکه سند اداری است که درآمد و هزینه یکساله دولت را پیش بینی نموده و اجرای آن را به دولت تجویز می نماید. اما در عین حال ممکن است در این سند مالی موادی به عنوان ماده واحده یا تبصره به تصویب مجلس رسیده باشد که عملا قانون محسوب می شود. زیرا قانون از نظر حقوقی عبارت از قواعدی که با رعایت تشریفات خاصه از طرف قوه مقننه وضع می گردد که اطاعت از آن برای همه افراد جامعه تکلیف است.

 

آثار حقوقی بودجه

مدت اجرای تمام قوانین و مقرراتی که در سند مالی بودجه ذکر شده مربوط به سال مشخصی می باشد، مگر مواردی از آن که تداوم قانونی داشته باشد. پس از پایان این مدت خود به خود اجرای مقررات بودجه متوقف می گردد مگر اینکه بعضی از آنها به صورت دائمی درآیند.

 

عناصر تشکیل دهنده بودجه

1.   بودجه پیش بینی آینده است ارقام بودجه جنبه برآوردی و تخمینی دارد این مسئله عمده ترین فرق بودجه با حسابداری است. بودجه فعل و انفعالات آینده را پیش بینی می کند. به همین جهت ارقام بودجه جنبه تخمینی و برآوردی دارد و قطعی نیست.

2.   بودجه شامل پیش بینی درآمدها و هزینه ها است بودجه مانند حسابداری دوبل دو طرف دارد طرف درآمدها و طرف هزینه ها و توازن این دو است که به تعادل مالی بودجه منجر می شود در پیش بینی های بودجه ای تقدم درآمد بر هزینه ها است.

3.      بودجه برای یک دوره معینی تهیه می شود این دوره معمولا یکسال است ولی مختص یکسال نیست.

4.   بودجه دارای هدف و یا هدف های مشخص است بودجه دولت دارای اهداف قانونی است و در اجرای وظایف قانونی دولت تنظیم می شود.

5.      بودجه شامل عملیات مشخصی است که در جهت تحقق اهداف تعیین شده تهیه می شود.

6.   بودجه طبیعت برنامه ای دارد با توجه به اینکه بودجه های نوین ابزار سیاست مالی و اقتصادی هستند در واقع در شکل پیشرفته خود یک نوع برنامه ریزی است. (غریزی، ص 34)

 

اصول بودجه

1. اصل سالانه بودن بودجه:

 بودجه پیش بینی درآمد و هزینه یکساله دولت است یعنی دخل و خرج دولت برای یک سال پیش بینی می شود و برای یکسال هم مورد تصویب پارلمان قرار می گیرد.

از لحاظ فنی و طبیعی پیش بینی یک سال برای تهیه و تنظیم بودجه مورد قبول اکثر کارشناسان قرار گرفته است:

الف) از نظر فنی پیش بینی ارقام برای کمتر از یکسال مستلزم مخارج زیادی خواهد بود که عملا چنین بودجه ای را غیرممکن می سازد. چنانکه مدت بودجه را پیش از یک سال منظور داریم از دقت کافی برخوردار نخواهد بود.

ب) از نظر سیاسی یکی از استادان دانشگاه جرج واشنگتن (آمریکا) بنام پروفسور گرهارد کوام (Gerhard colrb) در یکی از نوشته های خود چنین اظهار می دارد: بودجه در آغاز به صورت چند ساله تهیه می شود این امر به آن سبب بوده که مثلا در انگلستان دولت سعی می کرد که نمایندگان پارلمان کمتر در کارد دولت دخالت و نظارت داشته باشند. ولی از زمان اقتصاددانان کلاسیک تهیه بودجه دولت برای مدت یک سال به عنوان یک اصل پذیرفته شد. زیرا در حکومت های دمکراتیک نمایندگان ملت باید اعمال قوه مجریه را کنترل کند، بنابراین دولت ناگزیر است برنامه ها، و فعالیت های خود را در قالب لایحه بودجه همه ساه به مجلس ارائه دهد.

 

 

2. اصل وحدت بودجه

منظور از اصل وحدت بودجه آن است که دولت فقط دارای یک بودجه واحد باشد یعنی درآمدها و هزینه های کلیه سازمان های دولتی در یک سند واحد تنظیم و جهت رسیدگی و تصویب به مجلس پیشنهاد می گردد.

 

3. اصل تعادل بودجه

اصل تعادل بودجه به معنی توازن و برابری بین درآمدها و هزینه های دولت است از نظر اقتصاددانان کلاسیک دولت خوب دولتی بود که در کارها به ویژه کارهای اقتصادی کمتر دخالت کند و بودجه تعادل داشته باشد یعنی دخل و خرجش با هم برابر باشد. آدام استمیت و دیگر همفکران اوراه چاره کسر بودجه را قرض گرفتن دولت می دانستند. اصل تعادل بودجه نتیجه طبیعی بودجه به عنوان یک برنامه مالی دولت نیز هست زیرا دولت در یک جامعه نمی تواند با بی نهایت کسر بودجه داشته باشد و از طرف دیگر اضافه درآمد داشتن دائمی، پول ها و قدرت های خرید جامعه را جمع می کند و اشکالاتی در کارها پدیدار می سازد. اینک با توجه به اصل تعادل بودجه و استثناهایی که نقش جدید دولت ها ایجاد نمود به نظر می رسد. امروزه وقتی از عادل بودجه سخن به میان می آید مراد اصل تعادل از نظر اقتصادی نیست.

 

4. اصل جامعیت یا کاملیت (بودجه ناویژه) بودجه

از اصل جامعیت بودجه دو مفهوم مرتبط به م و در عین حال جداگانه مستفاد می شود:

1.      بودجه باید جامع و کامل نوشته شود و تمام درآمدها و هزینه های دولت را به هر شکل و صورت که هست دربر گیرد.

2.   ارقام منظور در بودجه باید به طور ناخالص نوشت شود، نه اینکه درآمدها و هزینه های دستگاه های اجرایی با هم تهاتر پیدا کنند.

 

5. اصل شاملیت یا تفصیل بودجه

منظور از رعایت این اصل این است که دولت موظف می گردد بودجه کل کشور را به صورت تفصیلی و ریز تنظیم کرده و به مجلس ارائه نماید. به عبارت دیگر بودجه بایستی به طور مشروح یعنی به صورت دستگای، موضوعی درآمدها را طبقه بندی کرده و هزینه های هر دستگاه را در قالب برنامه ها و فصول و طرح های استانی و ملی در لایحه بودجه درج و به پارلمان پیشنهاد نماید.

 

6. اصل تخصیص بودجه

طبق این اصل تمام ارقام منظور در بودجه باید به همان وضع و ترتیبی که در بودجه پیش بینی و به تصویب مجلس رسیده، وصول و به مصرف برسد. براساس این اصل هزینه های هر دستگاه می بایستی در قالب عملیات همان برنامه و همان فصل به مصرف برسد.

 

 

7. اصل عدم تخصیص

مفهوم این اصل به منزله عکس اصل تخصیص نیست، بلکه این اصل بخشی از اصل جامعیت بودجه بوده و در جامعیت بودجه مطرح می شود. اصل عدم تخصیص درمالیات عمومی یکی از شرایط اصل جامعیت بودجه است. در این اصل تاکید برآن است که نباید بعضی درآمدها را از قبل به مخارج معین و مشخصی تخصیص داد و هیچ هزینه ای نباید از درآمد بخصوصی تامین شود.

 

8. اصل تخمینی بودن درآمدها

چون درآمده در بودجه اعم از درآمدهای عمومی و درآمد اختصاصی، به موجب قانون وصول می گردند، چنانچه وصول درآمدها بیشتر از پیش بینی مندرج در سند بودجه باشد مانعی نخواهد داشت. حتی درآمدهای قانونی در صورت منظور نشدن در بودجه نیز قابل وصول هستند.

 

9. اصل انعطاف پذیری بودجه

اصل انعطاف پذیری بودجه در حقیقت عکس العمل مدیران و مسئولان دستگاه های اجرایی به علت مشکلات ناشی از اجرای دقیق و کامل اصل تخصیص می باشد. براساس این اصل انعطاف پذیری بودجه به دو طریق در بودجه سالانه دولت اعمال می شود:

1.   در تبصره های قانون بودجه سالانه اختیار جابه جایی اعتبارات در طبقه بندی های ارقام بودجه در بعد عملیاتی تا سطح برنامه و در بعد سازمانی تا سطح دستگاه به تصویب مجلس می رد و ارقام ریز تر تا سطح معینی به دولت واگذار می شود.

2.   منظور نمودن ردیف های متمرکز بودجه بودجه تحت عنوان هزینه های پیش بینی نشده در ودجه یا نقل و انتقال اعتبارات از فصلی به فصل دیگر یا از برنامه ای به برنامه دیگر از جمله انعطاف پذیری بودجه به شمار می رود.

 

10. اصل تجدیدی بودن هزینه ها

منظور از این اصل ان است که حداکثر پرداخت ها و حد اعتبار تصویب هر دستگاه باشد و تجاوز از آن ممنوع است. .... این نکته حائز اهمیت است که هزینه نکردن اعتبار مصوب مالاً به منزله عدم انجام عملیات و وظایفی است که به عهده دستگاه واگذار شده است.

 

11. اصل وضوح

به موجب این اصل شکل و محتوای بودجه بایستی با روشنی کامل تهیه و تنظیم گردد و نکته ابهامی در آن باقی نماند تا اصل نظارت عموم بر هزینه ها دچار خدشه نگردد.

 

نقش های چهارگانه بودجه

1.      تامین کالاها و خدمات عمومی

2.      تامین عدالت اجتماعی

3.      تامین توسعه اقتصادی

4.      تامین ثبات اقتصادی (عزیزی، فصل سو.)

 

مراحل بودجه (دور بودجه ی ـ چرخه تکمیل بودجه)

در کشورهایی که حکومت مبتنی بر تفکیک قوای سه گانه است فرایند بودجه ریزی از چهار مرحله تشکیل می شود:

1.      تهیه و تنظیم و پیشنهاد بودجه

2.      تصویب بودجه

3.      اجرای بودجه

4.      نظارت و کنترل بر اجرای بودجه

 

در کشور ایران طبق اصول 52 و 55 قانون اساسی مرحله اول و سوم از وظایف قوه مجریه مرحله دوم و چهارم از اختیارات قوه مقننه است.

 

مرحله اول تهیه و تنظیم و پیشنهاد بودجه

اساسی ترین و پیچیده ترین و فنی ترین مرحله از مراحل چهارگانه بودجه می باشد که در این رساتا باید اقدامات ذیل انجام گیرد:

1.      پیش بینی و برآورد مقدماتی بودجه

2.      برآورد درآمدهای سال آتیه (سال بودجه ای)

3.      تیه گزارش اقتصادی سالانه

4.      تهیه بخشنامه بودجه

5.      تهیه و تنظیم بودجه پیشنهادی دستگاه های اجرایی

6.      وظایف مسئول بودجه دستگاه های اجرایی

7.      تهیه بودجه کل کشور (بررسی بودجه دستگاه ها اجرایی درسازمان مدیریت و برنامه ریزی)

8.      محدودیت دفتر اقتصاد کلان مرکزی بودجه و بررسی درآمدها و هزینه ها

9.      حدود اختیارات دفتر اقتصاد کلان مرکزی بودجه در بررسی انواع بودجه

10.  لایحه بودجه کل کشور و پیوست های

 

دستگاه های اجرایی پس از دریافت بخشنامه بودجه و براسا سیاست ها و خط مشی های ابلاغ شده و نیز خط مشی های داخلی هر دستگاه مراتب تهیه و تنظیم بودجه سال آینده را از طریق دفتر یا اداره کل بودجه آن دستگاه به واحدهی اداری مربوط ابلاغ می کنند. تهیه و تنظیم و نظارت بر اجرای بودجه در دستگاه های اجرایی نیاز به شناخت و آگاهی همه جانبه از برنامه ها، عملیات، درآمد و هزینه های دستگاه های اجرایی و همچنین کار و کوشش مداوم و مستمر دارد.

دفتر بودجه با دریافت نیایزها و پیشنهادهای واحدهای اجرایی و عملکردهای حسابداری و با بررسی و تجزیه و تحلیل آنها تهیه و تنظیم بودجه پیشنهادی سال آینده را مبتنی بر سیاست ها و برنامه ها و اولویت های دستگاه و در چارچوب بخشنامه بودجه فراهم می سازد.

مطابق ماده 14 قانون برنامه و بودجه مصوب سال 1351 باید آن را پیش از ارائه به سازمان مدیریت و برنامه ریزی به تصویب وزیر یا مجمع صاحبان سهام و یا بالاترین مقام اجرای دستگاه برساند.

دفتر بودجه با شرکت دادن واحدهای اجرایی و تمام کشانی که به نحوی در اجرای بودجه دخالت دارند گام بزرگی را در جهت تهیه و تنظیم یک بودجه خوب وکارا و واقع گرا برمی دارد و سازمان را برای تحقق هدف های برنامه ریزی شده یاری می دهد.

پس از اینکه دستگاه های اجرایی بودجه های پیشنهادی خود را به سازمان مدیریت و برنامه ریزی فرستادند، این سازمان پس از انجام رسیدگی های لازم و تلفیق و هماهنگ نمودن پیشنهادی اجرایی، لایحه بودجه کل کشور را تنظیم می نمایند و جهت بررسی در اختیار شورای اقتصاد قرار می گیرد. شورای اقتصاد نیز پس از بررسی و تایید آن را به هیات وزیران ارائه می نماید. هیات وزیران بودجه را با سیاست های کلان اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور تطبیق داده و پس از اصلاح، جرح و یا تعدیل مرود تصویب و سپس امضا ریاست جمهوری قرار می دهند. لایحه بودجه پس از تصویب توسط هیات وزیران و امضا رئیس جمهور برای تصویب به مجلس شورای اسلامی تقدیم می گردد.

 

مرحله دوم ـ مرحله تصویب بودجه

براساس اصل 52  قانون اساسی تصویب بودجه از وظایف و اختیارات قوه قانون گذاری است. این قوه با تصویب بودجه کارهای دولت را کنترل می کند زیرا بودجه آیینه تمام نمای هدف ها، سیاست ها و اعمال مدیریت بوده و ابزاری قوی و کارآمد برای کنترل قوه مجریه توسط قوه مققنه محسوب می گردد.

رئیس جمهور ضمن تقدیم لایحه بودجه در جلسه علنی مجلس، توضیحات لازم درباره لایحه بودجه پیشنهادی، خط مش ها و نتایج و آثار آن را به مجلس ارائه می نماید. پس لایحه جهت بررسی توسط رئیس جمهوری به کمسیون های مربوط ارجاع و در اختیار همه نمایندگان قرار می گیرد. پس از بررسی و تصویب لایحه بودجه توسط کمسیون های مجلس، لایحه به کمسیون اصلی یا تلفیق ارائه می گردد و پس از تایید توسط این کمیسیون برای طرح در جلسه علنی مجلس آماده می شد. این لایحه پس از بحث و گفتگو با اکثریت آرا به تصویب نمایندگان رسیده و در پایان با امضای رئیس مجلس به شورای نگهبان ارجاع می گردد. لایحه بودجه پیشنهادی دولت پس از تصویب شورای نگهبان جنبه قانونی پیدا کرده با امضا رئیس مجلس برای اجرا به دولت ابلاغ می گردد.

 

 

 

 

مرحله سوم ـ مرحله اجرای بودجه

در این مرحله اقدامات زیر به ترتیب صورت می گیرد.

1. ابلاغ بودجه:

طبق اصل 133 قانون اساسی، رئیس جمهوری موظف است مصوبات مجلس و یا نتیجه همه پرسی را طی مراحل قانونی و ابلاغ به وی برای اجرا در اختیار مسئولان قرار دهد. علاوه بر این که قانون بودجه طبق این اصل از قانون اساسی به دولت ابلاغ می گردد به موجب ماده 19 قانون برنامه و بودجه مصوب 1351 بودجه هر یک از دستگاه های اجرایی به تفکیک اعتبارات هزینه ای و اعتبارات تملک دارایی های سرمایه ای در قالب هر برنامه به دستگاه ها ابلاغ می گردد.

 

2. مبادله موافقت نامه

موافقت نمه بودجه سندی است که به موجب آن توافق حقوقی و مالی دو جانبه بین دستگاه اجرایی از یک طرف و سازمان مدیریت و برنامه ریزی از طرف دیگر، به منظور پیش بینی جزئیات اجرای اعتبارات مصوب صورت می گیرد. مبادله موافقتنامه از سال 1352 و در اجرای ماده 19 قانون برنامه و بودجه کشور وارد نظام بودجه ریزی ایران شده است.

 

3. تخصیص اعتبار

تخصیص اعتبار یا تقسیط اعتبارات در مورد اعتبارات هزینه در فواصل زمانی سه ماهه و در مورد اعتبارات تملک دارایی های سرمایه ای براساس پیشرفت فیزیکی و شرایط آگاهی منطقه که توسط سازمان مدیریت و برنامه ریزی و وزارت امور اقتصادی و دارایی براساس ماده 30 قانون برنامه و بودجه مشترکا تهیه و به دستگاه های اجرایی ابلاغ می گردد.

 

4. اجرای مالی بودجه یا مراح انجام خرج

سیر مراحل قانونی هزینه شدن اعتبارات مرتبط به فعالیت ها و طرح ها و پرداخت هزینه ها براساس ماده 52 قانون محاسبات عمومی کشور به شرح زیر می باشد:

1. تشخیص

طبق ماده 17 قانون محاسبات عمومی عبارت است از تعیین و انتخاب کالا و خدمات و سایر پرداختهائیکه تحصیل یا انجام آن ها برای نیل به اجرای برنامه های دستگاه های اجرایی ضروری است. تشخیص خرجی است که بر خزانه تحمیل می گردد. اختیار و مسئولی این بند به عهده .......... موسسه است.

 

2. تامین اعتبار

تامین اعتبار عبارتست از اختصاص دادن تمام یا قسمتی از اعتبار مصوب برای هزینه معین (ماده 18ق، م، ع) این مرحله در اجرای بودجه از اهمیت خاص برخوردار است. در واقع مسئول دفتر اعتبارات نماینده ذیحساب می باشد که داشتن یا نداشتن پول را معین می کند. تامین اعتبار از وظایف ذیحساب است.

 

3. تعهد

تعهد عبارت است از ایجاد دین بر ذمه دولت ناشی از:

الف) تحویل کالا یا انجام دادن خدمت

ب) اجرای قراردادهایی که با رعایت مقررات منعقد شده باشد.

ج) احکام صادره از مراجع قانونی و ذیصلاح

د) پیوستن به قراردادهای بین المللی و عضویت در سازمان ها یا مجامع بین المللی با اجازه قانون

 

4. تسجیل

طبق ماده 20 قانون محاسبات عمومی مصوب سال 1366 عبارتست از تعیین میزان بدهی قابل پرداخت به موجب اسناد و مدارک اثبات کننده بدهی.

 

5. حواله

اجازه ای است که کتبا به وسیله مقامت مجاز وزارتخانه یا موسسه دولتی یا شرکت دولتی و یا دستگاه هایا جرایی محلی و یا نهادهای عمومی غیردولتی و یا سایر دانشگاه های اجرایی برای تادیه تعهدات و بدهی های قابل پرداخت از محل اعتبارات مربوط به عهده ذیحساب و در وجه ذینفع صادر می شود.

 

6. درخواست وجه

طبق ماده 12 ق. م. ع درخواست وجه سندی است که ذیحساب برای دریافت وجه به منظور پرداخت حواله های صادر شده موضوع ماده 21 ق. م. ع، از محل اعتبارات یا سایر پرداخت هایی که به موجب قانون از محل وجوه متمرکز شده در خزانه مجاز می باشد حسب مورد از محل اعتبارات و یا وجوه مربوطه عهده خزانه و در وجه حساب بانکی دستگاه اجرایی ذیربط صادر می کند.

 

7. پرداخت (هزینه)

ماده 23 ق.م.ع هزینه را چنین تعریف کرده است:

«هزینه عبارت است از پرداخت هایی که به طور قطعی به ذینفع در قبال تعهد یا تحت عنوان کمک یا عناوین مشابه با رعایت قوانین و مقررات مربوط صورت می گیرد.

 

کنترل و نظارت بودجه ای

در اداره امور یک جامعه مهم ترین و دشوارترین کار، تصمیم گیری برای تخصیص منابع محدود جهت برآوردن نیازهای نامحدود شهروندان جامعه و مراقبت در استفاده کامل و بهینه این منابع در تامین رفاه اجتماعی است. حکومت ها تخصیص و تثبیت منابع و نگهداری از آن را به وسیله بودجه عملی می نمایند. وظیفه کلی دولت گردآوری منابع و تخصیص آن به هدف ها یا نیازهای اجتماعی است.

نظام های بودجه ریزی مطلوب و مرتبط با وجوه مختلف مدیریت عمومی هر کشور به ماتریسی می ماند که عوامل یا ستون های آن ساختار های اجتماعی و اقتصادی و داده ها یا سطرهای آن سیاست گذاری ها و تصمیم گیری های اجرایی و سرانجام پاسخ های حاصل از آن راهنمای تخصیص منابع به مصارف عمومی می باشد. (بشیری نژاد، ص 186)

اکنون که برنامه ریزی دولت تحت عنوان بودجه بندی این چنین مهم می نماید بنابراین نظارت و کنترل در اجرای صحیح آن بسی با اهمیت تر می باشد. وجود یک نظام نظارتی کارآ موجبات بهبود پاسخگویی، بهره وری سیستم ها، دستیابی به اطلاعات شفاف و کاهش فساد را موجب می گردد. نبود این نظام کارآ چالش هایی را موجب می گردد. این چالش ها در گزارش کمیسیون اقتصادی سازمان ملل مشخص می باشد. کمیسیون اقتصادی سازمان مل متحد (2004- ص xii) علاوه بر فساد فزاینده در بخش دولتی در کشورهای در حال به چالش هایی همچون پاسخگویی چندگانه و متنوع، بهره برداری از منابع کمیاب و ظرفیت نهاد سازی اشاره کرده است. از سوی دیگر از دیدگاه بانک جهانی چهار عناصر برای حکمرانی خوب اعلام شده است:

1.   مدیریت بخش دولتی به نیاز به مدیریت مالی و مدیریت منابع انساین از طریق نظام های بودجه بندی، حسابداری و گزارش دهی بهبود یافته و برطرف نمودن ناکارآمدی موسسات دولتی تاکید دارند

2.   به پاسخگویی در .... عمومی از طریق حسابرسی، ممیزی و تمرکززدایی اثربخش، مسئولیت پذیری رسمی عمومی و پاسخگویی به شهروندان توجه دارد.

3.      یک چارچوب قانونی با مجموعه مقررات مترقی، قوه قضائیه قابل اعتماد و مستقل

4.   دسترسی به اطلاعات و شفافیت به منظور بهبود تجزیه و تحلیل خط مشی و سیاست ها و کاهش احتمال فساد (مقیمی، ص 60-59)

 

در کشور جمهوری اسلامی ایران به دلیل عدم وجود مقررات مترقی، عدم پاسخگویی به شهروندان، نبود مسئولیت پذیری رسمی عمومی و نظام بودجه بندی نامناسب چالش های فراوانی را پیش رو خواهیم داشت. متاسفانه تنها بخشی که بیشتر از همه مسئولان مورد حساب کشی قرار می گیرند ذیحسابان می باشند. تمامی مسئولیت ها را در بخش دولتی در تطابق هزینه ها با مقررات مالی، محاسباتی بر عهده آنان است. بنابراین بیشترین مقدار مسئول رسمی و پاسخگویی برعهده آنان است.

 

نظارت در بخش عمومی ایران

طبق اصل 53 قانون اساسی، همه ی مخارج دستگاه های دولیت باید در حدود اعتبارات مصوب و به موجب قانون پرداخت شود، بنابراین هزینه های دستگاه های دولتی با رعایت قوانین و مقررات صورت می گیرد. این قوانین و مقررات شامل قانون محاسبات عمومی، قانون برنامه و بودجه، قانون استخدام کشوری و ... می باشد.

نظارت بر عملکرد مالی دولت از طریق نظارت های درون سازمان و برون سازمانی قابل اجرا می باشد. نظارت درون سازمانی توسط واحدهای داخلی سازمان یا دستگاه مانند ذیحساب یا واحد رسیدگی و حسابرسی داخلی اجرا می شود. از آنجایی که اجرای یک نظارت و حسابرسی اثربخش و کارا مستلزم استقلال واحد نظارتی از واحد مورد رسیدگی می باشد بنابراین علاوه بر نظارت درون سازمانی، نظارت و حسابرسی برون سازمانی تکمیل کننده این مهم خواهد بود.

از آنجایی که دولت هر درآمدی کسب می کند به صورتی متعلق به منابع موجود در آن جامعه بوده و هزینه های او نیز باید برای مردم و به نفع جامع صورت گیرد، قطعا نظارت بر اجرای بودجه نیز نظارت بر جمع آوری درآمدها و انجام هزینه ها ضرورت دارد. معمولا نظارت بر حسن اجرای بودجه توسط هر سه قوا صورت می گیرد.

 

آخرین مرحله از چرخه کار بودجه، مرحله کنترل بودجه است و مفهوم ساده کنترل عبارت ات از مقایسه و مطابقت آنچه که هست با آنچه باید باشد. چون قوه قانونگذاری در آغاز و زمان تصویب بودجه ماموریت و اجازه ای را به قوه مجریه داده، طبیعی است که از نحوه پایان کار و درست انجام شدن آن ماموریت آگاهی پیدا نماید. به عبارتی، نظارت، تطبیق بودجه مصوب مجلس نمایندگان مردم است با چگونگی آن که توسط دولت انجام می شود.

به عبارت دیگر هدف از این نظارت آن است که قوه مقننه اطمینان حاصل نماید که دولت و سازمان های دولتی، قوانین و مقررات حاکم بر اصول درآمدها و پرداخت هزینه ها را در اجرای بودجه مصوب رعایت نموده اند؟

بودجه زمانی منشاء اثر است که به طور صحیح اجرا شود اگر بودجه به طور صحیح اجرا نشود نمی توان به هدف های پیش بینی نشده نائل آمد.

 

اهداف کنترل

1. تامین مقاصد قانون بودجه

بودجه خود هدف نیست بلکه ابزاری است برای دستیابی به اهداف و سیاست های مشخص. بنابرای برای اینکه اطمینان حاصل کنیم که بودجه به طور صحیح اجرا شده است باید پس از اجرا آن را مورد ارزیابی قرار دهیم.

2. حفظ محدودیت های مالی منطبق بر قانون بودجه

طبق قانون بودجه باید در جای خود و در محل خود هزینه گردد و تجاوز از آن ممنوع می باشد.

 

3. اصلاح و بهبود برنامه ها

یکی دیگر از هدف های مهم کنترل بودجه آگاهی از تنگناها و نارسائی های اجرای بودجه و تهیه اطلاعات لازم جهت اصلاح و بهینه سازی برنامه های آتی است.

 

کنترل برحسب زمان

این نوع کنترل را می توان به سه دسته تقسیم کرد

الف) نظارت بلند مدت. در این نوع نظارت متغیرهای بنیادی و تاثیر آنها مورد بررسی و تحلیل قرار می گیرد. این برنامه ها10، 20 یا 30 ساله می باشند.

ب) نظارت میان مدت. سازمان ها و دستگاه های اجرایی برنامه های بلند مدت خود را به صورت 5 تا 7 ساله برنامه ریزی می نمایند. مانند اعتبارات تملک دارایی های سرمایه ای.

ج) نظارت کوتاه مدت. سازمان ها، برنامه های میان مدت خود را به صورت یک سال یا کمتر برنامه ریزی می کنند مثل بودجه سالانه.

 

انواع نظارت بر اجرای بودجه در کشور ایران

نظارت بر اجرای بودجه در ایران به دو قسمت تقسیم می شود:

الف) نظارت مالی،

نظارت مالی از طریق سیستم حسابداری و حسابرسی دولتی جهت اطمینان از صحت و سقم و قانونی بودن فعالیت های مالی و بودجه به اجرای بودجه، انطباق هزینه ها و پرداخت ها براساس قوانین و مقررات مالی و عدم تجاوز هزینه ها از اعتبارات مصوب اعمال می گردد.

 

 ب) نظارت اداری

نظارتی که در بودجه به عنوان ابزاری موثر جهت نیل به اهداف مطلوب به کار می رود. شامل سه قسمت می باشد.

1. نظارت اداری قبل از خرج

نظارتی که توسنط دولت قبل از خرج برای اعمال خود را عمال می نماید تا از صحت عملیات خود تعیین حاصل نماید. این نوع نظارت را وزارت امور اقتصادی و دارایی به سایر دستگاه های اجرایی، توسط ذیحسابان انجام می دهد. این وظیفه های اصل زیر به واگذار گردیده است.

 

ماده 90 قانون محاسبات عمومی

اعمال نظارت مالی بر مخارج وزارتخانه موسسات دولتی و شرکت های دولتی از نظر انطباق پرداخت ها با مقررات این قانون و سایر قوانین راجعه به هر نوع خرج به عهده وزارت امور اقتصادی و دارایی است. در دستگاه های دولتی پس از طی مراحل تشخیص، تامین اعتبار، تعهد، تسجیل، حواله، در خواست وجه صادر می شود. درخواست وجه توسط ذیحساب و به عهده خزانه عمل می آید. درخواست وجه در حد تخصیص و تخصیص اعتبار نیز در حد اعتبار مصوب می باشد. مسئولیت تامین اعتبار با ذیحساب می باشد. در این مرحله ذیحساب مراقبت به عمل می آورد که هیچ خرجی از حدود اعتبارات مصوب در داخل برنامه، طرح و فصل مربوط تجاوز ننماید.

اگر ذیحساب خرجی را برخلاف قانون و مقررات تشخیص دهد مراتب را با ذکر مستندات قانونی مربوطه، به طور کتبی به مقام صادر کننده دستور خرج اعلام می کند. مقام صادرکننده دستور خرج پس از وصول گزارش ذیحساب، چنانچه دستور خود را منطبق با قوانین و مقررات تشخیص دهد مسئولیت قانونی بودن دستور خود را به صورت کتبی با ذکر مستند قاننی به عهده بگیرد و مراتب را به ذیحساب اعلام نماید، ذیحساب مکلف است وجه سند هزینه مربوط را پس از ضمیمه کردن دستور کتبی متضمن قبول مسئولیت مذکور پرداخت، و مراتب را با ذکر مستندات قانونی مربوط به وزارت امور اقتصادی و دارایی ارسال و رونوشت آن را جهت اطلاع به دیوان محاسبات کشور گزارش نماید. (موضوع ماده 91 ق.م. ع)

ذیحساب وظایف دیگری نیز دارد که در فصل یک آورده شده است.

 

2. نظارت اداری در حین خرج

نظارتی که توسط وزارت امور اقتصادی و دارایی به عمل می آید ذیحساب به عنوان نماینده وزارت امور اقتصادی و دارایی هنگام پرداخت چک در وجه ذینفع به عمل می آورد. این نوع نظارت در واقع پس از ابلاغ بودجه مصوب و در مرحله هزینه کردن اعتبارات انجام می گیرد.

 

کنترل عملیاتی

کنترل عملیاتی حاصل بودجه برنامه ای است که توسط سازمان مدیریت و برنامه ریزی سابقا انجام می گیرد.

 

3. نظارت بعد از خرج

این نوع نظارت که به نظارت بیرونی معروف است به دو قسمت تقسیم می شود:

1. نظارت قضایی

این نظارت طی اصل 55 قانون اساسی برعهده دیوان محاسبات کشور قرار داده شده است. دیوان محاسبات براساس اصل 54 قانون اساسی تشکیل گردیده و زیر نظر مستقیم مجلس شورای اسلامی می باشد.

2. نظارت پارلمانی

نظارت بر عملکرد هیات دولت از ختیارات مجلس است که می تواند بعد مالی نیز داشته باشد. این نظارت به دو صورت انجام می گیرد:

الف) مستقیم یا نظارت پارلمانی طی سال مالی که مالی اصول 88 و 89 ق. ا به طریق سوال و استیضاح به سرانجام می باشد.

 ب) غیرمستقیم یا نظارت پارلمانی پس از پایان سال مالی (گزارش توزیع بودجه). لغت ..... به معنی واریز یا تسویه ذکر شده است. توزیع به معنی راحت شدن، فارغ ساختن و واریز حساب آمده است. طبق اصل 55 قانون اساسی ایران تهیه و ...... بودجه بر عهده دیوان محاسبات کشور می باشد.

 

نظارت قوه قضائیه بر بودجه

نظارت قوه قضائیه بر عملکرد دستگاه های اجرایی از طریق سازمان بازرسی کل کشور که طبق اصل 174 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و براساس حق نظارت قوه قضائیه را نسبت حسن اجرای امور و اجرای صحیح قوانین در دستگاه های اداری تشکیل گردیده صورت می پذیرد.

جدول طبقه بندی مرحله کنترل بودجه ای

بخش بندی (سطح1)

بخش بندی (سطح2)

بخش بندی (سطح3)

اجراکننده

نظارت درونی (قوه مجریه)

نظارت مالی

نظارت قبل از خرج و حین خرج

ذیحساب + وزارت امور اقتصادی و دارایی

نظارت پس از خرج

سازمان حسابرس+وزارت امور اقتصادی و داریی

نظارت عملیاتی

-

سازمان مدیریت و برنامه ریزی

نظارت بیرونی (دیگر قوا)

نظارت مالی

نظارت قضایی

قوه مقننه (دیوان محاسبات)

قوه قضائیه (سازمان بازرسی کل کشور)

نظارت پارلمانی (.... بودجه)

قوه مقننه (مجلس+دیوان محاسبات)

منبع: (عزیزی غلامرضا، ص 200-174) و (انصاری شاهرخ، ص 90-87)

اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
+ نوشته شده     توسط ساده ایرونی آموزشی  | 

پیشگوئی ها:[1]

نویسندگان از واژه پیشگوی استفاده می کنند که در واقع منظورشان فرضیه است:

برابری و ستادی حقوق               الفت و وحدت

دفعات روابط                 احساس مثبت               همبستگی                 تعهد

 

 روش فرضیه ها

فرضیه ها قرار است در یک قالب سازمانی پیاده شوند که در آن

  1. شرکت ها با یکدیگر به معامله می پردازند.
  2. این معامله چندین بار در طول زمان انجام می گیرد آن هم به طور تفکیک شده
  3. از طرف در قالب شبکه شاخه یا تنه
  4. و از طرف دیگر در شرایط وجود هویت گروهی و عدم هویت گروهی

 

شرایط آزمایش

  1. هر بازیکن (شرکت کننده) در هر بازی می تواند فقط با یک نفر ارتباط برقرار کند.
  2. ارتباط برقرار کردن از طریق معامله و چانه زنی انجام می گیرد.
  3. بازیکن از نوع شبکه ها اطلاع دارند.
  4. بازیکنان در همان جایگاه شبکه باقی می مانند که با بازیکن دیگر معامله انجام داده اند.
  5. هر پیشنهاد در هر معامله همزمان انجا می گیرد و نه به صورت مجزا.

 

تاثیر نوع شبکه[2]

  1. یک تصویر از نوع شبکه ها به بازیکنان داده می شود.
  2. شبکه نوع شاخه تشکیل شده بود از بازیکن مرکزی و افراد حاشیه ای.
  3. شبکه نوع تنه یک رابطه بین دو بازیکن حاشیه ای اضافه دارد.
  4. در شبکه نوع شاخه سه امکان معمامله با سه نفر را دارد.
  5. در شبکه نوع تند امکان معامله وجود دارد و منوط به داشتن امکان معامله

 

هویت گروهی غالب[3]

علاوه بر تفکیک شبکه ها به نوع شاخه و تنه به منظور سنجش هویت گروهی به یک نوع دسته بندی نیز در نظر گرفته شد، یکی با تعلق به گروه بزرگتر و دیگری بدون تعلق به گروه بزرگتر.

 

سنجش تعلق به گروه بزرگتر و تاثیر آن بر روابطی که از آن طریق انجام گرفت

اولاً، در هر شبکه، آنهایی که در دسته متعلق به گروه بزرگتر دسته بندی شده بودند یک دایره به دو تصویر شبکه آنها کشیده می شد.

ثانیاً، یک سرنوشت مشترک برای گروه مشخص می گردد.

 

متغیرهای وابسته: براساس تئوری همبستگی ارتباطی 5 متغیر وابسته اصل وجود دارد:

  1. میزان ارتباط
  2. میزان احساس مثبت گزارش شده (لذت، رضایت، علاقه و هیجان)
  3. احساس همبستگی
  4. احساس تعهد
  5. تفاوت میزان سود.

 

سنجش میزان ارتباط (به منظور سنجش این متغیر تعداد دفعات معامله در نظر گرفته شود.)

سنجش تفاوت سود (این متغیر از طریق تفاوت واقعی سودها که افراد بدست می آورند سنجیده می شود.[4]

سنجش احساس مثبت از طریق روبرو

  1. از سری بازیها
  2. توسط یک پرسش نامه که بر روی کامپیوتر ظاهر می شد.
  3. از بازیکن خواسته می شود احساس خود را درباره معامله
  4. در قالب تحلیل عامل
  5. از طریق صیف درجه ای از صفات متضاد منعکس شده صورت می گیرد.

 

 

شاخص لذت از رضایت براساس طیف های روبرو سنجیده می شود

لذت                                                     عدم لذت

خوشحال                                               غمگین

راضی                                                    ناراضی

خشنود                                                  ناخشنود

 

شاخص علاقه/ هیجان براساس خصوصیات روبرو بدست می آید:

هیجان آور                                            بی هیجان

جذاب                                                   بدون جذابیت

شیفته کننده                                           چندش آور

برانگیزنده                                             بدون ایجاد انگیزه

 

سنجش احساس همبستگی از طریق پرسشنامه کامپیوتری براساس احساس صفات روبرو به دست می آید:[5]

بافاصله                                                  نزدیک

دور هم                                                 جدا از هم

شکننده                                                 قوی/ سخت

به هم پیوسته                                          متفرق

سنجش احساس تعهد

  1. در سری تغییر سری ها نقش ها تغییر نکند
  2. هرکس می توانست در شبکه به هر کس دیگر معامله کند.
  3. محققان می خواستند بفهمند که با وصف این آزادی عمل تا چه افراد با همان افراد خیلی ارتباط برقرار می کنند و نسبت به آنها احساس تعهد دارند.

 

نتایج

نتایج به دست آمده از این تحقیق فرضیه های محقق را تایید کرد.

به عبارت دیگر تمام مطالبی که در آغاز بحث تئوریکی مطرح شد در عمل به اثبات رسید.

 

آزمایش طبیعی کوگدت و زاندر[6]

  1. ذکر یک آزمایش دیگر یعنی آزمایش طبیعی یا میدانی در حوزه جامعه شناسی است.
  2. آقای کوگدت از دانشگاه پنسیوانیا (آمریکا)
  3. آقای زاند زاف دانشگاه استکهلم (سوئد)

با هم تحقیقی در زمینه مقایسه کارآیی اقتصادی نظام سوسیالیستی با نظام سرمایه داری انجام داده اند.

 

 

دیدگاه این دانشمند در این آزمایش میدانی جامعه شناسی

  1. هدف طراحی آزمایش هدفش سنجیدن
  2. تاثیرات بر روی متغیرهای وابسته
  3. پیامدهایی است که در پی تغییر شرایط برای متغیر وابسته بوجود می آید.
  4. در یک آزمایش طبیعی گرچه امکان یک نمونه گیری اتفاقی نیز وجود ندارد با وصف امکان تفکیک تاثیر متغیرهای دیگر میسر است.

 

کوک و کمپل

آزمایش طبیعی با آزمایش میدانی را به عنوان یک روش پر توان و قابل برای بدست آوردن نتایج معتبر هم از نظر اعتبار درونی و هم اعتبار بیرونی می دانند و نمونه های زیادی از این نوع آزمایش نیز توسط دانشمندان انجام گرفته است.

 

سوسیومتری[7]

تکنیک سوسیومتری در آغاز توسط آقای مورنو ابداع شد هدف آقای مورنو مانند دیگر دانشمندان از جمله آقای بیلز اصلاح وضعیت جامعه بطور اعم و بهبود روابط بین انسان ها بطور اخص بود.

 

او در کتابش به نام کی زنده خواهد ماند اصول سوسیومتری روان درمانی گروه و درام اجتماعی.

جامعه و اجزای آن بالاخص گروه های اجتماعی و خانواده همچنین راه های اصلاح نظام اجتماعی و امور بررسی دقیق قرار می دهد.

سوسیومتری در قالب این بررسی با زمینه قبلی رواشناسانه خود به روش های ریز و در عمل قابل اجرا اندیشیده بود و در نتیجه در مسیر بررسی تحلیل و ارائه راه حل، تکنیک سوسیومتری را ارائه می کند.

البته باید در نظر داشت این تکنیک همان تکنیک پرس و جو است که حل آن از پاسخگویان سوالاتی به عمل می آید پاسخ هایی دریافت می شود.

 

ویژگی های تکنیک سوسیومتری[8]

  1. در این تکنیک تحقیق و استخراج تقریبا همزمان انجام می گیرد و محقق نسبتا خیلی زود به نتایج موردنظر می رسد.
  2. بعد از زمان آقای مورنو به علت پیشرفت تئوری ها و روش ها و تکنیک های جمع آوری اطلاعات در علوم اجتماعی کاربرد تکنیک سوسیومتری بیشتر معطوف بررسی گروه های اجتماعی شد.
  3. لذا گرجه سوسیومتری برای تعداد زیادی از پاسخگویان نیز قابل اجراست اما امروزه معمولا تعداد افراد مورد مطالعه محدودتر از تکنیک پرس و جو هستند.
  4. کابرد وسیع جهت تجربه و مورد بررسی قرار گرفت.

 

اهداف اصلی تکنیک سوسیومتری

  1. سنجش وضعیت گروه در ابعاد مختلف
  2. سنجش از نظر همبستگی و تضاد در درون یک گروه و مقایسه آن با گروه های دیگر
  3. از طرف دیگر تمایلات افراد نسبت به یکدیگر و در نتیجه تعیین پایگاه و محبوبیت افراد در یک گروه می باشند.

 

تکنیک موربو[9]

برعکس جامعه شناسان که فقط به بررسی و تحلیل یک وضعیت می پردازند.

او بعد از بررسی وضعیت به درمان نیز پرداخته است و کوشش به آن دارد که پیوندهای بین افراد را تقویت و وضعیت گروه را بهبود بخشد.

 

طرز کار روش مورنو (روش مشاهده و پرس و جو استفاده می گردد)[10]

بعد اول بعد کارایی و توانایی سنجیده می شود.

بعد دوم: بعد محبوبیت

بعد سوم: بعد علاقه وگرایش قبلی

علت تفاوت ارزیابی روش مورنو در کشورها

اولاً، به علت فرهنگ استبدادی، عموما یک نظر منفی نسبت به مافوق وجود دارد.

ثانیاً، به همان علت افراد در مقابل مافوق کرنش و اظهار تمایل و تمجید ... مفرط می کنند و برعکس پشت سر او عموما رفتار معکوس نشان می دهند.

ثالثاً، به علت کمبودهای تشخیص در پی فرهنگ استبدادی و همچنین آمیخته شدن این خصلت با تضاد (فرهنگ تضاد) افراد عموما یک ارزیابی مثبت از خود دارند و یک ارزیابی منفی از دیگران

 

برای استخراج تکنیک مورتوبیاد[11]

  1. ما در سه سوال فوق با یک انتخاب و دادن رای (سه بعد) سر و کار داریم.
  2. این انتخاب دارای درجاتی از اولویت دارد و رعایت اولویت ها مهم می باشد.
  3. به منظور یک مسئله ما تعداد گروه مورد بررسی را به 5 نفر محدود، و آنها را با حروف A B C D E مشخص و نتایج را استنباط می کنیم.

 

سوسیوگرام[12]

اگر حروف A.B.C.D.E را به شکل رئوس به چینیم و بعد رابطه بین آنها را با همان فلش ها مشخص کنیم تصویر زیر به دست می آید.

 

= همبستگی گروهی

تعداد آراء متقابل

تعداد آراء متقابل ممکن

 

 

 

 


 

تعداد آراء متقابل ممکن

 

ماتریس

اگر ما داده های فوق را به شکل یک ماتریس تنظیم کنیم جدول زیر به دست می آوریم.

E

D

C

B

A

A

2+

1+

3+

1-

 

A

3+

1+

2+

-

1-

B

3+

1-

-

2+

1+

C

0

-

1+

2+

3+

D

-

2+

1-

0

1+

E

 

پایگاه سوسیومتریکی[13]

ـ در ماتریس فوق مشخص میشود که هر یک از افراد چه میزان محبوبیت دارند. خواننده ابتدا تنها به آراء مثبت توجه کند بدون آن که درجه اولویت آراء و اعداد مربوط به آنها در نظر بگیرد.

ـ بطوریکه ملاحظه می شود در ماتریس فوق به جز شخص B از جانب 2 نفر رای مثبت کسب کرده است بقیه افراد هر یک از جانب 3 نفر رای مثبت دارند.

از این طریق پایگاه سوسیومتریکی مثبت برای هر یک از اعضا گروه مشخص و محاسبه می شود.

 

SS=

تعداد آراء مثبت کسب شده

تعداد اعضا گروه

 

 


 

                                                                                   

 

 

SS=

جمع آراء مثبت کسب شده ضریب بندی شده

 


 

جمع کل کلیه راء مثبت ضریب بندی شده

                                                                                                                     

 

 

کاربرد و تکنیک سوسیومتری[14]
در زمینه های مختلف کاربرد دارد در سازمان های رسمی و غیررسمی(در دانشگاه در یک کارخانه، مسجد، در مجلس) می توان با هزینه نسبتا کم در زمانی نسبتا کوتاه به نوع روابط اجتماعی و پیوند بین افراد در جایگاه افراد در یک گروه پی برد.

آقای مورنو در دیاگرام های سیار گویایی که براساس تحقیقاتش به دست آورده نشان داده است که در یک کلاس یا در یک کارخانه:

  1. یک شخص می تواند کاملا منزوی شود.
  2. دو قطب جذب آزاد وجود داشته باشد در نتیجه در یک گروه، در زیرگروه به وجود آید که بر ضد هم کار می کنند
  3. و یا در یک گروه چه شخصی بیشترین شانس انتخاب به عنوان رهبر را دارد و پس از وی چه شخص دیگری.
  4. اگر شخصی اول که الان رهبر است برود و شخص بعدی که شانس بیشتری دارد را انتخاب شود چه کسانی به وی رای می دهند.
  5. با سوسیومتری می توان پایگاه خود را به یک گروه حدس زد و سپس با واقعیت مقایسه کرد.
  6. این نوع تحقیق در جوامعی که تعلق زیاد وجود دارد کاربرد دارد.

 

سوسیومتری موارد کاربرد:

  1. برای بررسی بخش هایی از ساخت روابط اجتماعی در گروه ها، این تکنیک توسط یاکوب مورنو پایه ریزی شد.
  2. بررسی روابط تمایل و عدم تمایل
  3. بررسی ارجحیت های روابط (به طور ذهنی)

 

روابطی که از طریق تست سوسیومتریکی بدست می آیند شامل:

  1. روابط تمایل و عدم تمایل
  2. ارجحیت های روابط (به طور ذهنی)
  3. روابط متقابل واقعی

 

طرز کار تست سوسیومتریک

در تست سوسیومتریک از پاسخگو خواسته می شود یک شخص

  1. دیگر را از گروه خود انتخاب نماید.
  2. سوال نتخابی می تواند برای بررسی تمایل یا عدم تمایل به طور کلی باشد یا برای بررسی یک رابطه خاص.
  3. سوالات انتخابی خاص می توانند واقعی یا شرطی باشند یعنی در پی یافتن روابط واقعی و یا روابط آرزومند (روابط ترجیحی) باشند.
  4. همچنین می توان انتخابات مثبت و یا منفی پرسیده شوند
  5. چندین انتخاب همزمان نیز امکان پذیر است.
  6. یک روش خاص تست سوسیومتریکی آن است از پاسخگو خواسته شود آن اشخص را نام ببرد که به نظر خودش او را انتخاب با نفی کرده اند.

 

ارائه و استخراج نتایج:

پس از انجام تست سوسیومتریکی، می بایست اطلاعات مرتب ارائه و استخراج شوند معمولترین شکل ارائه، سوسیوگرام و سوسیوماتریک هستند.

 

سوسیوگرام

نتایج به صورت تصویری ارائه می گردد.

علائم

انتخاب (اولین) یک طرفه                       انتخاب حدس زده

انتخاب متقابل                                        رد حدس زده شده

رد می کند

با افزایش تعداد پاسخگویان به تدریج پیچیده تر می شود.

ـ اگر از دو محقق خواسته شد که نتایج یک تست را به یک سوسیوگرام برگردانند در آن صورت آنها مطمئنا دو سوسیوگرام ترسیم خواهند کرد که دین ضعف خاص سوسیوگرام است.

 

اشکال سوسیوگرام معمول عبارتنداز:[15]

  1. جفت A و B یکدیگر را متقابلا انتخاب می کنند
  2. مثلث A، B و C یکدیگر را متقابلا انتخاب می کنند
  3. زنجیر به صورت تصویری انتخاب متقابل صورت می گیرد.
  4. ستاره: یک شخص به فعالیت زیاد از سوی افراد دیگر انتخاب می شود.
  5. باند: یک تعداد مشخصی از افراد توسط افراد مشخصی انتخاب و توسط افراد رد می شوند.
  6. استار: شخصی که زیاد انتخاب می شود یا کانون یک ستاره مثل محبوبترین، خبره
  7. شخص پشت پرده: یک شخص منزوی که فقط یک رابطه متقابل با استار دارد.
  8. منزوی: شخی که رای نمی آورد و خود نیز هیچ کس را انتخاب نمی کند
  9. فراموش شده: شخصی که انتخاب می کند ولی رای نمی آورد
  10. مطرود و مردود: شخصی که فقط رای عدم تمایل می آورد و همیشه نفی می شود.

 

سوسیوماتریس:[16]

امکان دیگری برای ارائه اطلاعات خام تست سوسیومتریکی است این روش اگرچه کمتر از سوسیوگرام واضح است اما در عوض فوائد بسیای برای استخراج دارد.

 

فواید کابرد سوسیومتری

سوسیومتری روشی است برای برری بخش هایی از ساخت روابط اجتماعی در گروه ها. این تکنیک توسط یاکوب (یعقوب) مورنو 1934 پایه ریزی شد.

روابط که ز طریق استخراج سوسیوماتریس به طور کلی از طریق احتساب شاخص های مختلف انجام می گیرد این شاخص های می توانند به:

ـ ارقام اصلی که بدون محاسبه مستقیما از سوسیوماتریس به دست می آیند و شاخص های پیچیده که پس از احتساب های خاصی حاصل می شود تقسیم می شوند.

 

از یک سوسیوماتریس کاملا می توان مستقیما ارقام اصلی زیر را خواند:

  1. تعداد آراء داده شده مثبت  و منفی 
  2. تعداد آراء کسب مثبت  و منفی
  3. تعدا آرا حدس زده مثبت  و منفی
  4. تعداد آراء کسب شده از پیش حدس زده شده مثبت و منفی  
  5. جمع کیه آراء مثبت کسب شده و ضریببندی شده و کلیه آراء مثبت داده شده ضریب بندی شده این دو ارقام اصلی طبعا مساوی خواهند بود.
  6. جمع کلیه آرا منفی کسب شده و ضریب بندی شده و کلیه آرا منفی داده شده و ضریب بندی شده
  7. جمع کلیه آرا مثبت متقابل
  8. جمع کلیه آرا منفی متقابل
  9. جمع کلیه آرا مثبت درست حدس زده شده، آرا منفی درست حدس زده شده آرا مثبت غلط حدس زده شده و آرا منفی غلط حدس زده شده

 

چنین استنباط می شود از یک شاخص همبستگی گروهی را نمی توان مستقیما از ارقام و اطلاعات ماتریس را به دست آورد.

 

در تحقیقات سوسیومتریکی شاخص پیچیده زیر معمولند:[17]

الف) پایگاه سوسیومتریکی مثبت (SS+) یک شخص عبارتست از:

                                                                                                                       

 

SS+=

 

تعداد آرا مثبت کسب کرده

1- تعداد اعضای گروه

 

 

 

 


 

ب) پایگاه سوسیومتریکی منفی (SS-) یک شخص عبارتست از:

 

SS-=

 

تعداد آرا مثبت کسب کرده

1- تعداد اعضای گروه

 

 

 

 


 

ج) آرا مثبت و منفی ضریب بندی شده از طریق فرمول زیر بدست می آیند:

جمع آرا مثبت کسب کرده ضریب بندی شده

                                               

 

SS+=

 

جمع کل آرا مثبت کسب کرده ضریب بندی شده بندی

 

SS-=

 

جمع آرا منفی کسب کرده ضریب بندی شده

جمع کل آرا منفی کسب کرده ضریب بندی شده بندی

 

 

 


 

یک پایگاه سوسیومتری عام را می توان از طریق زیر محاسبه نمود

هـ) این تناقض عام از (1-) تا (1+) خواهد بود:

 

E+=

 

تعداد آرا مثبت داده شده از سوی شخص

1- تعداد اعضای گروه

 

 

 

 


 

این در شاخص وقتی فایده خواهند داشت

اولا تعداد آرا مثبت و منفی از قبل تعیین و محدود شده باشند.

ثانیا وقتی که تست سوسیومتریکی در بعد (تمایل و عدم تمایل) انجام گرفته باشد شاخص مذکور آن وقت چیزی را بیان می کند که مورنو آن قدرت گسترش احساس می نامند.

شخص پایگاه و گسترش، شاخص های هستند که اطلاعات کمی درباره تک تک افراد می دهند اما شاخص های زیر اطلاعاتی درباره مشخصات جمعی گروه ها مورد بررسی می دهند.[18]

تعداد آرا انتخاب ها (آزاد) متقابل

3) شاخص همبستگی گروهی (K) از طریق زیر محاسبه می شود

 

K=

 

تعداد انتخاب ها آرائی که علی الاصول محکم هستند

 

 

 


 

الف) آرا متقابل بدون توجه به ترتیب ارجحیت انتخاب بررسی می شوند

ب) تعداد انتخاب ها آرائی که علی الاصول ممکن هستند در صورتیکه تعدد اعضا و امکان انتخاب ها نامحدود باشند برابر با

تعداد انتخاب های مجاز

 

 و در صورت وجود

ج) شاخص همبستگی گروهی را می توان برای ابعاد مختلف محاسبه نمود اما معقولتر آن است که بعد (تمایل و عدم تمایل) سنجیده شود در آن صورت یک میزان برای سنجش همبستگی احساس بین اعضا گروه بدست خواهد آمد.

 

4) در صورتی که قرار باشد درجه انسجام عمومی گروه به دست آید آن وقت می بایست سوال تست به کار گرفته شوند.

کریسول این نوع انتخاب متقابل را روابط متقابل می نامد

فرمول شاخص انسجام کرسیول عبارتست از:

R= جمع تعداد کلیه انتخاب های متقابل در درون هر یک از ابعاد مورد بررسی به علاوه کلیه روابط متقابل.

تعداد انتخاب های آرا مثبت از قبل تعیین شده

U. جمع تعداد کلیه انتخاب هایی که عینا .. داده نشده اند با در نظر گرفتن روابط متقابل

 

P=

 

1- تعداد اعضای گروه

 

 


 

5) یک شاخص انسجام دیگر را کمی تخمین است می توان از طریق زیر محاسبه نمود.

 

 

E+=

 

1

تعداد اشخاصی که انتخاب و آرا مثبتی کسب نکرده اند

 

 

 

 


 

یکی از اهداف سوسیومتری آن است که زیر گروه های (باندها کوچک) را درون گروه ها را بشناسند.

 

سوسیومتری و تحلیل رابطه[19]

اطلاعاتی را که انسان از طریق استخراج سوسیوگرام و سوسیوماتریس بدست می آورد عموما جنبه توصیفی دارند. اما می توان ارقام سوسیومتریکی بار دیگر ارقام بدست آمده مخصوصا با مشخصات اجتماعی و شخصی (همان افراد مورد مطالعه) در رابطه گذاشت.

همچنین می توان این سوال را پیگیری کرد که تحت چه شرایطی مثلا یک گروه به اسنجام یا که انسجام به وجود می آید.

تحلیل رابطه غیرسوسیومتریکی، پاسخگویان براساس خصوصیات معین

طرف مقابل

 

 

زن

مرد

 

B

A

مرد

C

D

زن

 

ارقام تئوریکی از طریق فرمول

 

= شاخص تداعی

 

جمع ارام واقعی خانه ها اوریپ

جمع ارقام تئوریکی خانه اوریب

 

 

 

 

 

 



[1] تکنیک های خاص تحقیق در علوم اجتماعی، ص169.

[2] همان منبع، ص 174.

[3] همان منبع، ص 174.

[4] تکنیک های خاص تحقیق در علوم اجتماعی، ص 175.

[5] تکینیک های خاص تحقیق در علوم اجتماعی، فرامرز رفیع پور، ص 176.

[6] تکنیک خاص تحقیق در علوم اجتماعی، ص178.

[7] همان منبع، ص 181.

[8] تکنیک های خاص تحقیق در علوم اجتماعی، ص181.

[9] همان منبع، ص 182.

[10] تکنیک های خاص تحقیق در علوم اجتماعی، ص 182.

[11] همان مبع، ص 185.

[12] همان منبع، ص 186.

[13] تکنیک های خاص تحقیق در علوم اجتماعی، ص 188.

[14] تکنیک های خاص تحقیق در علوم اجتماعی، ص 190.

[15] تکنیک های خاص تحقیق در علوم اجتماعی، ص 198.

[16] همان منبع، ص 199.

[17] تکنیک های خاص تحقیق در علوم اجتماعی، ص 202.

[18] تکنیک های خاص تحقیق در علوم اجتماعی، ص 204.

[19] تکنیک های خاص تحقیق در علوم اجتماعی، ص 206.

اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
+ نوشته شده     توسط ساده ایرونی آموزشی  | 

هدف تمثیل شکل ملموس و عینی

همیشه تمثیل ها وسیله ای برای عارف بوده تا بتواند عناصر روحانی ـ تجربه ای که در آن می زیسته ـ را به شکلی ملموس وعینی صورت سازی کند. این تمثیل ها در خود قرآن نیز به شکل قابل ملاحظه ای وجود دارد و در ورای آن معارف بس بلندی نهفته است.

لازم است با وحدت کلمه و اعتصام به حبل الله به شعائر مذهبی اهمیت بیشتر بدهید و جمعیت های خود را فشرده تر و انبوه تر فرمایید و در مقابل استعمار و دستگاه جبار به صفوف خود در جماعات و اجتماعات مذهبی برای احقاق حق و ابطال باطل بیفزایید. «الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفَاء وَأَمَّا مَا يَنفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الأَرْضِ»[1] هرگز در مقابل اظهار حق و ترویج احکام اسلامی از ارعاب و ارهاب های بی مغز نهراسید و در عین کمال آرامش و بهانه ندادن به دست دستگاه جبار حقوق حقه خود را که عمل به احکام اسلام و آزادی خطبای محترم و نویسندگان معظم است مطالبه نمایید.

 

نسبت میان قلب و قول و فعل انسان در نور و ظلمت

بدان که کلام هر متکلم جلوه ذات اوست به حسب مقام ظهور؛ و بروز ملکات باطنه او است درمرآت الفاظ به مقدار استعداد نسج الفاظی چنانچه اگر قلبی نورانی و صافی از الوات و کدورات عالم طبیعت شد، کلام او نیز نورانی بلکه نور خواهد بود؛ و همان نورانیت قلب جلوه در کسوه الفاظ می نماید و در شان ائمه هدی وارد شده است: کلامکم نور. و وارد است: لقد تجلی فی کلامه لعباده. و در نهج البلاغه است، انما کلامه فعله؛ و فعل جلوه ذات فاعل می باشد بی «کلام». و اگر قلبی ظلمانی و مکدر شد، فعل و قول او نیز ظلمانی و مکدر شود، مثل: «کلمه طیبه کشجره طیبه ... و مثل کلمه خبیثه کشجره خبیثه»

 

نظریه زبان نمادین دینی؛ (یا رمز و کنایه و تمثیل)

زبان رمز، زبانی است که الفاظ در آن نقش پل دارند و شنونده آگاه را از معنای ظاهری به مفهومی نهانی منتقل می کند و گاه در اصل، معنای ظاهری آن الفاظ مراد نیست.

بر طبق «تلقی نمادین از زبان دینی» هنگامی که مثلا گفته می شود: «خداوند چوپان است» معنای ظاهری آن مراد نبوده و به معنای «عنایت و پناه دادن و تدبیر و مصلحت اندیشانه الهی نسبت به مخلوقات است.»

انگیزه های استفاده از این زبان، گوناگون است. گاهی متکلم و مخاطب نمی خواهند جز هم کیشانشان از مقاصد آنان آگاهی یابند، از اینرو به زبان رمز رومی آورند و گاه معنا به اندازه ای ژرف است که در قالب لفظ نمی گنجد. بناچار از زبان رمز و تشبیه یا تجرید از لوازم مادی یا استعمال در معنای اعم، استفاده می کنند تا آن معنا به ذهن مخاطب نزدیک گردد و گاه انگیزه این است که معنا را در چندین سطح بیان کنند و هر کسی به فراخور آگاهی و توان خود از آن بهره جوید.

 

نظریه تمثیل (توماس آکویناس)

توماس آکویناس در جهان مسیحیت راه حلی برای فهم معنای صفات الهی عرضه کرد که مورد توجه قرار گرفت و پس از او بسیاری راه او را دنبال کرده و پس از پیدایش مکتب «فلسفه تحلیلی» برخی درصدد برآمدند تا بین تمثیل آکوینی و دیدگاه ویتگنشتاینی نوعی تقریب ایجاد نمایند.

از دیدگاه توماس آکویناس ویژگی خاصی که گزاره های دینی دارند این است که، معمولاً با موضوعات و حوادثی سرو کار دارند که این موضوعات و حوادث از حوزه مشاهده و تجربیات مستقیم بیرونند؛ ولی ما انسان ها با الفاظی که از مشاهدات مستقیم گرفته شده اند از این امور حکایت می کنیم.

لذا در برخورد با این الفاظ، ما نه می توانیم آنها را بر معانی کاملاً مغایر با معانی اصلی شان حمل نماییم چرا که با مشکل بی معنایی (و یا تعطیلی) روبه رو می شیوم و نه این که آنها را کاملاً به همان معنای اصلی شان بگیریم؛ چرا که دچار کذب می شویم؛ زیرا عالم بودن یا حکیم بودن خداوند قطعاً به معنایی که ما عالم و حکیم هستیم، نیست.

 

تمثیل تناسب از نظر توماس راهی به سوی معرفت نسبت به خدا

سنت توماس و مدرسیان جدید کوشیده اند مشخص کنند اگر خدا بخواهد علت، داور، حافظ و ... باشد چه صفاتی باید داشته باشد. آنها به این نتیجه رسیدند که برای دارا بودن آن صفات، خداوند باید دارای عقل، اراده، اختیار و ... باشد ولی همین طور نیز به واسطه تمثیل به خداوند نسبت داده می شوند، پس تمثیل شکل عام سخن گفتن درباره خداست.

خلاصه آن که در بحث از وجود و سرشت خداوند دو نوع گزاره اساسی مطرح است:

1.      قضایای که ارتباطی و نسبتی میان خدا و جهان برقرار می کنند.

  1. قضایایی که الفاظ دال بر نسبت را به عنوان صفات برای توصیف یا نامیدن خدا به کار می برند قضایای نوع دوم همیشه صدق و معناداری قضایای نوع اول را مفروض می گیرند.

 

متکلمان و فیلسوفان دین اشکالات متعددی را بر آموزه تمثیل تناسبی وارد نموده اند که به بعضی از این اشکالات اشاره می کنیم:

1: این نوع از تمثیل از پدید آوردن هرگونه معرفت تازه ای در باب خداوند و اوصاف عاجز است، به عبارت دیگر، این نظریه مدعی عرضه نوعی توضیح و تبیین در مورد اوصاف الهی بود که ما از دام تعطیل و تشبیه برهاند و دریچه ای معرفتی به روی ما بگشاید.

 

امام خمینی در موردی دیگر می گوید:

این کتاب و این سفره گسترده در شرق و غرب و از زمان وحی تا قیامت، کتابی است که تمام بشر: عامی، فیلسوف، عارف و فقیه استفاده می کنند. علامه طباطبایی هم در عبارتی، معجزه قرآن را خاص ندانسته و دارای ترکیبی از وجوه می داند که برای هر گروه، مانند ادیبان، فیلسوفان، جامعه شناسان، حقوق دانان، سیاستمداران و ... سودمند است.

 

زبان ترکیبی بودن قرآن

به نظر می رسد بتوان در تبیین زبان ترکیبی، گفت که قرآن به جهت آیات اعتقادی، مثل توحید، نبوت، معاد و آیات فقهی و آیات تربیتی و اخلاقی و ... دارای زبان های گوناگون است و یا با توجه به مخاطبان خود که شامل عموم مردم، متخصصان و معصومین می شود، زبان های متنوع دارد و یا به جهت اهداف و غایات خود، به تناسب زمان ارائه مطالب، مثل آیات مکی در آغاز و آیات مدنی در پایان، دارای زبان گوناگون است.

ممکن هم هست آیات به تناسب چگونگی نزول آنها و زمینه های صدور آنها دارای یکی از زبان های پیش گفته باشند و یا آیات به تناسب مطالب و برخورداری از علوم متنوع، مانند آیات مربوط به طبیعت، مثل آسمان و زمین و یا آیات مربوط به رابطه انسان با خدا و رابطه انسان با خودش و با دیگران، دارای زبان دیگری باشند و در آیات علمی و فنون روز، دارای زبان دیگر و یا آیات با توجه به مراد نخستین و مراد پسین، دارای زبان های چند ساحتی باشند. در هر حال، گرچه نمی توان اسم خاصی برای زبان قرآن تعیین نمود، ولی دارای زبان ترکیبی کاملی است که آن را از دیگر زبان ها متمایز می سازد.

 

مشبه                                         مشبه به                          وجه شبه

 

تفسیر باطنی

در تفسیر محی الدین انفاق به سه مرتبه بخش گردیده است که جزا و پاداش هر یک از دیگری برتر و بالاتر است.

الف) انفاق فی سبیل الله، که آن را انفاق در عالم ملک از تجلی افعال نام داده اند، و پاداش آن هفتصد برابر است، و آیه بالا را اشاره به این نوع انفاق دانند.

ب) انفاق در مشاهده صفات الهی، که در مقام طلب رضای اوست و آیه شریفه «وَمَثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ» (البقره/265) اشاره به آن است.

ج) انفاق بالله در مقام شهود ذات، که آیه کریمه «أَنفِقُواْ مِن طَيِّبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ» (البقره/267) را اشاره به آن می دانند.

 

ارتباط آیه با آیات دیگر در مورد انفاق

در کشف الاسرار خواجه عبدالله انصاری چنین آمده است:  «مَّثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ ...»

خداوند نواخت درویشان و رعایت نیازمندان به هفت گونه از توانگران خواست یکی از روی «امر انفقوا» دوم از روی لطف: قرض الحسنه سوم از روی وعده فزونی: «عشره امثال»، چهارم از روی وعید: «لن تنالوالبر» پنجم از روی پند و اندرز «الشیطان یعدکم الفقر»، ششم از روی تهدید: «لاتحسبن الذین یبخلون»، هفتم از روی تحقیق: «تدعون لتنفقوا فی سبیل الله»

 

تمثیل از دیدگاه سیدمحمدباقر حکیم

تمثیل و تشبیه مضامین قرآنی و امثال و مفردات قرآن کریم، از قبیل مثل هایی که قرآن کریم، به گونه مفهومی زده است، یا از طریق اشاره به حوادث و وقایع زندگانی پیشینیان، به گونه ای که با حوادث عصر رسالت منطبق گردد. امامان اهل بیت نیز چنین مثل هایی زده اند، و نصوص قرآنی را بر حوادثی که در عصر رسالت یا دوران های بعدی جریان داشته است تطبیق کرده اند. علم این نوع تفسیر به پیامبر اکرم و امامان معصوم از اهل بیت آن حضرت اختصاص دارد.

 

ظهر و بطن

محمدبن حسن صفار در بصائر الدرجات به سند معتبر از فضیل بن یسار روایت کرده است که گفت:

از حضرت امام محمدباقر پرسیدم: معنای این روایت چیست که می گوید: «ما من القرآن آیه الا و لها ظهر و بطن؟» فرمودند: «ظهره تنزیله و بطنه تاویله، منه ماقد مضی و منه مالم یکن، یجری کما تجری الشمس و القمر کلما جاء تاویل شیء یکون علی الاموات کما یکون علی الاحیاء، قال الله: «و ما یعلم تأویله الا الله و الراسخون فی العلم» نحن نعلمه»

یعنی: «ظهر» قرآن، تنزیل است، و «بطن» قرآن، تأویل آن. بعضی از تأویلات قرآن، گذشته است، و بعضی دیگر هنوز به وقوع نپیوسته است. قرآن همانند خورشید و ماه، گردش و جریانش استمرار دارد. هرگاه تأونیل چیزی در قرآن مشخص گردید، بر مردگان همان گونه منطبق خواهد گردید که بر زندگان؛ چنان که خداوند فرموده است: «تأویل قرآن را جز خداوند و «راسخان در علم» کسی نمی داند»، ما تأویل قرآن را می دانیم.

 

مثل در اصطلاح

در ادبیات پیشرفته از شیوه های بیان مقوصد به صورت زیبا و موثر مثل آوردن است علمای بلاغت گویند: مَثَل در محاورات حکم برهان را در بحث های عقلی دارد. بنابراین تعریفی که علمای ادب کرده اند چون میان دو جمله، علاقه شباهت باشد آن را تمثیل نامند، چنین سخنی اگر شایع و بر زبان ها جاری باشد آن را مَثَل خوانند.

ابراهیم نظام گجوید: «در مَثَل چهار مزیت جمع می شود که در کلامی غیر آن گرد نمی آید: کوتاهی لفظ و رسیدن به معنی و حسن تشبیه و لطف کنایه، و این نهایت بلاغت و کمال سخنوری است.

 

 

غزالی در بیان متفکران جهان یک نوع فلسفه و روش فکری مخصوص دارد که وی را از دیگر دانشمندان متفکر ممتاز می کند و نمی توانیم اسلوب فکر و فلسفه را با دیگر فلاسفه شرق همچون فلابی و ابن سینا و اخوان الصفا و همچنین با فلاسفه بزرگ مغرب مانند دکارت، پاسکال، ولتر، اسپینوزا، کاولیل، هوس و گاسندی و امثال آن ماجد اجرا مقایسه کنیم تا ببینیم که غزالی با دیگران تا چه اندازه توافق عقیده و در چه مسائلی با هم اختلاف دارند.

در ضمن صدرالمتألهین معروف به ملاصدرای شیرازی در مولفات خود مثل «سریان الوجود» برای اثبات و تقریر مطالب خود استفاده کرده است.

 

تأویل صرفا گذر از معنای ظاهری و رسیدن به معنای پوشیده تر نیست تا حقیقتی عینی در پس آن نهفته نباشد، بلکه تأویل نیز امری عینی است و آن همان بطونی است که ظواهر بر آن مبتنی هستند. به عبارت دیگر، هرآنچه در متن کتاب تشریع است مطابق است با مراتب عالم هستی، و مراتب بطونی عالم هستی منطبق با مراتب بطونی قرآن است. برهمین اساس، سیدحیدر آملی در تفسیر محیط اعظم، تاویل عرفانی را چنین تعریف می کند:

«فاتأویل عندهم هو التطبیق بین الکتابین، ای الکتاب القرآنی الجمعی و حروفه و کلماته و آیاته و الکتاب الافاقی التفصیلی و حروفه و کلماته و آیاته»[2]

طبق این نظر، حقیقت عینی که الفاظ و مفاهیم از آن حکایت می کنند «تأویل» شمرده می شود و البته این معنای تأویل دیگر مختص آیات متشابه نخواهد بود، بلکه تمام کلمات الهی دارای تأویل خواهند بود: چنان که علامه طباطبایی می فرماید مراد از تأویل آیات قرآن مفهومی نیست که آیه بر آن دلالت دارد، چه آن مفهوم مطابق ظاهر باشد و چه مخالف آن، بلکه تأویل از قبیل امور خارجی است؛ البته نه هر امر خارجی تا توهم شود که مصداق خارجی یک آیه هم تأویل آن آیه است، بلکه امر خارجی مخصوص که نسبت آن به کلام نسبت ممثل به مثل و نسبت باطن به ظاهر است.[3]

 

زبان عرف عام

براساس نظریه «زبان عرف عام» که از نخستین نظریه ها درباب زبان قرآن است، شیوه انتفال مفاهیم براساس مفاهمه عرفی معقول صورت می پذیرد و اسلوب آن تفهیم و تفهم عرف عموم مردم است. براساس این نظریه، خداوند در ارائه مفاهیم خود از نظام و ساختار زبان موجود و متعارف بین مردم عرب زبان استفاده کرده و مقاصد خود را به کمک آنها رسانده و از خود شیوه جدیدی ابداع ننموده است.

هدف در زبان عرف عام، تنها تفهیم معنی به عموم مردم می باشد. چنین زبانی خالی از اصطلاحات علمی است و در آن، از عبارات و واژگان خاص و غیر متعارف برای مردم عرب زبان استفاده نشده است. در این زبان خطاب ها متوجه عموم مردم و اغلب با عبارت «یاایها الناس» است. در این صورت، اگر زبان قرآن زبان عرف عام باشد، برای فهم اصطلاحات و عبارات قرآن، می باید به فهم متعارف مردم عرب زبان صدر اسلام مراجعه شود و هنگامی که قرآن از «کرسی»، «مومن»، «صلاه»، «حج» و ... یاد می کند، معنی آن ها را تنها باید براساس مفاهیم آن روزگار تبیین نمود.

 

تفاوت زبان عرف عام و زبان قرآن

در زبان عرف عام، هیچ عبارت و یا اصطلاحی فراتر از فهم متعارف معنا ندارد و در آن، هیچ  رمز و اشاره ای فراتر از معانی ظاهری وجود ندارد. در زبان عرف عام، قرآن از هنجارهای متعارف در زبان عرف عرب استفاده کرده و هیچ تحولی در واژگان و عبارات آن انجام نداده است و حقایق دیگری در پرتو سیاق های قرآن، قابل تفسیر نیست. در کلمات آیه الله خویی، عبارتی است که موید عرف عام در خصوص زبان قرآن است. ایشان می گوید:

تردیدی نیست که پیامبر (ص) برای ارائه مقاصد خود، طریق جدیدی را ابداع نکرده و با مردمش به همان طریق متعارف تفهیم و تکلم سخن گفته است و خداوند قرآن را آورده تا آنها بفهمند و در آن تدبر کنند.

 

قرآن، تجلی ذات اقدس له

خدای سبحان، عظمت قرآن را با تمثیلی چنین بیان می فرماید: «لَوْ أَنزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَّرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُّتَصَدِّعًا مِّنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ»[4] یعنی، اگر ما این قرآن را بر کوه نازل می کردیم، کوه با همه استحکامش، توان تحمل آن را نمی داشت و از ترس و هراس خداوندی که گوینده این کلام آسمانی است، متلاشی می کند. اینکه کوه استوار، توان تحمل قرآن را ندارد، برای آن است که قرآن کریم، «تجلی» ذات اقدس اله است.

در ماجرای میقات موسای کلیم و تکلم خدای سبحان با او، آنگاه که موسی (علیه السلام) رویت خدارا از او تقاضا نمود و خدای سبحان در جواب او فرمود: تو هرگز مرا نمی بینی ولیکن به کوه بنگر که اگر بر جای خود برقرار ماند، تو نیز مرا خواهی دید. آنگاه که خداوند بر کوه «تجلی» نمود، کوه را مندک و متلاشی ساخت: «وَلَمَّا جَاء مُوسَى لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ قَالَ لَن تَرَانِي وَلَكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ موسَى صَعِقًا»[5] کوه اگرچه می تواند در نهان خود معدن بپروراند، گرچه می تواند در سینه ژرفش، سرمای سنگین یخ ها و برفها و تگرگ ها را تحمل کند، اگرچه می تواند در دامن خود، سیل خروشان را تحمل نماید، و اگرچه کوه ها، میخ های زمین هستند: «وَالْجِبَالَ أَوْتَادًا»[6]، ولی تحمل «تجلی» و وحی ویژه خداوند را ندارند و ثقیل بودن قرآن نیز که فرمود: «إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا»[7]، برای همین جهت است. در این زمینه امیرالمومنین (علیه السلام) در نهج البلاغه می فرماید: «فتجلی لهم سبحانه فی کتابه من غیر ان یکونوا رأوه»[8]؛ یعنی ذات اقدس اله در کتابش برای مردم «تجلی» کرده است.

 

مثال برای نزول به صورت تجافی

این گونه نزول، در امور مجرد صورت می پذیرد نه در امور عادی و برای روشن شدن بیشتر لازم است که مثالی آورده شود. زمانی که عالم و محققی نکته عمیق عقلی را تعقل می کند و آن را می فهمد و سپس می خواهد همان را برای دیگران بازگو کند، در این هنگام، آن معنای درک شده را از قوه عاقله خود تنزل می دهد، به این معنی که آن را در مرحله خیال خود ترسیم کرده بررسی می کند و می اندیشد که مثلا آن را به چه زبانی بیان کند و در قالب چه مفاهیم و الفاظی بریزد، چگونه مقدمه ای برای آن بیاورد و چگونه دلیلی بر تایید ارائه دهد. پس از تنظیم آن معنا در مرحله خیال، به وسیله قلم یا زبان برای دیگران بیان می کند و چنین می گوید آنچه را که من فهمیده ام همین است که برای شما گفتم. این سخن به آن معنا نیست که این محقق، آن درک عمیق را از قوه عاقله اش پایین آورده و در عاقله اش دیگر چیزی وجود ندارد و اجوف و توخالی شده، بلکه مقصود آن است که آن حقیقت بلند را به صورت رقیق درآورده است که در قالب مفاهیم و الفاظ بنگنجد و قابل شنیدن و گفتن باشد و در این حال، این مطلب ارائه شده، براساس آن معنای بلند است و جلوه ای از اوست. چنین تنزلی را «تجلی» می نامند.

 

سطوح معنایی

ص 58 این کتاب ظهر و بطن و حد و مطلعی دراد. مطلع آن تجلی در مرتبه احدیت می باشد که مبدا همه تعینات است. (به نقل از آشتیانی، جلال الدین، شرح مقدمه قیصری، ص 316-318)

حد آن مرتبه و احدیت است که حق به صدر اسماء و صفات تجلی می نماید. بطن آن عالم، عقول مجرد و مثل می باشد و ظهر آن عالم شهادت را دربرمی گیرد.

 

تجلی قرآن

ص 61 براین اساس کلام الهی مطابق با درجات و منازل کتاب های تکوینی دارای مراتب متعددی است که با کشف و وصول به هر مستند، سطوحی از معنا بر عارف مکشوف می گردد. انسان با اوج گرفتن در کمالات معنوی عالی تر لایه های عمیق تری از آیات را استنباط می کند.

امام «کل من تنزهه و تقدسه اکثر، کان تجلی القرآن له اکثر و خطه من حقائته اوفر»

 

مراتب معنای قرآن در اندیشه امام

تجلی

تکلم حضرت حق عبارت است از تجلی حق که چون اراده و قدرتش تعلق بگیرد که آنچه را که در غیب است اظهار کند و ایجاد نماید آن را تجلی حاصل می شود.[9]

 

ترتیب عوالم از نظر امام خمینی

1. سر وجودی اشیاء در مقام علم و عین

ایشان براساس این نظر، ترتیب عوالم را که قیصری در شرح بر فصوص الحکم، آورده است نپسندیده و ترتیب دیرگی ارائه می کنند. ایشان اولین عالم را سر وجودی اشیا در مقام علم و عین می دانند. »بل اول الحضرات حضره الغیب المطلق ای حضره احدیه الاسماء الذاتیه و عالمها هو السر الوجودی الذی له الرابطه الخاصه الغیبه مع الحضره الاحدیه و لا یعلم احد کیفیه هذه الرابطه المکنونه فی علم غیبه و هذا السر الوجودی اعم من السر الوجودی العلمی الاسمائی و العینی و الوجودی.» حضرت امام در بیانی دیگر درباره اسما مستأثره، فرق مقام ذات غیبی حق با تجلی احدی که تمام اسما و صفات در آن مستهلک هستند و اسم مستأثر الهی است و فرق این دو مقام را با تجلی به جمیع اسما و صفات توضیح می دهند.

«ان الوجود اما این یتجلی بالتجلی الاحدی المستهلک فیه کل الاسماء و الصفات و هذا التجلی یکون بالاسم المستأثر و الحرف الثالث و السبعین من الاسم الاعظم فهو مقام بشرط اللائیه ففی هذا المقام له اسم الا انه مستأثر فی علم الغیب و هذا التجلی هو التجلی الغیبی الاحدی بالوجهه الغیبه للفیض الاقدس و اما الذات من حیث هی فلا یتجلی فی مرءاه من المرائی و لایشاهدها سالک من اهل الله و لامشاهد من اصحاب القلوب و الاولیاء فهی غیب لابمعنی الغیب الاحدی بل لا اسم لها و لا رسم و لا اشاره الیها و لا طمع لاحد فیها و اما ان یتجلی باحدیه جمع جمیع حقائق الاسماء و الصفات فهو مقام اسم الله الاعظم رب الانسان الکامل.» از ظار کلام امام در شرح دعای سحر مشخص می شود که ایشان اصل این نظریه را از بیانات استادشان در معارف الهی، مرحوم شاه آبادی، استفاده کرده و آن را شرح و بسط داده اند. «ان الوجود بمراتبها السافله و العالیه کلها مرتبط بالوجه الخاص مع الله تعالی بلا توسط شیء فان المقید مربوط بباطنه و سره مع المطلق بل هو عین المطلق بوجه یعرفه الراسخون فی المعرفه و کان شیخنا العارف الکامل.»

و آنجا که در قرآن و روایات، ویژگی عوالم بالاتر به زبان متعارف این جهانی به کار می رود در واقع، با زبان مثال و به طریق ضرب المثل، حقایق بالایی را با معنا و زبانی مادی بیان می کند. باری مثال، در قرآن برای ملائکه ای که از عالم ارواح و عقول هستند و به یقین ویژگی مادی برای ایشان قابل تصور هم نیست، جناح و پر و بال اثبات می شود. اما این اجنحه نه اجنحه ای مادی، بلکه تمایلی است از حقایق بالایی در زبان حسی و مادی برای درک بهتر آنان که در این مرتبه توقف کرده اند.

«ان اجنحه الملائکه لیس کاجنحه الطیر و انما هی صفات روحانیه کما قال السهیلی و هی قوی تسترسل بها فیما یاذن الله تعالی لها من التصریف و لهذا جاء ذکر الاجنحه فی سیاق جعلها رسلا، قال تعالی: (جاعل الملائکه رسلا اولی اجنحه مثنی و ثلاث و رباع) ... و الغرض من ذلک کلی التمثیل و التقریب الافهام»[10]

 

تفاوت مراتب انسان در فهم شریعت

درجات انسان ها یکسان نیست؛ چرا که اسنان با گذر از اطوار استبداعی و استقراری و از عوالم متعدد، ویژگی هر عالم را به خود گرفته است و این گذر دو امر را در او به وجود آورده است؛ از یک سو، به دلیل آنکه حصه ای از این عوالم را در خود دارد، با این عوالم مناسبت دارد و از این رو، قادر به درک آنهاست، و از سوی دیگر، این گذر برای او محدودیت هایی ایجاد کرده است. انسانی که در بند ماده گرفتار آمده است، توان فراتر رفتن از عالم ماده و کسب معرفت از عالم برزخ و عقول را ندارد، مگر آنکه در سیر و سلوکی خاص، «امانت هر عالمی را به خود آن عالم برگرداند» و خود را تا حد امکان، از ویژگی های عوالم پایین تر منسلخ کند. چنین انسانی به هر مقدار که در این انسلاخ موفق تر باشد، توان معرفتی بالاتری را دارا می شود. به عبارتی دیگر، به همان اندازه که در مراتب هستی شناسی هوالم عروج می کند، با چشم بصیرت خود و عقل نورانی اش، اموری را مشاهده می کند و در بعد معرفت شناختی ترقی می کند. عارف در این معنا، کسی است که با سلوک خود، از مراتب هستی صعود می کند و حقایق را آنچنان که هست، می یابد.

از سوی دیگر، فهم متون دینی هم به عروج آدمی در مراتب هستی وابسته است. چرا که مراتب انسان و جهان بر بطون تو در توی قرآن و شریعت منطبق است. انسانی قادر به فهم بطون قرآن است که توان گذر از مراتب تو در توی هستی را داشته باشد. برای مثال، انسانی می تواند به فهم بطون دوم قرآن دست یابد که در سیر و سلوکی عرفانی، به مرتبه معادل آن بطن، در جهان هستی نائل شده باشد.[11]

بنابراین، سالک به هر مقدار که در این صعود موفق تر باشد در فهم بطون شریعت هم توفیق بیشتری خواهد داشت. در کلام عرفا، این فهم درونی و بطونی، «تاویل» نام دارد. از این، «تأویل» در کلام عرفا به معنای اراده خلاف ظاهر نیست، بلکه از دیدگاه ایشان، به معنای عبور از ظاهر و رسیدن به باطنی عینی و ناگسسته از ظاهر است و البته از دیدگاه عارف، نه فقط کلمات قرآن کریم، که تمامی الفاظ و کلمات و بلکه اصولا تمامی کلمات تکوینی و تشریعی خداوند دارای بطون هستند: بطونی که براساس مبانی هستی شناسانه ایشان کاملا با ظاهر مرتبط است.

 

مراتب انسانی

از حضرت حسین ابن علی و نیز از حضرت صادق (علیهم السلام) نقل شده که فرمودند: «کتاب الله عزوجل علی اربعه اشیاء: علی العباره و الاشاره و اللطائف و الحقائق، فالعباره للعوام و الاشاره للخواص و اللطائف للاولیاء و الحقائق للانبیاء» یعنی، خدای عزوجل معارف خود را در قرآن کریم به چهارگونه بیان فرموده است: به صورت عبارت و لفظ صریح و اشاره و لطایف و حقائق که عبارات آن برای فهم توده مردم است و اشاراتش برای خوص و لطایف آن برای اولیا و حقایق آن برای انبیای الهی است.

 

راه های شناخت سیاق

در بسیاری موارد، پیوستگی در نزول و ارتباط موضوعی آیات کریمه و جمله های آن آشکار است و در بسیاری دیگر نیز با اندکی تامل در مفاد آیات کریمه آشکار می گردد، ولی در مواردی با تامل در مفاد آیات به تنهایی، نمی توان ارتباط یا عدم ارتباط صدوری و موضوعی آن ها را به دست آورد و باید از راه های دیگری بهره جست تا به ارتباط و پیوستگی آیات و یا عدم ارتباط و پیوستگی آنها پی برد.

از جمله راه های دیگری که می توان در این خصوص از آنها سود جست، توجه به نوع بیان، آهنگ و هدف سخن قرآن و روایات ناظر به آیه است؛ برای مثال نوع بیان و آهنگ سخن و هدف گفتار در آیه تطهیر به طور کامل با آیات پیش و پس آن، متفاوت است و ضمیرهای مذکر و لحن تکریم آن، با ضمیرها و لحن تهدید و تشویق و تکلیفل و مسئولیت ذکر شده در صدر این آیه و آیات قبل آیه بعد متفاوت است.

 

اصالت سیاق

مقصود از اصالت سیاق آن است که قاعده کلی در ترتیب آیه ها، ارتباط جمله ها و آیه ها با یکدیگر و قرینه بودن هر یک برای دیگری به لحاظ ساختار محتوایی با یکدیگر است؛ بنابراین، در مواردی که ارتباط جمله ها و آیه هایی که در پی هم آمده اند مورد تردید باشد، باید اصل را بر ارتباط و وجود سیاق در آنها قرار داد و براساس آن، آیات را تفسیر کرد و عدم ارتباط آیات با یکدیگر به لحاظ سیاق تنها در مواردی پذیرفته می شود که دلیل خاصی بر نفی سیاق وجود داشته باشد.

برای اثبات اصالت سیاق به دلایل مختلفی می توان استدلال کرد. مهمترین دلایل ذکر شده در این خصوص را می توان در چهار دلیل زیر خلاصه کرد:

1.      تطابق قرآن کنونی با قرآن موجود در لوح محفوظ

  1. توقیفی بودن ترتیب کنونی آیات قرآن
  2. تایید تشویق ائمه معصومین (ع) به رجوع به قرآن کنونی
  3. اصالت رعایت ترتیب نزول از سوی نویسندگان و جمع آوران قرآن در قالب کتاب

 

مبانی همان

مبانی همان «بینش فرض های بنیادین» هستند که دارای انواع و اقسامی است مانند مبانی مشترک و مختص، مبانی کلامی، مبانی روشی، مبانی گرایشی، مبانی صدوری، مبانی دلالی و ... که مفسران قرآن کریم از این مبانی و روش های تفسیری خود استفاده کرده اند.

 

مبانی مشترک و مختص

مبانی مشترک شامل مبانی ای است که همه یا غالب مفسران آن را پذیرفته اند، مانند: وحیانی بودن الفاظ قرآن، امکان فهم آن و ...

 

مبانی کلامی

مقصود از مبانی کلامی آان دسته از اصول اعتقادی مفسر است که سبب تمایز فرق مذهبی می شود و در آراء تفسیری او تاثیر می گذارد.

 

مبانی روشی

مفسران به جهت تفاوت روش در تفسیر، دارای مبانی روشی متمایزی هستند. این مبانی عبارتنداز: مبانی تفسیر قرآن با قرآن، مبانی تفسیر روایی، مبانی تفسیر عقلی، مبانی تفسیر عرفانی و ...

 

مبانی گرایشی

مفسران پس از تعیین روش خود در تفسیر، گرایش خاصی نیز در تفسیر دارند که آن نیز برخاسته از مبانی پذیرفته آنها است، مانند مبانی تفسیر کلامی، مبانی تفسیر فقهی، مبانی تفسیر لغوی، مبانی تفسیر تربیتی، مبانی تفسیر ادبی، مبانی تفسیر اجتماعی، مبانی تفسیر فلسفی، مبانی تفسیر علمی و ...

 

مبانی صدوری

مقصود از مبانی صدوری مبانی ای است که مربوط به چگونگی صدور آیات قرآن است و با اثبات آنها، صدور قرآن از طرف خداوند متعال قطعی می گردد، مانند قدسی بودن و الهی بودن الفاظ و کلمات قرآن، قرائت واحد، سلامت قرآن از تحریف و ...

 

مبانی دلالی

مقصود از مبانی دلالی مبانی مربوط به چگونگی فهم و تفسیر قرآن است، مانند: قابل فهم بودن قرآن، استقلال دلالی قرآن، ساختار چندمعنایی قرآن و ...

 

تفاوت نور حسی با نور خدا

و همچنین در مورد «نور علی نور» چند بیتی چنین سروده است:

نور حسی رو که نورش راکب است
نور حسی می کشد سوی سرا
نور حس را نور حق تزیین بود

 

حس را آن نور نیکو صاحب است
نور حقش می برد سوی علا
معنی «نور علی نور» این بود
                                            (مولانا جلال الدین رومی)

 

نظر ابن عربی

محی الدین العربی در تفسیر خود برای هر یک از سخنان این آیه تأویلی خاص دارد که در زیر به درج آن می پردازیم:

« اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ» یعنی مظهر سماوات ارواح و ارض اجساد، و نور وجود مطلق است که همه موجودات به هستی او هست شده اند، « مَثَلُ نُورِهِ» یعنی صفت وجود حق و ظهور او. « كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ» اشاره است به ظلمت جسد و تنور آن به نور روح، و « الزُّجَاجَةُ» اشاره است به قلب نورانی عارف که به نور اشراق چون قندیل به شعله، روشنایی یافته، و « كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ» اشارت است به دل عارف و درخشندگی آن، و « مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَكَةٍ» منظور نفس قدسیه پاک و روشن است که ریشه آن در زمین جسد و اغضان و فورع آن در آسمان دل قرار دارد و « مُّبَارَكَةٍ» از آنجا است که نفس قدسی دارای فوائد و منافع بسیار از ثمرات اخلاق و اعمال و مدرکات باشد از این رو به صفت برکت متصف گشته: « زَيْتُونِةٍ» اختصاصی است درخت نفس را، زیرا همان گونه که زیتون تا پخته نگردد استعداد آن برای اشتعال و روشنایی کامل نشود از این رو معرفت مانند روغنی است که در زیتون وجود دارد.

 

سهل بن عبدالله تستری در تفسیرالقرآن چنین آورده است:

« مَثَلُ نُورِهِ» به معنی قلب عارف است و ضیاء توحید، زیرا قلوب انبیاء روشن تر از آن است که به صوف این گونه انوار تشبیه گردد. نور قرآن، چون چراغدانی است که چراغ آن معرفت و فتیله آن فرائض و روغن آن اخلاص و روشنایی آن وصال است. هرچه بر اخلاص برفزاید، فروغ و روشنی آن چراغ افزون تر گردد و هر چه بر فرائض اضافه گردد تابش و تلألؤ آن بیشتر شود.

 

نظر سلمی عبدالرحمن سلمی در تفسیر السلمی تاویلی بدین طریق بیان کرده است:

قلب عارف مانند آسمان است، همان گونه که آسمان به دوازده برج منور است، قلب عارف نیز به دوازده خصال روشن است، مادام که آن بروج سماوی برپاست نظم عالم برقرار است، همچنان مادام که دوازده خصلت در دل عارف پایدار است نفس اون به نور عافیت منور است.

 

در کشف الاسرار چنین آمده است:

 نورها بعضی ظاهراند و بعضی باطن

 

بحث تجلی خداوند

عرفا و دانشمندان اهل تصوف را درباره آیه نور تاویلات ظریفی است از جمله:

شیخ محمود شبستری در گلشن راز منظومه دلنشینی دارد که در آن به بررسی این مطلب که جمیع اعیان موجودات ممکنه به نور حق یعنی به تجلی او پیدا و روشن گشته اند و به حقیقت غیرحق هیچ موجودی نیست، و جمیع اشیاء به او نموده شده، و هیچ چیز باعث پیدایش او نتواند بود، پرداخته است و ضمن به کار بردن نکات دقیق و لطایف و ظرایف شعری اساسش بر پایه تمثل به نور الهی قرار گرفته است.

 

تفسیر و وجه تشبیه

در این مثل خداوند تبارک و تعالی نور خودش را به مِشْكَاةٍ با شرایط اعلای خاصی تشبیه فرموده است که در آن نور خدا مشبه، مِشْكَاةٍ با شرایط خاص مشبه به، ک علامت تشبیه و وجه تشابه هدایت است.

مشبه

مشبه به

وجه شبه

ادات تشبیه

نور خدا

مِشْكَاةٍ با شرایط خاص

هدایت

ک

 

این نوع چراغ کامل ترین شکل آن است زیرا در چراغ های معمولی نه جاچراغی (چراغدان) وجود دارد و نه قندیل بلورین بلکه چراغ ساده و معمولی فقط تشکیل یافته است از ظرف کوچکی که «مخزن روغن» است و «فتیله» ای در میان آن واقع شده که با نفوذ روغن در فتیله و افروختن آن، چراغ روشن می گردد و روشنایی ادامه پیدا می کند؛ اما چون قندیل بلورین ندارد لذا نور آن منعکس نشده و دارای تلؤلؤ خاصی نمی باشد بلکه به طور ساده می سوزد و روشنایی ضعیفی پخش می کند و چنانچه بادی بوزد یا بارانی ببارد خاموش شده و یا لااقل نورش ضعیف می شود. لذا چراغی که دارای مِشْكَاةٍ (چراغدان) می باشد باد و باران و حداث طبیعی روزگار در آن اثری ندارد و پیوسته روشن و نورانی است. و از سوی دیگر چون دارای قندبل بلورین است لذا نورش در اثر برخورد به آبگینه و بازتاب دارای تلؤلؤ خاصی گردیده و روشنایی اش مضاف و بلکه چند برابر می شود.

گوییا آن قندیل بلورین ستاره ای است درخشنده، علت درخشندگی اش بسان ستاره آن است که اولاً به واسطه داشتن قندیل بلورین نور در اثر برخورد با آن و انعکاسش مانند اشعه کواکب پخش می گردد و چون دارای جاچراغی و محافظ است هیچ وقت باد و طوفان در آن تأثیری ندارد و روشن و نورانی است.

 

تفسیر عرفانی از آیه نور افاضه وجود

آن چراغ روشن می شود از روغن درخت مبارکه و پربرکت زیتون که این درخت نه شرقی است و نه غربی.

فیض رحمانی به یک موجود خاص تعلق ندارد. کلیه موجودات و صفات آنها برای بقاء و هستی خود از فیض حق بهره مند می شوند ولی در عین حال با آن که فیض حق عام است و بدون واسطه به تمام موجودات می رسد ولی از روی حکمت هستی، آنها را معلول علت و یا علت های مختلف قرار داده است مثلاً در پرورش نباتات عوامل آب و هوا و زمین مؤثرند.

 

تفسیر آیه نور

عناصر تشکیل دهنده چراغ کامل عبارتنداز:

1.      مخزن روغن

  1. فتیه
  2. روغن یا پیه
  3. جا چراغی (مِشْكَاةٍ)
  4. قندیل بلورین

 

برداشت علمی از آیه (انرژی اتمی در مرکز هر ماده ای)

حال که بهترین محصول روغن از درخت غیر شرقی و غیر غربی یعنی درخت مرکزی به وجود می آید، می توان این معنی را در تمام عالم وجود تعمیم داد و گفت که ماده حیات بخش هر عنصری در مرکز آن عنصر پرورش می یابد چنانکه انرژی اتمی در مرکز هر ماده ای قرار دارد.

دل هر ذره را که بشکافی                        آفتابیش در میان بینی

پس در دل هر ذره ای از ذرات طبیعت نیروی انرژی بخش حیاتی وجود دارد. به همین جهت است که می گویند خدا محل معینی ندارد به هر چه و به هر کجا که بنگرید در کنه وجودش خدا را احساس می نمائید. یا به عبارت دیگر ماده روشنی بخش نور الهی در کلیه نقاط هستی وجود دارد و بالنتیجه ذات حق تعالی در همه جا خودنمایی می کند.

 

قوای باطنی از نظر ابن سینا (تمثیل آیه نور)

ابن سینا در ذکر قوای باطنی نفس من جمله خیال (که پیش از آن توسط ارسطو در کتاب النفس بحث شده بود)، مبنا را آیه مظهور سوره نور « اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ ...» قرار داده و برای تبین دقیق هر کدام از قوای باطنی نفس و انواع عقل از اصطلاحات این آیه استفاده کرده است: «مشکاه شبیه به عقل هیولانی است که در ذات خود تاریک است ولی قبول نور کند ... و زجاجه شبیه به عقل بالملکه است، که در ذات خود شفاف است و به نحو کاملی پذیرنده نور است، و الشجره الزیتونه شبیه است به فکر، که استعداد قبول نور دارد، ولی بعد از حرکت بسیار و زیت شبیه به حدس است، از آن جهت که اززیتون به نور نزدیکتر است و آنکه « يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ » است به قوه قدسیه شبیه است، که بالفعل تعقل می کند هر چند چیزی که آن را از قوه به فعل آورد نباشد و « نُّورٌ عَلَى نُورٍ» شبیه به عقل مستفاد است، زیرا که صور معقوله نوری و نفس قبول کننده آن، نوری دیگر است و «مصباح» به عقل بالفعل شبیه است زیرا به خودی خود بدون نیاز به نوری که از دیگر جای کسب کند، نورانی است و «نار» عقل فعال است زیرا چراغ ها بدان روشن گردد.

 

تبیین هر یک از قوای باطنی نفس و انواع عقل

این معنا در مورد بزرگانی همچون امام محمدغزالی، شیخ اشراق، ابن عربی و مولانا بسیار صریحتر و کاملتر است. مثلا غزالی در آغاز ربع مهلکات احیاء العلوم (شرح عجایب دل) متأثر از آیات قرآنی و عرفانی تفسیری از نقاشی و انعکاس صور الهی بر آیینه دل ارائه می دهد: «شاهد مثال غزالی بر انعکاس صور در دل، دو حدیث است: یکی قدسی و دیگری نبوی.

در حدیث قدسی آمده است: «لم یسعنی ارضی و لا سمایی و وسعنی قلب عبدی المومن اللین الوداع؛ قابل تجلی من نیامد زمین من و آسمان من، و قابل من آمد دل بنده مومن نرم ساکن من» و حدیثی از پیامبر (ص) که در جواب سوال «ابن عمر» که پرسید: خداوند کجاست؟ در ارض یا سماء؟ فرمود: «فی قلوب عباده المومنین» پس نتیجه می گیرد: «هرکه میان دل او حجاب برداشته شود صورت ملک و ملکوت در دل او تجلی نماید» و نسبت این دل با عالم خیال، در اندیشه های غزالی بسی روشن و بی نیاز از شرح و تاویل است: «پس آن چه در دل حاصل شده است موافق عالمی است که در خیال حاصل است و آن چه در خیال حاصل است موافق عالمی است که در نفس خود موجود است ـ بیرون از خیال آدمی و دل او ـ و عالم موجود موافق نسخه ای است که در لوح محفوظ موجود است». این عالم که به وسیله خیال، مکشوف دل می شود از دیدگاه غزالی، اصل و منشا زیبایی است: «عالم علوی عالم حسن و جمال است و اصل حسن و جمال تناسب و هرچه متناسب است نمودگاری است از جمال آن عالم، هرچه جمال و حسن و تناسب که در این عالم محسوس است همه ثمرات جمال و حسن آن عالم است پس آواز خوش موزون و صورت زیبای متناسب هم شباهتی دارد از عجایب آن عالم.

 

تفسیر «نورعلی نور»

چراغ عادی چون قندیل بلورین ندارد، دارای نور ضعیف معمولی است. اما این چراغ چون دارای قندیل بلورنی است نور حاصله از روشنی چراغ پس از برخورد با آبگینه و انعکاس دارای تلؤلؤ خاص ثانوی گردیده و به این ترتیب بر نور نخستین نور تازه ای افزوده می شود و یا به سخن دیگر «نوری روی نور» می آید که در اصطلاح قرآن مجید «نور علی نور» گفته شده است. چون خداوند خالق و هادی کل موجودات است لذا خودش را به «نور» تشبیه می کند، همان طوری که روشنایی انسان را هدایت کرده و از راه صحیح و راست به مقصد می رساند به همین نحو نور خداوندی انسان را راهنمایی می کند و به کمال مطلوب که انسان کامل است سوق می دهد و از رفتن به راه های کج و ارتکاب عملیات ناشایست باز می دارد و هر کس را بخواهد رهنمون می شود.[12]

 

نور علی نور اشاره به اقسام نور

اقسام نور

بدان که نور باطن در مراتب خود مختلف است، اول نور اسلام که با نور اخلاص است دوم نور ایمن که با نور صدق است، سوم نور احسان که با نور یقین است. روشنایی اسلام در نور اخلاص است و روشنایی ایمان در نور صدق، و روشنایی احسان در نور یقین است. این است منزلت های راه شریعت و مقام های همه مومنان. لیکن اهل حقیقت و جوانمردان طریقت را نور دیگر است و حالت دیگر. نور آنها نور فراست که با آن، نور مکاشفت است، نور استقامت که با آن، نور مشاهدت است، نور توحید که با آن، نور قرب احدیت است.

 

تشبیه بلیغی در آیه بکار رفلته یعنی نور به (سماوت و ارض) نسبت داده شده از جهت مظهر بودن برای آن دو یا موجود بودن چرا که اهل ظهور، ظهور از عدم به سوی وجود است.

نور از اسماء حسنی است و اطلاقش بر خدا حقیقتی است نه مجازی: به معنی منور است.

خداوند نور است یعنی ماهیات معدوم را با انوار وجود به ظهور رساند و کنایه از افاضه وجود بر ممکنات می باشد.

نور بر چهار وجه است:

1. ظاهرکننده اشیاء، 2. نور چشم، 3. نور عقل، 4. نور حق

در ظاهر کننده اشیاء، اشیاء معدوم را به ظهور می رساند برای چشم ها و بصیرت از ملک و ملکوت.[13]

 

تفاوت الله نور و النورالله:

الله نور، حقیقت نوری که حد و حدودی در آن نیست، ازلی و ابدی و سرمدی است.

النورالله: همه نورها خداست وحدت حقیقت نور به مراتب آن مثل وحدت حقیقت وجود است و آیه اشاره به نور الهی است که مثلی بر آن نیست و او ظاهر به ذات خود است و روشن کننده دیگران مظهر لغیره.[14]

 

1. مراد از تمثیل نور قوای مدرکه است و مراتب پنج گانه آن است. (قوه احساس، خیال، عقلی، فکری و قدسی) همان ور که در آیه 52 سوره شوری اشاره شده: « وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِّنْ أَمْرِنَا مَا كُنتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلَكِن جَعَلْنَاهُ نُورًا نَّهْدِي بِهِ مَنْ نَّشَاء مِنْ عِبَادِنَا ...»

این قوا، انوار هستند که در اصناف موجودات ظهور می کنند و این مراتب پنج گانه ممکن است که تشبیه آن به امور پنج گانه ای است که خداوند ذکر کرده (مشکاه، زجاجه، مصباح، شجره و زیت)

 

2. مراتب معارف انسان:

1. عقل هیولایی، 2. علوم بدیهی، 3. علوم ضروری، 4. عقل مستفاد (نور علی نور)[15]

 

1. و ضحاک و مزملی روایت شده است «منور السموات و الارض» [16]

2. مجاهد می گوید: «مدبرالامور فی السموات و الارض» تدبیر خداوند در آسمان و زمین که نور آسمان با ملائکه و نور زمین با شرایع و آنچه که انسان را هدایت می کند.[17]

3. ابی بن کعب و ابوالحاسیه و حسن می گویند: «مزین السموات بالشمس و القمر و الذموم و مزین الارض بالانبیا و العلما و المومنین[18]

4. النظام: ناظم السموات و الارض علی الترتیب الاحسن[19]

5. بعضی اهل معانی گفتند: اصل نور، تنزیه و تصفیه باشد[20]

6. ذوالنور السموات والارض: ذات دو نور است (نظر غزالی و بعضی از تفاسیر)

7. مدلول السموات و الارض: نظر تبیان: هرچه دلیلی از دلائل قدرت و بدائع حکمت در آسمان است خداست.

 

مراتب نزول قرآن

اولا در عالم نورانیت بر نور مقدس حضرت رسالت.

و ثانیا در لوح محفوظ

و ثالثا در شب قدر در آسمان اول

رابعا بر ملائکه و مخصوصا امین وحی جبرئیل

و خامسا بر قلب مطهر حضرت

و سادسا بر امت هر جزئی به موقع خود.[21]

 

«و بالحق انزلنا من اللوح المحفوظ یعنی القرآن علی محمد ـ صلی الله علیه و سلم ـ و بالحق نزل به جبرئیل ـ علیه السلام ـ لم ینزله باطلا لغیرشیء و ما ارسلناک الا مبشرا بالجنه و نذیرا»[22]

 

«و بالحق انزلناه و بالحق نزل»

قال جعفر: «الحق انزل علی قلوب خواصه من مکنون فوائده و عجائب برده و لطائف صنعه ما نور به اسرارهم و طهر به قلوبهم و زین به خوارجهم و بالحق نزل علیهم هذه اللطائف.»[23]

 

«فجعلناهم سلفا و مثلا للاخرین» کلمه «سلف» به معای متقدم است، و ظاهرا مراد از سلف بودنشان برای دیگرن این است که قبل از دیگران داخل آتش می شوند و مراد از ینکه «مثل باشند برای دیگران» این است که دیگران سرنوشت آنان را مثل بزنند و از آن عبرت بگیرند، و ظاهر مثل بودن فرعونیان برای مردم این است که اقوام دیگر اگر اهل عبرت باشند و پند بپذیرند از سرگذشت آنان پند گیرند.[24]

 

هلاک فرعونیان را مثلی سایر و جاری برای پسینیان تا آن را مذاکره کنند و از گزارشات آنها عبرت یابند و پند پذیرند و از مخالفت فرامین سبحانی دوری جویند و خود را مستوجب سخط و غضب الهی قرار ندهند و به زخارف دنیا مغرور نشوند و تامل کنند در آنکه هر که به چیزی تفاخر کند ممکن است همان باعث هلاکت او شود، چنانکه فرعون به رود نیل افتخار نمود در همان هلاک شد.[25]

 

و برای اینکه جای هیچگونه عذر و بهانه ای برای کسی باقی نماند آن را به زبان عربی آشکار نازل کرد (بلسان عربی مبین).

این قرآن به زبان عربی فصیح و خالی از هر گونه ابهام نازل شد، تا برای انذار و بیدار ساختن، مخصوصا در آن محیط که مردمی بسیار بهانه جو و لجوج داشت به قدر کافی گویا باشد.

همان زبان عربی که از کامل ترین زبان ها و از پربارترین و غنی ترین ادبیات، مایه می گیرد.

توجه به این نکته لازم است که یکی از معانی عربی همان فصاحت و بلاغت است ـ قطع نظر از کیفیت لسان ـ چنان که راغب در مفردات می گوید: والعربی، الفصیح البین من الکلام: عربی سخن فصیح و آشکار را می گویند (این منظور در لسان العرب نیز این معنی را آورده است.)

در این صورت هدف تکیه روی زبان عرب نیست، بلکه روی صراحت قرآن و روشنایی مفاهیم آن است، آیات آینده نیز این معنی را تایید می کند و در آیه 44 سوره فصلت نیز آمده است: « وَلَوْ جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا أَعْجَمِيًّا لَّقَالُوا لَوْلَا فُصِّلَتْ آيَاتُهُ» اگر این قرآن را گنگ و مبهم نازل می کردیم می گفتند چرا آیاتش روشن و مشروح بیان نشده است در اینجا اعجمی به معنی کلام غیرفصیح است.[26]

 

مراد از (عربی مبین) و «عربی» در وصف قرآن، فصیح و روشن بودن آنست «وَهَذَا لِسَانٌ عَرَبِيٌّ مُّبِينٌ» (نحل/103)، « إِنَّا أَنزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ» (یوسف/2)، « وَكَذَلِكَ أَنزَلْنَاهُ حُكْمًا عَرَبِيًّا» (رعد/37)، « وَهَذَا كِتَابٌ مُّصَدِّقٌ لِّسَانًا عَرَبِيًّا» (احقاف/12)

راغب گفته: «العربی الفصیح البین من الکلام» در صحاح گفته:

«اعرب بحجه ای افصح» بعضی از مفسران از «عربی» فقط زبان را در نظر گرفته اند ولی ظاهرا فصاحت مراد است. اعراب روشن کردن به وسیله حرکت است.[27]

 

وَهَذَا لِسَانٌ عَرَبِيٌّ مُّبِينٌ (16-103)

إِنَّا أَنزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ (12/2)

أَأَعْجَمِيٌّ وَعَرَبِيٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدًى (41/44)

وَكَذَلِكَ أَنزَلْنَاهُ حُكْمًا عَرَبِيًّا (13/37)[28]

مراد توضیح و تبیین برای مرتفع کردن ابهام از آن است و مراد زبان و لغت عربی نیست و عربی یکی از مصادیق اصلی آن است و نزول قرآن به زبان عربیف امتیاز و برتری برای آن نیست و قرآن برای هدیات مرد است چه عربی و چه عجمی.

 

«نور علی نور»

کلبی گوید: نور علی نور یعنی ایمان مومن و عملش[29]

صاحب تفسیر لباب التاویل به نقل از ابی بن کعب 5 نور را بیان می کند: قولش نور است، عملش نور و مدخش نور و مخرجش نور و بازگشت به سوی نور در روز قیامت است.[30]

 

«یهدی الله لنوره من یشاء» استیناف است که از سیاق مشخص می شود که مراد «من یشاء» کسانی است که خدا را ذکر می کنند که در آیه « رِجَالٌ لَّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ» (نور/37) آمده است و مراد این است که به هر یک از مومنان که در کمال ایمان هستند بخواهد و معنی این است که همانا خداوند فقط کسانی که لباس ایمان را به تن کرده اند به سوی نورش هدایت می کند غیراز کسانی لباس کفر به تن کرده اند.

 

و در انتهای آیه « وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ» اشاره به این مثال زده شده در زیر آن کوهی از علمی است و فقط مثل اختیار شده که چون ساده ترین طریق برای تبیین حقائق و دقائق می شود و بین عالم و مردم عادی مشترک می باشد.[31]

 

تفسیر عرفانی تمثیل نور ـ تبیین نظر غزالی در تفاسیر پیرامون تمثیل نور

برخی از مفسران شیعی و سنی به نظر امام محمدغزالی در کتاب مشکاه الانوار پیرامون تمثیل نور اشاره کرده اند و برخی شبیه به نظر غزالی پنج چیزی که در این تمثیل آمده (مشکاه، زجاجه، مصباح، شجره، زیت) را به قوای پنج گانه (حساسه، خیالیه، عاقله، متفکره، قدسیه) تشبیه نمود آیه را تمثیلی از قوه عاقله در مراتب وجود خود گرفته اند، برخی با کمی تفاوت به این دیدگاه اشاره کرده اند مثل نظر مفاتیح الغیب در بیان متفاوت قوه باصره و قوه عاقله می گوید:

1.   قوه باصره: آیات آن چشم است و قوه عقاله قوه ادراک است نور چشم عیوبی دارد که نور عقل ندارد و در بیان تفاوت این دو قوه غزالی 7 تفاوت را بیان کرده اما فخر رازی 20 تفاوت بیان کرده که مهم ترین آن

  1. ادراک حسی نتیجه ای ندارد اما ادراک عقلی باعث اکتساب علوم می شود.
  2. ادراک حسی برای امور زیاد نیست مثلا برای رنگ های زیاد از تمییز آن عاجز است.
  3. قوای حسی ظاهر اشیاء را می بیند و قوای عاقله ظاهر و باطن را می بیند.[32]

 

در کیفیت نور وجوهی است:

1.      جسم است در نتیجه باید حدوث پیدا کند که خداوند جسم نیست.

  1. امری که در جسم حلول کند پس باید به اجزایی تقسیم شود: برای خداوند متعال است.
  2. نور محسوس (خورشید و ماه) که در خدا وجود ندارد.
  3. نور متحرک یا ساکن می باشد که به مکان نیازمند است و برای خدا محال است
  4. نور اعظم (لیس کمثله شیء): ذات او نور است و نور مضاف الیه است «ذو نورالسموات و الارض»[33]

 

 

 



[1] رعد/17.

[2] سیدحیدرآملی، پیشین، ج1، ص 24، (تفسیرالمحیط الاعظم)

[3] طباطبایی، محمدحسین، پیشین، ج3، ص 71.

[4] حشر/21.

[5] اعراف/143.

[6] نبأ/7

[7] مزمل/5

[8] نهج البلاغه، خطبه 147

[9] امام خمینی، شرح دعای سحر، ص 92

[10] محی الدین بن عربی، پیشین، ج2، ص 393.

[11] صدرالمتألهین، ص 22، پیشین

[12] التفسیر امثال القرآن، ص 390.

[13] روح البیان، ج6، ص 153.

[14] الفرقان فی تفسیرالقرآن، ج21، ص 152.

[15] الامثال فی القرآن، جعفر سبحانی، ص 208.

[16] الجوید فی تفسیرالقرآن، ج5، ص 115.

[17] التفسیرالواضح، ج2، ص 682.

[18] اکشف و البیان فی تفسیرالقرآن، ج7، ص 100

[19] مفاتح الغیب، ج23، ص 379.

[20] رومن الجنان و روح الجنان فی تفسیرالقرآن، ج14، ص 142.

[21] اطیب البیان فی تفسیرالقرآن، ج8، ص 319.

[22] تفسیر مقاتل بن سلیمان، ج2، ص 554

[23] حقائق التفسیر، ص 39.

[24] ترجمه المیزان، ج18، ص 166.

[25] تفسیر اثنا عشری، ج11، ص 485.

[26] تفسیرنمونه، ج15، ص 347.

[27] قاموس، ج4، ص 313.

[28] التحقیق، ج8، ص 75.

[29] لباب التاویل، ج3، ص 298.

[30] لباب، ص 298.

[31] الامثال فی القرآن، ص 210.

[32] مفاتیح الغیب، ج23، ص 380-381.

[33] مفاتیح الغیب، ج23، ص 379.

اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
+ نوشته شده     توسط ساده ایرونی آموزشی  | 

1) اقتضای تبیین نسبت به ظهور

 همه اسمای حق و هر تعیین در ذات به اقتضای ظهور خواهند داشت.

امام خمینی (قدس) در مورد سر وجودی هر شیء با حق تعالی می فرماید: «بل هر الرابط بین السماء المستائده مع المظاهر المستاثر» بلکه همین وجه خاص است که رابطه بین اسمای مستاطر و مظاهر مختفی و مستاثر می باشد.[1] چرا که اسمای مستاثره به عقیده ما مظاهر مستأثره دارند (یعنی چنین نیست که بودن مظهر باشند، لذا مظهر آن ها نیز مانند خود آن ها مخفی است.)

 

2) موجبیت حسب نسبت به ظهور

به گفته ابن عربی، حب، اصل سبب وجود عالم است چرا که سبب اصلی آفرینش، حب حق تعالی به کمال است، یعنی همان طور که خود کمالات، کمالند، حب و عشق به آن ها نیز کمال است و تنفر از آن ها نقص، و حق تعالی که کمال مطلق است، به ذات خود که عین تمام صفات کمالیه اش می باشد نیز عشق و محبت دارد، چنان که در حدیث وارد شده: «ان الله جمیل و یحب الجمال)

در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد                        عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد.

 

3) تشکیک در مظاهر

جامی گوید: «التفاوت لیس فی حقیقته الوجود بل فی ظهور خواصه؛ تفاوت در حقیقت وجود نیست، بلکه در ظهور خواص آن است. صدرالمتألهین که خود مبتکر و واضع وحدت تشکیکی وجود و قول به درجات وجودی است در مورد تکثر در ظهورات می گوید: به تکثر در ظهورات و تفاوت در شئونات خللی در وحدت ذات حق وارد نمی آورد و به واسزه کثرت، وجود ثابت ازلی از آنچه بر آن بوده، تغییری نمی کند.

که می توان علل وقوع تشکیک در مظاهر را دو دلیل تفاضل اسماء و اختلاف در قوابل و اعیان و استعدادها دانست.

1. اختلاف در ظرفیت

حق تعالی در هر یک به حسب ظرفیت و خصوصیات آن نمو دارد می گردد و ظهور حق در هیچ یک منافاتی با تجلی او در دیگری ندارد. همان طور که به وحدت حق تعالی نیز خللی وارد نمی آورد.

2. تفاضل اسما

یعنی این که مطابق جهان بینی عارف عالَم، مظهر اسمای الهی است و برخی عظیمند و برخی اعظم، برخی محیطند و برخی محاط، عده ای از اسماء مربوط به عالم شهادت، برخی اسما کلیه و برخی جزئیه و ...، بنابراین ظهور حق در اجابت هر اسمی، درجات خاص پیدا می کند.

 

نمونه هایی از تمثیلات قرآن و رموز آن

باید الفاظ تمثیلی ای که در قرآن وارد آمده، به مثابه کلیدهای اسرار غیب دانسته و به مانند رموز خواب آنها را تاویل و تفسیر کنیم. همانطور که خورشید در علم تعبیر خواب، نشانه پادشاه و ماه نشانه وزیری است که احکام پادشاه را به اجراء درمی آورد. بر همین شیوه موجدات علوی روحانی، نشانه ها و رمزهای عالم محسوسند. بر همین مبنا غزالی پاره ای از نشانه ها و رموز مقتبس از قرآن کریم را برای توضیح نظریه خود بکار می گیرد. به نظر او «طور» رمز موجودات بزرگ و ثابت در عالم ملکوت است. «وادی» رمز موجودات علوی است که معارف غیبی را دریافت می کنند، و سپس معارف از آنها به بشریت انتقال می یابد. «وادی ایمن» رمز سرچشمه نخستین معرفت است و «نار» رمز روح پیامبر است که قرآن از آن به نام «سراج منیر» (چراغ نورانی) یاد می کند. «جذوه و قبس و شهاب» رمز کسانی است که با بینایی نه از روی تقلید از پیامبر تبعیت می کنند. «اصطلاء» رمز مشارکت پیامبر و پیروان است. «وادی مقدس» رمز نخستین منزلت از منازل ترقی پیامبر است. «خلع نعلین» رمز دل کندن از دو سرا ـ دنیا و آخرت » است. «قلم» رمز نقش علم غیب در روح های مستعد است. «لوح محفوظ» و «دق منشور» رمز روحی است که این علم در آن ثبت شود. «ید» رمز فرشته ای است که کاتب دانشهاست. «صوره» رمز است برای مجموع ید، قلم و لوح و در انسان «صوره الرحمن» «صورت خدایی» است. زیرا پیامبر فرمود: «خداوند آدم را بر صورت رحمن بیافرید» «ماء» همانگونه که خدا فرموده است «از آسمان آبی فرستاد» رمز معرفت است. «أودیه» که در همین آیه آمده است: «سپس هر رودخانه به اندازه اسکان خود آب گرفت» رمزهایی است برای دلها.

 

الف) انسان شناسی

به نظر ملاصدرا انسان موجودی مرکب از قوای نباتی، حیوانی و انسانی است. نبات درجه ای از وجود است که از ترکیب عالم عناصر و جمادات حاصل شده است؛ در این صورت، مرتبه اعتدال و نزدیکی نبات به عالم قدس از جماد بیشتر است. انسان از آن حیث که از بعد نباتی بهره مند است، قوای نباتی را نیز در خود دارد. این قوا عبارتنداز:

1.      قوه مولده: این قوا باعث بقای نوعی نبات و همچنین انسان می شود.

  1. قوه نامیه: با وجود این قوه که مبتنی بر تغذیه است، گیاه در ابعاد سه گانه به نسبت خاص رشد می کند.

علاوه بر این، انسان از بعد حیوانیت خود، قوای حیوانی را نیز در خود دارد. این قوا عبارتنداز «قوه مدرکه» و «قوه محرکه». آنچه باعث حرکت حیوان می شود «قوه محرکه» می شود، ولی برای اینکه امکان حرکت فراهم گردد به «قوای ادراکی» هم نیاز است. قوای مدرکه حیوانی دو گونه اند: «قوای ظاهری» و «قوای باطنی». «قوای ظاهری» در اصل همان حواس پنج گانه اند، یعنی لامسه، بویایی، شنوایی، بینایی و چشایی؛ اما «قوای باطنی» را در مجموع می توان در سه قوه خلاصه کرد «مدرک»، «حافظ» و «متصرف».

1.      مدرک قوه ای است که صور یا مفاهیمی مانند محبت و نفرت را ادراک می کند.

  1. حافظ قوه ای است که ادراکات حواس باطنی را در خود نگهداری می کند؛ حال این نگهداری یا از صور است که در «حس مشترک» صورت می گیرد یا از آن معانی است که در «قوه خیال» شکل می یابد.
  2. متصرف قوه ای است که برخی از صور را با صور دیگر و یا برخی از معانی را با معانی دیگر ترکیب می کند.

علاوه بر قوای نباتی و حیوانی، آن قوه ای که انسانیت را به انسان می بخشد و خاص آدمی است، «قوه عاقله یا ناطقه» است.

 

تجلی دوم

تجلی ای است که بدان اعیان ممکنات ثابته که شئون ذات الهی اند ظاهر می گردد و آن تعین اول است به صفت عالم و قابل بودن، چون اعیان؛ معلومات اولین و ذاتی اویند که قابل تجلی شهودی می باشند، و حق تعالی به این تجلی از مقام احدیت به مقام واحدیت به واسطه نسبت های آسمانی فرود می آید.

 

تجلی شهودی

عبارت است از ظهور وجود که به نام نور نامیده شده، و آن ظهور حق تعالی است بصور اسماء خود در موجودات؛ که آنها (موجودات) صور آنها (اسماء) هستند، و این ظهور عبارت است از نفس رحمانی که بدان کلیه موجودات موجودیت می یابند.

 

عالم امر و عالم ملکوت و عالم غیب

عبارت است از عالم ارواح و روحانیات، چون اینها به امر و فرمان حق تعالی ـ بدون واسطه ماده و مدت ـ پدید آمده اند.

 

عالم خلق و عالم ملک و عالم شهادت

عبارت است از عالم اجسام و جسمانیات، و آن عالمی است که پس از عالم امر ـ به واسطه ماده و مدت ـ پدید می آمد.

 

ظهور و بطون

چنان که گذشت در منظر عارف، در جهان خلقت که کتاب تکوینی حق تعالی است، بطون و اسراری نهفته است که با کوشش و تهذیب می توان از ظواهر عالم شهادت به عالم غیب و آخرت پی برد، چنان که از آیه « يَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِّنَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ»[2] برمی آید، چرا که مؤدای آیه آن است که آخرت در بطن دنیاست و شرط پی بردن به آن گذار از ظواهر دنیا؛ همچنین در انسان که عالم کبیر است، بطون و لطایف سبعه از طبع و نفس و روح و قلب و سر و خفی و اخفی وجود دارد که هر مرتبه، پس از حصول مرتبه قبل نائل می توان شد، چنان که قرآن می فرماید: « وَإِن تَجْهَرْ بِالْقَوْلِ فَإِنَّهُ يَعْلَمُ السِّرَّ وَأَخْفَى»[3]

همین طور نیز قرآن کریم که کتاب تدوینی حق تعالی است، بطون و اسراری را در خود دارد که جز آنهایی که سنخیت روحی خاص با آن حاصل نکنند، بدان دسترسی نیابند، به تعبیر قرآن کریم: « إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ، فِي كِتَابٍ مَّكْنُونٍ، لَّا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ»[4]

عرفا معتقدند آن کس که در باطن خود سیر می نماید امکان دسترسی به باطن جهان و باطن قرآن را دارد؛ این نکته را باید در استشهادات عرفا به آیات قرآن کریم در نظر داشت.[5] همچنین این نکته را نباید از یاد برد که ایشان غالباً در طریق استفاده و استنباط از قرآن کریم، بدین امر توجه دارند که تفسیر را از تاویل و تاویل را از یافتن زبان حال و شهود خود در قرآن کریم جدا نمایند، چرا که تفسیر، قواعد و اصول خاص خود را دارد و تأویل نیز اصول و مبانی مخصوص، چنان که عبدالرزاق کاشانی در مقدمه تأویلات خود بیدن مهم تنبه داده است که اگر کسی تأویل خود را از قرآن تفسیر بداند، مرتکب تفسیر به أی شده است. مساله ظهور و بطون دین از مباحث مهم و اساسی است.

 

2) مفهوم تجلی

برای درک مفهوم تجلی ابتدا معنای لغوی و سپس معنای اصطلاحی آن را مورد بحث قرار می دهیم. تجلی در لغت به معنای وضوح و انکشاف و آشکار شدن و از نهانی و کمون به درآمدن می باشد. و مقابل آن خفاست؛ و ظهور نیز به همان معانی آمده است و در مقابلش بطون است. این دو لغت با کشف، قرابت معنایی فراوانی دارند، لکن تفاوتی نیز مابین آنها ذکر شده، چرا که کشف، بیشتر ناظر به مانع می باشد؛ یعنی، کنار زدن پرده و حاجبی و یا رهایی یافتن از مانعی، اما جلا و تجلی، مربوط به خود متجلی می باشد نه مانع[6] و در آیات قرآنی نیز این معنا اشراب شده، از جمله در آیه شریفه: « وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّیهَا»[7]، « وَالنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّى»[8] که در این دو مورد می توان گفت: مانع و پوشاننده روز، همان شب بوده و «اذاانکشف اللیل تجلی النهار؛ هنگامی که لیل برطرف شود، نهار جلوه گر می شود». انکشاف به مانع نسبت داده شده و تجلی به ممنوع عنه و شیء متجلی، اما معنای اصطلاحی تجلی در نزد عرفا عبارت است از: آشکار شدن ذات مطلق حق تعالی و کمالات او پس از متعین شدن به تعینات ذاتیه یا اسماییه یا افعالیه اش برای خود او یا برای غیر او (یعنی در آینه فعل) به نحوی که تجافی یا حلول یا اتحاد لازم نیاید. برای روشن شدن این معنای اجمالی می بایست، دو مبحث مرادفات و نیز مقابلات این مفهوم را مورد بررسی قرار دهیم.

 

3. مرادفات تجلی

در اینجا نظری به تعبیرها و اصطلاحاتی که در مورد آفرینش و نحوه ارتباط بین حق تعالی و عالم و یا بین اجزای عالم در لسان ارباب حکمت و عرفان مصطلح شده است، افکنده می شود تا معنای هر عنوان به دقت و وضوح از دیگر تعابیر متمایز شده و تفاوت ها در نحوه لحاظ و اعتبار سببیت، بین حق و خلق نمایان گردد. باید اشاره نمود که صدرالمتألهین در اسفار به نقل از حاشیه سمنانی بن فتوحات در تعریف ذات و فعل و اثر حق تعالی چنین آورده: «الوجود الحق هو الله تعالی و الوجود المطلق فعله و الوجود المفید اثره» که ترجمه آن با نحوه تفسیر صدرالمتألهین چنین است که وجود حق تعالی (وجود لا بشرط مقسمی به غیب هویت موسوم است) ذات اوست و وجود مطلق (وجود لابشرط قسمی که مقید به اطلاق است) فعل او و وجود مقید (وجود بشرط شیء) اثر اوست.[9]

درحالی که در «تجلی» به اصطلاح عرفا اعطای وجود به موجودات مطرح نیست بلکه ظهور و تشأن یک وجود مطرح است که بر طبق مقتضیات اسمای ذاتش و به حسب نظام احسن موجود در اعیان ثابته و حضرت علمی حق به مقارنت علم و اراده ای عین ذات و از مرتبه الوهیت ذات بسیط احدی جلوه یافته است و در واقع، آنچه تجلی یافته، یک ظهور است که واحد اتصالی مراتب ظهور را تامین می کند.

امری که در عرفان محی الدین «نسبت» و به جمع، نسب، نامیده می شود، از ارتباط بین مظاهر و اسما متنزع می شود (نظیر علیت و سایر معقولات ثانیه فلسفی) و به حدودث مظاهر حادث می شود (به خلاف اسما و اعیان ثابته که به قدم ذات حق تعالی قدیمند) چرا که یک طرف این نسبت اسمایی، مظاهر قرار دارند که وجود منحاز و مستقلی نداشته و در مواردی نیز حادثند و به هر حال، نسبت، خود تابع طرفین است و به حدوث یکی از طرفین حادث می شود.

از مرادفات تجلی «ظهور» است که آن را تعین امر مطلق دانسته اند؛ یعنی، مطلق، هنگامی مدرک و معلوم واقع می شود که متعین شود و به نسبت قیدی که بدان محدود شود، ظهور می نماید، چنان که صدرالدین قونوی آن را چنین تفسیر نموده: صورت هر چیزی که حقایق غیبی از آن حیث در غیب قرار دارند جز به آن صورت آشکار نمی شود مظهر آن شیء می باشد و ظهور نیز نسبت تعین شیء است فی ذاته.

ابن ترکه نیز در تمیهد گوید: مراد از قول به ظهور در اینجا متعین شدن مطلق به تعینی خاص است. پس مطلق از آن حیث که مطلق است، برای دیگران ظهوری ندارد و ابتدا متعین شده، آن گاه ظهور می یابد.

ابن عربی از این تجلی و ظهور که به منزله انتقال عالم از عدم (عدم عینی مقارن با ثبوت علمی در حضرت علمیه حق) سوی وجود (وجود عینی) است، به نوعی حرکت تعبیر می کند و آن را «حرکت حبی» می نامد، چرا که ناشی از دوست داشتن خداوند نسبت به ذات خود و ظهور و افشای کمالات خود در قالب مظاهر بوده است.

 

سریان تجلی

آنچه در اصطلاح فلاسفه «ایجاد» نامیده شده و به سد جمیع انحای عدم شیء ممکن و رساندن او به مرتبه وجوب بالغیر و بالاخره افاضه هستی به آن تعریف می شود، در نزد عرفا معنای دیگری دارد؛ این فناری در مصباح الانس «ایجاد» و «تأثیر» و «کلام» را تعین وجود به سبب هر یک از نسبت های علمی به صورتی که آن حقیقت اقتضا می کند، دانسته و این همان معنای سریان تجلی وجودی و تحصص وجود و نشر و انبساط و رش آن می باشد که به «خلق» و ایجاد مطلق نیز نامیده می شود و خود حاصل تبعیت قدرت حق، نسبت به علم او به سبب آنچه که اراده اش معین و مشخص نموده است می باشد.

 

مقایسه بین تأویل فقهی و تأویل عرفانی

الف: فقیه در بعضی موارد فقط از دلالت مطابقی و تضمنی با دلالت و ظهور نص استفاده می کند. به طور مثال این آیه شریفه را « فاغْسِلُواْ وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ» (مائده/6) برای لزوم شستن دست و صورت در وضو به کار می برد.

در این قسمت جای بحث و مقایسه نیست.

ب: اما گاهی فقیه به استناد تعمیم مفهوم (به ادات عموم یا اطلاق) استنباط حکم می کند؛ مانند آیه « أَوْفُواْ بِالْعُقُودِ» (مائده/1) یا از این آیه لزوم تمام معاملات قدیم و جدید، حتی آنهایی را که در عصر رسالت سابقه نداشته، استفاده می کند: مانند عقد بیمه، عقد سرقفلی، پیمان های پایاپای.

در این صورت مفهوم آیه، آن چنان توسعه پیدا می کند که حتی شامل معاملاتی می شود که در ظاهر اجاره به نظر می رسد، مثل فروش آپارتمان هایی که حق مالکیت در سال، در یک هفته غیر معین یا یک فصل خاص است.

فقیه باری تطبیق این قراردادها نه تنها از واژه ها استفاده می کند، بلکه از عرف و روش عقلا در تطبیق مفاهیم به این موضوعات استفاده می کند و می گوید: اگر به فق های پیشین چنین مواردی را می گفتید، سرباز می زدند اما چون عرف امروزی این نمونه ها را جز معاملات ملکی می داند یا در داخل عقود به حساب می آورد، پذیرفته می شود و لوازم عقد بر آن مترتب می شود.

ج: اما گاهی توسعه مفهومی در لسان روایات از این هم شگفت آورتر است. به طور مثال امام رضا (ع) در قضیه کمک نگرفتن از دیگران برای وضو به آیه « وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا» (کهف/110) تمسک می کند و عدم شرک در آیه را به معنای عام آن می گیرد و شریک عمل ضشدن را مصداقی از معنای آیه می داند.

گاهی نیز در این میان استفاده جنبی می شود، مثل آنکه امیرمومنان از آیه « سَوَاء الْعَاكِفُ فِيهِ وَالْبَادِ» (حج/25) استفاده می نماید:

هیچ کس به هیچ عنوانی نمی تواند مزاحمتی برای زائران خانه خدا ایجاد کند.

اهل بیت در بهره گیری از آیات و تقطیع آیات برای استشهاد تلاش فراوانی کرده اند، به گونه ای که اگر در صحت سند یکی دوتای آن تردید کنیم، اما مجموعه گسترده آن قابل انکار نیست و نشان می دهد که در تعامل با قرآن کارهای زیادی می توان انجام داد و ما از این ظرفیت به خوبی استفاده نکرده ایم و اگر عرافان از دیدگاه خود به این حوزه نگاه می کنند، دلیل بر این نیست که آنها اشتباه کرده اند؛ بلکه دلیل بر این است که ما در ابعاد تدبری قرآن و استفاده از لایه های گوناگون آن کمتر تلاش کرده ایم و کمتر به قواعد قرآن اندیشیده ایم.

د: گاهی استنادها از لحن کتابی قرآن است. در این میدان فقیهان اهل سنت بیشتر کار کرده اند؛ به طور مثال قرطبی در تفسیر خود از آیه: « إِنَّ أَنكَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ» (لقمان/19) استفاده می کند که بلند سخن گفتن زشت و ناپسند است، در نیتجه نباید بلند و درشت سخن گفت.

استفاده از امثال، قصص و آیات خلق جهان که دیگر جای خود دارد و نمونه استفاده از این آیات برای احکام بسیار است؛ در صورتی که لحن هیچ کدام از آنها فقهی و حقوقی نیست. بنابراین در چارچوب خاص و معینی می توان چنین استدلال کرد و از مقصود خداوند دور نیست، با اینکه گاهی لحن قرآن خبری است؛ مثل: « لَيْسَ عَلَى الْأَعْمَى حَرَجٌ» (نور/61) « يُحِبُّ اللّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوَءِ» (نساء/148) و یا به صورت سوالی است، مثل « هَلْ جَزَاء الْإِحْسَانِ إِلَّا الْإِحْسَانُ» (رحمن/60) که باز استناد به آنها معقول است.

اما در میان تأویل عارفان همین تشابه وجود دارد که در بعضی موارد با دلالت مطابقی و تضمنی همراه است، به طور مثال قشیری آیه « قُلْ إِن كَانَتْ لَكُمُ الدَّارُ الآَخِرَةُ عِندَ اللّهِ خَالِصَةً مِّن دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُاْ الْمَوْتَ» (بقره/94) را در جهت مقصود سیر و سلوکی خود تأویل می کند و می گوید:

علامت اشتیاق به حق و خدای بزرگ آرزوی مرگ است، چنانکه وقتی یوسف را به چاه انداختند درخواست مرگ نکرد؛ اما چون به قدرت رسید، درخواست مرگ کرد.

با این وجود گاهی این لایه به لایه کردن در تأویل آیات از قبیل توسعه مصداقی است. به طور مثال در آنجا که خدا می فرماید: « يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا» (سبأ/2) و بحث درباره علم خدا در مورد روییدنی های از زمین است، امام آن را به علم حق تعالی به جزئیات مراتب وجود در سلسله غیب و شهود و نزول و صعود تأویل می کند.[10]

حضرت امام نیز در این باره اعتقاد دارد، تا زمانی که انسان در حجاب خود قرار دارد؛ نمی تواند این قرآن را که نور است ادراک کند.[11]

امام خمینی در این باره می نویسد: «گمان مکن که کتاب آسمانی و قرآن فرو فرستاده ربانی همین پوسته و صورت استف بدان که ایستان در حد صورت و ماندن در حد علم ظاهر و الفاظ و نرفتن به سوی مغز و باطن، سبب مرگ و هلاک می شود.[12]

 

تجلی ذات حق در همه چیز

در جان بینی ابن عربی، نه تنها نفوس ما بلکه همه چیزهای اطراف ما صورت های متعددی از تجلی ذاتی حق هستند بدین جهت در میان این اشیاء به لحاظ عینی اختلاف گوهری وجود ندارد، ما نمی توانیم به درون اشیاء نفوذ کنیم و از داخل، فعل الهی تجلی را که در درون آن ها ساری است، تجربه کنیم؛ بلکه فقط می توانیم از طریق خودآگاهی به درون خود نفوذ یابیم و از درون خود، فعل الهی تجلی را تجربه کنیم.

 

مشاهده حقائق بالا و توجه به حقایق باطنیه

وحی در نظر ملاصدرا دارای ویژگی هایی است از جمله آن التفات به مشاهدات باطنیه است. هنگامی که نفس ناطقه قوی باشد و قادر بر کنترل خود باشد، به گونه ای که هیچ امری او را از آن باز ندارد، حواس جسمانی، او را از توجه به حواس عقلی باز ندارند و قوه خیال هم مانع توجه او به عالم بالا نشود، این فرد می تواند در بیداری، حقایق عالم بالا را مشاهده نماید و به آن حقایق باطنیه توجه کنید. با این ویژگی، وحی، علم شمرده می شود اما علمی که حاصل مشاهده امور ظاهری نیست.

 

ذو بطون بودن

ذوبطون بودن کلام الاهی به چند صورت قابل توجیه است:

1.   لفظی دارای معنایی «مطابقی» و معنایی «التزامی» باشد. یعنی معانی متعدد در طول یکدیگر که به صورت زنجیره ای با یکدیگر ارتباط دارند و یکی مستلزم دیگری است، هرچند به حسب ظاهر، یک لفظ و یک استعمال بیش نیست.

  1. یک لفظ حقیقی که دارای مراتب و درجاتی است که بر آنها دلالت می کند. در این صورت یک لفظ و یک معنا بیشتر نیست، ولی مراتب طولی متعدد دارد و دلالت لفظ بر همه این مراتب، دلالت تطابقی است، نه از قبیل لوازم یک معنا.[13]

 

آیت الله جوادی، همچنین با استناد به روایت «القرآن ذلول ذو وجوه فاحملوه علی احسن الوجوه» که از رسول خدا (ص) نقل شده، احتمال می دهد یکی از معانی این حدیث آن باشد که قرآن کریم معارف طولی متنوع و مطالب عرضی متعدد دارد که اگر جمع میان همه آن معانی ممکن نبود، آن را بر بهترین وجه حمل کنید، اما اگر جمع میان آنها ممکن باشد، آیه شریفه را باید بر همه آن معانی حمل کرد.

غرض اصلی آیت الله جوادی در این بخش از مقدمه تفسیرش، اثبات توسعه در معارف برداشت شده از قرآن کریم، و جمع میان معارف ظاهری و باطنی و عرضی و طولی آیات قرآن کریم است و البته این نظر تقریبا مشترک میان همه مفسران به ویژه مفسران متأخر و معاصر شیعه می باشد. مفسران شیعه از یک سو معتقد به اشتمال قرآن بر معانی باطنی اند و بخش قابل توجهی از روایات تفسیری مأثور از امامان معصوم را در تفسیر باطن قرآن حمل کرده اند و از سوی دیگر به حجیت ظواهر قرآن کریم بر طبق زبان عرب و فهم قرآن در چهارچوب قواعد زبان اعتقاد دارند؛ این رو با پذیرش هر دو معنا که از دو مجرای فوق از آیات قرآن حاصل می شود، متفق اند، با این تفاوت که گروهی معانی باطنی قرآن کریم و به عبارت دیگر معانی ای که با استفاده از روایات معصومان به دست آمده و برخلاف معنای ظاهری الفاظ است را در عرض معانی ظاهری الفاظ قرآن کریم دانسته و بر همین اساس آیات مشتمیل بر معانی باطنی را از مصادیق استعمال لفظ در بیش از یک معنا به شمار آورده اند؛ اما برخی دیگر از مفسران، معانی باطنی آیات را در طول معانی ظاهری الفاظ قرآن کریم و یا مدلول التزامی آیات می دانند، و بدین گونه با قبول و حفظ و اثبات هر دو معنا برای آیات قرآن کریم، درصدد برآمده اند خود را از محذور استعمال لفظ در بیش از یک معنا رهایی بخشند. بنابراین، در ثمره این بحث از جهت اشتمال قرآن بر معانی باطنی هیچ اختلافی میان مفسران مشاهده نمی کنیم و معتقدیم بحث درباره جواز یا عدم جواز استعمال لفظ در بیش از یک معنا در رابطه با معانی باطنی قرآن ثمره قابل توجهی نخواهد داشت.

به هر حال یکی از مفسرانی که در پذیرش معانی باطنی قرآن کریم تاکید و آن را در طول معانی ظاهری آیات معرفی کرده، علامه طباطبایی است. ایشان با بیان معنای ظاهری آیه شریفه « وَاعْبُدُواْ اللّهَ وَلاَ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا»[14] خدا را بپرستید و هیچ چیزی را در عبادت شریک او قرار مدهید، چهار لایه معنایی دیگر را از این آیه به عنوان معانی باطنی آیه معرفی می کند، و همه این معانی را مراد آیه شریفه می داند که در لایه های زیرین ظاهر آیه و در طول یکدیگر قرار دارند. ایشان می نویسد: «چنان که ملاحظه می شود، از آیه کریمه « وَلاَ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا» ابتدائا فهمیده می شود که نباید بت ها را پرستش نمود با نظری وسیع تر اینکه انسان از دیگران به غیر اذن خدا اطاعت و پیروی نکند و با نظری وسیع تر از آن اینکه حتی از دل خواه خود نباید پیروی کند و با نظری وسیع تر از آن اینکه نباید از خدا غفلت کرد و به غیر او التفات داشت.

ایشان در ادامه می افزاید:

همین ترتیب یعنی ظهور یک معنای ساده ابتدایی از آیه و ظهور معنای وسیع تری به دنبال آن و همچنین ظهور و پیدایش معنایی در زیر معنایش، در سرتاسر قرآن مجید جاری است و با تدبر در این معانی، معنای حدیث معروف که از پیغمبر اکرم (ص) مأثور و در کتب و حدیث و تفسیر نقل شده است: «ان للقرآن ظهراً و بطناً و لبطنه بطناً الی سبعه ابطن» روشن می شود.

بنابرآنچه گذتش، قرآن مجید ظاهر دارد و باطن (یا ظهر و بطن) که هر دو از کلام اراده شده اند، جز اینکه این دو معنا در طول هم مرادند و نه در عرض همدیگر؛ نه اراده ظاهر لفظ اراده باطن را نفی می کند و نه اراده باطن مزاحم اراده ظاهر می باشد.

علامه در جایی دیگر به صراحت منکر آنست که معانی باطنی مستلزم استعمال لفظ در بیش از یک معنا و یا اینکه مدلول التزامی کلام باشد: «معانی مختلف در طول یکدیگرند و نه در عرض هم تا عموم مجاز و یا استعمال لفظ در بیش از یک معنا پیش آید؛ چنان که آن معانی از لوازم متعدد برای ملزوم واحد هم نیست، بلکه معانی مطابقی است که لفظ بر هر یک از آن معانی دلالت مطابقی دارد؛ البته براثر اختلاف هم ها»

در میان مفسران با گرایش عرفانی بیش از همه و صریح تر از دیگران محی الدین ابن عربی در مقدمه تفسیرش سخنی در باب مسئله چند معنایی الفاظ و عبارات قرآن دارد. او می نویسد: «الفاظ آیات قرآن کریم از همه جهات آیه است؛ یعنی نسبت به همه وجوه معنایی اش نشانه ای است که مقصود خدای تعالی می باشد؛ زیرا نازل کننده آن آیات به همه وجوه معنایی عالم بوده است، و نیز می دانسته که بندگانش در اندیشه و تأمل در آیات متفاوت اند؛ بنابراین هر کسی که یک وجه معنایی را از آیه ای بفهمد، آن معنا نسبت به آن شخص مقصود آیه نیز خواهد بود و البته این، تنها در مورد کلام خدای تعالی صادق است و در مورد کلام غیرخدا حتی اگر احتمال چند معنا بدهد صحیح نیست؛ زیرا چه بسا معانی ای از لفظ فهمیده شود که مقصود گوینده اش نبوده است؛ از این رو هر مفسری که قرآن را تفسیر کند و از چهارچوب الفاظ قرآن خارج نشود، مفسر قرآن است و تفسیر او، تفسیر به رأی نخواهد بود. تفسیر آن گاه به رأی و مصداق حدیث نبوی خواهد بود که فرمود: «من فسر القرآن برأیه فقد کفر» که اهل زبان تفسیر او از متن را تایید نکنند.

 

موافقان و مخالفان چندمعنایی

در این بخش تفاسیر مختلف بررسی شد. ابتدا، مفسران به دو دسته تقسیم شدند؛ مفسرانی که از عالمان اصول فقه بوده و در آنجا موضع خود را درباره جواز یا عدم جواز چندمعنایی مشخص کرده، سپس در تفسیر مطابق آن مشی کرده اند. برخی از این مفسران، مانند فخر رازیف مخالف چندمعنایی شناخته شدند و گروهی دیگر همچون سیدمرتضی، شیخ طوسی، بیضاوی و آیت الله مکارم شیرازی مواق با چند معنایی شناخته شدند.

گروه دوم مفسرانی هستند که صرفا در تفسیر به این موضوع پرداخته اند. این گروه را نیز به دو دسته تقسیم کردیم؛ یک دسته آنان که با عنوان استعمال «لفظ در بیش از یک معنا» و یا «حمل لفظ مشترک بر همه معانی اش» آیاتی را تفسیر کرده اند. ابوالفتوح رازی، آیت الله جوادی آملی، ابن عاشبور و برخی دیگر در این دسته جای دارند و گروهی دیگر آنان که از شیوه تفسیر آنها، جواز چندمعنایی به دست می آید. همچنین از رهگذر مباحث این بخش روشن شد که در میان مفسران، هم دامنه موضوع چندمعنایی گسترش یافت و هم حوزه های جدیدتری به آن افزوده شد.

 

معانی باطنی قرآن

بحث معانی باطنی قرآن همواره مورد توجه مفسران شیعی به ویژه مفسران متأخر و معاصر بوده است؛ با این تفاوت که برخی مفسران معانی باطنی را داخل در حوزه چندمعنایی یا استعمال لفظ در بیش از یک معنا دانسته اند. آیت الله مکارم شیرازی و آیت الله جوادی آملی از این دسته اند. اما برخی دیگر مانند علامه طباطبایی و شیخ عبدالرحمان نهاوندی با پذیرش معانی باطنی قرآن، آن معانی را با بحث استعمال لفظ در بیش از یک معنا نامرتبط دانسته اند. این مفسران معتقدند معانی باطنی قرآن در طول معانی ظاهری آیات است و نه در عرض آن؛ از این رو جمع هر دو معنا مستلزم استعمال لفظ در بیش از یک معنا نخواهد بود.

 

روایات ظاهر و باطن قرآن

«انزل القرآن علی سبعه احرف، لکل آیه منها ظهر و بطن»

«ان للقرآن ظهرا و بطنا وحدا و مطلعا»

«لکل آیه ظهر و بطون»

«القرآن تحت العرش له ظهر و بطن یحاج العباد»

«ان هذا القرآن لیس منه حرف الاله حد و لکل حد مطلع»

«اعطیت القرآن علی سبعه احرف، لکل حرف منها ظهر و بطن»

«ما منه آیه الا و لها ظهر و بطن و ما فیه حرف الا و له حد و لکل حد مطلع»

«ان للقرآن ظهرا و بطنا وحدا و مطلعا»

«ان القرآن انزل علی سبعه احرف، لکل آیه منها ظهر و بطن و لکل حرف حد و مطلع»

«ان للقرآن ظهرا و بطنا و لبطنه بطنا الی سبعه ابطن»

از ابن عباس نقل شده که گفت: «القرآن ذو شجون و فنون و ظهور و بطون ... ظهر و بطن، فظهره التلاوه و بطنه التأویل ...»

 

مضامین مجموعه روایات ظاهر و باطن

مجموعه روایات ظاهر و باطن، منقول در کتب اهل سنت و شیعه را می توان در جمله های زیر خلاصه کرد:

1.      قرآن، ظاهر و باطن دارد.

  1. قرآن، دارای چند ظاهر و باطن است.
  2. قرآن، ظاهری دارد و باطنی و باطن آن، باطنی دارد تا هفت باطن.
  3. قرآن،دارای ظاهر و باطن است و باطن آن تا هفتاد بطن ادامه دارد.
  4. قرآن، دارای ظاهر، باطن، حد و مطلع است.
  5. هر آیه ای از قرآن، دارای ظاهر و باطن است.
  6. هر آیه ای از قرآن، دارای چهار معناست: ظاهر، باطن، حد و مطلع
  7. هر آیه ای، ظاهر و باطن و هر حرفی، حد و مطلع دارد.
  8. هر آیه ای، ظاهر و باطن و هر حرفی، حد و هر حدی، مطلع دارد.
  9. قرآن به هفت حرف نازل شده است، هر آیه ای ظاهر و باطن و هر حرفی حد و مطلع دارد.
  10. قرآن بر هفت حرف است و هر حرفی از آن دارای ظاهر و باطن است.
  11. هر حرفی از قرآن، دارای حد و مطلعه بر ظاهر، باطن و تأویل قرآن است.

 

زبان قرآن و نظریه ها

یکی از مباحث جدید در پژوهش های قرآنی و مقدم بر تفسیر، زبان قرآن است. منظور از زبان، آن سطح و گرایشی است که به وسیله آن، اندیشه و پیام بازگو می شود. به عبارت دیگر وقتی سخن از بان به میان می آید از چگونگی ارتباط تنگاتنگ کلام خدا با الفاظ بشری صحبت می شود. یک بعد از بحث این است که متون مقدس به زبان عربی در قرآن، و عبری در تورات، و آرامی و یونانی و لاتینی در انجیل بیان شده است؛ بعد دیگری از بحث زبان، این است که ببینیم متن مقدس با چه زبان و گویشی سخن گفته، تا جهت سخن و لهجه خاص در فضای تاریخی و عادات و رسوم آن عصر معین شود. بعد دیگر مفهوم زبان، آن است که قرآن از فضا و محدوده ای خاص با این الفاظ تکلم می کند. به این معنا که از سطحی خاص با مخاطبان ارتباط برقرار می کند و فهم مخاطب معین که به قشر و طبقه اجتماعی و فرهنگی خاص وابسته است؛ معیار سخن می شود. این بعد از زبان به لحاظ لغت و گویش برای خوانندگان محدود نیست، اما در عمل بیانگر و بازتابی از سطح فاطمه آنان است، که تفسیر بر معیار آن عمل می کند.

حال وقتی قرآن کریم می فرماید: « وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ» (ابراهیم/4) ما پیامبران را نفرستادیم، مگر با زبان قوم خودشان سخن بگویند، آیا منظور از زبان، گزاره اول است؟

 

چه نیازی به زبان تمثیل بوده است؟

وقتی دربارهزبان قرآن سخن گفته می شود پرسیده می شود که دارای چه ویژگی است؟ اگر زبان قرآن، زبان تعهد و تقدیس و انگیزش و عاطفه است، آیا در مقام تفسیر نمی توان شیوه های استدلال و برهان را از آن به دست آورد؟ حق تعالی که با ما سخن گفته و دعوت به ایمان کرده و از سعادت معنوی و رستگاری اخروی یاد کرده، آیا در گرایش خود، صرفاً از زبان ایمانی، یعنی انگیزش و عاطفه استفاده کرده و تنها جنبه های شور و هیجان مدنظر او بوده، یا از زبان تحلیل و استدلال و منطق هم استفاده کرده است؟

 

زبان قرآن به معنای سطح فاهمه

در بحث زبان قوم یعنی بحث نخست زبان قرآن که در مورد سطح فاهمه می باشد سه احتمال مطرح است:

الف) نمادین بودن زبان قرآن

سطح زبان، ناظر به گفتگویی است، میان خدا و پیامبرش و به عنوان رابطه متکلم و مخاطب خاص مطالب رد و بدل شده، و خداوند به علت آشنایی پیامبر با مفاهیم و محتوا آن گونه خاص سخن گفته است.

بنابراین افراد دیگر از آن آشنایی ندارند و مانند غریبه ای هستند که نمی توانند وارد فضا و گفتگوی میان آنان شوند.

طبق این نظریه و احتمال، هرچند ممکن است مطالب به طور موردی فهمیده شود، اما محتمل است، قرینه هایی اختصاصی و رمزی در کلام باشد که دیگران ندانند و از آنها با خبر نباشند و همان طور که حروف مقطعه نامفهوم است و برای دیگران قابل استناد نیست، دیگر کلمات قرآن نیز به دلیل همین وضعیت قابل تفسیر و استناد نباشد.

از برخی سخنان امام استفاده می شود که مبادله الفاظ سطحی از نشانه های زبانی برای انتقال را تشکیل می دهد و رابطه میان مخاطب و متکلم اختصاصی و رمزی است.

در این مخاطبه بین حبیب و محبوب و مناجات بین عاشق و معشوق، اسراری است که جز او و حبیبش، کسی را بر آن راه نیست و امکان راه یافتن نمی باشد.

ایشان به این اکتفا نمی کند که قرآن چنین سطحی از گفتگو را برقرار کرده؛ بلکه در دیدگاه ایشان، این شیوه از سخن گفتن برای عده ای گمراه کننده است، چون گمان می کنند که می توانند آن را بفهمند و تفسیر کنند، در حالی که به دلیل یاد شده برای آنها امکان پذیر نیتس.

 

زبان قرآن

زبان قرآن زبان دیگری است، زبانی که هر عالم و مفسری خود را با آن آشنا می داند و (در حقیقت) آشنا نیست. قرآن کریم از کتبی است که معارف آن بی سابقه است و تصور بسیاری از معارف آن، از تصدیقش مشکل تر است.

بسیاری از آیات کریمه اهل ظاهر و فلسفله و عرفان و تصوف هر یک برای خود تفسیر یا تأویلی کنند، نیز از همان قبیل (مخاطبه بین حبیب و محبوب و مناجات بین عاشق و معشوق) است، گرچه هر طایفه به قدر ظرفیت خود حظی دارد یا خیالی.

بنابراین، امام خمینی سطح زبانی قرآن را به طور عموم و کلی از زمره رابهط میان متکلم و مخاطب خاص نمی داند و نمی خواهد نظریه مخصوص بودن زبان را تثبیت کند و فهم قرآن را محدود به گروهی خاص نماید، بلکه نمادین بودن زبان را ناظر به بخش هایی خاص از قرآن می داند.

 

ب) توده ای بودن زبان قرآن

زبان قرآن زبان متوسط توده و عامه مردم است.

 

ج) لایه به لایه بودن قرآن

احتمال سوم درباره زبان قوم و دیدگاه امام خمینی این است که سطح زبان ناظر به جنبه های مختلفی از مخاطب باشد. قرآن از یک سو برای مردم و عرف توده ها بیان شده و در این سطح هیچ کم و کاستی ندارد؛ نور و مبین و تبیان است، و هر قشر و دسته ای از جامعه می تواند از آن بهره ببرد و براساس سطح زبانی به همان لایه از زبان استناد کند و خود را در همان سطح با پیام های قرآن مواجه کند. در این مواجهه شخصیت مخاطب، همچون آینه ای است که در پیام قرآن منعکس می شود و رابطه میان سطح فاهمه و شخصیت استفاده کننده برقرار می گردد.

درک این نظریه به لحاظ سنتی آسان است؛ به ویژه با توجه به روایاتی که درباره لایه به لایه بودن قرآن آمده، و قرآن مانند دریایی توصیف شده که سطح، عمق، ظاهر و باطن دارد؛ اما به لحاظ زبان شناسی درک آن دشوار است. زیرا معنای این سخن آن است که قرآن دارای سطوح متعدد است. در یک سطح، زبان قرآن برای گروهی است که مخاطب آن هستند و قرآن در این مواجهه بیان حقایق عالم به صورت رمز و نمادین است.

 

مراتب نمادهای دینی

تیلیش در یک تقسیم بندی کلی نمادهای دینی را به دو قسم (به دو مرتبه و سطح) تقسیم می نماید: الف) نمادهای دینی اولی، ب) نمادهای دینی ثانوی.

نمادهیا دینی اولی؛ نمادهایی هستند که مستقیما و بلاواسطه به ممکن نمادهای دینی اشاره می کنند اینها بطور بی واسطه ای به مرج گزاره های دینی اشاره می نمایند و این سطح، سطح حامی است که در آن عینیت دینی بنا شده و سطحی است که مبتنی بر سطح دیگری نیست، بلکه اتکای به خود دارد در مقابل نمادهای دینی ثانوی که به واسطه سطح اول حمایت و پشتیبانی می شوند و قائم به غیرند و به سوی ابژه های سطح اول اشاره می کنند. وی نمادهای سیطح اول را «نمادهای دینی عینی» و نمادهای سطح دوم را «نمادهای دینی از خود فرارونده» می نامد.

 

 

 

مراتب و سطوح نمادهای دینی عینی

1.   اولین و اساسی ترین سطح نماد اندیشی دینی عینی، جهان موجودات غیبی و در راس آنها «خیر اعلی» (خدا)ست. موجودات لاهوتی و خیر اعلی (خدا) تجلیات و نمایش های آن امری هستند که در عمل دینی به طور غایی بدان اشاره می شود. این موجودات لاهوتی و خیر اعلی دلالت کننده بر آن «متعالی نامشروطی» هستند که از هر فهم ممکن از موجود فراتر است.

  1. سطح دوم نماد اندیشی دینی عینی عبارت است از طرفی که در آنها دین از افعال الهی مانند آفرینش، تجسد، معجزات، مشیت و مانند آن سخن می گوید.

تیلیش به کرات تاکید می کند که ما نباید خصیصه نمادین بودن این نمادها را فراموش کنیم و تکیه بر این جنبه اهمیت بسزایی دارد، زیرا غفلت از این امر موجب افتادن در دام تعارض های حل ناشدنی با تعابیر علمی از واقعیت می شود.

  1. سطح سوم نماد اندیشی دینی در حوزه «تجلیات الهی در واقعیت متناهی و تجسد آن در اشیا یا اعیان قدسی» مطرح می شود. تیلیش این سطح را به عنوان کهن ترین سطیح نماداندیشی دینی قلمداد می کند، زیرا تجربه دینی، تجربه حضور امر قدسی در اشیاء، اشخاص یا افعال این جا و آن جایی است.

 

ب) نمادهای دینی ثانوی که تیلیش از آنها به نمادهای از خود فرارونده تعبیر می کند، نمادهایی هستند که به نمادهای اولی (عینی) اشاره و به طور غیرمستقیم از محکی نمادهای دینی حکایت می نمایند؛ نمادهایی چون آب، آتش، نور، دریا، درخت یا نمادهای شعری و تعابیر استعاری و مجازی که در حکایات ظاهر می شوند هم از این قبیلند. در این عبارت مزامیر داود که «خداوند شبان من است» کلمه «خداوند» نماد دینی اولی است، در حالی که کلمه شبان نماد دینی ثانوی است.

به تعبیر تیلیش، این خط و دام اجتناب ناپذیر بر سر راه تمام نمادهای دینی هست که نمادها مشکل آفرین شده و باعث پیدایش خلطی بین خودشان (معنا ظاهری شان)، و آن امری که بدان اشاره می کنند، می شوند. در لسان دینی این خلط هوی پرستی (بت پرستی) نامیده شده و همان طور که قبلا توضیح دادیم به معنای این است که خود نماد استقلال یافته و حیثیت حکایت و اشاره آن فراموش شود و به ابزاری برای قدرت نمایی و هوی پرستی مبدل شود حتی «نماد صلیب مسیح» که محور هرگونه سمبولیسم دینی و سمبل فارغ شدن از خویش و قربانی نمودن خود است به کرات به صورت ابزاری برای هوی پرستی (بت پرستی) در درون کلیسای مسیحی درآمده است.

 

فرق نماد و نشانه

1.   از دیدگاه تیلیش زبان دینی زبان نمادین است و دین خودش را بطور مستقیم و بلاواسطه، در قالب نمادهای دینی بیان می کند هرچند که به طور غیرمستقیم و با واسطه می تواند خودش را در قالب اصطلاحات کلامی و فلسفی و ... اظهار نماید.

  1. تیلیش بین نماد و نشانه این تمایز را قائل می شود که «نشانه» چیزی است که با قراردادی مختارانه بر موضوع موردنظر دلالت دارد و ارتباطش با آن موضوع، ارتباطی خارجی و بیرونی است و نه ذاتی و درونی، در حالیکه «نماد» در واقعیت آن چیزی که بدان اشاره می کند سهیم شده و مشارکت می کند.
  2. خصایص نمادها را در امور ذیل می داند:

الف) اشاره کردن به سوی ماورای خود که در این جهت با نشانه ها شریکند.

ب) مشارکت کردن در واقعیت مشارالیه (برخلاف نشانه ها)

ج) قراردادی و وضعی نبودن

د) گشودن ابعادی از واقعیت و روح انسان بر او، که در غیر این صورت پوشیده می ماند.

هـ) داشتن قدرت وحدت آفرینی یا اختلاف افکنی

  1. تنها یک قضیه حقیقی و غیر نمادی در باب هستی غایی می توان گفت: «خدا خود وجود است نه یک وجود» سایر گزاره های دینی ـ که مشتمل بر اوصاف و افعال الهی اند دارای معنای نمادین هستند.
  2. خدا در تلقی تیلیش، نماد برای غایت قصوای است که ما نسبت بدان سر سپردگی غایی داشته و حاضریم همه چیز را در پای او قربانی کنیم و اهمیت و معنای تمام امور زندگی ما در پرتو آن است.
  3. علت این که تعابیر ملموس و تجربی (انضمامی) وقتی که در مورد خدا به کار می روند دارای معنای نمادین هستند این است که هر بیان ملموسی و انضمامی تنها بخشی از تجربه محدود و واقعیت را شامل می شود، در حالیکه ویژگی خدا این است که از هر واقعیت محدود و ملموسی فراتر می باشد.
  4. ما نباید هیچ گاه ویژگی نمادهای دینی و اساطیر دینی را در اشاره کردن به فراتر از خود را فراموش نموده و گرفتار نص گرایی و جمود بر ظواهر شویم.

 

مشکل محکی نمادهای دینی

آلستون سپس به بررسی دیدگاه تیلیش در مورد محکی و مرجع نمادهای دینی می پردازد: او ابتدا می گوید:

اگر آنچه مرجع نمایی نمادهای دینی در نظام سنتی است، چیزی جز یک نماد دیگر نباشد در این صورت، جای این سوال وجود دارد که آیا چیزی 0مرجع و محکیی) برای نمادها باقی می ماند که به آن اشاره کنند و آن را به صورت نماد درآورند؟

تیلیش در پی یافتن چنین محکی و مرجعی است. به اعتقاد آلستون او نمی خواهد دین را پدیده ای که سازمان دهنده فعالیت های بشری است، معرفی نماید، که در این صورت هیچ گونه محکی و مرجع خاصی بیرون از تجربه انسانی نخواهد داشت.

در عبارتی که بارها تیلیش آن را تکرار کرده است، می گوید: نماد دینی دارای این ویژگی خاص است که به سطح نهایی وجود، به واقعیت نهایی (واقعیت فرجامین)، به خود وجود و به خود معنا اشاره می کند.

 



[1] تجلی و ظهور در عرفان فطری به نقل از تعلیقات فصوص امام خمینی، ص 36

[2] روم/7.

[3] طه/7

[4] واقعه/77-79

[5] استاد جوادی آملی، کیهان اندیشه، شماره 29 و 42.

[6] حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج2، ص 108-110.

[7] الشمس/3.

[8] لیل/2

[9] اسفار، ج2، ص 330، صفات حق تعالی، کمالات غیرمتناهی ذات الهی است که عین ذات می باشد و اسمای حق، ذات اوست به اعتبار هر یک از صفات کمالیه

[10] شرح چهل حدیث، ص 659.

[11] صحیفه امام، ج14، ص 388-389

[12] شرح دعای سحر، ص 59-60

[13] فصلنامه علمی، پژوهشی اندیشه نوین دینی، ص 93

[14] نساء/36.

اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
+ نوشته شده     توسط ساده ایرونی آموزشی  | 

خداوند به حضرت موسی علیه السلام: «مرضت و لم تمدنی» و «کنت سمعه و بصره و لسانه» دریابد. اما من اکنون عنان زبان درمی پیچم، زیرا که توان هضم بیش ازین مقدار را در تو نمی یابم. شاید نتوانی این گفته ها را دریابی و همتت از درک کنه آن ناتوان باشد. و تو همیشه سخنی نزدیک تر به فهم و موافق تر به بنیه درک خود برگزین. بدان که معنی این که خداوند نور آسمان ها و زمین است، با نسبت و مقایسه نور ظاهری دیدگان توانی فهمید. مثلا چون نورهای بهاری و سرسبزی آن را در تابش خورشید روز مشاهده کنی، در رویت رنگ ها شک نخواهی کرد. شاید بپنداری که چیزی را با رنگ ها رویت نمی کنی و بگویی که من جز با سبزی، سبزی نمی بینم. قومی در این عقیده اصرار کرده و چنین پنداشته اند که نور مفهوم ندارد. و در الوان جز الوان چیز دیگری نیست. آنان وجود نور را که آشکارترین اشیا است، انکار کرده اند. چگونه، می توان چنین گفت در حالی که همه اشیا با نور به ظهور می رسند. و نور همان طور که گذشت، هم خود را رویت کند و هم به وسیله آن غیر آن نیز رویت می شود. این جماعت هنگام غروب خورشید و نبودن چراغ و افتادن سایه فاصله ضروری بین سایه و مکان روشنایی را درمی یابند، و اعتراف دارند که نور معنایی است ورای رنگ ها که با رنگ ها ادراک می شود، نهایت بر اثر شدت تجلی خودش به درک نمی آید. بلکه به سبب شدت ظهور پنهان می ماند. زیرا ظهور سبب خفا نیز می شود، و هر چیزی که از اندازه اش افزون گردد به ضد خویش منعکس می گردد.

حال که این را شناختی، بدان که ارباب بصیرت چیزی را نبینند مگر اینکه خدا را با آن مشاهده کنند. چه بسا بعضی از آنها پا ازین فراتر نهاده و گفته اند: «چیزی را ندیدم مگر اینکه خدا را قبل از آن دیدم». چه بعضی از ارباب بصیرت اشیا را با خدا بینند و بعضی دیگر اشیا را بینند و از اشیا به خدا برسند. گروه اول را اشاره به این قول خدای تعالی است: «آیا گواهی پروردگارت بر هر چیز وجود او را کافی نیامد.»[1] و گروه دیگر این قول خدا را منظور دارند: «بزودی نشانه های خود را در آفاق بر آنها خواهیم نمود.»[2]

گروه اول مردان مشاهده اند و گروه دوم صاحبان استدلال بر وجود او مقام اول را مقام صدیقین و مقام دوم را مقام علمای راسخین، گویند. بعد از این دو درجات غافلان محجوب است. حال که این را نیز بشناختی، پس بدان که همانگونه که اشیا با نور ظاهر برای دیده عیان گردد، همانگونه نیز هر چیزی برای دیده باطن به وسیله خدا عیان شود. او به گونه جدایی ناپذیر با هر چیز همراه است و هر چیز را او به ظهور رساند. همانسان که نور با هر چیزی است و هرچه با آن آشکار می شود. اما در اینجا بین این دو تفاوتی است. تفاوت چنین است که نور ظاهر با غروب خورشید نهان و پنهان می شود، تا آمدن و افتادن سایه. اما نور الهی که هرچیز با آن به منصه ظهور می رسد، تصور نهان شدن و تغیر آن محال نماید. بلکه به صورت تداوم با اشیاء همراهست و راه استدلال بر انفصال آن از اشیاء مسدود است. زیرا اگر در نور الهی تصور غیبت رود آسمان ها و زمین منهدم شود. اگر اضطراراً انفصالی بین نور و اشیاء تصور شود، پس نباید نیازی به شناخت مظهر که سبب وجودی و ظهور اشیا شده است، باشد. اما در صورتی که همه اشیاء در شهادت بر وحدانیت خالق خود بر شیوه و سنت واحد هستند، این شبهه (جدایی خدا از اشیاء) از میان می رود. و کار به طریق شناخت نهانی می کشد. چه طریق ظاهر طریق معرفت اشیاء است به اضداد. و آنچه که نه ضد دارد و نه تغییر می پذیرد، در شناسایی وجودش، کار به تشابه می کشد، سرانجام به خفا منتهی می شود، که خفایش از شدت تجلی است و غفلت از آن به سبب اشراق پیوسته نور او در هستی است. منزه است آن خدایی که از شدت ظهور از خلق پنهان و از شدت تابش نور روی در نهان کشیده شده است. چه بسا بعض کوته فکران کنه این سخن را درنیابند و از گفته ما که «خداوند با هرچیز هست چون نور با اشیاء» چنین بفهمند که او در هر مکان وجود دارد خداوند منزه و برتر است از آنکه به مکان نسبت داده شود. شاید بهترین اندیشه ای که این گمان را از میان بردارد، این است که بگوییم: او قبل از هر چیز و برتر از هر چیز و آشکارکننده هر چیز است. می دانیم که در نظر صاحب بصیرت مظهر (آشکارکننده) از مظهر (آشکارشونده) دمی جدا نیست. پس منظور از این سخن که او با همه چیز هست، همین است. نیز بر تو مخفی نماند که مظهر قبل از مظهر و برتر از آن و به وجهی با او همراه است. مپندار که این امر متناقض است. برای توضیح امر از محسوسات که از نظر شناخت بدان ها بصیرت کامل داری، شروع کن. مثلا بنگر که چگونه حرکت دست با حرکت سایه اش همراه است و قبل از آن قرار دارد. هر که سینه اش برای درک این مبحث گنجایش ندارد این قسم از دانش را رها کند. چه هر دانشی را مردانی است. و هر چیزی را برای آنچه بدان کار کرده اند، آسان نماید.

 

در بیان تمثیل، چراغدان، چراغ، شیشه، درخت، روغن و آتش

معرفت این امور مستمند پیش درآمدی است در دو بخش که مجال بحث در هر دو به شکل نامحدود، ادامه می یابد. ولی من با رمز و اختصار به هر دو بخش اشاره خواهم کرد. یکی از این دو بخش در بیان راز تمثیل و روش های آن و چگونگی ضبط روح در ..... تمثیلی و کیفیت موازنه بین آنها و عالم شهادت (که محل تشکیل خمیرمایه تمثیل) و عالم ملکوت (که روح معانی از آن فرود می آیند) می باشد. دیگری در توضیح طبقات ارواح و طینت بشری و مراتب انوار اوست. این مثال مسوق بیان آن است که «ابن مسعود» «مثل نوره فی قلب المومن کمشکاه» و «ابی بن کعب» «مثل نور قلب من آمن» قرائت کرده است.

 

اقسام مراتب طولی عوالم

بدان که عالم بر دو قسم است، روحانی و جسمانی، و اگر خواستی بگو حسی و عقلی، و نیز اگر خواستی بگو علوی و سفلی. همه اینها بهم نزدیکند ولی به لحاظ اعتبارات اختلاف پیدا کنند. مثلا هرگاه این دو (عالم) را فی نفسه اعتبار کنی، می گویی جسمانی و روحانی. و اگر به نسبت چشم مدرک اعتبار کنی گویی حسی و عقلی. و اگر اعتبار نسبی یکی از آن دو را به دیگری منظور کنی گویی، علوی و سفلی. چه بسا یکی از آن دو را عالم ملک و شهادت و دیگری را عالم غیب و ملکوت، نام نهی. هر که از خلال الفاظ به حقایق نظر افکند، چه بسا در بسیاری الفاظ به حیرت افتد و به تخیل کثرت معانی دچار شود. آنکه حقایق بر او مشکوف افتد، معانی را اصل و الفاظ را تابع به حساب آرد. ولی ناتوان از درک امور، حقایق را از خلال الفاظ جوید. قول خدای تعالی بر هر دو گروه اشاره دارد: «آیا آنکه وارونه بر روی می رود هدایت یافته تر است یا آنکه استوار بر راه مستقیم گام برمی دارد؟[3]

 

پنهان بودن عوالم ملکوت و ظاهر بودن عوالم ملک

اکنون که معنی هر دو جهان را بشناختی بدان که عالم ملکوتی، عالم غیب است و از بیشتر خلق نهان. و عالم حسی، عالم شهود است و مورد مشاهده همه. عالم حسی نردبان ورود به عالم عقلی است. و اگر بین این دو اتصال و مناسبت نبود، راه ورود به عالم عقل بسته بود و اگر این کار نیز دشوار می نمود، سفر به مقام پروردگار و قرب خداوند دشوار بود. زیرا کسی که گام در حظیره القدس ننهد به مقام قرب الهی نایل نشود. منظور از عالم قدس، عالمی است خارج از حوزه ادراک حسی و خیال. هرگاه این عالم را جملتاً به نحوی که نه چیزی از آن خارج و نه چیزی غریب در آن داخل شود اعتبار کنیم آن را (حظیره القدس) نامیم. و بسا روح بشری را که محل جریان ظواهر (نمودها) قدس است «وادی مقدس» نام نهیم.

در این حظیره حظیره های دیگری است که از نظر محتوای معانی قدسی پاره ای از آنها شدیدتر و عمیق تر از دیگران هستند. ولی لفظ حظیره به همه طبقات خود اطلاق شده و بر آنها احاطه دارد. مپندار که این الفاظ در نزد ارباب بصیرت نامفهوم است و غیرمعقول.

اکنون پرداختنم به ذکر و شرح هر لفظ مرا از مقصود باز خواهد داشت. برتوست که دامن همت برای فهم این الفاظ بالازنی. حال به مقصود بازگرد، می گویم: چون عالم مشهود نردبان عروج به عالم ملکوت است و پیمودن راه راست (صراط مستقیم) این عروج و ترقی است که از آن به دین و منازل هدایت، تعبیر می شود. چنانچه بین این دو مناسبت و پیوند نبود، هرگز تصور تکامل از یکی به دیگری نمی رفت. رحمت الهی عالم شهود را هموزن عالم ملکوت قرار داده است. هیچ چیزی در این عالم نیست الا که نمودی است از آن عالم. چه بسیار چیزها که در این عالم هست که نمودش در عالم ملکوت است و برعکس بسیار از چیزها در عالم ملکوت نمودی است از عالم شهود.

شمارش این نمودها محتاج استقصای همه موجودات جهان هاست، که نیروی بشر نه توان چنین کاری دارد و نه فهم آن تواند کرد و عمرهای کوتاه از شرح آن قاصر آید. هدف من آن است تا نمونه هایی از آن را به تو بشناسانم تا به آسانی ترا به بسیاری آنها دلالت کرده و در عبرت اندوزی را در این بخش از اسرار بر تو بازگشاید. می گویم، در عالم جوهرهای نورانی شریف و بلندمرتبه ای هستند که از آنها به فرشتگان تعبیر می شود و نور از آنها بر ارواح بشری فیضان می کند. به همین سبب آنها را ارباب (پروردگاران) گفته اند. اینان در نورانیت متفاوت و دارای مراتبی هستند. شایسته آن است که تمثیل آنان در عالم شهود خورشید و ماه و ستارگان باشد. سالک طریق در آغاز راه به درجه ای می رسد که درجه کواکب نام دارد. تابش نور ستارگان راه را بر او باز گشوده و برایش روشن می کند که نشانه های عالم فرودین (دنیا) همه تحت قدرت و تابش نور ستارگان است. آنگاه جمال و علو درجه را چنان بر او خواهد نمود که پیش دستی کرده و گوید: «هَذَا رَبِّي»[4] «این خدای منست» سپس چون بر او روشن شد که مرتبه ماه برتر از مرتبه ستاره است، و غروب اولی (ستاره) را با مافوق آن در نظر آورد گوید: «من غروب کنندگانرا دوست ندارم»[5] همینگونه پیش می رود تا به چیزی می رسد که تمثیل خورشید است، آن را برگتر و بالاتر از همه و مناسب نمود اندیشه خود می یابد. ولی چون مناسبت با موجود ناقص نقص است و افول، گوید: «من روی نهادم به سوی کسی که آسمان ها و زمین را به وجود آورد، در حالی که بر راه راستم.»[6]

معنی «الذی» اشاره مبهمی استکه هیچ گونه مناسبتی ندارد، آنگونه که اگر کسی بپرسد تمثیل مفهوم «الذی» چیست، تصور نمی رود که بتوان بدان سوال پاسخ گفت. چه آنچه از هر مناسبتی منزه است، حق اول است. از این رو چون برخی از اعراب به پیامبر گفتند: «نسب خدا چیست؟» در پاسخ فرمود «بگو او خدای یکتاست، او خدای بی نیاز است، نه زاده و نه کس او را زاده است»[7] معنای آیه این است که تقدس و تنزه از نسبت، نسبت خداست به همین سبب چون فرعون در پرسش از ماهیت خداوند به موسی گفت: «پروردگار جهانیان چیست؟» موسی جز از طریق تعریف به افعال پاسخ نگفت. زیرا افعال در نزد پرسنده آشکارتر به ذهن است. لذا موسی گفت: «او پروردگار آسمان ها و زمین است.»[8] فرعون به سبب عدول موسی از پاسخ سوال، از ماهیت به افعال، در مقام انکار رو به اطرافیان کرد و گفت: «آیا نمی شنوید!»[9] موسی ادامه داد: «او پروردگار شما و پروردگار پدران اولین شماست.»[10] فرعون موسی را به جنون منسوب کرد چه پرسش او در مثال و ماهیت بود و او از افعال پاسخ می گفت. پس گفت: «این پیامبرتان که به سوی شما فرستاده شده است، مجنون است.»[11] اکنون برای فهم درست مطلب به چنند نمونه اشاره کرده و می گوییم: علم «تعبیر خواب» ترا به روش تمثیل آشنا می کند، زیرا رویا خود بخشی از نبوت است. آیا درنیافته ای که خورشید در علم رویا به مناسبت مشارکت و همانندی در معنای روحانی ـ که استعلای همگانی و فیضان اثر وجودی بر همگان است ـ تعبیر به سلطان می شود و ماه تعبیر به وزیر می شود، چه خورشید هنگام غیبت نورش را به واسطه ماه می پراکند. همانسان که پادشاه احکام و اوامر خود را با وزیر به غایبان می رساند. مثلا هر کس در خواب بیند که مهری در دست دارد و با آن دهان مردان و عورت زنان را مهر می زند، تعبیرش این است که او موذنی است که قبل از صبح در ماه رضمان اذان می گوید و هر کس در خواب بیند که روغن در زیتون می ریزد تعبیرش این است که او را کنیزی است که مادر اوست و او نمی داند. بررسی و استقصای ابواب تعبیر خواب ترا به این امور مانوس خواهد کرد که اکنون مرا امکان پرداختن به همه آنها نیست. بلکه می گویم: همانگونه که در موجودات عالی روحانی تمثیل (نمود) خورشید و ماه و ستارگان هست بر همین وجه در آنها چیزی است که چون به اعتبار اوصاف دیگر، سوای نورانیت به حساب آیند، تمثیل های دیگر دارند. اگر در میان این موجودات گروهی ثابت و لایتغیر و بزرگی و کوچکی ناپذیر باشند. و از آنها چشمه های معارف و گنجینه های مکاشفات به صحرای دلهای بشری سرازیر شود، تمثیل آن «طور» است.

اگر چنانچه در آنجا موجوداتی باشند که این گنجینه ها را بعضی از بعض دیگر بیشتر دریابند تمثیلشان «وادی» است. هرگاه این گنجینه ها بعد از پیوستن به دل های بشریت از دلی به دل دیگر جریان یابد، این دلها را نیز «وادی» ها نام نهند. گشاینده وادی دلهای پیامبران و سپس علما و سپس گروه بعد از آنهاست. اگر این وادی ها جز وادی اول، ورودگاه باشد بی شبهه اولی را باید به سبب کثرت توجه و علو درجه «وادی ایمن» نام نهیم. اگرچه وادی پایین تر از آن، از آخرین درجات وادی ایمن شروع شده و ورودگاه ساحل وادی ایمن باشد. بدون در نظر گرفتن عمق و مبدا آن. اگر روح پیامبر را چراغ نورانی بگیریم و این روح را به مصداق آیه « از امر خود به سوی تو روحی به وحی فرستادیم، مقتبس از نور وحی بدانیم. آنچه که محل اقتباس باشد تمثیلش آتش است. گرچه در این راه، دریابندگان معارف پیامبران، بعضی در آنچه که شنیده اند بر تقلید محض اند و بعض دیگر بهره مند از بصیرت. تمثیل مقلد خبر و تمثیل صاحب بصیرت جذوه و قبس و شهاب است. صاحب ذوق در پاره احوال با پیامبر شرکت دارد. نمونه آن خود به آتش کشیدن «اصطلاء» است. زیرا آن کس خود را به آتش در افکند که با او آتش باشد نه آنکه خبر آتش را شنیده باشد. اگر نخستین منزل پیامبران بالا رفتن از انحطاط حس و خیال به عالم مقدس باشد، بی شک تمثیل این منزل وادی مقدس خواهد بود. اگر چه گام نهادن به حوزه مقدس جز به از دل فروافکندن کونین (دنیا و آخرت) و توجه به حق یکتا ممکهن ننماید. زیرا که دنیا و آخرت هر دو مقابل و محاذی و هر دو عرض اند برای جوهر نورانی بشری، که می توان آن دو را گاهی از دل برون انداخت و گاه دیگر، بدان ها پیوست. مثال برون افکندن آن دو به گاه احرام در کعبه قدس، خلع نعلین است. حال بار دیگر به مقام حضرت ربوبیت گام نهاده و گوییم. اگر در این مقام چیزی باشد که به واسطه آن دانش های مفصل در جوهرهای قابل، نقش بندد، تمثیل آن «قلم» خواهد بود و نیز اگر در این جوهرهای قابل (معارف) چیزی باشد مسبوق به دریافت قبلی معارف، که از آن به غیر خود انتقال یابد تمثیلش «لوح محفوظ» و «دق منشور» است. اگر برتر از نقش علوم چیزی به فرمان درآمده باشد تمثیلش «ید» است. نیز هرگاه این مقام مشتمل بر «ید» و «لوح» و «قلم» و «کتاب» و دارای ترتیب منوم باشد، تمثیل آن صورت خواهد بود. چنانچه صورت انسانی را نوعی ترتیب بر این سیرت باشدف بر صورت رحمن است. زیرا فرق است بین آنکه گفته شود بر «صورت رحمن» است و بین آنکه گفته شود بر «صورت خدا»ست. زیرا رحمت الهی ، حضرت الهی را بدین صورت درآورده است. سپس خداوند بر آدم نعمت عطا کرده، او را صورتی مختصر و جامع همه اصناف عالم بخشیده است. بنحوی که گویی کلی است در عالم و یا نسخه ای مختصر از عالم است. منظورم از صورت آدم همان صورت مکتوب به خط خداست. خط الهی به رقم و حروف نوشته نیست، چه منزه است از آنکه خطش به رقم و حروف نوشته باشد، همانسان که منزه است از آنکه کلامش صوت و حرف و قلمش چوب و نی و دستش گوشت و استخوان باشد.

اگر این رحمت شامله الهی نمی بود، آدمی از معرفت پروردگارش ناتوان بود زیرا آنکه خود را نشناسد، پروردگارش را چگونه تواند شناخت. پس این آثار رحمت بر صورت رحمن است نه بر صورت خدا. زیرا حضرت الهی غیر از حضرت رحمت و حضرت ملک و حضرت ربوبیت است. از این رو امر به پناه بردن به جمیع این صفات و حضرات فرموده است : «بگو پناه می برم به پروردگار مردم، پادشاه مردم، خدای مردم.»[12]

اگر این ملاحظه و معنی نبود شایسته بود که بگوید: «بر صورت خود» ولی لفظ وارد در حدیث صحیح بر «صورت رحمن» است. چون تمیز مقام حضرت ربوبیت و حضرت الوهیت و حضرت ملک محتاج شرح طولانی است، از آن درمی گذریم. ترا نیز از نمونه همین اندازه کافی است. زیرا این مبحث دریایی است بی کرانه و اگر ترا ازین تمثیل ها نفرتی حاصل آید، پس دل را به قول خدای تعالی مانوس گردان: «(او) از آسمان آبی فرستاد که هر رود به اندازه امکان خود از آن بهره گرفت.»[13] که در تفسیر، آب به معرفت و قرآن و رودخانه ها به دل ها معنی شده است.

 

مبانی غزالی در نظریه خود

مپنداری که ازین نمونه ها و ضرب المثل ها از من در انکار ظواهر و اعتقاد به ابطال آنها مجوزی افته باشی. بر این مبنی که مثلا می گویم با موسی نعلین نبوده و خطاب «اخلع نعلیک» را نشنیده است، حاش لله! ابطال ظواهر از آراء باطنیه است که با چشم بی بصیرت به یکی از دو جهان نگریسته و موازنه بین آن دو را نیافته اند و وجه تمثیلی آن ها را فهم نکرده اند. نیز همانگونه که می دانیم ابطال و انکار اسرار، مذهب حشویه است. هرکه به تجرد ظاهر برخیزد حشوی و هر که به تجرد باطن برخیزد، باطنی است. کامل آن است که بین هر دو جمع کند. از این روست که پیامبر فرموده: «قرآن را ظاهری است و باطنی و حدی است ومطلعی»[14]. این قول به انحصار از علی (ع) هم رسیده است. گویم موسی از امر خلع نعلین بیرون افکندن دو جهان را فهمید. ولی در ظاهر امتثال امر کرد و کفش ها را از پای درآورد. نهایت در باطن حب هر دو جهان را از دل بیرون کرد. این امر همان «اعتبار» یعنی گذشت از چیزی به غیر آن، و از ظاهری به سری است.

فرق است بین آنکه گفته پیامبر خدا را در این باب که: «فرشتگان در خانه ای که در آن سگ باشد وارد نشوند.»[15] بشنود و آنگاه از سک گدرگذشته و گوید، مراد حدیث ظاهرا سگ نیست، بلکه مراد تخلیه دل است از سگ خشم که مانع ورود انوار معرفت فرشتگان شود. زیرا خشم دیو عقل است و نابودکننده آن و آنکه ظاهر امر را امتثال کرده و گوید، مراد از سگ شکل آن نیست، بلکه معنای آن یعنی درندگی و زیانرسانی است. پس چون نگهداری خانه که مقر اشخاص و اجسام است، از سگ واجب آید، لذا نگهداری خانه دل که مقر جوهر حقیقی و خاص است، از سگ صفتی به سزاترست. من در روش خود بین ظاهر و باطن را جمع کرده و به طریق کامل روی نهادم که در گفته بزرگان از شخص کامل چنین تعبیر کرده اند: «کامل کسی است که نور معرفتش نور تقوایش را خاموش نکند.»

 

مراتب محجوبان از رویت حقیقت

پس از آنکه غزالی ثابت کرد که آنچه سزاوار و شایسته نام نور است، نور خداست و نیز این نور است که با تمام مراتبش در انسان متجلی می شود، در اینجا می کوشد تا حجاب هایی که مانع تابش این نور شده و حائل بین انسان و معرفت خدا و حقیقت وجود هستند، شرح کند. محور سخن غزالی در این بخش برگرد حدیث: «خدای را هفتاد حجاب از نور و ظلمت است که اگر پرده براندازد شکوه جلالش دیده هر بیننده را بسوزاند» دور می زند. وی محجوبان را در سه دسته تقسیم می کند: 1. محجوبان به ظلمت محض، 2. محجوبان به نور مقرون به



[1] اولم یکف بربک انه علی کل شیء شهید.

[2] «سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ» فصلت/53

[3] «أَفَمَن يَمْشِي مُكِبًّا عَلَى وَجْهِهِ أَهْدَى أَمَّن يَمْشِي سَوِيًّا عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ» الملک/ 22.

[4] الانعام/76.

[5] «لا أُحِبُّ الآفِلِينَ» الانعام/76.

[6] «وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِيفًا» الانعام/79.

[7] « قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ، اللَّهُ الصَّمَدُ، لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ » الاخلاص/1-3

[8] « رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ» الشعراء/ 24.

[9] « أَلَا تَسْتَمِعُونَ» الشعراء/25.

[10] « رَبُّكُمْ وَرَبُّ آبَائِكُمُ الْأَوَّلِينَ» الشعراء/ 26

[11] « إِنَّ رَسُولَكُمُ الَّذِي أُرْسِلَ إِلَيْكُمْ لَمَجْنُونٌ» الشعراء/27.

[12] قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ، لِكِ النَّاسِ، إِلَهِ النَّاسِ  الناس/1-3.

[13] أَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَسَالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِهَا. الرعد/17.

[14] للقرآن ظاهر و باطن و حد و مطلع.

[15] لایدخل الملائکه بیتا فیه کلب.

اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
+ نوشته شده     توسط ساده ایرونی آموزشی  | 

ختم های ایة الکرسی

گویند:هر کس به این ختم اعتقاد داشته باشد و آن را تا سه روز انجام دهد،حاجت او روا شود و آن بدین شرح است.

ابتدا بگوید:اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم و آنگاه ایة الکرسی را بخواند و سپس بگوید:«اعوذ بالله من الشیطان الرجیم و با گفتن بسم الله الرحمن الرحیم،سوره حمد را بخواند و پس از آن،5 مرتبه سوره اخلاص را از « بسم الله الرحمن الرحیم»تا آخر،بخواند و آنگاه 11 مرتبه سوره کوثر را قرائت نماید و سپس صد صلوات بفرستد که ـ ان شاء الله ـ به خواست خدا طی سه روز حاجت او روا می‌گردد».

 

اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
+ نوشته شده     توسط ساده ایرونی آموزشی  | 

تاریخچه تعاونی ها در ایران 

 

تعاونیهای سنتی در ایران

در ایران قدیم علاوه بر اینکه عده ای از مردم متمکن و خیراندیش که برای ایجاد رفاه و آسایش عمومی بیک سلسله اقدامات عمرانی از قبیل ساختن راه، ایجاد پل، کاروانسرا، مساجد، آب انبارها و ابنیه و اماکن نظیر آنها مبادرت می کرده اند مردم عادی نیز در این گونه موارد به نحوی با یکدیگر همکاری کرده اند و اگر سرمایه ای نداشته اند تا وثیقه آن قرار دهند بازوهای خود را بکار می انداختند. بهترین نمونه و طرز همکاری را می توان در میان مردم روستاهای مملکت مشاهده کرد که بصورت یک سنت پسندیده از دوران باستان تاکنون همچنان میان کشاورزان ایرانی متداول بوده و می باشد. (کلباسی ، 1371:35)

طبقه کشاورز در ایران، مانند بسیاری از مردم جوامع روستائی در گوشه و کنار دنیا اغلب مواقع از قبیل کشت، وجین، آبیاری ، برداشت و درو را با کمک یکدیگر انجام می داده اند. این نوع همکاری را زراعت جمعی با حفظ خصوصیات مالکیت و انتفاع فردی از زمین باید نام نهاد که هنوز در میان روستائیان متداول و بمراتب طبیعی تر از فعالیت در قالب شرکتهای تعاونی کشاورزی است.

این تعاونیهای سنتی یکی از انواع برجسته مشارکت در جامعه انسانی و از جمله در جامعه ایران است که بنامهای مختلف در مناطق مختلف کشور وجود دارد. از انواع تعاونیهای سنتی بنه یا حراثه ، واره ... را می توان نام برد.

در طول سالهای اخیر باوقوع دگرگونیهای اجتماعی و اقتصادی در ساختار جامعه روستایی بویژه ورود انواع ماشین های کشاورزی و ترویج استفاده از چاه عمیق و نیمه عمیق و استفاده از موتور پمپ ضمن کاهش کار گروهی سنتی و یا تغییرشکل آن باعث ایجاد انواع جدیدی از همیاری و مشارکت در زمینه خرید و نگهداری وسایل موتوری و مبادله آنها گردیده است.


انواع تعاونیها در ایران

سازمان مرکزی تعاون کشور (تشکیل شرکتهای تعاونی شهری غیرکارگری)

این سازمان در بیست و سوم اردیبهشت 1346 بمنظور تفهیم اصول تعاون و تعمیم آن در سراسر کشور و نیز تهیه قوانین لازم و ایجاد امکانات مناسب برای تعاونیها بوجود آمد، درسال 13350 به وزارت تعاون و امور روستاها ملحق شد و درسال 1356 پس از انحلال آن وزارتخانه تحت نظارت وزارت بازرگانی درآمد که تا زمان تشکیل وزارت تعاون دسال 1370 بدینصورت ادامه کار داد و سپس براساس قانون بخشت عاون مصوب شهریور 1370 به وزارت تعاون منتقل گردید.

تعداد شرکتهای تعاونی و اتحادیه های تعاونی تحت پوشش سازمان مرکزی تعاون کشور در پایان بهمن ماه سال 1357 یعنی شروع انقلاب اسلامی بشرح زیر می باشد.

الف- شرکتهای تعاونی: مجموع شرکتهای تعاونی تحت پوشش سازمان مرکزی تعاون کشور اعم از مصرف، مسکن، اعتبار، توزیعی ، خدماتی شهری غیرکارگری در پایان بهمن 57 برابر با 1340 واحد بوده که اعضای آنها بالغ بر 803893 نفر بوده اند.

ب اتحادیه شرکتهای تعاونی: تاپایان بهمن ماه 1357 تعداد 20 اتحادیه تعاونی شهری غیرکارگری تأسیس گردید که اعضای آنها بالغ بر 369 شرکت تعاونی ثبت گردیده است.

 

سازمان مرکزی تعاون روستایی(تشکیل شرکتهای تعاونی روستائی)

این سازمان که در سال 1346 و بدنبال موادی از قانون اصلاحات ارضی مصوب 1341 بوجود آمد اهداف و وظایف زیر را بدنبال می کرد:

الف آموزش اصول تعاون و تربیت کادر سرپرستی برای راهنمائی اعضای شرکت‌های تعاونی و مناطق روستائی کشور.

ب کمکهای اعتباری به شرکتها بمنظور افزایش محصولات و درآمد دهقانان و بازاریابی و فروش محصول کشاورزان.

ج- ارتباط با شرکتهای تعاونی مصرف کشو ،همچنین ایجاد رابطه با سازمانهای بین‌المللی.

این سازمان در سنوات اخیر تحت نظارت وزارت کشاورزی بوده و در پایان بهمن ماه 1357 مجموعاً 2939 شرکت تعاونی روستائی با 3010202 نفر عضو را تحت پوشش داشته است.

تعداد اتحادیه های شرکتهای تعاونی روستائی در پایان بهمن 1357 معادل 153 واحد با 2923 بوده است و در واقع تمامی شرکتهای تعاونی عضو اتحادیه های منطقه مربوطه بخود بوده اند.

 

شرکتهای تعاونی کارگری

شرکتهای تعاونی کارگری اعم از کار و تولید، مصرف و مسکن و اعت&1576;ار از سال 1346 تشکیل گردید و تا بهمن ماه سال 1357 تعداد این شرکتها به 1673 واحد رسید که اعضاء این شرکتها بالغ بر 423840 نفر بود. در بهمن ماه سال مذکور تعداد اتحادیه های کارگری یک واحد با 510 شرکت تعاونی عبضو ثبت گردیده است.


شرکتهای تعاونی تولیدی روستائی

از اقدامات دیگری که پس از تقسیم اراضی در ایران بمنظور یکپارچه کردن اراضی انجام گرفت، تشکیل واحدهائی تحت عنوان تعاونیهای تولید بود که قانون آنر را د سال 1349 به تصویب رسید.

دولت به منظر بالا بردن میزان عملکرد در واحد سطح و کشت یکپارچه با حفظ مالکیت فردی زارعین بر فعطات متعلق به خود و پیشبرد برنامه های زراعی و اسفتاده صحیح تر از منابع آب و خاک و افزایش درآمد زارعین، تعاونیهای تولید روستائی را ایجاد کرد.

تعداد تعاونیهای تولید روستائی تا بهمن سال 1357 شامل 39 شرکت مشتمل بر 258 قریه و مزرعه با 11200 نفر صاحبان اراضی و مساحت کل محصور 99546 هکتار می شد.


شرکت تعاونی بعد از انقلاب (سال 1357 ببعد)

وقوع انقلاب اسلامی باور عمومی را نسبت به تعاون تغییر داد. نیروهای انقلابی خود انقلاب را مظهری از تعاون یافتند از همکاری جمعی برای توزیع عادلانه کالا در اعتصابهای متمادی دوران انقلاب به شوق آمدند و آ را الهام بخش تلاشهای آینده قرار دادند.

امواج نور امیدی که بدین سان ساطع گشته بود در اندیشه دولتمردان، در قلم قانون گذاری و در سطور قانون اساسی جدید تبلور یافت و اینبار تعاون را نه تنها بعنوان وسیله ای برای رفع نیاز مشترک، که راهی برای توسعه اقتصادی، معیار برتری جهت ایجاد اشتغال و بخش عمده ای از بخشهای تشکیل دهنده نظام اقتصادی جمهوری نوبنیاد، به جامعه اسلامی عرضه داشت و جویندگان امیدهای نو را به وجد آورد.

راه یافتن تعاون به قانون اساسی، این شیوه پسندیده که سابقاً روشی اقتصادی تلقی می شد از اعتباری مذهبی نیز بهره مند ساخت و عزم راسخ جمهوری اسلامی ایران به تحقق عدالت اقتصادی با توسل به همه روشهای شناخته شده را آشکار نمود و بابی جدید را فراراه مشتاقان قسط گشود. درصدر جهات و دلایلی که تعاون را بعنوان بخش مسلط اقتصاد کشور مطرح می سازد باید باصول 43 و 44 قانون اساسی اشاره نمود.

در اصل 43 جهت دستیابی به اهدافی از جمله تامین استقلال اقتصادی جامعه، ریشه کن کردن فقر و محرومیت و برآوردن نیازهای انسان در جریان رشد، ضوابطی برای اقتصاد جمهوری اسلامی ایران تعیین گردیده است. تامین شرایط و امکانات کار برای همه بمنظور رسیدن به اشتغال کامل و قراردادن وسایل کار در اختیار همه کسانی که قادر به کارند ولی وسایل کار ندارند در شکل تعاونی از راه وام بدون بهره یا هر راه مشروع دیگر که نه به تمرکز و تداول ثروت در دست افراد و گروههای خاص منتهی شود و نه دولت را بصورت یک کارفرمای بزرگ مطلق در آورد (قانون اساسی، اصول 43 و44)
در اصل 44 قانون اسای به روشنی تصرحی شده است که نظام اقتصادی جمهوری اسلامی ایران بر پایه سه بخش دولتی،تعاونی و خصوصی با برنامه ریزی صحیح و منظم استوار است در همین اصل، محدود شدن فعالیتهای بخش دولتی در چارچوب معین و همچنین مکمل فعالتیهای دولتی و تعاونی قرار گرفتن بخش خصوصی، وصعت قلمرو بخش تعاونی را به خوبی نشان می دهد. شروط تعیین شده برای حمایت قانون از مالکیت بخشهای سه گانه بشرح زیر خود از نقاط قوت بخش تعاونی و بمنزله تأکیدی بر ضرورت گسترش آن به شمار می رود. (همان مأخذ)

- با اصول دیگر فصل اقتصاد در قانون اساسی مطابق باشد.

از محدوده قوانین اسلام خارج نشود.

موجب رشد و توسعه اقتصادی کشور گردد.

مایه زیان جامعه نشود.

 

نقش و جايگاه بخش تعاون در توسعه اقتصادي كشورها

تعريف توسعه:

در معناي عام، توسعه فرايند تحولي پيچيده و همه‎جانبه است كه در زندگي اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي يك جامعه رخ مي‎دهد و آن را از وضع موجود عقب‎ماندگي به وضع مطلوب توسعه يافتگی هدایت مي‎كند كه با پذيرش ويژگي‎هاي عصر عقلانيت و خردورزي همراه است و در آن كنش منطقي، حسابگري و برنامه‎ريزي نهفته است.


 الگوها و راههاي مختلف توسعه در كشورها

انگلستان

در نيمه قرن بيستم اقتصاد انگلستان  ترکیبی از اقتصاد خصوصی و تعاونی بود. منابع دستگاههاي خصوصي از راه اخذ ماليات بر درآمد و ارث سنگين تعديل مي‎شد و صرف زير ساختهاي توسعه مي‎گشت. سوسياليسم ليبرال همراه با آزادي شخصي و سياسي تحت قوانين حكومتي و از طريق انتخابات آزاد به مسئوليت دولت در مقابل ملت جامه عمل مي‎پوشاند.

 

آلمان

در آلمان نقش دولت در مراحل اوليه توسعه و نوسازي نسبت به انگلستان بيشتر بود، اگرچه مؤسسات غيردولتي و خصوصي بيشتر فعاليتهاي واقعي و توسعه تجارت و صنعت را انجام مي‎دادند ولي دولت صنعت را به راه مي‎انداخت و پيش مي‎برد و بسترسازي لازم را فراهم مي‎ساخت.


 آمريكا

در آمريكا توسعه براساس انگيزه سودجويي خصوصي و ابتكار فردي انجام شد ضمن آنكه دولت فدرال در توسعه اقتصادي برنامه‎ريزيها و سياستگزاريهاي زير را براي تشريع و تسهيل امور توسعه اقتصادي بكار گرفت.


الف ـ  توسعه زمينهاي قابل سكونت با ايجاد ساختمانها، كانالها و راه‎آهن

ب ـ  تصويب قانون واگذاري كه بر طبق آن اراضي باير مناطق غربي را به رايگان در اختيار كساني قرار مي‌داد كه آن اراضي را آباد كرده و به زراعت مشغول شوند.

ج ـ  واگذاري زمينهاي دولتي براي تأسيس دانشگاهها و دانشكده‎هاي كشاورزي براي آموزش علوم و فنون كشاورزي و انتقال آن توسط مروجين به كشاورزان.

د ـ  گسترش آموزش عمومي و رايگان    

 ژاپن

توسعه ژاپن با اصلاحات دوران ميجي در سال 1868 آغاز شد و با شيوه‎هاي زير پي‎گيري شد.

نقش اقتصاد بخش تعاون در فرايند توسعه

تعاوني‎هاي رسمي يا اقتصاد بخش تعاون ناشی از وضعيت پيش آمده در حوزه اقتصاد و منابع انساني بعد از انقلاب صنعتي بود و راهي مياني و وسط بود كه در بادي امر از طريق تعاونيهاي مصرف و تأمين نيازمنديها از منابع اصلي توليد و امكان و توانايي بهبود اثربخش در سبد هزينه‎هاي خانوار كارگران را واقعیت می بخشید. تعاوني‎هاي مصرف سپس گسترش و وارد حوزه‎هاي توليدي، اعتباري، مسكن و خدمات شدند، آنگونه كه در بسياري از كشورهاي در حال توسعه چون هند و مصر و...  اقتصاد بخش تعاون به عنوان هدف توسعه و در بخشي ديگر از كشورهاي در حال توسعه از جمله ايران به مثابه اصلي‎ترين ابزار و وسايل و الزامات توسعه به كار گرفته شدند.

اقتصاد بخش تعاون ضمن تأثيرپذيري از پديده جهاني شدن و فرايند تکمیل چرخه سازمان تجارت جهاني (W.T.O) بر روندها و فرايندهاي آن نيز اثرگذار بوده است و به نوعي كنش متقابل و تعامل با آن داشته است. گسترش تعاوني‎ها در حوزه‎ها و شاخه‎هاي مختلف و گوناگون مصرف،‌توليد، اعتبار، مسكن و خدمات و يا در نوعي طبقه‎بندي بر حسب گرايش‎هاي بخشي در كشاورزي، صنعت و خدمات با اجرايي و عملياتي شدن اين نوع از فعاليتهاي اقتصادي در كشورها به ويژه در كشورهاي در حال توسعه موقعيت نظام تعاوني را در ميان نظامهاي اقتصادي به عنوان راه سوم، راه وسط و يا موج سوم مطرح كرد، به طوري كه بسياري از انديشمندان و محققان حوزه‎هاي توسعه و اقتصاد با مطالعات و تحقيقاتي كه در فرايند توسعه و روند اقتصادي كشورها انجام داده‎اند به اين نتيجه دست يافته‎اند كه اگر در آلمان، آمريكا، سوئد، فرانسه، انگليس، سنگاپور و هند و.... بخش تعاون وجود نداشت چرخ اقتصادي اين كشورها از حركت باز مي‎ايستاد.

بر همین اساس است که برای افزایش ظرفیتها در شرایط نوین اقتصاد جهانی و تأمین یکپارچگی و هماهنگی در برنامه ریزی و اجرایی کردن راهبردهای بخش تعاون در بستر جهانی شدن، اتحادیه بین المللی ترویج و توسعه تعاونیها در سال 1971 تأسیس شده است که اعضای آن را اتحادیه
بین المللی تعاون، سازمان بین المللی کار، سازمان خوارو بار جهانی، سازمان ملل متحد و فدراسیون
بین المللی تولید کنندگان محصولات کشاورزی تشکیل گردید کمیته بین المللی ترویج و توسعه تعاونی ها با چنین اعضایی مهم و جهانی برای افزایش مزیت نسبی از طریق مهندسی ارزش در
تعاونی ها فعالیت می نماید.

 

 تعاونيها و موقعيت آنها در جهان

پس از جنگ جهاني اول، اقتصاد تعاوني به مقياس به نسبتاً كوچك به طور رسمي در صحنه
بين المللي ظاهر شد. اين امر در نتيجه تأسيس سازمان بين المللي كار (ILO) بود. در سال 1921 يك سرويس تعاوني در داخل تشكيلات سازمان بين المللي كار به وجود آمد. بدين طريق براي نخستین بار در تاريخ، اقتصاد تعاوني در سطح بين الملل به رسمت شناخته شد. موجوديت و كار سرويس تعاوني سازمان بين المللي كار موجب تنظيم سياست تعاوني در كشورهاي مختلف در سراسر جهان شد.

تغييرات اساسي كه در تلقی نسبت به اقتصاد تعاوني روي داد و استقرار مناسبات دوستانه بين دولت و بخش تعاوني در موارد زيادي مرهون خدمات سرويس مزبور است. قبل از تشكيل سازمان
بين المللي كار و آغاز فعاليت آن در زمينه تعاون،  در تعدادی از كشورها، به ويژه در خاورميانه طرق تفكر مقام هاي دولتي مانع رشد تعاونيها مي شد. در بسياري از نقاط، تعاوني ها را خطرناك و مظهر فساد اقتصادي مي دانستند كه فعاليت هاي خرابكارانه را پرورش مي دهد و هدف هاي انقلابي را دنبال ميكند اما هنگامي كه حكومت هاي كشورهاي مختلف متوجه كوشش هاي سازمان بين المللي كار در مورد تعاون شدند، اين طرف تفكر به تدريج تغيير كرد.

در نتيجه فعاليت سازمان بين المللي كار در فاصله بين دو جنگ، انديشه تعاون در كشورها گسترش يافت، سازمان ياد شده حمايت اخلاقي ذي قيمتي از نهضت تعاون به عمل آورد و جهش
تازه اي به توسعه اقتصاد تعاوني داد. پس از جنگ جهاني دوم سازمان هاي رسمي بين المللي جديدي ايجاد شدند و همه آنها با اطمينان، راهي را كه سازمانهاي بين المللي كار براي اشاعه تعاونيها پيموده بود دنبال كردند. يكي از اين سازمانها، اتحاديه بين المللي تعاون (ICA) است. اتحاديه بين المللي تعاون براي ايفاي نقش بين المللي جديد و كسب حقوق و مسئوليت هاي نوين به طور رسمي در صحنه بين المللي ظاهر شد. مقر اين سازمان در حال حاضر در شهر ژنو سوسيس است و 5 دفتر منطقه اي در 5 قاره جهان دارد كه دفتر منطقه آسيا و اقيانوسيه آن كه به اختصار (ICA-ROAP) ناميده مي شود در شهر دهلي نو واقع شده است.

تعاونيهاي جهان و اعضاي آنها به تعاريف، مفاهيم، ارزشها و اصول هفتگانه تعاوني اعتقاد دارند و تفكرات، اقدامها و فعاليتهاي خود را براساس اين اصول بين المللي تنظيم و تدوين مي كنند. تعريف تعاوني و اصول هفت گانه بين المللي آن كه در كنگره بين المللي تعاون در سال 1995 در شهر منچستر انگلستان تصويب شده به اين شرح است.

 

اصول اتحادیه تعاون یا اصول راچریل

 اصل اول عضويت اختياري و آزاد:

 تعاونيها سازمان هايي اختياري هستند و عضويت در آنها براي تمام افرادي كه بتوانند از خدمات آنها استفاده كنند و مسئوليتهاي ناشي از عضويت را بپذيرند بدون تبعيض جنسي، اجتماعي، نژادي، سياسي يا مذهبي آزاد است.


اصل دوم كنترل دموكراتيك توسط اعضا:

تعاونيهاي سازمانهايي دموكراتيك هستند و توسط اعضاي خود كه فعالانه در سياستگذاري و اتخاذ تصميم ها مشاركت مي كنند كنترل مي شوند. درتعاونيهاي سطح اوليه (شركتهاي تعاوني) اعضاء از حق رأي مساوي برخوردارند و تعاونيها در سطوح ديگر نيز به شكل دموكراتيك سازمان مي يابند.


اصل سوم مشاركت اقتصادي اعضاء:

 اعضاء به طور منصفانه و با كنترل سرمايه تعاوني خود را تأمين مي كنند آنها به طور معمول متناسب با سرمايه پرداخت شده خود كه از شرايط عضويت است، سود محدودي دريافت مي داند.

 

 

اصل چهارم خودگرداني و عدم وابستگي:

تعاونيها سازمانهايي خودگردان و خوديارند كه به دست اعضا كنترل مي شوند. اگر آنها با ساير سازمانها از جمله دستگاههاي دولتي موافقتنامه اي امضا يا از ساير منابع، سرمايه تأمين كنند اين كار را آزادانه و به شرطي انجام مي دهند كه متضمن كنترل دموكراتيك به دست اعضا و حافظ خودگرداني تعاونيها باشد.


اصل پنجم آموزش، كارورزي، اطلاع رساني:

 تعاونيها براي اعضا منتخب، مديران و كاركنان خود آموزش و كارورزي فراهم مي آورند به طوري كه آنها بتوانند به نحو مؤثر به پيشرفت تعاوني خود كمك كنند. آنها عموم مردم را به خصوص افراد جوان و رهبران افكار عمومي را نسبت به ماهيت و فوايد تعاوني مطلع مي سازند.


اصل ششم همكاري بين تعاونيها:

 تعاونيها از طريق همكاري با همديگر در سازمانهاي محلي، ملي منطقه اي و بين المللي به اعضاء خود به مؤثرترين راه خدمت و نهضت تعاوني را تقويت كنند.

 

اصل هفتم توجه به منافع جامعه:

تعاونيها با تصويب سياستها با رأي اعضاء براي توسعه پايدار جامعه خود فعاليت مي كنند.

 

 

اصول رایفایزل

علاوه بر اصول راچدیل که شرکت جهانی درد اصول دیگری هم توسط صاحب نظران تعاونی سایر کشورها وسیع شده که مهترین آنها اصول رایفایزل است، فردریک رایفایزل که شردار یکی از شهرهای آلمان بود برای شرکت های تعاونی روستایی اصول پیشنهاد و اجرا کرد که به شرح زیر می باشد:

1. کوچکی شرکت های تعاونی

شرکت تعاونی روستایی اعتباری هرقدر از نظر تعداد اعضا و منطقه فعالیت محدودتری داشته باشند پیشرفت و موقعیت آن مطمئن تر خواهد بود و در چنین شرکت هایی باید کلیه اعضا همدیگر را بشناسند و به خصوصیات اخلاقی و حس وظیفه شناسی یکدیگر کاملا آشنایی داشته باشند.

 

2. دقت کامل در پذیرفتن عضو جدید

قبول عضویت جدید در شرکت تعاونی اعتباری باید با دقت و مطالعه کامل صورت گیرد زیرا شرکت با اعتماد و اعتبار اعضای خود از بانک ها و منابع اعتباری وام گرفته و در اختیار اعضا مورد اعتماد قرار می دهد.

 

3. مسئولیت نامحدود

یکی از مشخصات اصلی شرک های تعاونی اعتباری طبق اصول رایفایزل مسئولیت نامحدود می باشد و هر عضو باید کمال دقت و هوشیاری کامل در کار شرکت داشته باشد.

 

4. سهام کوچک

در اصول رایفایزل خرید سهام زیاد اجباری نبوده و اصولا سرمایه اولیه خرید سهم از طرف اعضا ضرورتی نداشته ولی به تدریج برای بهتر شدن وضعت شرکت و انجام خدمت بیشتر خرید سهم ر برای اعضا اجباری کرده اند.

 

5. ایجاد ذخیره و تقسیم نکردن مازاد برگشتی

چون منظور از تشکیل شرکت تعاونی اعتباری کسب منفعت برای شرکت نبوده و هدف خدمت و پرداخت وام منحصرا به اعضا می باشد لذا بهره وام های عطایی ب آن اندازه قرار داده می شود که فقط کفاف هزینه ها و استهلاکات شرکت را بنماید از طرفی دیگر برای اینکه اعضا به گرفتن وام های غیرضروری تشویق نشوند در آخر سال چنانچه از محل بهره وام ها پس از کسر هزینه ها مبلغی باقی بماند بین اعضا به عنوان مازاد برگشتی پرداخت می شود و تماما به حساب شرکت منظور        می شود.

 

6. نظارت بر مصرف وام

هیئت مدیره و بازرسان شرکت باید در وام پرداختی به اعضا نظارت دقیق داشته باشند تا هر عضو وام دریافتی را فقط به مصرف احتیاجات واقعی خود برساند.

 

7. رعایت مساوات در اداره امور شرکت تعاونی روستایی

براساس اصول رایفایزل به خاطر مسئولیت نامحدود اعضا نظارت و کنترل بیشتر از انواع دیگر شرکت های تعاونی باید باشد از این نظر مساوات کامل در این شرکتها باید رعایت شود و براساس آن هر عضو در مجامع عمومی فقط حق یک رای را دارد.

 

8. تمرکز

شرکت های تعاونی اعتباری بتدریج باید در اتحادیه های محلی و شهری و بانک مرکزی تعاون روستایی عضویت پیدا کنند تا به وسیله اینگونه اتحادیه ها نیاز شرکت های عضو را برطرف نمایند.

 

اتحادیه بین المللی تعاون و آخرین تغییرات در اصول تعاون

اتحادیه بین المللی تعاون که مرکز آن در لندن می باشد، بزرگترین مرکز تعاونی جهان محسوب می شود. برای عضویت در اتحادیه بین المللی مذکور آندسته از شرکت ها و اتحادیه ها و سزمان های تعاونی می تواند عضو شوند که به چهار اصل آزادی عضویت، تساوی آرا محد بودن سود سهام و تقسیم مازاد برگشتی معتقد بوده و آن را بکار ببندند اتحادیه مزبور هر سه سال یکبار در یکی از کشورها جلسه ای از اعضا خود تشکیل می دهد که کنگره بین المللی تعاون نامیده می شود.

این اتحادیه ضمن کارهای خود تصمیم گرفت اصول اولیه راچویل را مورد بررسی قرار دهد و معلوم نماید کدام یک از اصول پیشروان راچدیل با تمام انواع شرکت های تعاونی تطبیق می کند نتیجه این بررسی در کنگره سال 1966 اتحادیه بین المللی تعاون مورد تایید واقع شد و به صورت 203 قطعنامه کنگره اتحادیه مذکور انتشار یافت.

تشكل هاي تعاوني در جهان در سه رده تعاونيهاي اوليه، تعاونيهاي ثانويه و تشكل هاي
بين المللي تعاون سازماندهي شده اند.

هم اكنون بيش از 900 ميليون نفر از جمعيت جهان عضو تعاونيها هستند و روز به روزبه تعداد اعضاء، تعداد شركتهاي تعاوني و نقش و حضور آنها در اقتصاد ملي كشورها افزوده مي شود در اين قسمت اطلاعاتي راجع به كشورهاي داراي بيشترين عضو در تعاوني، سهم تعاونيهاي فعال در اقتصاد كشورها، ميزان اشتغال در تعاوني در سطح جهان ارائه مي شود.


كشورهاي داراي بيشترين عضو تعاوني

×    در آرژانتين بيش از 17941 تعاوني با 1/9 ميليون عضو وجود دارد.

×    در بلژيك 29923 فعاليت داشتند.

×    در كانادا از هر 3 نفر يك نفر عضو تعاوني است. (33 درصد)

×    در كلمبيا، بيش از 3/3 ميليون نفر تعاوني هستند و به عبارتي 01/8 درصد از كل جمعيت اين كشور را تشكيل مي دهند.

×    در كاستاريكا بيش از 20 درصد از جمعيت كشور عضو تعاونيها هستند.

×    در فنلاند 62 درصد خانوارها عضو تعاونيها هستند.

×    در آلمان بيش از 20 ميليون عضو تعاوني هستند و به عبارتي از هر 4 نفر يك نفر عضو تعاوني هستند.

×    در ژاپن از هر 3 خانواده يك خانواده عضو تعاوني هستند.

×  دركنيا از هر 5 نفر يك نفر عضو تعاوني است يا به عبارتي 9/5 ميليون نفر عضو تعاوني هستند. 20 ميليون كنيايي معيشت خود را به طور مستقيم يا غيرمستقيم از  طريق تعاونيها تأمين مي كنند.

×    در هند بيش از 239 ميليون نفر عضو تعاوني هستند.

×    در مالزي 5/5 ميليون نفر و يا به عبارتي 20 درصد از كل جمعيت عضو تعاوني هستند.

×    در سنگاپور 50 درصد از جمعيت (6/1 ميليون نفر) عضو تعاوني هستند.

×    در آمريكا از هر 10 نفر 4 نفر عضو تعاوني هستند.


سهم تعاونيهاي فعال در اقتصاد كشورها

Z   در بلژيك تعاونيهاي داروسازي سهمي حدود 5/19 درصد را به خود اختصاص مي دادند.

Z  در برزيل 40 درصد سهم بخش كشاورزي از توليد ناخالص ملي به وسيله تعاوني هاي تأمين مي شود كه 6 درصد آن هم صادر مي شود. در سال 2006 تعاونيهاي كشاورزي برزيل 5/7 ميليون تن محصولات كشاورزي به ارزش 83/2 ميليارد دلار به 137 كشور در سرتاسر جهان صادر كرده اند.

Z   در بوليوي 25 درصد از پس انداز كل اقتصاد توسط تعاونيها صورت مي گيرد.

Z   تعاوني ها در كانادا 35 درصد از كل توليد شكر جهان را تأمين كردند.

Z  تعاونيها در ساحل عاج 26 ميليون دلار در تأسيس مدارس، ساخت جاده هاي روستايي و ايجاد كلينيك هاي مامايي نقش داشته اند.

Z  در كلمبيا 6463 تعاوني سهمي براي 25/5 درصد از توليد ناخالص ملي را در سال 2005 به خود اختصاص داده اند. تعاونيهاي سلامت، خدمات بهداشتي را براي حدود 5/15 درصد از جمعيت كشور فراهم كردند تعاوني ها، توليد قهوه كلمبيا را از آن خود كردند. تعاونيهاي مالي 8/5 درصد از بازار خدمات مالي را به خود اختصاص داده اند.

Z  در دانمارك تعاونيها 37 درصد بازار را در اختیار داشتند از توليد محصولات گوشتي، 96 درصد از توليد محصولات لبني، 50 درصد از توليد تخم مرغ، 34 درصد از محصولات باغي و 2/34 درصد از كل سپرده ها را در بانك هاي دانمارک به خود اختصاص داده اند.

Z  تعاونيهاي مصرف در مجارستان 4/14 درصد از فروش محصولات غذايي و به طور كليه محصولات خرده فروشي را در سال 2004 دارا بودند.

Z  در ژاپن ارزش محصولات تعاونيهاي كشاورزي 90 ميليارد دلار بوده است كه 91 درصد از كشاورزان ژاپن عضو اين تعاونيها بودند.

Z  در كره جنوبي 2 ميليون كشاورز عضو تعاونيهاي كشاورزي هستند (90 درصد از كل كشاورزان) و توليد بالغ بر 11 ميليارد دلار با به خود اختصاص داده اند. تعاونيهاي  شيلات در كره هم در حدود 71 درصد از سهم بازار را دارا هستند.

Z   در كويت، اتحاديه تعاوني مصرف 80 درصد از كل تجارت خرده فروشي را در سطح ملي، به خود اختصاص مي دادند.

Z  در لتوني اتحاديه تعاوني مركزي 3/13 درصد از كل بازار محصولات غذايي  را دارا هستند. در مولداوي اتحاديه تعاونيهاي مصرف 6/8 درصد از بازار مصرف كننده را در اختيار دارند.

Z  در نروژ تعاوني هاي محصولات لبني 99 درصد از توليد شير، تعاونيهاي مصرف 7/8 درصد از صادرات و تعاونيهاي جنگلي 76 درصد از توليد چوب و الوار را با خود اختصاص داده اند، 5/1 ميليون نفر از 5/4 ميليون نفر عضو تعاوني ها هستند.

Z   در لهستان تعاونيهاي لبني 75 درصد از كل توليدات محصول لبني را به خود اختصاص دادند.

Z   در سنگاپور تعاونيهاي مصرف 55 درصد از بازار محصولات موجود در سوپر ماركت ها را در اختياردارند.

Z  در اسلووني، تعاونيهاي كشاورزي 72 درصد از توليد شير 79 درصد از احشام 45 درصد از توليد گندم و 77 درصد از توليد سيب زميني را  در اختيار دارند.

Z   در سوئد تعاونيهاي مصرف 5/17 درصد از بازار را در سال به خود اختصاص داده اند.

Z   در انگلستان، بزرگترين آژانس هاي مسافرتي را تعاونيها تشكيل مي دهند.

Z  در اروگوئه تعاونيها 90 درصد از كل توليد شير، 34 درصد از كل توليد عسل و 30 درصد از توليد گندم را دارا هستند 60 درصد از توليد تعاونيها به بيش از 40 كشور در سرتاسر جهان صادر مي شوند.

Z   در ويتنام تعاونيها در 6/8 درصد از توليد ناخالص داخلي نقش دارند.

Z  در آمريكا بيش از 30 تعاوني درآمد سالانه اي بيش از يك ميليارد دلار را دارا هستند و 100 تعاوني برتر در آمريكا در سال 2005 در مجموعه درآمدي بالغ بر 117 ميليارد دلار داشتند. همچنين 30 درصد از محصولات كشاورزي توسط 3400 تعاوني كشاورزي به فروش رسيده است.

Z  در کشور فنلاند تعاونیهای مصرف 25 درصد و تعاونیهای تولید شیر 25 درصد بازار را در اختیار دارند و بانکهای تعاونیهای اعتباری 2/3 درصد سپرده های بانکها را در اختیار دارند.

Z  در قبرس بانکهای تعاونی اعتبار 30 درصد پس انداز بانکی را در اختیار دارند و تعاونیهای بازاریابی محصولات کشاورزی 35 درصد کل بازاریابی محصولات را مدیریت می کنند.


ايجاد اشتغال توسط تعاونيها

Û   تعاوني ها بيش از 100 ميليون شغل را در سر تا سر جهان كه 20 درصد بيشتر از شركتهاي چندمليتي است ايجاد كردند.

Û   در كانادا تعاونيها و اتحاديه هاي اعتباري بيشتر از 160 هزار نفر را استخدام كرده اند.

Û  در كلمبيا، تعاونيها 109 هزار شغل ايجاد كرده اند و 379 هزار نفر در اتحاديه هاي كارگري مشغول به كارند. ايجاد 23 درصد شغل در بخش سلامت، 18 درصد در بخش حمل و نقل، 13 درصد در بخش صنعت، 11 درصد در بخش مالي و 9درصد در بخش كشاورزي از مهمترين آنهاست.

Û   در فرانسه، 21 هزار تعاوني باعث اشتغال 700 هزار نفر شده اند.

Û   در آلمان 1106 تعاوني باعث اشتغال 440 هزار نفر شده اند.

Û   در ايتاليا 70400 تعاوني نزديك به يك ميليون نفر را در سال 2005 استخدام كردند.

Û   در كنيا 250 هزار نفر توسط تعاونيها استخدام شده اند.

Û   در اسلواكي 700 تعاوني نزديك به 75 هزار نفر را استخدام كردند.

Û  تجارب به دست آمده در ساير كشورها با نیز نشانگر آن است كه بخش تعاوني به عنوان يك نظام كارآمد اقتصادي و اجتماعي مي تواند براي تأمين نيازهاي اقشار جامعه گامهاي مفيدي بردارد و آرامش و تحرك را در آنان تقويت كند. بخش تعاوني به عنوان يك اقدام، با كمك متقابل و دو سويه بين عضو و فعاليت، توانايي ايجاد يك اجتماع سالم و درستكار را در درون خود پرورش خواهد داد.

 

برای تأسیس شرکت تعاونی وجود حداقل 7نفر عضو ضروری است. ممکن است در موارد خاصی وزارت تعاون ، برای برخی از شرکت های تعاونی تعداد بیشتری را به عنوان حداقل اعضاء تعیین کند

مؤسسین ، باید مجمع عمومی مؤسس را دعوت کنند. طبق ماده 31 قانون بخش تعاونی اقتصاد جمهوری اسلامی ایران: «مجمع موسس عبارتست از عده ای از افراد واجد شرایط عضویت در تعاونی که اقدام به تأسیس تعاونی می نمایند». وظایف مجمع مؤسس عبارتست از:

1.      تهیه و پیشنهاد اساسنامه طبق قانون و مقررات.

2.      دعوت به عضویت افراد واجد شرایط.

3.      تشکیل اولین مجمع عمومی جهت تصویب و ثبت اساسنامه و تعیین هیئت مدیره و سایر وظایف مجمع عمومی.


پس از تشکیل اولین جلسه رسمی مجمع عمومی و تعیین هیئت مدیره ، وظایف هیئت مؤسس خاتمه می یابد.

اعضائی که با مصوبه اولین جلسه مجمع عمومی عادی در مورد اساسنامه موافقت نداشته باشند می توانند در همان جلسه تقاضای عضویت خود را پس بگیرند.

تصویب اساسنامه تعاونی یا حداقل دوسوم اعضاء اولین مجمع عمومی عادی خواهد بود. پس از تشکیل مجمع عمومی عادی و انتخاب اعضای هیئت مدیره ، هیئت مدیره مکلف است فوراً نسبت به ثبت شرکت اقدام و در این رابطه باید اسناد و مدارک زیر تقدیم اداره ثبت شرکت ها شود.

1.      صورت جلسه تشکیل مجمع مؤسس و اولین مجمع عمومی و اسامی اعضاء هیئت مدیره منتخب و بازرسان.

2.      اساسنامه مصوب مجمع عمومی .

3.      درخواست کتبی ثبت.

4.      طرح پیشنهادی و ارائه مجوز وزارت تعاون.

5.      رسید پرداخت مقدار لازم جهت تأمین سرمایه شرکت.

6.      مدارک مربوط به دعوت به عضویت افراد واجد شرایط.

 

اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
+ نوشته شده     توسط ساده ایرونی آموزشی  | 

امقامه المرضیه

خبر الحارث بن همام: قال: ارقیت ذات لیله حالکه الجلباب. هامیه الرباب (1) و لا ارق صب طرد عن الباب. و منی بصد الاحباب (2) ظهر تزل الافکار یهجن همی. و یجلن فی الوساوس و همی(3) حتی تهنیت لمضض ماعانیت. ان ارزق سمیرا من الفضلا. لیقصر طول لیلتی اللیلاء (4) فما انقضت منیتی و لا اغمضت مقلقی. حتی قرع الباب قارع. له صوت خاشع. (5)

 

معنی روان جملات

1.   حارث بن همام حکایت می کرد گفت: در یکی از شب های تاریک که سیاهی آن مانند چادری سیاه بود و بسیار باران می بارید شب زنده داری می کردم.

  1. و شب زنده داری من (بیداری) مانند انسان عاشقی که او را از در رانده باشند نبو.د
  2. همیشه اندیشه های من مرا اندوهگین می کرد و باعث وسوسه شدن کمان و سوء ظن من می شد.
  3. تا اینکه برای سختی و دشواری آنچه که به خاطر آن رنج می کشیدم آرزو کردم که خداوند از میان فاضلان همنشین و هم صحبتی برای شب هایم قرار دهد (روزی من کند) تا شب های طولانی و تاریک مرا کوتاه کند.
  4. هنوز آرزوی من تمام نشده بود (از آرزو کردن من نگذشته بود) و نخوابیده بودم تا اینکه یک نفر که صدایش همراه با ترس بود درکوبید.

 

کلمات:

ارقت: شب زنده داری،               حالکه: تاریک ـ سیاه                  الجلیاب: چادر ـ لباس سیاه

هامیه: ریزش                              الرباب: ابر                                 طرد: رانده

منی: گرفتا                                 یهجن: برانگیختن                       همی: اندوه و غم          

وهمی: گمان، خیال                    لمضض: دشواری، سختی            عانیت: رنج کشیدن

ارزق: رزق و روزی                    سمیرا: هم سخن شب                  یقصر: کوتاه کردن        

لیلتی اللیلاء: تاریکی زیاد             انقضت: گذشتن، تمام شود                     مقلتی: چشم

قرع: کوبید                                قارع: کوبنده

فقلت فی نفسی: لعل غرس الثمنی قدا ثمر. دلیل الخط قدا قمر. منحضت الیه عجلان (1) و قلت: من الطارق الآن؟

فقال: غریب اجنه اللیل. و غشیه السیل. و یبتغی الایراء لا غیر. (2)

 

معنی روان جملات

1.   با خود گفتم: شاید آرزویی که کاشتم میوه داد (آرزویم برآورده شد) و شب روشن شد (مهتاب شد) برخاستم و با عجله به سوی او رفتم.

  1. و گفتم: کیست که قبل از فرا رسیدن صبح درمی زند. گفت غریبه ای که شب او را فرا گرفته و گرفتار سیل شد و به دنبال پناهگانی (منزل9 می گردد و فقط همین.

کلمات

غرس: کاشتن                الحظ: بهره بردن                                    اقمر: ماه

فنهضت: برخاستن                      اثمر: میوه دادن              عجلان: عجله، شتاب

الطارق: ستاره صبع، جمع طوارق

غریب: جمع غرائب                    اجنه: پوشید                   غشیه: گرفتار شدن

السیل: فرا گرفتن                        الایواء: منزل، جایگاه، پناهگاه

واذا اسحر قدم السیر. قال: فلما دل شعاعه علی شمسه. ونم عنوانه بسرطرسه. علمت ان مسامرفته غنم. و مساهرته نعم. (1). ففتحت الباب بابتسام. و قلت: ادخلوها بسلام. فدخل شخص قدحنی ادهر صعدته. بلل الفطر بروته. (2)

 

معنی روان جملات

1.   و قبل از اینکه صبح شود خواهم رفت. گفت: روشنی سخنان او از باطن پاک او خبر می دهد. دانستم که هم صحبتی با او غنیمت است. و بیداری با او نعمت است.

  1. پس با لبخند در را باز کردم و به او گفتم: با سلام و درود وارد شوید. شخصی وارد شد که روزگار قامت او را خمیده کرده بود. و باران لباس او را تر کرده بود.

 

 

کلمات

اسحر: سحرگاه              قدم: پیش                      السیر: حرکت کردن، رفتن

دل: دلیل                       شعاعه: روشنایی             نم: سخن چینی، خبر دادن

طوسه: کاغذ                  مسامرته: هم صحبتی                   غنم: غنیمت

مساهرته: بیداری، شب زنده داری                        نعم: نعمت

حنی: خم                       صعدته: قامت                 بلل: تر              بردته: لباس

فحیا بلسان غضب. و بیان عذب. ثم شکر علی تلبیه صوته. واعتذر من الطروق فی غیر وقته (1) فدانیته بالمصباح المتقد. و تاملته تامل المنتقد. فالفیته شیخنا ابازید بلا ریب. و لا رجم غیب. (2) فاحللته محل من اظفرفی بقصوی الطلب. و نقلنی من وقد الکرب الی روح الطرب. (3)

 

معنی روان

1.   با زبانی بران و فصیح و بیانی شیرین سلام کرد. پس با صدایی بلند سپاسگذاری کرد و به خاطر اینکه شب و بی موقع آمد عذرخواهی کرد.

  1. چراغ افروخته (روشن) را به او نزدیک کردم و به او دقت کردم مانند دقت کردن صراف در پولها. بدون شک او ابوزید پیر ما بود. هیچ شک و گمانی در آن نیست.
  2. او را به جای کسی که مرا برای بدست آوردن خواسته و هدف هایم به پیروزی رساند و من را از رنج ها و سختی ها به آسایش و شادی رساند فرو آوردم.

کلمات

حیا: سلام و درود گفتن              غضب: بران، فصیح                    عذب: شیرین، خوشی

تلبیه: لبیک                    انیه: نزدیک                   مصباح: چراغ

المتقد: افروخته               المنتقد: نقد (صراف)                  ریب: بی شک              

رجم غیب: سخن گفتن با شک               احللت: فرو آوردن        

قصوی الطلب: خواسته و هدف مطلوب                وقذ: شدت سختی         

کرب: رنج                     روح: آسایش                طرب: شادی

ثم اخذ یشکو الاین. واخذت فی کیف و این؟ فقال: ابلغنی ریقی. فقد اتعبنی طریقی (1) فظننته مستبطنا للسغب. متکاسلا لهذا السبب. فحضرته ما یحضر للضیف المفاجی. فی اللیل الداجی (2) مفانقبض انقباض المحتشم. و اعرض اعراض البشم. فسوت ظنا بامتناعه. واحفظنی حوول طباعه. حتی کدت اغلظ له فی الکلام (3)

 

معنی روان

1.   سپس از خستگی شکایت کرد. و من از چگونه و کجا سوال می کردم پس گفت: به من مهلت بده که راه بسیار مرا خسته کرده است.

  1. گمان کردم که او در باطن گرسته است و به این دلیل بیمار و کسل است برای او آماده کردم آنچه را که برای میهمانی ناخوانده در شب تاریک آماده می کنند.
  2. منقبض شد مانند کسی که به خاطر شرم و حیا منقبض می شود و به خود پیچید مانند کسی که غذایش هضم نشده. من در گمام به روی گردانی او بد کردم و تغییر سرشت و طبع او مرا خشمگین کرد تا اینکه نزدیک بود سخن درشت و رکیکی به او بزنم.

 

کلمات:

 یشکو: شکایت و گله کردن                   لاین: خستگی

ابلعنی: بلعیدن، فروخوردن                       ریقی: آب دهان             اتعبنی: خسته

مستبطنا: باطن

الشغب: گرسنگی                       متکاسلا: تنبل، کسل                  الضیف: میهمان

المفاجی: ناخوانده                      الداجی: تاریک              انقباض: درهم کشیدن

البشم: غذایی که هضم نشده                    امتناعه: روی گردانی

حوول: تغییر                              اغلظ: درشت و رکیک

والسعه بحمه الملام. فتبین من لمحات ناظری. ماخامر خاطری. فقال: یا ضعیف الثقه. باهل المقه. (1) عدعما اخطرته بالک. واستمع الی لا ابالک! فقلت: هات. یا اخا الترهات ! (2) فقال: اعلم انی بت البارحه هلیف افلاس. و نجی وسواس. فلما قضی اللیل نحبه و غور الصبح شهبه. (3)

 

 

معنی روان

1.   او را سرزنش کنم (با زهر ملامت او را بگزم) از چشم های من آنچه را که در ذهن و فکر من پوشیده بود را مشاهده کرد. و گفت: ای کسی که در استواری با دوستان  (اهل محبت) ضعیف هستی.

  1. از آنچه که در ذهن و خیالت داری بگو و به من گوش کن که پدرت مباد. پس گفتم: ای برادر مکر و حیله ات را باور
  2. گفت: بدان که من دیشب همنشین فقر و همراز وسوسه ها بودم هنگامی که شب گذشت و صبح ستارگان را پنهان کرد.

 

کلمات

السعه: گزیدن    بجمه: زهر، سم              الملام: سرزنش              لمحات: چشم

ناظر: مشاهده کردن                   هامر: پوشیدن                خاطری: ذهن، فکر

الثقه: استواری                المقه: محبت                  غد: درگذر، تجاوز کن

بال: ذهن و خیال                        بت: بیتوته کردن                        البارحه: دیشب

حلیل: همنشین، قرین

افلاس: فقر                     نجی: هم راز                  نحبه: ماه                        غور: پوشید، ....

شهبه: ستاره

غدوت وقت الاسراق الی بعض الاسراق. متصدیا، لصید یسنخ. او حر یسمح. (1)

فلحظت بها تمرا قد حسین تصفیفه و احسن الیه مصیفه فجمع علی التحقیق. صفاء الرحیق. قنوه العقیق. (2)

و قبالته لباقد برز کالابریز الاصغر و انجلی فی اللون المرعفر. فهو یثنی علی طاهیر. بلسان تناهیه. (3)

 

معنی روان جملات

1.   صبح زمان طلوع خورشید در برخی از بازارها رهنوردی (قاصدی) که صیدی (شکار) را عرضه می کرد یا آزاده ای که بخشش می کرد.

  1. در آن بازار خرمایی را دیدم که در فصل تابستان به نیکویی عرضه می شد و برای بدست اوردن آن که مانند شراب پاک و خالص و عقیق سرخ بود و جمع شده بوند.
  2. و شیره ای که از آن بیرون زده بود مانند طلای خالص بود و رنگ آن مانند زعفران بود و او آشپز آن را با زبان اغراق و مبالغه ستایش می کرد.

 

کلمات

غدوت: صبح                 الاشراق: طلوع               الاسواق: بازار (جمع بازار)

متصدیا: رهنورد، قاصد               یسنح: عرضه                  یسمح: بخشیدن

فلحظت: مشاهده کردم               تمرا: خرما                     تصفیفه: عرضه کردن     

مصیفه: تابستان               التحقیق: بدست آوردن               صفاء: پاکی                  

الرحیق: شراب                قنوء: سرخی                  لبا: شره

کالابریز الاصفر: طلای خالص                یثنی: ثنا             طاهیه: آشپز (ج طواهی)

تناهیر: مبالغه، اغراق

و یصوب رای مشتریه. ولو نقد حبه القلب فیه. فاسرتنی الشهوه باشکافها. و اسلمتنی العیه الی سلطانها. فبقیت اخیر من ضب. (1)

و ادخل من صب لاوجد یوصلنی الی نیل المراء. ولذه الازدراد. ولا قدم تطاوعنی علی اذهاب. مع حرقه الالتهاب. (2)

لکن حدانی القرم و سورته و السعب و فورته علی ان انتجع کل ارض و امتنع من الورد ببرض. (3)

 

معنی روان جملات

1.   و فکر و ادیشه مشتری (کسی که می خرید) را تحسین می کرد. حتی اگر دانه دل را به عنوان نقد می داد و شهوت را با ریسمان های خود اسیر کرد و آرزوهای من را به فرمانروایی می سپرد. حیارنتر از سوسمار ماندم.

  1. از عاشق مشغول تر شدم و شخصی که مرا به سوی اهدافم برساند یپدا نکردم و گام هایم برای راه رفتن با عطش گرسنگی از من اطاعت نمی کرد.
  2. ولی آرزومندی و قدرت آن و گرسنگی و جوشش و عطش آن مرا به سوی خود می شکید بخطار آن که در هر زمینی هر کاری را انجام بدهم و به آب اندک آبشخور راضی و خشنود باشم.

 

کلمات

اشطان: ریسمان              العیمه: آرزوهای شخصی، شهوت            احنیز: حیران تر

صنب: سوسمار              صب: عاشق                   الازدراد: فرو بردن

حرقه: سوختن                الالتهاب: گرسنگی و خستگی                 حدانی: کشید

التزم: آرزومندی                        اشجع: قصد کاری کردن                        الورد: آبشخور

ببرض: آب کم

فلم ازل سحابه ذلک النهار. ادلی دلوی الی الانهار. و هی لاترجع ببله و لا تجلب نفع غله. الی ان صغت الشمس للغروب (1)

وضعفت النفس من اللغوب.   فرحت بکبد حری. انتنیت اقدم رجلا و اوخر اخری. و بینما انا اسعی و اقعد و اهب و ارکد (2)

اذ قابلنی شیخ یتاوه اهر التکلان و عیناه تهملان. فما شغلنی ما انه فیه من داء الذیب و للحوی المذیب (3)

 

معنی روان جملات

1.   همیشه در آن روزها سطل خود را در جوی ها می انداختم 0پایین می بردم) و آن برمی گشت بدون آنکه خیس شود وقتی عطش تشنگی را رفع نمی کرد  (فرو نمی نشاند) تا اینکه خورشید غروب کرد.

  1. و بدنم از خستگی سست شد با جگری سوزان روز را به شب رساندم 0شب شد9 در حالیکه خمیده راه می رفتم یک پایم را پیش (جلو) و پای دیگرم را پس (عقب) می گذاشتم در این میان که راه می رفتم و می نشستم و حرکت می کردم و می ایستادم 0ساکن بودم)
  2. ناگهان با پیرمردی روبرو شدم که  ناله می کرد مانند کسی که به خاطر مردن فرزندش ناله می کند. به خاطر اندوه از دو چشمش آب می ریخت و هیچ چیزی به جز گرسنگی و شکم حالی مرا به خود مشغول نکرد.

 

کلمات

ادلی: فرستدم                 ببله: ترنم                       تجلب: فرونشاندن                     

صغت: مایل شدن           اللغوب: ماندگی، خستگی           حری: عطش، سوزان

انثنیت: خم شدن                        اسعی: حرکت کردن                  اقعد: نشستن      

یتاوه: نالیدن                   التکلان: داغ دیده                       تهملان: اندوه

داء الذیب: کنایه از گرسنگی                   والخوی المذیب: کنایه از خالی بودن شکم

عن تعاطی مداخلته و الطمع فی مخاتلته. فقلت له یا هذا این لبکائک سرا و وراء تحرقک لشرا. فاطلعنی علی برحائک. واتخذنی من نصحائک (1)

فانک ستجد منی طبا آسیا. او عونا مواسسا. فقال: والله ماتاوهی من عیش فات و لامن دهر افتات (2)

بل لانقراض العلم و دروسه. و افول اقماره و شموسیه. فقلت: و ای حادثه نجمت و قضیه استعجمت. حتی حاجت لک الاسف. علی فقد من سلف؟ (3)

 

معنی روان جملات

1.   شروع به نزدیک شدن به او و فریفتن او کردم و به او گفتم: همانا در گریه کردن تو رازی نهفته است و در پشت سوختن تو 0ناله9 شری است. مرا از رنج و درد خود آگاه کن و مرا از نیک خواهان خود بدان.

  1. داریو درد تو پیش من است با زیرکی که من دارم 0با زیرکی که در من پیدا خواهی کرد) به تو کمک خواهم کرد. 0تو را یاری می کنم. ا گفت: سوگند به خدا که ناله من به خاطر زندگی ای که گذشت (از بین رفت) و روزگاری که بر من ستم کرد نیست.
  2. بلکه ناله من به خاطر از بین رفتن علم و دانش و مرگ علما و فقها (دانشمندان) است 0منظور از ماه و خورشید علما و دانشمندان است.9 به او گفتم: مگر چه اتفاقی رخ داده است و چه مشکلی به وجود آمده که تو را اندوهگین کرده است. 0اندوه تو را برانگیخته) در حالیکه نزد پیشینیان گم شده است؟

 

کلمات

مخاتلت: فریب               وزاء: پشت                    فاطلعه: آگاه کن

برحا: رنج زیاد               طبا:دارو، پزشکی                       آسیا: زیرکی

فات: از بین رفت                        دهر: روزگار                  افتات: ستم

نجمت: آشکار شدن                   استعجمت: مشکل                      حاجت: برانگیخت

فقد: گم شدن

فابرز رقعه من کمه و اقسم بابیه و امه. لقد انزلها باعلام المدارس. فما امتازو عن الاعلام و الدوارس. استنطق لها احبار المحابر. فخرسوا و لا خرس سلان المقابر (1)

فقل تارنیها. فلعلی اغنی فیها. فقال: ما ابعدت فی المرام فرب رمیه من غیر رام. ثم ناولنیها. (2)

 

معنی روان جملات

1.   از آستین خود نامه ای بیرون آورد و به یاد پدر و مادر خود سوگند خورد که آن را با نزدیک شدن به نشانه های مدرسه ها فرود آورد (بیرون آورد) و از نشانه های نا پیدا و کهنه جدا نشدند و جواب آن را از دانشمندان دوات خواست و آنها گنگ شدند مانند ساکنان گورستان ها (مردگان) که گنگ هستند.

  1. پس گفتم: آن (نامه) را به من نشان بده  شاید بتوانم به تو کمک کنم (سودی رسانم) گفت: نه تو از هدف دور شدی. چه بس که تیر بدون تیرانداز به هدف نمی خورد. سپس آن را به من داد.

 

کلمات

رقعه: نامه                       کمه: آستین       امتازوا: جدا                   احبار: دانشمند (جمع حبر)

محابر: دوات                  المرام: هدف                  رام: تیرانداز

فاذا المکتوب فیها:

ایها العالم الفقیه الذی فا               ق ذکاء فما له من شبیه (1)

افتنا فی قضیه حاد عنها                 کل قاص و حار کل فقیه (2)

رجل مات من اخ مسلم حـ          ر نقی من امره و امه (3)

 

معنی روان ابیات

در آن نوشته بود:

1.      ای دانای زیرک که در تیزهوشی و زیرکی کسی مانند او نیست.

  1. در این حکم برای ما فتوایی صادر کن که فقیهان و قاضی ها از آن (حکم) حیران و سرگردان شدند.
  2. مردی مرد و از او برادری آزاد و از پدر و مادر او فردی پرهیزکار باقی ماند.

 

کلمات

فاق: زبردست                 دکاء: زیرک                 افتنا: فتوا                        قضیه: حکم

حار: حیران                    حر: آزاد

و له زوجه لها ایها الحب                          ر اخ خالص بلاتمریه (1)

فحوت نرضها و حاز اخوها                      ماتبقی بالارت دون اخیه (2)

فاشفنا بالحواب عما سالنا                         فهو نص لا خلف یوجد فیه (3)

 

معنی روان ابیات

1.      ای دانشمند او زنی دارد که این زن بدون شک برادری ویژه و خاص دارد.

  1. آن زن از میراث شوهرش آنچه را که برای خو واجب می دید برداشت و همچنین مرا در آن زن بدون اینکه چیزی از ارث برای مراد رمیت باقی گذارد برداشت.
  2. در خواب سوالی که پرسیدم ما را کمک کن که این متن است و این اتفاق خلاف واقعیت نیست.

 

 

کلمات

الحبر: دانشمند                ثمویه: بدون شک                      حاز: جمع کردن میراث

فلما ترات شعرها و لمحت سرها. قلت له: علی الخبیر بها سقطت. و عند ابن بحدتها حططت. الا انی مضطرم الاخشاء. مضطر الی العشا فاکرم مثوای. ثم اسمع مثوای (1)

فقال: لقد انصفت فی الاشتراط. و تجافیت عن الاشتطاط. فصبر معی الی مربعی لتظفر بما تبتغی. تنقلب کما ینبعی (2)

 

معنی روان جملات

1.   وقتی شعر را خواندم به راز آن پی بردم گفتم به دانایی به آن پی بردی و نزد استاد به آن فرود آمدی برجز این که درونم سوخته است و برای شام درمانده ام. پس در حق من نیکی کن سپس فتوای من را گوش کن.

  1. گفت: بدرستی که در این شرط (مورد) انصاف به خرج دادی و از جور و ستم دوری کردی. همراه من به خانه با تا به آنچه که می خواهی به دنبال آن هستی برسی و آنگونه که شایسته است دگرگون شوی.

 

کلمات

الخبیر: دانا و آگاه                      حططت: فرود آمدن                   مضطرم: التهاب

الاحشا: درون                 مضطر: درمانده              العشا: شام

مثوای: در حق                الاشراط: شرط               تجافیت: دوری کردن

الاشتطاط: ستم               فصبر معی: با من همراه شو                      مربع: منزل

تبتغی: در طلب چیزی بودن                     تنقلب: دگرگون                        ینبغی: شایسته

قال: فصاحبته الی ذراه. کما حکم الله. فادخلنی بیتا اخرج من التابوت و اوهن من بیت العنکبوت. لا انه حبر ضیق ربعه. بتوسعه درعه. (1)

فحملنی فی القری و مطایب ما یشتری. فقلت ارید ارض راک. علی اشهی مرکوب و انفع صاحب مع اضر مصحوب. فافک ساعه طویله

 

معنی روان جملات

1.   به خانه او رفتم آن چنان که خداوند حکم کرد در خانه ای که تنگ تر از تابوت و سست از خانه عنکبوت بود وارد شدم او تنگی (کوچکی) خانه خود را با بزرگی  (وسعت) وجود خود جبران کرد.

  1. برای من میهمانی ترتیب داد و وسایل خوشی من را مهیا کرد. گفتم سواری متکبرتر بر سرکوبی هوس انگیزتر می خواهم (منظور از راکب شیر و منظور از مرکوب خرما است) یعنی شیر و خرما می خواهم و سودمندترین یار با گزیده ترین یار و همراه را می خواهم.

 

کلمات

دراه: خانه                      احرج: تنگ تر               اوهن: سست                  جبر: جبران کردن

ضیق: تنگ                    ذرعه: وجودی               مطایب: خوشی ها (جمع اطیب)

ازهی: متکبرتر                اشهی: هوس انگیز                      مصحوب: یار

ثم قال لعلک تعنی بنت نخیله. مع لبا سخیله. فقلت: ایاهما عنیت و لاجلهما تعنیت. فنهض شیطا. ثم رنض مستشطا و قال: اعلم اصلحک اله ان الصدق فباهه و الکذب عاهه (1)

فلا یحملنک الجوع الذی هو شعار الانبیا و حلیه الاولیا. علی ان تلحق بمن مان و تتخلق بالخلق الذی یجانب الایمان. (2)

 

معنی روان جملات

1.   شاید (یعنی) تو خرما با شیر نر می خواهی. گفتم هر دو را می خواهم و به خطار همین در رنج و عذاب هست. با نشاط بلند شد سپس با خشمگینی نشست و گفت :بدان (آگاه باش) که خداوند صلاح ت راضی خواهد همانا در راستگویی و راستی شرف و بزرگواری و دروغگویی آفت است.

  1. تو نمی توانی گرسنگی را تحمل کنی که آن (تحمل گرسنگی) نشانه پیامبران و زینت اولیاست. و به لباس زینت اولیا بر دست یافتن به آن و دوری از دروغگویی است که اگر این صفت (دروغگویی) با خلق انسان خوی گیرد ایمان از انسان دور می شود.

کلمات

بنت نخیله: منظور خرما است                   لبا: شیر              سخیله: بز           تعنی: رنج

نهض: برخاستن              شیطا: با نشاط                 ربض: نشستن                 نباهه: شرف، بزرگی

عاهه: آفت                     حلیه: زینت

تلحق: دست یافتن                      تتخلق: خوی گرفتن                   یجانب: دوری

فقد تجوع الحره و لا تاکل بثدییها و تانی الدنیه و لو اضطرت الیها ثم انی لست لک بزبون  لا اغضی علی صفقه معنون (1)

و ها انا قد انذرتک قبل از ینهتک الستر. و ینعقد فیما بیننا الوتر. فلا تلع تدبر الانذار. و خدار من المکاذبه حذار (2)

فقلت له و الذی حرم اکل الربا و احل الکل اللب. مافهت بزور ولادلیتک بغرور. سو ستخبر حقیقه الامر و تحمد بذل اللبا و التمر (3)

 

معنی روان جملات

1.   اگر زن آزادی ای گرسنه شود از دو پستان خود شیر نمی خورد (پست و هرزه نمی شود) و از فرومایگی و پستی امتناع می کند حتی اگر درمانده شود. پس من تو را پست نمی بینم. (از تو مطمئن هستم) و از معامله ای که در آن زیان باشد غافل نمی شوم (فریب نمی خورم)

  1. قبل از اینکه رسوایی به بار آید و بین ما کینه بوجود آید به تو هشدار می دهم و در فک فریب من مباش و از دروغ گفتن دوری کن
  2. گفتم سوگند به خدایی که خوردن ربا را حرام و خوردن شیر را حلال کرد من دروغ نگفتم و تو را فریب ندادم تو به زودی از حقیقت امر آگاه می شوی و به خاطر بخشش شیر و خرما (فراهم کردن شیر و خرما) سپاسگذر هستی (خدا را شکر می کنی)

 

کلمات

قابی: امتناع                    الدنیه: پستی       اغضی: غافل شدن                      صفقه: معامله

مغبون: زیان کار             الوتر: کینه                     حرم: حرام         احل: حلال       

مهت: دهان                    زور: دروغ

فهش هشاشه المصدوق. وانطلق مغذ الی السوق. فما کان اسرع من ان اقبل بهما یدلح. و وجهه من التعب تکلح (1)

فوضعهما لدی. وضع الممثن عی. و قال: اضرب الجیس بالجیش. تخظ بلذه الجیش. بحسرت عن ساع النهم(2)

و حملت حمله الفیل الملتهم. و هو یلحظنی کما یلحظ الحنق و یود من الغیط لو اختتق. حتی اذا هلقمت النوغین (3)

 

معنی روان جملات

1.   آن چنان شاد شد مانند شادی کسی که به او راست گفته باشند با عجله و شناب به طرف بازار حرکت کرد. سریع تر و زودتر از کسی که با زحمت راه می رود و روی ترش نشان می دهد نبود.

  1. سپس آنها را با منت روبروی من گذاشت و گفت: هر دو (شیر  و خرما) را با هم مخلوط کن تا از مزه آن بهره مند شوی و من مانند انسان حریصی آستین خود را کنار زدم (بالا زدم)
  2. مانند فیل فرو برنده ای حمله کردم و او مانند فرد کینه توزی به من نگاه می کرد هر دو (شیر و خرما) را فرو می بردم (می خوردم)

 

کلمات

هش: شادی                   معذا: با شتاب و عجله                 یدلج: با زحمت و سنگینی راه رفتن

الممتن: منت                  المنهم: حریص               الملتهم: هجوم برنده

الحنق: کینه، خشم                      الغیظ: خشم                   اخنق: خناق (نوعی بیماری)

هلقم: فرو بردن

و غادرتهما ارا بعد عین. اقردت حبره فی اظلال البیات و مکره فی جواب الابیات (1)

فما لبث ان قام و امضر الدواه و الاقلام و قال: قد ملات الجراب. قامل الجواب. الا فتهیا ان نکلت. لاعترام ما اکلمت! فقلت له: ما عندی الا التحقیق. ماکتب الجواب و بالله التوفیق (2)

معنی روان جملات

1.   بعد از اینکه نشانی از هردو (شیر و خرما) باقی بماند هر دو را رها کردم و سر در گریبان خود فرو بردم (شروع به فکر کردن کردم) ساکت بودم مانند شب تاریک و ساکت و به خواب بیت ها فکر می کردم

  1. بدون اینکه درنگ کند بلند شد و دوات و قلم ها را حاضر کرد و گفت: اکنون که شکم خود را پر کرده ای پس با یقین جواب مسئله را بده و اگر از جواب دادن خودداری کردی . باید غرامت آنچه را که خورده ای بدهی. گفتم: من به وعده خود وفا کردم جواب را بنویس همانا خداوند به بندگان توفیق می دهد.

 

کلمات

غادر: ترک کردن          اثرا: نشان                       اظلال: سایه                   ابیات: ج بیت

لبث: درنگ کردن         الجراب: شکم                اغترام: غرامت

قل لمن لغز المسائل انی                           کاشف سرها الذی تخفیه

ان ذاالمیت الذی قدم الشر                       ع اخا عربیه علی ابن ابیه (2)

رجل زوج ابنه عن رضاه                         یجماه له و لا عرو فیه (3)

ثم مات ابنه و قد علقت منـ                      ـه فجاءت بابن یسر ذویه (4)

فهو ابن ابنه بغیر مراء                               واحو غرسه بلا تمویه (5)

معنی روان جملات

1.      به کسی که مسائل را پنهان می کند (معما می پرسد) بگو: آنچه را که مخفی کرده بودی من آشکار کردم.

  1. همانا آن مرده که برادر هم پدر وی و مادر او شرعی و قانونی است.
  2. مردی که به پسر خود از روی رضایت و خشنودی زنی داد و ر این کارهای تعجب نیست (شرعی و قانونی ست)
  3. پس پسر تن مرد و زن از آن پسر باردار بود تا اینکه او را به دنیا آورد و همه نزدیکان او شاد شدند.
  4. این پسر بدون تردید پسر او است و بدون شک برادر زن او است.

 

کلمات

بجماه: مادر زن، مادر شوهر                     غرو: تعجب، شگفتی

علق: گرفتن، باردار                                 ذویه: خویشاوند             مراء: شک، تردید

تمویه: فریب

وابن الابن الصریح ادنی الی الجـ               دو اولی یازثه من اخیه

فلذا حین مات اوجب للزو                       جه ثمن التراب تستوفیه (2)

و حوی ابن ابنه الذی هو فی الاحد           ل اخرها من امها باقیه

و نخلی الاخ الشقیق من الاز                     ت و قلنا یکفیک ان تبکیه (4)

هاک منی الفتیا التی یحتذیها                    کل قاض یقضی و کل فقیه (5)

 

معنی روان جملات

1.      و پسر پسر او به جدش نزدیکتر بود و سنت به میراث ارجحتر بود (میراث به او میرسید)

  1. چون مرد مرده بود زن بر خود واجب دید که یک هشتم میراث را برای پسرش بردارد.
  2. و پسر زن که در اصل برادر او بود باقیمانده میراث را با چرب زبانی صاحب شد.
  3. و از میراث چیزی برای برادر همسر او باقی نماند و ما به او گفتیم که کاری به جز گریه کردن از دست تو برنمی آید.
  4. به دنبال فتوایی که من می دهم هر قاضی و فقیهی می تواند بر آن حکم کند.

 

کلمات

هوی: جمع کردن                       الشقیق: همزاد                 الفتیا: فتوا

قال: فلما اثبت الجواب و استثبت منه الصواب. قال لی: اهلک و اللیل. فشم الذیل. و بادر السیل (1)

فقلت: انی بدار غربه و فی ایوائی افضل قربه. لاسیما و قد اعذف جنح الظلام و سبح الرعد فی الغمام. (2)

فقال: اغرب عافاک الله الی حیث شت و لا تطمع فی ان تبیت. فقلت: و لم ذاک ع هلو ذراک؟ (3)

معنی روان جملات

1.   گفت: وقتی خواب را ثبت کرد (نوشته) و از درستی آن آگاه شد. گفت: قبل از اینکه شب فرا برسد به خانواده ات پیوند. دامن برکش (از اینجا دور شو) و بر سیل پیشی بگیرد.

  1. گفتم: من در این سرای غریب هستم و بهتر این است که من را در اینجا جای دهی. بخصوص اکنون که شب فرارسیده است و رعد و برق شروع شده است.
  2. گفت: از اینجا دور شو خداوند در هر کجا که هستی به تو سلامتی دهد. و از اینکه شب را اینجا سپری کنی طمع نکن (در این فکر مباش) گفتم برای چه؟ ب اینکه خانه تو خالی است؟

 

کلمات

فشمر الذیل: کنایه از جدی بودن در تلاش و کوشش                    ایوائی: جای دادن

قربه: نزدیک                  اغدف جنح الظلام: کنایه از تاریکی و نزدیک شدن به شب

الغمام: ابر                       بقیت: شب را سپری کردن                      ذراء: پناهگاه، خانه

قال: لانی انعمت النظر. فی التقامک ماحضر. حتی لم تبق و لم تذر. فرایتک لاتنظرمی مصلحت و لاتراعی حفظ صحتک (1)

و من امعن فیما امعنت و تبطن ما تبطنت. لم یکد یخلص من کظه مدنقه. او هیضه متلقه. فدعنی بالله کفافا. (2)

واخرج عنی ما دمت معافی فوالذی یحیی و یمیت ما لک عندی مبیت؟ فلما سمعت البیته و بلوت طیبه. (3)

 

معنی روان جملات

1.   گفت: زرا من به خوبی به تو نگاه کردم و تو انچه را که آماده بود بلعیدی (خوردی) تا اینکه چیزی از ان باقی نگذاشتی. تو را دیدم در حالیکه تو به مصلحت خود توجه نمی کردی. و در حفظ سلامتی خود بودی

  1. زیاده روی کردی مانند کسانی که زیاده روی می کنند و شکمت را بسیار پر کردی مانند کسانی که شکمشان را بسیار پر می کنند. و هیچ کس از مریضی که به واسطه سیر بودن شکم و نابودی که به واسطه پر بودن معده ایجاد می شود رهایی نمی یابد. مرا رها کن که خداوند برای من بس است.
  2. اکنون که سالم هستی از خانه من بیرون شو سوگند به خدایی که زنده می کند و می میرند. تو نمی توانی شب را در اینجا سپری کنی. وقتی سوگند او را شنیدم و کار او را امتحان کردم.

 

کلمات

التقام: بلعیدن، خوردن                 تبق: باقی نگذاشتن                     تذر: رها کردن

امعن: زیاده روی                        تبطن: پر کردن شکم                  هیصه مثلفه: کنایه از پری معده

معافی: سالم                   بلو: آزمایش کردن

خرجت من بیته بالرغم. و بزو و العم. تجودنی السما و تخبط بی الظلماء. و تنبحنی الکلاب. و تتقارف بی الابواب (1)

حتی ساقنی الیک لطف التضاء . فشکرا لیده البیضاء. فقلت له: احبب بلقائک المتاح الی قلبی المرتاج ثم اخذ یفتن بحکایاته (2)

و یشمط مضحکاته بمبکیاته. الی ان عطس انف الصباح. و هفت داعی الفلاح. فتاهب لاجابه الداعی. ثم عطف الی و داعی. (3)

 

معنی روان جملات

1.   با ناراحتی و خواری و اندوه زیاد از خانه او بیرون رفتم. باران می بارید و تاریکی ها مرا احاطه کرده بود و سنگ ها بر من پارس می کردند و در ها من را دور می انداختند (کسی در را بر روی من باز نمی کرد)

  1. تا اینکه من را به سوی تو که دارای قضا و قدر نیک و خوب هستی سوق داد (رند) و از احسان و نیکی (دست سپید) تو سپاسگذاری می کنم. گفتم: دیدر تو که تقدیر آن را به دل من که دنبال آسایش بود رساند بسیار نیک و خوب است. سپس شروع به گفتن حکایت های گوناگون کرد.
  2. و خنده و گریه را با هم آمیخت (هم می خندید و هم گریه می کرد) تا اینکه سپیده دم زد موذن شروع به اذان گفتن کرد. و او جواب موذن را داد سپس برای خداحافظی از من برگشت.

 

کلمات

الرغم: ناراحتی، خواری              تجودنی السماء: کنایه از بارش باران        

خبط: احاطه کردن                     ساق: سوق دادن             المتاح: تقدیر                 المرتاح: آسوده

انف: بینی                      هتف: فریاد زدن             الداعی: موذن،               عطف: برگشت

فعقته عن الانبعاث و قلت: الضیافه ثلاث! فناشد و حرج. ثم ام المخرج. و انشد اد عرج: (1)

لا تزر من تحت فی کل شهر                   غیر یوم و لا تزده علیه (2)

فاجتلاء الهلال فی الشهر یوم                    ثم لاتنظر العیون الیه (3)

قال الحارث بن همام: فود عته بقلب دامی القرح و وود تلو ان لیلتی بطیئه الصبح (4)

 

معنی روان جملات

1.   من او را از هیجان باز داشتم (منع کردم) و گفتم: میهمانی سه روز است. او شتافت مانند شتافتن فریفته در تنگی. سپس به طرف در رفت و هنگام خارج شدن سرود:

  1. کسی را که دوست داری در هر ماه بیشتر از یک بار زیارت نکن
  2. چرا که هلال ماه نو در هر ماه یک بار نمایان می شود و چشم ما بیشتر از یک با به سوی آن نگاه نمی کند.
  3. حارث بن همام گفت: خداحافظی او با قفب خونین و زخمی و دوستی با من در صبح برای من مانند شب بود.

 

کلمات

الانبعات: برانگیخته شدن             الضیافه: میهمانی             حرج: سختی، تنگی

انشد: سرودن                 عرج: خروج      تزر: زیارت کردن          احتلاء: نمایان شدن

دامی: خونین                  القرح: زخمی، مجروح

 

 

 

اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
+ نوشته شده     توسط ساده ایرونی آموزشی  | 

نماز، معراج مومن

آن هنگام که انسان از همه دنیا نامید می شود دنیا و هر چه در آن است را رها کرده و به سوی پروردگار خود می شتابد. با قطع همه ی دلبستگی ه و فراموش کردن همه ی لذت های ظاهری، متوجه یگانه معبود هستی می شود. با روی آوردن به ذکر او دریای طوفانی دلش آرام می گیرد.

 یکی از عبارت های مهم در دین نماز است. به فرمایش امم خمینی نماز یک کارخانه ی انسان سازی است. تا آن جا این عبارت مهم و تاثیرگذار است که در حدیث امامان بزرگوار ما آمده است که اگر این عبادت مورد پذیرش قرار گرفت بقیه ی اعمال هم پذیرفته می شود و اگر مورد قبول حق قرار نگرفت سایراعمال و عبادت ها هم ارزش ندارد.

نماز واقعی که انسان را از کارهای زشت و ناپسند باز می دارد باعث عروج و معراج مومن می شود. انسان مومنی که پیوسته در شبانه روز خود را در چشمه ی زلال و پاک نماز تطهیر می کند نه تنها آلودگی های ظاهری را از خود دور می کند بلکه پلیدی های روحی را هم از دل و جان دور می کند. وقتی روح از آرایش های دنیایی چون غرور و حسد، دروغ و گناه پاک شود دل و جان انسان آیینه تجلی حق تعالی می گردد و روحش به ملکوت سیر می کند و سراغ خانه ی دوست را می گیرد.

از آن جا که نماز سرور توحید و یکتاپرستی و نغمه ی فضیلت و پاکی است، انسان اسیر در زندگی مادی و ماشینی امروز نیازمند این است که روح و جسم اسیر شده ی خود را از چنگ اهریمن های هوس و خودخواهی ها و تیرگی ها رهایی بخشد و خود را به سرچشمه ی پاکی ها و کمالات نزدیک سازد و لحظاتی را به یاد او به نیایش و راز و نیاز بپردازد. وقتی بنده ی سراپا تقصیر به نماز می ایستد و خود را در حضور معبود می بیند از جان و دل با او سخن می گوید و دل و جان او سرشار از عشق و محبت به او می گردد.

نماز واقعی ارتباط قلبی انسان است با ذات عالم هستی، و راز و نیاز درونی است با کمال مطلق. نماز پرواز روح است به سوی پروردگار عالم

ای خوش آن روز که پرواز کنم تا برد و هست به هوای سر کویش پر و بالی بزنم

نمازگزار واقعی چون پروانه ای که گرد شمع می سوزد. چنان مجذوب معشوق و معبود خود می گردد که دیگر روحش توجهی به اطراف و دنیای مادی ندارد مانند حضرت علی (ع) که به هنگام نماز تیر را از پای مبارکشان بیرون آورند و خود خبر نداشت.

نماز واقعی که باعث معراج انسان است نمازی است که وجود آدمی می جوشد، می سوزد و روحش تعالی می شود. هنگام نماز واقعی و معراج گونه موانع دنیای مادی از چشم و قلب مومن کنار زده می شود و مشعل فروزان روح نورافشانی می کند و روح از حجاب ظلمانی تن رها می شد. نماز واقعی سفری به سایه عرش است و سرانجام این که باید بپذیریم که:

آنچه در خلوت وصل تو بدیدم ای دوست           در یکی نامه محال است که تحریر کنم

اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
+ نوشته شده     توسط ساده ایرونی آموزشی  | 

طبقات و گروه های متعددی در جامعه ایرانی نقش آفرین عالم سیاست بوده اند که در مقاطعی این نیروهای اجتماعی به واسطه عملکرد قدرت مسلط سیاسی در تقابل با آن قرار گرفته اند که این نقش آفرینی را در دوره پهلوی و دوره حکومت جمهوری اسلامی می توان دید که این تقابل ها را باید در مقاطع مهم جامعه ایرانی یعنی دوره مشروطیت و دوره پهلوی اول و دوم، دوره پس از انقلاب اسلامی ملاحظه کرد.

مهمترین طبقات نیروهای اجتماعی سنتی عبارتنداز: اشراف زمین دار و روحانیت و سرمایه داران بازار و دهقانان و مهمترین طبقات نیروهای اجتماعی مدرن: شامل طبقات سرمایه دار جدید و طبقه متوسط جدید در دوره قاجاریه، اشراف و خوانین مقتدرترین نیروهای اجتماعی بوده اند و رگه های نظام فئودالی در دوره قاجاریه بیش از سایر دوره ها به چشم می خورد به حدی که در نظامنامه انتخابات مشروطه اشراف دارای سهم مشخصی از کرسی های مجلس بودند لیکن افول قدرت اشرافیت با ظهور رضاشاه و قدرت طلبی به افول گرائید و با فوت رضاشاه مجددا قدرت را در سال های 1320 تا 1340 به دست گرفتند به نحوی 60% از نمایندگان دوره 18 مجلس اشراف بودند لیکن با اجرای مقررات قانون اصلاحات ارضی در سال 1341 مجددا قدرت اشراف روبه افول گرائید.

از دیگر طبقات اجتماعی ایران روحانیت شیعه بودند که در دوره صفویه قدرت یافت و با وجودیکه قبل از دوره صفویه هم اینان متصدی برخی امورات مذهبی و قضاوت بین مردم بودند و این نقش در دوره قاجاریه پررنگ تر شد لیکن نقش این طبقه از دوران ناصرالدین شاه که به دنبال نوسازی ایران به شکل غربی بود به سردی گرائید ولی به نحو خاص در دوره رضاشاه با ایجاد محاکم غربی (دادگاه های به سبک جدید) به جای محاکم شرعی و اصلاحات آموزشی نقش آسان به افول گرائید لیکن از سال 1340 طرح نظریه ولایت فقیه مجددا نقش این قشر را پر رنگ تر کرد. دسته بعدی نیروهای اجتماعی بازرگانان بودند که در انقلاب مشروطه دارای تاثیر اجتماعی فراوانی بودند وحتی این گروه در دهه 50 نقش عمده تری را به صورت صنفی ایفا کردند. از طرفی برخی احزاب سیاسی نظیر فدائیان اسلام و مجاهدین اسلام (دهه 20) از حمایت اقشار بازاری برخوردار بودند. طبقه دهقانان نقش عمده خویش را در نتیجه اصلاحات ارضی 1340 به عنوان یک طبقه اجتماعی جامعه ایفا کردند و پس از انقلاب از تسهیلات هیات های 7 نفره واگذاری استفاده کردند.

از طبقات مدرن اجتماعی می توان به طبقه متوسط جدید اشاره کرد که خواستار ایجاد دولت جدید به جای دولت های سنتی و منع مداخله روحانیون در سیاست و رفع عقب ماندگی کشور بوده اند و دولت پهلوی هم به آنان روی خوش نشان می داد. که البته اینان در کسب برخی حقوق خود نظیر آزادی های مدنی و سیاسی در نظام پهلوی ناکام بودند که این طبقه شامل پزشکان و بازرگانان و حقوقدانان بودند که این طبقه پس از انقلاب اسلامی نیز تلقی دموکراتیک از اسلام به عنوان نیروهای  (نیروهای مخالف ـ نیروهای مقابل) اپوزسیون سیاسی در جامعه ایرانی شدند. در خصوص طبقه کارگر ایران که براثر انقلاب اکتبر روسیه (1917) ظهور یافت و بیشتر در شمال کشور مورد توجه قرار گرفت که اوج فعالیت های سیاسی این طبقه در سال 1320 و با هدایت حزب توده بود که بعد از کودتای 1332 و با سرکوب حزب توده جنبش کارگری به افول گرائید. البته دولت شاه در سال 1350 با تشکیل حزب رستاخیز اقدام به بسیج کارگری زد. بعد از انقلاب نیز شوراهای کارگری جای خود را به شورای اسلامی کار گرفت.

با پیروزی انقلاب 4 گروه عمده از نیروها و احزاب سیاسی به نقش خویش به عنوان نیروی اجتماعی پس از انقلاب پرداختند که شامل طبقه روحانیت و احزاب متوسط جدید (سکولار) و احزاب هوادار سوسیالیسم و گروه های اسلام گرای غیرروحانی متعلق به طبقه روشنفکر و تحصیل کرده (روشنفکران دینی).

 

طبقه روحانیت

این گروه به دنبال تشکیل حکومت دینی و داعیه دفاع حداکثری از فرامین امام خمینی (ره) و با اندیشه ولایت فقیه که پس از انقلاب نقش خود را با تشکیل حزب جمهوری اسلامی ایران ایفا کردند.

 

احزاب لیبرال متوسط

این احزاب سابقه مخالفت با رژیم قبل داشتند و در پی آزادی های سیاسی نظام جمهوری خواست آنان بوده و به طور عمده مدافع نظام لیبرال غربی و اقتصاد آزاد بودند گروه های اسلام گرای غیر روحانی (اسلام گرایی چپ) دارای گرایش شبه سوسیالیستی و عرب ستیزانه بودند و معتقد به شورایی عمل کردن نهادهای حکومت بودند که از این دسته می توان به جنبش مسلمانان مبارز به رهبری حبیب اله پیمان و جنبش انقلابی مسلمان (دکتر عباسی) و سازمان مجاهدین خلق اشاره کرد.

گروه های سوسیالیست و مارکسیست مثل سازمان فدائیان خلق، سازمان پیکار، سازمان طوفان، کارگران سوسیالیست، حزب توده

نقش طبقه روحانیت پس از انقلاب

پس از ظهور انقلاب طبقه روحانیت سایر طبقات و نیروهای اجتماعی را کنار زده و یک حکومت دینی و متکی به بسیج توده (پوپولیستی) را نهادینه کردند. در دولت موقت بازرگانان برخی نهادهای انقلابی نظیر کمیته ها و سپاه پاسداران نقش آفرینی قدرتمندی را به عهده داشتند که جملگی زیرنظر شورای انقلاب فعالیت می کردند که تعارض این دو دسته به زوال دولت موقت و واگذاشتن عرصه جهت طبقه روحانیت انجامید. با وجودی که دولت موقت درصدد کاهش نقش نهادهای انقلابی نظیر سپاه و کمیته بود بروز اختلاف بین دولت موقت و شورای انقلاب در خرداد 58 منجر به توافقنامه ای بین شورا انقلاب و دولت موقت مبنی بر قرار دادن 5 عضو از هر شورا در شورای دیگر شد. شایان ذکر است اختلاف اساسی در نیروهای اجتماعی بر سر بحث قانون اساسی بود.

هم شورای انقلاب و هم دولت موقت دی پیش نویس قانون اساسی که با توافق های بعدی مقرر شد 73 نفر صاحب نظر برای تصویب قانون اساسی انتخاب شوند از 73 نفر 60 نفرد جز حزب جمهوری اسلامی یا جامعه روحانیت و 13 نفر جز نهضت آزادی بوده اند. او شکاف بین نیروهای دولت موقت و روحانیون طرفدار امام خمینی مربوط به تسخیر سفارت آمریکا بود چرا که شعار اصلی نیورهای اخیر (روحانیون) مبارزه با امپریالیسم آمریکا بود که توانستند با همین شعار باعث بسیج نیروهای اجتمعی روحانیون و توده مردم شوند.

حزب جمهوری بالاترین نقش را در مشارکت توده ای مردم به عهده داشت و پس از جریان عزل بنی صدر رهبر انقلاب، جبهه ملی و نهضت آزادی را به عنوان دشمنان اسلام توصیف کرد. روی هم رفته ایدئولوژی پوپولیستی (عوام گرایی) بسیج توده ای در طی سال های اول انقلاب و دوران جنگ بر بسیج طبقات پایین استوار بود و محوریت آن معطوف به رهبری امام خمینی بود. ویژگی ایدئولوژیک حاکمیت در سال های 60 تا 68 بر این امر بود که خود را ذی حق در روابط افراد می دانست و جامعه صرفا از ایدئولوژی مسلط اسلام به همه چیز می نگریست. از سال 1370 و با آرامش پس از جنگ روند دموکراسی وضعیت بهتری یافت و مقداری از مختصات حکومت ایدئولوژیک تمام عیار دور شد.

به هر حال از سال 1370 پتانسیل های دموکراتیک نظام فعال تر شد. و تا سال 1376 می توان گفت روند دموکراسی صوری را پیمود و از سال 1376 به بعد و در دوران اصلاحات روند شبه دموکراسی را طی کرد و در واقع از لحاظ سیاسی نوع نظام سیاسی ایران بعد از سال 1370 تا اتمام دوران 8 ساله اصلاحات روند دموکراسی صوری به سمت شبه دموکراسی را طی کرد. قانون اساسی ایران مبین مطالبات تاریخی طبقه روحانیت بوده است. اصول متعددی که نقش روحانیت و به ویژه رهبری را در قانون اساسی برجسته می کند موانعی را جهت برقراری دموکراسی فراهم می آورد. (به نظر می رسد مقصود دموکراسی واقعی باشد.)

 

3 گفتمان عمده جامعه ایران

1. گفتمان پاتریهو ینالیسم سنتی (سلطنت موروثی)

2. گفتمان مدرنیسم پهلوی

3. گفتمان سنت گرایی ایدئولوژیک

 

1.      گفتمان اول در دوره قاجاریه شکل گرفت که به طور عمده بر اطاعت از خدا، شاه و پدرسالاری قبیله ای بوده است.

  1. گفتمان دوم بر شیوه مدرنیسم غربی و مدرن توجه به مسائل مذهبی و اصناف و قومیت ها بود.
  2. گفتمان سوم توسط روحانیون مذهبی مطرح شد که آنها نسبت اسلامی را به ایدئولوژی تبدیل کرده که با توجه به نوعی مردم گرایی و اقتدار ........ آیت الله خمینی و نظریه ولایت فقیه در حوزه سیاست بود که در سال 58 تا 68 گرایش ...... پوپولیستی و از سال 68 تا 76 گرایش محافظه کارانه و سنتی تر و به هدایت طبقه روحانیت.

 

نکته اینکه در مقابل سه گفتمان؛ گفتمان دموکراسی در سه برهه مطرح شد:

1.      در زمان انقلاب مشروطه عصر قاجار

  1. مدرنیسم پهلوی
  2. دوره اصلاحات سال 1376

 

بحران های دولت ایدئولوژیک

دولت های ایدئولوژیک ذاتا متضمن بحران مشروطیت، مشارکت سیاسی و کارایی هستند و این بحران ها زمانی خطرآفرین هستند که با بحران های سلطه و استیلا ترکیب شوند.

 

 

بحران مشارکت سیاسی

در زمان رژیم پهلوی اجازه انقلاب اجتماعی از پایین (توده) محقق شد و اصلاحات از حوزه قدرت عالی (حکومت) صورت می گرفته است. و دولت با اتکا به درآمدهای نفتی خود را از مردم بی نیاز می دانست و در انقلاب اسلامی گرچه نیروهای مدرن از این حرکت اجتماعی اصلاحی حمایت می کردند لیکن قدرت و گفتمان مسلط جامعه به سرعت در دست طبقه روحانیت و با بسیج جامعه صورت پذیرفت و در این منازعه طبقات مدرن از صحنه حاکمیت و گفتمان مسلط جامعه خارج شدند. مهمترین تشکل های بلوک سنتی جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و حزب جمهوری اسلامی بود و در مقابل آن تشکل های بلوک مدرن شامل جبهه ملی و نهضت آزادی و جنبش مسلمانان مبارز بود که تفسیر فقهی از حکومت را قبول نداشتند و یا اصلا معتقد به تلفیق دین و دولت نبودند.

در بین نیروهای سنتی که گرایش مذهی مبتنی بر نظریه ولایت فقیه داشتند: حزب جمهوری اسلامی ایران پیشرو بود شروع اختلافات (دولت موقت و روحانیون شورای انقلاب) بر سر قانون اساسی بود. نگرانی نمایندگان مخالف نظیر نهضت آزادی در مجلس خبرگان قانون اساسی از این حیث بود که: اصل ولایت فقیه زمینه حکومت طبقه روحانیون را به شیوه ای غیردموکراتیک مهیا کند و از طرف دیگر روحانیون بر مسئله برتری تعهد نسبت به تخصص افراد تاکید داشتند. هسته اصلی این تفکر را اصولا روحانیون و بعضا بازاریان تشکیل داده و لایه بیرونی آن را طبقات پایین روستایی و شهری بودند.

در قضیه عزل بنی صدر نیز با توجه به اینکه در مجلس اول 130 کرسی مجلس متعلق به گروه های اسلامی بود این منازعه به نفع گرو های اسلامی پایان یافت. شکاف دوم در بین نیروهای موسوم چپ و راست صورت گرفت. نیروهای راست متشکل از روحانیت مبارز، جامعه مدرسین و بازاریان بودند و در ائتلاف چپ از مجاهدین انقلاب اسلامی و مجمع روحانیون و دختر تحکیم وحدت و انجمن اسلامی معلمان قابل ذکر است.

گروه اول معتقد به عدم دخالت دولت در اقتصاد و گروه دوم معتقد به دخالت دولت در اقتصاد بودند و ولی فقیه (امام خمینی) هم عملا گرایش به گروه دوم داشت. گروه راست سنتی در شورای نگهبان دارای نفوذ بود و قوه مقننه و مجریه در دست گروه چپ بود که باعث بروز سازندگی در تصویب قوانینی نظیر قانون کار، زمین شهری، مالیات های مستقیم شد. در ابتدا منازعات دو گروه به دلیل نحوه تفسیر از بحث ولایت فقیه بود به هر اوصاف گفتمان مسلط جامعه در دست روحانیت قرار گرفت و نوعی الیگارفتی (حکومت طبقه خاص که اینجا مقصود روحانیت است) بر جامعه ایرانی مسلط شد.

یکی از آخرین جدایی ها مربوط به ظهور رابت مدرن از درون راست سمتی بود که سیاست تعدیل اقتصادی و خصوصی سازی و واگذاری برخی اختیارات دولتی را پیش گرفت و از طرفی به مقداری فضای نقد و امور فرهنگی در این دوره بازتر شد. گروه چپ سنتی نیز با از دست دادن قدرت و از اوایل دهه 70 به اصلاح موانع فکری و اقتصادی خود پرداختند.

جناح چپ در انتخابات مجلس چهارم با نظارت ........ (نوعی نظارت است که الزاما کاندیدها بایستی از مسیر شورای نگهبان تاید صلاحیت شوند و مقابل نظارت اطلاعی (استطلاعی) است که صرفا کاندید مراتب کاندیداتوری خود را اطلاع می دهد و شورای نگهبان حق عدم تایید صلاحیت ندارد.) به نحوی که جناح راست در مجلس چهارم 112 کرسیو جناح چپ 40 کرسی را دارا شد. به هر اوصاف نیروهای چپ سنتی و گروه کارگزاران که اختلاف فکری و اعتقادی با راست سنتی داشند یک نقطه مشترک را در سال 76 شروع کردند و بدنه اصلی این جنبش را طبقه متوسط و روشنفکران و دانشجویان به عهده داشتند که ظهور دوره اصلاحات سال 76 قدری از بحران مشارکت کاست.

 

بحران مشروعیت سیاسی

1.      مشروعیت سنتی

  1. مشروعیت کاریزمایی
  2. مشارکت قانونی

 

3 دوره پس از انقلاب

1. اقتدار کاریزمایی: محوریت امام

2. .... سنتی: محوریت روحانیت

3. قانون گرایی: محوریت حقوق مردم

 

1. اقتدار کاریزمایی

شخص امام خمینی دارای شخصیت کاریزمایی بود و تصمیم گیرنده اصلی بود که این شخصیت کاریزمایی را به ....... خود در خلال سال های 57 تا 68 می توان دید. و از طرفی هیات حاکمه نیز اصولا از شاگردان وی بودند (به جز دولت موقت) وگرچه وی نیز جز روحانیت به شمار می آید لیکن اقتدار کاریزمایی او نسبت به روحانیت رایج را تحت شعاع قرار داده بود و این شخصیت کاریزمایی علایق سنتی به اسلام را که در رژیم پهلوی آسیب دیده بود متحد ساخت و از طرفی تکیه گاهی برای توده های از هم گسیخته ای را فراهم کرد که در فرایند زندگی دولت مدرن گرایی پهلوی دچار وضع بی هنجاری و ......... شده بود. پس از تسخیر سفارت آمریکا به ویژه پس از جریان عزل بنی صدر دستگاه های دولتی هم به دنبال شبیه سازی و یکسان سازی افکار عقیده توده ها در کارگاه ایدئولوژیک حکومت و به دنبال بازیابی هویت اسلامی در قالب نظریه ولایت فقیه و با محوریت شخص امام خمینی بودند و مفاهیمی نظیر امت واحده، امت اسلامی، برادری شدت گرفت. با توجه به اینکه دولت؛ حکومت را متعلق به فقها می دانست عشق به رهبری بالاترین علاقه به شمار می رفت.

 

2. ............. سنتی

طبقه روحانیت در سایه اقتدار آیت الله خمینی صورت بندی یافته و وارث آن شد و از سال 68 اقتدار کاریزمایی امام در قالب نفس نظریه و ولایت فقیه و اقتدار طبقه روحانیت مبدل شد و با استقرار طبقه سنتی روحانی ناسازگاری این گروه با نهادهای دموکراتیک قانون اساسی آشکارتر شد. براساس تفسیر شیعی روحانیت ایران؛ حاکمیت را عرصه انحصاری خود می دانستند و بر طبق نظریه امامت؛ روحانیت به دلایل مختلفی حکومت را حق شرعی خویش به شمار می آوردند و اظهار می داشتند که دولت جزئی از عرصه شئونات ولی فقیه محسوب می شود پیوند دین و دولت قدیمی ترین اصل پاتریمونیالیسی در تاریخ ایران بوده است و ولی فقیه پیوند با امور قدسی و ما بعدالطبیعه دارد و جای انبیاء و ائمه نشسته است که این نظریه و حکومت طبقه روحانی باعث نوعی ......... سیاسی می شود که در سال 58 به نحو خاص در نظریه ولایت فقیه ظهور یافت.

موانع اصلی و اولیه این نظریه پس از انقلاب حزب جمهوری اسلامی بود که معتقد بودند که مقام ولایت بر قوای سه گانه نیز ولایت دارد و به موجب این نظریه روحانیون در حکم پدر و مردم در حکم صغار بودند. نظریه ولایت فقیه امام که در دهه 40 مطرح شد و نمود عملی خود را در قالب قدرت سیاسی حاکم در زمان انقلاب پیدا کرد؛ طبقه روحانی را به یک حکومت سیاسی تمام عیار تبدیل کرد و طبقه مزبور گرچه در سالهای 68 به بعد فرصت بیشتری جهت تئوری پردازی و تعمیم این نظریه داشته .......... روحانیت اول انقلاب از انسجام ایدئولوژیک بیشتر برخوردار بودند شایان ذکر است در کنار نظریه ولایت فقیه روحانیون؛  نظریات دیگری نیز توسط برخی فقا بیان شد که با نظریه رسمی و ایدئولوژیک حکومت تفاوت هایی داشت.

از این حیث اقتدار این طبقه را .... روحانیت نامگذاری شد که در دهه 60 تا 68 انسجام فراوانی داشتند و بعد از آن در برخی نهادهای سیاسی حاکمیت نظیر شورای نگهبان، قوه قضائیه مجلس خبرگان حضور چشمگیری داشتند. مواضع اصلی روحانیت مبارز عبارت بوداز: مخالفت مطلق از ولی فقیه، حمایت از بازار، کنترل سیاسی گروه ها، جلوگیری از گسترش مطبوعات، قابل ذکر است که جامعه روحانیت توسط همان موسسین حزب جمهوری اسلامی تاسیس شد و شعار آنها در اساسنامه جامعه روحانیت مبارز و حفظ اسلام بود و مهمترین وظیفه آنان در مفهوم دشمن شناسی مستقر بود و در واقع یکی از عوامل حفظ هویت خود را در تصور دشمن می پنداشتند.

البته آرمان این جنبش (سنتی یا متکی بر روحانیت) به مفهوم دقیق کلمه طبقاتی نبوده است بلکه اینان مدعی آرمان های طبقات متوسط و پایین جامعه بوده که با یکدیگر ترکیب شده اند در یک هدف که آن هم اسلام است.

این طبقه را می توان طبقه سنت گرای تجدد ستیز نامید که با مفاهیمی نظیر: 1. انضباط اجتماعی، 2. مطلق گرایی ارزشی، 3. اقتدارطلبی، 4. ضدیت با عقل مدرن، 5. حصر فرهنگی، 6. مخالفت با تکثرگرایی، 7. حفر فرهنگی ارتباط نزدیک دارند.

می توان گفت جمهوری اسلامی ایران تجربه تمام عیار یک حکومت شیلی بود که بنا به تعبیر شیعی ارائه شده توسط روحانیون صرفاً متعلق به آنان (فقها و روحانیون) است. سابقه نظریه ولایت فقیه مطرح شده توسط امام خمینی و تکیه فراوان روحانیت بر این مفهوم در قالب نظریات فقهای قبل از وی نظیر شیخ جعفر کاشف الغطا که معتقد است سلاطین جهت مشروعیت باید از مجتهد اذن داشته باشند و یا شیخ محمدحسن نجفی صاحب کتاب جواهر که معتقد است در دوران غیبت امام زنان حکومت متعلق به فقها می باشد که نظریه فرد اخیرالذکر شباهت بیشتری به نظریه امام خمینی دارد. شایان ذکر است ادله این افراد دلایل درون دینی نظیر روایات می باشد نه دلایل برون دینی.

 روزنامه های منتسب به حق حاکمیت فقها بعد از انقلاب عمدتا دو روزنامه کیهان و رسالت بوده است که قابل به اختیارات حداکثری فقیه جامع الشرایط جهت ولایت بر مردم بوده است و اندیشه ذوب در ولایت را جهت اعدام موضع خویش مطرح می کردند و به تبع نظریه روحانیون به بسط این اندیشه که فقها در زمان غیبت امام عصر جانشین امام زمان هستند و حاکمیت ایشان قابل اعتراض توسط مردم نیست و حاکمیت فقها نسبتی با انتخاب مردم ندارد و ادامه رسالت و امامت است و وظیفه خبرگان رهبری کشف ولی فقیه است نه نصب آن چرا که ادله ارائه شده در قالب روایات و احادیث حکایت از این امر دارد و معتقد بوده که پیروی از ولایت فقیه ضامن آزادی است نه تهدیدکننده آن و آرمان نهایی این دسته تئوکراسی کامل دینی (حکومت مبتنی بر مذهب) در قالب نظریه ولایت فقیه است و این فرد (رهبر) شایسته رهبری امور سیاسی و عمومی مردم را به عهده دارد و درج برخی اختیارات ولی فقیه در اصل 110 قانون اساسی به نحو محصور در آن اصل نیست و سرپیچی از حکم ولی فقیه سرپیچی از حکم خداست و به منزله کفر و خروج از دین به شمار می رود.

شایان ذکر است در مقابل این صنف از روحانیت (راست سنتی) گرایش دیگری موسوم به روحانیت چپ پس از سال 67 شکل گرفت که معتقد بودند که نهاد ولایت فقیه برخاسته از آراء مردم بوده و از طرف نهادهای انتخابی قابل نصب و عزل است و عملکرد رهبر بایستی مورد نظارت قرار گیرد. فلذا ولی فقیه تابع قانون اساسی است و انتظار تبعیت از ولی فقیه که خود از قانون اساسی خارج شود بی معناست و این امر یک قرارداد و بیعت بین مردم و ولی فقیه است. این دسته عمدتا روحانیونی بودند که توسط مجلس در مجلس چهارم و پنجم رد صلاحیت شده بودند.

 

3. قانون گرایی (دوره اصلاحات)

این گرایش که زمینه آن قبل از سال 76 یعنی از سال های 70 شکل گرفته بود در سال 76 موسوم به جناح اصلاحات شد که گروه های زیادی را دربرمی گرفت که معتقد به بازگشت به قانون اساسی و مشخص شدن وظایف رهبر بودند در این دوره که می توان آن را دروه تجدد و روشنفکری بعد از انقلاب نامید مسائل عدیده ای در قالب مفاهیمی چون فردگرایی، عقل گرایی، کثرت گرایی، لیبرالیسم، تساهل، اومانیسم، دموکراسی وارد ادبیات سیاسی حاصله شد که گروه های متنوع برداشت های متعددی از دوره اصلاحات داشتند وگرچه نام دوره اصلاحات صورت می پذیرفت وی الزاما همسان و همخوان نبود.

شاید بتوان در یک دید کلی شروع شکاف دیدگاه های بین روحانیت را در جدا شدن مجمع روحانیون از جامعه روحانیت در سال 67 دید و پس از آن شکاف بین اندیشه راست سنتی و راست مدرن (کارگزاران) که به هر جهت بین شکاف در دوره موسوم به دوره اصلاحات سال 76 بیشتر نمایان شد. شایان ذکر است که جناح موسوم به چپ که در ابتدای انقلاب روحیه انقلابی بیشتر و با شعارهای ضدسرمایه ای، به نام مداخله دولت (رادیکالیسم اقتصادی) شکل گرفت و پس از دوران حذف و انفعال سیاسی مجددا در سال 76 به شعارهای سیاسی و مدنی و مشارکت مردم در فرایند اداره جامعه روی آورد. به هر حال بعد از سال 76 نهادهای دموکراتیک تقویت شده و مشارکت مدنی مردم نفوذ بیشتری پیدا کرد و پایگاه اصلی این گرایش در بین دانشگاهیان و روشنفکران و به طور کلی طبقات مدرن بود که مخالفت با مطلق گرایی ارزشی و سنت گرایی کورکورانه و سرکوب و کنترل فرهنگی بودند و این تلقی باعث شد بسیج توده ای به شکلی که در خلال سال های 57 تا 68 وجود داشت کاهش یابد.

اختلاف عمده راست جدید با راست سنتی که قبل از سال 76 شروع شده بود بر سر برنامه پنج ساله اول بود و راست سنتی مخالف نظریه تعدیل اقتصادی و آزادی اقتصادی بود. گروه های منتسب به دوره اصلاحات معتقد بودند که راست سنتی (سنت گرایان روحانی) اصولا پیکر بی روح تجدد یعنی تکنولوژی تجدد بدون ایدئولوژی آن را خواهانند و در این دسته هم طبقه روحانی بودند و هم طبقه روشنفکرانی و هم جوانان فعال و هم برخی افراد سکولار. برخلاف روحانیت سنتی که قبل و بعد از انقلاب از طبقه بازار حمایت می شدند اصناف این دسته موسوم به اصلاحات توسط افراد طبقه متوسط نظیر آموزگاران، دانشگاهیان وکلا، روشنفکران، هنرمندان، متخصصان، مهندسان، نویسندگان تشکیل می شد.

تز اصلی این دسته نقد نیست و قدرت و حکومت دینی ویژگی اصلی این نسل بود. در میان این طبقه نسل روشنفکر این نسل در پی بازاندیشی و تجدیدنظر در عقاید دینی رسمی بود در حالیکه روشنفکران دینی قبل از انقلاب با محوریت بازگشت به خویشتن و خودآگاهی (نظیر شریعتی) تاکید داشتند یعنی روشنفکران دینی قبل از انقلاب بر تایید بر قدرت دین و روشنفکران بعد از انقلاب امکان ادامه زندگی دینی در عصر مدرن تایید داشت از طرفی برخی روشنفکران جدید در تلقی خویش از مسائل دینی مبادرت به تفسیر تاریخی و عصری در برداشت از دین در مقابل تعبیر رسمی و حکومتی ارائه کردند و به این امر توجه داشتند که تلقی هر فرد در زمان خودش و با نگرش خود قابل اعتبار است (نظیر محمد مجتهد شبستری)

یکی دیگر از افراد نسل مربوط به دوران اصلاحات دانشجویان بودند که از سال 70 دید اقتصادی به حکومت نسبت به خود گرفتند و جریان روشنفکری بر این نسل دانشجو می گذاشت و آرمان دانشجویان که قبل از 68 اسلام گرایی بود به حایل جدیدتر نظیر عدالت طلبی و قانون گرایی و آزادی خواهی تغییر یافت که در دهه سال 72 باعث ممانعت حکومت از فعالیت انجمن های اسلامی مشاهده شد و دولت به دلیل اعتراضات دانشجویان تشکلات موازی به نام انجمن اسلامی دانش آموختگان و جامعه اسلامی دانشجویان را تشکیل داد که در مقابل انجمن اسلامی دانشجویان قرار گیرد. نیروهای چپ جدید با تشکل های 18 گانه و به ویژه حزب مشارکت قدرت فراوانی را در مجلس ششم به دست گرفتند.

از زمینه های دیگر مطرح شده در جنبش اصلاحات بایستی به بحث کثرت گرایی عقیدتی (پلورالیسم) اشاره کرد که در قالب قرائت های مختلف از دین مطرح شد در مقابل تغییر فقهی و شرعی رسمی جامعه قبل از دوره اصلاحات قرار داشت که در راستای ایجاد زمینه مساعدت تر جهت پذیرش عقاید متنوع و تعبیری از دین با جهان مدرن بود و بیشتر توسط روشنفکران دینی مطرح می شد و عمده دغدغه اصلی این گروه نه به سبک روشنفکران دینی قبل از انقلاب در قالب احساس عقب ماندگی از اروپا و یا سیطره استعمار مطرح نشد و در قالب اصلاح حکومت دینی و مخالفت با قرائت رسمی از دین توسط حکومت بود.

 البته ادله گروهی که در نظریات خویش نه در مقام اصلاح وضع دینی موجود بلکه در مقام جدایی (استقلال) دینی در سیاست بودند ادله خود را معطوف به آسیب دین دین در عرصه سیاست می دانستد و اگرچه در زمان پیامبر هم قایل شدند که دین و سیاست در دست پیامبر بود لیکن در دنیای امروز بیان می کردند که چنین آمیزشی نه ممکن است و نه مطلوب چرا که باعث ایجاد طبقه الیگارنی روحانیت می شود و بین مسائل شرعی و تحولات حوزه عمومی و سیاست ناهماهنگی وجود دارد و باعث ایجاد مسائلی نظیر تضعیف حقوق مردم و عدم تحمل اقلیت ها و عدم ایجاد شرایط مساعد جهت مشارکت و عدم توجه به شایسته سالاری می شود.

 

 

نقد

1.   مولف در بحث بحران مشارکت سیاسی به بیان تاریخ وقایع پرداخته است  و دلایل موجه یا عدم موجه عدم مشارکت سیاسی را بیان نکرده است چه اینکه منطقی است که یکی از دلایل عمده عدم مشارکت سیاسی مسئله وقوع جنگ 8 ساله بوده است در حالی که مولف به این بحران در کتاب خود اشاره ای نمی کند و صرفا مسائل خود را از دید قدرت مسلط حاکم بر جامعه می نگرد.

  1. مولف در بحث دوران اختلافات سال 76 به تنوع دیدگاه های موجود نظیر افراد سکولار و مجمع روحانیون مبارز که از نگاه منتقدان دولت اصلاحات در یک جریان اجتماعی ولی با تنوع دیدگاه ها اشاره نکرده است.
  2. مسائل عمده دوران اصلاحات نظیر استیضاح وزیران، فضای بار فرهنگی، پروژه قتل های زنجیره ای مورد توجه قرار نگرفته است در حالی که عمده مسائل قبل از سال 76 نظیر سیاست های تعدیل اقتصادی و نتایج بین دولت موقت و روحانیت و شکاف بین روحانیون توسط مولف بدان اشاره شده بود.
  3. مولف علیرغم اشاره به نقش طبقه روحانیت در بسیج توده مردم در خلال سال های 57 تا 68 به علت تاثیرگذاری این طبقه بر توده مردم اشاره نکرده است و نقش اصلی روحانیت را در اثرگذاری به نحو بسیج توده ای مردم در حد طبقات پایین جامعه قرار داده در حالیکه تحقق جنگ 8 ساله و اهمیت بسیج توده و نقش نظامیان و تبعات حاصل از جنگ نظیر دفاع از وطن و شهادت و ... کمتر از نقش طبقه روحانیت در این نبوده می توان ادعا کرد که بیش از آن بوده است و طبقه روحانیت به مدد شخصیت کاریزمایی امام خمینی بیشترین انسجام را بر توده مردم در تئوریزه کردن مفاهیم نظریه ولایت فقیه و اهتمام به نقش رهبری امام داشت.
  4. مولف در بحث بحران مشارکت سیاسی می بایست با اشاره به میزان مشارکت مردم در انتخابات به عنوان بهترین گزینه نشان دهنده مشارکت مردم می پرداخت و ماحصل نیتجه از میزان مشارکت را به عنوان یک بحران یاد می کرد و مدرک خود را براساس مشارکت اندک مردم در انتخابات را به عنوان بهترین دلیل و با لحاظ وضعیت خاص جامعه پس از انقلاب یاد می کرد.
  5. مولف برخی شکاف های ایجاد شده بین روحانیت نظیر جدا شدن مجمع روحانیون از جامعه روحانیت مبارز و نیز شکاف بین راست مدرن و راست سنتی را تحت عنوان مقوله بحران مشروعیت سیاسی مطرح کرده است. در حالیکه به نظر می رسد این مقولات از حیث جامعه شناختی در حد یک بحران مشروعیت نبوده و در واقع در حد انتظارات درون دینی از حیطه اقتدارات حکومت و انتقادات وارده طرفین بر همدیگر باشد و اساسا در بحث بحران مشروعیت سیاسی نفس مشروعیت حاصله و اعمال قدرت سیاسی مدنظر باشد به طرز تلقی از حیطه دامنه برخی مفاهیم نظیر ولایت فقیه بدین معنا که نهضت آزادی و روحانیت در طرز تلقی از دخالت مذهبی در حاکمیت دچار تفاوت های فکری اساسی هستند که می توان این مقوله را در بحث بحران مشروعیت سیاسی مطرح کرد ولی تفاوت های نگرش مجمع روحانیون مبارز نسبت به جامعه روحانیت در حد بحران مشروعیت سیاسی نیست.
  6. مولف اشاره نکرده است که طبقه روحانیت به عنوان یک ....... سیاسی بر مبنای نظریه بیش از وقوع حادثه انقلاب به نحو تئوریک بوده است یا اینکه اساسا این طبقه که مولف بسیار از آن سخن رانده است پس از وقوع حوادث مرادان نظیر انقلاب اصلاح، مخالفت با دولت موقت، عزل بنی صدر بعدها به عنوان یک قدرت سیاسی به اعمال حاکمیت و تئوریزه کردن قدرت خود به عنوان گفتمان مسلط پرداخت.
  7. نگاه مولف بیشتر بر جریانات حاکم بر جامعه بوده است و از حیث نگرش به علائق و سوابق مردم ایران در طول دوران پس از انقلاب و نوع نگاه آنها به پدیده حاکمیت وارده موضوع نشده است و صرفا به برخی طبقات منتسب به جریان راست سنتی و چپ پرداخته است.
  8. مولف به نقش روشنفکران دینی قبل و بعد از انقلاب (نظیر دکتر شریعتی و دکتر سروش) به گذرا پرداخته و به مبادرت به نقش نظریه پردازان طبقه روحانیت نظیر مصباح یزدی که آبشخور فکری این طبقه بوده است حتی به گذار سخنی نرانده است.

 

 

 

اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
+ نوشته شده     توسط ساده ایرونی آموزشی  | 

خوبی اینترنت این است که وقتی هوس نوشته یا شعر معروفی به سر آدم می‌زند در دسترس نبودن کتابخانه مانعی برایش به حساب نمی‌آید. امروز هوس آن ترکیب بند معروف وحشی بافقی را کرده بودم: شعری که قالب و تکرار آهنگین قوافی آن، آن را از نظر زبانی خوشایند نموده. بد ندیدم چند بند زیبای ابتدایی آن را اینجا بیاورم:

دوستان شرح پریشانی من گوش کنید

داستان غم پنهانی من گوش کنید

قصه‌ی بی‌سروسامانی من گوش کنید

گفت و گوی من و حیرانی من گوش کنید

شرح این آتش جانسوز نگفتن تا کی؟!

سوختم، سوختم، این راز نهفتن تا کی؟!

روزگاری من و دل ساکن کویی بودیم

ساکن کوی بت عربده‌جویی بودیم

عقل و دین باخته، دیوانه‌ی رویی بودیم

بسته‌ی سلسله‌ی سلسله‌مویی بودیم

کس در آن سلسله غیر از من و دل بند نبود

یک گرفتار از این جمله که هستند نبود

نرگس غمزه‌زنش این همه بیمار نداشت

سنبل پرشکنش هیچ گرفتار نداشت

این همه مشتری و گرمی بازار نداشت

یوسفی بود ولی هیچ خریدار نداشت

اول آن کس که خریدار شدش من بودم

باعث گرمی بازار شدش من بودم

عشق من شد سبب خوبی و رعنایی او

داد رسوایی من شهرت زیبایی او

بس که دادم همه جا شرح دلارایی او

شهر پرگشت ز غوغای تماشایی او

این زمان عاشق سرگشته فراوان دارد

کی سر برگ من بی‌سروسامان دارد؟!

چاره این است و ندارم به از این رای دگر

که دهم جای دگر دل به دلارای دگر

چشم خود فرش کنم زیر کف پای دگر

بر کف پای دگر بوسه زنم جای دگر

بعد از این رای من این است و همین خواهد بود

من بر این هستم و البته چنین خواهدبود …

اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
+ نوشته شده     توسط ساده ایرونی آموزشی  | 

معابد، گرمخانه ها و ویلاها

معماری و فناوری های ساختمان سازی در یونان باستان

شاید به درستی نتوان میزان تاثیرگذاری معماری یونانی رومی را طی عصرهای متوالی به درستی ارزیابی کرد. تاثیر و نفوذ آن نه فقط در بسیاری از نسخه برداری های مدل های کلاسیک باستان در تاریخ متاخر مشهود است، بلکه در خود زبان هم اشکار است: واژه architecture ماخوذ از واژه لاتین architecture است که اساسا به معنی طرح ریزی و طراحی مرتبط با بنای ساختمان است. در کتاب معروف ویتروویوس به نام ده کتاب معماری که در دوره اوگوستوس و در آستانه هزاره اول میلاد نوشته شد، دیدگاهی فراگیر و تاریخی از ریشه های معماری را صورت بندی می کند که تا امروز هم معتبر و مورد توجه است.

نسخ خطی سالم و بی شمار متعلق به اواخر سده پنجم و سده چهارم پیش از میلاد چشم انداز با ارزشی از فرایندهای طراحی و ساختمان سازی در یونان و روم باستان فراه می سازند. یان دست نوشته ها که در اصل برای ثبت سوابق و محاسبات به کار می رفت، گویای این است که ساختمان سازی، در یونان باستان یک فرایند بسیار پیچیده بود و ریشه عمیقی در کنش سازنده اجتماعی داشت. به عنوان مثال اطلاعات منبعث از این دست نوشته ها نشان می دهد که حتی ساختن یک ساختمان کوچک هم، مانند معبد اسکلاپیوس در اپیدوراس در سده چهارم پیش از میلاد چالش بزرگی را هم برای طراحان و هم هنروران پیش روی می نهاد. شکل و طرح ساختمان فقط پس از مباحثات طولانی و گاه پرشور بین کسانی که ساخت معبد را به عهده گرفته بودند یعنی توسط روحانیون یا خود شهر تعیین می شد.

در این مرحله معمار در کسوت یک هنرمند خود مختار نبود، بلکه صرفا یک طرح اولیه به جهت دستورالعمل ساختمان سازی در هماهنگی با تصمیمات اعضای کمیسیون تهیه می کرد. و فقط پس از آن بود که معمار به همراه شورای مدیران شهر یا روحانیون مسئول تعیین زمان و هزینه های قرارداد، مسئولیت اجرای طرح ریزی سازمان بندی شده را به عهده می گرتفند. کل پروژه به چندین مرحله فرعی ساختمان سازی از بسیار جزئی تا کلی تقسیم بندی می شد. در آن هنگام نیز همچون امروز برای تکمیل یک مرحله خاص قراردادهایی با متخصصین یا کارگاه های مستقل بسته می شد. با این وجود در سده های ششم و پنجم پیش از میلاد کارگاه های بی شمار کوچکی در زمینه ساخت یک معبد دخیل بودند. سده چهارم شاهد ظهور کارگاه های بزرگی بود که غالبا بخش هایی از کارشان را به دیگر کارگاه های پیمانکار فرعی می دادند. بعد از سال 300 پیش از میلاد در پروژه های بزرگی که تاریخ صحیح تکمیل آنها را به آسانی نمی توان تخمین زد، مناطق مسکونی دائمی برای اسکان کارگران و نگهداری تجهیزات برپا شد، مانند ساخت معبد هلنی آپولو در دیدیما نزدیک میلتوس در آسیای صغیر.

دریافت کنندگان قرارداد ساختمان، مسئولیت کامل اجرای مراحل ساختمانی مورد توافق را با تاکید خاص بر پایان کار راس زمان مقرر شده برعهده داشتند. هر پیمانکاری برای پرداخت جرائم نسبتا گزاف که برای تاخیر در انجام کار دریافت می شد، موظف به معربی یک ضامن بود فردی که در موارد تاخیر یا نقص در اجرا تضمین کار را برعهده گیرد ظاهرا این یک مشکل عمومی بود، زیرا معمولا بخش قابل توجهی از هزینه های محاسبه شده ساختمان برای تاخثیر کار تخصیص داده می شد. علاوه بر این، به دلیل آن که هزینه های قررداد از همان آغاز معیین می شد پیمانکار مسئولیت کامل هرگونه افزایش احتمالی هزینه ها را برعهده می گرفت. دست نوشته ها بعدا مشخص ساختند که هزینه جور کردن مصالح ساختمانی نهایتا بیش از هزینه کار یدی در کارگاه ساختمانی بود در مورد معبد اسکلوپیوس در اپیدوراس، مصالح می بایست از مسافتی بعید منتقل می شد و بخشی از آن نیز می بایست توسط کشتی حمل می شد. حتی وقتی پنج تا هفت گروه از سنگ کاران برای برپایی یک ستون تا دو ماه کار صرف می کردند، مانند برپایی ارکتیوم در اکروپولیس آتن، باز هم هزینه کارگران، عاملی قابل چشم پوشی در کل هزینه های جاری ساختمان بود. مزد روزانه بسیار پایین بود، فقط یک دراخما در روز برای یک کارگر آزاد یا برده (در مورد برده، بدیهی است که مزد به صاحب برده تعلق می گرفت)

حمل مصالح و چیدن قطعات ساختمان به تجهیزات خاصی همچون غلتک، قرقره، رابه، اهرم و جرثقیل متحرک نیاز داشت. گاه واحدهای سنگی مستقل در معدن حدودا به شکل نهایی تراشیده می شدند. قطعات چهارگوش سنگی و نیز استوانه های سنگی یا قطعات ستون ها، نزدیک به اندازه موردنیاز خرد و تراشیده می شدند و فقط کمی بزرگتر از ابعاد نهایی می ماند تا یک لایه محافظ حول قطعه باقی بماند. بعدا این لایه در کارگاه ساختمانی زدوده می شد تا خسارات و صدمات احتمالی در حین حمل و نقل مرتفع شود. در خود کارگاه ساختمان سازی فرم دقیق واحدهای ساختمانی براسا یک الگو به دقت حجازی می شد. برای مثال سر ستون ها به صورت سری تزین می شد و سپس به وسیله طناب و قرقره یا اهرم در جای خود نصب می شدند. در این مرحله از ساختمان سازی به جهت کاهش صدمات به واحدهای سنگی مجزا، به ویژه درمورد سنگ مرمر ترد یا سنگ آهک برای کاهش تماس بین سطوح قطعات مختلف از anathyrosis استفاده می شد. قطعات مکعبی سنگی دیوارها و شالوده شیبدار و نیز تیرها با مفتول های مفرغی محکم بسته می شد و قطعات استوانه ای سنگی را با خارهایی در جای خود محکم می کردند. فقط پس از آن که قطعات کاملا در جای نهایی خود قرار گرفتند، لایه سطحی مرمر تراشیده می شد سپس نگهدارنده های ستون را برمی داشتند و به کل سازه پوشش براق و رنگی زده می شد.

از منظر اکنون، معماری یونان باستان به نظر عمدتا شامل ستون ها و قطعات سنگ آهک و مرمر بود. این امر در مورد معابد، سرسراها و نظایر این صادق است. اما این نتیجه گیری در حقیقت یک نتیجه گیری کلیشه ای مستند به آثاری است که به صورت دقیق و سالم تا عصر حاضر به جای مانده اند. در حالی که بخش عمده ای از ساختمان های یونان باستان از مواد و مصالح شکننده و ناپایدار همچون چوب و خاک ساخته شده بودند. در بهترین حالت می توان گفت که تمامی آثار به جای مانده از ان بناها ویرانه هایی از شالوده ها و پی ها صلب هستند و فقط در موارد نادری بخشی از دیوار به جای مانده است. همان گونه که در ویرانه های دیوار شهر آتن هم مشهود است فناوری های ساختمانی مربوط به آجر و خشت نه فقط در بنای کلبه ها و اصطبل های معمولی، بلکه برای آثار معمارگرانه حکومتی و برای یادمان های پرعظمت شهری و حتی برای حصار و استحکامات هم رواج داشت.

 

انواع معماری کلاسیک باستان ـ مرور کلی

معماری دنیای باستان برخلاف معماری مدرن که تقریبا در برگیرنده مجموعه متنوعی از فرم های معمارانه دلیخواهی و متنوع است، اساسا به چند نوع خاص محدود بود. این تمرکز بر تعداد اندکی از فرم ها حتی بیش از معماری یونان باستان در مورد روم باستان مصداق دارد. از این رو طراحی اصلی معبد باستان رسما دایره وار بود. علاوه بر معبد دور ستونی استاندارد که ممکن است به شیوه های مختلف باشد، معابد مدور همان گونه که مثلا در معبد دلفی یا اپیدوراس مشهود است بخشی از گنجینه آثار یونانی محسوب می شوند. گستره طرح معابد، طیف متنوعی از معابد کوچکتر و ساده تر را با ستون های چهارگوش دربرمی گیرد. محراب هایی که در این معابد کار می شد همیشه ساختار معماری مجزایی نبود، بلکه گاه شامل چیزی بود شبیه توده ای از خاکستر در سکوی نزورات تا نیمکت های زمخت سنگی یا صرفا ترکیب ساده از میز و نیمکت متناسب با ساختمان یادمانی، مانند محراب عظیم زئوس در پرگامون مشخصه معابد رومی شالوده صلبی بود با پلکانی که به مدخل معبد منتهی می شد. معبد رومی برخلاف ساختمان های یونانی همگی به یک سمت جهت یافه بود. در معابد ژوپیتر شهرها، غرفه های درونی معبد معمولا به افتخر تثلیث ژوپیتر به سه قسمت تقسیم شدند: در اینجا خدایان ژوپیتر، هرا و آتنا مقدس شمرده می شدند.

ستون و معماری سنگی یونانی آن گونه که در معابد ستونبند مشهود است، به تدریج برای ساخت دیگر بناها به خدمت گرفته شد. مثلا در ساختارهای آبنمای باشکوه که از سده پنجم پیش از میلاد ظاهر شد، دروازه های ورودی با تزیینات پیچیده و سرسراهای طول مسقف. با ظهور معماری هلنی بین سده های سوم تا اول پیش از میلاد دگرگونی عمیقی به وقوع پیوست. در این زمان ساختارهای معماری چند طبقه با سطوح دیواری پیچیده و روزنه دار با نقشه های متنوع و با گوشه چشمی به سودمندی عملی آن ساخته شدند.

در دنیای یونانی رومی، معماری تفریحی ـ ساختمان هایی که به سرگرمی و  تفریح اختصاص می یافتند نقش مهمی در جامعه یافت. در یونان، تماشاخانه ها نه تنها مکانی برای به اجرا درآوردن نمایش بود، بلکه به عنوان جایگاهی برای گردهمایی های سیاسی و مکان تجمع افراد در همایش ها کاربرد داشت. تماشاخانه های یونانی بر سطح شیب دار حول تپه بنا می شد و معمولا از پهنه طبیعی استفاده می کرد در حالی که تماشاخانه های رومی به عنوان بناهایی مستقل برپا می شدند. اما هر دو نوع تماشاخانه ها دارای ساختار داخلی مشابهی مشغول بر یک نشیمنگاه پلکانی برای تماشاچیان و مکانی برای اجرای نمایش بودند یعنی یک صحنه رسمی با یک بنای چند طبقه در پشت یک تفاوت تماشاخانه روی وجود اودئون یا تالار موسیقی بود، تماشاخانه کوچک و کاملا مسقفی که به منظورمراسم شعر خوانی و اجرای موسیقی می ش.

آمفی تئاترها و سیرک های رومی نیز مستقیما وامدار تماشاخانه های رومی و فرهنگ نمایش است. کلوسئوم در رم که فرم عظیم بیضوی آن تجلی آمفی تئاترهایی بود که بعدها در تمامی شهرهای بزرگ تحت حکومت امپراطوری روم برپا شد، با الهام از الگوی ساختمان های چوبی مدور شهرهای رومی سده اول پیش ز میلاد بودکه برای بازی گلادیاتورها می ساختند از آنجا که شهروندان طبقه ممتاز مایل بودند از دسترسی جمعیتی که در این مراسم شلوغ می کردند دور باشند، طی سده های متمادی روش های جدا کردن ساختمان آمفی تئاتر از شهر را با ساختارهای سنگی و پایدارتر پیدا کردند. با این حال وقتی ساخت چنین ساختمان هایی گریزناپذیر شد، مکان ساخت آنها به دلیل مسائل امنیتی به حومه شهر منتقل شد. سرمنشا سیرک های رومی که فرم شاخص آن به بهترین وجه در سیرک بزرگ در رم مشهور است به هیپودروم یونانی باز می گردد که مکانی برای مسابقات ارابه رانی بود و برای مراسم آغاز و پایان گردهمایی های پرجمعیت و رژه های نمایشی استفاده می شد.

نوع دیگر بناهای تفریحی کلاسیک باستان حمام های آب گرم بود حمام های عمومی که دارای تسهیلات ورزشی و سرگرم کننده بود. در ابتد این حمام ها نسبتا بی پیرایه و ساده بودند مانند حمام پمپئی، اما در دوره اوج امپراطوری (حدود سال های 100 پیش از میلاد تا 100 میلادی) این حمام ها به ساختمان های عظیم و باشکوهی ارتقا یافتند و تحفه چشمگیری به مردم ارزانی داشتند. از جمله حمام عمومی بزرگ رم که توسط امپراطوران تیتوس، کاراکالا و دیوکلتیانوس ساخته شد با جلوه ای پر شکوه و مجللساخته شده بود که مشخصه عظمت امپراطوری روم بو. غالبا به این حمام ها ساختارهای قدیمی تر معماری همچون فرم های ساختمانی یونان باستان، مکان تمرینات بدنی و مکان های زورخانه الحاق می شد.

سرانجام طرح اصلی خانه های یونانی و رومی با اتکا به برخی از فرم هایی که از سنت های شهری و روستایی اخذ شده بود بسط و گسترش یافت. در داخل شهرهای پرتراکم خانه های اجاره ای بلند مرتبه تا شش طبقه ساخته شدند. ابداع دیگر رومی ها ویلا بود که در اصل به ساختمان درون یک مزرعه روستایی اطلاق می شد. با این حال طی سده اول پیش از میلاد به طور روزافزون به ورطه معماری تفریحی و سرگرم کننده که بیشتر مورد توجه طبقه ممتاز روم بود افتاد.

 

معبد دورستونی یونانی

از دیدگاه مدرن، هیچ بنایی به اندازه معبد پرستونی که دهلیز آن مقصوره و راهروی ستونبند آن بر یک مصطبه یا شالوده طویل و شیبدار برپا شده نمی تواند گویای مشخصه معماری کلاسیک یونان باشد. معبد پارتنون در اکروپولیس آتن که به استناد شواهد حدودا بین سال های 449 و 438 پیش از میلاد ساخته شده شاید نمونه وارترین مثال از این نوع ساختمان باشد. اما غالبا بناهایی چون پارتنون هیچ ارتباطی با عبادت عملی یک رب النوع که در حقیقت ضرورت اجتناب ناپذیر ساخت یک عبادتگاه است ندارد. از معابد برای نگهداری تصاویری از رب النوع ها استفاده می شد حتی وقتی ساختمان ها نقشی مرتبط در مراسم آیینی بازی می کردند، ساختمان نمادی از هبه نذری به خدایان بود، و نه کلیسا یا کنیسه. این معابد، به دلیل ابعاد و هزینه آنها وقف جامعه می شد. معابد که نمادی از درک عمومی و اعتقادات مردم بودند به نقاط کانونی فعالیت هایی بدل شدند که به طور آرمانی موجب استحکام وحدت و قوام هویت شهروندان به ویژه در مواقع ناآرامی های اجتماعی سده های هفتم و ششم پیش از میلاد در دولت شهرهای یونانی شدند. نکته جالب آن که نوشته های منفرد روی واحدهای ستونی یا استوانه ها، کاشی های سقف پوش با دیگر عناصر ساختاری با کلیت بزرگتر بن هماهنگ بودند. از این رو پارتنون نه صرفا به عنوان یک مکان مذهبی بلکه در مفهوم وسیع تر به عنوان یک هبه وقفی کارکرد داشت، یک بنای یادمانی چشمگیر و نامتعارف که نقش برجسته های بیشمار آن آرمان های سیاسی و نظامی دولت شهر آتن را صورت بندی می کرد.

هیچ نمونه اولیه جامع یا منطقی هنوز برای توصیف فرم معبد دور ستونی به ویژه موقعیت قرارگیری ستون های پیرامونی و شیوه های تزئینات آنها یافت نشده است. اگرچه امروزه به نظر می رسد این معابد کمال مطلوب یونان بود اما مواردی چون سرسراهای ستونبند، در ساختمان های چوبی مثلا در معبد لفکندی سده دهم پیش از میلاد نمونه های متمایزی محسوب می شدند. در اواخر سده هفتم پیش از میلاد شیوه دوریک به عنوان نوعی ساختار سنگی کاملا پیشرفته ظهور یافت و نخست در سرزمین اصلی یونان جزایر غربی کورفو و کمی بعد در شهرهای کلنی سیسیل و جنوب ایتالیا به خدمت گرفته شد. با این وجود شیوه دوریک نشانگر نیاکان چوبی کاملا پیشرفته ای بود که حال ترجمان سنگی یافته بود. عناصر ساختمانی ضروری در بناهای چوبی اما از جنبه فنی اضافی برای سنگ مانند گلمیخ، لنگه خرپا و تیرک و نیز سرستونی و شیارهای ستون ها به صورت جزئیات آذینی با رازش بالای تزئینی در ساختمان های سنگی به کار گرفته شد.

شیوه ایونیک که مشخصه آن ستون های با شیار کم عمق بود که بین یک پایه ستون و یک سر ستون طوماری قرار می گرفت، به سه ترکی و آبچکان تقسیم می شد: در این شیوه سنتوری فاقد مشخصاتی است که یادآور بناهای چوبی بود. فرم مشخصه این شیوه حدودا در اواسط سده ششم پیش از میلاد در معابد کهن و عظیم افسوس، دیدیما و ساماس رایج و فراگیر شد. فرم ظریف و مزن ایونیک بعد از سال 300 پیش از میلاد کاملا جایگزین فرم قدیمی تر و خام تر دوریک شد. سرانجام فرم های جدید ساختمانی از جمله ساختمان های مدور به گنجینه آثار معماری افزوده شد.

معابد دور ستونی یونانی طی دو سده مابین سال های 600 تا 400 پیش از میلاد از نظر فرمی به شدت دستخوش دگرگون شدند. نوعی نظام مدولار ساختمانی به طور روزافزون فراگیر شد ملاحظات متعدد ثابت کرده که به عنون مثال معبد دور ستونی دور یک شامل بخش ها و تناسبات کاملا مشخصی بود. فاصله بین ستون ها منظم تر و نسبت بخش های مجزا به کلیت ساختمان هماهنگ تر و موزون تر شد.

مسائل ساختاری همچون انقباض زاویه دوریک با دقت و وسواس زیاد به کار رفت تا آنجا که سرانجام مرحله تجربه گری به الگوهای آرمانی منجر شد، الگوهایی که بارها و بارها می شد از آن استفاده کرد. از همین رو یک باستان شناس تنها با در اختیار داشتن چند قطعه به جای مانده می تواند یک معبد یونانی را بازسازی کند. به علاوه می تون قدمت ساختمان ها را برحسب آن که به کدام مرحله از مراحلتکامل و تحول این شیوه های معماری تعلق دارند با تقریب چند دهه مشخص کرد.

 

خانه های یونان رومی

در بین یونانیان باستان تمامل به نمایش تمول شخصی از طریق تجمل معماری در خانه های شخصی امری نامتعارف بود. معمولا زندگی قتصادی و بومی جمعیت شهری در ساختمان های نسبتا ساده ای که حول حیاط مرکزی آرایش یافته بود تمرکز می یافت. خانواده ها و اقوام همگی در زیر سقفی زندگی می کردند که هم خدمتکاارن را در خود جای می داد و هم مکان هایی را برای اسکان کارگران خانگی و کارگاه ها فراهم می ساخت. خانه پستاس نمونه ای رایج از نوع خانه مسکونی بود. از طریق حیاط دسترسی به راهروی مستقیم امکان پذیر بود. پستاس که معمولا به کوارترهای مسکونی دو طبقه منتهی می شد. مغازه ها یا انبارها و کارگاه ها حول و پیرامون حیاط آرایش می یافتند.

اما تجمل معمارانه به عنوان یک پدیده قابل توجه نخست در سده چهارم پیش از میلاد یعنی زمانی که شهروندان سرتاسر یونان از فعالیت مشارکتی در پولیش کنار نهاده شدند و به دنیای خصوصی خود پس نشستند ظهور یافت. خانه های بزرگ دورستونی که در آن اتاق کوچکی که در اصل برای سمپوزیوم بود به نوعی سرسرای عمومی که مکان پر تردد مراجعان بود گسترش یافت و لذا کاملا از اتاق های خصوصی متمایز و جدا شد. بخش بیرونی و دور ستونی به واسطه هزینه های گزافی که صرف نماسازی خانه و موزائیک کاری ها و فرسک های تزئیینی شده بود گویای موقعیت اجتماعی و اقتصادی مال خانه بود. در شهرهای یونانی چنین خانه هایی یکی پس از دیگری در حاشیه مجتمع های ساختمانی یا بلوک های شهری که با شبکه ای از خیابان های متقاطع قائم شکل گرفته بود برپا می شدند. در آغاز ممکن بود تمامی قطعه های ساختمانی با هم برابر باشند، اما این ساختار شهری به آسانی از طریق خرید قطعه ساختمانی مجاور و در نتیچه بزرگتر شدن خانه اولیه، تغییر می کرد.

در سده چهارم پیش از میلاد در ایتالیا، نوع جدیدی از معماری خانگی ظهور یافت که به عنوان دهلیز سرگشاده معروف شد این خانه های یک طبقه که با دیوارهای خارجی از خیابان مجاورش جدا می شد دارای یک محوطه سرسرا مانند مرکزی بودند ه به جز روزنه کوچکی که نور از آن عبور می کرد، کاملا سرپوشیده بود در این نوع خانه ها اتاق ها حول این دهلیز سرگشاده آرایش می یافتند. در پشت خانه معمولا یک محوطه باغی کوچک قرار داشت که با دیوارهای بلندی محسوب می شد. این حس که خانه با دقت تمام از دنیای بیرون نفوذناپذیری شده با نمای اصلی خانه از سمت خیابان که معمولا فقط یک ورودی کوچک و معمولی برای ورود به خانه داشت، تشدید شده بود. ورودی های هر دو پهلو با مغازه های که به خیابان باز می شد ولی هیچ راهی به دورن خانه نداشت مسدود شده بود.

این مفهوم معماری خانگی، بسته به توانایی مالی مالک می توانست به ایجاد یک کاخ شهری هم گسترش یابد، مانند نمونه هایی که در خانه های پمپئی مشاهده می شود و به دلیل فوران آتشفشان وزوز در سال 79 میلدی به خوبی حفظ شده اند. اگر زمین کافی در درون بلوک های ساختمانی وجود داشت، عناصر خانه از نوع دهلیز سرگشاده با عناصر ساختمانی خانه های دور ستونی یونانی ـ هلنی ترکیب می شد. بنای عمارت فاون در پمپئی خانه ای لابیرنتی با مساحتی بیش از دوهزار متر مربع و دارای دو دهلیز سرگشاده و دو محوطه دور ستونی بود، که یکی از آنها با سقف پوشیده شده بود و دیگری به مثابه باغچه متصل به اتاق نشیمن در نظر گرفته شده بود.

معمولا این خانه ها رو به سمت جنوب باز می شد و اتاق ها به نحوی آرایش یافته بود که در تابستان مانع گرم شدن بیش از حد شوند و در زمستان نیز به عنوان ذخیره کننده انرژی خورشیدی عمل کنند. علاوه بر ساختار و اندازه خود خانه ها، نوع مبلمان خانه هم به خوبی گویای ثروت مالک بود. آثار به جای مانده از پمپئی شامل انواع مبلمان های ساده چوبی و تزئینات دیواری تا فضاسازی های داخلی بسیار مزین و زیبا با شمعدان های چند شاخه، نیمتخت های راحتی برنزی آثار توری کاری، نقاشی های دیواری چشمگیر و موزائیک کاری های کف، تندیس های تزئینی دور ستون ها، و تزئینات عاجی یا فلزی مبلمان بود. اگرچه اثری از متکاهای نفیس، سوزن دوزی ها، اشیا و ظروف نقره ای به جای نمانده اند اما می توان تصور کرد که قطعا وجود داشته اند.

 

هنر غرب باستان

هنر اژه ای

منشا و آغز هنر یونان را معمولا دو تمدن محصور در دریای اژه یعنی تمدن مینوسی در جزیره کردت و تمدن میسنی (در جنوب غربی خاک یونان عنوان می کنند. هنر مینوسی به عصر مفرغ متاخر تعلق دارد و حدودا به 2800 سال پیش از میلاد باز می گردد. و هنر میسنی نیز با قدمتی کمتر حدودا به 2000 سال پیش از میلاد می رسد.

دوره تمدن مینوسی را معمولا به سه دوره پیشین، میانه و پسین تقسیم می کنند

مینوسی پیشین

که به دوره پیش از کاخها نیز معروف است آثار به جای مانده عمدتا برخی سفالینه ها و باقی مانده هایی از مجسمه های کوچک است. از آن جمله پیکره های کوچک اندام مرمری از جزایر سیکلاد (مابین خاک بونان و آسیای صغیر) است که مجسمه های کوچک و متفاوتی از پیکره های زنانه است که با تناسبات طبیعی و گاه هندسی شکل گرفته اند. همچنین برخی مجسمه های کوچک که با حجم های ساده پیکرده آدمها را در حالات مختلف نشان می دهد همچون مجسمه چنگ نواز که به حدود 2000 سال پیش از میلاد مربوط می شود.

 

مینوسی میانه

در دوره مینوسی میانه که مصادف با برپایی و ساخت کاخ های کهن است از حدود 2000 پیش از میلاد آغاز می شود در این دوره معماری بناها عمدتا در کاخ های پادشاهان مشهود است و نه مقابر و معابد (برخلاف تمدن مصر). حتی شهرها نیز حول کاخ پادشاه شکل می گیرند. علاوه بر کاخ ها سفالینه های زیادی از این دوره بدست آمده که به دلیل ظرافت و دقتی که در ساخت آنها شده بسیار چشمگیر هستند.ابداع چرخ کوزه گری را نیز به همین دوره مربوط می دانند. سفالینه های این دوره دارای شکل ها و تزئینات بسیار متنوع هستند و تبحر سفالگران مینوسی را در خلق آثار برجسته تزئینی و فرم های چشمگیر و زیبا نشان می دهد. از آن جمله می توان به سفالینه های مکشوف در غار کامارس اشاره کرد که علاوه بر نقوش تزئینی زیبای روی آن حالت دسته و دهانه منقارگونه آن از زیبایی خاصی برخوردار است.

 

مینوسی پسین

در دوره مینوسی پسین که دوره کاخ های جدید هم نامیده می شود ارج شکوفایی تمدن مینوسی محسوب می شود و کاخ های عظیم و باشکوهی در طی سال های 1600 تا 1500 پیش از میلاد بنا شدند. این کاخ ها دارای دهلیزهای راهروها و پلکان های متعددی هستند که جلوه پرشکوهی به کاخ می دهد.

همچنین تمهیداتی نیز برای ساخت شبکه ای از لوله های سفالی برای آبروها و فاضلاب آن به کار رفه که نمونه برجسته آن بیش از همه می توان در کاخ عظیم کنوسوس یافت. این کاخ متشکل از سه طبقه است که پلکان های داخلی آن حول یک حیاط مرکزی ساخته شده اند. تزئینات و نقاشی های دیواری در تالارهای کاخ، نمایانگر نوع زندگی، مشغولیات، تفریحات مردم کرت و صحنه هایی از طبیعت است از جمله آثار به یادمانده کاخ کنوسوس نقاشی دیواری موسوم به ساقی است که فقط بخش کوچکی از آن به جای مانده و جوانی را با موی مجعد و جامه ای حاشیه دوزی شده و با زیورآلات نشان می دهد. اما نقاشی دیواری دیگر این کاخ موسوم به گاوبازی از نظر نمایش سرزندگی، پویایی و تحرک بسیار خیره کننده است. این نقاشی گاوبازی را برروی گاو پر جنب و جوشی نشن می دهد و دو دختر جوان نیز در دو سوی آن قرار گرفته اند حالت حرکت گاو یادآور نقاشی های غاری دوره دیرینه سنگی است. این نقاشی تسلط و تبحر نقاشان کرتی را در بیان حس و حالت حرکت به خوبی نمایش می دهد. این علاقه به تحرک و سرزندگی را می توان در آثار سفالینه آنها نیز سراغ گرفت که از جمله ظریف ترین آثار سفالینه دنیا محسوب می شوند. نقوش و تصاویر روی سفالینه ها در آغاز بیشتر سبکی طبیعت گرایانه دارد و به تدریج از سالیان بعد شکلی انتزاعی به خود می گیرد و مملو از نقوش و نقشمایه های هندسی و ساده می شود. مجسمه سازی نیز در این دوره به پیکره های کوچک و ظریف خلاصه می شود و برخلاف هنر مصری در کرت خبری از مجسمه ها و تندیس های عظیم و غول آسا نیست و در عوض مجسمه های ظریف و کوچکی چون الهه ماری به نظر می رسد به عنوان طلسم و بت به کار می رفت.

در مجموع تمدن مینوسی که تاثیری مهم در شکل گیری هنر یونانی داشت، پایان چندان آشکاری ندارد. حدس زده می شود که در اثر یک بلای طبیعی در حدود 1450 پیش از میلاد دچار خسران می شود و بعد ها که میسنی ها وارد کرت شدند با مقاومت چندانی مواجه نشدند اما در هر صورت تمدن اژه از 1400 پیش از میلاد به یونان انتقال یافت.

 

هنر میسنی

معمولا آغار هنر میسنی را مصادف با دوره کاخ های جدید مینوسی می دادند ز این رو تاثیر زیادی از فرهنگ کرت گرفتند. اما شواد گویای آن است که میسنی ها به دلیل مرارت با مصری ها نیز تحت تاثیر هنر غنی مصر داشته اند.با فروپاش تمدن مینوسی در کرت تمدن میسنی در یونان برتری می یابد وقوع جنگ های متعدد با ساکنان بومی یونان باعث ی شود تا میسنی ها دژه و حصارهای متعددی حول سرزمین خود بنا کنند. این دژها تا 1200 پیش از میلاد آنها را در پناه خود قرار داد. اما با غلبه هجمان و از بین رفتن تمدن میسنی ویران شد.

در طی استقرار میسنی ها در یونان کاخ های عظیمی در شهرهای مختلف سرزمین یونان ساخته شد. از بناهای عظیم به جای مانده از آن دوران یکی کاخ عظیم تیرونز است و دیگری کاخ میسن کاخ مستحکم و پرحفاظ تیرونز در حصاری از دیوارهای با 6 متر ضخامت قرار دارد. دیوارها از سنگ های نتراشیده ساخته شده بودندو فاقد پیچیدگی و ظرایف معماری بودند. شاید دروازه شیراز در کاخ میسن از جمله استثناها باشد اما مقبره معروف به گنج خانه آترئوس به دلیل گنبد عظیم و خارق العاده آن که ا رتفاعی حدودا نزدیک به 5/13 متر دارد بلندترین ساختمان طاق بندی شده بدون تیرهای داخلی بود که نمونه ای منحصر به فرد محسوب می شود و تا 150 سال پس از آن که معبد پانتئن سخته شد بزرگترین از نوع خود بود. ظاهرا در بسیاری از مقابر از این نوع وسایل و ابزارهای مختلفی نهاده می شد که غارت رفته اند. در یک از این مقابر نقاب تدفینی یافت شد که چهره شخصی را با حالتی واقع گرایانه نمایش می دهد. وجود این نوع آثار گویای آن است که تمدن میسنی تا حدی تحت تاثیر تمدن مصر بوده است از جمله آثار برجسته تمدن میسنی می توان به جام های معروف وافیو اشاره کرد. این دو جام از دو ورق طلا ساخته شده اند و بر روی آنها تصاویری از صحنه های گاوبازی چکش کاری شده است. ثر معروف دیگر جام جنگاوران است که صفی از سربازارن میسنی بر روی آن نقاشی شده است. این تصاویر شکل ظاهری و نحوه لباس پوشیدن سربازان میسنی را به وضوح نمایان می سازد.

همان گونه گه گفته شد به تدریج با اضمحلال تمدن میسین ها در حدود 1200 پیش از میلاد شکل گیری تمدن یونان در سرزمین مرکزی یونان آغاز می شود. معمولا هنر یونان باستان را به چهار دوره اصل تقسیم می کنند: دوره هندسی، دوره کهن، دوره کلاسیک، دوره هلنی.

دورة هندسي

اين دورة از اواخر سدة 11 تا اواخر سدة 8پيش از ميلاد را در بر مي گيرد. بر جسته ترين آثار به جاي مانده از اين دوره ، سفالينه هاي منقوش به نقوش هندسي و ساده است كه به خوبي حد واسط بين هنر ميسني پسيني و هنر آغازين سرزمين يونان را پرمي كند.

كهن ترين اين سفالينه‌ها كه كوزه اي دو دسته براي شراب يا روغن است آمفورا(Amphora) ناميده مي شود و به حدود سدة دهم پيش از ميلاد مر بوط مي شود. بر روي بدنة اين‌كوزه نقوش هندسي سادهاي نقش شده است. روش تزئين آن بر گرفته از سبكهاي تزييني ميسني پيشيني است. اما شايد يكي از زيباترين و دقيق ترين نقش پردازي ها را در گلدان ديپولون متعلق به سدة هشتم پيش از ميلاد)يافت‌كه‌درآن نقوش انتزاعي‌انساني نيز اضافه شده است. نقوش به‌صورت بسيار منظم وباترتيب دركنار هم‌تكرارشده‌اندوپيكره هاي انساني نيزدرفاصلة بين دودستة گلدان نقش شده‌اند. نمونة ديگرمربوط‌به‌كوزة مخلوط‌كن ديپولون است‌كه‌گرچه ظرافت نقوش هندسه‌گلدان‌راندارد اماتعداد نقوش‌انساني‌آن بيشتر شده است.

امادورة هندسي‌دوام‌زيادي‌نمي‌يابدوبه‌تدريج هنريونان‌ متحول‌مي‌شود. اين‌تحول ‌بيش‌از همه‌درنتيجة‌مرتوده و دادوستدباتمدنهاي باستاني شرق حاصل مي شود. نمود اين‌تحول راكه به‌ خاورمالي معروف گشت مي‌توان‌درظهورنقوش‌حيوانات‌تلفيقي‌به‌تمدن بين‌النهرين ‌و مصر هستند مشاهده‌كرد (ازآن‌جمله‌نقوش‌ابوالهول‌شيربالدار) وازاين رو نقوش ‌هندسي‌دوره ‌پيشين‌جاي خودرابه‌نقوش طبيعي‌تروواقع‌گرايانه‌تري مي‌دهدكه نمونة آن رامي‌توان‌برروي‌‌كوزه‌اي‌‌ كه از الئوسيس(Eleusis)‌بدست آمده، يافت.

دراين‌نقوش خطوط صاف ومستقيم هندسي، جاي‌خودرابه ‌خطوط مواج ومنحني داده است . يكي‌ديگرازگلدانهاي‌معروف‌كه‌به‌نام‌كاشف‌آن‌گلدان‌فرانسوا‌ناميده‌مي‌شود، نقوش‌متنوع‌و گوناگوني ‌ازحيوان، گياه‌وانسان‌‌وجودداردكه‌خودگوياي‌جلوه‌هاي‌تصويري‌موجودات وشخصيتهاي‌ديني‌يونانيان‌است. امادراين‌‌گلدان ‌كه‌به ‌حدود ‌سال575 پيش‌ازميلادمربوط‌مي‌شود، ظرافت‌و‌دقت‌ دورة‌هندسي ‌به‌همراه ‌گنجينه‌اي ‌ازنقشمايه‌هاي‌‌متنوع‌‌تلفيق ‌شده‌است. اماويژگي‌برجستة‌اين‌گلدان‌به دليل‌نوع ‌اسلوبي ‌است‌كه‌بعدهاروش« نقش سياه (Black-Figured Style)‌›› يا « سياهگون» ناميده‌شد.

بدين معني كه هنرمند نقوش را به صورت سياه و بدون سايه روشن ، بر زمينه اي روشن ترسيم مي كرد. از اين رو نقوش شبيه به سايه به نظر مي رسيد. نمونة ديگر اين نقش پردازي را مي توان برروي يك آبخورك دو دسته با نقشي از ديونو سوس در كشتي مشاهده كرد. اما از اواخر سدة ششم پيش از ميلاد اسلوب جديدي كه كاملاً عكس اسلوب سياهگون بود ، رايج گشت. در اين شيوه نقوش و تزئينات به رنگ قرمز وبر روي زمينه اي سياه ترسيم مي شد. اين روش را كه (سرخگون) مي نامند ، در مقايسه با روش سياهگون ، روانتر ، آزادتر است و مدت طولاني تري دوام يافت. در نمونه هايي كه با روش اجرا شده نقوش با ظرافت بيشتري نقش شده و حالات حركات وپويايي پيكره هاي انساني به زيبايي تصوير شده اند. علاوه بر سفالينه ها، در زمينة پيكر تراشي و مجسمه سازي نيز آثاري به جاي مانده است كه گرچه در قياس با سفالينه هابسيار اندك اند ولي موجد همان گرايشات هستند.

 اين مجسمه ها كه غالباً از نظر اندازه كوچك هستند ؛ معمولاً شبيه سازي از حيوانات ( اسب، گاو نر، گوزن و پرنده ) و يا پيكره هاي جنگجويان است. اما مجموعه پيكره هاي مفرغي ايستاده كه به نام كوروس، كوره و كرو سيوس كه معمولاً در اندازه هاي طبيعي يا بزرگتر ساخته مي شدند و از حدود 600 سال پيش از ميلاد ظهور يافتند، ادامة همين تنديسهاي كوچك مربوط به اوائل دوران كهن هستند. از جملة اين تنديسها كه شبيه سازي پسران و دختران جوان يوناني است، مي توان به كوروس از متنا، كرو يسوس ازآناووسوس اشاره كرد. اين پيكره ها كه به تدريج با ظرافت و دقت بيشتري ساخته مي شوند، گاه با تزئينات و رنگ آميز بعضي بخشهاي تنديس همچون چشمها،موها، لبها، جلوة واقع گرايانه اي به آن مي دادند ظاهراً هدف يونانيان از ساخت تنديس جوانان، تصرف كمال گذاري جواني در اين تنديسها بوده است.

تنديسهاي زنانه تا پيش از سدة 4 پيش از ميلاد به صورت پوشيده و با لباس بودند ( البته تنديسهاي مردانه به صورت عضلاني و عريان ساخته مي شدند) اما از اواخر دوره كهن يعني از 490 و 480 پيش از ميلاد، تنديسهاي زنان به صورت عريان ساخته شدند.

اما معماري معابد دورة كهن يونان، از نظر نقشه شبيه به تالار بارگاه تمدن ميسني بود. نقشه داراي تقارن و نظم هندسي شديد است و ستونها بدل به عنصر مهمي در معماري مي شوند. از اين رو معمولاً سبك معماري يوناني را بر حسب نوع ستونها و سرستونهاي آن طبقه بندي مي كنند.

1- ستونهاي ايوليك كه شامل يك سر ستون متشكل از دو طوماري رودرو است و ميلة ستون نسبتاً باريك وبلند است. گاه اين سر ستونها با شكل برگهاي نوك تيز تزئين مي شد. البته اين شيوه رواج زيادي نيافت.

2 – ستونهاي دوريك كه در مركز يونان رواج زياد داشت. اين ستونها در پايين قطور بودو به يك ربع از وسط ستون به بالا از ضخامت آن كاسته مي شد و با شيب نرمي به زير سر ستون مي رسد. خياره ها ( يا برشهاي عمودي روي ستون ) دوريك با لبه هاي تيز هستند. و سرستونهاي آن بسيار ساده و بي تزئين است.

3 – ستونهاي يونيك ظريف تر از ستونهاي دوريك هستند و تزئينات بيشتري دارند. خياره هاي اين ستونها به صورت تخت وصاف هستند و سر ستون آنها شامل دو طوماري جانبي است.

4 – ستونهاي كورنتي كه بيشتر در جنوب شرقي يونان رواج داشت و ويژگي آن سر ستونهاي لاله اي شكل بود كه شديداً با تزئينات برگي و گياهي شكل مي گرفت.

علاوه بر ستونها، به كتيبه ها و سنتوري هاي معابد نيز توجه زياد مي شد. و به مرورزمان وبه تجربه شكل آنها را پالوده تركرده و تغييراتي در تناسب ستون و كتيبه ها و سنتوري ها دادند. از آنجا كه ستونها بدون ملاط ساخته مي شوند، لذا آنها را با ميخها يا گيره هاي زانويي شكلي به يكديگر متصل مي كردند تا از جابه جا شدن آنها جلوگيري كنند.

به علاوه براي حصول اطمينان از استحكام فاصلة ستونها را نزديك به هم و فشرده مي كردند. نمونة بر جسته اي از معماري دوريك <معبد هرا> در پستوم است كه به حدود 460 پيش از ميلاد مربوط مي شود. نكتة قابل توجه در معبد هرا اين است كه ستونهاي داخلي آن بلندتر از ستونهاي بيروني وپيراموني است. هريك ازدورديف ستونهاي كوچكتر دوريك كه سقف برآها قرارمي گيرداز دومجموعه ستون مي شود، يك مجموعه بررجي سنگي نهاده شده كه برمجموعه ستونهاي زيرين قراردارد. يكي ديگر از بناهاي يونيك در يونان، گنج خانة سينو سي ها در دلفي است كه سقف آن بر روي <ستون – پيكره>ها (كار ياتيد) قرار دارد.

 اين «ستون – پيكره» ها تنها استثناء از به كارگيري پيكره تراشي به صورت عملكردي در معماري است. زيرا معمولاً نقش پيكره تراشي و نقش بر جسته در معماري بخ كتيبه ها و سنتوري ها خلا صه مي شد. نقوش حجاري شدة روي سنتوري ها و كتيبه ها گوياي يك روايت تصويري است كه به دليل محدوديتهاي خاصي كه اين سطوح دارند، هنرمند را وا مي دارد تا تركيب بندي عناصر تصويري را به شكلي متناسب با سطح كار انتظام دهد.

و بدين ترتيب پيكره ها را حول يك پيكرة مركزي توزيع كند. در نمونه هاي اوليه گاه اندازه و تناسب پيكره ها زياد رعايت نشده و متناسب با سطح كار كوچكتر و بزرگتر شده اند. و اما به تدريج در اواخر دورة كهن هنرمندان بدون آن كه تغييري در اندازة پيكره ها بدهند، باتغيير حالت آنها، به تركيب بندي هاي مناسب و يكدستي رسيده اند كه نمونة آن را مي توان در سنتوري معبد آفايا در ايگينا مشاهده كرد.

 

دورة كلاسيك

سدة پنجم: دوران انتقالي. بعد از اتحاد آتني ها و هلني ها عليه حملات ايرانيان، وپيروزي بر آنها (درسال480 ق.م) تمدن يوناني وارد مرحلة تازه اي شد و هويت هلني نيرومند ي كسب كرد كه تمدن غرب را به شدت متأثر از خودش ساخت. هنر اين دوره به شتاب از محدوديتهاي دورة كهن فاصله مي گيرد. نمونة اين تحولات را مي توان در پيكرة ديسك پران ( متعلق به حدود 450 پيش از ميلاد) يافت كه حركت، پوياي و حالت متقاعد كننده اش، گوياي جدايش از سبك جدي و خشك پيش از آن است.

تا پيش از اين دوره مجسمه ها و پيكره هاي تك مفهومي نمادين و مذهبي داشتند، ولي اين پيكره با ظاهر واقع گرايانه و طبيعي آن، كه حركت و جنبش  را القا مي كند، آغاز رويكرد نويني را نويد مي دهد، همچنين اين تحول را مي توان نحوة آرايش و تركيب پيكره ها در سنتوري ضلع غربي معبد زئوس ديد كه در مقايسه با سنتوري آفايا در ايگينا، تغيير و تحول چشمگيري يافته است.

 

كلاسيك پيشين: 

پس از پيروزي آتني ها و استقرار حكومت پريكلس كه به ان عصر طلايي يونان اطلاق مي شود، هنر رونق فراوان يافت. معروف ترين بنايي كه در اين دوره ساخته شد، پارتنون (معبد مقدس آتنا) بود كه بر فراز تپه اي در آتن قرار داشت. پيكره هاي آن به دست فيدياس بزرگترين پيكرتراش تاريخ ساخته و نصب شد. پارتنون معبدي است كه دورادور آن ستون قرار گرفته است و نسبت طول به عرض آن اندكي بيش از دو برابر است. هشت ستون در جلو و 17 ستون در جوانب قرار داشتند. تناسب اجزاء اين معبد بسيار دقيق محاسبه شده بود و در محوطة داخلي معبد  در خشش بزرگتر تنديس آتناپارتنوس از عاج و طلا (به بلندي تقريباً 12 متر) ودربخش كوچكتر گنج خانة اتحادية دلوس قرار داشت. اين معبد در طول تاريخ دستخوش تحولات زيادي شد؛ زماني معبدي يوناني بود، زماني كليساي مسيحي و زماني ديگر مسجد عثماني.

در ابعاد اندازه هاي اجزاء آن نوعي انحراف عمدي از اصول معيار هاي دقيق به چشم مي خورد كه ظاهراً به جهت جذابيت بصري بيشتر بنا به خدمت گرفته شده اند. از جمله تحدب خوش تناسب ستونها، و انحناي خفيف پلكانها. به علاوه فاصلة ستونها با هم به يك اندازه نبود ودرگوشه هاي ساختمان اندكي به يكديگر نزديك تر مي شوند. دو سنتوري ضلع غربي وشرقي به ترتيب پيكره هايي وجود داشت كه تولد آتنا و پيكار آتنا با «پوسيدون» را نمايش مي داد. در تمامي پيكره هاي بدست آمده از پارتنون وقت زياد وباوسواسي به جزئيات ماهوي زندگي واقعي شده است. اين وسواس را در نحوةنمايش حالت بدن ويا چين وچروك جامه ها كه باحالتي كاملاً واقعي وطبيعي كارشده اند (به ويژه در پيكره لميده هركول در سنتوري شرقي ويا پيكره هاي سه الهه در سنتوري شرقي و دسته راه پيمايان در كتيبة شرقي) مشاهده كرد.

معبد کوچک و زیابی آتنا الهه پیروزی یکی دیگر از بناهای اکروپولیس است. این معبد که شیوه یونیک ساخته شده به سل های 427 و 424 پیش از میلاد مربوط می شود و کهن ترین بنای تپه اکروپولیس است که تماما به سبک یونیک ساخته شده است. بنای دیگری که باز به سبک یونیک ساخته شده، معبد ارختئوم است که بین سال های 421 تا 405 پیش از میلاد ساخته شده است. ستون های رواق دوشیزگان «ستون ـ پیکره» هایی است که دختران ایستاده ای را مسجم م کند. تلفیق عناصر معماری و پیکره تراشی به نحوه بسیار چشم گیر در این ستون ـ پیکره ها مشهود است. در اینجا نیازهای کارکردی معماری با ضروریات زیبایی کمال مطلوب به صورت متعادل درمی آید. پیکره ها از سختی کافی برای القای حالت ستونی برخوردارند و در عین حال قدرت القای انعطاف پذیری و حالت اندام های زنده را در بیننده دارند. این تلفیق به طرز ماهرانه ای صورت گرفته است. حالت ایستاده پیکرده ها در حالی که یکی از زانوهاشان اندک خم شده و نحوه چین و شکل جامگان آنها همگی گویای ظرافت و دقت پیکرتراشی فیدیاس در نمایش زندگی و پویایی در کالبد این پیکره های عظیم سنگی است. سبک فیدیاس تا پایان سده پنجم پیش از میلاد بر پیکرتراشی آتن مسلط بود.

از آثار نقاشی این دوران هچ اثری به جای نمانده است و تنها می توان براساس برخی از تصاویر نقش شده بر روی سفالینه ها قضاوت کرد. پرایگنوتوس با به کارگیری چهار رنگ سیاه، سفید، قرمز و زرد صحنه های گسترده پرتفصیل از وقایع تاریخی یا مراسم مذهبی همچون تصرف شهر تروا و جهنم را بر دیوار پرستشگاه دلفی ی همچنین نبرد تسئوس با زبان جنگاور آمازون و نبرد ماراتون را بر دیوارهای رواقی در آتن نقاشی کرد و بدین ترتیب در همان زمان اسلوب نقاشی دیواری را بنا نهاد. تصاویر روی سفالینه ها نیز حکایت از صحنه های آیینی یا جزئیاتی از زندگی روزمره را نمایش می دهند. در اینجا نیز تصویر انسان نقش محوری دارد و با واقع گرایی آمیخته شده است.

 

دوره کلاسیک پسین

سده چهارم پیش از میلاد دوره افول هنر کلاسیک است. بعد از جنگ های پرلونزی آتن برتری خود را از دست داد. در طی این دوران تنها بنای عمده ای که ساخته شد آمفی تئاتر دیونوسوس بود که بر ضلع جنوبی تپه اکروپولیس بنا شد. هنر نقاشی نیز عمدتا به صورت فردی و شخصی در خانه های توانگران عرصه مناسبی یافت و مضامین آن از صحنه های ملی و آیینی تهی گشت و به صحنه های خصوصی و خانوادگی یا چهره پردازی فردی به سبکی واقع گرایانه و تصاویر تزیینی بدل گشت. از این میان تنها نیسیداس نقاش مکتب آتن بود که همچنان مضامین متعالی و حماسی را دستمایه کار خود قرار می داد. پیکره سازی نیز سرنوشتی مشابه یافت. پیکرده های مرمرین پراکستل همچون پیکره هرمس یا آفردودیت دارای ماهیتی جسمانی و ملموس و طبیعی است، نه ماهیتی که با اندیشه به ادراک درآید و جنبه ای فراانسانی و جاودانی داشته باشد.


 

دوره هلنی

در نیمه دوم سده چهارم پیش از میلاد دولت شهرهای یونان استقلال خود از دست دادند و جز قلمرو فیلیپ مقدونی شد، اسکندرکبیر، پسر فیلیپ مقدونی با فتوحات عظیم خود، منطقه پهناوری را به انقیاد یونان درآورد و موجب پیدایش فرهنگ دوره هلنی شد. این فرهنگ تلفیقی بود از اندیشه ها، آیین ها و هنرهای شرقی و غربی. عمده مراکز فرهنگی این دوره شهرهای چون انطاکیه در سوریه، اسکندریه در مصر و پرگامون در آسیای صغیر بودند. در آثار این دوره نیز رویکرد واقع گرایانه و زنده نمای کلاسیک با وسواس بیشتری رایج می شود. نمونه این شیوه را می توان در پیکرده الهه پیروزی ساموتراس دید که یکی از شاهکارهای عصر هلنی محسوب می شود. حالت پرواز و چین و شکن موج جامه پیکرده، قدرت، شکوه و وقاری را آشکار می سازد که آدمی انتظار ندارد که کسی توانسته باشد آن را در توده سنگی به نمایش بگذارد. اما یکی از پرشکوه ترین بناهای این دوره، قربانگاه زئوس و آتنا در پرگامون است. در کتیبه عظیم این قربانگاه نبرد خدایان و غولان مجسم شده است و پیکرده ها با حالتی اغراق آمیز و با پویایی و حرکات و پیچ و تاب های ناشی از رنج که به شکل غلوآمیزی نمایش داده شده، صحنه های تاثیرگذاری خلق کرده است. همین مضمون رنج و عذاب آنچنان در دنیای هلنی و هنر آن نفوذ کرده است که می توان آن را به عنوان تفسیری از زندگی نزد آنها دانست که به یاس و ناامیدی ناگزیر از زوال نظام کهنتر را دریافته بودند. این مضمون را می توان در مجموعه پیکره لائوکوئون دید که صحنه ای است از شکنجه لائوکوئون و پسرانش که در آن پیچ  و تاب عضلات، رگ های برآمده و حالات شکنجه بار به نحو تاثیرگذاری کار شده است. ناهمگونی و تنوع در مضامین پیکرتراشی هلنی را می توان در نتیجه تلاش هنرمند در برانگیختن بیننده متناسب با موضوع یا مضمون اثر دانست. از این رو در کنار آثار یاد شده، پیکره پیرزنی از بازار نیز با همان دقت و ظرافت کار شده است  به همان اندازه تاثیرگذار است.

معماری این دوره که به سبب وسعت و گسترش سرزمین های تحت تصرف بسط بیشتری یافته بود، با ویژگی هایی چون گسترش استادانه فضاهای داخلی و بکارگیری مقیاس های بزرگ مشخص می شود. این ویژگی ها را می توان در معبد آپولووون در دید و مایون مشاهده کرد. این معبد یونیک دورستونی دارای فضاسازی درونی پرشکوهی بود که بعدها در هنر رومی بسط و گسترش بیشتری یافت. این نوع معماری خود گویای گسست از شیوه کلاسیک معماری یونانی بود که به نمای خارجی بنا بیشتر اهمیت می دادند و آن را همچون یک تندیس می پنداشتند و در عوض فضای داخلی را ساده رها می کردند. نمونه دیگر معماری این دوران را می توان در آمفی تئاتر روباز اپیداوروس اشاره کرد که در آن ردیف های دایره وار و هم مرکزی که برای نشستن تماشاگران تعبیه شده در شیب تپه قرار گرفته است و لذا تماشاگران به آسانی می توانستند از رویداد روی صحنه که در مرکز قرار داشت، آگاه شوند. این محوطه با یک راهروی پهن به دو بخش بالایی و پایینی تقسیم شده است. وجود راهرو و گذرگاه های مناسب برای ورود و خروج تماشاگران که به صورت راه های شعاعی در بین محوطه نشستگاه تعبیه شده به خوبی جلوه ای از انطباق فضای معماری با نیازهای انسان را نشان می دهد چیزی که تا پیش از انطباق فضای معماری با نیازهای انسان را نشان می دهد. چیزی که تا پیش از آن بیشتر در جهت ستایش خدایان یا ارضای هوس های شاهانه بود. این رویکرد انسان مدارانه یونانیانه که تاثیر شگرفی بر تمامی فرهنگ و تمدن غرب نهاد، بعدها در طراحی شهرها نیز به خدمت گرفته شد. از آن جمله نقشه های منظم خیابان های شبکه مانند به صورت طبقه بندی شده و انتظام یافته درآمدند. نقشه شهر پریته ز شبکه درهم فشرده ای از خیابان هایی تشکیل شده که به صورت قائمه همدیگر را قطع می کنند.

یکی از هنرهای رایج این دوران موزاییک است که به سرعت رونق و رواج یافت. در آغاز اسلوب استفاده از موزائیک صرفا برای پوشش ارزان کف بود، ولی به تدریج با دقت در نحوه چیدن قطعات و خلق نقش های هندسی زیبا، این هنر شکل گرفت. بعدها برای دستیابی به نقوش ظریفتر و دقیق تر سنگ ها را مطابق با طرح تراش می دادند تا کاملا در کنار هم قرار گیرند. به تدریج با کسب تجربه و تبحر بیشتر در چیدن و تراش سنگ ها، از عناصر تزئینی دیگری همچون شیشه و سنگ های رنگی استفاده شد موزائیک یکی از بادوام ترین ساخته های هنری است که در دوران حاکمیت رومیان بر یونان به شکل هایی بسیار زیبا ساخته می شد، در همه جا رواج داشت و بعدها به یکی از ابزارهای اصلی بیان تصویری در دست هنرمندان مسیحی و بیزانس تبدیل شد.

 

هنر اتروسک

رومیان میراث دار فرهنگ های یونانی و اتروسکی بودند. تمدن اتروسکی از سده 7 تا اواخ سده 3 پیش از میلاد در شمال و مرکز ایتالیایی کنونی شکوفا شد. افول آن مصادف بود با برتری یافتن و غلبه کامل رومیان بر ایتالیا.

اتروسكي ها سبكهاي يوناني را با شيوه بومي خود كه متكي به خطوط راست وزاويه دار وشكل هاي هندسي بود تلفيق كردند و هنري مخصوص به خود خلق كردند كه بيش از همه در آثار سفالگري آنها مشهود است.همچنين اتروسكي ها همانگونه كه ذكر شد در تخصصهاي فني اي مانند مهندسي طراحي شهري وقالبگيري فلزي مهارت داشتند و آنها را براي روميان به ميراث نهادند

الگوهاي اصلي هنر اتروسكي عبارتند از: نقاشي روي ديوار وروي سفالينه، پيكره سازي، معماري، فلزكاري وزرگري و جواهرسازي.نقاشي اتروسكي مشابهتهايي با شيوه نقاشي يونانيان بر روي سفالينه دارد. مضامين نقاشي هاي ديواري آنان گوياي آن است كه اتروسكي ها به دنياي مردگان و آيين تدفين وآراستگي مقابر اهميت زياد مي دادند.

اما اين آثار تا پيش از از سده چهارم پيش از مياد بيشترگوياي صحنه هاي شادماني و ميهماني بود- همچون نقاشي هاي مقبره پلنگان-وبعد از ان تاريخ توصيف صحنه هاي دل انگيز زندگي جاي خود را به تيرگي روح نگران وسايه هاي مخوف مردگان مي دهد.در پيكرده سازي نيز از سنگ هاي بومي، مفرغ و گل استفاده مي كردند.بسياري از آثار آنان از تابوتها وصندوقچه هاي خاكستر مردگان بدست آمده است. از سده سوم پيش از ميلاد تاثير ونفوذ هنر يوناني بيشتر مي شود. وپيكرهايي مشابه به شيوه پيكرسازي دوره كهن يونان ساخته مي شود. همچون پيكره هايي مشابه به شيوه پيكرسازي دوره كهن يونان ساخته مي شود. همچون پيكره آپولون كه از گل پخته است ودر حدوده 510ق.م ساخته شده است

اتروسكي ها در زمينه كار با فلزات نيز به تبحر ومهارت رسيدند ،اثار به جاي مانده فلزي اين دوران، همچون انواع ظروف، ابزارهاي مفرغي، لوازم تزئيني وجواهرسازي گوياي اين مهارت است. بر روي برخي از اين آثار تصاويري با الهام از صحنه هاي اسطوره اي حك شده است.

آثار به جاي مانده از معماري اتروسكي ها بيشتر متعلق به پرستشگاههاي آنها است. اين پرستشگاهها عمدتا به شكل مستطيلي وبر بالاي صفحه بلندي ازسنگهاي قواره و با پلكاني كه رواق ورودي را به سطح زمين متصل مي ساخت، بنا شد. نوع معماري پرستشگاه ها گوياي تاثير شديد اتروسكي ها از معماري يوناني است.آنان نيز به نماي بنا بسيار اهميت مي دادند و آن را با تزئينات مختلف آرايش مي دادند.يكي ديگر از بناهاي رايج اتروسكي ها مقابر مدور شكلي است كه «پرمولوس» ناميده مي شود.فقط بخشي از اين مقبره ها خاكبرداري شده و بعد از ساخت مجددا با خاك پوشانده مي شود

 

اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
+ نوشته شده     توسط ساده ایرونی آموزشی  | 

 امثال در قرآن کریم


 

بخش اول: وجوه معانی امثال و اقسام آن

1-1- وجوه معانی امثال و اقسام آن

یکی از مباحث مهم علوم قرآنی، امثال قرآن است. کلمه «امثال» هم جمع کلمه «مِثل» و هم جمع کلمه «مَثَل» می باشد. در این بخش به بررسی معانی لغوی اصطلاحی مثل و تفاوت آن با «مِثل» و نیز معانی مختلف «مَثَل» در قرآن کریم و اقسام آن می پردازیم.

1-1-1- بررسی معانی لغوی و اصطلاحی مَثَل

علما ادب در تعریف و ریشه یاب واژه مَثَل به اختلاف ذوق خود تعابیر گوناگونی را مطرح کرده اند که در نهایت شباهت های فراوانی میان این اقوا می توان پیدا کرد. مبرد در توضیح واژه مَثَل چنین می نویسد: «المثل ماخوذ من المثال و هو قول یشبه به حال الثانی بالاقل و الاصل فیه الشبیه» یعنی مثل از کلمه مثال گرفته شده است و در تعریف آن گفته اند که قولی مشهور است که در آن حال شی دوم را به شی اول همانند می سازند و اصل در آن تشبیه است.[1]

راغب اصفهانی اصل مَثَل را مثول به معنای مشابهت و همانندی می داند و می گوید «المثل عباره من قول فی شیء یشبه قولا فی شیء آخر لیبین احدهما الآخر و یصوره»[2] یعنی مَثَل عبارت است از سخنی که برای شباهت چیزی به چیز دگیر برای تبین و روشن شدن یکی از آن دو به دیگری و به تصویر کشیدن آن.

ابویوسف یعقوب بن مکتب معروف به این مکت و صلب مجمع البحرین نیز مَثَلرا از مثول به معنای مشابهت و همانندی گرفته اند.[3] و همچون مبرد معتقدند که مَثَل به معنی رایج شایع است که به وسیله آن حالت دوم را به حالت اول یعنی حالتی را که اخیرا رخ داده است به حالتی که پیش از آن حادث شده و شبیه به آن است تشبیه می کنند.[4]

امام فخر رازی نیز معتقد است که مَثَلدر اصل کلام به معنای «مِثل» است و آن نظیر را گویند: مِثل و مَثَل و مَثِل مانند شبه و شبیه و شبیه. آنگاه هر سخنی را که در میان مردم رواج م یابد و در گفتگوهای روزمره خود از آن بهره می گیرند مَثَل نامیده اند.[5]

اهل سنت، بین کلمه مِثل و مَثَل تفاوت قائلند و به این نکته اشاره دارند که هرچند این دو کلمه در اصل ماده به معنای برابری چیزی با چیز دیگر همانند شبه و شبه می باشند[6] اما کلمه مِثل به معنی ذات و نفس چیزی است مانند آیه « لیس کمثله شیء»[7] معنی نلیس کدائه شیء» در حالی که « مَثَل» به معنی ذات نمی باشد.[8]

راغب اصفهانی نیز در باین تفاوت دو کلمه «مِثل» و « مَثَل» می گوید: «مِثل» برخلاف « مَثَل» برعموم مماثلت دلالت دارد و خداوند برای نفی تشبیه از هر حیث از این واژه باشند کرده است آن جا که می فرماید: «لیس کمثله شیء»[9] که این تفاوت برای «المثل» و « کاف تشبیه»  و «مثل» و نظیر ....  و «مثال» صادق است. در واقع «مثل» برای مشابهت و مشارکت در بعضی صفات و اهداف استفاده می شود.[10]

علی اکبر دهخدا در لغت نامه معانی مختلفی را برای مَثَل ذکر کرده است از آن جمله اینکه مثل از مثول به معنای رسات ایستادن گرفته شده است زیرا مَثَل حکمی است که درستی و راستین نزد همه مقول عالم، مسلم و راست ایستاده است.[11]  ابوهلال عسکری نیز واژه مَثَل را به معنای شباهت دو چیز در کلام معرفی کرده است.[12]

و اما امروزه هر سخن غریب متداول در زمان ها را که نکته ای اخلاقی، فلسفی، دینی، سیاسی و ادبی در آن باشد را می توان مَثَل نامید. به عبارت دیگر در اصطلاح امروز ما هر گفتار و سخنی که با نهایت ایجاد معنایی عام از آن استفاده گردد و به صورت یک سخن کوتاه و پر معنی و یا برد خاص و عام شود که هر کس برای افاده آن معانی در مواقع خاص آن استشهاد نماید مَثَل نامیده می شود.[13] که خداوند متعال در قرآن کریم برخی از مفاهمی بلند عقلی را در قالب مثل ها بیان فرموده تا عموم مردم آن ها را به تناسب ادراک خود دریابند و به همین خاطر حقایق علمی و عقلی را به امور حسی و قابل لمس تشبیه نمود تا معنای آن ها قابل ارداک در فکر مردم گردد زیرا مثال آوردن درون چنان تاثیری دارد که وصف ...، به تنهایی آن تاثیر را ندارد و از همین روی است که خداوند در قرآن مثال های بسیاری آورده است.[14]

 

1-1-2- معانی مختلف مَثَلدر قرآن کریم

واژه مَثَل در هشتاد آیه از قرآن کریم استعمال شده است.[15] که می توان معانی مختلفی را برای آن استنباط نمود. معانی همچن شبیه و مانند، حکایت و داستان، الگو و نمونه، صفت و معنای توصیفی و .. که در ذیل به آن اشاره ای گذرا خواهیم نمود.

1- مِثل و شبیه و مانند

همان طور که در تعریف لغوی واژه مَثَل آوردیم، معنای شبیه و مانند (شبیه چیزی به چیزی دیگر) در ریشه این کلمه نهفته است که این رایج ترین معنای مَثَل در قابلیت مختلف قرآن کریم است. همنند آیاتی که از تشبیه و تمثیل انفاق خالص[16] و انفاق توام با منت و اذیت[17] سخن به میان آورده است این آیات از آن جا شروع می شود که می فرماید: « مَّثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِي كُلِّ سُنبُلَةٍ مِّئَةُ حَبَّةٍ وَاللّهُ يُضَاعِفُ لِمَن يَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ»[18]

 

2- حکایت و داستان

گاهی مَثَل در آیات قرآن اشاره به حکایت تاریخی و بیان داستان زندگی برخی از مللی است که به جهتی می توان برای همه آیندگان عالم مایه عبرت و پند و اندرز قرار گیرد. همچون داستان اصحاب الرید که ذکر احولات ایشان در سوی یس، آیه سیزدهم به بعد آمده است.[19]  « وَاضْرِبْ لَهُم مَّثَلاً أَصْحَابَ الْقَرْيَةِ إِذْ جَاءهَا الْمُرْسَلُونَ»

 

3- عبرت پذیری

ز دیگر معانی مَثَل در عبرت پذیری از احوالات دیگران است.[20] همچون فرعون وقومش که خداوند پس از غرق شدن ایشان فرمود. « فَجَعَلْنَاهُمْ سَلَفًا وَمَثَلًا لِلْآخِرِينَ»[21] یعنی «عبره للاخرین»[22]

 

4- الگو و نمونه

برخی از اشخاصی که نامشان مستقیما در قران ذکر شده است یا با توضیحاتی م توان پی به وجود آن ها برد برای دیگر ملل عالم الگو و نمونه هستند. البته نه فقط الگوی نیک، بلکه برای بدان عالم نیز نمونه ها و سرمشق های عملی معرفی شده است و برای نمونه از الگوهای نیک می توان به حضرت عیسی (ع) اشاره کرد که خداند در وصف وی فرمود: « وَجَعَلْنَاهُ مَثَلًا لِّبَنِي إِسْرَائِيلَ»

و از الگوهای فاسد و بد که برای همه مفسدان و کژاندیشان عالم الگو و نمونه هستند می توان از درون نام برد که هر دوی آن ها همسران دو پیامبر بزرگ خدا یعنی نوح و لوط بوده اند که در سوره تحریم در آیه دهم از ایشان به بدی یاد شده است. « ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِينَ كَفَرُوا اِمْرَأَةَ نُوحٍ وَاِمْرَأَةَ لُوطٍ»

 

5-صفت

گاهی اوقات استعمال کلمه مَثَل در قرآن مربوط به توصیف حقیقتی از حقائق می باشد.[23] مانند توصیف بهشت و جهنم در آیات پانزدهم از سوره محمد و سی و پنجم از سوره رعد که می فرماید: « مَّثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ أُكُلُهَا دَآئِمٌ وِظِلُّهَا ...»

و یا توصیف پیامبر (ص) و اصحابش « ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنجِيلِ»[24]

 

6- سخن حکیمانه و درخور تامل و دقت

در سوره حج آیه 72 خداوند سخنی پرمعنی و حکیمانه را تحت عنوان مَثَل بیان کرده است. « يَا أَيُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ» ای مردم مثلی زده شد پس بدان گوش فرادهید. و از ما خواسته است در حقیقت و محتوای آن اندیشه کنیم. این سخن در مورد حشره ای کوچک به نام مگس است که با این مثل خداوند آنان که غیر از او را می خوانند، به مبارزه طلبیده است.

 

7- سخن غریب و رمزگونه[25]

در سوره مدثر آیه 30 و 31، خداوند تعداد نگهبان دوزخ را نوزده تن معرفی کرده و از ین سخن رمزگونه تحت عنوان مَثَل یاد کرده است که حقیقتا ذکر این عدد و مفهوم آن بر ما نامعملوم است و بر ذات مقدس پروردگار و راسخان در عمل کس دیگری از آن مطلع نیست.

 

8- عذاب

گاهی واژه مَثَل به معنای عذاب آمده است. همانند سوره ابراهیم آیه 45 که خداوند می فرماید: « وَتَبَيَّنَ لَكُمْ كَيْفَ فَعَلْنَا بِهِمْ وَضَرَبْنَا لَكُمُ الأَمْثَالَ» یعنی «و وصفا لکم العذاب.»[26]

 

 

 

 

9- سنت و روش

خداوند در سوره بقره آیه 214 می فرماید: « أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُم مَّثَلُ الَّذِينَ خَلَوْاْ مِن قَبْلِكُم ... » که معنای آن «سنن الذین خلوا من قبلکم من البلاء»[27] می باشد.

در پایان معانی یاد شده ذکر این نکته الزامی است که در این معانی به تفسیر آیات برمی گردد. در واقع معنای شبیه و مانند در همه آیاتی که واژه مَثَل در آن به کار رفته است، مشهود می باشد اما برای تفسیر دقیق کلمه، معنای دیگر به کار می رود.

 

1-1-3- اقسام مَثَل در قرآن کریم

در یک تقسیم بندی کلی امثال قرآنی به دو بخش ظارهه و کامند تقسیم می شوند و در تقسیم بندی دیگر مثال سائره و نیز امثال مکی و مدنی به این قسم اضافه می شوند که در اصل نمی توان آن ها را مجزا از امثال ظاهره و کمامند دانست برای روشن شدن این مطلب در ذیل به توضیح امثال ظاهره و کماند، امثال سائره و امثال مدنی و مکی می پردازیم.

 

1-1-3-1- امثال ظاهره

امثال ظاهره امثالی است که در قرآن واژه مَثَل و یا حرف ک در آن تصریح شده باشد.[28] همچون آیه 41 از سوره عنکبوت و نیز آیه 122 از سوره انعام که در اولی به لفظ مَثَل و در دومی با حروک کاف به مَثَل بودن آیه اشاره شده است.

امثال ظاهره قرآنی طبق تفاسیری که از واژه مَثَل در آیات مختلف شده است، بخش های مختلفی تقسیم می شود که در ذیل به شرح و توضیح آنها خواهیم پرداخت

الف) تشبیهات تمثیلی

بخش قابل ملاحه ای از امثال قرآنی اختصا به تشبیهات تمثیلی دارد که در آن وجه شبیه صورتی انتزاعی از اجزای متعددی می باشد. مثل ایه پنجم از سوره مبارکه جمعه که خداوند در آن چنین می فرماید: « مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا ...» که حکایت حال آنان است که به احکام تورات عمل نکردند و حق آن را به جا نیاوردند[29] که به الاغی تشبیه شده اند که حماقت و نادانی ضرب المثل است و این گویاترین مثل عالم بی عمل است.[30]

علما بیان مثل را استعاره تمثیلی یا تشبیهات تمثیلی می نامند[31] این بیانگر گستردگی این نوع تمثیلات در قرآن است. در جهنم اینگونه از تشبیهات نیاز به دقتی فراوان و موشکافی عالمانه ای است که نفوس را به سمت خویش می خواند و با فهم و درک آن لذت روحی و روانی خاصی را نصیب خود خواهد نمود.[32]

نکته قابل ذکر در مورد تشبیهات تمثیلی آن است که مفاهیم و پیامهای موجود در آن از طبیعت و پدیده هایش و نیز قوانین تکوینی موجود در هستی الهام گرفته است. که امثال مربوط به حیات انسانی، حیوانی و نباتی از این دسته از تمثیلات می باشند. همانند آیه 75 از سوره نحل که با عبارت « ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً عَبْدًا مَّمْلُوكًا ...» آغاز می شود مربو به حیات انسانی است و یا امثال مربوط به حیواناتی چون عنکبوت، پشه، سگ، الاغ، مگس، شتر و ... از جمله تشبیهات تمثیلی می باشند.[33]

 

ب) تمثیل های قیاسی

منظور از مثل های قیاسی مثل هایی است که غالبا در متن مثل عباراتی همچون «هل یستویان مثلا» و یا «هل یستوون» و نظایر آن بکار رفته است که خداود با طرح این تعابیر درصدد است که از مخاطب و شنونده خود اقراری بر حقانیت پیام موجود در مثل اخذ نماید. از آن جا که این قسم از امثال حالتی مقایسه ای میان رو طرف برقرار می کند از آن ها تحت عنوان مثال های قیاسی یاد خواهیم کرد.

برای روشن شدن مطلب آیه 29 سوره زمر اشاره می کنیم که می فرماید: « ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا رَّجُلًا فِيهِ شُرَكَاء مُتَشَاكِسُونَ وَرَجُلًا سَلَمًا لِّرَجُلٍ هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلًا ...»

در این آیه خداون دمثال برده ای که مشترک میان چند شریک است و شریک پیوسته با هم اختلاف دارند و هر یک می خواهد آن برده تنها در خدمت او باشد و مردی که تسلیم یک مالک است و تنها خالص برای اوست، را بیان می نماید.[34]



[1] میدانی، ابوالفضل، مجمع الامثال بیروت، دار مکتبه الحیاه، بی تا.

[2] راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، چاپ اول، دار العلم الدار اشامید، دمشق، 1412ق، ص 758.

[3]  طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، چاپ سوم، کتابفروشی مرتضوی، تهران، 1375.

[4]  رضوی، محمد، فرهنگ امثال القرآن و معادل های آن در زبان فارسی، چاپ اول، تهران، بین الملل، 1383، ص 14.

[5]  فخر الدین رازی، ابوعبدالله محمدبن عمر، مفاتیح الغیب، چاپ سوم، داراحیاء اثرات العربی بیروت، 1430ق، ج2، ص 73.

[6] ابن منظور محمد بن مکرم، سان العرب، چاپ سوم، دار صادر، بیروت، 1414ق، ص 610.

[7] سوره شوری، آیه

[8] مصطفوی حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، بنگه ترجمه و نشر کتاب، تهران، 1360، ص 23.

[9] اصفهانی راغب، پیشین، ص 758.

[10] جزائدی، نورالدین بن محمدالله، معجم المزوق اللغوید، الطبعه الرابعه، قم، النشر الاسلامی، 429ق، ص 293.

[11] دهخدا، علی اکبر، لغت نامه، چاپ دانشگاه تهران، چاپ اول، بهار 1372، ص 17888

[12] عسکری، ابوهلال، حمزه الامثال، چاپ دوم، دارالجیل، بیروت، لبنان، ص 7.

[13] حکمت، علی اصغر، امثال قرآن، چاپخانه مجلس، تهران 1333، ص 3

[14] هریدی، محمدیوسف، فرهنگ اصطلاحات قرآنی، قم، هجرت، 1378، ص 289.

[15] منجم المفهرس الالفاظ القرآن کریم، ص 659.

[16] بقره/263.

[17] بقره/265.

[18] بقره/261.

[19] رضوی، محمد، پیشین، ص26.

[20] قاموس در قران

[21] زخرف/56

[22] تخلیسی، ابوالفض حبیش بن ابراهیم، وجوه القرآن، به اهتمم مهدی محقق، دانشگاه تهران، 1340، ص 265.

[23] رضوی، محمد، پیشین، ص 27.

[24] فتح/29

[25] رضوی، محمد، پیشین، ص28.

[26] الحریدی النیشابوری، وجوه القرآن

[27] تخلیسی، ابوالفضل حیش بن ابراهیم، پیشین، ص265.

[28] سیدعلی، هلال الدین عبدالرحمن، الاتتان

[29] فخرالدین رازی، ابوعبداله محمد بن عمر، پیشین، ج30، ص 539.

[30] مکارم شیرازی، ناصر، نمونه، چاپ اول، دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1374 ش، ج 24، ص 114.

[31] کاشانی، ملفتح الله، زبده التفاسیر، چاپ اول، بنیاد معارف اسلامی، قم، 423 ق، ج1، ص 69.

[32] هاشمی، سیداحمد، جواهرالبلاغه فی المعانی و البیان و البدیع، چاپ چهارم، انتشارات مصطفوی، قم، 1369، ص 275.

[33] رضوی، محمد، پیشین، ص 31.

[34] مترجمان، ترجمه تفسیر جوامع الجامع، چاپ دوم، بنیاد پژوهش های اسلامی، آستان قدس رضوی، مشهد، 1377 ش، ج5، ص375.

اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
+ نوشته شده     توسط ساده ایرونی آموزشی  | 

تاریخچه مصرف چوب

تاریخچه مصرف چوب در جهان

از زمانی که انسان زندگی در غارها را آغاز کرد از چوب به عنوان وسیله شکار حیوانات استفاده نمود. شواهد موجود در موزه علوم طبیعی لندن موید آن است که انسان از حدود 10000 سال قبل با نیزه چوبی شکار می کرده و به وسیله تنه درختان از رودخانه ها عبور می نموده است. در دوران پارینه سنگی، نوسنگی و عصر آهن در سرزمین های آب گرفته به صورت کاملا ابتدایی از چوب به عنوان پایه و پوشش پناهگاه ها استفاده می نمود. روشی که حتی امروزه در برخی مناطق جهان در زندگی افراد بومی قابل مشاهده است.

در دوران ماقبل تاریخ مصر (از ظهور انسان در دوره نیل تا 3200 سال پیش از میلاد مسیح) بخصوص در دوره نئولیتیک مصریان راه استفاده از چوب را بخوبی می دانستند. و خانه های خود را با نرده های چوبی محافظت می کردد. نقطه عطف کاربرد چوب توسط مصریان به دوران آنئولیتیک باز می گرد که در آن زمان استفاده از قطعات مس برای ساخت ابزارهای ساده تجاری متداول گردید و ساخت تخت خواب و تابوت چوبی سیار رایج بوده است. رونق صنایع چوبی در آن زمان به حدی رسید که بخشی از تشریفات دربار پادشاهان تین استفاده از عصای چوبی سلطنتی و چوبدستی فرماندهی بود. ضمن آنکه در کاخ های سلطنتی درهای بزرگی تعبیه می شد که چارچوب آنها را از تیرهای چوبی بزرگ می ساختند. از این زمان است که نخستین پایه های صنایع تبدیلی چوب با تهیه لایه از چوب و چسباندن آنها و ساخت تخته چندلا گذاشته شد. ضمن آنکه از چوب در تزئینات نیز استفاده شد و صنایعی مانند حکاکی، منبت کاری و مبلسازی نیز شکل گرفت. بطوری که تخت توتان خامون ملکه مصر که از چوب آبنوس در 4000 سال قبل ساخته شد، یکی از شاهکارهایی آن دوره به حساب می آید.

از این زمان به بعد استفاده از چوب در دیگر مناطق شکل گیری تمدن بشری مانند چین و یونان رونق یافت که البته قابل مقایسه با رواج آن در مصر نمی باشد. به این ترتیب استفاده از چوب در ساخت دست افزار، خانه، اسباب منزل، وسایل کشاورزی، و قایق برای حمل و نقل دریایی رونق فراوانی یافت. به طوری که در سال های 1000 میلادی با تسلط اقوام وایکینگ بر اروپا استفاده از چوب بلوط در ساخت کشتی متداول شد.

با گسترش مسیحیت توسعه صنایع و هنر چوب مانند دیگر رشته های صنعتی و هنری تحت تاثیر مذهب قرار گرفت و در و پنجره کلیساها و اماکن مذهبی با کنده کاری هایی که غالبا بر روی چوب بلوط انجام می گرفت، تزئین گردیده؛ به گونه ای که در سبک معماری رومن که تا قرن 10 الی 13 میلادی ادامه داشت، اغلب کلیساها بخصوص آنهائی که در نواحی شمال رود نوار قرار داشتند دارای سقف بندی های بسیار زیبائی از چوب بودند. در مکتب معماری گوتیک که در تمام قرون وسطی (از اواخر قرن 12 تا قرن 16 ادامه داشت) اکثر تزیینات در و پنجره ها از چوب  و بخصوص از نوع چوب بلوط بوده است. از قرن 15 نیز بشکه های چوبی وسیله اندازه گیری مایعات و سیالات در اروپا و بخصوص انگلیس بود.

پس از رنسانس نیز صنایع مربوط به چوب در اروپا به سرعت رو به تکامل نهاد و بجز ابنیه مذهبی، صنایع تجاری و مبل سازی کاخ ها نیز رشد نمود که نمونه بارز آن میز تحریر لوثی پانزدهم است که در سال 1769 با استفاده از روکش چوب ساخته شد.

در زمان ملک الیزابت کمبود چوب بلوط برای کشتی سازی و خانه سازی توجه دولت انگلستان را به خود جلب نمود و پس از حریق شدید لندن در سال 1661 کمبود چوب بلوط در خانه سازی به حدی رسید که برای اولین بار انگلستان اقدام به وارد کردن چوب سوزنی برگان از خارج نمود.

از 200 سال قبل صنایع نوین چوب با استفاده از چوب به عنوان تیرهای خطوط مخابرات و انتقال نیرو و همچنین تراورس های راه آهن شکل گرفت و با سرعت روز افزونی مسیر تکامل را طی نمد به طوری که تا پایان جنگ جهانی اول، حدود 4000 مورد کاربرد مختلف برای چوب می شناختند. در حالی که امروزه شمارش فرآورده های صنایع چوب و کاغذ به طور دقیق امری دشوار و مستلزم صرف زمان زیادی است. کاربرد چوب فرآورده های چوبی به صورتی که در زدگی روزمره می شناسیم تا کاربردهای گوناگون در صنایع مختلفی از قبیل صنایع غذایی، پزشکی، هوا و فضا و غیره گسترش یافته است و با کمی دقت می توان دریافت شدت وابستگی انسان به این فراورده طبیعی به حدی است که بی اغراق قادر به حذف آن از زندگی بشر نخواهیم بود.

 قابلیت تبدیل مکانیکی چوب به اشکال و ابعاد مختلف، امکان ترکیب آن با مواد گوناگون و همچنین امکان تبدیل شیمیایی چوب، افقی بی انتها را جهت ساخت فرآورده های جدید در برابر انسان گشوده است.

 

تاریخچه مصرف چوب در ایران

مصرف چوب در ایران را در دو دوره تاریخی می توان مورد بررسی قرار داد: قبل از اسلام و ورود فاتحین عرب مسلمان ایران و بعد از آن. در مورد اخیر نیز نقطه عطفی به چشم می خورد و می توان دو دوره کاملا متمایز را مشاهده نمود. اولین دوره مربوط به قرون اول تا سیزدهم هجری قمری بوده و دومین دوره مربوط به یک قرن اخیر است که سرآغاز فصل جدیدی در بهره برداری و استفاده از چوب های جنگی و شکل گیری صنایع جدید چوب در ایران (همزمان با دستیابی مستقیم به نمونه هایی از بقایای آن به منظور بررسی موارد استفاده و فنون به کار گرفته شده جهت فرآوری چوب امری دشوار و تاحدودی غیرممکن می باشد. به همین دلیل بیشترین اطلاعات موجود درباره کاربردها و نحوه تبدیل و پرداخت چوب در ایران تنها ز خلال تصاویر، کتبیه ها و تندیش های بجا مانده از قرون گذشته و مهمتر از آن از دست نوشته ها و سفرنامه های مورخین و جهانگردان نامداری بدست می آید که درطول زمان در این سرزمین زیسته یا از آن گذر کرده اند.

 

کاربردها و موارد مصرف چوب قبل از ظهور اسلام در ایران

چنانچه توانایی های فنی هر قومی با دستاوردها و دانش فنی سایر اقوام معاصر با ایشان مقایسه گردد، می توان به میزان پیشرفت و عتلا فنون در نزد آنان پی برد. بررسی برخی از شواهد عینی و طالعه متون تاریخی و سفرنمه ه بخوی مشخص می نماید که صنایع چوب و هنر استفاده از این ماده در ایران باستان رونق بسیاری داشته است به گونه ای که حی پس از تصرف این سرزمن توسط اعراب نظیر آن تکرار نگردید. در این زمینه می توان به مهارت ایرانین باستان در ساخت چرخ، ارابه، کشتی سازی و بکارگیری چوب به عنوان یکی از مصالح ساختمانی اشاره نمود. بیشترین اطلاعات مربوط به صنایع مرتبط با چوب در این دوران را می توان در نوشته های مورخینی مانند هردوت، گزنفون و کنت کورث بدست آورد.

طبق مطالعات گریشمان در حدود 4200 سال قبل از میلاد مسیح مردمان بومی ایران که قرن ها قبل از مهاجرت آریایی ها در این سرزمین می زیستند، چوب را در کلبه سازی بکار می بردند و مدارک بدست آمده نشان از آشنایی آنها با چوب در ساخت ابزار، چرخ، رابه و وسایل کشاورزی نظیر خیش دارد.

در ارتباط با صنایع چوب در عهد هخامنشیان مدارک تاریخ روشن تری موجود است. گزنفون شرح کاملی  در توصیف سلاح های جنگی ساخته شده از جوب در زما کورش ارائه می نماید. در این دوره چوب در کشاورزی، ساختمان سازی، کشتی سازی و پل سازی نقش بسیار بسزایی ایفا می نمود.

بعد از هخامنشیان و از دوره سلوکی ها آثاری از این دست موجود نیست و از اشکانیان هم مدرکی در این باب ملاحظه نمی شود. صنایع چوب در دوره اشکانیان، به غیر از مواردی از قبیل ساخت تیرکمان، مانند سایر صنایع و فنون از هخامنشیان عقب تر بوده است.

در دوره ساسانیان اگرچه معماری به شکوه هخامنشیان نبود اما با اقتباس نکاتی از معماری رومی این فن وارد دور جدیدی از حیات خود گردید و نوآوری های جدید براهمیت بکارگیری چوب افزودند. در عهد ساسانیان استفاده از چوب جهت ساخت جنگ افزارها و آلات موسیقی بسیار رایج بود. بنا به اعتقاد پلانول با شروع دوران قدرت و رونق اقتصادی ایران در زمان ساسانیان به دلیل توسعه زندگی شهری، نیاز روستاییان به زمین های کشاورزی جهت تامین غذا و نیاز مردم شهرنشین به چوب جهت سوخت افزایش یافت و در نتیجه دور تازه ای در قطع درختان آغاز شد. لومبارد نیز فعالیت ذوب فلزات را عامل مهمی در تخریب جنگل های نوحی مرکزی و کوهستانی ایران برمی شمارد و به واردات چوب از هند اشاره می کند.

براساس نوشته های وی در این دوره ساخت و ساز با چوب مورد توجه بوده و از آن در ساخت کشتی و ماشین های آبی استفاده می گردید.

کاربردهای چوب پس از استیلای اعراب بر ایران (سده های میانی)

به زعم مامفورد تکوین یک سیستم فنی از دیدگاه نیرو و مصالح مورد استفاده شامل سه مرحله آغازین (آغازه ـ فنی)، مینی (پارینه ـ فنی)، و معاصر (نو ـ فنی) می باشد. مرحله آغازه ـ فنی ترکیبی از بکارگیری آب و چوب، مرحله پارینه ـ فنی ترکیبی از زغال سنگ و آهن و مرحله نو ـ فنی ترکیبی از برق و آلیاژهاست. در صورت پذیرش این تعریف با توجه به دشواری تهیه مصالحی چون سنگ و آهن و کیمیایی مواد سوختی جایگزین برای چوب مانند خار، خاشاک، زغال سنگ یا نفت و از سوی دیگر محدود شدن قلمروها و طبعا کمیابی آب و چوب در این دوره، سیستم فنی ایران به دشواری، تنها در مرحله آغازه ـ فنی قرار می گیرد.

در عی حال نبود وسایل نقلیه چرخ دار که خود معلول فقدان راه های ارتباطی مناسب جهت حمل و نقل بود، سبب شکل گیری مرحله آغازه ـ فنی متفاوتی با اروپا در ایران گردید و آن سیستم متکی به اقتصادی بودن چرخ در برابر سیستم واجد چرخ (نظیر آنچه اروپا به خود دید) می بادش. در نتیجه در سده های میانی رکودی در رشد و توسعه صنایع به وجود آمد که حتی منجر به پس رفت در زمینه علوم فنی و مهندسی گردید.

تنها موردی که می تواند سبب تمایز سیستم فنی ایران در این دوره از سیستم باستانی آن و در نتیجه ورود آن به مرحله آغازه ـ فنی باشد، شدت بخشیدن به استفاده از نیروی آب است. البته وابستگی شدید به آب و چوب در این دوره سبب گردید که سیستم مذکور هرگز تا ورود فنون غربی در قرن نوزدهم میلاد مسیح/ سیزدهم هجری قمری به مراحل بعدی تکامل خود وارد نشود. مصارف عمده چوب به عنوان یکی از ارکان اساسی یک سیستم آغازه ـ فنی در این دوره عبارت بودنداز:

چوب هیزمی (سوخت) برای بکار انداختن صنایع سرامیک و شیشه، ذوب فلزات، تولید شکر و ...

چوب صنعتی (ساخت) برای ساخت چرخاب ها، آسیاب ها، دارهای نساجی، کشتی ها، ساختمان ها، خیش ها و نمونه های بسیار دیگر.

از مهمترین دلایلی که سبب رکود و عدم توسعه صنایع چوب ایران در این دوره گردید، می توان به کمیابی و گرانی چوب، دشواری حمل آن به سایر نقاط، نبود متخصصین فن و عدم توجه به حکومت ها به پیشرفت های فنی و نیز دشواری قطع و استحصال چوب اشاره نمود.

در این دره با توجه به کمبود چوب در اکثر نقاط ایران، چوب موردنیاز جهت سوخت و چوب های صنعتی (ساخت) از برخی نقاط چوب خیز این سرزمین از جمله سمرقند، جنوب ماوراء النهر، اطراف هرات و البته حاشیه دریای خزر تامین می شد. بخشی از چوب موردنیاز نیز از آفریقا و یا هند وارد می گردید. در سایر نقاط ایران نیز که امکان دسترسی به چوب وجود نداشت و یا راه های آبی جهت حمل و نقل آسان و ارزان آن موجود نبود، روش عجیب دیگری برای تهیه چوب وجود داشت و آن استفاده از چوب ابنیه قدیمی جهت ساخت و سازهای جدید بود.

در میان فنون بکارگیری و فرآوری چوب تنها فنون مرتبط با نازک کاری آن از جمله درود گری و صنایع مستظرفه مرتبط با چوب از رشدی نسبی برخوردار بودند. اما در زمینه کاربردهای مهندسی چوب نظیر کشتی سازی، معماری و استفاده از آن در معادن باید مهارت صنعت گران و مهندسین ایرانی را بسیار پایین تر از صاحبان فن در ایران باستان ارزیابی نمود. تنها وجه تمایز در خور توجه، ساخت ماشین های آبی و آسیاب ها در سده های میان به حساب می آید.

در ساخت اجزا این ماشین آلات، چوب اساسی ترین نقش را ایفا می نمود و امکان جایگزین نمودن آن با سایر مصالح و مواد وجود نداشت. اهمیت اجزای چوبی این ماشین ها به حدی بوده که مورد وقف اقع شده و در مباحث حقوقی، نظیر خرید و فروش و ساخت این گونه ماشین آلات قیمت و ارزش اجزای چوبی بکار رفته در آن جداگانه محاسبه می شد. با این حال همانگونه که پیشتر اشاره گردید، بنا به دلایل گوناگون، حرکت در این بخش نیز بسیار کند و عقب تر از دوره معاصر خود در اروپا بود.

مهمترین ماشین های آبی در این دوره را می توان به دو گروه آسیاب ها و دستگاه های بالا برنده آب تقسیم نمود. در بخش آسیاب ها انواع آسیاب های آرد، شکر، دنگ های برنج، آسیاب های روغن و آسیاب های کاغذ بیشترین اهمیت را داشتند. در ساخت آسیاب های بادی هم که در نواحی شرقی و جنوبی کشور وجود داشتند چوب نقش اساسی داشت. مهمترین دستگاه های بالابرنده آب نیز عبارت بودند از گاوچاه، چرخ ایرانی، ناعوره و دولاب.

 

استحصال و بکارگیری چوب در یک قرن اخیر

همانگونه که پیشتر اشاره گردید قرن گذشته سرآغاز جهش بزرگی در صنعت چوب ایران و ورود فناوری غرب به داخل کشور بوده و بهره برداری از منابع جنگی در شکل جدیدی آغاز گردید. اما این امر نه تنها به شکوفایی صنعت مذکور در کشور منتهی نشد بلکه باعث ویرانی و غارت جنگل های نواحی شمالی ایران گردید. شاید دلیل چنین واقعه ای را باید به فقدان سیاستی صحیح در حفظ و صیانت از جنگل های کشور منتسب نمود که خود ناشی از عدم توجه پادشاهان، شاهزادگان، خوانین و ملاکین در دوره قاجار و بعد از آن، نسبت به منابع و منافع ملی بوده است.

اعطای امتیازات انحصاری به شرکت های خارجی، دست آنها را در غارت و چپاول جنگل های ایران و به یغما بردن گونه های ارزشمند جنگلی بازگذاشت. ملی نبودن جنگل ها و مالکیت فردی، سودمندی این تجارت برای بیگانگان و حتی سوداگران داخلی و روش های نادرست استحصال و بهره برداری در جنگل، منجر به تخریب و کاهش شدید سطح جنگل ها گردید.

روسیه، انگلستان، فرانسه و ایتالیا از مهمترین کشورهایی بودند که به بهره برداری سنگین در جنگل های شمال ایران پرداختند.

با شروع قرن اخیر اتباع و سرمایه داران روس اقدام به بهره برداری بی رویه جنگل های گیلان و مازندران نمودند. در سال 1267 کمپانی تجارت کوسیس و تئوفیلاکتوس در ازاء پرداخت مبلغ سالانه 500 هزار قران، حق انحصاری قطع و صادرات درختان و گرده پینه ها را به روسیه بدست آورد. این د شریک یونانی که برای دولت تزاری روسیه کار می کردند، در حدود 200 هزار اصله درخت شمشاد به ارزش تقریبی 3 میلیون قران را به روسیه صادر نمودند. در حالی که شرایط این قرارداد انحصاری به شرکت اجازه صدور تنها 100 هزار اصله درخت شمشاد و سرو را از جنگل های گیلان و مازندران می داد.

در سال 1278 قرارداد مذکور به مدت 8 سال دیگر تمدید گردید. علاوه بر آن مهمترین شرکت روسی که دست به بهره برداری از جنگل های شمال زد، تحت تملک خشتاریا قرار داشت. وی نیز موفق به اخذ امتیاز انحصاری بزرگی جهت بهره برداری از جنگل های طالش در سال 1329 گردید و طی سال های 1328 و 1329 جمعا 22 هزار هکتار از جنگلهای منطقه را از خوانین و ملاکین اجاره نمود. اندکی بعد فردی به نام اولینکوف نیز به وی پیوست و در سال 1330 شرکت صنایع چوب ایران و روس را تاسیس کردند. این شرکت مجهز به کارخانجات چوب بری، تولید برق، راه آهن، راه های فرعی جنگلی، بندر و سایر تاسیسات بود. در طول جنگ جهانی اول، کارخانه چوب بری دیگری در ارومیه توسط روسها تاسیس گردید.

کمپانی دیگر با نام ساندی پولز نیز در سال 1307 قراردادی با دولت ایران امضا نمود و براساس آن این شرکت یونانی اجازه یافت تا جنگل های بندر گز را مورد بهره برداری قرار دهد. درختان مورد بهره برداری عمدتا شمشاد جوان بوده و سریعا بطور یکسره قطع و در غالب گرده پینه هایی به طول 1 تا 3 متر و قطر 20 سانتی متر یا بیشتر، با کشتی به روسیه حمل گردیدند.

پس از آغاز کشت توتون در گیلان، چوب جنگل های این منطقه جهت مصارف دیگری نیز مورد استفاده قرار گرفتند. از جمله در گرمخانه ها به عنوان سوخت کارخانجات و در تاسیسات به منظور ساخت داربست و ستون. بعد از راه اندازی راه آهن سراسری نیز گرده پینه های بدست آمده از جنگل های شمال به عنوان مصالح ساختمانی ارزان قیمت به جنوب کشور فرستاده شدند و این امر خود بر تعداد سوداگران منفعت طلبی که اقدام به غارت جنگل های شمال کرده بودند، افزود.

اما در میان تمام این فعالیت ها از همه دردناکتر قطع درختان بلوط در دهه های 1320 و 1330 جهت ساخت بشکه های نگهداری مشروبات الکی در جنگل های گنبد بوده است. تخته های بدست آمده برای این منظور هیچ کاربردی جز مورد فوق نداشتند و به خارج از کشور صادر می گردیدند. به دلیل روش نادرست بهره برداری، میزان ضایعات درختان قطع شده جهت ساخت تخته ها در حدود 80 تا 90 درصد بود. به بیان دیگر تنها 10 تا 20 مترمکعب از هر 100 مترمکعب چوب قطع شده جهت ساخت بشکه ها مصرف می گردید و مابقی چوب هدر می رفت.

کمپانی انگلیسی ایرانین تیمبر که از سال 1326 تا 1324 به ساخت و صادرات بشکه ها می پرداخت اگرچه در ظاهر می کوشید تا روش های قدیمی بهره برداری را بهبود بخشد اما در عمل نتوانست یا نخواست در زمینه نوسازی روش های بهره برداری از جنگل ها تلاش قابل ملاحظه ای بنماید و روش های نادرست قدیمی را در پیش گرفت.

بنابر آمار موجود در سال های 1332 تا 1324 بطور متوسط 4 هزار مترمکعب تخته مناسب جهت ساخت بشکه از ایران صادر شده بود. در صورتی که صحت این آمار را بپذیریم، با توجه به 90 درصد ضایعات در فرایند ساخت چنین تخته هایی درخواهیم یافت که در طی آن زمان متجاوز از 40 هزارمترمکعب از بلوط های بسیار ارزشمند جنگل های گنبد قطع و نابود شده اند.

در این دوره چوب های ایرانی به دو گروه چوب های صادراتی و مصرف داخلی تقسیم می شدند. بلوط از بالاترین میزان اهمیت در صادرات برخوردار بود و انگلیس خریدار اصلی آن بشمار می رفت. از اوایل دهه 1340 صادرات بلوط به انگلستان ممنوع گردید زیرا ساخت تخته ها با توجه به مشخصاتی که مورد درخواست مصرف کنندگان بود و روش تبدیل، تخرب زیادی را به جنگل ها وارد ساخته بود.

گردو دومین گونه صدراتی بود و خریداران آن عمدتا کارخانه های روکش ایتالیا و فرانسه بودند. قبل از خرید درختان، خریداران تنه هر یک را سوراخ می کردند تا نقش چوب را ارزیابی کرده و از نداشتن نقص در آن اطمینان حاصل کنند. چوب های مردود به بازار داخلی فرستاده می شدند و گروه بینه های مورد قبول توسط خریداران ایتالیایی و انگلیسی خریداری و صادر می گردیدند. روکش های حاصل از گردوهای صادراتی توسط شرکت های خارجی مجددا به ایران صادر شده و با قیمت بالایی به فروش می رسیدند. و در صنایع روکش مبلمان و محصولا ت ظریف چوبی به کار گرفته می شدند.

شمشاد سومین گونه صادراتی بو که در ساخت دوک های کوچک و متوسط نساجی استفاده می گردید. اما از آنجا که گونه ای کند رشد بود، دولت محدودیت هایی را جهت صادرات آن وضع نمود.

نمونه ای از قیمت های چوب های صادراتی در سال 1342 به شرح زیر بوده است:

Û  قیمت چوب گردو با دور تنه حداقل 240cm و یا بیشتر و با شرط آنکه در هر محموله حداقل 50 درصد گروه بینه ها دور تنه ای بالایی  300cm داشته باشند به ازای هر تن (تحویل در بنادر شمالی ایران) 210 دلار بود.

Û    افرا با حداقل دور تنه 120cm به ازای هر تن (تحویل به صورت FOB در بنادر شمال) 112 دلار یا 480 فرانک قیمت داشت.

 

در مورد چوب های صادراتی علاوه بر رعایت نکاتی که بیشتر به آنها اشاره گردید و در تعین قیمت نقش داتشند، چوب صادراتی باید فاقد کرم خوردگی، پوسیدگی، یخ زدگی و از همه مهمتر تبرخوردگی بودند. از دیگر شرایط مترتب بر این چوب ها، داشتن نقوش و زمینه زیبا تا نزدیکی پوست در آزمون سوراخ کردن بوده است.

کرایه حمل از نواحی مازندران در دریای خزر و گیلان هر تن 5000 ریال بود در حالی که کرایه حمل از بنادر ایران هر تن 300 دلار مورد محاسبه قرار می گرفت.

تاریخچه اقدامات حفاظتی در جنگل های کشور

شروع اقدامات صیانتی جهت ساماندی و بهبود وضعی جنگل های کشور و نیز وضع قوانین مرتبط، به آغاز قرن اخیر باز می گردد ولیکن سرعت رشد و توسعه این فعالیت ها به ویژه تا اواسط قرن حاضر غالبا از سرعت تخریب جنگل ها کندتر بوده و نتوانست از تحمیل خسارت های سنگین و جبران ناپذیر بر بدنه جنگل های شمال کشور جلوگیری نماید. می توان تاریخه سیر این فعالیت ها را به صورت زیر دنبال نمود:

در سال 1299 وزارت فلاحت تاسیس گردید. این سازمان نخستین ارگانی بود که وضعیت جنگل های شمال کشور را مورد توجه قرار داد. با بهبود وضعیت اقتصادی در سال 1302، دولت اقدام به استخدام چندین مستشار جنگل، به مدت سه سال، از آلمان نمود.

در سال 1303، تعدادی مستحفظ جنگل استخدام و در جنگل های شمال کشور مشغول به کار شدند. در عین حال تشکیلات اداری کوچکی در سه ناحیه گیلان، مازندران و گرگان پایه گذاری شد که دستورات خود را از تهران دریافت می کردند.

در همی سال طی پیشنهاد شماره 8451 وزارت فلاحت، تجارت و فوائد عامه، تصویب نامه ای 8 بندی لازم الاجرا گردید که براساس آن حق نظارت فنی در اجاره دادن محصولات جنگی و اجازه قطع اشجار صنعتی و غیرصنعتی وی نیز حق استفاده از مواد استحصالی جنگل در اختیار وزارت فلاحت قرار گرفت. در این مصوبه اشجار صنعتی عبارت بودند از گردو، شمشاد، لور، آزاد و کلیه سیاه درختان جنگلی. برمبنای این مصوبه متقاضی باید عوارض دولتی و حقوق مامورین نظارت را نیز می پرداخت. حقوق گمرکی نیز زیر نظر وزارت مالیه تعیین می گردید. تشکیلات مذکور تا سال 1307 به فعالیت خود ادامه داد.

در سال 1309 مدرسه جنگل داری تاسیس گردید و در هر دوره آموزشی که شش ماه به طول می انجامید 40 نفر آموزش می دیدند. در سال 1311 براساس تصویب نمه ای هفت ماده ای، اداره کل فلاحت مامور تفکیک جنگل های دولتی از خصوصی گردید. طی این تصویب نامه، تبدیل جنگل های صعتی به زراعی شدیدا ممنوع گردید.

در سال 1317 دایره ای با نام جنگل در امور کشاورزی تاسیس  شد و تصدی آن در سال 1318 به مرحوم دکتر کریم ساعی (پدر جنگلبانی در ایران) سپرده شد. در سال 1321 دایره مذکور به اداره کل جنگل ها تغییر نام داده و به سازمان دهی 4 منطقه جنگلی گیلان، شهسوار، مازندران و گرگان پرداخت. در همان سال دوره های دستیاری مهندسی جنگل و حفاظت از جنگل برقرار گردید و قوانین ضروری در ارتباط با قطع اشجار، استحصال چوب آلات و ساخت کوره های زغال سازی و ... تدوین گردیدند. در عین حال جهت نظارت و کنترل بر قطع درختان در جنگل های شمال ایستگاه های بازرسی در سر دفترداری های کرج، رودهن و راه آهن تشکیل گردید.

در سال 1327 اداره فوق به بنگاه جنگل ها تغییر نام داد و این بنگاه فعالیت های حمایتی خود را به صورت علمی تر و عملی تر دنبال نمود. در میان فعالیت های بنگاه مذکور می توان به برقراری دوره های آموزشی کمک دستیاری مهندسی جنگل و اعزام دانشجو به خارج از کشور و ایجاد نهالستان و جنگل های مصنوعی جهت احیا جنگل های مخروبه اشاره نمود. سایر اقدامات مهم این بنگاه عبارت بودند از انجام تحقیقات جنگل، آماده سازی نقشه های جنگل توسط گروه های فنی، ساخت راه های جنگلی و به خدمت گرفتن ماشین آلات مناسب تر جهت بهره برداری از جنگل ها

در سال 1338 بنگاه جنگل ها به سازمان جنگل بانی تغییر نام داد و بعدها پس از ادغام با سازمان شیلات، وزارت منابع طبیعی تاسیس گردید.

در حال حاضر سازمان جنگل ها و مراتع متولی صیانت از جنگل های کشور می باشد.

 

تجارت چوب

وضعیت صنایع چوب و تجارت جهانی مصنوعات چوبی

امروزه چوب و سایر فرآورده های سلولزی جز لاینفک زنگی بشر بوده و صنایع مرتب با جنگل، چوب و کاغذ از پراشتغال ترین فعالیت های تولیدی می باشند. مصرف روزافزون چوب و فرآورده های آن موجب شده است تا کشورهای زیادی اقدام به تولید و تجارت انواع مواد اولیه، ماشین آلات و محصولات چوبی در این بخش بنمایند. در این ارتباط کشورهای پیشرفته جهان و همچنین کشورهای تازه صنعتی شده جنوب شرقی آسیا پیشگام می باشند و در زمینه تولید، صادرات و حتی مصرف این گروه ها از کالاها از دیگر کشورها پیشی گرفته اند. آمارهای جهانی نشان می دهد بیش از 65 درصد مصرف چوب های گرد صنعتی و 70 تا 75 درصد مصرف فرآورده های چوبی به این کشورها اختصاص دارد.

علاوه بر آن بیش از 50 درصد تجارت جهانی فرآورده های چوبی در اروپای غربی و 21 درصد آن در آمریکای شمالی صورت می گیرد. در این میان کشورهای کمتر توسعه یافته تنها در صادرات چوب آلات پهن برگ سهم قابل ملاحظه ای را در اختیار دارند که عمدتا به صورت گرده بینه و چوب آلات بریده می باشد اما این محصولات روی هم رفته تنها 10 درصد از حجم کل تجارت جهانی محصولات چوبی را شامل می گردد.

روند تجارت محصولات چوبی از کشورهای در حال توسعه به کشورهای توسعه یافته در حال افزایش است. به عنوان مثال هم اکنون چین با پشت سر گذاشتن کانادا اولین کشور صادر کننده محصولات چوبی و مبلمان به بازار ایالات متحده می باشد و گروهی از کشورهای آسیای شرقی سهم قابل ملاحظه ای از تجارت جهانی اوراق فشرده چوبی را در اختیار دارند.

تنوع بیش از حد محصولات مربوط به صنایع چوب همراه با مزیت های نسبی کشورهای مختلف در تولید و صادرات این مصنوعات عامل توسعه حجم مبادلات آن است. به گونه ای که کشورهایی که از بزرگترین صادرکنندگان یک گروه از مصنوعات چوبی هستند، در عین حال واردکننده عمده گروه های دیگر از این تولیدات می باشند. به عبارت ساده تر از مزیت نسبی خود در ساخت برخی از تولیدات چوبی استفاده کرده و سایر کالاهای تولید شده چوبی را که در ساخت آنها از مزیت نسبی کمتری برخوردار می باشند، از کشورهای دیگر و با قیمت مناسب تر وارد می نمایند. در این میان کشورهای امریکا، اندونزی، سوئد، چین، مالزی، کانادا، آلمان، تایوان و ایتالیا در رده تولیدکنندگان بررتر قرار دارند.

در سال 2004 تقاضایی در حدود 200 میلیارد دلار فقط در بخش مبلمان توسط 50 کشور موثر در بازار وجود داشته که بیانگر بازار بسیار بزرگ تولیدات چوبی در جهان است. چنانچه کشوری بتواند تولیدات چوبی خود را با این بازار بزرگ پیوند زند، درآمد ارزی قابل توجهی را می تواند تحصیل نماید؛ درآمدی که فاقد ریسک های مربوط به تجارت کالاهای استراتژیکی چون نفت، شکر، گندم و غیره می باشد.

 

فرصت های ایران جهت صادرات به بازارهای منطقه ای و جهانی

کشورهای ایران به دلیل برخورداری از سواحل شمالی و مرزهای آبی طویل در جنوب و داشتن راه های مبادلاتی مختلف در شمال، شمال غربی و جنوب کشور، از موقعیت جغرافیایی بسیار عالی برای تجارت برخوردار است. در عین حال نزدیکی ایران به بازار آسیای میانه و قفقاز در شمال با بیش از 50 میلیون دلار واردات از سوی کشورهای تازه استقلال یافته شوروی سابق، می تواند نیروی محرکه قابل ملاحظه ای برای صنایع چوب کشور به شمار می آید؛ به طوری که پس از سال 1991 و با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی دروازه این کشورها به روی کالاهای ایران گشوده شد و تا سال 1996 سهم ایران از بازار فوق رو به افزایش گذاشت. ولی به دلیل مقاوت بازار در برابر کیفیت پایین کالاهای ایرانی و به موازات آن ورود رقبای جدید سیر نزولی صادرات آغاز شد.

از طرف دیگر بازار بزرگ مصنوعات چوبی در حوزه خلیج فارس با پتانسیل قریب به 1 میلیارد دلار واردات که هر کشور صاحب صنعتی را جهت ورود وسوسه می کند نیز بدون هیچگونه تلاشی ا دست تولیدکنندگان و صادرکنندگان ایرانی خارج مانده است. در حالیکه به دست آوردن 10 درصد از این بازار می تواند با بیش از 50 میلیون دلار درآمد ارزی، تحولی مثبت در صنایع چوب کشور ایجاد کند.

تحقیقات و بررسی های بعمل آمده نشان از حضور قدرتمند کشورهایی همچون ایتالیا، امریکا، اسپانیا، فرانسه، انگلیس، مالزی، اندونزی، دانمارک، چین و سنگاپور در بازار مصنوعات این کشورها دارد. آمارهای ارائه شده با توجه به میزان صادرات ایران به این بازار بیانگر سهم اندک ایران است که البته همین سهم اندک هم در حال نزول می باشد.

در تجارت جهانی فرآورده های چوبی صرف نظر از دو بازار منطقه ای مذکور بازارهای بسیار قابل توجهی نیز وجود دارند که می توانند برای صادرات مصنوعی چوبی مورد توجه قرار گیرند. به عنوان مثال در سال 2002 واردات مبلمان ایالات متحده بالغ بر 16 میلیارد دلار، آلمان 6 میلیارد دلار، انگلستان 4 میلیارد دلار، فرانسه و ژاپن در حدود 3 میلیارد دلار و کانادا 2 میلیارد دلار بوده است. در حالیکه به دلیل قطع ارتباطات سیاسی و تجاری با ایالات متحده و عدم شناخت بازارهای آن هیچ توفیقی در تجارت با این کشور حاصل نشده و سهم ایران در تجارت با سایر کشورهای مذکور بسیار ناچیز است.

گذشته از موقعیت جغرافیایی برجته ایران، مزیت نسبی کشور در تولید و صادرات برخی از مصنوعات چوبی قابل توجه است. برخلاف بسیاری از محصولات که تولید آنها نیازمند وجود امکانات وسیع تکنولوژیکی پیشرفته و گرانقیمت می باشند، صنایع چوب و به ویژه گروه کالاهای تمام چوب و منبت کاری شده از تجهیزات و ماشین آلات ساده ای استفاده می کنند که دستیابی به آن در کشور چندان مشکل نیست، طبق تحقیقات بعمل آمده 6/75 درصد تولیدکنندگان این گروه با کمتر از 50 درصد توان خود در حال فعالیت هستند. با توجه به طیف وسیع این محصولات امکان گزینش محصولات کاربر به جای محصولات سرمایه بر میسر می گردد که کشور در این بخش نیز از مزیت نسبی بیشتری برخوردار است و با توجه به پتانسیل بالای نیروی کار در کنار انرژ ارزان از قابلیت رقابتی نسبی مناسب تری نیز بهره می برد.

در مجموع تولیدکنندگان به واسطه اشباع نسبی بازار داخل و به جهت دستیابی به بازارهای جدید منطقه ای و جهانی ملزم به پیوند زدن تولیدات خود با صادرات هستند تا قدرت بقای خود را در مقابل صدمات ناشی از فراز و نشیب های بازار داخلی تضمین کنند.

 

رویکرد کشورهای صاحب صنعت در واردات چوب و ضرورت شناخت گونه های تجاری دنیا

در بسیاری از کشورها به دلیل محدودیت منابع جنگلی و یا توسعه تکنولوژی و تولید فراورده های متنوع چوبی نیاز به وراد کردن چوب از کشورهایی که از منابع غنی چوبی برخوردارند، ضروریست. بدین جهت در چند دهه اخیر کشورهای پیشرفته مانند ژاپن، فرانسه، آلمان، انگلستان و ایالات متحده به دلیل زیرکی و دقت نظر تجار و با تکیه بر دانش علمی متخصصین خود اقدام به تاسیس مراکز علمی و پژوهشی بسیار قوی و کارآمد در باره شناخت جنگل های گرمسیری نموده اند.

با وجود منابع غنی چوبی در هر یک از کشورهای مذکور، این کشورها براساس نتایج حاصل از تحقیقات موسسات فوق اقدام به وارد کردن گونه های چوبی متعدد جهت تولید فراورده های چوبی موردنیازشان و یا صادر کردن آنها و حفظ بازار محصولات خود در سراسر جهان و حمایت از کارخانه های تولیدی خود نموده اند. اساسا کارخانه هایی که برای این منظور طراحی شده اند در مناطق ساحلی تاسیس گردیده اند تا از ارزانترین روش حمل و نقل که کشتی است استفاده نمایند و از سویی دیگر فراورده های تولید شده را نیز بلافاصله با کمترین هزینه به کشورهای مصرف کننده ارسال کنند. برای مثال چندین واحد تولیدی در شهر ساحلی ویسمار در شمال آلمان در کنار دریای شمال در طی چند سال اخیر ساخته شدند تا با وارد کردن چوب از کشورهای اسکاندیناوی فراورده های متنوعی مانند OSB، تخته خرده چوب و غیره تولید نمایند.

از مجموع محصولات تولید شده حدود 20 درصد برای مصارف داخلی به بازار داخل ارسال می شود و 80 درصد دیگر آن به کشورهای مختلفی چون کشورهای ثروتمند عربی صادر می شود.

البته اتخاذ چنین سیاستی تنها منحصر به کشورهای توسعه یافته نبوده چنانکه نظایر آن در کشورهای در حال توسعه ای مانند کشورهای جنوب شرق آسیا و چین کاملا مشهود است که در این بین چین از موقعیت ویژه ای برخوردار می باشد. به گونه ای که به عنوان یک مدعی در صحنه تجارت محصولات جنگل جهان در حال رشد است. این کشور به سرعت به واردکننده درجه یک محصولات جنگل در جهان تبدیل شده است به گونه ای که در سال 2003 مصرف کننده و مقصد اصلی گروه بینه های کشورهای غرب افریقا، چین بوده است.

بدین ترتیب این کشور، گونه های چوبی که در کشور هدف مورد علاقه مردم هستند را وارد نموده و آنها را به محصولات چوبی با ارزش افزوده تبدیل کرده و گونه های چوبی وارداتی تبدیل شده را طبق سلیقه و پسند مصرف کننده مجددا به کشور هدف صادر می کند.

امریکا در سال 200 حدود 5/2 میلیارد دلار مبلمان از چین وارد نمود که این رقم در سال 2004 به 9/8 میلیارد دلار رسد. در سال 2000 واردات مبلمان کشورهای اتحادیه اروپا از چین و کشورهای در حال توسعه، بالغ به 4/2 میلیارد دلار گردید. چین در سال 2002 مهمترین تولیدکننده جهان در بخش مصنوعات چوبی بوده و حدود 3/5 میلیارد دلار مبلمان صادر نموده و موفق به کسب عنوان بزرگترین صادرکننده مبلمان به ایالات متحد گردید.

در این سال مبلغ 170 میلیارد ین واردات ژاپن به فراورده های چوبی چین اختصاص یافت که از این میزان 148 میلیارد ین شامل کالاهای تماما ساخته شده و دارای ارزش افزوده می باشد. صادرات مبلمان چین به کره جنوبی با رشد سالانه 126 درصدی به 172 میلیون دلار در سال 2003 رسید. کشور ما نیز در سال های اخیر از حضور محصولات چین در بازارهای منطقه ای و جهانی در امان نبوده تا آنجا که عنوان می شود: مبلمان چین بازار ایران را تسخیر کرده است و این امر در حالی است که این کشور با تعداد به نسبت برابر مراکز تولید در مقایسه با ایران (حدود 50000  مرکز تولیدی صنایع چوب) چنین جایگاهی را در بازار جهانی کسب نموده است.

با آنکه مصرف سرانه چوب و کاغذ در ایران تقریبا 4 برابر از متوسط آسیا و حدود 7 برابر از متوسط کل جهان پایین تر است. ولی برای تامین نیاز 60 میلیونی به حداقل 9 میلیون مترمکعب چوب و فراورده های سلولزی نیاز است که 4/1 میلیون مترمکعب آن از جنگل های شمال و تقریبا همین مقدار از مقطوعات باغی تامین می شود. طبیعتا بقیه این مقدار باید وارد گردد.

واردات مذکور یا مانند کاغذ مستقیما مورد مصرف قرار می گیرد و یا اینکه مثل چوب و خمیرکاغذ مواد اولیه صنایع چوب خواهند بود. سایر عواملی که کشور را ناگزیر به واردات چوب می نماید عبارت است از سلایق مشتری، قوانین وضع شده در خصوص حفظ و صیانت جنگل ها و امکان بروز تغییرات در این قوانین، معاملات تهاتری (پایا پای) دولت جمهوری اسلامی ایران با دولت روسیه و نیز نیاز صنایع مختلف داخلی، مانند لنج سازی و یا صنایع محصولات ساختمانی. در عین حال با نگاهی آینده نگر و بررسی عملکرد کشورهای موفق در عرصه تجارت جهانی فراورده ها و مصنوعات چوبی، با توجه ه امکانات بالقوه ایران در صادرات از جمله موقعیت جغرافیایی منحصر به فرد کشور و مزیت های نسبی موجود، می توان با تاسیس واحدهای صنعتی در نواحی شمال و جنوب کشور با واردات چوب و کالاهای واسطه ای از آسیای میانه در شمال و نیز از نواحی گرمسیری و جنوب شرق آسیا در جنوب کشور و تبدیل آنها به محصولات نهایی چوبی دارای ارزش افزوده، درآمد سرشاری را عاید کشور در بخش صنعت چوب کرده و به رونق آن کمک شایانی نماییم. این امر نیز به نوبه خود موید ضرورت واردات و شناخت گونه های تجاری جهان می باشد.

در بحث واردات چوب خام، محصولات چوبی وارداتی عبارتند از گرده بینه هیزمی پوست کنی شده، چهار تراش، تراورس و الوار که بیشترین واردات کشور به صورت الوار، سپس به صورت گرده بینه و در نهایت چهار تراش می باشد. بیشترین گونه های وارداتی از گونه های سوزنی برگ نراد و کاج بوده اند که در بازار به چوب روسی مشهورند. گونه رشا نیز مقام دوم را در واردات دارد. از سایر گونه ها که کمابیش وارد کشور شده می توان به بلوط، باکائو، ساچ، کروئینگ، آکاژو و ... اشاره نمود.

همانگونه که اشاره شد بیشترین واردات چوب به کشور به صورت تخته نراد بوده که عمدتا از طریق روسیه و به صورت دست دوم از آذربایجان، ارمنستان و گرجستان وارد کشور شده است. بنابراین عمده واردات چوب به کشور از روسیه می باشد. دومین کشور صادرکننده چوب به کشور، امارات متحده عربی است. عمده محصولات چوبی وارد شده از این کشور به صورت چهارتراش بوده که شامل چوب های غیراز گونه های سوزنی برگان می باشند و بیشتر عبارتند از راش، بلوط و گونه های چوب های گرمسیری. جالب اینکه در فهرست کشورهای صادرکننده چوب در ایران حتی یک محموله هم از مبدا یکی از کشورهای مناطق جنگل های حاره یا کشورهای امریکای لاتین و افریقا وجود ندارد در حالیکه این کشورها اصلی ترین مبدا تهیه چوب در جهان هستند. متاسفانه به علت عدم آشنایی تجار ایرانی به بازار جهانی و عدم فعالیت افراد متخصص و آشنا به مبادی چوب های تجاری، شاهد افزایش قیمت خرید و نهایتا قیمت تمام شده می باشیم.

 

اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
+ نوشته شده     توسط ساده ایرونی آموزشی  | 

10 فایده لبخند زدن

ارسال شده توسط admin در 11th آگوست 2009

لبخند

1. لبخند جذابتان می کند.

همه ما به سمت افرادیکه لبخند می زنند کشیده می شویم. لبخند یک کشش و جذبه فوری ایجاد می کند. دوست داریم نسبت به آنها شناخت پیدا کنیم.

2. لبخند حال و هوایتان را تغییر می دهد.

دفعه بعدی که احساس بی حوصلگی و ناراحتی کردید، لبخند بزنید. لبخند به بدن حقه می زند.

3. لبخند مسری است.

لبخند زدن برایتان شادی می آورد. با لبخند زدن فضای محیط را هم شادتر می کنید و اطرافیان را مانند آهن ربا به سمت خود می کشید.

4. لبخند زدن استرس را از بین می برد.

وقتی استرس دارید، لبخند بزنید. با اینکار استرستان کمتر می شود و می توانید برای بهبود اوضاع وارد عمل شوید.

5. لبخند زدن سیستم ایمنی بدن را تقویت می کند.

به این دلیل عملکرد ایمنی بدن تقویت می شود که شما احساس آرامش بیشتری دارید. با لبخند زدن از ابتلا به آنفولانزا و سرماخوردگی جلوگیری کنید.

6. لبخند زدن فشارخونتان را پایین می آورد.

وقتی لبخند می زنید، فشارخونتان به طرز قابل توجهی پایین می آید. لبخند بزنید و خودتان امتحان کنید.

7. لبخند زدن اندورفین، سروتونین و مسکن های طبیعی بدن را آزاد می کند.

تحقیقات نشان داده است که لبخند زدن با تولید این سه ماده در بدن باعث بهبود روحیه می شود. می توان گفت لبخند زدن یک داروی مسکن طبیعی است.

8. لبخند زدن چهره تان را جوانتر نشان می دهد.

عضلاتی که برای لبخند زدن استفاده می شوند صورت را بالا می کشند. پس نیازی به کشیدن پوست صورتتان ندارید، سعی کنید همیشه لبخند بزنید.

9. لبخند زدن باعث می شود موفق به نظر برسید.

به نظر می رسد که افرادیکه لبخند می زنند اعتماد به نفس بالاتری دارند و در کارشان بیشتر پیشرفت می کنند.

10. لبخند زدن کمک می کند مثبت اندیش باشید.

لبخند بزنید. حالا سعی کنید بدون از بین رفتن آن لبخند به یک مسئله منفی فکر کنید. خیلی سخت است. وقتی لبخند می زنیم بدن ما به بقیه بدن پیغام می فرستد که “زندگی خوب پیش می رود”. پس با لبخند زدن از افسردگی، استرس و نگرانی دور بمانید.


 

10 روش براي افزايش رضايت از زندگي

روانشناسی 7th جولای 2009

در چند سال اخير‌، روان‌شناسان و جامعه‌شناسان به بررسي اطلاعات درباره پرسشي پرداخته‌اند كه قبلاً‌ براي فلاسفه مهم بود: چه چيزي باعث رضايت ما مي‌شود؟
پژوهشگران به اين منظور تحقيقات گسترده‌اي در سراسر جهان انجام داده‌اند تا ببينند چگونه چيزهايي مانند پول، نگرش، فرهنگ، حافظه، تندرستي، نوع‌دوستي و عادات روزانه بر احساس بهروزي ما تأثير مي‌گذارد. حوزه جديد روان‌شناسي مثبت پر از يافته‌هاي جديدي حاكي از آن است كه اعمال ما تأثير چشمگيري بر احساس خوشبختي و رضايت ما از زندگي دارد. 10 راهبرد ثابت‌شده براي افزايش رضايت عبارتند از:

1 – لحظات روزانه زندگي را درك كنيد

هر از چندي مكث كنيد تا گل سرخي را ببوييد يا كودكان را حين بازي تماشا كنيد. كساني كه درنگ مي‌كنند تا وقايعي را كه به‌طور عادي با عجله پشت سر مي‌گذارند، ببينند يا در طول روز به وقايع خوشايند روزانه فكر مي‌كنند، افزايش قابل توجهي را از نظر رضايت و كاهش افسردگي گزارش مي‌كنند.

2 – از مقايسه بپرهيزيد

چشم و هم‌چشمي جزئي از بسياري از فرهنگ‌هاست اما مقايسه خودمان با سايرين مي‌تواند به رضايت و عزت نفس لطمه وارد كند. به جاي مقايسه كردن با ديگران، توجه خود را به دستاوردهاي شخصي معطوف كنيد تا به رضايت بيشتري دست يابيد.

3 – بيش از اندازه به پول توجه نكنيد

كساني كه پول را در رأس فهرست اولويت‌هاي خود قرار مي‌دهند، بيشتر در معرض افسردگي، اضطراب و عزت نفس پايين هستند. اين امر در ملل و فرهنگ‌هاي گوناگون يكسان است. هر چقدر بيشتر رضايت را در كالاهاي مادي بجوييم، كمتر آن را مي‌يابيم. رضايت، عمر كوتاهي دارد و گذراست. پول‌دوستان نيز در آزمون پويايي و خودشكوفايي نمره اندكي مي‌گيرند.

4 – اهداف معنادار داشته باشيد

كساني كه براي تحقق چيزي ارزشمند تلاش مي‌كنند، بسيار راضي‌تر از كساني هستند كه رؤياها يا آرزويي ندارند. اين اهداف مي‌تواند به سادگي ياد‌گرفتن مهارتي جديد يا بار آوردن بچه‌ها به شيوه‌اي اخلاقي باشد. انسان همواره براي رشد به نوعي معنا نياز دارد. به گفته دانشمندان، رضايت و خوشبختي در محل تلاقي لذت و معنا قرار دارد. هدف چه در محل كار و چه در خانه آن است كه فعاليت‌هايي انجام دهيم كه از نظر شخصي هم لذت‌بخش و هم مهم باشد.

5 – در كار ابتكار به خرج دهيد

ميزان رضايت شما از شغل تا حدي به ابتكاري كه به خرج مي‌دهيد، بستگي دارد. محققان معتقدند هنگامي كه خلاقيت به خرج مي‌دهيم، به ديگران كمك مي‌كنيم و راه‌هاي بهبود در امور را پيشنهاد مي‌كنيم يا كارهاي اضافي انجام مي‌دهيم، از كارمان بيشتر احساس اغنا مي‌كنيم.

6 – دوست پيدا كنيد و به خانواده اهميت دهيد

افراد راضي معمولاً‌ خانواده، دوست و روابط بهتري دارند. اما صرف كميت رابطه با افراد كافي نيست، بلكه كيفيت آن نيز اهميت دارد. انسان به رابطه نزديك نياز دارد؛ رابطه‌اي كه در برگيرنده تفاهم و توجه باشد.

7 – لبخند بزنيد، حتي زماني كه حالش را نداريد

به‌نظر ساده مي‌رسد اما بسيار مؤثر است. افراد راضي امكانات موجود، فرصت‌ها و موفقيت را مي‌بينند. وقتي آنان به آينده نگاه مي‌كنند، خوشبين هستند و وقتي گذشته را مرور مي‌كنند، معمولا گزينه‌هاي مثبت را مي‌بينند. حتي اگر از بچگي اينگونه بزرگ نشده‌ايد كه نيمه پر ليوان را ببينيد، با تمرين نگرش مثبت به عادت تبديل مي‌شود.

8 - طوري تشكر كنيد كه گويي واقعاً قدردان هستيد

كساني كه عادت به سپاسگزاري دارند، معمولاً‌ سالم‌تر و‌ خوشبين‌تر هستند و بيشتر به سوي تحقق اهداف پيشرفت مي‌كنند. تحقيقات نشان مي‌دهد افرادي كه به كساني كه به آنان كمك كرده‌اند، نامه تشكرآميز مي‌نويسند، از نظر رضايت در سطح بالا و از نظر افسردگي در سطح پاييني قرار دارند. به علاوه اثر يك نامه تشكرآميز تا هفته‌ها طول مي‌كشد.

9 – از خانه بيرون برويد و ورزش كنيد

تحقيقات نشان مي‌دهد كه ورزش مي‌تواند به اندازه داروها در درمان افسردگي مؤثر باشد و در عين حال هيچ‌گونه عوارض جانبي نيز نداشته باشد. به علاوه، هزينه آن نيز به‌مراتب كمتر است. ورزش منظم حس تحقق چيزي را به انسان مي‌دهد، امكان تعامل با ديگران را فراهم مي‌كند، هورمون‌هاي عامل احساس خوب را در بدن آزاد مي‌كند و عزت نفس را افزايش مي‌دهد.

10 – بخشش را فراموش نكنيد

نوع‌دوستي و بخشش را به جزئي از زندگي خود تبديل كنيد و از اين كار مقصودي را بجوييد. محققان مي‌گويند كمك به همسايه، داوطلب‌شدن براي انجام كارهاي عام‌المنفعه يا اهداي كالا و خدمات باعث ايجاد احساس خوبي در شخص مي‌شود كه مزاياي زيادي از نظر تندرستي به همراه دارد كه از ورزش كردن يا ترك كردن سيگار هم بيشتر است. گوش كردن به درد دل دوست، ياد دادن مهارت‌ها، توجه به موفقيت‌هاي ديگران و روحيه گذشت نيز به رضايت مي‌افزايد. محققان مي‌گويند كساني كه براي ديگران خرج مي‌كنند، بيشتر از كساني كه براي خودشان خرج مي‌كنند، احساس رضايت مي‌كنند


 

لذت بردن از زندگی

روانشناسی 15th می 2009

زندگی شما می‌تواند به زیبایی رویاهایتان باشد. فقط باید باور داشته باشید که می‌توانید کارهای ساده‌ای انجام دهید وفراموش نکنید همیشه یک نفرهمراه شماست و اون هم خداست . در زیر لیستی از کارهایی که می‌توانید برای داشتن زندگی شادتر انجام دهید، آورده شده است. هر روز آنها را به کار بگیرید و از زندگی خود در این سال لذت ببرید..

سلامتی:

1- آب فراوان بنوشید.

2- مثل یک پادشاه صبحانه بخورید، مثل یک شاهزاده ناهار و مثل یک گدا شام بخورید.

3- از سبزیجات بیشتر استفاده کنید تا غذاهای فراوری شده.

4- بااین 3 تا E زندگی کنید: Energy (انرژی)، Enthusiasm (شور و اشتیاق)، Empathy (دلسوزی و همدلی).

5- از مدیتیشن، یوگا، نماز و دعا کمک بگیرید.

6- بیشتر بازی کنید.

7- بیشتر از سال گذشته کتاب بخوانید.

8- روزانه 10 دقیقه سکوت کنید و به تفکر بپردازید.

9- 7 ساعت بخوابید.

10- هر روز 10 تا 30 دقیقه پیاده‌روی کنید و در حین پیاده‌روی، لبخند بزنید.

شخصیت:

11- زندگی خود را با هیچ کسی مقایسه نکنید: شما نمی‌دانید که بین آنها چه می‌گذرد.

12- افکار منفی نداشته باشید، در عوض انرژی خود را صرف امور مثبت کنید.

13- بیش از حد توان خود کاری انجام ندهید.

14- خیلی خود را جدی نگیرید.

15- انرژی خود را صرف فضولی در امور دیگران نکنید.

16- وقتی بیدار هستید بیشتر خیال‌پردازی کنید.

17- حسادت یعنی اتلاف وقت، شما هر چه را که باید داشته باشید، دارید.

18- گذشته را فراموش کنید. اشتباهات گذشته شریک زندگی خود را به یادش نیاورید. این کار آرامش زمان حال شما را از بین می‌برد.

19- زندگی کوتاه‌تر از این است که از دیگران متنفر باشید. نسبت به دیگران تنفر نداشته باشید.

20- با گذشته خود رفیق باشید تا زمان حال خود را خراب نکنید.

21- هیچ کس مسئول خوشحال کردن شما نیست، مگر خود شما…

22- بدانید که زندگی مدرسه‌ای می‌ماند که باید در آن چیزهایی بیاموزید. مشکلات قسمتی از برنامه درسی هستند و به مانند کلاس جبر می‌باشند.

23- بیشتر بخندید و لبخند بزنید..

24- مجبور نیستید که در هر بحثی برنده شوید. زمانی هم مخالفت وجود دارد.
جامعه:

25- گهگاهی به خانواده و اقوام خود زنگ بزنید.

26- هر روز یک چیز خوب به دیگران ببخشید.

27- خطای هر کسی را به خاطر هر چیزی ببخشید.

28- زمانی را با افراد بالای 70 سال و زیر 6 سال بگذرانید.

29- سعی کنید حداقل هر روز به 3 نفر لبخند بزنید.

30- اینکه دیگران راجع به شما چه فکری می‌کنند، به شما مربوط نیست.

31- زمان بیماری شغل شما به کمک شما نمی‌آید، بلکه دوستان شما به شما مدد می‌رسانند، پس با آنها در ارتباط باشید.

زندگی:

32- کارهای مثبت انجام دهید.

33- از هر چیز غیر مفید، زشت یا ناخوشی دوری بجویید.

34- خداوند درمان‌گر هر چیزی است. (ذکر خدا شفای هر دردی است.)

35- هر موقعیتی چه خوب یا بد، گذرا است.

36- مهم نیست که چه احساسی دارید، باید به پا خیزید، لباس خود را به تن کرده و در جامعه حضور پیدا کنید.

37- حتی بهترین هم می‌آید.

38- همین که صبح از خواب بیدار می‌شوید، باید از خداوند تشکر کنید.

39- بخش عمده درون شما شاد است، بنابراین خوشحال باشید.

آخرین اما نه کم‌اهمیت‌ترین:

40- لطفا این موارد را به هر کسی که دوست دارید، بفرستید.


 

مراقبه برای آرامش ذهنی

روانشناسی 6th جولای 2009

شکل‌های بسیاری از مراقبه (meditation) وجود دارد، که اغلب آنها در سنت‌های باستانی ریشه دارد.
برای بسیاری از افراد، مراقبه راهی برای آرامش‌بخشی و تکسین استرس است. اصول مشترک شیوه‌های مراقبه به طور خلاصه اینها هستند:

یک مکان آرام پیدام کنید که صدا یا فعالیت‌های پرت‌کننده حواس در آن جریان نداشته باشد.
موقعیتی را که برای‌تان راحت‌ است، از جمله نشستن، درازکشیدن، قدم‌زدن یا ایستادن پیدا کنید.
به طور کامل بر انجام مراقبه متمرکز شوید، که ممکن است شامل تکرار یک کلمه یا عبارت، تمرکز ذهنی بر یک شیء یا تمرکز بر نفس‌کشیدن با یک شیوه معین باشد.
ذهن‌تان را باز نگهدارید و بیاموزید که مسائل مختلف زندگی که ذهن‌تان را مشغول می‌کند،بپذیرید، بدون اینکه لزوما در مورد آنها با قضاوت قبلي عمل کنید

روشهای جذب دیگران

روانشناسی 21st ژانویه 2009

مهارت جذب افراد در دنیای امروز یکی از توانایی های مهم است. به طور حتم همه ما به حمایت و همراهی دیگران نیاز داریم تا به اهداف خود دست یابیم.

توصیه های مفیدی برای تأثیر گذاشتن بر افراد بیان میشود.

1- مهربان و صمیمی باشید:

برای اینکه روز خوبی داشته باشید لبخند بزنید. تحسین واقعی و صادقانه برای روحیه دادن به افراد ارزش بالایی دارد. به آنها ثابت کنید که هر جا احتیاج به کمک دارند ، حضور دارید ، بدین ترتیب به طور حتم افراد مورد نظر پذیرای شما خواهند شد.

2- برای آن ها دلایل قانع کننده فراهم کنید:

به آن ها توضیح دهید که چگونه عقاید و پیشنهاد های شما می تواند بترین روش برای اجرا کردن باشد.

نمونه های عینی و انکار ناپدیر را به آن ها نشان دهید و کار خود را با دیگر رقابت کننده ها مقایسه نمایید.

حتما توضیح دهید که همه گفته های شما درست و واقعی است تا اعتبار خوبی داشته باشید.

3- احتیاجات و خواسته های آن ها را بدانید:

افراد ، خود مرکز هستند و اول از همه به سعادت و موفقیت خود می اندیشند، اگر ثابت کنید که پیشنهاد شما سود بیشتری برای آن ها دارد ، به طور حتم پذیرای شما هستند.

اگر علایق و انتظاراتشان را بدانید اشتیاق آن ها بیشتر میشود تا به طرف شما بیایند . علاوه بر آن اعتماد و احترام دو جانبه بر قرار می شود.

4- وارد دنیای آن ها شوید:

با در نظر گرفتن دیدگا ها و نظرات شخصی آن ها شرایط را درک نمایید. علایق شخصی خود را کنا ر بگذارید و تمام فکر خود را متمرکز آن ها کنید. تصور کنید اگر به جای آن ها بودید چه کاری انجام می دادید؟ و یا این که عقیده شما چه بود؟ سپس کار درست را که به سود آن هاست انجام دهید. رفتار مورد نظر را کپی نمایید ؛ به طرز صحبت کردن و حتی فکر کردن او دقت کنید، اگر در هنگام تفکر با دستانش پیشانی خود را میمالد شما هم این کار را انجام دهید، اگر آرام صحبت می کند ، مانند خودش رفتار نمایید.

در حقیقت شما مانند یک آینه عمل میکنید ؛ با این کار افراد به طور ناخودآگاه با شما احساس راحتی بیشتری می کنند چرا که خودشان را در شما میبینند ، به عبارت دیگر رفتار خود را در شما مشاهده میکنند. البته با دقت کامل رفتار کنید. طوری که متوجه نشوند از آن ها کپی میکنید شاید این کار به نظر فرد مورد نظر مسخره کردن باشد و دیدگاهش نسبت به شما منفی شود.

همیشه به خاطر داشته باشید که مهمترین عامل برای جذب کردن دیگران این نیست که چقدر به آن ها نزدیک هستید و یا این که کار های چشمگیری انجام می دهید ، اگر رفتار شما برای آن ها رضایت بخش نباشد مسلما موفق نبودید.


 

روانشناسي رنگ چشم‌هاي خود را بخوانيد

روانشناسی 4th جولای 2009

افراد‌ از روي رنگ چشم، گزينه جد‌يد‌ي است كه د‌ر روابط انساني بي‌تاثير نبود‌ه و چنانچه د‌رست به كار
رود‌، مشكلات زياد‌ي را حل خواهد‌ كرد‌. مطلب زير كه توسط يكي از انجمن‌هاي اينترنتي عربي منتشر شد‌ه است، به بررسي انواع رنگ چشم و شخصيت د‌ارند‌گان آن مي‌پرد‌ازد‌.
رنگ چشم سبز
رنگ چشم سبز، نشان د‌هند‌ه آن است كه صاحبان آن، شخصيتي قوي و اراد‌ه‌اي بالا د‌ارند‌. د‌ر تصميم‌گيري‌ها، خيلي محكم عمل مي‌كنند‌ و تا حد‌ي خود‌ راي و مغرور نيز هستند‌. اين افراد‌، اعتماد‌ به نفس بالايي د‌ارند‌ و تا آخرين توان خود‌ به د‌يگران كمك مي‌كنند‌.
رنگ چشم آبي
د‌ارند‌گان چشم‌هاي آبي، د‌اراي نگاهي عميق هستند‌ و شخصيتي حساس د‌ارند‌. اين افراد‌ به راحتي فكر و نظر خود‌ را به د‌يگران تحميل مي‌كنند‌.
رنگ چشم مشكي
صاحبان چشمان مشكي، انسان‌هايي رويايي هستند‌ كه د‌ر فضاي شاعرانه‌اي زند‌گي مي‌كنند‌ و همچنين بسيار د‌ست و د‌ل باز هستند‌. بسيار سعي مي‌كنند‌ با هر چه د‌ارند‌ به د‌يگران كمك كنند‌. اين افراد‌ همچنين د‌اراي خلق و خوي اجتماعي و احساسات ظريف هستند‌.
رنگ چشم قهوه‌اي
چشم قهوه‌اي، سمبل مهرباني و محبت است و هر چه تيره‌تر باشد‌ مهر و محبت صاحبش بيشتر است. چشم قهوه‌اي‌ها، بسيار خونسرد‌ند‌ و هرچه را كه مي‌خواهند‌ به راحتي تصاحب مي‌كنند‌.
رنگ چشم خاكستري
صاحبان چشم‌هاي خاكستري، د‌و د‌سته هستند‌. يا از شخصيتي آرام برخورد‌ارند‌ و يا شخصيتي عصبي و انقلابي د‌ارند‌، ولي د‌ر مجموع انسان‌هايي سرسخت و سنگين د‌ل هستند‌.
رنگ چشم عسلي
با وجود‌ اينكه چشم ‌عسلي‌ها، انسان‌هايي خوش قلب هستند‌ ولي با د‌يگران صريح نيستند‌. اين افراد‌ هميشه به د‌نبال د‌وست مي‌گرد‌ند‌. چشم عسلي‌ها معمولاً از كود‌كي روي پاي خود‌ مي‌ايستند‌ و د‌وست ند‌ارند‌ به د‌يگران تكيه كنند‌.


 

تست روانشناسی

روانشناسی 22nd اکتبر 2008

يك تست ساده و جذاب كه بايد با صداقت به سوالات ان پاسخ دهيد
سوال اول:

شما به طرف خانه كسي كه دوست داريد مي رويد.

دو راه براي رسيدن به انجا وجود دارد:

ـ يكي كوتاه و مستقيم است كه شما را سريع به مقصد مي رساند ولي خيلي ساده و خسته كننده است

ـ اما راه دوم به طور قابل ملاحظه اي طولاني تر است ولي پر از مناظر زيبا و جالب است.
حال شما كدام راه را براي رسيدن به خانه محبوبتان انتخاب مي كنيد؟راه كوتاه يا بلند؟

سوال دوم:

در راه دو بوته گل رز مي بينيد .يكي پر از رزهاي قرمز و ديگري پر از رزهاي سفيد.شما تصميم مي گيريد 20 شاخه از رزها را براي او بچينيد.

چند تا را سفيد و چند تا را قرمز انتخاب مي كنيد


(شما مي توانيد يا همه را يا از تركيب دو رنگ انتخاب كنيد)

سوال سوم:
با لاخره شما به خانه او مي رسيد .
يكي از افراد خانواده در را بر روي شما باز مي كند.
شما مي توانيد از انها بخواهيد كه دوستتان را صدا بزند.
يا اينكه خودتان او را خبر كنيد.
حالا چكار مي كنيد؟
سوال چهارم:
شما وارد منزل شده به اتاق او مي رويد ولي كسي انجا نيست.پس تصميم مي گيريد رزها را همان جا بگذاريد.
ترجيح مي دهيد انها را لب پنجره بگذاريد يا روي تخت؟
سوال پنجم:
شب مي شود شما و او هر كدام در اتاقهاي جداگانه اي مي خوابيد.صبح زماني كه بيدار شديد به اتاق او مي رويد:به نظر شما وقتي كه انجا مي رويد او خواب است يا بيدار؟
سوال اخر: وقت برگشتن به خانه است ايا راه كوتاه و ساده را انتخاب مي كنيد؟
يا ترجيح مي دهيد از راه طولاني و جالب تر بويد؟
…………………………….
جواب ها
جواب سوال اول:
جاده نشان دهنده عشق است اگر راه كوتاه را انتخاب كرده ايد.زود و اسان عاشق مي شويد.
ولي اگر راه طولاني را انتخاب كردهايد به اساني عاشق نمي شويد.
جواب سوال دوم:
تعدا رزهاي قمز نشان دهنده ان است كه در يك رابطه چقدر از خودتان مايه مي گذاريدو تعداد رزهاي سفيد برعكس نشان مي دهد كه شما چقدر در ان رابطه از طرف مقابلتان انتظار محبت داريد.به طور مثال اگر 18 رز قرمز و 2 عدد رز سفيد انتخاب كرده ايد به معناست كه شما 90? محبت مي كنيد و 10? انتظار محبت از طرف مقابل داريد.
جواب سوال سوم:
سوال سوم نشان دهنده طرز برخورد شما بامشكلات در يك رابطه است.اگر شما از اعضاي خانواده درخواست كرده ايد كه محبوبتان را صدا بزند به اين معناست كه شما از مواجه شدن با مشكلات مي ترسيد و اميدوار هستيد كه مشكلات به خودي خود حل شوند.ولي اگر خودتان به اتاق رفته ايد كه او را از حظور خود مطلع كنيد اين نشان مي دهد كه شما با مشكلات روبرو مي شويد و دوست داريد انها را هر چه زودتر حل كنيد.
جواب سوال چهارم:
محل قرار دادن رزها نشان دهنده اشتياق شما براي ديدن محبوبتان است. اگر انها را بر روي تخت ميگذاريد نشان مي دهد كه دوست داريد او را زياد ببينيد.و اگر انها را لب پنجره قرار مي دهيد يعني اگر او را زياد هم نبينيد تحمل مي كنيد.

جواب سوال پنجم:
سوال پنجم نشان دهنده تفكر و طرز فكر شما در كاراكتور و شخصيت فرد محبوبتان است.اگر شما او را در حالي كه خوابيده است در اتاق مي بينيد.اين به اين معني است كه شما او را همانطور كه است دوست داريد.و اگر او را بيدار ديده ايد يعني انتظار داريد او مطابق ميل شما بشود.

جواب سوال اخر:
راه بازگشت به خانه نشان دهنده دوام عشق شماست.اگر راه كوتاه را انتخاب كرده ايد مدت عاشق بودن و دوست داشتن شما كوتاه است و اگر راه بلند را انتخاب كرده ايد مدت زيادي در عشق خود پايدار خواهيد بود

مديتيشن و رهايي از استرس

روانشناسی 21st آوریل 2009

ا‌سترس‌هاي زياد ناشي از زندگي ماشيني امروزه باعث بروز بسياري از بيماري‌ها و مشكلات رواني شده است. اين موضوع باعث شده تكنيك‌هاي مختلف آرام بخشي طرفدار زيادي پيدا كند. يكي از اين تكنيك‌ها مديتيشن است.

استفاده از مديتيشن براي درمان چيز جديدي نيست .علم و هنر مديتيشن از هزاران سال پيش به‌اين طرف توسط عرفا تمرين شده است. امروزه نيز مديتيشن يكي از درمان‌هاي پيشرفته بشمار مي‌رود كه مي‌تواند بطور وسيعي تحت عنوان «طب فكري بدني» طبقه بندي شود.

مديتيشن يا مراقبه، موثرترين تكنيك جهت دستيابي به آرامش عميق، رهايي از استرس، ايجاد سلامت، افزايش خلاقيت و ذكاوت و دستيابي به شادابي و رضايت دروني است. اين تكنيك، روشي ساده، طبيعي و بدون نياز به تلاش زياد است كه 5 ميليون نفر از مردم جهان از آن استفاده مي‌كنند.

ذهن همواره پر است از هياهوي افكار در حال گذر، آرزوها، خاطره‌ها، هيجان‌ها و همگي در حال عبور هستند، به عبارت ديگر در حالت عادي آگاهي ذهن مملو از افكار مختلف است، درست مانند آينه‌اي كه با غبار پوشيده شده باشد.

مديتيشن از بي ذهني است

مديتيشن باعث مي‌شود كه ذهن بتدريج، سطوح لطيف‌تري از تفكر را تجربه كند تا اين كه به سطح ماورايي رسيده و در تماس مستقيم با سرچشمه تفكر قرار گيرد. در حين انجام اين تكنيك الگوي امواج مغزي در حالت آلفا قرار مي‌‌گيرد كه در آن سطح نيروهاي شفابخش فعال مي‌شود.

بسياري از پزشكان، مديتيشن را به عنوان يك روش درماني جهت پايين آوردن فشار خون و تنفس بهتر مبتلايان به آسم و آرامش بيشتر در اضطراب‌هاي روزانه توصيه مي‌كنند. در بعضي موارد مديتيشن به منظور يك روش درماني مكمل در كنار ساير درمان‌ها به بيمار توصيه مي‌شود.

مديتيشن و ترك اعتياد

مديتيشن به طور خود‌به‌خود باعث مي‌شود كه افراد از كافئين، توتون، تنباكو، الكل و داروهاي تجويزي و غيرتجويزي كمتري استفاده كنند. در مجموع پزشكان، موفقيت اندكي در برنامه‌هاي ترك اعتياد به دخانيات به دست مي‌آورند كه بالاترين ميزان آن در دراز مدت حدود 20 درصد بوده است، در حالي كه ثابت شده كه تاثير مديتيشن براي ترك اعتياد تقريبا دو برابر ميزان ياد شده است.

مديتيشن و بيماري‌هاي قلبي

اثر مديتيشن بر استرس و تبعات آن بويژه بيماري‌هاي قلب و عروق و فشار خون بالا طي تحقيقات گسترده‌اي، مورد بررسي قرار گرفته است. هنگامي‌كه تحت استرس هستيد، فشار خون شما افزايش يافته و احساس گرما مي‌كنيد، همچنين وجود استرس ممكن است باعث شود كه كمتر ورزش كرده و بيشتر سيگار بكشيد.

استرس‌هاي پياپي، بدن را به طور مداوم در معرض سطوح بالاي هورمون‌هايي قرار مي‌دهند كه با افزايش احتمال لخته شدن خون، مي‌تواند باعث افزايش خطر بروز حمله قلبي شود. ثابت شده است انجام تمرين منظم مديتيشن، بهترين روش كاهش استرس بوده و باعث بهبود سلامت عمومي‌ و بيماري‌هاي قلبي مي‌شود.

مديتيشن و اعتماد به نفس

طبق يك مطالعه، افرادي كه به تمرين مديتيشن مي‌پرداختند، يك ماه پس از شروع تمرين تصور بهتري از خود را نسبت به پيش از انجام آن تجربه مي‌‌كردند. اين نتايج مويد اين فرضيه‌اند كه تمرين منظم مديتيشن، عدم تعادل در عملكرد فيزيولوژيكي و رواني را از بين برده و فرد را قادر مي‌سازد به شيوه‌اي فكر و عمل كند كه به عقايدش نزديك‌تر است؛ به زبان ساده تر اعتماد به نفس او را تقويت مي‌كند.

 

اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
+ نوشته شده     توسط ساده ایرونی آموزشی  | 

آداب و رسوم مردم مازندران

سنت حسنه برف چال:

يكي از آداب و رسوم بجاي مانده از گذشتگان در خطه سبز شمال كشور سنت حسنه برف چال است كه مردم برف را در چاه سر پوشيده اي ذخيره مي كنند و اين چاه در 90 كيلومتري شهر آمل ( بخش لاريجان ) در ضلع جنوبي قله سترگ دماوند قرار دارد .

برف چال نوعي مخزن برف سر پوشيده است كه عمق آن از سطح زمين حدود 7 متر و دهانه آن حدود 4 متر مي باشد ديواره اين مخزن از سنگ چيده گرديده و سقف آن با چوب و گل پوشيده شده و در سالهاي اخير روي آن را بتن داده اند و براي برداشت برف در قسمت پائين دست چاه تونلي حفر شده كه ضمن برداشت برف مي توان به كف چاه دسترسي پيدا كرد .منشاء سنت برف چال را بايد يك رويكرد زيست محيطي و معيشتي دانست منبع اصلي اين عملكرد در ارتباط با شرايطي است كه دامداران اين گروه در روستاي اسك در مرتع اسك وش به دنبال كندن چاله اي براي ذخيره كردن برف براي استفاده در تابستان بودند اما رويكرد منسكي و رسمي آن را بايد به باني اين رسم يعني سيد حسن ولي نسبت داد .

اگر چه رسم برف چال با يك رويكرد معيشتي اقتصادي شروع مي شود ء اما پيوند آن به يك رسم را بايد از دير باز به انديشه ها و باورهاي مذهبي به معني وسيع آن آميخته دانست به خاطر همين هر بار توانسته با شرايط هر عصري همخواني يابد به خصوص كه امروزه علاوه بر كاركرد اقتصادي و مذهبي با كاركرد هاي اجتماعي و هويتي همراه شده است .از گذشته مراسم برف چال هر ساله در يكي ازروزهاي نيمه اول با نيمه دوم ارديبهشت برگزار مي شد و روز جمعه به خاطر مناسب بودن آن به لحاظ مذهبي وشغلي اجرامي شد.

 

نوروزخوانی:

 از عمده ترين آيين هايي كه همراه با موسيقي خاص خود هنوز هم بصورت كمرنگي در نواحي مختلف كوهستاني ، كوهپايه يي و جلگه يي البرز رواج دارد بايد از نوروزخواني ياد كرد . مازندران پيوسته يكي از مراكز پر رونق ‹‹ نوروزخواني ›› بوده است .

در اين رابطه علاوه بر نوروزخوانان مازندراني ، تعداد قابل توجه اي از نوروزخوانان كومش و طالقان وظيفه اجراي آنرا در اين منطقه برعهده داشته اند .همه ساله قبل از فرا رسيدن نوروز ، تعداد بيشماري از نوروزخوانان همراه با يك همخوان كه به اصطلاح محلي آنها را  ‹ پيوري كر › piyurikar ) ( يا ‹ په خون › ( (pekunkمي گويند . كليه روستاها و آباديهاي كوهستاني و جلگه يي را زير پا گذاشته و ضمن توقف در مقابل يكايك منازل به اجراي نوروزخواني مي پرداختند .حضور نوروز خوانان در روستاها و آباديها به منزله فرا رسيدن بهار و بشارت نوروز بوده است . از همين رو مردم ضمن استقبال گرم از نوروز خوانان ، انعام قابل توجه اي را تقديم آنان مي داشته اند .  كارنوروزخوانان معمولا از دوازدهم اسفند آغاز و تا يك روز قبل از تحويل سال نو ادامه مـي يافت . با اين حال برخـي از نوروز خوانان چند روز اول سال نو نيز به كارشان ادامه مي دادند .كار نـوروز خوانـان از نظر اوقـات شبانـه روز نيز متفـاوت بوده است . اگـر چـه نوروز خوانان مازندراني طبق سنتهاي نياكان خويش كار خود را بامدادان آغاز و غروب هنگام به پايان مي رساندند . ولي در برخي نواحي كار نوروزخوان تا پاسي از شب ادامه مي يافت .

 

عيد نوروز:

هنگام تحويل سال افراد خانواده دور سفره هفت سين كه با ظرافت و سليقه خانم خانه چيده شده مي نشينند و در حاليكه پدر خانواده دعاي تحويل مي خواند منتظر سال نو مي شوند. در گذشته كه امكانات ارتباطي مانند راديو و تلويزيون نبود با تيراندازي يا گفتن اذان سال جديد را به همه اعلام مي داشتند. بعد از اين كه سال نو شد كسي كه به عنوان مادرمه انتخاب شده با مجمعي كه در ان قرآن ، آيينه، اب ، سبزه و شاخه هاي سبز جوان قرار دارد وارد خانه مي شود چهارگوشه اتاق ها را آب مي پاشد قرآن را كنار سفره هفت سين مي گذارد و شاخه هاي سبز ( درخت آلوچه) را به اين نيت كه سال سرسبز و خوش و خرمي براي خانواده باشد، جلوي در اتاق آويزان يا روي طاقچه اتاق مي گذارد.

دراين روز مادر خانه، غذاي عيد، سبزي پلو با مرغ يا گوشت درست مي كند. علاوه بر آن غذايي به عنوان خيرات براي اموات مي پزند و بين مردم پخش مي كنند . در غروب شب اول سال به اين اعتقاد كه چراغ خانه آنها هميشه روشن و نوراني باشد، به سر در خانه ها شمع يا شعله آتش آويزان مي كنند.

 

خوردني هاي عيد  :

چند روز مانده به عيد مقدار زيادي برنج را مي خيساندند و بعد از شستشوي كامل آن را نيمه خشك مي كردند و به همراه ديگر زنان به دنگه سر(آسياب دستي) مي رفتند و برج ها را آرد مي كردند كه به آرد برنج ((دنكو)) مي گويند. پس از آن كه سهم صاحب آسياب را از دنكو دادند به خانه بر مي گشتند. دنكو را روي حرارت ملايم تفت مي دادند آن وقت با پودر قند و روغن گاوي حلوا درست مي كردند. پيشتر ها اندازه حلوا درست به اندازه ي يك آجر بود. هم چنين باآرد برنج (دنكو) >> كماج << هم مي پختند. كماج نان گردي است كه محتويات آن آرد برنج" شير و تخم مرغ مي باشد. معمولا زنان بعد از پختن نان خانگي خمير كماج را روي تنور مي گذاشتند و روي آن را با صفحه اي فلزي پوشانده زغال هاي گداخته مي گذاشتند كه در واقع همان عمل فر امروزي بود و كماج مانند كيك پوف مي كرد.

 از خوردني هاي ديگر نوروز دخترانه است كه آن هم ازبرنج پخته و خشك شده در آفتاب تند تابستان درست مي شود. برنج خشك شده را در روغن بسيار داغ مي ريزند كه فورا پفكي مي شود آن را در ظرفي مي ريزند و بر رويش عسل يا شيره ي خرمالو و يا شكر مي پاشند و مصرف مي كنند. از خوردني هاي ديگر نوروز نان تنوري ريز است كه از آرد گندم تخم مرغ"شكر و روغن درست مي شود. نان تنوري ريز توسط زنان در تنور پخته مي شود و در سفره نوروزي قرار مي گيرد. رنگ كردن تخم مرغ از كارهاي ديگر زنان و دختران مازندران است. در قديم براي رنگ كردن تخم مرغ گزنه را در آب جوش مي جوشاندند و تخم مرغ را در آب آن قرار داده مي پختند كه تخم مرغ ها رنگ سبز طبيعي به خود مي گرفت.

هم چنين با زغال شكل هاي مختلفي روي تخم مرغ مي كشيدند. همه ي مراسم فوق هم اكنون در مازندران رايج است جز اين كه شكل انجام آنها تغيير نموده مثلا همه مردم براي آرد برنج به ((دنگ سر))نمي روند بلكه با آسياب هاي كوچك برقي در منزلشان برج را آرد مي كنند اگر چه در بعضي نقاط مثل((خواجه كلا)) زيراب دنگ سر وجود دارد و مردم از هر محله اي به آنجا مي روند و بر نجشان را ((دنكو)) مي كنند. هنوز هم ((دنكوي)) دنگ سر از نظر مرغوبيت حرف اول را مي زند. هم چنين براي رنگ كردن تخم مرغ از رنگ هاي شيميايي استفاده مي كنند و كماج را در فر مي پزند. از شيريني هاي بسيار خوشمزه و تقريبا پر خرج ايام نوروز در مازندران ((آب دندان)) است كه از آرد برنج بسيار نرم و پودر قند و كره تشكيل شده است. آب دندان در فر پخته مي شود و سابقه اي ديرينه دارد.


 جشن نوروز ماه:

مردم مازندران در اواسط مرداد ماه جشني به نام نوروز ماه دارند وقتي كه اولين محصول برنج زودرس رسيد بعد از جمع آوري و درو با همان برنج غذا درست مي كنند و درخارج از روستا جشن پايان كار مي گيرند. اين مراسم دست مانند سيزده به در است و اعتقاد دارند كه اين روز را حتما" بايد بيرون از روستا به سر برد در واقع اين جشن يك نوع سپاسگزاري به درگاه خداوند است.


مراسم تيرماه سيزده :

از ديگر مراسم سنتي و رسمي مازندران تيرماه سيزده است كه در اواسط آبان هر سال برگزار مي شود. البته روايات مختلف در مورد تيرماه سيزده وجود دارد.

مي گويند كه شب تولد حضرت علي ( ع) است.

مي گويند پيروزي كاوه بر ضحاك و جشن مهرگان است.

در اين شب همه خانواده كنار هم جمع مي شوند و تا پاسي از شب به خوردن تنقلات و گوش دادن به قصه و افسانه هاي بزرگ ترها سپري مي كنند جوانان هم با در دست داشتن تركه اي بلند كه كيسه اي به انتهاي آن بسته شده است. همراه كودكان به در خانه ها رفته و با سر و صدا و كوبيدن چوب به درخانه ها و لال بازي از صاحب خانه تقاضاي هديه مي كنند به آنها پول ، ميوه، شيريني داده مي شود.هنگامي كه لال به همراه گروه خود در كوچه ها شروع به حركت مي كند اين اشعار را مي خواند:

لال بيمو، لال بيمو، پارسال و پيرار بيمو، چل بزن ديگه بزن، لال انه لالك انه، پيسه گنده خوانه ، سالو ماه ارزون نوه، لال مار رسوا نو، لال انه لالك انه، پاربورده امسال انه ، لال آمده ، لال آمده، پارسال و امسال امده، چرخ نخ ريسي را حركت بده، به ديگ بزرم، لال آيد، لال كوچك مي آيد، كسي كه شيريني پيس كنده مي خواهد مي آيد ، سال و ماه ارزان نمي شود، لال بزرگ رسوا نمي شود، لال مي آيد، لال كوچك مي آيد ، پارسال رفته امسال مي آيد.


آيين سنتي 26 عيد ماه :

آيين ويژه سنتي 26 عيد ماه طبري هر سال در تاريخ 28 تيرماه شمسي در بيشتر روستاهاي استان برگزار مي شود. در روستاي امامزاده حسن سوادكوه اين مراسم با آداب خاصي انجام مي شود اين رسم به جشن مردگان نيز معروف است. بر اساس سنت رايج و باورهاي مردم در زمان هاي قديم فريدون پادشاه پيشدادي به خونخواهي پدرش جمشيد شاه حاك پادشاه را سرنگون مي كند مردم خبر اين پيروزي را در شب با آتش زدن بوته ها به يكديگر اطلاع مي دهند. و فرداي آن روز با برپايي جشن و مسابقه كشتي اين پيروزي را گرامي مي دارند.

امروزه نيز اهالي روستاهاي اطراف همگي به امامزاده حسن مي آيند و علاوه بر خيرات كردن براي اموات خود و روشن كردن شمع روي مزارها، تماشاگر مسابقه كشتي سنتي لوچر مي شوند. در اين روز كشتي گيران سوادكوه در اين محوطه گرد مي آيند و به مصاف هم مي روند.در مناطق جلگه اي جشن مردگان در آرامگاه ها برگزار مي شود.


شب يلدا :

شب اول زمستان را گت چله مي نامند در اين شب بنا به سنت ديرين همه افراد خانواده دور هم جمع مي شوند و با خوردن هندوانه ماست و ميوه و آجيل سرماي فصل زمستان را از خود دوي مي كنند اعتقاد بر اين است كه با خوردن ماست يا هندوانه در شب يلدا، هرگز در زمستان سردشان نخواهد شد. در اين شب دختران دم بخت با پوشاندن صورت خود از هفت خانه چيزي مي گيرند اگر كسي آنها را نديد و نشناخت حتما" به آنچه نيت كرده اند خواهند رسيد.

 

آداب و رسوم مردم مازندران در ماه رمضان

مردم استان مازندران ماه مبارك رمضان را در حالي آغاز كردند كه روزه اولي‌ها مثل هميشه بر سر سفره افطار متبرك شمرده مي‌شوندماه مبارك رمضان ماه توبه، ماه محو گناهان، ماه سلام و اسلام است كه مردم استان مازندران با اميد به دست آوردن بازگشت به خويشتن از راه پيروزي بر طاغوت نفس، روزه‌شان را آغاز كردند ماه رمضان در فرهنگ عامه ايرانيان جايگاه ويژه‌اي دارد و در تمامي شهرهاي كشور ماهي مقدس به شمار مي‌رود..

از جمله آداب و رسوم و اعتقادات مردم در اين ماه نذورات مختلفي است كه مردم به آن توجه خاصي دارند. مردم استان مازندران براي برآورده شدن آرزوها و ارتباط معنوي با خدا سه روز مانده به ماه مبارك رمضان را روزه مي‌گيرنددر مازندران افرادي كه حاجتي داشته باشند براي برآورده شدن آن نذر ختم انعام مي‌كنند و براي اين كار از كساني كه در قرائت قرآن تبحر دارند دعوت مي‌كنند و به هنگام خواندن قرآن مقداري نمك، چند قرص نان و چند ظرف آب در سيني بزرگي مي‌گذارند و در مجلس قرار مي‌دهند.

پس از خواندن سوره انعام افراد روزه خود را با غذاهايي كه در سيني قرار دارد باز مي‌كنند و نان‌هاي باقي‌مانده را به عنوان تبرك در سفره نان قرار مي‌دهند تا بركت پيدا كند و در ادامه صاحب مجلس سفره افطار را پهن مي‌كندقديم در مازندران رسم بود افرادي كه فرزند پسر مي‌خواستند نذر مي‌كردند كه در طول ماه مبارك رمضان مردم را براي خوردن سحري بيدار كنند، به اين صورت كه يك پيت حلبي خالي به گردن خود مي‌آويختند و با چوب به آن ضربه مي‌زدند تا مردم براي سحري بيدار شوند كه البته اين رسم‌ها هم‌اكنون از بين رفته استنذر حلوا از ديگر نذورات مردم اين منطقه است كه در شب 15 ماه مبارك رمضان هم‌زمان با ميلاد امام حسن مجتبي (ع) زنان به عنوان نذر قند، چاي، خرما و زغال به مسجد مي‌برند كه اين كار تا پايان ماه مبارك رمضان ادامه داردهمچنين در كنار اين مواد حلوا، آش، زولبيا و باميه سنتي، فرني، آبگوشت و باقلاي پخته با پلو به ميان روزه‌داران مي‌برند .

‌قديم در ساري در زمان افطاري هر كسي كه نذر داشت مجمعه‌اي از كل نذورات خود را به عنوان افطاري درست مي‌كرد و به زندان شهر مي‌برددر خصوص عزاداري مردم مازندران از شب نوزدهم تا آخر ماه رمضان مي‌توان گفت که  مردم استان در اين شب‌ها در مدح امام علي (ع) شعر مي‌گويند و مردم نذورات خود را به صورت پول داخل كشكول مي‌گذارند، در آن شب خرما، شربت زعفراني و فرني به عنوان نذورات به روزه‌داران داده مي‌شود..

روزه‌سري

كساني كه در مازندران براي نخستين بار به سن تكليف مي‌رسند و روزه مي‌گيرند تا زماني كه از جانب بزرگ‌ترها به عنوان روزه‌سري هديه‌اي نگيرند، افطار نمي‌كنند .معمولاً اين هدايا شامل چادر نماز و طلاجات براي دختران، پول و انواع نقره‌جات قديمي براي پسران است.

 

سحر و افطار

مازندراني‌ها بر اين اعتقادند كه سحر را نمي‌خوابند، زيرا نماز نافله شب مي‌خوانند و به ويژه مناجات حضرت امير در مسجد امير را به نام مولا يا مولا زمزمه مي‌كنند . مردم استان مازندران يا با صداي خروس و يا با سحر‌خواني آواز‌خوانان خود را براي سحر آماده مي‌‌كنند . سحر‌خوانان با صداي بلند مي‌خواندند: سحر شد بپا خيز هنگام نماز است و همسايه‌ها نيز با اين آواز ديگران را براي سحري در صورت خواب بودن بيدار مي‌كردند . قرائت مناجات ابوحمزه ثمالي و خواندن يك جزء از قرآن توسط با‌سوادان از ديگر سنت‌هاي مردم مازندران بوده است.

ساك با كوكو، تخم مرغ و برنج و در قديم نيز قرقناق از غذاهاي محلي مازندران بود كه اعتقاد داشتند خوردن اين غذاها در طول روز مانع گرسنگي و ضعف مي‌شود دعوت از اقوام و فاميل به افطاري يكي از مهم‌ترين مراسمي است كه مردم مناطق مازندران به آن پايبند هستند .

 

وداع با ماه مبارك رمضان

اين مراسم در مازندران از شب 27 ماه مبارك رمضان برگزار مي‌شود در اين شب‌ها مداحان و مبلغان ديني نداي خوش‌‌ الوداع با رمضان، الوداع شهر نور و القرآن را سروده و با اشعار زيبايي از سروده‌هاي محلي با ماه رمضان وداع مي‌كنند و براي ورود به ماه شوال و بزرگ‌ترين عيد اسلامي آماده مي‌شونددر اين ماه فوت كردن به قند و بستن گره به نخ هنگام خواندن دعاي جوشن كبير و دادن آن به مريض براي شفا نيز رسم استمردم مازندران در شب ضربت خوردن حضرت علي (ع) خوردن شيريني را حرام مي‌دانند..

 

مراسم ماه محرم :

كليه تكايا مساجد و خانه ها از چند روز پيش از ماه محرم سياه پوش مي شوند و از روز اول ماه محرم مراسم عزاداري آغاز مي شود مردم در دسته و هيات هاي زنجير زني و سينه زني به مساجد و تكايا مي روند و كساني كه نذر دارند نذورات خود را اعم از آش خرما، شربت، و غذا .. بين مردم پخش مي كنند.

در روستاي نوا از شهرستان آمل، مراسم نخل گرداني ، معمول است. از روز اول تا هفتم مردم به عزاداري مي پردازند و سعي دارند تا در اين روز كليه نذورات خود را ادا كنند در روز هفتم همه مردم به كنار نخلي مي روند و به آن سلام مي كنند اعتقاد بر اين است كه نخل تابوت امام حسين ( ع) است. در روز هشتم نخل را بيرون مي آورند و در محله ها مي گردانند .

 مردم نيز همراه نخل مي روند به اين مراسم اصطلاحا" نخل گرداني مي گويند.كساني كه نذر شير دارند در روز هشتم، نهم، دهم، همراه نخل گرداني شير بين مردم پخش مي كنند نخل ها را به در هر خانه كه مي برند صاحب خانه نذر خود مانند شربت، خرما، شير، دود كردن اسپند را به جا مي آورد اگر نذر قرباني داشته باشند قرباني مي كنند

در روز نهم و دهم محرم همين مراسم صورت مي گيرد در شب دهم عاشورا،كه شام غربيان است نخل را دور محله مي گرداند و همه مردم پابرهمه و شمع به دست همراه نخل به امامزاده مي روند و تا صبح به سينه زني و عزاداري مي پردازند. تا چند سال پيش مراسم تعزيه خواني نيز در محرم برگزار مي شد. امروزه در روستاها كم و بيش تعزيه خوانده مي شود.

عيد غدير :

در اين روز كه خاص عيد سادات است مردم به ديدن سادات مي روند. و سكه اي را به عنوان ته كيسه يا پارچه سبز و سفيد رنگ از دست سيد يا سيده به عنوان تبرك دريافت مي دارنددر اين روز گوسفند يا بره قرباني را حنا مي بندند و تا آفتاب نزده قرباني مي كنند كساني كه نذر دارند به هر نيتي كه باشد انگشت به خون مي زنند و به پيشاني مي مالند همچنين اعتقاد دارند در روز عيد قربان بعد از قرباني كردن نبايد از خانه خارج شوند و سركار بروند در منزل هم كاري انجام نمي دهند تا قرباني آنها رد بشود.


مراسم تمناس باران :

از انجا كه اساس معيشت و كشاورزي بر پايه آب است، بنابر اين كم و يا زياد بودن باران و آب مشكلاتي را ايجاد مي كند. اگر باران كم ببارد و دچار كمبود آب بشوند مراسم خاصي را به جاي مي آورندتا خداوند دعاي انها را مستجاب كرده وباران بفرستد.مراسمي كه براي تمناي باران دارند به اين شرح است : اهالي روستا همگي به امامزاده مسجد يا ميدان بزرگ روستا و يا خارج از روستا مي روند دعا مي كنند و « ملا» يا « سيد » گوشه اي از جلد قرآن را خيس مي كند يا منبر را به اين نيت كه باران بيايد، با گلاب مي شويد. علاوه بر اين مرسوم است كه همه مردم شير و برنج جمع مي كنند و با آن شير برنج درست كرده مي خورند و مقداري از آن را با اين باور كه باران ببارد روي پشت بام مي ريزند.


مراسم باران خواهي :

يكي از مراسم رايج به هنگام خشك سالي مراسم باران خواهي است . به زبان محلي اين مراسم را « شيلون » يا « شيلان » مي نامند. به اين منظور ابتدا از اهالي محل مواد اوليه براي پخت شير و برنج و يا آش مورد نظر آن ها جمع آوري مي شود در روز معين اهالي در مكان مقدسي مانند مسجد، تكيه ، امامزاده و يا در اطراف درخت مقدس جمع مي شوند و پس از پخت آش به وسيله زن هاي محل، مراسم دعا وروضه خواني انجام مي شود و از خداوند طلب باران مي كنند. پس از صرف آش مراسم به پايان مي رسد.از ديگر عقايد مردم منطقه در اين زمينه، گذاشتند پايه منبر در آب و يا ريختن آب به روي فردي سيد است.


آفتاب خواهي :

اگر بارندگي زياد باشد براي اين باران بند بيايد نام هفت يا چهل كچل را بر كاغذ مي نويسند و آن به بندي آويزان مي كنند تا باد بخورد و باران قطع شود يا با خواند دعا و نذورات مختلف از خداوند طلب آفتاب و در آمدن خورشيد مي كنند.در روستاي « كرات كياسر» شهرستان ساري، اگر باران ببارد و مانع فعاليت كشاورزي شود، زن هاي روستا به طور جمعي شعر زير را مي خوانند : باران كو، باران بي پايان كو، گندم كه زير خاكه، از تشنگي هلاكه، يا حضرت سليمان، روز افتاب و شب باران » در روستا « ولويه كياسر » ساري هنگامي كه باران به مدت چند روز ادامه داشته باشد براي بند آمدن آن بچه هاي روستا قوطي هاي حلبي را به نخي مي بندند و دو سر نخ را مي گيرند و در كوچه هاي محل راه مي روند و دسته جمعي شعر زير را مي خوانند « قوطي قوطي افتاب كن، يك مشت برنج تو ابا كن، ما بچه هاي گرگيم، از سرمايي بمرديم، يا قرا، يا كتاب فردا بشه آفتاب.در روستاي « كليج كلادودانگه » در هنگام بارش زياد باران، بچه هاي محل لباس كهنه مي پوشند و با جارو و گل و لاي كوچه ها را به هم مي زنند و ميخ وانند « بابروم – بابروم ، امروز آفتاب فردا آفتاب پيرا ( پس فردا( آفتاب آنگاه افراد هر خانواده به بچه ها مواد غذايي و يا شيريني مي دهند.در روستاي « علي اباد دودانگه » منطقه سواد كوه، وقت بارش زياد باران اهالي محل پارچه اي را از امامزاده شاهزاده حسين مي ربايند پس از آفتابي شدن هوا آن پارچه را به اضافه پارچه ديگر به امامزاده پس مي دهند.


گرفتن ماه و خورشيد :

گرفتگي ماه و خورشيد را ظل ( تاريكي) مي نامند و معتقدند كه اژدهايي جلوي آن را گرفته است در اين حالت براي رهايي و برطرف شدن تاريكي از ماه به پشت بام ها مي روند بر ظرف مسي مي كوبند و با تفنگي تيراندازي مي كنند. علاوه بر اينها نماز ايات مي خوانند و دعا مي كنند.

 

 

 

گهواره بندي :

در بيشتر نقاط شهري و روستايي استان رسم بر اين است كه در دهمين روز تولد نوزاد عده اي از بستگان و آشنايان براي صرف ناهار دعوت شوند پس از صرف ناهار و چاي و شيريني مادر بزرگ و يا قابله كودك را در گهواره مي بندند در بعضي مناطق اگر نوزاد فرزند اول باشداين وظيفه را مادر بزرگ طرف مادري به عهده مي گيرد سپس مدعوين پولي به عنوان هديه در گهواره طفل مي گذارند.در بعضي از روستاهاي شهرستان نور پس از خوابانيدن نوزاد در گهواره، بستگان طرف مادري نوزاد، روي گهواره گردو يا نبات مي شكنند و يا گهواره را چند بار به شدت تكان مي دهند اين كار به اين دليل انجام مي شود كه اگر در طول زندگي بين پدر و مادر نزاعي رخ داد گوش طفل به سر و صدا عادت كرده باشد.


دندان سري :

يكي از مراسم دوران كودكي مراسم دندان سري است كه همزمان با ظاهر شدن اولين دندان هاي طفل برگزار مي شود . در اين مراسم مادر كودك شير برنج يا آشي كه انواع حبوبات در آن وجود داشته باشد مي پزند و كاسه اي از اش را به خانه فاميل ها و دوستان مي دهد معمولا" رسم است كه افراد هنگام پس دادن كاسه، هديه اي مانند جوراب، روسري يا پول در آن مي گذارند.

 

 

 

مراسم ازدواج :

خواستگاري از دختر توسط اقوام نزديك داماد صورت مي گيرد. بعد از رضايت خانواده عروس فرداي آن شب غذا و شيريني تهيه ديده براي خانواده عروس مي فرستند. براي مراسم « اره گيرون يا سهمان بله برون به خانه عروس مي روند و با دادن انگشتر به عروس در واقع او را براي پسر شان نشان مي كنند.

در همان شب بله برون ميزان شيربها ( زر) را نيز معين مي كنند بعد از اين مراسم دوران نامزدي آغاز مي شود كه معمولا" از 6 ماه تا 2 سال طول مي كشد.چند روز مانده به عروسي مقدمات آن را فراهم مي سازند. به خريد مي روند و براي عروس داماد پيراهن، پارچه، و ... مي خرند.براي دعوت كردن مردم به عروسي زني را به عنوان خبر گير به خانه هاي مردم مي فرستند تا همگي را براي عروسي دعوت نمايد.يك روز قبل از جشن از خانه داماد تمام مخارج جشن عروسي از قبيل برنج، مرغ، گوشت، روغن به نام خرج بار، را بار اسب مي كنند و همراه چند گوسفند پاي كوبان به خانه عروس مي فرستند مردم نيز كمك هايي به نام سوري در مجمع هاي مسي گذاشته و روي ان را با پارچه هاي رنگي مي پوشانند و آن را بر سر گرفته به خانه داماد مي برند.

شب قبل از عروسي « حنابندان » مي گيرند. صبح روز حنابندان ، عروس و داماد جداگانه با جشن و پاي كوبي به حمام مي روند دلاك در حمام به عروس و داماد شربت و شيريني مي دهد و اسپند دود مي كند. سپس عروس و داماد جداگانه سوار بر اسب، همراه دوستان به خانه مي روند.شب حنابندان عروس و داماد جداگانه در خانه خود، مراسم حنابندان را انجام مي دهند در خانه عروس، خواهر يا يكي از دوستان عروس حنا در دست عروس مي گذارد و در خانه داماد نيز دوستان داماد در دست او حنا مي گذارند.روز عروسي وعقدكنان خانواده عروس و داماد جداگانهميهمانان ناهار مي دهند.

بعد از ظهر عروسي داماد به همراه فاميل و دوستان براي آوردن عروس به طرف خانه عروس راه مي افتد داماد از قبل اسبي را تزيين مي كند تا عروس را روي آن بنشاند وقتي به خانه عروس رسيدند خانواده عروس با نقل و شيريني و دود كردن اسپند به استقبال آنها مي رود پدر يا برادر عروس، ناني را به كمر عروس با شال سفيد يا سبز مي نشانند به اين نيت كه اولين فرزندشان پسر باشد و پير بچه ديگري آيينه به دست جلوي اسب عروس راه مي افتد. در بين راه دوستان داماد با پاي كوبي و تير اندازي، در شادماني سهيم مي شوند گاهي نيز با گذاشتن مسابقه اسب دواني بر عروسي مي افزايند.وقتي كه به در خانه داماد رسيدند داماد از اسب پياده نارنج، انار، يا سيبي، را در دست مي گيرد و به سمت عروس پرت مي كند عروس بايد آن را بگيرد و سپس آن را با هم بخورند.

عروس ابتدا وارد خانه نمي شود مگر اينكه پدر داماد سكه اي يك راس گاو و يا زميني را به عنوان رونما يا پاناز به عروس بدهد. وقتي عروس وارد حياط خانه شد مادر و خواهرهاي داماد اسپند دود مي كنند و نقل و نبات و شيريني به همراهان مي دهند تمام مهمانان شام را در خانه داماد مي خورند وپس از خوردن شام آنجا را ترك مي كنند تنها زني به نام « عروس مار » همراه عروس مي ماند. صبح روز بعد از عروسي عروس بايد صبحانه را آماده كند و به خانواده داماد بدهد. خانواده داماد نيز لباس، پول، پارچه اي را به عنوان خلعت به عروس مي دهند سه روز بعد از عروسي ، عروس و داماد به عنوان سلام به مادرزن، به خانه عروس مي روند كه به آن زن مار سلام مي گويند. جهاز عروس را يك روز قبل از عروسي به خانه داماد مي برند.

 

اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
+ نوشته شده     توسط ساده ایرونی آموزشی  | 

European integration: for and against.

The arguments in favour of European integration include the following:

·   In fostering cosmopolitanism (see p:113) it encourages people to escape from narrow and insular nationalism.

·        Economic monetary and political union creates a level o interdependence amongst states that makes war or major conflict in Europe unthinkable.

·        The establishment of a  continent wide market underpins prosperity and growth and gives Europe security within the global economy.

·        Pooling sovereignty is the only way in which European states cac exercise major and independent influence on the world stage.

·        Political union and economic union go hand in hand. In that a single marker has to be regulated by a common set of rules and decisions.

·        European citizenship offers individuals a wide and sometimes stronger set of rights freedoms and opportunities.

The arguments against European integration include the following:

·        The erosion of national sovereignty means that decision making fails to take account of distinctive national needs and interests.

·        Historically embedded national identities are being weakened sometimes provoking hostility and a nationalist backlash.

·        National, language and cultural differences make it impossible for EU bodies to establish genuine political allegiances.

·        The democratic deficit can never be overcome because of the distance between EU institutions and European populations.

·        Integration has been driven largely by political elites and corporate interests. Which have attempted to manipulate European populations into supporting the New Europe.

·        Integration primarily benefits large and economically powerful states and will eventually lead to a German-dominated Europe.

 

Focus on …

How the European Union works.

¨     European Commission: This is the executive bureaucratic arm of the EU. It is headed by 20 commissioners (two from each of the large states and one from each small one) and a president (Romano Prodi's term of office as president began in 2000). It proposes legislation, is a watchdog that erasures that EU treaties are respected, and is broadly responsible for policy implementation

¨     Council of Ministers: This is the decision making branch of the EU, and comprises ministers from the 15 states who are accountable to their own assemblies and governments. The presidency of the Council of Ministers rotates amongst member sta: es every six months. Important decisions are made by unanimous agreement and others are reached through qualified majority voting or by a simple majority.

¨     European Council: This is a senior forum in which beads of government accompanied be foreign ministers and two commissioners, discus the overall direction of the union's word. The Council meets periodically and provides strategic leadership for the EU.

¨  European Parliament: The EP is composed of 626 Members o the European Parliament (MEPS) (87 from the UK), who are directly elected every live years. The European Parliament is a scrutinizing assembly, not a legislature. Its major powers (to reject the European Union's budget and dismiss the European Commission) are too far-reaching to exercise.

¨     European Court of Justice: The ECJ interprets, and adjudicates on, European Union law. There are 15 judges, one from each member state, and six advocates general, who advise the court: As EU law has primacy over the national law of EU member states, the court can disapply domestic laws. A Court of First instance handles certain cases brought by individuals and companies

اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
+ نوشته شده     توسط ساده ایرونی آموزشی  | 

8

1)   مشارکت شهری را می توان به معنای شرکت و حضور جدی، فعال آگاهانه ارادی و سازمان یافته و موثر یکان های سازنده جمعه شهری یعنی افراد، خانوارها، گروه ها، نهادها، سازمان ها و بخش های عمومی و خصوصی شهری در فعالیت های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی زندگی شهری برای نیل به اهداف جمعی جامعه شهری دانست.

تجربیات جهانی نشان می دهد که از دهه 1980 میلادی به بعد در برنامه های توسعه و هم چنین توسعه شهری توجه فزاینده ای به رویکرد مشارکتی (Parocipatory Approach) صورت گرفته است. تاجایی که در حال حاضر مشارکت شهری رمز موفقیت پروژه توسعه شهری و هم چنین یکی از معیارهای ارزیابی عملکرد نظام مدیریت شهری و ارکان آن (شهرداریها و شورای شهر) است. (UNCHS: 1996,322)

عمده ترین نتایج و پیامدهای مشارکت شهری نیز عبارتنداز:

- آگاهی مردم از مهارت ها و توانایی های خود

- تقویت حس اعتماد و اطمینان نسبت به مدیران شهری

- تقویت حس همکاری میان شهروندان و مدیریت شهری

- بروز خلاقیت های شهروندان و ارائه شرح ها و پیشنهادات

- حل مشکلات شهری از طریق شهروندان

- احساس تعلق بیشتر به جامعه شهری

مشارکت شهری برای نظام مدیریت شهری و توسعه شهری کارکردهایی گوناگون دارد. از جمله این کارکردها می توان به افزایش دسترسی به اطلاعات شهری تعیین شقوق توسعه شهری، تعیین الویت ها و نیزهای شهروندان و کوشش جمعی برای اجرای پروژه توسعه شهری اشاره کرد.

مشارکت شهری در اجرای پروژه توسعه شهری دارای چندین سطح گوناگون است. راجر دست کم به پنج سطح قائل است:

الف) مشارکت شرهی خود جوش (حضور خودجوش مردم)

ب) مشارکت شهری فعال (همکاری مردم و مجریان پروژه)

پ) مشارکت شهری منفعل (حضور فیزیکی صرف مردم)

ت) مشارکت شهری کارکردی (قرار گرفتن مردم در جریان پروژه)

ث) مشارکت شهری ناموثر (حضور مردم در نهادها بدون حق رای)

ج) مشارکت شهری مشورتی (مشاوره دادن به مجرین پروژه)

از دیدگاه جامعه شناسی، مشارکت شهری دارای الزاماتی است که آگاهی از این الزامات برای شناخت مشارکت شهری و همچنین اتخاذ رویکرد مشارکتی شهری (Urban Participatory) سودمند است. در ابتدا ما به الگوهای سازمانی مشارکت شهری، الگوهای زمینه ای مشارکت شهری. الگوهای بخشی و مشارکت شهری و همچنین عوامل موثر بر شرکت شهروندان به طور مختصر خواهیم پرداخت.


 

10

الگوهای سازمان مشارکت شهری

اگرچه طیف وسیعی از الگوهای سازمانی برای مشارکت شهری متصور است (همان گونه که راجر به آن اشاره کرده است)، با وجود این ماهیتاً می توان قائل به دو گونه الگوی سازمانی مشارکت شهری شد: الگوی سازمانی مشارکت شهری خودجوش، و الگوی سازمانی مشارکت شهری سازمان یافته. به نظر می رسد در پروژه توسعه شهری و برای نظام مدیریت شهری و ارکان آن (شهرداری ها و شوراهای شهر) دادن وزن بیشتر به الگوی سازمانی مشارکت شهری سازمان یافته (رسمی، برنامه ریزی شده و نهادی) اهمیت بیشتری دارد. دلیل اصلی این است که مشارکت خودجوش، داوطلبانه و سازمان نیافته هنگامی شکل می گیرد که فرهنگ مشارکتی Participatory culture قوی شکل گرفته باشد و مشارکت توانسته باشد تبدیل به هنجار فرهنگی (Cultural Norm) شده باشد. از آنجا که در جامعه شهری جهان سوم، به ویژه بخش توسعه نیافته آن، فرهنگ مشارکتی شهری و هنجارهای فرهنگی شهری مربوط به مشارکت هنوز به طور شایسته شکل نگرفته است، نقش الگوی سازمانی مشارکت شهری رسمی و سازمان یافته اهمیت بیشتر دارد.

 

الگوهای زمینه ای مشارکت شهری

با توجه به طیف وسیع پروژه شهری و حیطه وظایف گسترده و متنوع نظام مدیریت شهری و ارکان اصلی آن ـ شهرداری ها و شوراهای شهر ـ زمینه های زیادی برای جلب مشارکت شهری وجود دارد.

با توجه به تجربیات جهانی و هم چنین با در نظر داشت وظایف نظام مدیریت شهری (و شهرداری ها و شوراهای شهر) در اکثر کشورهای جهان می توان زمینه های مشارکت شهری را شامل امور ایمنی، امور امنیتی، امور ورزشی، امور فرهنگی، امور رفاهی، امور اقتصادی، امور گردشگری، امور آموزشی، امور شهرسازی و نظایر آن دانست.

 

 

11

الگوهای بخش مشارکت شهری

این الگوها ناظر به ابعاد گوناگون جلب مشارکت شهروندان و رویه های مشارکت گستری است. با توجه به ماهیت توسعه شهری و همچنین ماهیت فرایند مدیریت شهری، الگوهای بخشی مشارکت شهری می تواند شامل مشارکت در سیاست گذاری شهری، برنامه ریزی شهری، ارزیابی نتایج فعالیت های شهری، تامین مالی هزینه های شهری و مشارکت در تامین نیروی انسانی لازم برای اجرای پروژه توسعه شهری است.

 

12

عوامل موثر بر مشارکت شهری

مشارکت شهری متاثر از عوامل گوناگونی است که باید در اتخاذ ریکرد مشارکتی شهری و برنامه ریزی های شهری مورد توجه قرار گیرد. از جمله این عوامل می توان به ادغام اجتماعی، برابری حقوقی، برابری فرصت، تعلق شهری، توسعه روابط اعتماد و سرانجام شغل افراد اشاره کرد. مجموعه این عوامل و سایر عوامل دیگری که می تواند وجود داشته باشد که بر شکل گرفتن مشارکت شهری و ماهیت مشارکت شهری موثرند.

 

 

منابع لاتین

Fainstein.S & S. Campbell. Roadings in Urban Theory, Blackwell.1997.

Mann. P.H. An Approach To Urban Socrology. RKP. 1998.

Massey. D el al. City Worlds. RXP.1999.

UNCHS An Urbanizing World OUP. 1996.

UNDP Human Development Report 1999. OUP.1999.

Woulk. A Vela, Urbanization in History. Clarendom Press.1995. PP. 352-353.

 

 

 

اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل لولیک الفرج
+ نوشته شده     توسط ساده ایرونی آموزشی  | 

ب) ثبت مبلغ کارکرد صورت وضعیت شماره (2).

چون صورت وضعیت هایی که در پایان هر ماه تهیه می شود کار انجام شده از شروع کار تا تاریخ تنظیم صورت وضعیت را تقویم می کند. بنابراین، برای تعیین مبلغ ناخالص کارکرد صورت وضعیت شماره (2) باید مبلغ کارکرد صورت وضعیت قبلی از آخرین صورت وضعیت کسر شود.

دفتر پیمانکار

دفتر کارفرما

حساب های دریافتی کارفرما 7.000.000

صورت وضعیت های تایید شده 7.000.000

ثبت مبلغ صورت وضعیت شماره (2)

دارایی در جریان ساخت   7000.000

حساب های پرداختنی پیمانکار   7.000.000

ثبت مبلغ صورت وضعیت شماره (2)

شرکت بناساز

 

مبلغ کارکرد صورت وضعیت شماره (2) به ترتیب زیر محاسبه شده است:

مبلغ کارکرد صورت وضعیت شماره (2) = مبلغ صورت وضعیت شماره (1) – مبلغ صورت وضعیت شماره (2)

7.000.000 ریال = 3.000.000 – 10.000.000

 

پرداخت وجه صورت وضعیت کارها

کارفرما پس از رسیدگی و تصحیحات احتمالی و وضع مبالغ زیر که برطبق قانون یا قرارداد ملزم به کسر آن است تتمه قابل پرداخت را با تنظیم سندی به پیمانکار پرداخت می کند:

 

 

 

%

¨     سپرده حسن انجم کار (وجه الضمان)

¨     اقساط پیش پرداخت

¨     پیش پرداخت مالیات موضوع ماده 104 قانون مالیات ها

¨     حق بیمه قرارداد طرح های عمرانی

10

20

5

6 (6/1% سهم پیمانکار و 4/4% سهم کارفرما)

چنانچه قرارداد از تاریخ اجرای قانون بیمه بیکاری (6/5/1369) بسته شده باشد حق بیمه بیکاری نیز به مأخذ 6% درصد کل کارکرد محاسبه می شود.

 

الف) ثبت پرداخت وجه صورت وضعیت شماره (1)

دفتر پیمانکار

 

دفتر کارفرما

 

بانک       

1.902.000

حساب های پرداختنی، پیمانکار  3.000.000

 

حساب های دریافتنی سپرده حسن انجام کار

3.000.000

دارایی در جریان تکمیل             132.000